تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
قوام زندگی ملتها و دولتها در تمام دورانها، مبتنی بر ثروت است. و البته ثروت در زمانهی ما جایگاهی پیدا کرده که پیشتر نداشت... پس آیا ممکن است گفته شود: مقتضای شرع اسلام این است که مسلمین فقیر باشند؟ محمد رشید رضا، الخلافة، صص94،95، القاهرة: مؤسسة هنداوي،…
اطاعت از حاکم متغلّب ـ ولو در موارد مطابق با شرع ـ شرعا واجب نیست مگر برای کسانی که مقهور غلبهی وی هستند. سلطان عبدالحمید [دوم] ادعای خلافت کرده بود و از آنجا که نه شروط خلافت را داشت و نه واجبات این منصب را به جا میآورد، مسلمین افغان و یمن و نجد و مغرب باوری به صحت خلافتش و اعتقادی به وجوب اطاعت از وی نداشتند.
محمد رشید رضا،
الخلافة،
صص98،99،
القاهرة: مؤسسة هنداوي، 2012
@AdnanFallahi
محمد رشید رضا،
الخلافة،
صص98،99،
القاهرة: مؤسسة هنداوي، 2012
@AdnanFallahi
👍6👎2
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
و دانستنی است که یکی از دانایان مشرق زمین که از نوابغ بود به اسم سید عبدالرحمن کواکبی در حدود شصت سال پیش کتابی بسیار محققانه در باب خواص استبداد به اسم «طبایع الاستبداد» نوشته که بسیار خواندنی است. سید حسن تقیزاده، تاریخ انقلاب مشروطیت ایران، ص89، تهران:…
آغاز داستان را باید از حکومت عباس میرزا نایب السلطنه و جنگ های ایران و روس و اقدامات داخلی آن شاهزاده منورالفکر گرفت... و دومی به واسطه آشنایی به زبان ترکی و اتصال معنوی [آذربایجان] از این راه (که سایر قسمتهای ایران از آن محروم بودند) استانبول و ممالک عثمانی و روسیه و مخصوصاً قفقاز و تا حدی حاج ترخان و عشق آباد و غیره بود...
پس از شرحی که راجع به روشنایی که از استانبول به ایران یعنی بالخاصه به تبریز آمده بود و در تهیۀ بیداری افکار و انقلاب سیاسی بتدریج مؤثر شده بود شمه ای هم از ارتباط معنوی بیداردلان آذربایجان با روسیه و بالخصوص با قفقازیه و داغستان باید بگوییم.
مطبعه ابتدا از روسیه به تبریز آمد و خط تلگرافی کمپانی هند و اروپا هم از ادسا و تفلیس و جلفا به تبریز راه یافت و این شهر را با اروپا مربوط ساخت.
سید حسن تقیزاده،
تاریخ انقلاب مشروطیت ایران،
صص228ـ231،
تهران: انتشارات فردوس، 1379.
@AdnanFallahi
پس از شرحی که راجع به روشنایی که از استانبول به ایران یعنی بالخاصه به تبریز آمده بود و در تهیۀ بیداری افکار و انقلاب سیاسی بتدریج مؤثر شده بود شمه ای هم از ارتباط معنوی بیداردلان آذربایجان با روسیه و بالخصوص با قفقازیه و داغستان باید بگوییم.
مطبعه ابتدا از روسیه به تبریز آمد و خط تلگرافی کمپانی هند و اروپا هم از ادسا و تفلیس و جلفا به تبریز راه یافت و این شهر را با اروپا مربوط ساخت.
سید حسن تقیزاده،
تاریخ انقلاب مشروطیت ایران،
صص228ـ231،
تهران: انتشارات فردوس، 1379.
@AdnanFallahi
👍7👎1
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
اطاعت از حاکم متغلّب ـ ولو در موارد مطابق با شرع ـ شرعا واجب نیست مگر برای کسانی که مقهور غلبهی وی هستند. سلطان عبدالحمید [دوم] ادعای خلافت کرده بود و از آنجا که نه شروط خلافت را داشت و نه واجبات این منصب را به جا میآورد، مسلمین افغان و یمن و نجد و مغرب…
... [هیچیک از جمیع ملل مسلمان] نتوانستند به آنچه که ملل فرنگی ـ یکی پس از دیگری ـ در امحای استبداد حاکمانشان رهنمون شدند، راه ببرند؛ چنانکه برخی از ملتهای فرنگی پادشاهی را به طور کامل ساقط کردند، و برخیشان سلطهی پادشاهان را محدود کردند به گونهای که از پادشاهی شاهان چیزی جز برخی مظاهر تشریفاتی که گاه مورد استفاده بود باقی نماند و حتی کوچکترین نوع استبداد از حیث امر و نهی آنها در حکومت محو شد.
محمد رشید رضا،
الخلافة،
ص127،
القاهرة: مؤسسة هنداوي، 2012.
@AdnanFallahi
محمد رشید رضا،
الخلافة،
ص127،
القاهرة: مؤسسة هنداوي، 2012.
@AdnanFallahi
👍6👎3
انجمن بینالملی پژوهشگران نسلکشی (IAGS) مهمترین سازمان غیردولتیای است که در سطح بینالمللی به پژوهش و مطالعه دربارهی ابعاد مختلف نسلکشی مشغول است. این انجمن با انتشار مجلات دورهای مانند Genocide Studies and Prevention و... نقش مهمی در پیشبرد مطالعات آکادمیک در حوزهی نسلکشی داشته و هماکنون حدود 500نفر از پژوهشگران و دانشگاهیان علاقمند به این حوزه را در دل خود گرد آورده است.
دو تن از بنیانگذاران اصلی این سازمان د. اسرائیل چارنی (استاد سابق دانشگاه عبری اورشلیم) و رابرت ملسون (از بازماندگان هولوکاست و استاد مطالعات نسلکشی در دانشگاه کلارک) از قضا خود از زمرهی پژوهشگران یهودیای هستند که پژوهش دربارهی نسل کشی یهودیان در جنگ جهانی دوم (هولوکاست) آنها را به وادی مطالعاتی کشاند.
این سازمان تاکنون تحقیقات، بررسیها و بیانیههای متعددی دربارهی جنایات جنگی در قرهباغ، نسل کشی ارامنه در اواخر دورهی عثمانی، نسلکشی کُردهای عراق در دوران صدام، نسلکشی بنگلادش در جریان جنگ استقلال، سرکوب اقلیت اویغور در چین، پاکسازی قومی اقلیت روهینجیا در میانمار و... را انتشار داده است.
اما در جدیدترین گزارش این سازمان (منتشر شده در 31آگوست 2025)، دولت اسراییل ـ علاوه بر کشتن و زخمی کردن بیش از 50هزار کودک غزهای ـ به لیست بلندبالایی از نقض قوانین بینالمللی متهم شده و این سازمان، سیاست و اقدامات اسراییل در جنگ اخیر غزه را بر اساس تعاریف قانونی (legal definition) مصداق نسلکشی، پاکسازی قومی و جنایت علیه بشریت دانسته است. نیز بر اساس مفاد اساسنامهی رم (مبنای دیوان کیفری بینالمللی)، نخست وزیر و وزیر دفاع اسراییل را جنایتکار جنگی معرفی کرده است.
متن کامل گزارش "انجمن بینالملی پژوهشگران نسلکشی" پیوست است.
@AdnanFallahi
دو تن از بنیانگذاران اصلی این سازمان د. اسرائیل چارنی (استاد سابق دانشگاه عبری اورشلیم) و رابرت ملسون (از بازماندگان هولوکاست و استاد مطالعات نسلکشی در دانشگاه کلارک) از قضا خود از زمرهی پژوهشگران یهودیای هستند که پژوهش دربارهی نسل کشی یهودیان در جنگ جهانی دوم (هولوکاست) آنها را به وادی مطالعاتی کشاند.
این سازمان تاکنون تحقیقات، بررسیها و بیانیههای متعددی دربارهی جنایات جنگی در قرهباغ، نسل کشی ارامنه در اواخر دورهی عثمانی، نسلکشی کُردهای عراق در دوران صدام، نسلکشی بنگلادش در جریان جنگ استقلال، سرکوب اقلیت اویغور در چین، پاکسازی قومی اقلیت روهینجیا در میانمار و... را انتشار داده است.
اما در جدیدترین گزارش این سازمان (منتشر شده در 31آگوست 2025)، دولت اسراییل ـ علاوه بر کشتن و زخمی کردن بیش از 50هزار کودک غزهای ـ به لیست بلندبالایی از نقض قوانین بینالمللی متهم شده و این سازمان، سیاست و اقدامات اسراییل در جنگ اخیر غزه را بر اساس تعاریف قانونی (legal definition) مصداق نسلکشی، پاکسازی قومی و جنایت علیه بشریت دانسته است. نیز بر اساس مفاد اساسنامهی رم (مبنای دیوان کیفری بینالمللی)، نخست وزیر و وزیر دفاع اسراییل را جنایتکار جنگی معرفی کرده است.
متن کامل گزارش "انجمن بینالملی پژوهشگران نسلکشی" پیوست است.
@AdnanFallahi
👍16👎2🤔1
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
... [هیچیک از جمیع ملل مسلمان] نتوانستند به آنچه که ملل فرنگی ـ یکی پس از دیگری ـ در امحای استبداد حاکمانشان رهنمون شدند، راه ببرند؛ چنانکه برخی از ملتهای فرنگی پادشاهی را به طور کامل ساقط کردند، و برخیشان سلطهی پادشاهان را محدود کردند به گونهای که از…
مدحت پاشا و یارانش قانون اساسی عثمانی را پایهگذاری کردند که سلطان عبدالحمید [دوم] جمع آنها را برهم زد و قانونشان را به مدت ثلث قرن زیر پا گذاشت؛ و در این مدت عبدالحمید حاکم مطلقی بود که کسی را یارای مخالفت با فرمانش و نقد دستورش نبود و شرع و قانون تحت ارادهی او بود و او چیزی را برای خود کرده بود که مختص پروردگار ـ و نه مخلوقاتش ـ است: (لایُسأل عمّا یَفعل وَهُم یُسألون).
محمد رشید رضا،
الخلافة،
ص132،
القاهرة: مؤسسة هنداوي، 2012.
@AdnanFallahi
محمد رشید رضا،
الخلافة،
ص132،
القاهرة: مؤسسة هنداوي، 2012.
@AdnanFallahi
👍7👎4🤔1
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
طی دو سدهی نخست تقریباً هیچگاه عربها نسبت به زبان فارسی کینه و خشم و حتی حساسیتی از خود نشان نداده اند. از این گذشته در همه این دوران که بر ایران و ایرانی چیره بودند با تاریخ و سنت و دین ایرانی هم سر ستیز نداشتند. روایاتی که در زمینه دشمنی ایشان نقل شده بسیار…
توجه به ایران کهن تقریباً هرگز رنگ اسلامستیزی و عربستیزی به خود نمیگرفت و بدینسان، یادآوری و بازآفرینی مفاهیم کهن برای ایرانیان مسلمان امری طبیعی و بیخطر میگردید. بیهوده نیست که مردی چون عضدالدوله دیلمی هم شهریار بغداد و شیراز بود هم شعر عربی میسرود و هم با عنوان «شاهنشاه فناخسرو» سکه به نام خود ضرب میکرد...
یکی از پدیدههای جالب، وضعیت بنیالاحرار ـ آزادزادگان ـ است که به فرمان انوشیروان یمن را فتح کرده پنجاه شصت سال بر آن حکم راندند. این کسان در تاریخ و ادب عربی، نه تنها هیچگاه غاصب و زورگو تلقی نشدهاند که به عکس، سپاهی آزادیبخش بودهاند که بارها مدحشان گفتهاند.
آذرتاش آذرنوش،
چالش میان فارسی و عربی سدههای نخست،
ص241،242
تهران، نشر نی، 1385.
@AdnanFallahi
یکی از پدیدههای جالب، وضعیت بنیالاحرار ـ آزادزادگان ـ است که به فرمان انوشیروان یمن را فتح کرده پنجاه شصت سال بر آن حکم راندند. این کسان در تاریخ و ادب عربی، نه تنها هیچگاه غاصب و زورگو تلقی نشدهاند که به عکس، سپاهی آزادیبخش بودهاند که بارها مدحشان گفتهاند.
آذرتاش آذرنوش،
چالش میان فارسی و عربی سدههای نخست،
ص241،242
تهران، نشر نی، 1385.
@AdnanFallahi
👍14👎1🤔1
آیا_شافعی_معمار_اصلی_فقه_اسلامی_بود؟_دین_آنلاین.pdf
562.6 KB
فایل پیوست، ترجمهی فارسی یکی از مقالات مهم وائل بن حلّاق استاد برجستهی مطالعات اسلامی است که د. محمد عثمانی آن را به فارسی ترجمه کرده و در سایت دینآنلاین منتشر شده است. مشخصات اصل مقاله به قرار زیر است:
Wael B. Hallaq, "Was al-Shafii the Master Architect of Islamic Jurisprudence?", International Journal of Middle East Studies, Vol. 25, No. 4 (Nov., 1993), pp. 587-605 (19 pages), Published By: Cambridge University Press.
@AdnanFallahi
Wael B. Hallaq, "Was al-Shafii the Master Architect of Islamic Jurisprudence?", International Journal of Middle East Studies, Vol. 25, No. 4 (Nov., 1993), pp. 587-605 (19 pages), Published By: Cambridge University Press.
@AdnanFallahi
🤔2
در شمال اروپا و بعدها در همه قاره در فاصله میان سالهای حدوداً ۱۴۰۰ و ۱۵۰۰ میلادی، انسانی که در وضعیت غیر آزاد باشد و بتوان او را خرید و فروش کنند دیگر وجود نداشت. این مساله تاحدی به این دلیل باز میگشت که دریافته بودند حدی از آزادی و استقلال موجب تولید کارآمدتر میشود زیرا بخشی از سود کار به خود کارگران کشاورزی و دیگر بخشها میرسید و بیتردید تا حدی به دلیل نفوذ انسانگرایانه کلیسا بود که هرچند هیچگاه بردگی را سریعاً محکوم کرد و اغلب خود بردهداری می کرد، به آزاد کردن بردگان با این دلیل که آنان در انسانیت با دیگران برابرند (ادعای اولیه مسیحیان) موعظه و توصیه میکرد. با این حال درست در زمانی که بردگی در دنیای قدیم در حال از بین رفتن بود با آغاز تجارت برده برای تامین کارگر برای معادن و سپس برای کشت و زرع در آمریکا، پدیدار یاد شده حیات تازه و وحشتناکی را در دنیای جدید آغاز کرد. استثمار ظالمانه انسانها که با استعمارگری اسپانیا در آن سوی اقیانوس اطلس مقارن بود انگیزه اولیه اعتراض به نظریه حقوقی مقدسی بود که بردگی را به رغم ناسازگاریاش با برابری طبیعی انسانها، توجیه میکرد.
پیش از این حادثه که عمدتاً به اواخر سده شانزدهم باز میگردد در انگلستان وایکلیف در امکان سازش میان بردگی و آموزههای مسیحی اظهار تردید کرده بود... وی قاعده طلایی سنت ماتئو حواری را نقل میکند که با دیگران همانگونه رفتار کن که دوست داری دیگران با خودت رفتار کنند و چنین ادامه میدهد هیچ انسانی بنا بر طبیعت خواهان بندگی دیگران نیست بنابراین خود نیز نباید هیچ یک از برادران خود را برده کند.
جان کلی،
تاریخ مختصر تئوری حقوقی در غرب،
ص۲۷۴،
ترجمه د. محمد راسخ،
نشر نی.
@AdnanFallahi
پیش از این حادثه که عمدتاً به اواخر سده شانزدهم باز میگردد در انگلستان وایکلیف در امکان سازش میان بردگی و آموزههای مسیحی اظهار تردید کرده بود... وی قاعده طلایی سنت ماتئو حواری را نقل میکند که با دیگران همانگونه رفتار کن که دوست داری دیگران با خودت رفتار کنند و چنین ادامه میدهد هیچ انسانی بنا بر طبیعت خواهان بندگی دیگران نیست بنابراین خود نیز نباید هیچ یک از برادران خود را برده کند.
جان کلی،
تاریخ مختصر تئوری حقوقی در غرب،
ص۲۷۴،
ترجمه د. محمد راسخ،
نشر نی.
@AdnanFallahi
👍6
❄️جنگ سرد عربی: سعودی و مصر
طبعا آرایش و محتوای بلوکهای قدرت در خاورمیانه، با تغییر زمان دچار دگرگونیهای شگرفی شده است. روابط مصر و سعودی در اواخر دهه50 و دهه60میلادی نیز یکی از پیامدهای همین تغییر آرایشها بود که بعضا از آن به عنوان جنگ سرد عربی یاد میکنند.
عربستان سعودی تا پیش از تثبیت قدرت جمال عبدالناصر در مصر، روابط دوستانهای با مصر داشت. از سال1957 بود که روابط دوستانهی بین ملک سعود و عبدالناصر به سردی گرایید و این مصادف با دورانی بود که بسیاری از اعضای اخوان مصر ـ که در اواخر دههی50 به سعودی مهاجرت کرده بودند ـ نقش فعالی در ساحت اجتماعی عربستان پیدا کرده بودند. در اینجا بود که دو محور مهم عربی در منطقه شکل گرفت: بلوک موسوم به محور ترقیخواه به مرکزیت مصرِ عبدالناصر که به شوروی متمایل بود؛ و بلوک موسوم به محور اسلامگرا به مرکزیت عربستان سعودی که به امریکا متمایل بود. در این هنگام بلوک سعودی، منادی گفتمان «وحدت اسلامی» بود تا در برابر گفتمان «وحدت عربی» و ناسیونالیسم عربی عبدالناصر قد علم کند. طبعا علمای سنتی سعودی توانایی و امکان ورود به چنین نزاع ایدیولوژیک و سیاسیای را نداشتند و در اینجا بود که نقش اعضای تبعیدی اخوان مصر در سعودی برجسته شد، خاصه که بعضی از آنان خود قربانی دولت عبدالناصر بودند. در 1962 بود که ملک فیصل، رادیوی "ندای اسلام" را تأسیس کرد که به مثابه هماوردی در برابر رادیوی "ندای عرب" عبدالناصر عمل میکرد. نیز در همین برهه، جنگی نیز میان مطبوعات دو کشور در گرفت. در حالیکه مطبوعات مصری خاندان سعودی را "مزدور امپریالیسم" میخواندند، مطبوعات سعودی لقب "استالین مصر" را به عبدالناصر دادند. اما کار به اینجا ختم نشد. زمانی که عبدالناصر تصمیم گرفت در راستای مدرنسازی الازهر پارهای اصلاحات را در آن وارد کند و الازهر را به ابزار مشروعیت دینی دولت خود تبدیل کند، مقامات عربستان سعودی نیز در سال 1961 دانشگاه اسلامی مدینه را تأسیس کردند که چونان رقیبی در برابر الازهر قد برافرازد. نیز "رابطة العالم الاسلامي" یکی دیگر از نهادهایی بود که سعودی برای مقابله با محور عبدالناصر تأسیس و کسانی چون سعید رمضان (داماد حسن البنا) و ابوالاعلی مودودی (مؤسس جماعت اسلامی پاکستان) را جذب این نهاد کرد.
@AdnanFallahi
طبعا آرایش و محتوای بلوکهای قدرت در خاورمیانه، با تغییر زمان دچار دگرگونیهای شگرفی شده است. روابط مصر و سعودی در اواخر دهه50 و دهه60میلادی نیز یکی از پیامدهای همین تغییر آرایشها بود که بعضا از آن به عنوان جنگ سرد عربی یاد میکنند.
عربستان سعودی تا پیش از تثبیت قدرت جمال عبدالناصر در مصر، روابط دوستانهای با مصر داشت. از سال1957 بود که روابط دوستانهی بین ملک سعود و عبدالناصر به سردی گرایید و این مصادف با دورانی بود که بسیاری از اعضای اخوان مصر ـ که در اواخر دههی50 به سعودی مهاجرت کرده بودند ـ نقش فعالی در ساحت اجتماعی عربستان پیدا کرده بودند. در اینجا بود که دو محور مهم عربی در منطقه شکل گرفت: بلوک موسوم به محور ترقیخواه به مرکزیت مصرِ عبدالناصر که به شوروی متمایل بود؛ و بلوک موسوم به محور اسلامگرا به مرکزیت عربستان سعودی که به امریکا متمایل بود. در این هنگام بلوک سعودی، منادی گفتمان «وحدت اسلامی» بود تا در برابر گفتمان «وحدت عربی» و ناسیونالیسم عربی عبدالناصر قد علم کند. طبعا علمای سنتی سعودی توانایی و امکان ورود به چنین نزاع ایدیولوژیک و سیاسیای را نداشتند و در اینجا بود که نقش اعضای تبعیدی اخوان مصر در سعودی برجسته شد، خاصه که بعضی از آنان خود قربانی دولت عبدالناصر بودند. در 1962 بود که ملک فیصل، رادیوی "ندای اسلام" را تأسیس کرد که به مثابه هماوردی در برابر رادیوی "ندای عرب" عبدالناصر عمل میکرد. نیز در همین برهه، جنگی نیز میان مطبوعات دو کشور در گرفت. در حالیکه مطبوعات مصری خاندان سعودی را "مزدور امپریالیسم" میخواندند، مطبوعات سعودی لقب "استالین مصر" را به عبدالناصر دادند. اما کار به اینجا ختم نشد. زمانی که عبدالناصر تصمیم گرفت در راستای مدرنسازی الازهر پارهای اصلاحات را در آن وارد کند و الازهر را به ابزار مشروعیت دینی دولت خود تبدیل کند، مقامات عربستان سعودی نیز در سال 1961 دانشگاه اسلامی مدینه را تأسیس کردند که چونان رقیبی در برابر الازهر قد برافرازد. نیز "رابطة العالم الاسلامي" یکی دیگر از نهادهایی بود که سعودی برای مقابله با محور عبدالناصر تأسیس و کسانی چون سعید رمضان (داماد حسن البنا) و ابوالاعلی مودودی (مؤسس جماعت اسلامی پاکستان) را جذب این نهاد کرد.
@AdnanFallahi
👍9
این دو ویدئو مربوط به کرانهی باختری است. یک رویهی تقریبا تکراری: هجوم شهرکنشینان اسراییلی به محلات و قریهها و حتی خانههای اعراب فلسطینی. اما نکتهای که در اینجا مایلم روی آن متمرکز شوم بحث اخلاقی یا حقوقی دربارهی این رخدادها نیست. نکته این است که دولتهای ذینفوذ غربی و در راس آنها ایالات متحده عملا هیچ کاری برای متوقف کردن این رویه نمیکنند؛ رویهای که کاملا مبتنی بر یک دیدگاه الهیاتیِ غلبهیافته بر سیاست است: این شهرکنشینان چیزی را به زور و خشونت طلب میکنند که بر اساس نصوص توراتی آن را حق مسلّم خود میدانند و دولت اصطلاحا "دموکرات" و "سکولار" اسراییل هم منکر چنین حقی نیست بلکه حمایت تمامقد دولت "سکولار" ایالات متحده را نیز پشت سر خود دارد.
با توجه به جمیع این جهات، به نظر باید از یک تلقی سادهانگارنه و تبلیغاتی دربارهی مفهوم سکولاریسم در سیاست معاصر جدا اجتناب کرد و به سیر تطور، لایهها و جنبههای ژرفتر آن توجه کرد (ناظر بر همین بحث: سنتگراترین ناسیونالیسمِ قومی/مذهبی به روایت لئو اشتراوس)
@AdnanFallahi
با توجه به جمیع این جهات، به نظر باید از یک تلقی سادهانگارنه و تبلیغاتی دربارهی مفهوم سکولاریسم در سیاست معاصر جدا اجتناب کرد و به سیر تطور، لایهها و جنبههای ژرفتر آن توجه کرد (ناظر بر همین بحث: سنتگراترین ناسیونالیسمِ قومی/مذهبی به روایت لئو اشتراوس)
@AdnanFallahi
👍17👎7
شیخ الاسلام به مناسبت نخستین جلسه هیأت دولت، باید دو بار دست سلطان را میبوسید. یکبار وقتی که سلطان به باغ جلوی دیوان میرسید و بار دوم در جلسه و در اثنای جلسه که عبای دیگر به او اهدا میشد.
اکرم کیدو،
نهاد شیخ الاسلام در دولت عثمانی،
ص۵۷،
ترجمه حسن حضرتی و سید محمد رضی مصطفوی،
تهران: انتشارات ندای تاریخ، 1395.
@AdnanFallahi
اکرم کیدو،
نهاد شیخ الاسلام در دولت عثمانی،
ص۵۷،
ترجمه حسن حضرتی و سید محمد رضی مصطفوی،
تهران: انتشارات ندای تاریخ، 1395.
@AdnanFallahi
👍5👎1
در حدود سال ۱۳۰۰ میلادی کلیسا بزرگترین مالک اروپا بود و برای دخل و خرجش یک نظام پیچیده و مؤثر مالی تدارک دیده بود. در واقع کلیسا دولت بزرگی بود که بر روی تمام دولتهای کوچکتر محلی سایه افکنده بود. کلیسا مدارس و دانشگاهها را اداره میکرد و اکثر هنرها را تحت تکفل داشت. علاوه بر این کلیسا به گفته یکی از مورخان خود را به عنوان دادگاهی بینالمللی معرفی کرده بود که تمام حاکمان و دولتها باید اخلاقاً نسبت به آن پاسخگو میبودند.
سارا فلاورز،
اصلاحات دینی،
صص16،17،
ترجمه رضا یاسایی،
تهران: نشر ققنوس.
@AdnanFallahi
سارا فلاورز،
اصلاحات دینی،
صص16،17،
ترجمه رضا یاسایی،
تهران: نشر ققنوس.
@AdnanFallahi
👍11
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
شیخ الاسلام به مناسبت نخستین جلسه هیأت دولت، باید دو بار دست سلطان را میبوسید. یکبار وقتی که سلطان به باغ جلوی دیوان میرسید و بار دوم در جلسه و در اثنای جلسه که عبای دیگر به او اهدا میشد. اکرم کیدو، نهاد شیخ الاسلام در دولت عثمانی، ص۵۷، ترجمه حسن حضرتی…
هرگاه عادتها و آیینهای جدیدی در جامعه حضور مییافت شیخالاسلام نقش بسزایی در جهتدهی عادتها در مسیر درست داشت.
در نیمه قرن دهم قمری/۱۶ میلادی مسئله حکم خوردن قهوه مطرح شد که آیا مباح است یا نه؟ چراکه خوردن قهوه نخستین بار در مناطق جنوب شرقی قلمرو عثمانی دیده شده بود... دانه قهوه را در حالی که نارس بود میخوردند و یا اینکه آن را میجوشانند و آبش را سر میکشیدند. این عادت به سرعت فراگیر شد. در سال۹۵۰قمری/۱۵۴۳میلادی کشتیها برای نخستین بار از جنوبشرقی، قهوه را به استانبول آوردند. این مسئله سبب مخالفت علمای سُنی با این نوع روشهای لذتجویی شد و خواستار ترک آن شدند و در فتاوای مختلف حرام بودن آن را از نظر اسلام بیان کردند... شیخ الاسلام ابوالسعود که معمولاً به تسامحگرایی شهرت داشت در اینباره سختگیریهای زیادی روا داشت تا جایی که دستور به شکستن، سوراخ نمودن و غرق کردن کشتیهایی کرد که قهوه حمل میکردند. ولی تحریم قهوه موثر واقع نشد و قهوهخانهها در تمام مناطق دایر گشت. حتی خود سلطان نیز قهوه مینوشید. و تا جایی این تسامح پیش رفت که علمای سنی خودشان قهوه مینوشیدند... تنباکو و توتون نیز همین سرنوشت را داشتند.. موضوع دینی دیگر، رقص دَورانی همراه با موسیقی هنگام نواختن نی به وسیله طریقت مولویه و خلوتیه بود... سربازان حکومتی به منازل آنان یورش میبردند و رقص دراویش را در هم کوبیده و آنها را شلاق میزدند. با وجود اقدامات سختگیرانه دراویش دست از مراسم خود بر نداشتند.
اکرم کیدو،
نهاد شیخ الاسلام در دولت عثمانی،
صص۱۴۹-۱۵۱،
ترجمه حسن حضرتی و سید محمد رضی مصطفوی،
تهران: انتشارات ندای تاریخ، 1395.
@AdnanFallahi
در نیمه قرن دهم قمری/۱۶ میلادی مسئله حکم خوردن قهوه مطرح شد که آیا مباح است یا نه؟ چراکه خوردن قهوه نخستین بار در مناطق جنوب شرقی قلمرو عثمانی دیده شده بود... دانه قهوه را در حالی که نارس بود میخوردند و یا اینکه آن را میجوشانند و آبش را سر میکشیدند. این عادت به سرعت فراگیر شد. در سال۹۵۰قمری/۱۵۴۳میلادی کشتیها برای نخستین بار از جنوبشرقی، قهوه را به استانبول آوردند. این مسئله سبب مخالفت علمای سُنی با این نوع روشهای لذتجویی شد و خواستار ترک آن شدند و در فتاوای مختلف حرام بودن آن را از نظر اسلام بیان کردند... شیخ الاسلام ابوالسعود که معمولاً به تسامحگرایی شهرت داشت در اینباره سختگیریهای زیادی روا داشت تا جایی که دستور به شکستن، سوراخ نمودن و غرق کردن کشتیهایی کرد که قهوه حمل میکردند. ولی تحریم قهوه موثر واقع نشد و قهوهخانهها در تمام مناطق دایر گشت. حتی خود سلطان نیز قهوه مینوشید. و تا جایی این تسامح پیش رفت که علمای سنی خودشان قهوه مینوشیدند... تنباکو و توتون نیز همین سرنوشت را داشتند.. موضوع دینی دیگر، رقص دَورانی همراه با موسیقی هنگام نواختن نی به وسیله طریقت مولویه و خلوتیه بود... سربازان حکومتی به منازل آنان یورش میبردند و رقص دراویش را در هم کوبیده و آنها را شلاق میزدند. با وجود اقدامات سختگیرانه دراویش دست از مراسم خود بر نداشتند.
اکرم کیدو،
نهاد شیخ الاسلام در دولت عثمانی،
صص۱۴۹-۱۵۱،
ترجمه حسن حضرتی و سید محمد رضی مصطفوی،
تهران: انتشارات ندای تاریخ، 1395.
@AdnanFallahi
👍12
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
دانه قهوه را در حالی که نارس بود میخوردند و یا اینکه آن را میجوشانند و آبش را سر میکشیدند. این عادت به سرعت فراگیر شد. در سال۹۵۰قمری/۱۵۴۳میلادی کشتیها برای نخستین بار از جنوبشرقی، قهوه را به استانبول آوردند. این مسئله سبب مخالفت علمای سُنی با این نوع روشهای لذتجویی شد و خواستار ترک آن شدند و در فتاوای مختلف حرام بودن آن را از نظر اسلام بیان کردند... شیخ الاسلام ابوالسعود که معمولاً به تسامحگرایی شهرت داشت در اینباره سختگیریهای زیادی روا داشت تا جایی که دستور به شکستن، سوراخ نمودن و غرق کردن کشتیهایی کرد که قهوه حمل میکردند. ولی تحریم قهوه موثر واقع نشد و قهوهخانهها در تمام مناطق دایر گشت. حتی خود سلطان نیز قهوه مینوشید. و تا جایی این تسامح پیش رفت که علمای سنی خودشان قهوه مینوشیدند..
جالبتر از رخدادهایی که بر سر نوشیدن قهوه در حوزهی دینی و سیاسی عثمانی رخ داد، مناقشاتی است که در اروپای قرن هفدهم و خاصه در بریتانیا بر سر همین موضوع به وقوع پیوست. قهوه و فرهنگ قهوهخانه از طریق عثمانی وارد اروپا شد و نخستین قهوهخانه در 1652 در لندن افتتاح شد. قهوه به سرعت به نوشیدنیای عامهپسند تبدیل شد و حساسیتهای مذهبی و سیاسیای را در میان نخبگان انگلیسی برانگیخت. مخالفان قهوه، آن را "دانهی محمدی" (Mahometan berry) میخواندند که تعبیری از نفوذ فرهنگی عثمانی و جهان اسلام به اروپا بود. حتی رسالههایی در باب ممنوعیت قهوه تألیف شد مانند رسالهی "The Character of a Coffee-House" که در 1665 و سه سال پس از تأسیس نخستین قهوهخانه در بریتانیا، رواج قهوه را نمادی از تباهی زمانه و چونان شورش کراموِل علیه سلطنت بریتانیا وصف میکرد! کار به قدری بالا گرفت که پادشاه وقت انگلیس چارلز دوم در 1675 فرمان به تعطیلی قهوهخانههای بریتانیا داد؛ فرمانی که با اعتراض گسترده مواجه و اندکی بعد باز پس گرفته شد. با این وجود اعتراضات به رواج قهوه تا اواسط قرن هجدهم هم تداوم داشت. قهوه را نوشیدنی شیطان میدانستند که یاریگر عثمانیها در نابودی دنیای مسیحیت است. نوشیدن قهوه نوعی عمل بدعتآمیز قلمداد میشد که بر بیگانگی از بریتانیا و ویژگیهای ملی آن دلالت میکرد. در رسالهای پیشگفته، در تحقیر انگلیسیهایی که قهوه مینوشند آمده است که آنها مقلد "مدهای احمقانه"ی مردمان اجنبی (تُرکها) هستند. اگر چه مخالفت با قهوه در آلمان و فرانسه بیشتر از منظر تأثیرات اجتماعی و فکری موضوعیت داشت، اما این مخالفت در بریتانیا رایجتر بود و بیشتر دلایل مذهبی داشت. در انگلستان قهوه را یک دانهی کفرآمیز و به مثابه سلاح پنهان مسلمانان میدیدند که شخص را به "تُرک انگلیسی" تبدیل میکند.
جزییات بیشتر را میتوان در این اثر دید:
Nabil Matar, ISLAM IN BRITAIN (1558 -1685)
@AdnanFallahi
جزییات بیشتر را میتوان در این اثر دید:
Nabil Matar, ISLAM IN BRITAIN (1558 -1685)
@AdnanFallahi
👍19👎2
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
شهریار ماکیاولّی: علوم سیاسی یا هَجویهی سیاسی؟ پادکستِ تهیه شده با هوش مصنوعیِ NotebookLM (زبان فارسی) @AdnanFallahi
⚔️امارت و دیانت: به روایت ماکیاولّی
نیکولو ماکیاولّی در فصل هشتم کتاب شهریار و در فقرهای که ترجمهی بخشهایی از آن ـ که ما در ادامه زیر این بخشها خط کشیدهایم ـ از این ترجمهی فارسی غایب است (شهریار، ترجمهی داریوش آشوری، ص56، تهران: نشر پرواز، 1366) مینویسد:
با توجه به شرحی که هاروی منسفیلد در مقدمهی خود بر ترجمهی شهریار ارائه داده، به نظر میرسد ماکیاولّی استفادهی ابزاری از دین را برای حاکمان ضروری دانسته است[2]. از نظر ماکیاولی نیروی عظیم دین را میتوان در بنیادگذاری موسی (ع) و داود (ع) دید که در فصل ششم شهریار به آنها اشاره شده است. نیز رهبری جیرولامو ساونارولا ـ کشیش مشهور معاصر با ماکیاولی ـ بر فلورانس از مصادیق همین بهرهبرداری از نیروی دین است. هاروی منسفیلد ناظر بر همین بحث ـ و در بیانی که بیربط با نقل فوق از فصل هشتم شهریار نمینماید ـ مینویسد:
ــــــــ
ارجاعات:
[1]. Niccolo Machiavelli, The Prince, p. 35, Translated and with an Introduction by Harvey C. Mansfield, The University of Chicago Press, 1998.
[2]. Ibid, p. xviii
[3]. Ibid, p. xxii
@AdnanFallahi
نیکولو ماکیاولّی در فصل هشتم کتاب شهریار و در فقرهای که ترجمهی بخشهایی از آن ـ که ما در ادامه زیر این بخشها خط کشیدهایم ـ از این ترجمهی فارسی غایب است (شهریار، ترجمهی داریوش آشوری، ص56، تهران: نشر پرواز، 1366) مینویسد:
... کسی نمیتواند کشتن هموطنان، خیانت به رفقا، بیایمانی، بیرحمی و بیدینی را فضیلت (virtue) بخواند؛ این رویهها [صرفا] میتوانند فرد را در دستیابی به امپراتوری قادر کنند و نه نیل به افتخار"[1].
با توجه به شرحی که هاروی منسفیلد در مقدمهی خود بر ترجمهی شهریار ارائه داده، به نظر میرسد ماکیاولّی استفادهی ابزاری از دین را برای حاکمان ضروری دانسته است[2]. از نظر ماکیاولی نیروی عظیم دین را میتوان در بنیادگذاری موسی (ع) و داود (ع) دید که در فصل ششم شهریار به آنها اشاره شده است. نیز رهبری جیرولامو ساونارولا ـ کشیش مشهور معاصر با ماکیاولی ـ بر فلورانس از مصادیق همین بهرهبرداری از نیروی دین است. هاروی منسفیلد ناظر بر همین بحث ـ و در بیانی که بیربط با نقل فوق از فصل هشتم شهریار نمینماید ـ مینویسد:
از آنجا که شهریار نمیتواند بدون آوردن نظم به قلمروی خود به افتخار برسد، استفاده از دین برای وی به معنای استفاده از آن برای پاسخگویی به نیازهای انسان ـ به صورت کلی ـ است"[3].
ــــــــ
ارجاعات:
[1]. Niccolo Machiavelli, The Prince, p. 35, Translated and with an Introduction by Harvey C. Mansfield, The University of Chicago Press, 1998.
[2]. Ibid, p. xviii
[3]. Ibid, p. xxii
@AdnanFallahi
👍7
محمد قطب... به مانند اکثر چهرههای جریان صَحوَه [بیداری اسلامی سعودی] در آن دوره، تشکیک در سرشت اسلامی حکمرانی عربستان سعودی را رد کرد و از اهمیت فقراتی از کتاب معالم في الطریق سیّد قطب که در آن سیّد گفته بود که هیچ دولت اسلامیای روی زمین وجود ندارد، کاست...
ستيفان لاکروا،
زمن الصحوة: الحرکات الاسلامية المعاصرة في السعودية،
ص79،
الترجمة باشراف: عبد الحق الزموري،
بيروت: الشبكة العربية، 2012.
@AdnanFallahi
ستيفان لاکروا،
زمن الصحوة: الحرکات الاسلامية المعاصرة في السعودية،
ص79،
الترجمة باشراف: عبد الحق الزموري،
بيروت: الشبكة العربية، 2012.
@AdnanFallahi
👍4🤔1
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
در حدود سال ۱۳۰۰ میلادی کلیسا بزرگترین مالک اروپا بود و برای دخل و خرجش یک نظام پیچیده و مؤثر مالی تدارک دیده بود. در واقع کلیسا دولت بزرگی بود که بر روی تمام دولتهای کوچکتر محلی سایه افکنده بود. کلیسا مدارس و دانشگاهها را اداره میکرد و اکثر هنرها را تحت…
در طول قرون وسطی و رنسانس، هنر ادبیات و تعلیم و تربیت تقریباً تنها از طرف کلیسا حمایت میشد. دانشگاهها برای تربیت کشیش تأسیس شده بود. عالیترین هنرها برای تزیین کلیساها به وجود آمده بود و پیشرفتهای بزرگ معماری برای ساختن کلیساهای بزرگ و افزایش شکوه و جلال الهی حاصل شده بود.
اصلاحات موقتاً باعث کاهش تولیدات هنری شد. کلیسای اصلاحی تسوینگلی به طور مداوم استفاده از هنر و موسیقی را در مراسم مذهبی نهی میکرد ـ هیچ چیز نباید باعث پرت شدن حواس مردم به هنگام تبلیغ کلام الهی میشد. اما لوتر و کالوین به پذیرش هنر کلیسایی تمایل داشتند چرا که در هیچ جای کتاب مقدس هنر منع نشده بود.
سارا فلاورز،
اصلاحات دینی،
ص85،
ترجمه رضا یاسایی،
تهران: نشر ققنوس.
@AdnanFallahi
اصلاحات موقتاً باعث کاهش تولیدات هنری شد. کلیسای اصلاحی تسوینگلی به طور مداوم استفاده از هنر و موسیقی را در مراسم مذهبی نهی میکرد ـ هیچ چیز نباید باعث پرت شدن حواس مردم به هنگام تبلیغ کلام الهی میشد. اما لوتر و کالوین به پذیرش هنر کلیسایی تمایل داشتند چرا که در هیچ جای کتاب مقدس هنر منع نشده بود.
سارا فلاورز،
اصلاحات دینی،
ص85،
ترجمه رضا یاسایی،
تهران: نشر ققنوس.
@AdnanFallahi
👍11
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
من فکر میکنم شش اصل برای تفکر محافظهکار وجود دارد: 1) اعتقاد، که قصدی الهیست و در کنار وجدان بر جامعه حکمفرماست زنجیرهای ابدی از حق و تکلیف را میسازد که بزرگ و کوچک، زنده و مرده را به هم پیوند میزند. مشکلات سیاسی در کنه خود، مشکلاتی دینی و اخلاقیاند...…
وحی، خرد و اطمینانی فراتر از احساسات، به ما میگویند که خالق هستیمان وجود دارد و او عالِم به همه چیز (omniscient) است. و انسان و دولت، از مخلوقات رحمت خدایند. این عقیدهی ارتدکس مسیحیت، هستهی فلسفهی [ادموند] برک است.
Russell Kirk,
The Conservative Mind, from Burke to Santayana,
P. 26,
Washington, DC: H. Regnery Company, 1953
#محافظهکاری_امریکایی
@AdnanFallahi
Russell Kirk,
The Conservative Mind, from Burke to Santayana,
P. 26,
Washington, DC: H. Regnery Company, 1953
#محافظهکاری_امریکایی
@AdnanFallahi
🤔5👍3
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
موضع عز بن عبدالسلام شافعی (660ق) دربارهی کفر و ایمان حقیقی (و نه فقهی)، شبیه به موضع منسوب به جاحظ، طوفی حنبلی و قلیلی دیگر از اصولیان و فقهای اهل سنت است: اگر آدمی به بلوغ برسد و اعتقاد صحیحی نداشته باشد، لازم است که بر حسب امکان [در اعتقاد خود] نظرورزی…
... فقهای مقلد... و آنها را در حالیکه در مجالس گرد هم میآیند دیدهایم، پس اگر برای یکیشان خلاف آن چیزی که بدان باور دارد ذکر شود بسیار متعجب میشود... پس بحث با اینان مضر و موجب دوری و دشمنی بیفایده است.
پس سبحان الله که چه بسیار کسانی که تقلید، چشمشان را کور کرده است...
عز بن عبدالسلام (660ق)،
قواعد الأحكام،
2/274،275،
تحقیق: د. نزیه کمال حماد&د. عثمان جمعة ضمیریة، دمشق: دار القلم.
#قدیم_متخیل
@AdnanFallahi
پس سبحان الله که چه بسیار کسانی که تقلید، چشمشان را کور کرده است...
عز بن عبدالسلام (660ق)،
قواعد الأحكام،
2/274،275،
تحقیق: د. نزیه کمال حماد&د. عثمان جمعة ضمیریة، دمشق: دار القلم.
#قدیم_متخیل
@AdnanFallahi
👍8
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
قدیمِ مُتَخَیَّل: امام غزالی و نهی از منکر عموما رسم بر این بوده و هست که واعظان و خطیبان در هر دورهای، از گسترش فساد و تباهی و بدعت و گناه شکایت کرده و چهبسا حسرت گذشته و قدیمِ "پاک" و "آرمانی" را بخورند. صدالبته از منظر کارکردهای اخلاقی و دینی، چنین…
و بدان که در این دوران [= قرن ششم قمری]، امر به معروف به فنا رفته تا جایی که معروف به منکر و منکر به معروف بدل شده است؛ و این دوران، مصداق سخن پیامبر علیه الصلاة والسلام است که: "بَدَأَ الإِسْلامُ غَرِيبًا وَسَيَعُودُ كَمَا بَدَأَ".
ابن الجوزي الحنبلي (597هـ)،
التبصرة،
2/303،
الناشر: دار الكتب العلمية، بيروت.
#قدیم_متخیل
@AdnanFallahi
ابن الجوزي الحنبلي (597هـ)،
التبصرة،
2/303،
الناشر: دار الكتب العلمية، بيروت.
#قدیم_متخیل
@AdnanFallahi
👍13👎1