تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی – Telegram
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
2.8K subscribers
63 photos
10 videos
56 files
704 links
درباره: اسلام‌شناسی، تاریخ، اندیشه‌ی سیاسی

* صفحه‌ی من در سایت آکادمیا:
http://independent.academia.edu/AdnanFallahi
* لینک نخستین مطلب کانال:
https://news.1rj.ru/str/AdnanFallahi/2
Download Telegram
در شمال اروپا و بعدها در همه قاره در فاصله میان سالهای حدوداً ۱۴۰۰ و ۱۵۰۰ میلادی، انسانی که در وضعیت غیر آزاد باشد و بتوان او را خرید و فروش کنند دیگر وجود نداشت. این مساله تاحدی به این دلیل باز می‌گشت که دریافته بودند حدی از آزادی و استقلال موجب تولید کارآمدتر می‌شود زیرا بخشی از سود کار به خود کارگران کشاورزی و دیگر بخش‌ها می‌رسید و بی‌تردید تا حدی به دلیل نفوذ انسانگرایانه کلیسا بود که هرچند هیچگاه بردگی را سریعاً محکوم کرد و اغلب خود برده‌داری می کرد، به آزاد کردن بردگان با این دلیل که آنان در انسانیت با دیگران برابرند (ادعای اولیه مسیحیان) موعظه و توصیه می‌کرد. با این حال درست در زمانی که بردگی در دنیای قدیم در حال از بین رفتن بود با آغاز تجارت برده برای تامین کارگر برای معادن و سپس برای کشت و زرع در آمریکا، پدیدار یاد شده حیات تازه و وحشتناکی را در دنیای جدید آغاز کرد. استثمار ظالمانه انسانها که با استعمارگری اسپانیا در آن سوی اقیانوس اطلس مقارن بود انگیزه اولیه اعتراض به نظریه حقوقی مقدسی بود که بردگی را به رغم ناسازگاری‌اش با برابری طبیعی انسان‌ها، توجیه می‌کرد.
پیش از این حادثه که عمدتاً به اواخر سده شانزدهم باز می‌گردد در انگلستان وایکلیف در امکان سازش میان بردگی و آموزه‌های مسیحی اظهار تردید کرده بود... وی قاعده طلایی سنت ماتئو حواری را نقل می‌کند که با دیگران همانگونه رفتار کن که دوست داری دیگران با خودت رفتار کنند و چنین ادامه می‌دهد هیچ انسانی بنا بر طبیعت خواهان بندگی دیگران نیست بنابراین خود نیز نباید هیچ یک از برادران خود را برده کند.


جان کلی،
تاریخ مختصر تئوری حقوقی در غرب،
ص۲۷۴،
ترجمه د. محمد راسخ،
نشر نی.


@AdnanFallahi
👍6
❄️جنگ سرد عربی: سعودی و مصر

طبعا آرایش و محتوای بلوک‌های قدرت در خاورمیانه، با تغییر زمان دچار دگرگونی‌های شگرفی شده است. روابط مصر و سعودی در اواخر دهه50 و دهه60میلادی نیز یکی از پیامدهای همین تغییر آرایش‌ها بود که بعضا از آن به عنوان جنگ سرد عربی یاد می‌کنند.
عربستان سعودی تا پیش از تثبیت قدرت جمال عبدالناصر در مصر، روابط دوستانه‌ای با مصر داشت. از سال1957 بود که روابط دوستانه‌ی بین ملک سعود و عبدالناصر به سردی گرایید و این مصادف با دورانی بود که بسیاری از اعضای اخوان مصر ـ که در اواخر دهه‌ی50 به سعودی مهاجرت کرده بودند ـ نقش فعالی در ساحت اجتماعی عربستان پیدا کرده بودند. در اینجا بود که دو محور مهم عربی در منطقه شکل گرفت: بلوک موسوم به محور ترقی‌خواه به مرکزیت مصرِ عبدالناصر که به شوروی متمایل بود؛ و بلوک موسوم به محور اسلامگرا به مرکزیت عربستان سعودی که به امریکا متمایل بود. در این هنگام بلوک سعودی، منادی گفتمان «وحدت اسلامی» بود تا در برابر گفتمان «وحدت عربی» و ناسیونالیسم عربی عبدالناصر قد علم کند. طبعا علمای سنتی سعودی توانایی و امکان ورود به چنین نزاع ایدیولوژیک و سیاسی‌ای را نداشتند و در اینجا بود که نقش اعضای تبعیدی اخوان مصر در سعودی برجسته شد، خاصه که بعضی از آنان خود قربانی دولت عبدالناصر بودند. در 1962 بود که ملک فیصل، رادیوی "ندای اسلام" را تأسیس کرد که به مثابه هماوردی در برابر رادیوی "ندای عرب" عبدالناصر عمل می‌کرد. نیز در همین برهه، جنگی نیز میان مطبوعات دو کشور در گرفت. در حالی‌که مطبوعات مصری خاندان سعودی را "مزدور امپریالیسم" می‌خواندند، مطبوعات سعودی لقب "استالین مصر" را به عبدالناصر دادند. اما کار به اینجا ختم نشد. زمانی که عبدالناصر تصمیم گرفت در راستای مدرن‌سازی الازهر پاره‌ای اصلاحات را در آن وارد کند و الازهر را به ابزار مشروعیت دینی دولت خود تبدیل کند، مقامات عربستان سعودی نیز در سال 1961 دانشگاه اسلامی مدینه را تأسیس کردند که چونان رقیبی در برابر الازهر قد برافرازد. نیز "رابطة العالم الاسلامي" یکی دیگر از نهادهایی بود که سعودی برای مقابله با محور عبدالناصر تأسیس و کسانی چون سعید رمضان (داماد حسن البنا) و ابوالاعلی مودودی (مؤسس جماعت اسلامی پاکستان) را جذب این نهاد کرد.


@AdnanFallahi
👍9
این دو ویدئو مربوط به کرانه‌ی باختری است. یک رویه‌ی تقریبا تکراری: هجوم شهرک‌نشینان اسراییلی به محلات و قریه‌ها و حتی خانه‌های اعراب فلسطینی. اما نکته‌ای که در اینجا مایلم روی آن متمرکز شوم بحث اخلاقی یا حقوقی درباره‌ی این رخدادها نیست. نکته این است که دولت‌های ذی‌نفوذ غربی و در راس آنها ایالات متحده عملا هیچ کاری برای متوقف کردن این رویه نمی‌کنند؛ رویه‌ای که کاملا مبتنی بر یک دیدگاه الهیاتیِ غلبه‌یافته بر سیاست است: این شهرک‌نشینان چیزی را به زور و خشونت طلب می‌کنند که بر اساس نصوص توراتی آن را حق مسلّم خود می‌دانند و دولت اصطلاحا "دموکرات" و "سکولار" اسراییل هم منکر چنین حقی نیست بلکه حمایت تمام‌قد دولت "سکولار" ایالات متحده را نیز پشت سر خود دارد.
    با توجه به جمیع این جهات، به نظر باید از یک تلقی ساده‌انگارنه و تبلیغاتی درباره‌ی مفهوم سکولاریسم در سیاست معاصر جدا اجتناب کرد و به سیر تطور، لایه‌ها و جنبه‌های ژرف‌تر آن توجه کرد (ناظر بر همین بحث: سنت‌گراترین ناسیونالیسمِ قومی/مذهبی به روایت لئو اشتراوس)


@AdnanFallahi
👍17👎7
شیخ الاسلام به مناسبت نخستین جلسه هیأت دولت، باید دو بار دست سلطان را می‌بوسید. یکبار وقتی که سلطان به باغ جلوی دیوان می‌رسید و بار دوم در جلسه و در اثنای جلسه که عبای دیگر به او اهدا می‌شد.

اکرم کیدو،
نهاد شیخ الاسلام در دولت عثمانی،
ص۵۷،
ترجمه حسن حضرتی و سید محمد رضی مصطفوی،
تهران: انتشارات ندای تاریخ، 1395.


@AdnanFallahi
👍5👎1
در حدود سال ۱۳۰۰ میلادی کلیسا بزرگترین مالک اروپا بود و برای دخل و خرجش یک نظام پیچیده و مؤثر مالی تدارک دیده بود. در واقع کلیسا دولت بزرگی بود که بر روی تمام دولتهای کوچک‌تر محلی سایه افکنده بود. کلیسا مدارس و دانشگاه‌ها را اداره می‌کرد و اکثر هنرها را تحت تکفل داشت. علاوه بر این کلیسا به گفته یکی از مورخان خود را به عنوان دادگاهی بین‌المللی معرفی کرده بود که تمام حاکمان و دولت‌ها باید اخلاقاً نسبت به آن پاسخگو می‌بودند.

سارا فلاورز،
اصلاحات دینی،
صص16،17،
ترجمه رضا یاسایی،
تهران: نشر ققنوس.


@AdnanFallahi
👍11
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
شیخ الاسلام به مناسبت نخستین جلسه هیأت دولت، باید دو بار دست سلطان را می‌بوسید. یکبار وقتی که سلطان به باغ جلوی دیوان می‌رسید و بار دوم در جلسه و در اثنای جلسه که عبای دیگر به او اهدا می‌شد. اکرم کیدو، نهاد شیخ الاسلام در دولت عثمانی، ص۵۷، ترجمه حسن حضرتی…
هرگاه عادت‌ها و آیین‌های جدیدی در جامعه حضور می‌یافت شیخ‌الاسلام نقش بسزایی در جهت‌دهی عادت‌ها در مسیر درست داشت.
در نیمه قرن دهم قمری/۱۶ میلادی مسئله حکم خوردن قهوه مطرح شد که آیا مباح است یا نه؟ چراکه خوردن قهوه نخستین بار در مناطق جنوب شرقی قلمرو عثمانی دیده شده بود... دانه قهوه را در حالی که نارس بود می‌خوردند و یا اینکه آن را می‌جوشانند و آبش را سر می‌کشیدند. این عادت به سرعت فراگیر شد. در سال۹۵۰قمری/۱۵۴۳میلادی کشتی‌ها برای نخستین بار از جنوب‌شرقی، قهوه را به استانبول آوردند. این مسئله سبب مخالفت علمای سُنی با این نوع روش‌های لذت‌جویی شد و خواستار ترک آن شدند و در فتاوای مختلف حرام بودن آن را از نظر اسلام بیان کردند... شیخ الاسلام ابوالسعود که معمولاً به تسامح‌گرایی شهرت داشت در این‌باره سخت‌گیری‌های زیادی روا داشت تا جایی که دستور به شکستن، سوراخ نمودن و غرق کردن کشتی‌هایی کرد که قهوه حمل می‌کردند. ولی تحریم قهوه موثر واقع نشد و قهوه‌خانه‌ها در تمام مناطق دایر گشت‌. حتی خود سلطان نیز قهوه می‌نوشید. و تا جایی این تسامح پیش رفت که علمای سنی خودشان قهوه می‌نوشیدند... تنباکو و توتون نیز همین سرنوشت را داشتند.. موضوع دینی دیگر، رقص دَورانی همراه با موسیقی هنگام نواختن نی به وسیله طریقت مولویه و خلوتیه بود... سربازان حکومتی به منازل آنان یورش می‌بردند و رقص دراویش را در هم کوبیده و آنها را شلاق می‌زدند. با وجود اقدامات سخت‌گیرانه دراویش دست از مراسم خود بر نداشتند.


اکرم کیدو،
نهاد شیخ الاسلام در دولت عثمانی،
صص۱۴۹-۱۵۱،
ترجمه حسن حضرتی و سید محمد رضی مصطفوی،
تهران: انتشارات ندای تاریخ، 1395.


@AdnanFallahi
👍12
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
دانه قهوه را در حالی که نارس بود می‌خوردند و یا اینکه آن را می‌جوشانند و آبش را سر می‌کشیدند. این عادت به سرعت فراگیر شد. در سال۹۵۰قمری/۱۵۴۳میلادی کشتی‌ها برای نخستین بار از جنوب‌شرقی، قهوه را به استانبول آوردند. این مسئله سبب مخالفت علمای سُنی با این نوع روش‌های لذت‌جویی شد و خواستار ترک آن شدند و در فتاوای مختلف حرام بودن آن را از نظر اسلام بیان کردند... شیخ الاسلام ابوالسعود که معمولاً به تسامح‌گرایی شهرت داشت در این‌باره سخت‌گیری‌های زیادی روا داشت تا جایی که دستور به شکستن، سوراخ نمودن و غرق کردن کشتی‌هایی کرد که قهوه حمل می‌کردند. ولی تحریم قهوه موثر واقع نشد و قهوه‌خانه‌ها در تمام مناطق دایر گشت‌. حتی خود سلطان نیز قهوه می‌نوشید. و تا جایی این تسامح پیش رفت که علمای سنی خودشان قهوه می‌نوشیدند..
جالب‌تر از رخدادهایی که بر سر نوشیدن قهوه در حوزه‌ی دینی و سیاسی عثمانی رخ داد، مناقشاتی است که در اروپای قرن هفدهم و خاصه در بریتانیا بر سر همین موضوع به وقوع پیوست. قهوه و فرهنگ قهوه‌خانه از طریق عثمانی وارد اروپا شد و نخستین قهوه‌خانه در 1652 در لندن افتتاح شد. قهوه به سرعت به نوشیدنی‌ای عامه‌پسند تبدیل شد و حساسیت‌های مذهبی و سیاسی‌ای را در میان نخبگان انگلیسی برانگیخت. مخالفان قهوه، آن را "دانه‌ی محمدی" (Mahometan berry) می‌خواندند که تعبیری از نفوذ فرهنگی عثمانی و جهان اسلام به اروپا بود. حتی رساله‌هایی در باب ممنوعیت قهوه تألیف شد مانند رساله‌ی "The Character of a Coffee-House" که در 1665 و سه سال پس از تأسیس نخستین قهوه‌خانه در بریتانیا، رواج قهوه را نمادی از تباهی زمانه و چونان شورش کراموِل علیه سلطنت بریتانیا وصف می‌کرد! کار به قدری بالا گرفت که پادشاه وقت انگلیس چارلز دوم در 1675 فرمان به تعطیلی قهوه‌خانه‌های بریتانیا داد؛ فرمانی که با اعتراض گسترده مواجه و اندکی بعد باز پس گرفته شد. با این وجود اعتراضات به رواج قهوه تا اواسط قرن هجدهم هم تداوم داشت. قهوه را نوشیدنی شیطان می‌دانستند که یاریگر عثمانی‌ها در نابودی دنیای مسیحیت است. نوشیدن قهوه نوعی عمل بدعت‌آمیز قلمداد می‌شد که بر بیگانگی از بریتانیا و ویژگی‌های ملی آن دلالت می‌کرد. در رساله‌ای پیش‌گفته، در تحقیر انگلیسی‌هایی که قهوه می‌نوشند آمده است که آنها مقلد "مدهای احمقانه"ی مردمان اجنبی (تُرک‌ها) هستند. اگر چه مخالفت با قهوه در آلمان و فرانسه بیشتر از منظر تأثیرات اجتماعی و فکری موضوعیت داشت، اما این مخالفت در بریتانیا رایج‌تر بود و بیشتر دلایل مذهبی داشت. در انگلستان قهوه را یک دانه‌ی کفرآمیز و به مثابه سلاح پنهان مسلمانان می‌دیدند که شخص را به "تُرک انگلیسی" تبدیل می‌کند.
جزییات بیشتر را می‌توان در این اثر دید:
Nabil Matar, ISLAM IN BRITAIN (1558 -1685)


@AdnanFallahi
👍19👎2
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
شهریار ماکیاولّی: علوم سیاسی یا هَجویه‌ی سیاسی؟ پادکستِ تهیه شده با هوش مصنوعیِ NotebookLM (زبان فارسی) @AdnanFallahi
⚔️امارت و دیانت: به روایت ماکیاولّی

نیکولو ماکیاولّی در فصل هشتم کتاب شهریار و در فقره‌ای که ترجمه‌ی بخش‌هایی از آن ـ که ما در ادامه زیر این بخش‌ها خط کشیده‌ایم ـ از این ترجمه‌ی فارسی غایب است (شهریار، ترجمه‌ی داریوش آشوری، ص56، تهران: نشر پرواز، 1366) می‌نویسد:
... کسی نمی‌تواند کشتن هموطنان، خیانت به رفقا، بی‌ایمانی، بی‌رحمی و بی‌دینی را فضیلت (virtue) بخواند؛ این رویه‌ها [صرفا] می‌توانند فرد را در دستیابی به امپراتوری قادر کنند و نه نیل به افتخار"[1].

با توجه به شرحی که هاروی منسفیلد در مقدمه‌ی خود بر ترجمه‌ی شهریار ارائه داده، به نظر می‌رسد ماکیاولّی استفاده‌ی ابزاری از دین را برای حاکمان ضروری دانسته است[2]. از نظر ماکیاولی نیروی عظیم دین را می‌توان در بنیادگذاری موسی (ع) و داود (ع) دید که در فصل ششم شهریار به آنها اشاره شده است. نیز رهبری جیرولامو ساونارولا ـ کشیش مشهور معاصر با ماکیاولی ـ بر فلورانس از مصادیق همین بهره‌برداری از نیروی دین است. هاروی منسفیلد ناظر بر همین بحث ـ و در بیانی که بی‌ربط با نقل فوق از فصل هشتم شهریار نمی‌نماید ـ می‌نویسد:
از آنجا که شهریار نمی‌تواند بدون آوردن نظم به قلمروی خود به افتخار برسد، استفاده از دین برای وی به معنای استفاده از آن برای پاسخگویی به نیازهای انسان ـ به صورت کلی ـ است"[3].

ــــــــ
ارجاعات:
[1]. Niccolo Machiavelli, The Prince, p. 35, Translated and with an Introduction by Harvey C. Mansfield, The University of Chicago Press, 1998.
[2]. Ibid, p. xviii
[3]. Ibid, p. xxii


@AdnanFallahi
👍7
محمد قطب... به مانند اکثر چهره‌های جریان صَحوَه [بیداری اسلامی سعودی] در آن دوره، تشکیک در سرشت اسلامی حکمرانی عربستان سعودی را رد کرد و از اهمیت فقراتی از کتاب معالم في الطریق سیّد قطب که در آن سیّد گفته بود که هیچ دولت اسلامی‌ای روی زمین وجود ندارد، کاست...

ستيفان لاکروا،
زمن الصحوة: الحرکات الاسلامية المعاصرة في السعودية،
ص79،
الترجمة باشراف: عبد الحق الزموري،
بيروت: الشبكة العربية، 2012.


@AdnanFallahi
👍4🤔1
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
در حدود سال ۱۳۰۰ میلادی کلیسا بزرگترین مالک اروپا بود و برای دخل و خرجش یک نظام پیچیده و مؤثر مالی تدارک دیده بود. در واقع کلیسا دولت بزرگی بود که بر روی تمام دولتهای کوچک‌تر محلی سایه افکنده بود. کلیسا مدارس و دانشگاه‌ها را اداره می‌کرد و اکثر هنرها را تحت…
در طول قرون وسطی و رنسانس، هنر ادبیات و تعلیم و تربیت تقریباً تنها از طرف کلیسا حمایت می‌شد. دانشگاهها برای تربیت کشیش تأسیس شده بود. عالی‌ترین هنرها برای تزیین کلیساها به وجود آمده بود و پیشرفتهای بزرگ معماری برای ساختن کلیساهای بزرگ و افزایش شکوه و جلال الهی حاصل شده بود.
اصلاحات موقتاً باعث کاهش تولیدات هنری شد. کلیسای اصلاحی تسوینگلی به طور مداوم استفاده از هنر و موسیقی را در مراسم مذهبی نهی می‌کرد ـ هیچ چیز نباید باعث پرت شدن حواس مردم به هنگام تبلیغ کلام الهی می‌شد. اما لوتر و کالوین به پذیرش هنر کلیسایی تمایل داشتند چرا که در هیچ جای کتاب مقدس هنر منع نشده بود.

سارا فلاورز،
اصلاحات دینی،
ص85،
ترجمه رضا یاسایی،
تهران: نشر ققنوس.


@AdnanFallahi
👍11
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
من فکر می‌کنم شش اصل برای تفکر محافظه‌کار وجود دارد: 1) اعتقاد، که قصدی الهی‌ست و در کنار وجدان بر جامعه حکمفرماست زنجیره‌ای ابدی از حق و تکلیف را می‌سازد که بزرگ و کوچک، زنده و مرده را به هم پیوند می‌زند. مشکلات سیاسی در کنه خود، مشکلاتی دینی و اخلاقی‌اند...…
وحی، خرد و اطمینانی فراتر از احساسات، به ما می‌گویند که خالق هستی‌مان وجود دارد و او عالِم به همه چیز (omniscient) است. و انسان و دولت، از مخلوقات رحمت خدایند. این عقیده‌ی ارتدکس مسیحیت، هسته‌ی فلسفه‌ی [ادموند] برک است.

Russell Kirk,
The Conservative Mind, from Burke to Santayana,
P. 26,
Washington, DC: H. Regnery Company, 1953
#محافظه‌کاری_امریکایی


@AdnanFallahi
🤔5👍3
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
موضع عز بن عبدالسلام شافعی (660ق) درباره‌ی کفر و ایمان حقیقی (و نه فقهی)، شبیه به موضع منسوب به جاحظ، طوفی حنبلی و قلیلی دیگر از اصولیان و فقهای اهل سنت است: اگر آدمی به بلوغ برسد و اعتقاد صحیحی نداشته باشد، لازم است که بر حسب امکان [در اعتقاد خود] نظرورزی…
... فقهای مقلد... و آنها را در حالی‌که در مجالس گرد هم می‌آیند دیده‌ایم، پس اگر برای یکی‌شان خلاف آن چیزی که بدان باور دارد ذکر شود بسیار متعجب می‌شود... پس بحث با اینان مضر و موجب دوری و دشمنی بی‌فایده است.
پس سبحان الله که چه بسیار کسانی که تقلید، چشمشان را کور کرده است...


عز بن عبدالسلام (660ق)،
قواعد الأحكام،
2/274،275،
تحقیق: د. نزیه کمال حماد&د. عثمان جمعة ضمیریة، دمشق: دار القلم.
#قدیم_متخیل


@AdnanFallahi
👍8
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
قدیمِ مُتَخَیَّل: امام غزالی و نهی از منکر عموما رسم بر این بوده و هست که واعظان و خطیبان در هر دوره‌ای، از گسترش فساد و تباهی و بدعت و گناه شکایت کرده و چه‌بسا حسرت گذشته و قدیمِ "پاک" و "آرمانی" را بخورند. صدالبته از منظر کارکردهای اخلاقی و دینی، چنین…
و بدان که در این دوران [= قرن ششم قمری]، امر به معروف به فنا رفته تا جایی که معروف به منکر و منکر به معروف بدل شده است؛ و این دوران، مصداق سخن پیامبر علیه الصلاة والسلام است که: "بَدَأَ الإِسْلامُ غَرِيبًا وَسَيَعُودُ كَمَا بَدَأَ".

ابن الجوزي الحنبلي (597هـ)،
التبصرة،
2/303،
الناشر: دار الكتب العلمية، بيروت.
#قدیم_متخیل


@AdnanFallahi
👍13👎1
كسی كه در بیرون تقلید رایج در نظام علمی ما صحبت بكند، یكی دو تا از این مفاهیم را به او می‌چسبانند. وقتی هم می‌پرسیم یعنی چی؟ نمی‌توانند جواب بدهند...
علوم انسانی ما از مفاهیمی در علوم انسانی جدید سخن می‌گوید كه آن مفاهیم در جایی و با توجه به موادی درست شده كه مواد ما نیست. رییس دانشگاه به من گفت تو سكولار هستی. در حالی كه نمی‌داند سكولار یعنی چه. تا حالا یك جمله ندیده‌ام از حوزه و دانشگاه كه درباره سكولاریسم نوشته شده باشد و كسی بداند كه راجع به چه چیز صحبت می‌كند. بسیاری از مفاهیم دیگر مثل ناسیونالیسم و لیبرالیسم و... نیز از این سنخ هستند. اینها بر مبنای مواد دیگری تاسیس شده‌اند و جای دیگری درست شده‌اند. علم جایی آغاز می‌شود كه مفاهیم جدید درباره یك مواد مشخص بیان شود. یعنی مفاهیمی كه درباره مواد ایران تدوین شده باشد. آن مفاهیم را هنوز نداریم....
گفته‌ام در اسلام سكولاریسم ممكن نیست، به دلایلی كه طرح آن اینجا ممكن نیست. اما چرا نیست؟ زیرا در آغاز دوران جدید تاریخ ایران، ایران توانسته تحولی در فقه و نظام قدیمش و ناحیه‌ای از نظام سنت قدمایی‌اش در جهت تجدد و تجدید ایجاد كند كه ما نمی‌دانیم آن چیست و مفهوم آن هنوز روشن نشده و نتوانسته‌ایم آن را تدوین كنیم... این شاخه‌های از علم با توجه به مواد دنیای مسیحیت تدوین شده و مواد ما آن نیست. یعنی هیچ كسی و هیچ مفهومی از جامعه‌شناسی حقوقی كنونی را سراغ ندارم كه بتواند توضیح بدهد به چه ترتیب فقهْ حقوقِ جدید شد، یعنی قدیمْ جدید شد.


جواد طباطبایی
https://ume.la/cGEN8D
👍9👎1
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
بسیاری از مفاهیم دیگر مثل ناسیونالیسم و لیبرالیسم و... نیز از این سنخ هستند. اینها بر مبنای مواد دیگری تاسیس شده‌اند و جای دیگری درست شده‌اند. علم جایی آغاز می‌شود كه مفاهیم جدید درباره یك مواد مشخص بیان شود. یعنی مفاهیمی كه درباره مواد ایران تدوین شده باشد. آن مفاهیم را هنوز نداریم....
به قرار این گفته‌ی صائب د. طباطبایی باید اضافه کنیم که مفاهیمی چون محافظه‌کاری، قوم‌گرایی و حتی اسلام‌گرایی که نزد خاصه بسیاری از فعالان سیاسی - سلبا یا ایجابا - رواج پیدا کرده‌اند، بر مبنای مواد دیگر و در جای دیگری جز اینجا تاسیس شده‌اند که فقدان بحث دقیق دانشگاهی و غیر ایدیولوژیک (بدون پیوند به مناسبات قدرت سیاسی) درباره‌ی این مفاهیم، عملا آنها را به برچسب‌هایی گنگ و نامنقح - که صرفا کارکرد سیاسی دارند - تبدیل کرده است.


@AdnanFallahi
👍9
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
هرگاه عادت‌ها و آیین‌های جدیدی در جامعه حضور می‌یافت شیخ‌الاسلام نقش بسزایی در جهت‌دهی عادت‌ها در مسیر درست داشت. در نیمه قرن دهم قمری/۱۶ میلادی مسئله حکم خوردن قهوه مطرح شد که آیا مباح است یا نه؟ چراکه خوردن قهوه نخستین بار در مناطق جنوب شرقی قلمرو عثمانی…
شیخ الاسلام ها وظیفه داشتند موضوع اعلان جنگ از سوی دولت را مبتنی بر فقه اسلامی بررسی کنند و با توجه به درخواست حکومت تصمیم خودشان را از طریق اعلان فتوا ابراز نمایند. البته حق اظهار فتوا بدون درخواست دولت را نداشتند و طبیعی بود که سلاطین سیاست های خود را از طریق فتاوای شیخ الاسلام ها تحمیل کنند. اغلب اوقات برای سربازان سخت بود با کسانی بجنگند که با آنها هم‌عقیده بودند و اعتقاد داشتند اگر از آنها بکشند مجرم خواهند بود و باید منتظر مجازات سختی باشند و اگر هم کشته شوند مرگشان شهادت به شمار نمی‌آید. به عبارت دیگر همانند زمانی که با کفار می‌جنگیدند و کشته می‌شدند و به بهشت می رفتند اما اکنون در این حالت به بهشت نخواهند رفت و برای اینکه خلأ ناشی از شک برطرف گردد سلطان احتیاج مبرم به حجت شرعی برای جنگ با کشورهای مسلمان داشت.
لازم بود که فتوا معنابخش این عقیده و ایمان باشد که اگر انسان کشته شود یا بجنگد تا کشته شود رضایت خداوند را به دست آورده است. برای مثال سلطان سلیم اول از زمبیللی علی جمالی خواست در سال ۱۰۲۵ قمری/۱۵۱۶ میلادی فتوای برای جنگ علیه مصر صادر کند با وجود اینکه به شیخ الاسلام گفته بود: " تو در امور حکومتی که به تو ربطی ندارد دخالت می کنی". علت ظاهری جنگ، همکاری با مصر علیه ایران شیعی بود. بنابراین سوال فتوا اینگونه طرح گردید: " اگر رهبر کشوری مسلمان بخواهد ریشه ملحدین(ایرانیان) را با کمک کسانی که آنها نیز از وجود حاکم طاغی [= ممالیک مصر] رنج می‌برند، از بین ببرد و این رهبر اسلامی از این کار منع شده باشد آیا قتل این حاکم طاغی و مصادره اموالش مباح است؟" جواب مثبت با تکیه بر حدیث چنین بود: "کسی که ملحدی را یاری کند خود ملحد است".
استفتای دوم نیز در همین زمینه بود: "اگر ملتی که نام اسلام را یدک می‌کشند (مصری‌ها) ترجیح می‌دهند با خانواده‌های غیر مومن (چرکس) ازدواج کنند آیا جنگیدن با آنها جایز است؟" جواب این چنین بود: "مانعی ندارد".
سوال سوم به این شرح بود: "اگر افرادی با دلایل ظاهری برای تکریم اسلامی که پذیرفته‌اند کلمه شهادتین را بر روی سکه‌ها حک کنند در حالی که می‌دانند این سکه‌ها در دستان مسیحی ها و یهودیان و پیروان فرقه ها مورد استفاده قرار می‌گیرد یا اینکه خدای ناکرده با این سکه‌ها به دستشویی بروند و یا بدون وضو آنها را لمس کنند و هنگام نیاز آنها را مصرف کنند حکم خداوند درباره آنها چیست؟" جواب: "اگر اجازه دفاع نمی‌دهند کشتن آنها درست است"
بنابراین از طریق این فتاوا جنگ علیه مصر توجیه گردید. این در حالی بود که شیخ‌الاسلام کمال پاشا‌زاده، سلطان سلیمانِ قانونی را برای حمله علیه ایران تحریک می‌کرد و نامه‌هایی که سلطان به شاه طهماسب می فرستاد با همکاری و مشورت شیخ‌الاسلام آماده و مکتوب می‌کرد.. فتوای شیخ الاسلام بر زندیق بودن ایرانیان تاکید داشت و همین استدلال برای جنگ بهانه‌ی شرعی خوبی به شمار می‌رفت. در سال ۱۱۳۴ قمری/۱۷۲۲میلادی فتوایی با این دلایلِ عنوان‌شده صادر شد اما این بار کمال افندی قاضی عسکر در رد این فتوا گفت: کسانی را که به سمت قبله نماز می گزارند یعنی مسلمانان را نمی‌توان ملحد قلمداد کرد. به تمایل شیخ الاسلام، وی پس از اعلان نظر به جزیره لیمینی تبعید گردید. این تصمیم شیخ الاسلام ترس ایجاد تفرقه بین صفوف سپاه و مردم را به وجود آورده بود کما اینکه ممکن بود به سیاست های بزرگ دولت آسیب برساند.
طبق همین فتواها و به دلایل دیگر علیه دولت‌های غیر اسلامی نیز اعلان جنگ صورت می‌گرفت و شرعی جلوه داده می‌شد. در سال ۹۸۹ قمری/۱۵۷۱ میلادی ابوالسعود فتوای خود را مبنی بر جنگ علیه بندقیه و اشغال قبرس صادر کرد و نیز در سال ۱۳۲۵ قمری/۱۷۱۶ میلادی با فتوای خود به تقویت تفکر جنگ با اتریش کمک کرد.


اکرم کیدو،
نهاد شیخ‌الاسلام در دولت عثمانی،
صص132ـ135،
ترجمه حسن حضرتی و سید محمد رضی مصطفوی،
تهران: انتشارات ندای تاریخ، 1395.


@AdnanFallahi
👍9
دولت انگلستان در آغاز قرن جدید تمایل یافت "پناهگاهی" را به جنبش صهیونیستی پیشنهاد دهد. کنگره ششم [صهیونیسم] در ۱۹۰۳ تقریباً یک صدا جانب کسانی را گرفت که با تاکید فراوان اعلام کردند حاضرند برای صهیون جان دهند و هیچ مکان دیگری در این جهان نمی تواند جایگزین آن شود. اما در عین حال در اعلامیه های پر شمارشان همواره از "مستعمره سازی" سخن گفته می‌شد و درباره بومیان آنجا، چندان حرفی در میان نبود به گونه‌ای که در همین زمان زودهنگام نیز تناقضی هویدا شد: صهیونیسم هم نوعی "جنبش رهایی بخش ملی" بود و هم عملیاتی برآمده از روح اروپایی‌مدار استعمارگری.

ارنست نولته،
اسلام‌گرایی: سومین جنبش مقاومت رادیکال،
صص۱۲۸،۱۲۹
ترجمه مهدی تدینی،
تهران: نشر ثالث.


@AdnanFallahi
👍11
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
آغاز داستان را باید از حکومت عباس میرزا نایب السلطنه و جنگ های ایران و روس و اقدامات داخلی آن شاهزاده منورالفکر گرفت... و دومی به واسطه آشنایی به زبان ترکی و اتصال معنوی [آذربایجان] از این راه (که سایر قسمتهای ایران از آن محروم بودند) استانبول و ممالک عثمانی…
از عوامل بسیار مهم در سوق آذربایجان بسوی تمدن جدید مدارس آمریکایی تبریز و ارومیه بود که فوق العاده تأثیر تربیتی شایان اعجاب داشتند و من هم خود در مدرسه تبریز آنها (اگر چه محصل آن مدرسه نبودم) قدری زبان انگلیسی آموختم. همچنین مدارس کاتولیکی فرانسویها تا حدی، و مدرسه سوزانوف روسی در تبریز برای تعلیم روسی و غیره...
از چیزهای مؤثر در تربیت و بیداری چنانکه گفتیم کتب ترکی استانبول و مخصوصا كتب عربی مصری و مجلۀ الهلال و کتبی مانند طبایع الاستبداد سید عبدالرحمن کواکبی بود.


سید حسن تقی‌زاده،
تاریخ انقلاب مشروطیت ایران،
صص240،241،
تهران: انتشارات فردوس، 1379.


@AdnanFallahi
👍11👎1🤔1
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
... فقهای مقلد... و آنها را در حالی‌که در مجالس گرد هم می‌آیند دیده‌ایم، پس اگر برای یکی‌شان خلاف آن چیزی که بدان باور دارد ذکر شود بسیار متعجب می‌شود... پس بحث با اینان مضر و موجب دوری و دشمنی بی‌فایده است. پس سبحان الله که چه بسیار کسانی که تقلید، چشمشان…
موعظه‌ها که زیاد شوند، در قلوب اثری نمی‌گذارند؛ پس بسیار وعظ گفتن، فایده‌ی آن را از بین می‌بَرَد.

عز بن عبدالسلام (660ق)،
قواعد الأحكام،
2/343،
تحقیق: د. نزیه کمال حماد&د. عثمان جمعة ضمیریة، دمشق: دار القلم.


@AdnanFallahi
👍16
تصویر فوق، عکس محل تحصیل ابن خلدون در دوران کودکی‌اش است: مسجد کوچکی ـ به نام مسجد القُبّة ـ در بخش قدیمی شهر تونس زادگاه وی.


@AdnanFallahi
👍15