اشتباه است که شکست مذهب در فرانسه را به فلسفۀ انگلیسی نسبت دهیم که بیش از یک فیلسوف را در پاریس با خود همراه نکرده است، بلکه باید آن را ناشی از نفرت از کشیشان دانست که دارد به نهایت خود میرسد.
رنه لویی مارکی د/آرژنسون (سیاستمدار و نویسندهی فرانسوی و وزیر امور خارجهی لویی پانزدهم)
* به نقل از: جان ام. دان، عصر روشنگری، ص52، ترجمه مهدی حقیقت خواه، تهران: انتشارات ققنوس.
@AdnanFallahi
👍7
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
حَنا آرنت
یهودیان متقاعد شدهاند ـ و بارها اعلام کردهاند ـ که جهان یا تاریخ یا اخلاق برتر، اصلاح اشتباهات دو هزار ساله و بهطور مشخصتر، جبران فاجعهی یهودیان اروپایی ـ که به نظر آنها صرفا جنایت آلمان نازی نبود بلکه جرم کل دنیای متمدن بود ـ را به آنها بدهکار است. از سوی دیگر، اعراب پاسخ میدهند که این دو اشتباه [دنیای قدیم رومی و دنیای متمدن غربی در حق یهودیان]، موجب حقی نمیشود و «هیچ آییننامهی اخلاقیای نمیتواند آزار و اذیت یک قوم را به منظور رفع آزار و اذیت دیگری توجیه کند».
حَنا آرنت
* اینک در:
Prophets Outcast: A Century of Dissident Jewish Writing about Zionism and Israel, Edited by: Adam Shatz, p. 77, Nation Books; First Edition, 2004.
@AdnanFallahi
حَنا آرنت
* اینک در:
Prophets Outcast: A Century of Dissident Jewish Writing about Zionism and Israel, Edited by: Adam Shatz, p. 77, Nation Books; First Edition, 2004.
@AdnanFallahi
👍13
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
بربر به یونانی βάρβαρος متضاد کلمه شهروند به یونانی πολίτης (پولیتس) است. نزدیکترین واژه به کلمه بربر را در یونانی میسنیای به خط باستانی B میبینیم که به معنای نامفهوم سخن گفتن است. این کلمه در اصل ریشه هند و اروپایی دارد. به همین دلیل این کلمه در زبان…
مردم من به نحوی از انحا از همان چیزی رنج بردهاند که پارسیان رنج بردهاند ـ آنها با راندن تودههایشان به سمت بردگی کامل و ما با راندن اکثریت در جهت مخالف یعنی به سوی آزادی کامل.
افلاطون،
The Laws,
book III, p.85,
Trans. Thomas Pangle,
The university of Chicago press, 1980
@AdnanFallahi
افلاطون،
The Laws,
book III, p.85,
Trans. Thomas Pangle,
The university of Chicago press, 1980
@AdnanFallahi
👍14👎2
Audio
ابن تیمیه علیه ابن تیمیه (استراتژی تناقضآفرین)
پادکستِ تهیه شده با هوش مصنوعیِ NotebookLM (زبان فارسی)
@AdnanFallahi
پادکستِ تهیه شده با هوش مصنوعیِ NotebookLM (زبان فارسی)
@AdnanFallahi
👍10👎1
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
لوتر و آبای کلیسای کاتولیک ((آنچه کشیشان و راهبان میآموختند، متن کتاب مقدس نبود بلکه نوشتههای بزرگان کلیسا مانند کتابهای اگوستینوس قدیس بود. هنگامی که مارتین لوتر، راهب بود یکی از آموزگارانش بدو گفته بود: "برادر مارتین! کاری به کتاب مقدس نداشته باش.…
لوتر رسالهای بنام دربارهی دستگاه پاپ رم ( RomeSur la papaué de) انتشار داد و در آن اعلام داشت که قدرت پاپ نه مطلق است و نه ناشی از حقی الهی... واتیکانِ برانگیخته از انتشار این نوشتهی تازه، در نوشتههای لوتر ۴۱ اشتباه یافت و در ۲۰ژوئن ۱۵۲۰ فرمان پاپ را به تصویب رساند که در آن به لوتر اخطار دادند که تا ۶۰روز آینده سخن خود را پس گیرد وگرنه تکفیر و طرد میشود...
لوتر به سه "بارویی" میتاخت که از دید او "شیفتگان رم" به دور خود کشیده بودند. او نخستین بارو را در تمایزگذاری میان حرفهی روحانی و حرفههای زمینی میدید، دومی را در ادعای روحانیت و بویژه پاپ در شایستگی انحصاری خود در تفسیر کتاب مقدس، و سومی را در حق ویژهی پاپ اعظم برای فراخوان شورای روحانیان.
ریشار استوفر،
رفرم پروتستانی (۱۵۱۷-۱۵۶۴م)،
ص۴۶،
ترجمه عبدالوهاب احمدی،
نشر آگه.
@AdnanFallahi
لوتر به سه "بارویی" میتاخت که از دید او "شیفتگان رم" به دور خود کشیده بودند. او نخستین بارو را در تمایزگذاری میان حرفهی روحانی و حرفههای زمینی میدید، دومی را در ادعای روحانیت و بویژه پاپ در شایستگی انحصاری خود در تفسیر کتاب مقدس، و سومی را در حق ویژهی پاپ اعظم برای فراخوان شورای روحانیان.
ریشار استوفر،
رفرم پروتستانی (۱۵۱۷-۱۵۶۴م)،
ص۴۶،
ترجمه عبدالوهاب احمدی،
نشر آگه.
@AdnanFallahi
👍12
ابراهیم ایمان داشت و شک نکرد. او به محال ایمان داشت. اگر ابراهیم شک کرده بود آنگاه کاری دیگر میکرد.. به کوه موریه میرفت.. و کارد را در سینهی خویش مینشاند. او در جهان ستایش میشد و نامش فراموش نمیگردید. اما ستایش شدن چیزی است و ستارهی راهنمای نجات مضطربان شدن، چیز دیگر. اما ابراهیم ایمان داشت.
سورِن کییرکگارد،
ترس و لرز،
ص۴۶،
ترجمه عبدالکریم رشیدیان،
تهران: نشر نی.
@AdnanFallahi
سورِن کییرکگارد،
ترس و لرز،
ص۴۶،
ترجمه عبدالکریم رشیدیان،
تهران: نشر نی.
@AdnanFallahi
👍20👎5
جوزف نای، استراتژیست معروف امریکایی (رییس شورای اطلاعات ملی در دورهی کلینتون) و نظریهپرداز "قدرت نرم" در روابط بینالملل بود که چند هفتهی پیش درگذشت. این آخرین مقالهی اوست که فارنافرز چند روز پیش منتشر کرده و روی تهدید قدرت نرم ایالات متحده از سوی دولت کنونی متمرکز است. بخشهایی از آن را قرار میدهم:
Power is the ability to get others to do what you want. This goal can be accomplished by coercion, payment, or attraction. The first two are hard power; the third is soft power. In the short term, hard power usually trumps soft power, but over the long term, soft power often prevails. Joseph Stalin is thought to have once mockingly asked, “How many divisions does the Pope have?” But the Soviet Union is long gone, and the papacy lives on.
The president seems inordinately committed to coercion and the exercise of American hard power, but he does not seem to understand soft power or its role in foreign policy. Coercing democratic allies such as Canada or Denmark more broadly weakens trust in U.S. alliances; threatening Panama reawakens fears of imperialism throughout Latin America; crippling the U.S. Agency for International Development undercuts the United States’ reputation for benevolence. Silencing the Voice of America mutes the country’s message.
Skeptics say, So what? International politics is hardball, not softball. And Trump’s coercive and transactional approach is already producing concessions with the promise of more to come. As Machiavelli once wrote about power, it is better for a prince to be feared than loved. But it is better yet to be both feared and loved. Power has three dimensions, and by ignoring attraction, Trump is neglecting a key source of American strength. In the long run, it is a losing strategy..
At least before Trump’s second term began, China lagged far behind the United States in the court of global public opinion. Pew surveyed 24 countries in 2023 and reported that a majority of respondents in most of them found the United States more attractive than China, with Africa the only continent where the results were even close. More recently, in May 2024, Gallup found that in 133 countries it surveyed, the United States had the advantage in 81 and China in 52. If Trump keeps undercutting American soft power, however, these numbers may change markedly.
@AdnanFallahi
https://www.foreignaffairs.com/united-states/end-long-american-century-trump-keohane-nye
Power is the ability to get others to do what you want. This goal can be accomplished by coercion, payment, or attraction. The first two are hard power; the third is soft power. In the short term, hard power usually trumps soft power, but over the long term, soft power often prevails. Joseph Stalin is thought to have once mockingly asked, “How many divisions does the Pope have?” But the Soviet Union is long gone, and the papacy lives on.
The president seems inordinately committed to coercion and the exercise of American hard power, but he does not seem to understand soft power or its role in foreign policy. Coercing democratic allies such as Canada or Denmark more broadly weakens trust in U.S. alliances; threatening Panama reawakens fears of imperialism throughout Latin America; crippling the U.S. Agency for International Development undercuts the United States’ reputation for benevolence. Silencing the Voice of America mutes the country’s message.
Skeptics say, So what? International politics is hardball, not softball. And Trump’s coercive and transactional approach is already producing concessions with the promise of more to come. As Machiavelli once wrote about power, it is better for a prince to be feared than loved. But it is better yet to be both feared and loved. Power has three dimensions, and by ignoring attraction, Trump is neglecting a key source of American strength. In the long run, it is a losing strategy..
At least before Trump’s second term began, China lagged far behind the United States in the court of global public opinion. Pew surveyed 24 countries in 2023 and reported that a majority of respondents in most of them found the United States more attractive than China, with Africa the only continent where the results were even close. More recently, in May 2024, Gallup found that in 133 countries it surveyed, the United States had the advantage in 81 and China in 52. If Trump keeps undercutting American soft power, however, these numbers may change markedly.
@AdnanFallahi
https://www.foreignaffairs.com/united-states/end-long-american-century-trump-keohane-nye
Foreign Affairs
The End of the Long American Century
Trump and the sources of U.S. power.
⚖️استحقاق: حقوقی و سیاسی
رابطهی ظریفی بین "حق" و "احقاق حق" وجود دارد که فقهای قدیم نیز متوجه آن بودهاند. کسی که صاحب حقی است، مُستَحِق استیفای آن حق میشود. به بیان سادهتر عادلانه و لازم است که حق خود را دریافت کند. چنین وضعیتی را میتوان مسامحتا "استحقاق حقوقی" نامید. اما آیا میتوان تمام حقوق را به نحو شامل و کامل استیفا کرد؟ در اینجا علاوه بر لزوم و وجوب مستحق بودن، باید پای عنصر دیگری را گشود که عبارت است از ضمانت استیفای حق. یعنی وجود امکانات و شرایطی که بتوان در پرتو آنها، حق را به صاحب حق رساند. من چنین وضعیتی را نیز مسامحتا "استحقاق سیاسی" مینامم. بنابراین عنصر تعیینکنندهی استیفای تمام یا بخشی از حقوق، مناسبات قدرتی است که ضامن این روند باشد. به زبان خیلی سادهتر شما وقتی میتوانید به حق خود برسید که علاوه بر مستحق بودن، امکان فراچنگ آوردن حق را نیز داشته باشد. اما اگر چنین امکانی به نحو درخوری وجود نداشته باشد باید چه کرد؟
فقهای مسلمان در اینجا ـ و ذیل ابواب معاملات ـ بابی تحت عنوان "صلح" گشودهاند. زمانی که صاحب حق به دلایلی ترجیح میدهد که از بخشی یا تمام حق خود گذشت کند میتواند با کسی که حق وی در کف اوست از در صلح درآید. اسباب و دلایل صلح البته متفاوت است: گاهی از سر بخشندگی صاحب حق و عجز طرف مقابل از باز پس دادن حق اوست و گاهی از سر پرهیز از ورود به یک منازعهی نافرجام و ملالآور و گاه نیز به دلیل موازنه بین هزینه و فایدهی استیفای آن حق در برابر گذشت از بخشی یا تمام آن. برای مثال عز بن عبدالسلام میگوید که یک از مزایای صلح "برائت ذمه و خلاصی یافتن از بدی بدهکاری و خلاف وعده کردن است، چراکه شخص بدهکار هرگاه حرفی بزند دروغ میگوید و چون وعده دهد بدعهدی میکند"[1].
ــــــــــ
ارجاعات:
[1]. عز بن عبدالسلام، قواعد الأحكام، 2/135، تحقیق: د. نزیه کمال حماد&د. عثمان جمعة ضمیریة، دمشق: دار القلم.
@AdnanFallahi
رابطهی ظریفی بین "حق" و "احقاق حق" وجود دارد که فقهای قدیم نیز متوجه آن بودهاند. کسی که صاحب حقی است، مُستَحِق استیفای آن حق میشود. به بیان سادهتر عادلانه و لازم است که حق خود را دریافت کند. چنین وضعیتی را میتوان مسامحتا "استحقاق حقوقی" نامید. اما آیا میتوان تمام حقوق را به نحو شامل و کامل استیفا کرد؟ در اینجا علاوه بر لزوم و وجوب مستحق بودن، باید پای عنصر دیگری را گشود که عبارت است از ضمانت استیفای حق. یعنی وجود امکانات و شرایطی که بتوان در پرتو آنها، حق را به صاحب حق رساند. من چنین وضعیتی را نیز مسامحتا "استحقاق سیاسی" مینامم. بنابراین عنصر تعیینکنندهی استیفای تمام یا بخشی از حقوق، مناسبات قدرتی است که ضامن این روند باشد. به زبان خیلی سادهتر شما وقتی میتوانید به حق خود برسید که علاوه بر مستحق بودن، امکان فراچنگ آوردن حق را نیز داشته باشد. اما اگر چنین امکانی به نحو درخوری وجود نداشته باشد باید چه کرد؟
فقهای مسلمان در اینجا ـ و ذیل ابواب معاملات ـ بابی تحت عنوان "صلح" گشودهاند. زمانی که صاحب حق به دلایلی ترجیح میدهد که از بخشی یا تمام حق خود گذشت کند میتواند با کسی که حق وی در کف اوست از در صلح درآید. اسباب و دلایل صلح البته متفاوت است: گاهی از سر بخشندگی صاحب حق و عجز طرف مقابل از باز پس دادن حق اوست و گاهی از سر پرهیز از ورود به یک منازعهی نافرجام و ملالآور و گاه نیز به دلیل موازنه بین هزینه و فایدهی استیفای آن حق در برابر گذشت از بخشی یا تمام آن. برای مثال عز بن عبدالسلام میگوید که یک از مزایای صلح "برائت ذمه و خلاصی یافتن از بدی بدهکاری و خلاف وعده کردن است، چراکه شخص بدهکار هرگاه حرفی بزند دروغ میگوید و چون وعده دهد بدعهدی میکند"[1].
ــــــــــ
ارجاعات:
[1]. عز بن عبدالسلام، قواعد الأحكام، 2/135، تحقیق: د. نزیه کمال حماد&د. عثمان جمعة ضمیریة، دمشق: دار القلم.
@AdnanFallahi
👍8👎1
Audio
پادکست هوش نو - ۱
معرفی و مرور کتاب حِسبَه: تبارشناسی تفتیش عقاید در خلافت عباسی | تألیف احمد صبحی منصور | ترجمهٔ عدنان فلّاحی | نشرنو
اشاره: این پادکست با هوش مصنوعی ساخته شده و ممکن است ندرتاً تلفظ برخی اسامی یا اصطلاحات اشتباه باشد.
خرید این کتاب از وبسایت نشرنو
@nashrenow
معرفی و مرور کتاب حِسبَه: تبارشناسی تفتیش عقاید در خلافت عباسی | تألیف احمد صبحی منصور | ترجمهٔ عدنان فلّاحی | نشرنو
اشاره: این پادکست با هوش مصنوعی ساخته شده و ممکن است ندرتاً تلفظ برخی اسامی یا اصطلاحات اشتباه باشد.
خرید این کتاب از وبسایت نشرنو
@nashrenow
👍7
نشرنو
پادکست هوش نو - ۱ معرفی و مرور کتاب حِسبَه: تبارشناسی تفتیش عقاید در خلافت عباسی | تألیف احمد صبحی منصور | ترجمهٔ عدنان فلّاحی | نشرنو اشاره: این پادکست با هوش مصنوعی ساخته شده و ممکن است ندرتاً تلفظ برخی اسامی یا اصطلاحات اشتباه باشد. خرید این کتاب از…
گفتنیست برغم معرفی خوبی که این محصول هوش مصنوعی از کلیت کتاب دارد، بعضا نظرات و اقوالی که در این پادکست به برخی از فقهای قدیم منتسب شده، "دقیق" و نعل به نعل مطالب کتاب نیست.
@AdnanFallahi
@AdnanFallahi
👍3
قدیمِ مُتَخَیَّل: امام غزالی و نهی از منکر
عموما رسم بر این بوده و هست که واعظان و خطیبان در هر دورهای، از گسترش فساد و تباهی و بدعت و گناه شکایت کرده و چهبسا حسرت گذشته و قدیمِ "پاک" و "آرمانی" را بخورند. صدالبته از منظر کارکردهای اخلاقی و دینی، چنین رویهای چونان تذکار دائمی انحطاط و نوعی زوالاندیشی است که فینفسه نامطلوب نمینماید. اما تاریخسازیهای متخیّل از گذشته را نباید خیلی جدی گرفت.
برای مثال لابد قرن پنجم و ششم ـ مصادف با خلافت عباسی و اوج اقتدار سلجوقیان ـ میباید یکی از مصادیق "قدیمِ آرمانی" باشد؛ یکی از مظاهر تجلیِ اخلاق و ایمان "سلف". اما امام غزالی در کتاب مشهور احیاء علوم الدین، تمام این تصورات و متخیلات را بر باد میدهد. غزالی دائما از فساد دوران و تباهی مردمان عصر خود شکایت میکند و یکی از گستردهترین ادبیات حمله به همکسوتانش (فقها) را در همین کتاب پایهریزی میکند. احیاء العلوم در واقع یکی از مهمترین مصادیق سنتِ قُدماییِ "نقد فقها"ست که به دست فقیه و متکلم بزرگی چون غزالی رقم خورده است. اما غزالی که فصل مبسوطی از همین احیاء العلوم را به احکام حِسبَه (امر به معروف و نهی از منکر) از منظر رسمی و ارتدکس فقه اختصاص داده است، آنگاه که پای در زمین واقعیت میگذارد گویی هر آنچه با دست راست داده را با دست چپ پس میگیرد. او ضمن صحه گذاشتن بر انحطاط و تباهی عمیق دوران خود و به فنا دادن یکی از مصادیقِ زمانی اسطورهی "قدیم متخیّل"، عملا به دست شستن از کلیت احکام حسبه ـ با جزییات و تفاصیلی که نزد خود وی و بقیه فقها وجود داشته است ـ حکم میدهد. غزالی مینویسد:
از این فقره اظهر من الشمس است که غزالی نیز نهایتا آرمانگرایی را فدای واقعگرایی کرد و بر انحطاط و انحراف عمیق عصر خود (تا جایی که کسی را یار و یاور خود در امر به معروف و نهی از منکر نیافت) صحه گذاشت.
ــــــ
ارجاعات:
[1]. "وفي العزلة خلاص وفي الأمر بالمعروف والنهي عن المنكر إثارة للخصومات وتحريك لغوائل الصدور..."(الغزالي، احیاء علوم الدین، 2/229).
@AdnanFallahi
عموما رسم بر این بوده و هست که واعظان و خطیبان در هر دورهای، از گسترش فساد و تباهی و بدعت و گناه شکایت کرده و چهبسا حسرت گذشته و قدیمِ "پاک" و "آرمانی" را بخورند. صدالبته از منظر کارکردهای اخلاقی و دینی، چنین رویهای چونان تذکار دائمی انحطاط و نوعی زوالاندیشی است که فینفسه نامطلوب نمینماید. اما تاریخسازیهای متخیّل از گذشته را نباید خیلی جدی گرفت.
برای مثال لابد قرن پنجم و ششم ـ مصادف با خلافت عباسی و اوج اقتدار سلجوقیان ـ میباید یکی از مصادیق "قدیمِ آرمانی" باشد؛ یکی از مظاهر تجلیِ اخلاق و ایمان "سلف". اما امام غزالی در کتاب مشهور احیاء علوم الدین، تمام این تصورات و متخیلات را بر باد میدهد. غزالی دائما از فساد دوران و تباهی مردمان عصر خود شکایت میکند و یکی از گستردهترین ادبیات حمله به همکسوتانش (فقها) را در همین کتاب پایهریزی میکند. احیاء العلوم در واقع یکی از مهمترین مصادیق سنتِ قُدماییِ "نقد فقها"ست که به دست فقیه و متکلم بزرگی چون غزالی رقم خورده است. اما غزالی که فصل مبسوطی از همین احیاء العلوم را به احکام حِسبَه (امر به معروف و نهی از منکر) از منظر رسمی و ارتدکس فقه اختصاص داده است، آنگاه که پای در زمین واقعیت میگذارد گویی هر آنچه با دست راست داده را با دست چپ پس میگیرد. او ضمن صحه گذاشتن بر انحطاط و تباهی عمیق دوران خود و به فنا دادن یکی از مصادیقِ زمانی اسطورهی "قدیم متخیّل"، عملا به دست شستن از کلیت احکام حسبه ـ با جزییات و تفاصیلی که نزد خود وی و بقیه فقها وجود داشته است ـ حکم میدهد. غزالی مینویسد:
نجات در گوشهنشینی است و امر به معروف و نهی از منکر موجب برانگیختن خصومتها و کینههای قلبی میشود چنانکه گفته شده: وچقدر نصیحت از پی شما فرستادم/در حالی که نصیحتگر را دشمنی حاصل آید. و هر کس امر به معروف را امتحان کرده غالبا از آن پشیمان شده، چراکه آن مانند دیوار کجیست که آدمی بخواهد راستش کند و اما چیزی نماند که دیوار بر سرش سقوط کند. پس چون دیوار سقوط کند [با خود] گوید: ای کاش دیوار را همینطور کج رها میکردم. بله! اگر یارانی بیابد که دیوار را نگه دارند تا او با ستونی آن را محکم کند دیوار راست میایستد اما امروزه [= قرن پنجم و ششم] تو یارانی نمییابی پس دیگران را رها کن و خودت را نجات بده"[1].
از این فقره اظهر من الشمس است که غزالی نیز نهایتا آرمانگرایی را فدای واقعگرایی کرد و بر انحطاط و انحراف عمیق عصر خود (تا جایی که کسی را یار و یاور خود در امر به معروف و نهی از منکر نیافت) صحه گذاشت.
ــــــ
ارجاعات:
[1]. "وفي العزلة خلاص وفي الأمر بالمعروف والنهي عن المنكر إثارة للخصومات وتحريك لغوائل الصدور..."(الغزالي، احیاء علوم الدین، 2/229).
@AdnanFallahi
👍12👎2🤔2
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
در لوای حکومت استبدادی انسان مانند حیوانات نصیبی جز غریزه طبیعی و اطاعت و تنبیه ندارد. احساسات طبیعی از قبیل احترام والدین، محبت به زن و فرزند، قوانین شرافت، حالات مزاجی و امثال این چیزها را پیش کشیدن فایده ندارد. هر امری که شاه مستبد صادر میکند کافی است،…
قانون روم که به موجب آن رسیدگی به اتهام «زنا» بایستی علنی باشد، برای حفظ پاکی اخلاق قابل تحسین بود چه آنکه زنها را مرعوب می کرد و آنهایی را هم که بایستی مراقب زنان باشند مرعوبتر می نمود.
هیچ چیز بیش از اطاعت فوق العاده جوانان نسبت به پیرمردان باعث حفظ اخلاق نمیشود زیرا هر دو دسته خویشتنداری خواهند کرد. جوانان به واسطه احترامی که نسبت به پیرمردان دارند و پیران به مناسبت احترام به شخص خودشان.
بارون دو مُنتِسکیو،
روح القوانین،
1/254،
ترجمه علی اکبر مهتدی،
تهران: انتشارات امیرکبیر، چـ10، 1391.
@AdnanFallahi
هیچ چیز بیش از اطاعت فوق العاده جوانان نسبت به پیرمردان باعث حفظ اخلاق نمیشود زیرا هر دو دسته خویشتنداری خواهند کرد. جوانان به واسطه احترامی که نسبت به پیرمردان دارند و پیران به مناسبت احترام به شخص خودشان.
بارون دو مُنتِسکیو،
روح القوانین،
1/254،
ترجمه علی اکبر مهتدی،
تهران: انتشارات امیرکبیر، چـ10، 1391.
@AdnanFallahi
👍8👎1
Audio
مرور و بازخوانی مقالهی "شریعت چیست؟"
What is Shari'a?, Yearbook of Islamic and Middle Eastern Law, 2005–2006, vol. 12 (Leiden: Brill Academic Publishers, 2007): 80-151.
اثر پروفسور وائل بن حَلّاق
* این مقاله پیشتر به همین قلم، به فارسی ترجمه و منتشر شده است. نیز در همینباره نک:
ـ سکولاریزاسیون در اسلام: جواد طباطبایی و وائل بن حلّاق
@AdnanFallahi
What is Shari'a?, Yearbook of Islamic and Middle Eastern Law, 2005–2006, vol. 12 (Leiden: Brill Academic Publishers, 2007): 80-151.
اثر پروفسور وائل بن حَلّاق
* این مقاله پیشتر به همین قلم، به فارسی ترجمه و منتشر شده است. نیز در همینباره نک:
ـ سکولاریزاسیون در اسلام: جواد طباطبایی و وائل بن حلّاق
@AdnanFallahi
سکهها، پاپیروسهای عربی و یافتههای باستانشناسی جدید که ارتباط نزدیکی با مطالعات بیزانسی یا ساسانی دارند، در دهههای اخیر شروع به شکلدهی مجددِ درک تاریخی ما از قرن هفتم میلادی کردهاند؛ درکی برآمده از نوسازی فهم ما از این دورهی مهم با توسل به مبنایی محکمتر، بهویژه باتوجه به ارتباط دوگانهی این امپراتوریها با قبایل و اجتماعات عرب.
Marco Demichelis,
Violence in Early Islam,
pp. 5,6,
I.B. TAURIS, 2021
@AdnanFallahi
Marco Demichelis,
Violence in Early Islam,
pp. 5,6,
I.B. TAURIS, 2021
@AdnanFallahi
👍5
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
مرور و بازخوانی مقالهی "شریعت چیست؟" What is Shari'a?, Yearbook of Islamic and Middle Eastern Law, 2005–2006, vol. 12 (Leiden: Brill Academic Publishers, 2007): 80-151. اثر پروفسور وائل بن حَلّاق * این مقاله پیشتر به همین قلم، به فارسی ترجمه و منتشر شده…
These remarks are especially important in light of the foolish efforts of our age to device and implement political institutions independently of religion.
Georg Wilhelm Friedrich Hegel,
Lectures on the philosophy of world history,
P. 101,
Oxford University Press, 2011
@AdnanFallahi
Georg Wilhelm Friedrich Hegel,
Lectures on the philosophy of world history,
P. 101,
Oxford University Press, 2011
@AdnanFallahi
👍4
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
شکست لیبرالیسم در حل "مسألهی یهود": روایت لئو اشتراوس ویژگی صهیونیسم به عنوان یک جنبش مدرن، بیش از پیش در صهیونیسمِ کاملاً سیاسی عیان میشود که ابتدا لئون پینسکر در کتاب خودآزادسازی و سپس تئودور هرتزل در کتاب دولت یهودی آن را ارائه کردند. پینسکر و هرتزل…
⌛️محافظهکارترین ناسیونالیسمِ قومی/مذهبی به روایت لئو اشتراوس
لئو اشتراوس (1973م) فیلسوف یهودی و تاریخنگار مشهور اندیشهی سیاسی ـ برخلاف معاصرین خوشبینترش مانند کارل پوپر ـ معتقد بود که دنیای معاصر "عصر زوال کامل"[1] است. برغم این زوال کامل دوران، اشتراوس به سبب سوگیریهای مذهبی و خوانش سیاسیای که از آیین یهود داشت، در صهیونیسم سیاسی یک "نیروی اخلاقی" میدید که ـ به زعم وی ـ دستاوردهایش در میانهی این زوال و انحطاطِ جهان خودنمایی میکند[2]. اشتراوس این مدعیات را در سال 1956 و در واکنش به انتشار مطلبی در مجلهی محافظهکار National Review بیان کرد که نویسندگانش، انتقادات تندی را نسبت به دولت نوتأسیس اسراییل وارد کرده بودند. این نامهی اشتراوس به پروفسور ویلمور کِندال[3] (ویراستار مجلهی مذکور و استاد علوم سیاسی در دانشگاه ییل امریکا) از آنجا مهم است که جزء معدود واکنشهای وی به رخدادهای سیاسی معاصر خود و احتمالا ترجمانی بدون ابهام از نسبت ایدههای سیاسی/فلسفی اشتراوس با دنیای معاصر ـ بدون نیاز به تکنیک بینِ خطوطخوانیاش ـ باشد. اشتراوس که همواره مدافع پرشور حقیقتِ ورای تاریخ مینمود و عمری را صرف تبیین اهمیت فلسفهی قُدَمایی جستجوگر حقیقت ـ و نفی اصالت بافتار (context) در این جستجو ـ کرد و تمدن را پدیداری فراملی و ماورای قومی میدانست، در اینجا در قامت یک یهودیِ اُمتگرای سفت و سخت، با یکسانانگاری یهودستیزی و نقد دولت یهود (Jewish state)، انتقاد و بدگویی از دولت اسراییل و ایدیولوژی سیاسیاش (صهیونیسم سیاسی) را چنان تلخ مییابد که نویسندگان مجله را تلویحا به آلتدستیِ رانههای یهودستیزانه متهم میکند![4] اشتراوس ـ که ظاهرا معتقد به وجود نوعی اندیشهی محافظهکارِ انترناسیونال و فراتمدنی است ـ در ادامه برای اینکه نشان دهد ادعای محافظهکاری این مجله با انتقاد از دولت اسراییل جور در نمیآید، مزایای اسراییل را ـ به زعم خود ـ از منظر محافظهکاری محبوبش به رخ میکشد. اشتراوس مینویسد:
اشتراوس در ادامه گوشزد میکند که چرا این اوصافِ دولت یهود - به گمان وی - قابل تقدیر است:
عبارات پایانی اشتراوس دربارهی محافظهکاری عمیق تئودور هرتسل (پدر صهیونیسم سیاسی مدرن) و لیبرال نبودن وی، البته اهمیت این مطالب پیشگفته را ندارد[5]، جز اینکه تمجیدی است که یک فیلسوف سیاسی صهیونیست از بازجستن تراث کهن الهیاتی در عصر زوال و انحطاط، چونان یک ارزش و امتیاز، به عمل میآورد.
در انتها باید گفت آنچه عجیب مینماید این است که برغم اینکه بسیاری از سیاسیون و غیرسیاسیون معاصر از میان محافظهکاران یهودی و مسیحی ـ و خاصه مسیحیان پروتستان ـ بازجستن سنن دینی خود و اتکا به آنها را امری عادی و طبیعی ـ و چهبسا ممدوح و همچون یک مزیت و اعتبار ـ بر میشمارند، این رجوع الهیاتی را منحصر و محصور در سنت غربی میدانند و در تناقضی آشکار، برای دیگر باورمندان ـ بهویژه مسلمانان ـ اقتدا به سنتهای الهیاتی خویش و نوزایی آنها را به رسمیت نمیشناسند.
ـــــــــ
ارجاعات:
[1]. era of complete dissolution
[2]. اشتراوس مینویسد:
“Political Zionism is problematic for obvious reasons. But I can never forget what it achieved as a moral force in an era of complete dissolution”
[3]. Wilmoore Kendall
[4]. اشتراوس مینویسد: "من... وسوسه شدم که باور کنم که یک خصومت ضدیهودی، مؤلفینِ مذکور را به پیش رانده است؛ البته من آموختهام که در برابر وسوسهها مقاومت کنم".
[5]. متن کامل نوشتار اشتراوس را در این آدرس ببینید:
https://tikvah.org/library/the-state-of-israel/
✍️عدنان فلّاحی
https://news.1rj.ru/str/AdnanFallahi
لئو اشتراوس (1973م) فیلسوف یهودی و تاریخنگار مشهور اندیشهی سیاسی ـ برخلاف معاصرین خوشبینترش مانند کارل پوپر ـ معتقد بود که دنیای معاصر "عصر زوال کامل"[1] است. برغم این زوال کامل دوران، اشتراوس به سبب سوگیریهای مذهبی و خوانش سیاسیای که از آیین یهود داشت، در صهیونیسم سیاسی یک "نیروی اخلاقی" میدید که ـ به زعم وی ـ دستاوردهایش در میانهی این زوال و انحطاطِ جهان خودنمایی میکند[2]. اشتراوس این مدعیات را در سال 1956 و در واکنش به انتشار مطلبی در مجلهی محافظهکار National Review بیان کرد که نویسندگانش، انتقادات تندی را نسبت به دولت نوتأسیس اسراییل وارد کرده بودند. این نامهی اشتراوس به پروفسور ویلمور کِندال[3] (ویراستار مجلهی مذکور و استاد علوم سیاسی در دانشگاه ییل امریکا) از آنجا مهم است که جزء معدود واکنشهای وی به رخدادهای سیاسی معاصر خود و احتمالا ترجمانی بدون ابهام از نسبت ایدههای سیاسی/فلسفی اشتراوس با دنیای معاصر ـ بدون نیاز به تکنیک بینِ خطوطخوانیاش ـ باشد. اشتراوس که همواره مدافع پرشور حقیقتِ ورای تاریخ مینمود و عمری را صرف تبیین اهمیت فلسفهی قُدَمایی جستجوگر حقیقت ـ و نفی اصالت بافتار (context) در این جستجو ـ کرد و تمدن را پدیداری فراملی و ماورای قومی میدانست، در اینجا در قامت یک یهودیِ اُمتگرای سفت و سخت، با یکسانانگاری یهودستیزی و نقد دولت یهود (Jewish state)، انتقاد و بدگویی از دولت اسراییل و ایدیولوژی سیاسیاش (صهیونیسم سیاسی) را چنان تلخ مییابد که نویسندگان مجله را تلویحا به آلتدستیِ رانههای یهودستیزانه متهم میکند![4] اشتراوس ـ که ظاهرا معتقد به وجود نوعی اندیشهی محافظهکارِ انترناسیونال و فراتمدنی است ـ در ادامه برای اینکه نشان دهد ادعای محافظهکاری این مجله با انتقاد از دولت اسراییل جور در نمیآید، مزایای اسراییل را ـ به زعم خود ـ از منظر محافظهکاری محبوبش به رخ میکشد. اشتراوس مینویسد:
... در اسراییل یک کتاب در آموزش مدارس ابتدایی و دبیرستان کاملا چیرگی دارد: کتاب مقدس عبری... میتوان منصفانه روح این کشور را با این عبارات شرح داد: بیپیرایگیِ قهرمانانهای که تقرب به عهد باستانِ کتب مقدس، پشتوانهی آن است".
اشتراوس در ادامه گوشزد میکند که چرا این اوصافِ دولت یهود - به گمان وی - قابل تقدیر است:
من شخص محافظهکار را این گونه تعریف میکنم: کسی که معتقد است «هر چیز خوبی، تراث است». من امروزه هیچ کشوری را سراغ ندارم که این عقیده در آن کشور، قویتر و تزلزلناپذیرتر از اسرائیل باشد".
عبارات پایانی اشتراوس دربارهی محافظهکاری عمیق تئودور هرتسل (پدر صهیونیسم سیاسی مدرن) و لیبرال نبودن وی، البته اهمیت این مطالب پیشگفته را ندارد[5]، جز اینکه تمجیدی است که یک فیلسوف سیاسی صهیونیست از بازجستن تراث کهن الهیاتی در عصر زوال و انحطاط، چونان یک ارزش و امتیاز، به عمل میآورد.
در انتها باید گفت آنچه عجیب مینماید این است که برغم اینکه بسیاری از سیاسیون و غیرسیاسیون معاصر از میان محافظهکاران یهودی و مسیحی ـ و خاصه مسیحیان پروتستان ـ بازجستن سنن دینی خود و اتکا به آنها را امری عادی و طبیعی ـ و چهبسا ممدوح و همچون یک مزیت و اعتبار ـ بر میشمارند، این رجوع الهیاتی را منحصر و محصور در سنت غربی میدانند و در تناقضی آشکار، برای دیگر باورمندان ـ بهویژه مسلمانان ـ اقتدا به سنتهای الهیاتی خویش و نوزایی آنها را به رسمیت نمیشناسند.
ـــــــــ
ارجاعات:
[1]. era of complete dissolution
[2]. اشتراوس مینویسد:
“Political Zionism is problematic for obvious reasons. But I can never forget what it achieved as a moral force in an era of complete dissolution”
[3]. Wilmoore Kendall
[4]. اشتراوس مینویسد: "من... وسوسه شدم که باور کنم که یک خصومت ضدیهودی، مؤلفینِ مذکور را به پیش رانده است؛ البته من آموختهام که در برابر وسوسهها مقاومت کنم".
[5]. متن کامل نوشتار اشتراوس را در این آدرس ببینید:
https://tikvah.org/library/the-state-of-israel/
✍️عدنان فلّاحی
https://news.1rj.ru/str/AdnanFallahi
👍8🤔1
یادداشتهای دفتر سیاه
از جمله حسن تدبیر پادشاه یکی آن است که با خصم قوی در نپیچد و بر ضعیف جور نکند که پنجه با غالب افکندن نه مصلحت است و دست ضعیفان بر پیچیدن نه مروت. سعدی، رساله نصحیه الملوک
حقیقت این است که تدبر عمیق در تراث سیاسی قُدَمای اهل سنت نشان میدهد که دیدگاه رایج و اُرتدکسی اندیشهی سیاسی آنان در مسائلی چون خروج علیه حاکمان (انقلاب)، جنگ با دشمنان، امر به معروف و نهی از منکر و امثالهم بسیار محافظهکارانه بوده و چاشنی واقعگرایی و بدبینی سیاسی را قویاً در پسزمینهی خود دارد. برای مثال، مشابه و البته تفصیلِ همین دیدگاه سعدی شیرازی دربارهی آداب و شرایط جنگ با دشمنان را چند قرن پیشتر از وی، فقیه و قاضی بزرگ شافعیان در قرن پنجم ابوالحسن ماوردی (450ق) ـ یکی از بزرگترین سیاستنامهنویسان عصر عباسی ـ ارائه کرده است. ماوردی به هنگام بحث از ملزومات ورود به شرایط جنگی مینویسد:
#اندیشه_سیاسی_اهل_سنت
@AdnanFallahi
و اما دربارهی تعداد و ادوات [جنگجویان]، واجب نیست که گروهی اندک با گروهی پرشمار از افراد [با تواناییهای نظامی] مشابه بجنگند که معمولا غلبهی این اندک بر آن پرشمار ممکن نیست؛ و نیز واجب نیست که پاپَتیهای دستخالی و بیسلاح با افراد صاحب سپر و زره بجنگند مگر در صورت پیشامد فرصت یا حصول غافلگیری، چراکه در غیر این صورت آن جنگ به جنگِ خودکشی و بیمبالاتی بدل میشود که اگر با پیروزی همراه گردد حمد و شُکر ندارد و اگر به شکست بینجامد عُذر و اجری بر آن مترتب نیست؛ زیرا همانا خداوند از افتادن در مهلکه نهی کرده است. و پادشاهان دوراندیش همواره چنین کرداری را ناپسند شمرده و آن را مصداق بیمبالاتی و بیخردی دانستهاند نه استقامت و هشیاری." (أبو الحسن الماوردي، نصيحة الملوك، ص273،274، الکویت: مکتبة الفلاح، 1983، طـ1).
#اندیشه_سیاسی_اهل_سنت
@AdnanFallahi
Telegram
یادداشتهای دفتر سیاه
از جمله حسن تدبیر پادشاه یکی آن است که با خصم قوی در نپیچد و بر ضعیف جور نکند که پنجه با غالب افکندن نه مصلحت است و دست ضعیفان بر پیچیدن نه مروت.
سعدی، رساله نصحیه الملوک
سعدی، رساله نصحیه الملوک
👍15👎3
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
قانون روم که به موجب آن رسیدگی به اتهام «زنا» بایستی علنی باشد، برای حفظ پاکی اخلاق قابل تحسین بود چه آنکه زنها را مرعوب می کرد و آنهایی را هم که بایستی مراقب زنان باشند مرعوبتر می نمود. هیچ چیز بیش از اطاعت فوق العاده جوانان نسبت به پیرمردان باعث حفظ…
از دست رفتن عفت زنان به قدری تأثیرات بد دارد و به اندازه ای نواقص و معایب تولید میکند و طوری روح مردم را فاسد مینماید که اگر کشوری دچار آن گردد و این اصل مهم از بین برود بدبختیهای زیادی از آن ناشی میگردد بخصوص در حکومت دموکراسی از دست رفتن عفت بزرگترین بدبختیها و مفاسد را باعث میشود تا جایی که اساس حکومت را از بین خواهد برد. به این جهت قانونگذارانِ خوب عفت را توصیه و از زنان توقع وقار در اخلاق را دارند.
بارون دو مُنتِسکیو،
روح القوانین،
1/325،
ترجمه علی اکبر مهتدی،
تهران: انتشارات امیرکبیر، چـ10، 1391.
@AdnanFallahi
بارون دو مُنتِسکیو،
روح القوانین،
1/325،
ترجمه علی اکبر مهتدی،
تهران: انتشارات امیرکبیر، چـ10، 1391.
@AdnanFallahi
👍27👎2
Audio
شهریار ماکیاولّی: علوم سیاسی یا هَجویهی سیاسی؟
پادکستِ تهیه شده با هوش مصنوعیِ NotebookLM (زبان فارسی)
@AdnanFallahi
پادکستِ تهیه شده با هوش مصنوعیِ NotebookLM (زبان فارسی)
@AdnanFallahi
👍3🤔1
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
از دست رفتن عفت زنان به قدری تأثیرات بد دارد و به اندازه ای نواقص و معایب تولید میکند و طوری روح مردم را فاسد مینماید که اگر کشوری دچار آن گردد و این اصل مهم از بین برود بدبختیهای زیادی از آن ناشی میگردد بخصوص در حکومت دموکراسی از دست رفتن عفت بزرگترین…
اسپانیا برای حفظ مستعمرهی امریکا آن را در حال تعلق به وجود خودش نگه داشت به این معنی که تمام سکنهی آنجا را نابود کرد.
بارون دو مُنتِسکیو،
روح القوانین،
1/348،349،
ترجمه علی اکبر مهتدی،
تهران: انتشارات امیرکبیر، چـ10، 1391.
@AdnanFallahi
بارون دو مُنتِسکیو،
روح القوانین،
1/348،349،
ترجمه علی اکبر مهتدی،
تهران: انتشارات امیرکبیر، چـ10، 1391.
@AdnanFallahi
👍6
اطلاعرسانی آثار فلسفی به تازگی انتشار یافته / در دست ترجمه
Nationalism مدخل "ناسیونالیسم" از دانشنامه آنلاین فلسفی استنفورد (بر اساس نسخهی آخرین بازنگری تا 2 سپتامبر 2020) در دست ترجمه است مترجم: عدنان فلّاحی ناشر: نشر مردم نگار #ترجمه @philobooks
ناسیونالیستهای لیبرال، به ویژه میلر، پیشنهادهای ریزبینانهای از منظر طرفداری از ناسیونالیسم و ناظر بر مسألهی مهاجرت ارائه دادهاند. پیشنهاد میلر، به پناهندگان اجازه میدهد که آنها موقتا و تا زمانی که وضعیت در کشور مبدأ آنها بهبود یابد به دنبال پناهندگی باشند؛ همچنین مهاجرت اقتصادی را محدود میکند. میلر علیه قابل دفاع بودن یک معیار جهانی برای برابری، فرصت، رفاه و غیره استدلال میکند، زیرا معیارهای برابری عادلانه، بافتارمحور هستند. مردم حق داشتن حداقل استاندارد زندگی را دارند، اما حق مهاجرت تنها به مثابه آخرین راه چاره پس از اینکه همهی اقدامات دیگر در کشور مبدأ مهاجرِ بالقوه امتحان شده باشد، فعال میشود. با این حال، او همچنین (به ویژه در کتاب خود «Strangers in our midst» به سال ۲۰۱۶) ادعا میکند که مسئولیت ملی برای پذیرش پناهندگان مهاجر با ملاحظاتی در مورد منافع مهاجران بالقوه و منافعی که اجتماعات ملی در حفظ کنترل بر ترکیب و سرشت خود دارند، تعدیل میشود.
اگر با ناسیونالیستهای لیبرال در جنبهی مثبت [و ایجابی] موافق باشیم، میتوانیم در مورد پویایی کمک مورد نیاز برای مهاجران پرسش کنیم. حداقل سه مرحله را از هم تفکیک کنید: اول، وضعیت اضطراری فوری (گرسنگی، سرمازدگی، مشکلات پزشکی فوری) و رسیدگی به آن؛ دوم، اسکان و یادگیری (از طرف میزبان و از طرف تازهوارد مهاجر)؛ و سوم، مرحلهی (نوعی) شهروندی، زندگی نسبتاً باثبات در کشور میزبان.
مدخل "ناسیونالیسم" از دانشنامهی فلسفی استنفورد،
در دست ترجمه
@AdnanFallahi
اگر با ناسیونالیستهای لیبرال در جنبهی مثبت [و ایجابی] موافق باشیم، میتوانیم در مورد پویایی کمک مورد نیاز برای مهاجران پرسش کنیم. حداقل سه مرحله را از هم تفکیک کنید: اول، وضعیت اضطراری فوری (گرسنگی، سرمازدگی، مشکلات پزشکی فوری) و رسیدگی به آن؛ دوم، اسکان و یادگیری (از طرف میزبان و از طرف تازهوارد مهاجر)؛ و سوم، مرحلهی (نوعی) شهروندی، زندگی نسبتاً باثبات در کشور میزبان.
مدخل "ناسیونالیسم" از دانشنامهی فلسفی استنفورد،
در دست ترجمه
@AdnanFallahi
👍7