و اگر ولایتی بر عهده داری بپرهیز از اینکه دوست داشته باشی تو را مدح و ستایش کنند و پاک شمرند و مردم تو را بدین صفت بشناسند...
ابن مقفع،
الأدب الکبیر،
ص27،
ترجمه: محمد ـ وحید گلپایگانی،
تهران: زمان، 1375.
@AdnanFallahi
ابن مقفع،
الأدب الکبیر،
ص27،
ترجمه: محمد ـ وحید گلپایگانی،
تهران: زمان، 1375.
@AdnanFallahi
👍18
آبای کلیسا چنین آموزاندند که سه نوع قانون وجود دارد: قانون طبیعی قابل دسترس برای عقل بشر، قانون موسوی موجود در عهد عتیق. و قانون مسیح که در اناجیل نازل شده است. در قرن نهم، مسیحیان نسطوری طبقه بندی اندک متفاوتتری را پیش کشیدند: قانون الهی مسیح، «فراتر از عقل و طبیعت»؛ قانون طبیعت، «مبتنی بر عقل و فطری در ذهن انسان»؛ و قانون «شیطانیِ خشونت» که هم با خدا و هم با طبیعت مخالفت میکرد. نظریه پردازان مسیحی حقوق، برای قرن ها در مورد همپوشانی میان این مقولات مختلف و نیز نقش های مربوط به عقل و وحی در کشف آنها بحث کرده اند.
Mark L. Movsesian, "Figh and canons: reflections on Islamic and Christian jurisprudence"(2010), Faculty publications, 97.
@AdnanFallahi
Mark L. Movsesian, "Figh and canons: reflections on Islamic and Christian jurisprudence"(2010), Faculty publications, 97.
@AdnanFallahi
👍8
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
و بدان که در این دوران [= قرن ششم قمری]، امر به معروف به فنا رفته تا جایی که معروف به منکر و منکر به معروف بدل شده است؛ و این دوران، مصداق سخن پیامبر علیه الصلاة والسلام است که: "بَدَأَ الإِسْلامُ غَرِيبًا وَسَيَعُودُ كَمَا بَدَأَ". ابن الجوزي الحنبلي (597هـ)،…
... همانا جز در بلاد مغرب، اسلامی در کار نیست... و به جز مغرب، این نواحی شرقی، محل أهواء و بدعتها و فرق ضاله و گروههاست مگر اینکه خدای عزوجل اهالی این مناطق را در امان نگه دارد. چنانکه هیچ عدالت و حق و دین راستینی نیست مگر نزد [حکومت] موحدین [= سلسلهای بربر در شمال افریقا]...
ابن جبیر الأندلسي (614هـ)،
رحلة ابن جبیر،
ص49،50،
بیروت: دار ومكتبة الهلال.
#قدیم_متخیل
@AdnanFallahi
ابن جبیر الأندلسي (614هـ)،
رحلة ابن جبیر،
ص49،50،
بیروت: دار ومكتبة الهلال.
#قدیم_متخیل
@AdnanFallahi
👍10👎3
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
از عوامل بسیار مهم در سوق آذربایجان بسوی تمدن جدید مدارس آمریکایی تبریز و ارومیه بود که فوق العاده تأثیر تربیتی شایان اعجاب داشتند و من هم خود در مدرسه تبریز آنها (اگر چه محصل آن مدرسه نبودم) قدری زبان انگلیسی آموختم. همچنین مدارس کاتولیکی فرانسویها تا حدی،…
مقدمات کم و بیش موّثر در اين انقلاب [مشروطه] چنانکه معلوم است مساعی و نوشتههای میرزا ملکم خان پسر یعقوبخان ارمنی اصفهانی و آمدن سید جمالالدین معروف به افغانی دو بار به ایران (در سنه ۱۳۰۴ و ۱۳۰۷ قمری) و جراید فارسی کم و بیش آزاد در خارجه که مهمترین آنها روزنامه قانون در لندن به قلم ملکمخان بود و اختر در استانبول و حبلالمتین در کلکته و ثریا و پرورش و حکمت در مصر و بعضی کتب فارسی قدری انقلابی مانند کتب مرحوم حاج میرزا عبدالرحیم طالبوف نجارزاده تبریزی و سیاحتنامه ابراهیم بیک تألیف حاج زینالعابدین مراغهای منطبعه در استانبول و نوشتههای میرزا آقاخان کرمانی که خطی و دست بدست انتشار داشت و غیرها بوده است.
سید حسن تقیزاده،
تاریخ انقلاب مشروطیت ایران،
ص290،
تهران: انتشارات فردوس، 1379.
@AdnanFallahi
سید حسن تقیزاده،
تاریخ انقلاب مشروطیت ایران،
ص290،
تهران: انتشارات فردوس، 1379.
@AdnanFallahi
👍6👎3
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
و اگر ولایتی بر عهده داری بپرهیز از اینکه دوست داشته باشی تو را مدح و ستایش کنند و پاک شمرند و مردم تو را بدین صفت بشناسند... ابن مقفع، الأدب الکبیر، ص27، ترجمه: محمد ـ وحید گلپایگانی، تهران: زمان، 1375. @AdnanFallahi
و بر عاقل است که با نفْسش همچون دشمن به محاکمه برخیزد، و به حسابرسی بپردازد، آنگاه داوری کند سپس وی را پاداش نیک دهد، یا به عقوبت و سرکوبی او دست زند... و بر خردمند است که در هر شب و روز بارها مرگ را به یاد بیاورد، آن هم یادی که به دل برسد و آن را تکان دهد و نفس را از سرکشی و فرو رفتن در شهوات باز دارد.
ابن مُقَفَّع،
الأدب الصغیر،
صص96،97،
ترجمه: محمد ـ وحید گلپایگانی،
تهران: زمان، 1375.
@AdnanFallahi
ابن مُقَفَّع،
الأدب الصغیر،
صص96،97،
ترجمه: محمد ـ وحید گلپایگانی،
تهران: زمان، 1375.
@AdnanFallahi
👍18
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
غرض این است که عوام و نوآموزان متنبه شوند که از اشعار خیام و حافظ و مانند آنها سوءاستفاده نکنند و چنین نپندارند که آن بزرگواران ما را به سوی میخوارگی وفسق و کفر و زندقه سوق میدهند بلکه عکس آن است. و شاهد مدعای ما این است که بزرگانی از معاصران خیام میبینیم…
ایرانیتر از شیخ سعدی کیست؟ و حال آن که در سُنّی بودن او شکی نیست.
محمد علی فروغی (ذکاءالملک)،
مقالات فروغی،
2/138،
تهران: انتشارات توس، چـ3، زمستان1387.
#محافظهکاری_ایرانی
@AdnanFallahi
محمد علی فروغی (ذکاءالملک)،
مقالات فروغی،
2/138،
تهران: انتشارات توس، چـ3، زمستان1387.
#محافظهکاری_ایرانی
@AdnanFallahi
👍32👎6🤔1
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
و بر عاقل است که با نفْسش همچون دشمن به محاکمه برخیزد، و به حسابرسی بپردازد، آنگاه داوری کند سپس وی را پاداش نیک دهد، یا به عقوبت و سرکوبی او دست زند... و بر خردمند است که در هر شب و روز بارها مرگ را به یاد بیاورد، آن هم یادی که به دل برسد و آن را تکان دهد…
و نیز بر عاقل است که به هیچ چیز جز یکی از این سه امر رو و رغبت نکند: توشهاندوزی برای روز واپسین، اصلاح و فراهم آوردن اسباب و وسایل زندگی، پرداختن به لذتهای مباح و روا.
ابن مُقَفَّع،
الأدب الصغیر،
ص100،
ترجمه: محمد ـ وحید گلپایگانی،
تهران: زمان، 1375.
@AdnanFallahi
ابن مُقَفَّع،
الأدب الصغیر،
ص100،
ترجمه: محمد ـ وحید گلپایگانی،
تهران: زمان، 1375.
@AdnanFallahi
👍10
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
نويسندگان محافظهکار مقاله زیر هشدار میدهند - البته با لحنی محتاطانه - که محافظهکاری "سنتی" آمریکایی در خطر استحاله به واسطهی یک نسخه از ناسیونالیسم قومی و نژادی اسرائیل است؛ آنها میگویند گروهی از محافظهکاران آمریکایی که خود را تابع بیچون و چرای ناسیونالیسم…
دُمِ سگ، سگ را میجنباند!
حمایت بیقید و شرط از اقدامات دولت اسراییل تقریبا به بخش تکراری و ملالآور سیاست خارجی امریکا تبدیل شده است؛ هرچند میتوان گفت که در رفتار حزب دموکرات شائبهی نوعی کمکاری و عدم همراهی تام و تمام در این زمینه به چشم میخورد، اما جمهوریخواهان دستکم از زمان نیکسون تاکنون در حمایت از اسراییل چیزی کم نگذاشتهاند. احتمالا نقطهی اوج این سیاست را ترامپ رقم زده که اینک به یکی از نمادهای بازگشت اندیشهی محافظهکاری به کاخ سفید بدل شده است.
اما این تمام ماجرا نیست. همیشه صداهای دیگری در حواشی وجود داشتند که معتقد بودند ایالات متحده نمیتواند و نباید گروگان رفتار دولت یهود (Jewish state) باشد و منافع ملی و قدرت نرم خود را فدای اسراییل نماید. اما اتفاقی که اخیرا رخ داده این است که این دیدگاه وارد جناح محافظهکار یا راستگرایان هم شده است! و این از شور شدن بیش از حد آش خبر میدهد! حالا بخشی از جناح محافظهکار در پنجمین کنفرانس سالانهی محافظهکاری ملّی (NatCon) صدای خود را علیه این سیاستِ کاملا در خدمت تلآویو بلند کردهاند. حرف اصلی این بخش از جریان (MAGA) این است که رابطهی امریکا و اسراییل به ضرب المثل "کار دنیا برعکس شده" (tail wagging the dog) میماند. بدین معنا که به جای اینکه اسراییل تابع امریکا باشد این کاخ سفید است که سیاست خارجی خود را با گرایشهای اسراییل هماهنگ میکند.
تلاشهای فکری واقعگرایانی چون جان میرشایمر، پاکسازی قومی و نسلکشی اسراییل در جنگ اخیر غزه، موج محکومیت جهانی این وقایع و فروریختن مشروعیت اخلاقی و حقوقی دولت اسراییل و طبعا ایجاد نوعی نفرت از اقدامات اسراییل نزد طبقات جوانتر امریکا (نیمی از هواداران جمهوریخواه زیر 50سال هماکنون دیدگاه مثبتی به اسراییل ندارند) از عوامل مهم و مؤثر این شکاف ایجاد شده در بین راستگرایان و محافظهکاران جدید امریکایی است.
متن سخنرانی کرت میلز ـ مدیر مجلهی The American Conservative ـ در این کنفرانس، با عنوان "اول اسراییل یا اول امریکا؟" در این لینک قابل دسترسی است.
@AdnanFallahi
حمایت بیقید و شرط از اقدامات دولت اسراییل تقریبا به بخش تکراری و ملالآور سیاست خارجی امریکا تبدیل شده است؛ هرچند میتوان گفت که در رفتار حزب دموکرات شائبهی نوعی کمکاری و عدم همراهی تام و تمام در این زمینه به چشم میخورد، اما جمهوریخواهان دستکم از زمان نیکسون تاکنون در حمایت از اسراییل چیزی کم نگذاشتهاند. احتمالا نقطهی اوج این سیاست را ترامپ رقم زده که اینک به یکی از نمادهای بازگشت اندیشهی محافظهکاری به کاخ سفید بدل شده است.
اما این تمام ماجرا نیست. همیشه صداهای دیگری در حواشی وجود داشتند که معتقد بودند ایالات متحده نمیتواند و نباید گروگان رفتار دولت یهود (Jewish state) باشد و منافع ملی و قدرت نرم خود را فدای اسراییل نماید. اما اتفاقی که اخیرا رخ داده این است که این دیدگاه وارد جناح محافظهکار یا راستگرایان هم شده است! و این از شور شدن بیش از حد آش خبر میدهد! حالا بخشی از جناح محافظهکار در پنجمین کنفرانس سالانهی محافظهکاری ملّی (NatCon) صدای خود را علیه این سیاستِ کاملا در خدمت تلآویو بلند کردهاند. حرف اصلی این بخش از جریان (MAGA) این است که رابطهی امریکا و اسراییل به ضرب المثل "کار دنیا برعکس شده" (tail wagging the dog) میماند. بدین معنا که به جای اینکه اسراییل تابع امریکا باشد این کاخ سفید است که سیاست خارجی خود را با گرایشهای اسراییل هماهنگ میکند.
تلاشهای فکری واقعگرایانی چون جان میرشایمر، پاکسازی قومی و نسلکشی اسراییل در جنگ اخیر غزه، موج محکومیت جهانی این وقایع و فروریختن مشروعیت اخلاقی و حقوقی دولت اسراییل و طبعا ایجاد نوعی نفرت از اقدامات اسراییل نزد طبقات جوانتر امریکا (نیمی از هواداران جمهوریخواه زیر 50سال هماکنون دیدگاه مثبتی به اسراییل ندارند) از عوامل مهم و مؤثر این شکاف ایجاد شده در بین راستگرایان و محافظهکاران جدید امریکایی است.
متن سخنرانی کرت میلز ـ مدیر مجلهی The American Conservative ـ در این کنفرانس، با عنوان "اول اسراییل یا اول امریکا؟" در این لینک قابل دسترسی است.
@AdnanFallahi
The American Conservative
Israel First or America First?
Executive Director Curt Mills spoke at the National Conservatism Conference about U.S.–Israel relations.
👍13👎2🤔1
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
و نیز بر عاقل است که به هیچ چیز جز یکی از این سه امر رو و رغبت نکند: توشهاندوزی برای روز واپسین، اصلاح و فراهم آوردن اسباب و وسایل زندگی، پرداختن به لذتهای مباح و روا. ابن مُقَفَّع، الأدب الصغیر، ص100، ترجمه: محمد ـ وحید گلپایگانی، تهران: زمان، 1375. @AdnanFallahi
ابن مقفع مینویسد:
@AdnanFallahi
ولایت و حکومت بر مردم، بلایی است بس بزرگ..."(الأدب الصغیر،تقارن عجیبی بین تعبیر فوق از ابن مقفع با این عبارت شافعی (در حدود نیم قرن بعد) وجود دارد:
ص100، ترجمه: محمد ـ وحید گلپایگانی، تهران: زمان، 1375).
من در هر صورت حکمرانی سیاسی را ناپسند میدانم"(الشافعي، الأم، 1/187، بیروت: دار المعرفة، 1990)
@AdnanFallahi
👍9
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
ابن مقفع مینویسد: ولایت و حکومت بر مردم، بلایی است بس بزرگ..."(الأدب الصغیر، ص100، ترجمه: محمد ـ وحید گلپایگانی، تهران: زمان، 1375). تقارن عجیبی بین تعبیر فوق از ابن مقفع با این عبارت شافعی (در حدود نیم قرن بعد) وجود دارد: من در هر صورت حکمرانی سیاسی را…
فضل العلم في غير الدين مهلكة، وكثرة الأدب في غير رضوان الله ومنفعة الأخيار قائد إلى النار.
ابن المقفع،
الأدب الصغير،
ص۵۱،
بيروت: دار صادر.
@AdnanFallahi
ابن المقفع،
الأدب الصغير،
ص۵۱،
بيروت: دار صادر.
@AdnanFallahi
👍4
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
دُمِ سگ، سگ را میجنباند! حمایت بیقید و شرط از اقدامات دولت اسراییل تقریبا به بخش تکراری و ملالآور سیاست خارجی امریکا تبدیل شده است؛ هرچند میتوان گفت که در رفتار حزب دموکرات شائبهی نوعی کمکاری و عدم همراهی تام و تمام در این زمینه به چشم میخورد، اما…
دولت ترامپ بعد از بازگشت مجدد به قدرت ـ خاصه وزارت خارجه ـ در موضوع خواست آزادی بیان که در متمم اول قانون اساسی این کشور تضمین شده است (اگر محافظت از این اصل، محافظهکاری نیست من نمیدانم چه چیزی محافظهکاری است)، از نفوذ خود برای تلاش در راستای تحدید و تهدید سخنگفتن دربارهی مسائل خاورمیانه استفاده کرده است... جمهوریخواهان به جای شرکت در بحث، با متهم کردن تعداد بیشماری از منتقدانِ غیرمتعصب به یهودستیزی، با اشتیاق تمام از به دست گرفتن شلاق استقبال کردهاند.
Curt Mills (مدیر مجلهی محافظهکار The American Conservative),
سخنرانی در پنجمین کنفرانس سالانهی محافظهکاری ملی امریکا (NatCon5)
@AdnanFallahi
Curt Mills (مدیر مجلهی محافظهکار The American Conservative),
سخنرانی در پنجمین کنفرانس سالانهی محافظهکاری ملی امریکا (NatCon5)
@AdnanFallahi
👍14👎1
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
در طول قرون وسطی و رنسانس، هنر ادبیات و تعلیم و تربیت تقریباً تنها از طرف کلیسا حمایت میشد. دانشگاهها برای تربیت کشیش تأسیس شده بود. عالیترین هنرها برای تزیین کلیساها به وجود آمده بود و پیشرفتهای بزرگ معماری برای ساختن کلیساهای بزرگ و افزایش شکوه و جلال…
چرا مسیحیان با همکیشان خود به جنگ می پرداختند؟ چرا آنها را شکنجه می کردند و می کشتند؟ مسلّماً این برای دفاع از عقیده آزادی عبادت نبوده است. تئودور بزا اصلاحطلب کالوینیست گفت که آزادی مذهبی «اهریمنی ترین تعصب عقیده است، زیرا به این معنا است که باید اجازه داد هر کس به گونه ای که می خواهد به جهنم برود.» هر گروه مذهبی برای آزادی خود می جنگید نه برای دیگران. هر یک، قويا معتقد بود که راه او راه درست و تنها راه ممکن است. البته آنچه را که می توان انگیزه های ابتدایی تر نامید ـ ملاحظات سیاسی، تثبیت قدرت و منافع مادی ـ اغلب نقش خود را بازی می کردند.
رُلاند بينتون، مورخ، سه جزء علل گرایش به آزار دیگران را مشخص می کند: «انسان باید به حقانیت خود اعتقاد داشته باشد، مسئله مورد پرسش اهمیت داشته باشد و این که إعمال زور مؤثر باشد.» هر گروه مذهبی احساس می کرد که حق با اوست، که تفسیر خاصی که او از کتاب مقدس دارد همان است که مقصود خداوند بوده است و بنابراین هیچ کس راهی جز قبول آن ندارد.
...مجازات کنندگان قرن شانزدهم شدیدا به ارزش مجبور کردن مردم به تغییر مسیرشان (اگر نگوییم عقایدشان) اعتقاد داشتند. یک انسانگرای آن دوران گفته بود: «این مسئله که آنهایی که به خاطر مذهب کشته می شوند گناهکارند یا بی گناه، در مقابل به وحشت انداختن مردم اهمیت چندانی ندارد.». اما آزار و شکنجه، شهدایی را هم به وجود می آورد، مانند آنهایی که در رساله مشهور جان فاکس آمده اند، البته ریاکارانی را نیز آشکار می کرد مثل هانری چهارم پادشاه فرانسه. یک ناظر ایتالیایی در قرن شانزدهم نوشت: «کسی که درصدد مجبور کردن مردم به پیروی از یک مذهب باشد مانند احمقی است که بشکه بزرگی با مقدار کمی شراب دارد و برای افزایش آن آب اضافه می کند. ولی به جای زیاد کردن شراب، آنچه را داشته ضایع می کند.»
سارا فلاورز،
اصلاحات دینی،
صص106،107،
ترجمه رضا یاسایی،
تهران: نشر ققنوس.
@AdnanFallahi
رُلاند بينتون، مورخ، سه جزء علل گرایش به آزار دیگران را مشخص می کند: «انسان باید به حقانیت خود اعتقاد داشته باشد، مسئله مورد پرسش اهمیت داشته باشد و این که إعمال زور مؤثر باشد.» هر گروه مذهبی احساس می کرد که حق با اوست، که تفسیر خاصی که او از کتاب مقدس دارد همان است که مقصود خداوند بوده است و بنابراین هیچ کس راهی جز قبول آن ندارد.
...مجازات کنندگان قرن شانزدهم شدیدا به ارزش مجبور کردن مردم به تغییر مسیرشان (اگر نگوییم عقایدشان) اعتقاد داشتند. یک انسانگرای آن دوران گفته بود: «این مسئله که آنهایی که به خاطر مذهب کشته می شوند گناهکارند یا بی گناه، در مقابل به وحشت انداختن مردم اهمیت چندانی ندارد.». اما آزار و شکنجه، شهدایی را هم به وجود می آورد، مانند آنهایی که در رساله مشهور جان فاکس آمده اند، البته ریاکارانی را نیز آشکار می کرد مثل هانری چهارم پادشاه فرانسه. یک ناظر ایتالیایی در قرن شانزدهم نوشت: «کسی که درصدد مجبور کردن مردم به پیروی از یک مذهب باشد مانند احمقی است که بشکه بزرگی با مقدار کمی شراب دارد و برای افزایش آن آب اضافه می کند. ولی به جای زیاد کردن شراب، آنچه را داشته ضایع می کند.»
سارا فلاورز،
اصلاحات دینی،
صص106،107،
ترجمه رضا یاسایی،
تهران: نشر ققنوس.
@AdnanFallahi
👍4
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
بزرگترین موفقیت صهیونیستها را احتمالا باید در این دید که توانستند به جهانیان بقبولانند آن ۷۰۰هزار فلسطینی که اکنون در منطقه "دولت یهود" و مناطق تصرفشدهی اضافی غایب بودند، خودشان داوطلبانه و به توصیه یا فرمان سپاهیان عرب از آنجا رفته بودند. نخست، سالها…
هیتلر به راستی قاطعترین پیشقراول برتری دائمی نژاد سفید بود و هیچ چیز برای او خواستنیتر از این نبود که آلمان از طریق همپیمانی با بریتانیای بزرگ، سردار جنگ اروپای متحد علیه اتحاد شورویِ "بربر" و "آسیایی" باشد. اما از آنجا که در عین حال باور داشت باید به نبرد نابودگرانهی کمونیسم علیه کاپیتالیسم و جامعه بورژوا به گونهای همسنگ پاسخ داد، این جنبه از پنداشت خود را با مبارزهاش علیه یهودیان - که آنها نیز متعلق به "نژاد سفید" و عاملی مهم در نظام اجتماعی غربی بودند - از همان ابتدا ویران کرد.
ارنست نولته،
اسلامگرایی: سومین جنبش مقاومت رادیکال،
ص۳۵،
ترجمه مهدی تدینی،
تهران: نشر ثالث.
@AdnanFallahi
ارنست نولته،
اسلامگرایی: سومین جنبش مقاومت رادیکال،
ص۳۵،
ترجمه مهدی تدینی،
تهران: نشر ثالث.
@AdnanFallahi
👍5👎2
🕎دولتِ یهود یا دولت دموکراتیک؟ (روایت یوسف رَز)
علاقمندان و پژوهشگران حوزهی فلسفهی حقوق، حتما با نام متفکر یهودی ـ اسراییلی، یوسف رز (Joseph Raz) آشنایند. او شاگرد هربرت هارت و یکی از بزرگترین فیلسوفان حقوق معاصر در سنت پوزیتیویسم بود. این روزها که بحث به رسمیت شناختن دولت مستقل فلسطینی به یک اجماع جهانی بدل شده است، بد نیست که به برخی بصیرتهای این متفکر اسراییلی اشاره کنیم.
بر آگاهان پوشیده نیست که صرف به رسمیت شناختن دولت فلسطینی، گرهی از کار منازعهی اعراب فلسطینی و اسراییل نمیگشاید چراکه دولت اسراییل با داشتن دست بالا و اعمال زور، عملا زمینهای مورد نیاز برای تشکیل دولت فلسطینی را به مستعمرهنشینهای مهاجران یهودی تبدیل کرده و امکان وجود یک جغرافیای پیوسته و غیر قابل مناقشه برای تشکیل دولت فلسطینی را سلب کرده است. در واقع تنها خروجی شهرکسازیهای غیرقانونی اسراییل در کرانهی باختری، همان تداوم روند پاکسازی قومی (کوچاندن اجباری و تغییر بافت جمعیتی) است که از سال 1947 آغاز شد. در این میان ممکن است عدهای سؤال کنند که خوب این همه اصرار برای دولت فلسطینی از چه روست؟ و چرا اعراب فلسطینیِ بدون حق شهروندی ـ به مانند اقلیت عرب فلسطینی داخل اسراییل ـ به شهروندان یک اسراییل بزرگتر تبدیل نشوند؟
حقیقت این است که حتی اگر اعراب فلسطینی کرانهی باختری نیز به چنین چیزی رضایت دهند، ماهیت و سرشت دولت اسراییل چنین چیزی را رد میکند. چراکه بر خلاف شهرت اسراییل به مثابه یک دولت دموکراتیک فرامذهبی و فراقومی، اسراییل عملا همان "دولت یهود" است؛ وصفی که تقریبا تمام متفکران بزرگ صهیونیست و غیرصهیونیست ـ از هرتزل تا اشتراوس، و از آرنت تا پوپر ـ آن را بر دولت اسراییل اطلاق میکردند. این وصف البته بار حقوقی و فلسفی و تاریخی دارد و صرفا یک لقب یا نماد نیست. دولت یهود به ناچار دولتی است که اکثریت مطلق ساکنانش را باید یهودیان تشکیل دهند فلذا اصل و اساس آن بر چیرگی قومی یا مذهبی یهودیان خواهد بود. ادغام میلیونها عرب فلسطینی در چنین دولتی به منزلهی پایان پروژهی دولت یهود و استحالهی آن به یک دولت چندملیتی خواهد بود. یوسف رز این مفهوم را خیلی خوب توضیح میدهد:
بنابراین دولت اسراییل، در صورت ممانعت از تشکیل دولت فلسطینی (که تمهیدات آن از نیم قرن پیش عملیاتی شده و واقعیت روی زمین را شکل داده است)، سه راه بیشتر ندارد:
1) تداوم فشار برای پاکسازی قومی به منظور کوچاندن اعراب فلسطینی به خارج از جغرافیای محصور بین رود اردن و دریای سرخ
2) بسط و گسترش شهرکهای یهودینشین و تداوم جداسازیهای سنگین جغرافیایی به منظور هر چه تنگتر کردن جغرافیای اعراب فلسطینیِ بدون دولت ضمن سلب حقوق شهروندی از اینان (آپارتاید)
3) ادغام کامل همهی اعراب فلسطینی کرانهی باختری و غزه در دولت اسراییل و بالطبع استحالهی ماهیت و ذات دولت یهود.
ـــــــــــ
ارجاعات:
[1]. Joseph Raz, “Against the Idea of a Jewish State”, In: The Jewish Political Tradition, vol. 1, p. 513, Yale University Press, 2000.
✍️عدنان فلّاحی
https://news.1rj.ru/str/AdnanFallahi
علاقمندان و پژوهشگران حوزهی فلسفهی حقوق، حتما با نام متفکر یهودی ـ اسراییلی، یوسف رز (Joseph Raz) آشنایند. او شاگرد هربرت هارت و یکی از بزرگترین فیلسوفان حقوق معاصر در سنت پوزیتیویسم بود. این روزها که بحث به رسمیت شناختن دولت مستقل فلسطینی به یک اجماع جهانی بدل شده است، بد نیست که به برخی بصیرتهای این متفکر اسراییلی اشاره کنیم.
بر آگاهان پوشیده نیست که صرف به رسمیت شناختن دولت فلسطینی، گرهی از کار منازعهی اعراب فلسطینی و اسراییل نمیگشاید چراکه دولت اسراییل با داشتن دست بالا و اعمال زور، عملا زمینهای مورد نیاز برای تشکیل دولت فلسطینی را به مستعمرهنشینهای مهاجران یهودی تبدیل کرده و امکان وجود یک جغرافیای پیوسته و غیر قابل مناقشه برای تشکیل دولت فلسطینی را سلب کرده است. در واقع تنها خروجی شهرکسازیهای غیرقانونی اسراییل در کرانهی باختری، همان تداوم روند پاکسازی قومی (کوچاندن اجباری و تغییر بافت جمعیتی) است که از سال 1947 آغاز شد. در این میان ممکن است عدهای سؤال کنند که خوب این همه اصرار برای دولت فلسطینی از چه روست؟ و چرا اعراب فلسطینیِ بدون حق شهروندی ـ به مانند اقلیت عرب فلسطینی داخل اسراییل ـ به شهروندان یک اسراییل بزرگتر تبدیل نشوند؟
حقیقت این است که حتی اگر اعراب فلسطینی کرانهی باختری نیز به چنین چیزی رضایت دهند، ماهیت و سرشت دولت اسراییل چنین چیزی را رد میکند. چراکه بر خلاف شهرت اسراییل به مثابه یک دولت دموکراتیک فرامذهبی و فراقومی، اسراییل عملا همان "دولت یهود" است؛ وصفی که تقریبا تمام متفکران بزرگ صهیونیست و غیرصهیونیست ـ از هرتزل تا اشتراوس، و از آرنت تا پوپر ـ آن را بر دولت اسراییل اطلاق میکردند. این وصف البته بار حقوقی و فلسفی و تاریخی دارد و صرفا یک لقب یا نماد نیست. دولت یهود به ناچار دولتی است که اکثریت مطلق ساکنانش را باید یهودیان تشکیل دهند فلذا اصل و اساس آن بر چیرگی قومی یا مذهبی یهودیان خواهد بود. ادغام میلیونها عرب فلسطینی در چنین دولتی به منزلهی پایان پروژهی دولت یهود و استحالهی آن به یک دولت چندملیتی خواهد بود. یوسف رز این مفهوم را خیلی خوب توضیح میدهد:
برای اینکه اسراییل، وطن من باشد، من باید بتوانم بگویم که این دولت من است؛ و اگر من یهودی نباشم پس من از یک آگاهی کاذب رنج خواهم برد: دولت یهود (Jerwish state) نمیتواند دولت من باشد... من نمیتوانم چنین دولتی داشته باشم چراکه این دولت اعلان میکند که دولت من [غیر یهودی] نیست. دولت یهود بودن رسما یعنی دولت یهودیان بودن. برای بسیاری از ساکنان اسراییل، چنین چیزی بدین معناست که اسراییل دولتِ یهودیان [= دولت اُمّت یهود] ـ در هر کجا که باشند ـ است... تا وقتی که اسراییل خود را به مثابه دولت یهود تعریف میکند، نمیتواند وطن مردمانی باشد که یهودی نیستند"[1].
بنابراین دولت اسراییل، در صورت ممانعت از تشکیل دولت فلسطینی (که تمهیدات آن از نیم قرن پیش عملیاتی شده و واقعیت روی زمین را شکل داده است)، سه راه بیشتر ندارد:
1) تداوم فشار برای پاکسازی قومی به منظور کوچاندن اعراب فلسطینی به خارج از جغرافیای محصور بین رود اردن و دریای سرخ
2) بسط و گسترش شهرکهای یهودینشین و تداوم جداسازیهای سنگین جغرافیایی به منظور هر چه تنگتر کردن جغرافیای اعراب فلسطینیِ بدون دولت ضمن سلب حقوق شهروندی از اینان (آپارتاید)
3) ادغام کامل همهی اعراب فلسطینی کرانهی باختری و غزه در دولت اسراییل و بالطبع استحالهی ماهیت و ذات دولت یهود.
ـــــــــــ
ارجاعات:
[1]. Joseph Raz, “Against the Idea of a Jewish State”, In: The Jewish Political Tradition, vol. 1, p. 513, Yale University Press, 2000.
✍️عدنان فلّاحی
https://news.1rj.ru/str/AdnanFallahi
Telegram
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
درباره: اسلامشناسی، تاریخ، اندیشهی سیاسی
* صفحهی من در سایت آکادمیا:
http://independent.academia.edu/AdnanFallahi
* لینک نخستین مطلب کانال:
https://news.1rj.ru/str/AdnanFallahi/2
* صفحهی من در سایت آکادمیا:
http://independent.academia.edu/AdnanFallahi
* لینک نخستین مطلب کانال:
https://news.1rj.ru/str/AdnanFallahi/2
👍10👎2
اطلاعرسانی آثار فلسفی به تازگی انتشار یافته / در دست ترجمه
War ترجمه مدخل "جنگ" از دانشنامه فلسفی استنفورد در دست کار است. مترجم: عدنان فلّاحی ناشر: نشر مردمنگار #ترجمه @philobooks
خواه به واسطهی ترس، انزجار، اصل خلاقی یا فقدان مهارت، بسیاری از جنگجویان در جنگ کاملاً بیاثر هستند و سهمی ناچیز یا صفر در تهدیدهای ایجاد شدهی جبههی خود دارند. تحقیق بسیار مورد استناد اس. ال. اِی. مارشال ادعا کرد که فقط ۱۵ تا ۲۵ درصد از سربازان متفقین در جنگ جهانی دوم که میتوانستند سلاحهای خود را شلیک کنند، این کار را کردند. بیشتر سربازان بیزاری طبیعی از کشتن دارند که حتی آموزش روانی فشرده نیز ممکن است بر آن غلبه نکند.
مدخل "جنگ" از دانشنامهی فلسفی استنفورد،
در دست ترجمه از همین قلم
@AdnanFallahi
مدخل "جنگ" از دانشنامهی فلسفی استنفورد،
در دست ترجمه از همین قلم
@AdnanFallahi
👍5🤔3
... اول و آخر این امت اجماع کردند بر آن که تفسیر قرآن به پارسی همی گویند اندر مجلسهای علم، و بر سر منبرها اندر مجامع خواص و عوام اهل دین و دنیا. و هیچ کس روا نداشت که بدان انکار کند بل که همگنان آن را از فرض کفایت شمردند، تا اگر همه خلق از دعوت خلق به دین و نشر آن اندر میان مسلمانان اعراض کنند، و هرکسی بر سرِ شغلِ خویش اقبال کنند، همه اندر حرج باشند. و اندر برخی از احوال آن را واجب دانستند...
ابوالمظفر إسفراینیِ شافعی (471ق)،
تاج التراجم في تفسیر القرآن للأعاجم،
صص8،9،
تهران: انتشارات علمی و فرهنگی، 1375.
@AdnanFallahi
ابوالمظفر إسفراینیِ شافعی (471ق)،
تاج التراجم في تفسیر القرآن للأعاجم،
صص8،9،
تهران: انتشارات علمی و فرهنگی، 1375.
@AdnanFallahi
👍10🤔1
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
هیتلر به راستی قاطعترین پیشقراول برتری دائمی نژاد سفید بود و هیچ چیز برای او خواستنیتر از این نبود که آلمان از طریق همپیمانی با بریتانیای بزرگ، سردار جنگ اروپای متحد علیه اتحاد شورویِ "بربر" و "آسیایی" باشد. اما از آنجا که در عین حال باور داشت باید به نبرد…
صهیونیسم در ۱۹۰۴ یعنی در سال مرگ زودهنگام هرتزل نیز سازهای به غایت چند لایه بود: "سکولار" و در عین حال لبریز از امیدی "منجی گرایانه"، مدرن و در عین حال متاثر از نقد مدرنیته و چهبسا نقد روشنگری، خاصگرایانه و درعینحال جهانی، مشتاق آینده و در عین حال جهتیافته بر اساس گذشته، قدرتی مستعمرهساز و در عین حال جنبش رهاییبخش ملی.
ارنست نولته،
اسلامگرایی: سومین جنبش مقاومت رادیکال،
ص۱۳۱،
ترجمه مهدی تدینی،
تهران: نشر ثالث.
@AdnanFallahi
ارنست نولته،
اسلامگرایی: سومین جنبش مقاومت رادیکال،
ص۱۳۱،
ترجمه مهدی تدینی،
تهران: نشر ثالث.
@AdnanFallahi
👍9
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
... همانا جز در بلاد مغرب، اسلامی در کار نیست... و به جز مغرب، این نواحی شرقی، محل أهواء و بدعتها و فرق ضاله و گروههاست مگر اینکه خدای عزوجل اهالی این مناطق را در امان نگه دارد. چنانکه هیچ عدالت و حق و دین راستینی نیست مگر نزد [حکومت] موحدین [= سلسلهای…
... قول النبي صلى الله عليه وسلم: «إن الدين بدأ غريبًا، وسيعود كما بدأ فطوبى للغرباء». فنحن اليوم في ذلك الزمان وبين أهله...
أبو سليمان البُستي الخطّابي (388ق)،
الغُنية عن الکلام وأهله،
ص6،7،
دار المنهاج.
#قدیم_متخیل
@AdnanFallahi
أبو سليمان البُستي الخطّابي (388ق)،
الغُنية عن الکلام وأهله،
ص6،7،
دار المنهاج.
#قدیم_متخیل
@AdnanFallahi
👍4👎1
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
صهیونیسم در ۱۹۰۴ یعنی در سال مرگ زودهنگام هرتزل نیز سازهای به غایت چند لایه بود: "سکولار" و در عین حال لبریز از امیدی "منجی گرایانه"، مدرن و در عین حال متاثر از نقد مدرنیته و چهبسا نقد روشنگری، خاصگرایانه و درعینحال جهانی، مشتاق آینده و در عین حال جهتیافته…
در واقع به قدرت رسیدن هیتلر پروژه صهیونیستی را نجات داد زیرا هم باعث شد شمار مهاجرت یهودیان بسیار افزایش یابد و هم با امضای قراردادی میان آلمان و "آژانس یهود" موسوم به قرارداد هاوارا (Haavara Agreement) زمینه مساعد مالی برای این فرار فراهم شد.
ارنست نولته،
اسلامگرایی: سومین جنبش مقاومت رادیکال،
صص۱۹۳،۱۹۴،
ترجمه مهدی تدینی،
تهران: نشر ثالث.
@AdnanFallahi
ارنست نولته،
اسلامگرایی: سومین جنبش مقاومت رادیکال،
صص۱۹۳،۱۹۴،
ترجمه مهدی تدینی،
تهران: نشر ثالث.
@AdnanFallahi
👍9
... در سخنان ابن مقفع و مطالبی که در ضمن رساله های خویش میآورد بسیاری از نکات و مسائل سیاسی کتاب ما را میتوان یافت ولی نه آنچنانکه ما آنها را با برهان و دلیل یاد کرده ایم بلکه او سخنان خویش را بشیوۀ خطابه متحلّی ساخته و اسلوب نامهنگاری و بلاغت سخن را بکار برده است.
ابن خلدون،
مقدمه،
1/73،
ترجمه محمد پروین گنابادی،
انتشارات علمی و فرهنگی، چـ4، 1362.
@AdnanFallahi
ابن خلدون،
مقدمه،
1/73،
ترجمه محمد پروین گنابادی،
انتشارات علمی و فرهنگی، چـ4، 1362.
@AdnanFallahi
👍7
در مناظرهی بین آقایان غنی نژاد و جبراییلی دربارهی اقتصاد ایران و اقتصاد نئولیبرال و...، د. غنی نژاد در دقیقهی 60 مناظره اعلان کرد که ترامپ و اوباما طرفدار اقتصاد آزاد (یا لیبرالیسم کلاسیک) نیستند و این مسأله را نفهمیده و خلاف آن عمل کردهاند (با اشاره به بحث تعرفههای دولتی ترامپ).
من البته اقتصاددان نیستم اما به اختلافات نظری بین هایک و پوپر دربارهی این مفاهیم کلان واقفم. پوپر یکی از سرسختترین منتقدان مارکس و سوسیالیسم بود و نقدهای مفصل او بر اقتصاد سیاسی مارکس مورد توجه کسانی چون آیزیا برلین هم قرار گرفت. از آن سو پوپر قرابت خاصی هم با هایک (از برجستهترین نمایندگان اندیشهی لیبرالیسم کلاسیک در اقتصاد) داشت و به این نکته تصریح هم کرده است. اما پوپر در بخش نقد مارکس در کتاب جامعهی باز و دشمنانش، از مفهوم (unrestrained capitalism) ـ که د. عزتالله فولادوند آن را به "سرمایهداری افسارگسیخته" ترجمه کرده است ـ برای وصف اوضاع و احوال اقتصادی عصر مارکس استفاده میکند و به شدت منتقد این وضعیت است. بنابراین به نظر میرسد پوپر سرمایهداریِ آزاد از هر گونه مقررات دولتی را نمیپذیرفت. این چیزی است که جرمی شییرمر مفسر اندیشهی سیاسی پوپر نیز بدان اشاره کرده است. خاستگاه این تفکر پوپر به این تز کانونی وی بر میگشت که وی معتقد بود آزادی در معرض امکان سوءاستفاده است و آزادی اقتصادی نیز از این قاعده مستثنی نیست.
برخی جزییات این دیدگاه پوپر و تفاوتهایش با هایک را در این مقاله آوردهام.
@AdnanFallahi
من البته اقتصاددان نیستم اما به اختلافات نظری بین هایک و پوپر دربارهی این مفاهیم کلان واقفم. پوپر یکی از سرسختترین منتقدان مارکس و سوسیالیسم بود و نقدهای مفصل او بر اقتصاد سیاسی مارکس مورد توجه کسانی چون آیزیا برلین هم قرار گرفت. از آن سو پوپر قرابت خاصی هم با هایک (از برجستهترین نمایندگان اندیشهی لیبرالیسم کلاسیک در اقتصاد) داشت و به این نکته تصریح هم کرده است. اما پوپر در بخش نقد مارکس در کتاب جامعهی باز و دشمنانش، از مفهوم (unrestrained capitalism) ـ که د. عزتالله فولادوند آن را به "سرمایهداری افسارگسیخته" ترجمه کرده است ـ برای وصف اوضاع و احوال اقتصادی عصر مارکس استفاده میکند و به شدت منتقد این وضعیت است. بنابراین به نظر میرسد پوپر سرمایهداریِ آزاد از هر گونه مقررات دولتی را نمیپذیرفت. این چیزی است که جرمی شییرمر مفسر اندیشهی سیاسی پوپر نیز بدان اشاره کرده است. خاستگاه این تفکر پوپر به این تز کانونی وی بر میگشت که وی معتقد بود آزادی در معرض امکان سوءاستفاده است و آزادی اقتصادی نیز از این قاعده مستثنی نیست.
برخی جزییات این دیدگاه پوپر و تفاوتهایش با هایک را در این مقاله آوردهام.
@AdnanFallahi
Telegram
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
سویههایی از اندیشه اقتصادی کارل پوپر
نشریهی جهان اشراقی، ش11، 1403
@AdnanFallahi
نشریهی جهان اشراقی، ش11، 1403
@AdnanFallahi
👍7🤔1