تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
شهریار ماکیاولّی: علوم سیاسی یا هَجویهی سیاسی؟ پادکستِ تهیه شده با هوش مصنوعیِ NotebookLM (زبان فارسی) @AdnanFallahi
⚔️امارت و دیانت: به روایت ماکیاولّی
نیکولو ماکیاولّی در فصل هشتم کتاب شهریار و در فقرهای که ترجمهی بخشهایی از آن ـ که ما در ادامه زیر این بخشها خط کشیدهایم ـ از این ترجمهی فارسی غایب است (شهریار، ترجمهی داریوش آشوری، ص56، تهران: نشر پرواز، 1366) مینویسد:
با توجه به شرحی که هاروی منسفیلد در مقدمهی خود بر ترجمهی شهریار ارائه داده، به نظر میرسد ماکیاولّی استفادهی ابزاری از دین را برای حاکمان ضروری دانسته است[2]. از نظر ماکیاولی نیروی عظیم دین را میتوان در بنیادگذاری موسی (ع) و داود (ع) دید که در فصل ششم شهریار به آنها اشاره شده است. نیز رهبری جیرولامو ساونارولا ـ کشیش مشهور معاصر با ماکیاولی ـ بر فلورانس از مصادیق همین بهرهبرداری از نیروی دین است. هاروی منسفیلد ناظر بر همین بحث ـ و در بیانی که بیربط با نقل فوق از فصل هشتم شهریار نمینماید ـ مینویسد:
ــــــــ
ارجاعات:
[1]. Niccolo Machiavelli, The Prince, p. 35, Translated and with an Introduction by Harvey C. Mansfield, The University of Chicago Press, 1998.
[2]. Ibid, p. xviii
[3]. Ibid, p. xxii
@AdnanFallahi
نیکولو ماکیاولّی در فصل هشتم کتاب شهریار و در فقرهای که ترجمهی بخشهایی از آن ـ که ما در ادامه زیر این بخشها خط کشیدهایم ـ از این ترجمهی فارسی غایب است (شهریار، ترجمهی داریوش آشوری، ص56، تهران: نشر پرواز، 1366) مینویسد:
... کسی نمیتواند کشتن هموطنان، خیانت به رفقا، بیایمانی، بیرحمی و بیدینی را فضیلت (virtue) بخواند؛ این رویهها [صرفا] میتوانند فرد را در دستیابی به امپراتوری قادر کنند و نه نیل به افتخار"[1].
با توجه به شرحی که هاروی منسفیلد در مقدمهی خود بر ترجمهی شهریار ارائه داده، به نظر میرسد ماکیاولّی استفادهی ابزاری از دین را برای حاکمان ضروری دانسته است[2]. از نظر ماکیاولی نیروی عظیم دین را میتوان در بنیادگذاری موسی (ع) و داود (ع) دید که در فصل ششم شهریار به آنها اشاره شده است. نیز رهبری جیرولامو ساونارولا ـ کشیش مشهور معاصر با ماکیاولی ـ بر فلورانس از مصادیق همین بهرهبرداری از نیروی دین است. هاروی منسفیلد ناظر بر همین بحث ـ و در بیانی که بیربط با نقل فوق از فصل هشتم شهریار نمینماید ـ مینویسد:
از آنجا که شهریار نمیتواند بدون آوردن نظم به قلمروی خود به افتخار برسد، استفاده از دین برای وی به معنای استفاده از آن برای پاسخگویی به نیازهای انسان ـ به صورت کلی ـ است"[3].
ــــــــ
ارجاعات:
[1]. Niccolo Machiavelli, The Prince, p. 35, Translated and with an Introduction by Harvey C. Mansfield, The University of Chicago Press, 1998.
[2]. Ibid, p. xviii
[3]. Ibid, p. xxii
@AdnanFallahi
👍7
محمد قطب... به مانند اکثر چهرههای جریان صَحوَه [بیداری اسلامی سعودی] در آن دوره، تشکیک در سرشت اسلامی حکمرانی عربستان سعودی را رد کرد و از اهمیت فقراتی از کتاب معالم في الطریق سیّد قطب که در آن سیّد گفته بود که هیچ دولت اسلامیای روی زمین وجود ندارد، کاست...
ستيفان لاکروا،
زمن الصحوة: الحرکات الاسلامية المعاصرة في السعودية،
ص79،
الترجمة باشراف: عبد الحق الزموري،
بيروت: الشبكة العربية، 2012.
@AdnanFallahi
ستيفان لاکروا،
زمن الصحوة: الحرکات الاسلامية المعاصرة في السعودية،
ص79،
الترجمة باشراف: عبد الحق الزموري،
بيروت: الشبكة العربية، 2012.
@AdnanFallahi
👍4🤔1
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
در حدود سال ۱۳۰۰ میلادی کلیسا بزرگترین مالک اروپا بود و برای دخل و خرجش یک نظام پیچیده و مؤثر مالی تدارک دیده بود. در واقع کلیسا دولت بزرگی بود که بر روی تمام دولتهای کوچکتر محلی سایه افکنده بود. کلیسا مدارس و دانشگاهها را اداره میکرد و اکثر هنرها را تحت…
در طول قرون وسطی و رنسانس، هنر ادبیات و تعلیم و تربیت تقریباً تنها از طرف کلیسا حمایت میشد. دانشگاهها برای تربیت کشیش تأسیس شده بود. عالیترین هنرها برای تزیین کلیساها به وجود آمده بود و پیشرفتهای بزرگ معماری برای ساختن کلیساهای بزرگ و افزایش شکوه و جلال الهی حاصل شده بود.
اصلاحات موقتاً باعث کاهش تولیدات هنری شد. کلیسای اصلاحی تسوینگلی به طور مداوم استفاده از هنر و موسیقی را در مراسم مذهبی نهی میکرد ـ هیچ چیز نباید باعث پرت شدن حواس مردم به هنگام تبلیغ کلام الهی میشد. اما لوتر و کالوین به پذیرش هنر کلیسایی تمایل داشتند چرا که در هیچ جای کتاب مقدس هنر منع نشده بود.
سارا فلاورز،
اصلاحات دینی،
ص85،
ترجمه رضا یاسایی،
تهران: نشر ققنوس.
@AdnanFallahi
اصلاحات موقتاً باعث کاهش تولیدات هنری شد. کلیسای اصلاحی تسوینگلی به طور مداوم استفاده از هنر و موسیقی را در مراسم مذهبی نهی میکرد ـ هیچ چیز نباید باعث پرت شدن حواس مردم به هنگام تبلیغ کلام الهی میشد. اما لوتر و کالوین به پذیرش هنر کلیسایی تمایل داشتند چرا که در هیچ جای کتاب مقدس هنر منع نشده بود.
سارا فلاورز،
اصلاحات دینی،
ص85،
ترجمه رضا یاسایی،
تهران: نشر ققنوس.
@AdnanFallahi
👍11
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
من فکر میکنم شش اصل برای تفکر محافظهکار وجود دارد: 1) اعتقاد، که قصدی الهیست و در کنار وجدان بر جامعه حکمفرماست زنجیرهای ابدی از حق و تکلیف را میسازد که بزرگ و کوچک، زنده و مرده را به هم پیوند میزند. مشکلات سیاسی در کنه خود، مشکلاتی دینی و اخلاقیاند...…
وحی، خرد و اطمینانی فراتر از احساسات، به ما میگویند که خالق هستیمان وجود دارد و او عالِم به همه چیز (omniscient) است. و انسان و دولت، از مخلوقات رحمت خدایند. این عقیدهی ارتدکس مسیحیت، هستهی فلسفهی [ادموند] برک است.
Russell Kirk,
The Conservative Mind, from Burke to Santayana,
P. 26,
Washington, DC: H. Regnery Company, 1953
#محافظهکاری_امریکایی
@AdnanFallahi
Russell Kirk,
The Conservative Mind, from Burke to Santayana,
P. 26,
Washington, DC: H. Regnery Company, 1953
#محافظهکاری_امریکایی
@AdnanFallahi
🤔5👍3
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
موضع عز بن عبدالسلام شافعی (660ق) دربارهی کفر و ایمان حقیقی (و نه فقهی)، شبیه به موضع منسوب به جاحظ، طوفی حنبلی و قلیلی دیگر از اصولیان و فقهای اهل سنت است: اگر آدمی به بلوغ برسد و اعتقاد صحیحی نداشته باشد، لازم است که بر حسب امکان [در اعتقاد خود] نظرورزی…
... فقهای مقلد... و آنها را در حالیکه در مجالس گرد هم میآیند دیدهایم، پس اگر برای یکیشان خلاف آن چیزی که بدان باور دارد ذکر شود بسیار متعجب میشود... پس بحث با اینان مضر و موجب دوری و دشمنی بیفایده است.
پس سبحان الله که چه بسیار کسانی که تقلید، چشمشان را کور کرده است...
عز بن عبدالسلام (660ق)،
قواعد الأحكام،
2/274،275،
تحقیق: د. نزیه کمال حماد&د. عثمان جمعة ضمیریة، دمشق: دار القلم.
#قدیم_متخیل
@AdnanFallahi
پس سبحان الله که چه بسیار کسانی که تقلید، چشمشان را کور کرده است...
عز بن عبدالسلام (660ق)،
قواعد الأحكام،
2/274،275،
تحقیق: د. نزیه کمال حماد&د. عثمان جمعة ضمیریة، دمشق: دار القلم.
#قدیم_متخیل
@AdnanFallahi
👍8
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
قدیمِ مُتَخَیَّل: امام غزالی و نهی از منکر عموما رسم بر این بوده و هست که واعظان و خطیبان در هر دورهای، از گسترش فساد و تباهی و بدعت و گناه شکایت کرده و چهبسا حسرت گذشته و قدیمِ "پاک" و "آرمانی" را بخورند. صدالبته از منظر کارکردهای اخلاقی و دینی، چنین…
و بدان که در این دوران [= قرن ششم قمری]، امر به معروف به فنا رفته تا جایی که معروف به منکر و منکر به معروف بدل شده است؛ و این دوران، مصداق سخن پیامبر علیه الصلاة والسلام است که: "بَدَأَ الإِسْلامُ غَرِيبًا وَسَيَعُودُ كَمَا بَدَأَ".
ابن الجوزي الحنبلي (597هـ)،
التبصرة،
2/303،
الناشر: دار الكتب العلمية، بيروت.
#قدیم_متخیل
@AdnanFallahi
ابن الجوزي الحنبلي (597هـ)،
التبصرة،
2/303،
الناشر: دار الكتب العلمية، بيروت.
#قدیم_متخیل
@AdnanFallahi
👍13👎1
كسی كه در بیرون تقلید رایج در نظام علمی ما صحبت بكند، یكی دو تا از این مفاهیم را به او میچسبانند. وقتی هم میپرسیم یعنی چی؟ نمیتوانند جواب بدهند...
علوم انسانی ما از مفاهیمی در علوم انسانی جدید سخن میگوید كه آن مفاهیم در جایی و با توجه به موادی درست شده كه مواد ما نیست. رییس دانشگاه به من گفت تو سكولار هستی. در حالی كه نمیداند سكولار یعنی چه. تا حالا یك جمله ندیدهام از حوزه و دانشگاه كه درباره سكولاریسم نوشته شده باشد و كسی بداند كه راجع به چه چیز صحبت میكند. بسیاری از مفاهیم دیگر مثل ناسیونالیسم و لیبرالیسم و... نیز از این سنخ هستند. اینها بر مبنای مواد دیگری تاسیس شدهاند و جای دیگری درست شدهاند. علم جایی آغاز میشود كه مفاهیم جدید درباره یك مواد مشخص بیان شود. یعنی مفاهیمی كه درباره مواد ایران تدوین شده باشد. آن مفاهیم را هنوز نداریم....
گفتهام در اسلام سكولاریسم ممكن نیست، به دلایلی كه طرح آن اینجا ممكن نیست. اما چرا نیست؟ زیرا در آغاز دوران جدید تاریخ ایران، ایران توانسته تحولی در فقه و نظام قدیمش و ناحیهای از نظام سنت قدماییاش در جهت تجدد و تجدید ایجاد كند كه ما نمیدانیم آن چیست و مفهوم آن هنوز روشن نشده و نتوانستهایم آن را تدوین كنیم... این شاخههای از علم با توجه به مواد دنیای مسیحیت تدوین شده و مواد ما آن نیست. یعنی هیچ كسی و هیچ مفهومی از جامعهشناسی حقوقی كنونی را سراغ ندارم كه بتواند توضیح بدهد به چه ترتیب فقهْ حقوقِ جدید شد، یعنی قدیمْ جدید شد.
جواد طباطبایی
https://ume.la/cGEN8D
علوم انسانی ما از مفاهیمی در علوم انسانی جدید سخن میگوید كه آن مفاهیم در جایی و با توجه به موادی درست شده كه مواد ما نیست. رییس دانشگاه به من گفت تو سكولار هستی. در حالی كه نمیداند سكولار یعنی چه. تا حالا یك جمله ندیدهام از حوزه و دانشگاه كه درباره سكولاریسم نوشته شده باشد و كسی بداند كه راجع به چه چیز صحبت میكند. بسیاری از مفاهیم دیگر مثل ناسیونالیسم و لیبرالیسم و... نیز از این سنخ هستند. اینها بر مبنای مواد دیگری تاسیس شدهاند و جای دیگری درست شدهاند. علم جایی آغاز میشود كه مفاهیم جدید درباره یك مواد مشخص بیان شود. یعنی مفاهیمی كه درباره مواد ایران تدوین شده باشد. آن مفاهیم را هنوز نداریم....
گفتهام در اسلام سكولاریسم ممكن نیست، به دلایلی كه طرح آن اینجا ممكن نیست. اما چرا نیست؟ زیرا در آغاز دوران جدید تاریخ ایران، ایران توانسته تحولی در فقه و نظام قدیمش و ناحیهای از نظام سنت قدماییاش در جهت تجدد و تجدید ایجاد كند كه ما نمیدانیم آن چیست و مفهوم آن هنوز روشن نشده و نتوانستهایم آن را تدوین كنیم... این شاخههای از علم با توجه به مواد دنیای مسیحیت تدوین شده و مواد ما آن نیست. یعنی هیچ كسی و هیچ مفهومی از جامعهشناسی حقوقی كنونی را سراغ ندارم كه بتواند توضیح بدهد به چه ترتیب فقهْ حقوقِ جدید شد، یعنی قدیمْ جدید شد.
جواد طباطبایی
https://ume.la/cGEN8D
www.cgie.org.ir
سید جواد طباطبایی : دانشگاه باید بتواند با فهم فارابی و کانت علم تولید کند نه با مقالات دزدی!
👍9👎1
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
بسیاری از مفاهیم دیگر مثل ناسیونالیسم و لیبرالیسم و... نیز از این سنخ هستند. اینها بر مبنای مواد دیگری تاسیس شدهاند و جای دیگری درست شدهاند. علم جایی آغاز میشود كه مفاهیم جدید درباره یك مواد مشخص بیان شود. یعنی مفاهیمی كه درباره مواد ایران تدوین شده باشد. آن مفاهیم را هنوز نداریم....
به قرار این گفتهی صائب د. طباطبایی باید اضافه کنیم که مفاهیمی چون محافظهکاری، قومگرایی و حتی اسلامگرایی که نزد خاصه بسیاری از فعالان سیاسی - سلبا یا ایجابا - رواج پیدا کردهاند، بر مبنای مواد دیگر و در جای دیگری جز اینجا تاسیس شدهاند که فقدان بحث دقیق دانشگاهی و غیر ایدیولوژیک (بدون پیوند به مناسبات قدرت سیاسی) دربارهی این مفاهیم، عملا آنها را به برچسبهایی گنگ و نامنقح - که صرفا کارکرد سیاسی دارند - تبدیل کرده است.
@AdnanFallahi
@AdnanFallahi
👍9
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
هرگاه عادتها و آیینهای جدیدی در جامعه حضور مییافت شیخالاسلام نقش بسزایی در جهتدهی عادتها در مسیر درست داشت. در نیمه قرن دهم قمری/۱۶ میلادی مسئله حکم خوردن قهوه مطرح شد که آیا مباح است یا نه؟ چراکه خوردن قهوه نخستین بار در مناطق جنوب شرقی قلمرو عثمانی…
شیخ الاسلام ها وظیفه داشتند موضوع اعلان جنگ از سوی دولت را مبتنی بر فقه اسلامی بررسی کنند و با توجه به درخواست حکومت تصمیم خودشان را از طریق اعلان فتوا ابراز نمایند. البته حق اظهار فتوا بدون درخواست دولت را نداشتند و طبیعی بود که سلاطین سیاست های خود را از طریق فتاوای شیخ الاسلام ها تحمیل کنند. اغلب اوقات برای سربازان سخت بود با کسانی بجنگند که با آنها همعقیده بودند و اعتقاد داشتند اگر از آنها بکشند مجرم خواهند بود و باید منتظر مجازات سختی باشند و اگر هم کشته شوند مرگشان شهادت به شمار نمیآید. به عبارت دیگر همانند زمانی که با کفار میجنگیدند و کشته میشدند و به بهشت می رفتند اما اکنون در این حالت به بهشت نخواهند رفت و برای اینکه خلأ ناشی از شک برطرف گردد سلطان احتیاج مبرم به حجت شرعی برای جنگ با کشورهای مسلمان داشت.
لازم بود که فتوا معنابخش این عقیده و ایمان باشد که اگر انسان کشته شود یا بجنگد تا کشته شود رضایت خداوند را به دست آورده است. برای مثال سلطان سلیم اول از زمبیللی علی جمالی خواست در سال ۱۰۲۵ قمری/۱۵۱۶ میلادی فتوای برای جنگ علیه مصر صادر کند با وجود اینکه به شیخ الاسلام گفته بود: " تو در امور حکومتی که به تو ربطی ندارد دخالت می کنی". علت ظاهری جنگ، همکاری با مصر علیه ایران شیعی بود. بنابراین سوال فتوا اینگونه طرح گردید: " اگر رهبر کشوری مسلمان بخواهد ریشه ملحدین(ایرانیان) را با کمک کسانی که آنها نیز از وجود حاکم طاغی [= ممالیک مصر] رنج میبرند، از بین ببرد و این رهبر اسلامی از این کار منع شده باشد آیا قتل این حاکم طاغی و مصادره اموالش مباح است؟" جواب مثبت با تکیه بر حدیث چنین بود: "کسی که ملحدی را یاری کند خود ملحد است".
استفتای دوم نیز در همین زمینه بود: "اگر ملتی که نام اسلام را یدک میکشند (مصریها) ترجیح میدهند با خانوادههای غیر مومن (چرکس) ازدواج کنند آیا جنگیدن با آنها جایز است؟" جواب این چنین بود: "مانعی ندارد".
سوال سوم به این شرح بود: "اگر افرادی با دلایل ظاهری برای تکریم اسلامی که پذیرفتهاند کلمه شهادتین را بر روی سکهها حک کنند در حالی که میدانند این سکهها در دستان مسیحی ها و یهودیان و پیروان فرقه ها مورد استفاده قرار میگیرد یا اینکه خدای ناکرده با این سکهها به دستشویی بروند و یا بدون وضو آنها را لمس کنند و هنگام نیاز آنها را مصرف کنند حکم خداوند درباره آنها چیست؟" جواب: "اگر اجازه دفاع نمیدهند کشتن آنها درست است"
بنابراین از طریق این فتاوا جنگ علیه مصر توجیه گردید. این در حالی بود که شیخالاسلام کمال پاشازاده، سلطان سلیمانِ قانونی را برای حمله علیه ایران تحریک میکرد و نامههایی که سلطان به شاه طهماسب می فرستاد با همکاری و مشورت شیخالاسلام آماده و مکتوب میکرد.. فتوای شیخ الاسلام بر زندیق بودن ایرانیان تاکید داشت و همین استدلال برای جنگ بهانهی شرعی خوبی به شمار میرفت. در سال ۱۱۳۴ قمری/۱۷۲۲میلادی فتوایی با این دلایلِ عنوانشده صادر شد اما این بار کمال افندی قاضی عسکر در رد این فتوا گفت: کسانی را که به سمت قبله نماز می گزارند یعنی مسلمانان را نمیتوان ملحد قلمداد کرد. به تمایل شیخ الاسلام، وی پس از اعلان نظر به جزیره لیمینی تبعید گردید. این تصمیم شیخ الاسلام ترس ایجاد تفرقه بین صفوف سپاه و مردم را به وجود آورده بود کما اینکه ممکن بود به سیاست های بزرگ دولت آسیب برساند.
طبق همین فتواها و به دلایل دیگر علیه دولتهای غیر اسلامی نیز اعلان جنگ صورت میگرفت و شرعی جلوه داده میشد. در سال ۹۸۹ قمری/۱۵۷۱ میلادی ابوالسعود فتوای خود را مبنی بر جنگ علیه بندقیه و اشغال قبرس صادر کرد و نیز در سال ۱۳۲۵ قمری/۱۷۱۶ میلادی با فتوای خود به تقویت تفکر جنگ با اتریش کمک کرد.
اکرم کیدو،
نهاد شیخالاسلام در دولت عثمانی،
صص132ـ135،
ترجمه حسن حضرتی و سید محمد رضی مصطفوی،
تهران: انتشارات ندای تاریخ، 1395.
@AdnanFallahi
لازم بود که فتوا معنابخش این عقیده و ایمان باشد که اگر انسان کشته شود یا بجنگد تا کشته شود رضایت خداوند را به دست آورده است. برای مثال سلطان سلیم اول از زمبیللی علی جمالی خواست در سال ۱۰۲۵ قمری/۱۵۱۶ میلادی فتوای برای جنگ علیه مصر صادر کند با وجود اینکه به شیخ الاسلام گفته بود: " تو در امور حکومتی که به تو ربطی ندارد دخالت می کنی". علت ظاهری جنگ، همکاری با مصر علیه ایران شیعی بود. بنابراین سوال فتوا اینگونه طرح گردید: " اگر رهبر کشوری مسلمان بخواهد ریشه ملحدین(ایرانیان) را با کمک کسانی که آنها نیز از وجود حاکم طاغی [= ممالیک مصر] رنج میبرند، از بین ببرد و این رهبر اسلامی از این کار منع شده باشد آیا قتل این حاکم طاغی و مصادره اموالش مباح است؟" جواب مثبت با تکیه بر حدیث چنین بود: "کسی که ملحدی را یاری کند خود ملحد است".
استفتای دوم نیز در همین زمینه بود: "اگر ملتی که نام اسلام را یدک میکشند (مصریها) ترجیح میدهند با خانوادههای غیر مومن (چرکس) ازدواج کنند آیا جنگیدن با آنها جایز است؟" جواب این چنین بود: "مانعی ندارد".
سوال سوم به این شرح بود: "اگر افرادی با دلایل ظاهری برای تکریم اسلامی که پذیرفتهاند کلمه شهادتین را بر روی سکهها حک کنند در حالی که میدانند این سکهها در دستان مسیحی ها و یهودیان و پیروان فرقه ها مورد استفاده قرار میگیرد یا اینکه خدای ناکرده با این سکهها به دستشویی بروند و یا بدون وضو آنها را لمس کنند و هنگام نیاز آنها را مصرف کنند حکم خداوند درباره آنها چیست؟" جواب: "اگر اجازه دفاع نمیدهند کشتن آنها درست است"
بنابراین از طریق این فتاوا جنگ علیه مصر توجیه گردید. این در حالی بود که شیخالاسلام کمال پاشازاده، سلطان سلیمانِ قانونی را برای حمله علیه ایران تحریک میکرد و نامههایی که سلطان به شاه طهماسب می فرستاد با همکاری و مشورت شیخالاسلام آماده و مکتوب میکرد.. فتوای شیخ الاسلام بر زندیق بودن ایرانیان تاکید داشت و همین استدلال برای جنگ بهانهی شرعی خوبی به شمار میرفت. در سال ۱۱۳۴ قمری/۱۷۲۲میلادی فتوایی با این دلایلِ عنوانشده صادر شد اما این بار کمال افندی قاضی عسکر در رد این فتوا گفت: کسانی را که به سمت قبله نماز می گزارند یعنی مسلمانان را نمیتوان ملحد قلمداد کرد. به تمایل شیخ الاسلام، وی پس از اعلان نظر به جزیره لیمینی تبعید گردید. این تصمیم شیخ الاسلام ترس ایجاد تفرقه بین صفوف سپاه و مردم را به وجود آورده بود کما اینکه ممکن بود به سیاست های بزرگ دولت آسیب برساند.
طبق همین فتواها و به دلایل دیگر علیه دولتهای غیر اسلامی نیز اعلان جنگ صورت میگرفت و شرعی جلوه داده میشد. در سال ۹۸۹ قمری/۱۵۷۱ میلادی ابوالسعود فتوای خود را مبنی بر جنگ علیه بندقیه و اشغال قبرس صادر کرد و نیز در سال ۱۳۲۵ قمری/۱۷۱۶ میلادی با فتوای خود به تقویت تفکر جنگ با اتریش کمک کرد.
اکرم کیدو،
نهاد شیخالاسلام در دولت عثمانی،
صص132ـ135،
ترجمه حسن حضرتی و سید محمد رضی مصطفوی،
تهران: انتشارات ندای تاریخ، 1395.
@AdnanFallahi
👍9
دولت انگلستان در آغاز قرن جدید تمایل یافت "پناهگاهی" را به جنبش صهیونیستی پیشنهاد دهد. کنگره ششم [صهیونیسم] در ۱۹۰۳ تقریباً یک صدا جانب کسانی را گرفت که با تاکید فراوان اعلام کردند حاضرند برای صهیون جان دهند و هیچ مکان دیگری در این جهان نمی تواند جایگزین آن شود. اما در عین حال در اعلامیه های پر شمارشان همواره از "مستعمره سازی" سخن گفته میشد و درباره بومیان آنجا، چندان حرفی در میان نبود به گونهای که در همین زمان زودهنگام نیز تناقضی هویدا شد: صهیونیسم هم نوعی "جنبش رهایی بخش ملی" بود و هم عملیاتی برآمده از روح اروپاییمدار استعمارگری.
ارنست نولته،
اسلامگرایی: سومین جنبش مقاومت رادیکال،
صص۱۲۸،۱۲۹
ترجمه مهدی تدینی،
تهران: نشر ثالث.
@AdnanFallahi
ارنست نولته،
اسلامگرایی: سومین جنبش مقاومت رادیکال،
صص۱۲۸،۱۲۹
ترجمه مهدی تدینی،
تهران: نشر ثالث.
@AdnanFallahi
👍11
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
آغاز داستان را باید از حکومت عباس میرزا نایب السلطنه و جنگ های ایران و روس و اقدامات داخلی آن شاهزاده منورالفکر گرفت... و دومی به واسطه آشنایی به زبان ترکی و اتصال معنوی [آذربایجان] از این راه (که سایر قسمتهای ایران از آن محروم بودند) استانبول و ممالک عثمانی…
از عوامل بسیار مهم در سوق آذربایجان بسوی تمدن جدید مدارس آمریکایی تبریز و ارومیه بود که فوق العاده تأثیر تربیتی شایان اعجاب داشتند و من هم خود در مدرسه تبریز آنها (اگر چه محصل آن مدرسه نبودم) قدری زبان انگلیسی آموختم. همچنین مدارس کاتولیکی فرانسویها تا حدی، و مدرسه سوزانوف روسی در تبریز برای تعلیم روسی و غیره...
از چیزهای مؤثر در تربیت و بیداری چنانکه گفتیم کتب ترکی استانبول و مخصوصا كتب عربی مصری و مجلۀ الهلال و کتبی مانند طبایع الاستبداد سید عبدالرحمن کواکبی بود.
سید حسن تقیزاده،
تاریخ انقلاب مشروطیت ایران،
صص240،241،
تهران: انتشارات فردوس، 1379.
@AdnanFallahi
از چیزهای مؤثر در تربیت و بیداری چنانکه گفتیم کتب ترکی استانبول و مخصوصا كتب عربی مصری و مجلۀ الهلال و کتبی مانند طبایع الاستبداد سید عبدالرحمن کواکبی بود.
سید حسن تقیزاده،
تاریخ انقلاب مشروطیت ایران،
صص240،241،
تهران: انتشارات فردوس، 1379.
@AdnanFallahi
👍11👎1🤔1
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
... فقهای مقلد... و آنها را در حالیکه در مجالس گرد هم میآیند دیدهایم، پس اگر برای یکیشان خلاف آن چیزی که بدان باور دارد ذکر شود بسیار متعجب میشود... پس بحث با اینان مضر و موجب دوری و دشمنی بیفایده است. پس سبحان الله که چه بسیار کسانی که تقلید، چشمشان…
موعظهها که زیاد شوند، در قلوب اثری نمیگذارند؛ پس بسیار وعظ گفتن، فایدهی آن را از بین میبَرَد.
عز بن عبدالسلام (660ق)،
قواعد الأحكام،
2/343،
تحقیق: د. نزیه کمال حماد&د. عثمان جمعة ضمیریة، دمشق: دار القلم.
@AdnanFallahi
عز بن عبدالسلام (660ق)،
قواعد الأحكام،
2/343،
تحقیق: د. نزیه کمال حماد&د. عثمان جمعة ضمیریة، دمشق: دار القلم.
@AdnanFallahi
👍16
تصویر فوق، عکس محل تحصیل ابن خلدون در دوران کودکیاش است: مسجد کوچکی ـ به نام مسجد القُبّة ـ در بخش قدیمی شهر تونس زادگاه وی.
@AdnanFallahi
@AdnanFallahi
👍15
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
🫷راست جدید چه میگوید؟ اگر بازه بین جنگ جهانی اول تا فروپاشی شوروی سابق را یک ویترین سیاسی فرض کنیم، افراطیترین شکل ایدیولوژیهای سیاسی چپ و راست در این دوره ظهور و بروز چشمگیر پیدا کردند. راست افراطی در این دوره ترکیبی از عناصری چون خلوص قومی یا نژادی،…
🗿بلند شدن محافظهکاری جدید از دندهی استعمارزدگی!
راهپیمایی دیروز برخی از راستگرایان انگلیسی ـ به فراخوان و دعوت فعال مشهور ضدمهاجران و ضداسلام تامی رابینسون ـ واکنشهای بسیاری را برانگیخت. یکی از جالبترین واکنشها را الکساندر دوگین متفکر راستگرای روس نشان داد که خبرگزاری اسپوتنیک روسیه هم آن را پوشش داد. دوگین با تمجید از این راهپیمایی، آن را نمایش " انقلاب محافظهکارانهی انگیسی" خواند و ادعا کرد که 3میلیون نفر در این راهپیمایی حضور داشتند و در انتها هم گفت: "ما داریم میآییم"[1]. صدالبته این رقم ادعاییِ دوگین اگرچه به مذاق برخی از فعالین مجازی هم خوش آمد، اما رقم حقیقیای که رسانههای مشهور غربی و حتی رسانههای راستگری اسراییلی مانند جروزلمپست اعلان کردند چیزی در حدود 100هزار نفر بود[2]. اگرچه روسها زمانی پیشرو در تبلیغ انترناسیونالیسم چپ بودند اما پیشتر آوردیم که محافظهکاری انترناسیونال غیرممکن مینماید. پس ماجرا چیست؟
در اینجا بد نیست نگاهی کوتاه به سوابق تامی رابینسون بیندازیم که این راهپیمایی به فراخوان او بود. رابینسون در عنفوان جوانی مدت کوتاهی به حزب BNP پیوست که دستکم در مقطعی به داشتن گرایشهای فاشیستی (یهودستیزی، انکار هولوکاست، نظریهی نژادی و...) مشهور بود. او بعدا راه خود را جدا کرد و به خاطر مواضعش در دفاع از برگزیت، دفاع از حزب راستگری За правду در روسیه (که از هواداران الحاق قسمتهای شرقی اوکراین به روسیه است) و بازنشر اخبار نادرست به سود روسیه در جنگ اوکراین مشهور است. در سفر سال 2020 او به روسیه، خبرگزاریهای دولتی روس او را به مثابه یکی از قربانیان سانسور در اتحادیهی اروپا به تصویر کشیدند.
اما چنانکه در نوشتهی دیگری گفتیم راست (افراطی) جدید ـ برخلاف اسلاف خود ـ دغدغهی توسعهطلبی سرزمینی ندارد و تمرکزش بر داخل مرزهاست که با معضل چندگونگی و فقدان یکدستی فرهنگی مواجه شده است. سیاستمدار دستراستی فرانسوی اریک زِمور (Éric Zemmour) که یکی از سخنرانان راهپیمایی دیروز انگلیس بود لب مطلب را خیلی خوب ادا کرد:
با این توضیحات و عطف به مطالب قبلیای که دربارهی راست جدید غربی آوردیم:
1) راست جدید غربی در سیاست خارجی عموما انزواگراست و به همین دلیل برخلاف لیبرالهای اصطلاحا مترقی، به دنبال تنبیه جدی روسیه یا تأسیس دموکراسی و بسط لیبرالیسم و... در نقاط فرادست خود نیست.
2) در مواجهه با بحرانهای اخلاقی و فرهنگی، کاهش جمعیت، پیر شدن نیروی کار و تن دادن به ورود مهاجران تازهنفس برای پر کردن این خلأ، راست جدید نه تنها رتوریک دینی و مذهبی دارد بلکه در عمل نیز بسیار مذهبی و پایبند به سنت دینی عمل میکند. سِرّ مخالفت شدید این طیف سیاسی با نرمالسازی فرهنگی طیفهای موسوم به رنگینکمانی در همین نکته است.
3) راست جدید بر خلاف اسلاف خود یهودستیز نیست بلکه شیفتهی دولت یهود و حامی ایدهی صهیونیسم سیاسی است. اتفاقی نیست که در راهپیمایی دیروز بریتانیا، پرچمهای اسراییل نیز خودنمایی میکردند. راست جدید بزرگترین دشمن فرهنگی خود را در داخل و در میان مسلمین و چپها میبیند که هر دو گروه در انتقاد از اسراییل صدای بلندی دارند. گرایش بخش بزرگی از راستگرایان غربی به اسراییل را - علاوه بر پیوندهای الهیاتی و آخرالزمانی با صهیونیسم مذهبی و تداعی سنت سَلَف اروپاییشان در پیشبرد استعمار بومیان - میتوان از این منظر هم دید، هرچند که ادعای پیوند ذاتی بین محافظهکاری لیبرال و لیبرتریانیسم با صهیونیسم سیاسی ـ با توجه به دیدگاه متفکران چپستیزی چون ارنست نولته، کارل پوپر، موری روتبارد و غیره در سنت فلسفی معاصر غربی ـ ادعایی مناقشهبرانگیز خواهد بود.
ذکر این نکته نیز در انتها لازم است: پر واضح است که در دهههای گذشته در کشورمان انواع و اقسامی از مکاتب و مفاهیم وارداتی ـ ساخته شده و نضج یافته بر اساس مواد خام سنت غربی ـ رواج پیدا کرد: از سوسیالیسم تا چپ نو، جامعهی مدنی، پست مدرنیسم، لیبرالیسم و غیره. پربیراه نیست اگر بگوییم اینک تم و مد جدیدی برای بخشی از فعالان رسانههای اجتماعی جذابیت یافته است که همانا محافظهکاریِ مبتنی بر سنت مسیحیت پروتستانی است. تا در آینده چه شود و چه پیش آید.
ــــــــــ
ارجاعات:
[1]. https://news.1rj.ru/str/ir_sputnik/72849
[2]. https://www.jpost.com/international/article-867320#google_vignette
[3]. https://ume.la/OGwfgz
✍️عدنان فلّاحی
https://news.1rj.ru/str/AdnanFallahi
* تصویر پیوست عکس یادگاریای است که تامی رابینسون، در سفرش به روسیه، در کنار لوگوی خبرگزاری راشاتودی روسیه گرفته است.
راهپیمایی دیروز برخی از راستگرایان انگلیسی ـ به فراخوان و دعوت فعال مشهور ضدمهاجران و ضداسلام تامی رابینسون ـ واکنشهای بسیاری را برانگیخت. یکی از جالبترین واکنشها را الکساندر دوگین متفکر راستگرای روس نشان داد که خبرگزاری اسپوتنیک روسیه هم آن را پوشش داد. دوگین با تمجید از این راهپیمایی، آن را نمایش " انقلاب محافظهکارانهی انگیسی" خواند و ادعا کرد که 3میلیون نفر در این راهپیمایی حضور داشتند و در انتها هم گفت: "ما داریم میآییم"[1]. صدالبته این رقم ادعاییِ دوگین اگرچه به مذاق برخی از فعالین مجازی هم خوش آمد، اما رقم حقیقیای که رسانههای مشهور غربی و حتی رسانههای راستگری اسراییلی مانند جروزلمپست اعلان کردند چیزی در حدود 100هزار نفر بود[2]. اگرچه روسها زمانی پیشرو در تبلیغ انترناسیونالیسم چپ بودند اما پیشتر آوردیم که محافظهکاری انترناسیونال غیرممکن مینماید. پس ماجرا چیست؟
در اینجا بد نیست نگاهی کوتاه به سوابق تامی رابینسون بیندازیم که این راهپیمایی به فراخوان او بود. رابینسون در عنفوان جوانی مدت کوتاهی به حزب BNP پیوست که دستکم در مقطعی به داشتن گرایشهای فاشیستی (یهودستیزی، انکار هولوکاست، نظریهی نژادی و...) مشهور بود. او بعدا راه خود را جدا کرد و به خاطر مواضعش در دفاع از برگزیت، دفاع از حزب راستگری За правду در روسیه (که از هواداران الحاق قسمتهای شرقی اوکراین به روسیه است) و بازنشر اخبار نادرست به سود روسیه در جنگ اوکراین مشهور است. در سفر سال 2020 او به روسیه، خبرگزاریهای دولتی روس او را به مثابه یکی از قربانیان سانسور در اتحادیهی اروپا به تصویر کشیدند.
اما چنانکه در نوشتهی دیگری گفتیم راست (افراطی) جدید ـ برخلاف اسلاف خود ـ دغدغهی توسعهطلبی سرزمینی ندارد و تمرکزش بر داخل مرزهاست که با معضل چندگونگی و فقدان یکدستی فرهنگی مواجه شده است. سیاستمدار دستراستی فرانسوی اریک زِمور (Éric Zemmour) که یکی از سخنرانان راهپیمایی دیروز انگلیس بود لب مطلب را خیلی خوب ادا کرد:
ما و شما در حال مستعمرهشدن به دست مستعمرات پیشین خود هستیم"[3].
با این توضیحات و عطف به مطالب قبلیای که دربارهی راست جدید غربی آوردیم:
1) راست جدید غربی در سیاست خارجی عموما انزواگراست و به همین دلیل برخلاف لیبرالهای اصطلاحا مترقی، به دنبال تنبیه جدی روسیه یا تأسیس دموکراسی و بسط لیبرالیسم و... در نقاط فرادست خود نیست.
2) در مواجهه با بحرانهای اخلاقی و فرهنگی، کاهش جمعیت، پیر شدن نیروی کار و تن دادن به ورود مهاجران تازهنفس برای پر کردن این خلأ، راست جدید نه تنها رتوریک دینی و مذهبی دارد بلکه در عمل نیز بسیار مذهبی و پایبند به سنت دینی عمل میکند. سِرّ مخالفت شدید این طیف سیاسی با نرمالسازی فرهنگی طیفهای موسوم به رنگینکمانی در همین نکته است.
3) راست جدید بر خلاف اسلاف خود یهودستیز نیست بلکه شیفتهی دولت یهود و حامی ایدهی صهیونیسم سیاسی است. اتفاقی نیست که در راهپیمایی دیروز بریتانیا، پرچمهای اسراییل نیز خودنمایی میکردند. راست جدید بزرگترین دشمن فرهنگی خود را در داخل و در میان مسلمین و چپها میبیند که هر دو گروه در انتقاد از اسراییل صدای بلندی دارند. گرایش بخش بزرگی از راستگرایان غربی به اسراییل را - علاوه بر پیوندهای الهیاتی و آخرالزمانی با صهیونیسم مذهبی و تداعی سنت سَلَف اروپاییشان در پیشبرد استعمار بومیان - میتوان از این منظر هم دید، هرچند که ادعای پیوند ذاتی بین محافظهکاری لیبرال و لیبرتریانیسم با صهیونیسم سیاسی ـ با توجه به دیدگاه متفکران چپستیزی چون ارنست نولته، کارل پوپر، موری روتبارد و غیره در سنت فلسفی معاصر غربی ـ ادعایی مناقشهبرانگیز خواهد بود.
ذکر این نکته نیز در انتها لازم است: پر واضح است که در دهههای گذشته در کشورمان انواع و اقسامی از مکاتب و مفاهیم وارداتی ـ ساخته شده و نضج یافته بر اساس مواد خام سنت غربی ـ رواج پیدا کرد: از سوسیالیسم تا چپ نو، جامعهی مدنی، پست مدرنیسم، لیبرالیسم و غیره. پربیراه نیست اگر بگوییم اینک تم و مد جدیدی برای بخشی از فعالان رسانههای اجتماعی جذابیت یافته است که همانا محافظهکاریِ مبتنی بر سنت مسیحیت پروتستانی است. تا در آینده چه شود و چه پیش آید.
ــــــــــ
ارجاعات:
[1]. https://news.1rj.ru/str/ir_sputnik/72849
[2]. https://www.jpost.com/international/article-867320#google_vignette
[3]. https://ume.la/OGwfgz
✍️عدنان فلّاحی
https://news.1rj.ru/str/AdnanFallahi
* تصویر پیوست عکس یادگاریای است که تامی رابینسون، در سفرش به روسیه، در کنار لوگوی خبرگزاری راشاتودی روسیه گرفته است.
👍7👎1
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
دولت انگلستان در آغاز قرن جدید تمایل یافت "پناهگاهی" را به جنبش صهیونیستی پیشنهاد دهد. کنگره ششم [صهیونیسم] در ۱۹۰۳ تقریباً یک صدا جانب کسانی را گرفت که با تاکید فراوان اعلام کردند حاضرند برای صهیون جان دهند و هیچ مکان دیگری در این جهان نمی تواند جایگزین آن…
بزرگترین موفقیت صهیونیستها را احتمالا باید در این دید که توانستند به جهانیان بقبولانند آن ۷۰۰هزار فلسطینی که اکنون در منطقه "دولت یهود" و مناطق تصرفشدهی اضافی غایب بودند، خودشان داوطلبانه و به توصیه یا فرمان سپاهیان عرب از آنجا رفته بودند. نخست، سالها بعد، با کارهای [پژوهشی] "تاریخنگاران نَوَد" در اسرائیل روشن شد فرآیند اخراج چگونه رخ داده بود: این اخراج گسترده از ابتدا برنامهریزی نشده بود اما در ادامه طبق برنامه موسوم به "نقشه دالت"(Plan Dalet) به اجرا درآمد و با کشتارهایی براساس الگوی دیریاسین پیش برده شد. وقتی دولت اسرائیل از به رسمیت شناختن حق بازگشت آوارگان خودداری کرد، حقی که به لحاظ حقوقبینالمللی مشخص شده و با مصوبه سازمان ملل به صراحت به تصویب رسیده بود، معلوم شد همه جملات قشنگ و تضمینهایی که از طرف صهیونیستها در قبال عربها بیان میشد، هیچ مگر بهانه و ابزار نبوده است؛ چنانکه پس از چند سال و در پی نخستین موج بزرگ مهاجرت [یهودیان]، یکسوم جمعیت یهود در خانههای فلسطینیان و در زمینهایی که بدون غرامت مصادره شده بود ساکن شدند.
ارنست نولته،
اسلامگرایی: سومین جنبش مقاومت رادیکال،
ص۲۰۲،
ترجمه مهدی تدینی،
تهران: نشر ثالث.
@AdnanFallahi
ارنست نولته،
اسلامگرایی: سومین جنبش مقاومت رادیکال،
ص۲۰۲،
ترجمه مهدی تدینی،
تهران: نشر ثالث.
@AdnanFallahi
👍15
و اگر ولایتی بر عهده داری بپرهیز از اینکه دوست داشته باشی تو را مدح و ستایش کنند و پاک شمرند و مردم تو را بدین صفت بشناسند...
ابن مقفع،
الأدب الکبیر،
ص27،
ترجمه: محمد ـ وحید گلپایگانی،
تهران: زمان، 1375.
@AdnanFallahi
ابن مقفع،
الأدب الکبیر،
ص27،
ترجمه: محمد ـ وحید گلپایگانی،
تهران: زمان، 1375.
@AdnanFallahi
👍18
آبای کلیسا چنین آموزاندند که سه نوع قانون وجود دارد: قانون طبیعی قابل دسترس برای عقل بشر، قانون موسوی موجود در عهد عتیق. و قانون مسیح که در اناجیل نازل شده است. در قرن نهم، مسیحیان نسطوری طبقه بندی اندک متفاوتتری را پیش کشیدند: قانون الهی مسیح، «فراتر از عقل و طبیعت»؛ قانون طبیعت، «مبتنی بر عقل و فطری در ذهن انسان»؛ و قانون «شیطانیِ خشونت» که هم با خدا و هم با طبیعت مخالفت میکرد. نظریه پردازان مسیحی حقوق، برای قرن ها در مورد همپوشانی میان این مقولات مختلف و نیز نقش های مربوط به عقل و وحی در کشف آنها بحث کرده اند.
Mark L. Movsesian, "Figh and canons: reflections on Islamic and Christian jurisprudence"(2010), Faculty publications, 97.
@AdnanFallahi
Mark L. Movsesian, "Figh and canons: reflections on Islamic and Christian jurisprudence"(2010), Faculty publications, 97.
@AdnanFallahi
👍8
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
و بدان که در این دوران [= قرن ششم قمری]، امر به معروف به فنا رفته تا جایی که معروف به منکر و منکر به معروف بدل شده است؛ و این دوران، مصداق سخن پیامبر علیه الصلاة والسلام است که: "بَدَأَ الإِسْلامُ غَرِيبًا وَسَيَعُودُ كَمَا بَدَأَ". ابن الجوزي الحنبلي (597هـ)،…
... همانا جز در بلاد مغرب، اسلامی در کار نیست... و به جز مغرب، این نواحی شرقی، محل أهواء و بدعتها و فرق ضاله و گروههاست مگر اینکه خدای عزوجل اهالی این مناطق را در امان نگه دارد. چنانکه هیچ عدالت و حق و دین راستینی نیست مگر نزد [حکومت] موحدین [= سلسلهای بربر در شمال افریقا]...
ابن جبیر الأندلسي (614هـ)،
رحلة ابن جبیر،
ص49،50،
بیروت: دار ومكتبة الهلال.
#قدیم_متخیل
@AdnanFallahi
ابن جبیر الأندلسي (614هـ)،
رحلة ابن جبیر،
ص49،50،
بیروت: دار ومكتبة الهلال.
#قدیم_متخیل
@AdnanFallahi
👍10👎3
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
از عوامل بسیار مهم در سوق آذربایجان بسوی تمدن جدید مدارس آمریکایی تبریز و ارومیه بود که فوق العاده تأثیر تربیتی شایان اعجاب داشتند و من هم خود در مدرسه تبریز آنها (اگر چه محصل آن مدرسه نبودم) قدری زبان انگلیسی آموختم. همچنین مدارس کاتولیکی فرانسویها تا حدی،…
مقدمات کم و بیش موّثر در اين انقلاب [مشروطه] چنانکه معلوم است مساعی و نوشتههای میرزا ملکم خان پسر یعقوبخان ارمنی اصفهانی و آمدن سید جمالالدین معروف به افغانی دو بار به ایران (در سنه ۱۳۰۴ و ۱۳۰۷ قمری) و جراید فارسی کم و بیش آزاد در خارجه که مهمترین آنها روزنامه قانون در لندن به قلم ملکمخان بود و اختر در استانبول و حبلالمتین در کلکته و ثریا و پرورش و حکمت در مصر و بعضی کتب فارسی قدری انقلابی مانند کتب مرحوم حاج میرزا عبدالرحیم طالبوف نجارزاده تبریزی و سیاحتنامه ابراهیم بیک تألیف حاج زینالعابدین مراغهای منطبعه در استانبول و نوشتههای میرزا آقاخان کرمانی که خطی و دست بدست انتشار داشت و غیرها بوده است.
سید حسن تقیزاده،
تاریخ انقلاب مشروطیت ایران،
ص290،
تهران: انتشارات فردوس، 1379.
@AdnanFallahi
سید حسن تقیزاده،
تاریخ انقلاب مشروطیت ایران،
ص290،
تهران: انتشارات فردوس، 1379.
@AdnanFallahi
👍6👎3
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
و اگر ولایتی بر عهده داری بپرهیز از اینکه دوست داشته باشی تو را مدح و ستایش کنند و پاک شمرند و مردم تو را بدین صفت بشناسند... ابن مقفع، الأدب الکبیر، ص27، ترجمه: محمد ـ وحید گلپایگانی، تهران: زمان، 1375. @AdnanFallahi
و بر عاقل است که با نفْسش همچون دشمن به محاکمه برخیزد، و به حسابرسی بپردازد، آنگاه داوری کند سپس وی را پاداش نیک دهد، یا به عقوبت و سرکوبی او دست زند... و بر خردمند است که در هر شب و روز بارها مرگ را به یاد بیاورد، آن هم یادی که به دل برسد و آن را تکان دهد و نفس را از سرکشی و فرو رفتن در شهوات باز دارد.
ابن مُقَفَّع،
الأدب الصغیر،
صص96،97،
ترجمه: محمد ـ وحید گلپایگانی،
تهران: زمان، 1375.
@AdnanFallahi
ابن مُقَفَّع،
الأدب الصغیر،
صص96،97،
ترجمه: محمد ـ وحید گلپایگانی،
تهران: زمان، 1375.
@AdnanFallahi
👍18
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
غرض این است که عوام و نوآموزان متنبه شوند که از اشعار خیام و حافظ و مانند آنها سوءاستفاده نکنند و چنین نپندارند که آن بزرگواران ما را به سوی میخوارگی وفسق و کفر و زندقه سوق میدهند بلکه عکس آن است. و شاهد مدعای ما این است که بزرگانی از معاصران خیام میبینیم…
ایرانیتر از شیخ سعدی کیست؟ و حال آن که در سُنّی بودن او شکی نیست.
محمد علی فروغی (ذکاءالملک)،
مقالات فروغی،
2/138،
تهران: انتشارات توس، چـ3، زمستان1387.
#محافظهکاری_ایرانی
@AdnanFallahi
محمد علی فروغی (ذکاءالملک)،
مقالات فروغی،
2/138،
تهران: انتشارات توس، چـ3، زمستان1387.
#محافظهکاری_ایرانی
@AdnanFallahi
👍32👎6🤔1