تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
مدرنیته دو هدف دارد: تبدیل انسان به ارباب و صاحب طبیعت و امکانپذیر کردن آزادی انسان. پرسشی که باقی میماند، این است که آیا این دو هدف با یکدیگر سازگارند. بحث هابز و دکارت... نشان از ناسازگاری این دو هدف دارد. در واقع آنچه در این بحث میبینیم ظهور دوبارهی…
پروژهی اومانیسم پیشاپیش در این سودای پِترارک ترسیم شده بود که پرهیزکاری مسیحی را زیر نام فلسفهی افلاطون با فضیلت رومی ترکیب کند. گرچه پترارک خود هرگز توفیق نیافت که این هدف را محقق سازد، کسانی که پس از او همین راه را در پیش گرفتند تلاشی مضاعف برای تحقق این هدف کردند. البته همانطور که خواهیم دید ترکیب این عناصر متفاوت کاری سخت بود و اومانیستها را به بازاندیشی در این دو مسئله وامیداشت که معنای اخلاقی بودن و مسیحی بودن چیست...
بااینحال هیچیک از اَشکال اومانیسم نتوانستند به ترکیبی دست یابند که اضطراب عمیق برخاسته از مفهوم قدرت مطلق الهی را کاملا فرو بنشاند؛ درنتیجه نتوانستند ظهور مسیحیت انجيلي پرشورتری را پیشبینی کنند که از ترکیب اومانيستي پرهیزکاری مسیحی، اخلاق رومی و فلسفهی افلاطون روی گرداند وبه سوی الهیاتی آخرالزمانی رفت که اروپا را زیر و رو کرد.
مایکل آلن گیلسپی،
ریشههای الهیاتی مدرنیته،
صص138,137
ترجمه زانیار ابراهیمی،
تهران: انتشارات روزگار نو، چـ2، 1401.
@AdnanFallahi
بااینحال هیچیک از اَشکال اومانیسم نتوانستند به ترکیبی دست یابند که اضطراب عمیق برخاسته از مفهوم قدرت مطلق الهی را کاملا فرو بنشاند؛ درنتیجه نتوانستند ظهور مسیحیت انجيلي پرشورتری را پیشبینی کنند که از ترکیب اومانيستي پرهیزکاری مسیحی، اخلاق رومی و فلسفهی افلاطون روی گرداند وبه سوی الهیاتی آخرالزمانی رفت که اروپا را زیر و رو کرد.
مایکل آلن گیلسپی،
ریشههای الهیاتی مدرنیته،
صص138,137
ترجمه زانیار ابراهیمی،
تهران: انتشارات روزگار نو، چـ2، 1401.
@AdnanFallahi
👍5
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
در دوران اولیه سلطنت اولجایتو، روحانیان حنفی پیوسته در دربار حاضر و ناظر امور بودند وسلطان را تحت نظارت مستقیم داشتند. خواجه رشیدالدین فضل الله که در دستگاه قدرت فراوان داشت و شافعی مذهب بود و همچون سایر شافعیان از نیروی حنفیها ناراضی، عاقبت راه چاره ای یافت…
غازان، خان نومسلمانِ معتقد، بر اریکه سلطنت ایلخانی جلوس کرده بود. آثار کفر و الحاد مغولانه را از ایران زدوده، بر مسند خلفای عباسی تکیه زده بود و داعیهدار رهبری و سروری جهان اسلام بود. هیچ فرمانروای مسلمانی از او مسلمانتر، معتقدتر و فقیهتر یافت نمی شد و هیچ فرمانروایی از مغول، پس از برچیده شدن دستگاه خلافت بغداد، غیر از او و اسلافش بر مسند اولوالامر مسلمین تکیه نزده بود....بدین ترتیب نبردهای آینده از جانب این ایلخان بدینگونه توجیه پذیر بود: ۱) سلاطین و فرمانروایان مصر و شامات [= ممالیک عهد ابن تیمیه] بر اسلام راستین نیستند و باید حاکمی بر این مناطق تسلط یابد که واجد شرایط یک مسلمان مؤمن و معتقد باشد؛ ۲) تکیه ایلخان مسلمان بر مسند عباسیان حق سلطه وی را بر جهان اسلام توجیه می کند و مشروعیت میبخشد؛ ۳) ممالیک، نژاد و تبار سلطانی ندارند و غلامان و غلامزادگانی بیش نیستند...
همه منابع عربی این جنگها را «نبرد مسلمین باکفار» نام نهاده اند و همواره سپاه خودی را «سپاه اسلام» و آن دیگری را «سپاه کفر» خوانده اند. خان مغول خود را مجتهد جامع الشرایط می دانست و سلطان مصر نیز زیر لوای خلافت عباسی شمشیر می زد؛ ولی مصریان برای حفظ استقلال و تمامیت ارضی خود می جنگیدند.
شیرین بیانی،
مغولان و حکومت ایلخانی در ایران،
صص323،324،339
تهران: انتشارات سمت، 1389.
@AdnanFallahi
همه منابع عربی این جنگها را «نبرد مسلمین باکفار» نام نهاده اند و همواره سپاه خودی را «سپاه اسلام» و آن دیگری را «سپاه کفر» خوانده اند. خان مغول خود را مجتهد جامع الشرایط می دانست و سلطان مصر نیز زیر لوای خلافت عباسی شمشیر می زد؛ ولی مصریان برای حفظ استقلال و تمامیت ارضی خود می جنگیدند.
شیرین بیانی،
مغولان و حکومت ایلخانی در ایران،
صص323،324،339
تهران: انتشارات سمت، 1389.
@AdnanFallahi
👍7👎1
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
علیرغم توافق بسیار پوپر و هایک، شییرمر که به مکاتبات پوپر به اندازهی آثار منتشرشدهاش دسترسی داشت، برخی تفاوتهای مهم میان دیدگاههای آن دو دربارهی عدالت را ذکر میكند. بهطور خاص، طرحِ «مهندسی اجتماعی گامبهگام» پوپر، به منزلهی راهی برای پرداختن به…
پوپر تصدیق کرد که اشتغال فرد، بخش اساسی حیات انسانی است؛ ما در یک معنای مهم چیزی هستیم كه انجام میدهیم. از این رو جامعهای با فزونی بیکاری ناخواسته، به نحو مؤثری افراد بیکار را از یکی از خیرهای اولیهی اجتماعیِ اصلی، یعنی مبنای اجتماعی عزت نفس، محروم میکند. فیالواقع، اگر ما بتوانیم با این فهم موافقت کنیم که عزت نفس مبنایی کاملاً اجتماعی دارد، باید لازم بدانیم که شهروندان یک جامعهی عادلانه دسترسی به اشتغال کامل داشته باشند. این چیزی نیست که به یک نظر مختصر فروکاسته شود، همانطوركه رالز مرتكب شد، بلکه باید مانند پوپر مورد تأکید قرار گیرد. من مجدداً نظر پوپر را یادآوری میکنم که دستیابی به اشتغال کامل، وظیفهی اصلی اقتصاددانان است و این «بسیار خطا» است که اقتصاددانان از رسیدن به این هدف قطع امید کردهاند. همچنین بسیار خطا است که فیلسوفان اشتغال کامل را از تحلیلهای خود دربارهی عدالت از قلم انداختهاند.
لری یودل،
"پلی میان پوپر و رالز: دیدگاه دو لیبرالِ خطاباور دربارهی عدالت"،
ترجمه عدنان فلّاحی،
فرهنگ امروز، ش26، شهریور1398، صص90ـ96.
@AdnanFallahi
لری یودل،
"پلی میان پوپر و رالز: دیدگاه دو لیبرالِ خطاباور دربارهی عدالت"،
ترجمه عدنان فلّاحی،
فرهنگ امروز، ش26، شهریور1398، صص90ـ96.
@AdnanFallahi
👍5👎3
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
... از بیان صریح آگوستین چنین برمیآید که اولاً خود وحی از ما دعوت کرده است که ایمان بیاوریم، و تا زمانی که ایمان نیاوریم نخواهیم فهمید؛ ثانیا خود انجیل به دور از فراخواندن ما به کنار گذاشتن عقل، به همهی کسانی که در کلام وحیانی به دنبال حقیقت هستند، فهمیدن…
زمانی که ابن رشد در سال 1198 درگذشت، وی آرمانِ یک فلسفهی عقلانی محض را برای اَخلاف خود به ارث گذاشت، آرمانی که تأثیرش به حدی بود که با آن، سیر تکامل حتی فلسفهی مسیحی نیز عمیقاً تغییر میکرد.
Etienne Gilson,
Reason and revelation in middle ages,
p. 38,
New York: Charles Scribner's Sons, 1938.
@AdnanFallahi
Etienne Gilson,
Reason and revelation in middle ages,
p. 38,
New York: Charles Scribner's Sons, 1938.
@AdnanFallahi
👍6
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
یکی از دلایل ظهور اختلافات چشمگیر در حوزهی اقتصاد ـ حتی در میان دیدگاههای نزدیک و چهبسا همخانواده ـ این است که پایبست بسیاری از مسائل کلان اقتصادی، در جای دیگری است: فلسفهی اخلاق، فلسفهی حقوق و فلسفهی سیاست. در واقع در اینجا میتوان خطر کرد و به…
در تکملهی این بحث، باید کمی وارد جزییات شد. اغراق نیست اگر بگوییم تمام منازعاتی که ناظر به آزادی فرد درمیگیرد (از جمله مجادلاتی که داخل حتی خود سنت لیبرالیسم شکل گرفته است)، در آخِر ما را به دو نظرگاه کلان در حوزهی فلسفهی اخلاق میرساند: اخلاق وظیفهگرا، اخلاق سودانگار[1].
این دو دیدگاه کلان، نهایتا با موضوعات و مسائل جهان واقع از دریچهی ایدهآلهای خود روبهرو میشوند و عملا آشتیناپذیر مینمایند. آیزیا برلین، تاریخنگار اندیشه، معتقد بود که ارزشهای کلان و مطلوب بشر را نمیتوان به نحو تام و تمام با هم جمع کرد. بنابراین محال است که مثلا ارزش آزادی را با ارزش عدالت به نحو اتم و اکمل جفت و جور کرد. برلین این ناکامی تئوریک را به ویژگی آگونیستی (کشمکشی) ارزشها تعبیر میکرد؛ چیزی که برخی از مفسران از آن به عنوان لیبرالیسم آگونیستی (Agonistic liberalism) نام میبرند.
نهایتا به نظر میرسد که بشر چارهای ندارد جز اینکه یا ارزشی را مطلقا از بقیه برتر بنشاند و یا به نوعی بین آنها توازن و تعادل ایجاد کند؛ چیزی شبیه به مفهوم رالزی "تعادل تأملی".
ــــــ
[1]. مایکل سندل فیلسوف امریکایی در درسگفتارهای مشهورش در دانشگاه هاروارد، این منازعه را به شکلی همهفهم و ساده بیان کرده است.
@AdnanFallahi
این دو دیدگاه کلان، نهایتا با موضوعات و مسائل جهان واقع از دریچهی ایدهآلهای خود روبهرو میشوند و عملا آشتیناپذیر مینمایند. آیزیا برلین، تاریخنگار اندیشه، معتقد بود که ارزشهای کلان و مطلوب بشر را نمیتوان به نحو تام و تمام با هم جمع کرد. بنابراین محال است که مثلا ارزش آزادی را با ارزش عدالت به نحو اتم و اکمل جفت و جور کرد. برلین این ناکامی تئوریک را به ویژگی آگونیستی (کشمکشی) ارزشها تعبیر میکرد؛ چیزی که برخی از مفسران از آن به عنوان لیبرالیسم آگونیستی (Agonistic liberalism) نام میبرند.
نهایتا به نظر میرسد که بشر چارهای ندارد جز اینکه یا ارزشی را مطلقا از بقیه برتر بنشاند و یا به نوعی بین آنها توازن و تعادل ایجاد کند؛ چیزی شبیه به مفهوم رالزی "تعادل تأملی".
ــــــ
[1]. مایکل سندل فیلسوف امریکایی در درسگفتارهای مشهورش در دانشگاه هاروارد، این منازعه را به شکلی همهفهم و ساده بیان کرده است.
@AdnanFallahi
Telegram
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
یکی از دلایل ظهور اختلافات چشمگیر در حوزهی اقتصاد ـ حتی در میان دیدگاههای نزدیک و چهبسا همخانواده ـ این است که پایبست بسیاری از مسائل کلان اقتصادی، در جای دیگری است: فلسفهی اخلاق، فلسفهی حقوق و فلسفهی سیاست.
در واقع در اینجا میتوان خطر کرد و به…
در واقع در اینجا میتوان خطر کرد و به…
👍7👎2
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
در تکملهی این بحث، باید کمی وارد جزییات شد. اغراق نیست اگر بگوییم تمام منازعاتی که ناظر به آزادی فرد درمیگیرد (از جمله مجادلاتی که داخل حتی خود سنت لیبرالیسم شکل گرفته است)، در آخِر ما را به دو نظرگاه کلان در حوزهی فلسفهی اخلاق میرساند: اخلاق وظیفهگرا،…
حتی هایک هم در اینجا بر این ماهیت آگونیستیِ لیبرالیسم خویش صحه میگذارد (چون این بحث و این موضوع، ممکن است برای برخی از مخاطبین محترم، فاقد جذابیت باشد از ترجمه خودداری کرده و فقط توجه اهل فن را به آن جلب میکنم):
@AdnanFallahi
... in practically any discussion it will be in principle possible to show that some of the policies one person advocates are inconsistent or irreconcilable with some other beliefs he holds.
This brings me to a fundamental difference in the general attitudes to moral problems which seems to be characteristic of the now common political positions. The conservative is generally happy to cling to his belief in absolute values. While I envy him, I cannot share his beliefs. It is the fate of the economist continually to encounter true conflicts of value; indeed, to analyse the manner in which such conflicts can be resolved is his professional task. The conflicts I have in mind here are not so much the obvious conflicts between the values held by different persons, or the gaps between their individual systems of values, but the conflicts and gaps within the system of values of any one person. However much we dislike it, we are again and again forced to recognise that there are no truly absolute values whatever. Not even human life itself. This again and again we are prepared to sacrifice, and must sacrifice, for some other higher values, even if it be only one life to save a large number of other lives.
(I cannot here consider the interesting point that, though we may never feel ennoscriptd to sacrifice a particular known human life, we constantly take decisions which we know will cause the death of some unknown person.) (Friedrich Hayek, New Studies in Philosophy, Politics, Economics, and the History of Ideas, p. 298, Routledge, 1990).
@AdnanFallahi
👍7🤔1
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
پروژهی اومانیسم پیشاپیش در این سودای پِترارک ترسیم شده بود که پرهیزکاری مسیحی را زیر نام فلسفهی افلاطون با فضیلت رومی ترکیب کند. گرچه پترارک خود هرگز توفیق نیافت که این هدف را محقق سازد، کسانی که پس از او همین راه را در پیش گرفتند تلاشی مضاعف برای تحقق این…
این تأثیر فزایندهی اندیشهی یونان باستان بر اومانیسم، قطعاً بر جامعهی سکولار نیز تأثیرگذار بود؛ اما انگیزهی پسپشت آن قطعاً دینی بود، و هدفش نه كشف بدیلی پاگان یا سکولار برای مسیحیت بلکه کشف دوبارهی مسیحیتی بود که به کلیسا کمک میکرد تا وحدتش را در مواجهه با تهدید کاملاً واقعی تُرکها[ی عثمانی] بازیابد. جستجو برای یافتن جنگجویی مسیحی که فضایل پرهیزکاری و سلحشوری را ترکیب کند و نهایتاً بتواند در برابر جنگجویان مسلمانی بایستد که از اسلام الهام گرفته بودند، اهمیتی اساسی در پروژهی اومانیستی داشت.
مایکل آلن گیلسپی،
ریشههای الهیاتی مدرنیته،
ص151،
ترجمه زانیار ابراهیمی،
تهران: انتشارات روزگار نو، چـ2، 1401.
@AdnanFallahi
مایکل آلن گیلسپی،
ریشههای الهیاتی مدرنیته،
ص151،
ترجمه زانیار ابراهیمی،
تهران: انتشارات روزگار نو، چـ2، 1401.
@AdnanFallahi
👍5
تهدید جدید مغول را غازان خان حاکم ایلخانی رهبری می کرد. امپراتوری ایلخانی بیش از 35 سال توسط غیرمسلمانان اداره می شد، اما غازان به سرعت اوضاع را تغییر داد. او به اسلامِ سنّی گروید و در سال 1295 بر تخت سلطنت نشست و خود را پاسدار اسلام معرفی کرد. او ممالیک را تحقیر کرد و آنها را به تسلیم در برابر قدرت خود فرا خواند. ممالیک امتناع کردند و غازان سه بار بین سالهای 1299 تا 1303 به سوریه حمله کرد. ابن تیمیه نسبت به ایمان تازهایجادشدهی غازان بدبین بود و مشتاق بود که باتوجه به این واقعیت که مهاجمان مغول خطر بزرگی برای یکپارچگی اسلام سنّی بروز کردهاند، به مثابه یک مبلّغ، دیپلمات و سرباز به مقاومت ممالیک خدمت کند. تهاجمات مغول همچنین به ابن تیمیه فرصتی داد تا ضمن منحرف کردن توجهات از دیدگاههای کلامیِ ناخوشایندش [برای قاطبه متکلمین آن عصر]، وطنپرستی و سلحشوری خود را عیان کند.
در ژوئیه 1298، پنج ماه قبل از مناقشه بر سر رسالهی الحَمَویه، ابن تیمیه در مسجد امویان به تبلیغ جهاد پرداخت تا حمایت از لشکرکشی ممالیک به ارمنستانِ کوچک را برانگیزاند.
Jon Hoover,
Ibn Taymiyya (Makers of the Muslim World),
Oneworld Academic, 2020.
@AdnanFallahi
در ژوئیه 1298، پنج ماه قبل از مناقشه بر سر رسالهی الحَمَویه، ابن تیمیه در مسجد امویان به تبلیغ جهاد پرداخت تا حمایت از لشکرکشی ممالیک به ارمنستانِ کوچک را برانگیزاند.
Jon Hoover,
Ibn Taymiyya (Makers of the Muslim World),
Oneworld Academic, 2020.
@AdnanFallahi
👍8
د. نصرالله پورجوادی (ایرانپژوه) در نوشتار کوتاهی چنین آورده که رویهی قلع و قمع مخالفان عقیدتی از فقه ساسانی به فقه اسلامی ریزش کرده و مثالهایی هم از کشتارهای دگراندیشان دینی در عصر ساسانی ذکر کرده است.
نکتهای که آقای پورجوادی میگوید البته چیز جدیدی نیست و ما قبلا در نوشتاری با نام "استتابه در قانون جزای ساسانی" مستند کردیم که چطور مفهوم استتابه از مرتدان، از سنت ساسانی به فقه مدون در عصر عباسی وارد شد. اما در تکملهی سخن ایشان میتوان به تبار اصطلاح "زندیق" و معرب آن "زندقه" اشاره کرد که حتی احکامی سنگینتر از احکام مرتدین را در بر دارد[1].
اصطلاح زندیق و مشتقاتش در مصنفات فقهای مؤسس مذاهب در عصر عباسی اول (132ـ232ق) وارد نشده است[2]. مسعودی مینویسد:
احمد امین نیز به این نکته اشاره کرده که واژهی زندیق در قرن دوم، دلالتی سیال داشته است (احتمالا به سبب تبار غیرعربی آن) و فاقد معنایی مشخص از نظر عامهی مردم بود. او ذیل بحث از «انتشار الزندقة» مینویسد:
بنابراین کل دستگاه سرکوب زندیق و زندقه ـ کسانی که به تعبیر ساده میتوان آنها را به دگراندیشان عقیدتی معنا کرد که حتی لزوما مرتد هم نیستند ـ اصل و اساسی غیرعربی دارد. با وجود سدهها تثبیت تراث فکری و فقهی عصر عباسی، فقهای عصور بعدی همچنان معترف بودند که قتل مرتدان و زندیقان فاقد مستنداتی از صدر نخست است. ابن الطَّلاع (497ق) فقیه بزرگ مالکی و مفتی وقت اندلس مینویسد:
ـــــــــ
ارجاعات:
[1]. احمد صبحی منصور، تبارشناسی حِسبَه، ترجمه عدنان فلاحی، صص29ـ47، تهران: نشر نو، 1403.
[2]. همان، صص51ـ68.
[3]. "العرب أخذت هذا المعنى من الفرس، وقالوا: زندیق، وعربوه"(المسعودي، مروج الذهب، 1/108، دار الهجرة)
[4]. احمد امین، هارون الرشيد، ص49، القاهرة: مؤسسة هِنداوی للتعليم والثقافة.
[5]. "وما وقع في المصنفات المشهورة أن النبيّ صلى الله عليه وسلم ما قتل مرتدا ولا زنديقا"(ابن الطلاع القرطبي، أقضية رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم، ص23، بیروت: دار الکتاب العربي، 1426ق.)
✍️عدنان فلاحی
https://news.1rj.ru/str/AdnanFallahi
نکتهای که آقای پورجوادی میگوید البته چیز جدیدی نیست و ما قبلا در نوشتاری با نام "استتابه در قانون جزای ساسانی" مستند کردیم که چطور مفهوم استتابه از مرتدان، از سنت ساسانی به فقه مدون در عصر عباسی وارد شد. اما در تکملهی سخن ایشان میتوان به تبار اصطلاح "زندیق" و معرب آن "زندقه" اشاره کرد که حتی احکامی سنگینتر از احکام مرتدین را در بر دارد[1].
اصطلاح زندیق و مشتقاتش در مصنفات فقهای مؤسس مذاهب در عصر عباسی اول (132ـ232ق) وارد نشده است[2]. مسعودی مینویسد:
عربها، این معنی را از ایرانیان اخذ کردند و گفتند: زندیق. و این کلمه را به عربی برگرداندند"[3].
احمد امین نیز به این نکته اشاره کرده که واژهی زندیق در قرن دوم، دلالتی سیال داشته است (احتمالا به سبب تبار غیرعربی آن) و فاقد معنایی مشخص از نظر عامهی مردم بود. او ذیل بحث از «انتشار الزندقة» مینویسد:
زندقه، اتهامی بود که شخص، دشمن خود را برای سلب قدرت از او، به آن متهم میکرد. آنان واژهی زندقه را در معانی بسیاری به کار میبردند"[4].
بنابراین کل دستگاه سرکوب زندیق و زندقه ـ کسانی که به تعبیر ساده میتوان آنها را به دگراندیشان عقیدتی معنا کرد که حتی لزوما مرتد هم نیستند ـ اصل و اساسی غیرعربی دارد. با وجود سدهها تثبیت تراث فکری و فقهی عصر عباسی، فقهای عصور بعدی همچنان معترف بودند که قتل مرتدان و زندیقان فاقد مستنداتی از صدر نخست است. ابن الطَّلاع (497ق) فقیه بزرگ مالکی و مفتی وقت اندلس مینویسد:
در کتب مشهور نیامده که پیامبر (ص) مرتد یا زندیقی را کُشته باشد"[5].
ـــــــــ
ارجاعات:
[1]. احمد صبحی منصور، تبارشناسی حِسبَه، ترجمه عدنان فلاحی، صص29ـ47، تهران: نشر نو، 1403.
[2]. همان، صص51ـ68.
[3]. "العرب أخذت هذا المعنى من الفرس، وقالوا: زندیق، وعربوه"(المسعودي، مروج الذهب، 1/108، دار الهجرة)
[4]. احمد امین، هارون الرشيد، ص49، القاهرة: مؤسسة هِنداوی للتعليم والثقافة.
[5]. "وما وقع في المصنفات المشهورة أن النبيّ صلى الله عليه وسلم ما قتل مرتدا ولا زنديقا"(ابن الطلاع القرطبي، أقضية رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم، ص23، بیروت: دار الکتاب العربي، 1426ق.)
✍️عدنان فلاحی
https://news.1rj.ru/str/AdnanFallahi
Telegram
شکفتن در آفتاب
مخالفکشی در عصر جدید
کشتن مخالفان و دگراندیشان دینی یا به اصطلاح ادیان قرون وسطایی کافران و ملحدان کاریست که در ایران در دوره ساسانیان انجام می شد- دورهای که پادشاهان ساسانی سعی داشتند به کمک موبدان زردشتی دین و دولت را یکی بکنند، بهطوری که اگر کسی به…
کشتن مخالفان و دگراندیشان دینی یا به اصطلاح ادیان قرون وسطایی کافران و ملحدان کاریست که در ایران در دوره ساسانیان انجام می شد- دورهای که پادشاهان ساسانی سعی داشتند به کمک موبدان زردشتی دین و دولت را یکی بکنند، بهطوری که اگر کسی به…
👍11🤔2
میگوئل سروت (به انگلیسی: Michael Servetus) الهیدان، پزشک و متفکر اومانیست اسپانیایی بود که در سال۱۵۵۳ به آتش کشیده شد.
سروت (سروتوس) تحت تاثیر مطالعهی ترجمهی لاتینی قرآن، آموزهی تثلیث را به چالش کشید و به سمت روایت اسلامی متمایل شد که نافی تجسد الهی مسیح بود و وجهی کاملا بشری برای او قائل میشد. این روایت پیشتر در شورای نیقیه در قرن چهارم میلادی مورد رد و ابطال قرار گرفته و خلاف ارتدکسی مسیحیت بود. نهایتا پروتستانها به فرمان الهیدان مشهور پروتستان ژان کالوین او را به جرم دعوت به بدعت و زندقه، در ژنو اعدام کردند.
@AdnanFallahi
سروت (سروتوس) تحت تاثیر مطالعهی ترجمهی لاتینی قرآن، آموزهی تثلیث را به چالش کشید و به سمت روایت اسلامی متمایل شد که نافی تجسد الهی مسیح بود و وجهی کاملا بشری برای او قائل میشد. این روایت پیشتر در شورای نیقیه در قرن چهارم میلادی مورد رد و ابطال قرار گرفته و خلاف ارتدکسی مسیحیت بود. نهایتا پروتستانها به فرمان الهیدان مشهور پروتستان ژان کالوین او را به جرم دعوت به بدعت و زندقه، در ژنو اعدام کردند.
@AdnanFallahi
👍12🤔3
اطلاعرسانی آثار فلسفی به تازگی انتشار یافته / در دست ترجمه
Federalism ترجمه مدخل "فدرالیسم" از دانشنامه فلسفی استنفورد در دست کار است. مترجم: عدنان فلّاحی ناشر: نشر مردمنگار #ترجمه @philobooks
حَنا آرنت (1975ـ1906) هم توتالیتاریانیسم و هم کشتار جمعی صنعتیشده را به نقصانهای مدل دولتـملت حاکم ربط داد. او که هم به انترناسیونالیسم لیبرال و هم به واقعگرایی سیاسی مشکوک بود، در عوض، یک مدل یا نوع ایدهآل فدرال جمهوریخواهانه را قویاً توصیه کرد که در آن، "واحدهای فدرال به صورت متقابل اختیارات یکدیگر را کنترل کرده و مورد نظارت قرار میدهند".
مدخل "فدرالیسم" از دانشنامهی فلسفی استنفورد،
در دست ترجمه از همین قلم
@AdnanFallahi
مدخل "فدرالیسم" از دانشنامهی فلسفی استنفورد،
در دست ترجمه از همین قلم
@AdnanFallahi
👍5👎2
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
این تأثیر فزایندهی اندیشهی یونان باستان بر اومانیسم، قطعاً بر جامعهی سکولار نیز تأثیرگذار بود؛ اما انگیزهی پسپشت آن قطعاً دینی بود، و هدفش نه كشف بدیلی پاگان یا سکولار برای مسیحیت بلکه کشف دوبارهی مسیحیتی بود که به کلیسا کمک میکرد تا وحدتش را در مواجهه…
در نظر ماکیاولی عملی که بیش از همه خداوند را خشنود میساخت نه کار معنوی یا دینی، بلکه دولتمداری در عالیترین سطح بود... به عقیدۀ ماکیاولی خداوند تشخیص میدهد که شهریاران باید به اعمالی شریرانه دست زنند تا دولتی بسامان را بنیان نهند و حفظ کنند. امری که عالیترین خیر زمینی بود. بنابراین خداوند لاجرم خیر ذاتی شهریار را تشخیص میدهد. بدین ترتیب هرچند شهریار به اعمالی شریرانه دست میزند نه تنها در آتش جهنم نخواهد سوخت بلکه با افتخار به بهشت میرود.
مایکل آلن گیلسپی،
ریشههای الهیاتی مدرنیته،
صص165،166
ترجمه زانیار ابراهیمی،
تهران: انتشارات روزگار نو، چـ2، 1401.
@AdnanFallahi
مایکل آلن گیلسپی،
ریشههای الهیاتی مدرنیته،
صص165،166
ترجمه زانیار ابراهیمی،
تهران: انتشارات روزگار نو، چـ2، 1401.
@AdnanFallahi
👍5
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
... دیدگاهی... که قاضی ابوبکر [باقلّانی] بدان رضایت داده و از شیخ ما ابوالحسن [اشعری] ـ رضی الله عنهما ـ نیز نقل شده... این است که زعامت سیاسی [حتی] با بیعت یک نفر از اهل [حل و] عقد محقق میشود. ابو المعالي الجویني (478ق)، غیاث الأُمَم في التّیاثِ الظُّلَم،…
پرهیزگاری شرط رسیدن به جایگاه اجتهاد نیست.
ابو المعالي الجویني (478ق)،
غیاث الأُمَم في التّیاثِ الظُّلَم،
ص291،
الإسکندریة: دار الدعوة.
@AdnanFallahi
ابو المعالي الجویني (478ق)،
غیاث الأُمَم في التّیاثِ الظُّلَم،
ص291،
الإسکندریة: دار الدعوة.
@AdnanFallahi
👍4🤔3
نظامیه[ی بغداد] کانون درگیریهای میان گروههای حنبلی بود که دشمن اساتید شافعیمذهب و اشعریمسلک نظامیه بودند. به نظر میرسد در مواردی [خواجه] نظامالملک از برافروخته شدن فتنه از طریق نظامیه بسیار خوشحال بوده است. در سال 470/1078 یکی از شاگردان مدرسه عمداً شورشی برانگیخت و در 475/1083 یک اشعریِ اهل خراسان دیگر به نام شریف ابوالقاسم البکری با مکتوبهای حاوی اجازهی وزیر برای تبلیغ کلام اشعری در نظامیه وارد بغداد شد که لاجرم شورش های بیشتری را برانگیخت. با فرار از شهر، البکری به اردوگاه سلطان پناه برد. یکی از وعاظ حنبلی که از این تحریکات خشمگین شده بود ـ به نقل از سبط ابن الجوزی ـ نظامیه را با عبارات تحریککنندهای توصیف می کند: «هذه المدرسة التي بناها الطوسي ـ يشير إلى نظام الملك ـ مدرسةٌ للدين، مفسدةٌ على المسلمين، ويجب أن تُنقَض وتُدْرَس».
انگیزههای دقیق نظامالملک از اجازه دادن به نظامیه برای تبدیل شدن به کانون ناآرامی، بدون شک پیچیده بود و به راحتی قابل درک نیست. با این حال، ممکن است مقدار قابل توجهی واقعگرایی سیاسی (Realpolitik) در مورد آنها وجود داشته باشد و مانند همیشه، بهتر است که اظهارات وزیر را به تمامی نپذیریم.
A. C. S. Peacock,
The Great Seljuk Empire,
p. 271,
Edinburgh University Press, 2015
@AdnanFallahi
انگیزههای دقیق نظامالملک از اجازه دادن به نظامیه برای تبدیل شدن به کانون ناآرامی، بدون شک پیچیده بود و به راحتی قابل درک نیست. با این حال، ممکن است مقدار قابل توجهی واقعگرایی سیاسی (Realpolitik) در مورد آنها وجود داشته باشد و مانند همیشه، بهتر است که اظهارات وزیر را به تمامی نپذیریم.
A. C. S. Peacock,
The Great Seljuk Empire,
p. 271,
Edinburgh University Press, 2015
@AdnanFallahi
👍7
مورخینی مانند شمسالدین ذهبی در شرح حال ابن رشد (همهچیزدانِ اندلسی) از وی نقل میکنند که در تمام طول زندگانیاش فقط دو شب درس و کتاب را رها کرد: شب ازدواج و شب فوت پدر.
تصویر پیوست، شمایلی از ابن رشد است که آندریا دیبونایوتو (Andrea di Bonaiuto) نقاش مشهور فلورانسی (1377م) در قرن چهاردهم میلادی و حدود دو قرن پس از درگذشت ابن رشد، به تصویر کشیده است. این تصویر اساسا بخشی از دیوارنگارهی نیایشگاهِ Cappellone degli Spagnoli از کلیسای باسیلیکای سانتا ماریا نُوِلّا (Santa Maria Novella) در فلورانس ایتالیاست. این دیوارنگاره مشهور به"تفوق توماس آکویناس" در واقع بیانی از سیطرهی تفکر توماسی در قرون وسطی است که آکویناس را در کنار قدیسان بزرگ و بالاتر از چهرههای مشهور مکاتب و دانشهای مختلف ـ از جمله بالاتر از ابن رشد (به لاتینی: Averroes) ـ به تصویر کشیده است. نمای کاملی از این دیوارنگاره را میتوانید از اینجا ببینید.
@AdnanFallahi
تصویر پیوست، شمایلی از ابن رشد است که آندریا دیبونایوتو (Andrea di Bonaiuto) نقاش مشهور فلورانسی (1377م) در قرن چهاردهم میلادی و حدود دو قرن پس از درگذشت ابن رشد، به تصویر کشیده است. این تصویر اساسا بخشی از دیوارنگارهی نیایشگاهِ Cappellone degli Spagnoli از کلیسای باسیلیکای سانتا ماریا نُوِلّا (Santa Maria Novella) در فلورانس ایتالیاست. این دیوارنگاره مشهور به"تفوق توماس آکویناس" در واقع بیانی از سیطرهی تفکر توماسی در قرون وسطی است که آکویناس را در کنار قدیسان بزرگ و بالاتر از چهرههای مشهور مکاتب و دانشهای مختلف ـ از جمله بالاتر از ابن رشد (به لاتینی: Averroes) ـ به تصویر کشیده است. نمای کاملی از این دیوارنگاره را میتوانید از اینجا ببینید.
@AdnanFallahi
👍8
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
ملاحظات و اهدافی که سیاست استعماری قدرتهای اروپایی را از عصر اکتشافات بزرگ هدایت کرده، در تضاد شدید با کل اصول لیبرالیسم است. ایدهی اصلی سیاست استعماری این بود که از برتری نظامی نژاد سفید بر سایر نژادها استفاده کند. اروپاییها با تمام سلاحها و اسبابی که…
"لیبرالیسم ناب" علیه استعمار: به روایت فونمیزس و پوپر
@AdnanFallahi
No chapter of history is steeped further in blood than the history of colonialism. Blood was shed uselessly and senselessly. Flourishing lands were laid waste; whole peoples destroyed and exterminated. All this can in no way be extenuated or justified. The dominion of Europeans in Africa and in important parts of Asia is absolute. It stands in the sharpest contrast to all the principles of liberalism and democracy, and there can be no doubt that we must strive for its abolition" (Ludwig von Mises, Liberalism In The Classical Tradition (3th edition), p.125, Translated by Ralph Raico, The Foundation for Economic Education&Cobden Press, 1985)
... the misery imposed upon the natives through colonization is one of the darkest chapters in the history of civilization..." (Karl Popper, The Open Society and Its Enemies, vol. 2, p. 177, London: George Routledge and Sons, 1947)
@AdnanFallahi
👍4👎1
در دعوت ما، مصرگرایی (المصرية) و ناسیونالیسم (القومية)، جایگاه و منزلت و حقی درخور تلاش و مبارزه دارد. ما مصریها ساکن این جغرافیای بخشنده از زمین هستیم که در آن به دنیا آمده و بزرگ شدهایم... و چگونه با تمام توان از مصر دفاع نکنیم؟ و چگونه گفته میشود که ایمان به مصرگرایی با آنچه که واجب است شخصی منادی و مبلّغِ اسلام بدان دعوت کند، جور در نمیآید! ما مباهات میکنیم که دربست در خدمت این وطن دوستداشتنی و خدمتگزار آن و تلاشگر در راه خیر آن باشیم... واعتنای ما به تاریخ مصر باستان و پیشتازی اهالی قدیم مصر در معارف و علوم، مخل هیچیک از اینها [= دیدگاههای ما] نیست...
حسن البنّا (مؤسس الإخوان المسلمون)،
رسالة "دعوتنا في طور جديد"
@AdnanFallahi
حسن البنّا (مؤسس الإخوان المسلمون)،
رسالة "دعوتنا في طور جديد"
@AdnanFallahi
👍6👎3
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
نظامیه[ی بغداد] کانون درگیریهای میان گروههای حنبلی بود که دشمن اساتید شافعیمذهب و اشعریمسلک نظامیه بودند. به نظر میرسد در مواردی [خواجه] نظامالملک از برافروخته شدن فتنه از طریق نظامیه بسیار خوشحال بوده است. در سال 470/1078 یکی از شاگردان مدرسه عمداً…
آشکارا به نظر میرسد که درگیریهای حنبلی و اشعری به بغداد محدود میشد، بهویژه با توجه به اینکه اصفهان خود محل زندگی جوامع بزرگ شافعی و حنبلی بود. با این حال، اصفهان عاری از تنشهای داخلی ناشی از حنابله باقی ماند و مدیر نظامیهی اصفهان هرگز با اشعریگری مرتبط نبود، و ـ علیرغم وجود یک سنت پر جنب و جوش اشعریگری در اصفهان ـ هیچ شاهدی مبنی بر مُجاز بودن تدریس اشعریگری در آنجا وجود ندارد. این امر نشان میدهد که هدف [خواجه] نظامالملک از مجوز دادن به وعاظی مانند ابونصر القشیری و ابوالقاسم البکری، صرفاً ترویج اشعریگری یا چاپلوسی برای اشعریها در خراسان نبوده است، چراکه در غیر این صورت انتظار میرود که اشعریها را در اصفهان نیز در حال موعظه بیابیم، در حالیکه چنین چیزی مخصوص بغداد بود.
زمان بروز درگیریهای اصلی به نظر تصادفی نیست. شورش سال 470/1078 بهانهای شد تا نظامالملک خواهان عزل فخرالدوله بن جاهر شود که سابقهی روابط ضعیفی با او داشت و به نظر میرسد مدتی نیز به شکل زیرپوستی برای برکناری او تلاش میکرد. وقایع سال 475/1083 نیز در لحظهای حساس، در میانه مذاکرات نظامالملک (از طرف سلجوقیان) و فخرالدوله (از طرف خلیفهی عباسی) بر سر ازدواج دختر ملکشاه با خلیفه المقتدي رخ داد؛ مذاکرهای که با خواستههای خطیر طرف سلجوقی از خلیفه ـ در ازای موافقت با خواست ازدواج وی ـ توأم بود که خلیفه نیز نهایتا پذیرفت. شورشهای داخلیای که نظامیه برانگیختند، ممکن است در اجازه دادن به سلجوقیان برای مداخله، اظهار اقتدار خود در بغدادِ دچار چنددستگی، و تحت فشار قرار دادن خلیفه نقش داشته باشد. در این میان منافع نظامالملک و سلطانش در اصفهان ـ که در زمان ملکشاه چیزی شبیه پایتخت واقعی امپراتوری سلجوقیان شده بود ـ در حفظ ثبات بود، بنابراین اشعریها را از نظامیهی اصفهان دور نگه داشتند.
A. C. S. Peacock,
The Great Seljuk Empire,
p. 272,
Edinburgh University Press, 2015
@AdnanFallahi
زمان بروز درگیریهای اصلی به نظر تصادفی نیست. شورش سال 470/1078 بهانهای شد تا نظامالملک خواهان عزل فخرالدوله بن جاهر شود که سابقهی روابط ضعیفی با او داشت و به نظر میرسد مدتی نیز به شکل زیرپوستی برای برکناری او تلاش میکرد. وقایع سال 475/1083 نیز در لحظهای حساس، در میانه مذاکرات نظامالملک (از طرف سلجوقیان) و فخرالدوله (از طرف خلیفهی عباسی) بر سر ازدواج دختر ملکشاه با خلیفه المقتدي رخ داد؛ مذاکرهای که با خواستههای خطیر طرف سلجوقی از خلیفه ـ در ازای موافقت با خواست ازدواج وی ـ توأم بود که خلیفه نیز نهایتا پذیرفت. شورشهای داخلیای که نظامیه برانگیختند، ممکن است در اجازه دادن به سلجوقیان برای مداخله، اظهار اقتدار خود در بغدادِ دچار چنددستگی، و تحت فشار قرار دادن خلیفه نقش داشته باشد. در این میان منافع نظامالملک و سلطانش در اصفهان ـ که در زمان ملکشاه چیزی شبیه پایتخت واقعی امپراتوری سلجوقیان شده بود ـ در حفظ ثبات بود، بنابراین اشعریها را از نظامیهی اصفهان دور نگه داشتند.
A. C. S. Peacock,
The Great Seljuk Empire,
p. 272,
Edinburgh University Press, 2015
@AdnanFallahi
👍6
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
در نظر ماکیاولی عملی که بیش از همه خداوند را خشنود میساخت نه کار معنوی یا دینی، بلکه دولتمداری در عالیترین سطح بود... به عقیدۀ ماکیاولی خداوند تشخیص میدهد که شهریاران باید به اعمالی شریرانه دست زنند تا دولتی بسامان را بنیان نهند و حفظ کنند. امری که عالیترین…
لوتر تاریخ را نه از منظری سکولار بلکه به شیوه ای عمیقاً الهیاتی مینگریست. تاریخ نه صرفاً مجموعه ای از اتفاقات بلکه برنامهی از پیش تعیینشدهای بود که از خلقت تا ظهور دوباره مسیح را در بر میگرفت. تحلیل لوتر از وقایع جاری همواره در چارچوب جهانبینی فرجام شناسانه قرار داشت. در این خوانش از تاريخ او عميقاً تحت تأثیر برنارد اهل کلرو بود که استدلال کرده بود تاریخ مسیحیت از سه دورهی خطرِ فزاینده تشکیل میشود: نخست دوره آبا بود که طی آن کلیسا از خشونت امپراتورهایی صدمه دید که مسیحیان بیشماری را به شهادت رساندند، دوم دوره ملحدانی بود که خرابکاری معنویشان حتی خطرناک تر از سپاهیان روم بود، آخرین و خطرناکترین دوره در آخرالزمان رخ میداد زمانی که خود کلیسا مسیحیان را تهدید میکرد. مناقشهی فروش آمرزش قبلاً در سال ۱۵۱۴ لوتر را ظنین کرده بود که آخرالزمان نزدیک است.
مایکل آلن گیلسپی،
ریشههای الهیاتی مدرنیته،
ص191،
ترجمه زانیار ابراهیمی،
تهران: انتشارات روزگار نو، چـ2، 1401.
@AdnanFallahi
مایکل آلن گیلسپی،
ریشههای الهیاتی مدرنیته،
ص191،
ترجمه زانیار ابراهیمی،
تهران: انتشارات روزگار نو، چـ2، 1401.
@AdnanFallahi
👍9
مارتین لوتر اگرچه با نظم دینی دوران خود درافتاد اما دغدغهی اصلاح سیاسی نداشت. مسالهی اصلی لوتر، رستگاری اخروی بود. اما جنبش اصلاحاتی که لوتر به راه انداخت در وی متوقف نماند و خیلی زود وارد فاز انقلاب و شورش سیاسی شد.
توماس مونتسر (Thomas Müntzer) الهیدان و کشیش رفورمیست آلمانی معاصر لوتر، از حامیان اصلی جنبش دهقانان در اروپای مرکزی بود که در سالهای ۱۵۲۴و۱۵۲۵ به جنگهای خونینی انجامید (موسوم به جنگ رعایای آلمان) و نهایتا به شکست سنگین دهقانان با دهها هزار کشته منجر شد. مونتسر خیلی زود مسیر خود را از لوتر جدا کرد و خواهان نابودی شهریاران و دگرگونی سیاسی عمیق شد (چیزی که لوتر به شدت با آن مخالف بود و هرج و مرج و شورش سیاسی را از اعمال شیطان تلقی میکرد).
مونتسر پس از شکست و دستگیری، و بعد از تحمل شکنجه، در ۲۷ می ۱۵۲۵ (در حالیکه فقط ۳۵ سال سن داشت) اعدام شد. سر او را تا سالها بعد از اعدامش در شهر مولهاوزن (Mühlhausen) آلمان برای عبرت بقیه در ملأ عام به نمایش گذاشتند.
در تصویر پیوست مونتسر در حال موعظه برای کشاورزان و دهقانان است و وعدهی نزدیکی آخرالزمان میدهد.
@AdnanFallahi
توماس مونتسر (Thomas Müntzer) الهیدان و کشیش رفورمیست آلمانی معاصر لوتر، از حامیان اصلی جنبش دهقانان در اروپای مرکزی بود که در سالهای ۱۵۲۴و۱۵۲۵ به جنگهای خونینی انجامید (موسوم به جنگ رعایای آلمان) و نهایتا به شکست سنگین دهقانان با دهها هزار کشته منجر شد. مونتسر خیلی زود مسیر خود را از لوتر جدا کرد و خواهان نابودی شهریاران و دگرگونی سیاسی عمیق شد (چیزی که لوتر به شدت با آن مخالف بود و هرج و مرج و شورش سیاسی را از اعمال شیطان تلقی میکرد).
مونتسر پس از شکست و دستگیری، و بعد از تحمل شکنجه، در ۲۷ می ۱۵۲۵ (در حالیکه فقط ۳۵ سال سن داشت) اعدام شد. سر او را تا سالها بعد از اعدامش در شهر مولهاوزن (Mühlhausen) آلمان برای عبرت بقیه در ملأ عام به نمایش گذاشتند.
در تصویر پیوست مونتسر در حال موعظه برای کشاورزان و دهقانان است و وعدهی نزدیکی آخرالزمان میدهد.
@AdnanFallahi
👍11👎2
يشير مصطلح التقليدية والرسمية [orthodoxy] إلى مجموعة من التعاليم التي تعتبر معتقدات صحيحة ومعصومة من الخطأ. فعاشت الحضارة الإسلامية في القرنين الأول والثاني فترة سيولة وتعدد في الآراء، وكذلك قبول مختلف الأفكار الكلامية والفقهية والحديثية وغيرها، لكن منذ القرن الثالث بدأ ترسيخ بعض الأفكار شيئًا فشيئًا، التي أصبحت في النهاية تقليدية/رسمية. على سبيل المثال، يذكر الشافعي أنه خلال حياته لم يكن هناك اتفاق أو إجماع على من هم "أهل الفقه"، كما نحت مجموعة من العلماء إلى اعتبار أن مالكا بن أنس لم يكن فقيها (ينظر: محمد بن إدريس الشافعي، جماع العلم (القاهرة: دار الآثار، 2002)، ص 27.) أما الآن، وبعد قرون، أصبح مالك بن أنس (ت. 179هـ) صاحب أحد المذاهب الفقهية الرئيسية، وبالتالي من أهل الفقه والتفقه بالتأكيد. هذا مثال بسيط جدا على كيفية تكوّن المعتقد التقليدي/الرسمي ونشأته.
عدنان فلّاحي،
الحديثية المتخيلة؛ انقطاع بين أبي حنيفة وأبي حنيفة المتخيّل،
ص15،
قطر: المرکز العربي للأبحاث ودراسة السياسات، 2023.
@AdnanFallahi
عدنان فلّاحي،
الحديثية المتخيلة؛ انقطاع بين أبي حنيفة وأبي حنيفة المتخيّل،
ص15،
قطر: المرکز العربي للأبحاث ودراسة السياسات، 2023.
@AdnanFallahi
👍5