صرفهجویی در مصرف آب شرب، به دلیل ارزشهای اجتماعی، بهداشتی و امنیتی آن، همواره یکی از دغدغههای اصلی کنشگران محیطزیست و مدیریت منابع آب بوده است. اما پرسش اینجاست: چرا با وجود ساخت صدها سد و صرف هزاران میلیارد تومان از منابع ملی طی سه دهه گذشته، ایران همچنان در ناامنی آبی به سر میبرد؟ مگر نه اینکه سدسازان ادعا میکردند این سازهها تضمینکننده امنیت آبی کشور خواهند بود؟
سدسازی و فاجعه اکولوژیک
در 30 سال گذشته، وزارت نیرو با تمرکز بر سدسازی و طرحهای انتقال آب بینحوضهای، نهتنها نتوانست بحران آب را حل کند، بلکه با تغییر مورفولوژی طبیعی کشور، اکوسیستمهای وابسته به رودخانههای دائمی را نابود کرد. پروژههایی مانند انتقال آب سرشاخههای کارون به زایندهرود، تونل کوهرنگ، قمرود و دهها طرح دیگر، دریاچه ارومیه، بختگان، گاوخونی، هورالعظیم و زایندهرود را به ورطه خشکی کشاندند. این سیاستها، علاوه بر تخریب محیطزیست، به مهاجرت اجباری، حاشیهنشینی و آسیبهای اجتماعی گسترده منجر شد که هیچگاه مسئولیت آن پذیرفته نشد.
اکنون، با طرحهایی مانند سد ماندگان در منطقه حفاظتشده دنا، بار دیگر شاهد تکرار این چرخه مخرب هستیم. این پروژه نهتنها ذخیرهگاه برف زاگرس را تهدید میکند، بلکه حیات میلیونها نفر را که به منابع آبی این منطقه وابستهاند، در معرض خطر قرار میدهد. طبق گزارشهای علمی، سدسازیهای غیراصولی باعث کاهش 30 تا 50 درصدی جریان آب رودخانهها و تخریب 70 درصدی تالابهای ایران شده است (منبع: گزارش IUCN، 2023).
منابع زیرزمینی و سوءمدیریت
چرا با وجود این همه هزینه، وضعیت آب کشور بحرانیتر از همیشه است؟ اگر تنها بخشی از بودجه هنگفت سدسازی صرف حفاظت از آبخوانها و منابع زیرزمینی میشد، آیا امروز با فاجعه فرونشست زمین در 400 دشت کشور مواجه بودیم؟ طبق آمار وزارت نیرو (2024)، بیش از 900 هزار چاه غیرمجاز در کشور وجود دارد که سالانه میلیاردها مترمکعب آب زیرزمینی را به تاراج میبرند. چرا اولین چاه غیرمجاز پلمب نشد؟ چرا وزارت جهاد کشاورزی همچنان کشت محصولات آببر مانند برنج و چغندرقند را در مناطق خشک ترویج میکند؟
بر اساس گزارش FAO (2023)، ضایعات آب در بخش کشاورزی ایران 1.5 برابر مصرف آب خانگی است. از سوی دیگر، 30 درصد آب شرب به دلیل فرسودگی شبکههای آبرسانی هدر میرود. آیا نمیشد با سرمایهگذاری در بازچرخانی آب و بهروزرسانی زیرساختها، از این هدررفت جلوگیری کرد؟
صنایع آببر و سیاستهای متناقض
صنایع آببر مستقر در مناطق کویری مانند یزد و کرمان چگونه آب مورد نیاز خود را تأمین میکنند؟ پاسخ در سیاستهای نادرست تخصیص آب نهفته است. وزارت نیرو با تأمین آب این صنایع از منابع زیرزمینی و رودخانهها، به تخریب بیشتر سرزمین دامن زده است. طبق گزارش مرکز پژوهشهای مجلس (1402)، بیش از 60 درصد آب تخصیصیافته به صنایع در مناطق خشک، از منابع غیرپایدار تأمین میشود.
فرهنگ صرفهجویی و تخریب آن
ایرانیان قرنها در مدیریت آب پیشتاز بودند. قناتها، آبانبارها و فرهنگ وقف آب، نمونههایی از این خرد بومی هستند. اما پروژههای انتقال آب بینحوضهای، این فرهنگ را تضعیف کرد. وقتی آب بهصورت مصنوعی از منطقهای به منطقه دیگر منتقل میشود، ارزش واقعی آن در ذهن مردم کمرنگ میشود. امروز، آب در مقایسه با کالاهایی مانند گوجهفرنگی (که تولید هر کیلوی آن 300 لیتر آب مصرف میکند) بیارزش تلقی میشود. این نه به معنای لزوم گران کردن آب، بلکه نشانه فقدان آموزش و فرهنگسازی در حفاظت از این منبع حیاتی است.
مسئولیت متولیان
متولیان آب کشور، که خود با سیاستهای نادرست به تخریب منابع سطحی و زیرزمینی دامن زدهاند، چگونه میتوانند مردم را به صرفهجویی دعوت کنند؟ کسانی که چشم بر برداشتهای بیرویه، چاههای غیرمجاز و طرحهای مخرب کشاورزی و صنعتی بستند، امروز تقصیر را به گردن مردم و کاهش بارندگی میاندازند. اما دادههای اقلیمی نشان میدهند که سوءمدیریت، نه تغییرات اقلیمی، عامل اصلی بحران آب ایران است (منبع: گزارش IPCC، 2023).
پرسشهای بیپاسخ
چرا با وجود خالی بودن سدها، دولت همچنان بر سدسازی و انتقال آب اصرار دارد؟
چرا منطقه حفاظتشده دنا، که ذخیرهگاه برف زاگرس است، هدف پروژههای مخرب مانند سد ماندگان قرار گرفته؟
چرا مدیریت بحران آب به جای کارشناسان متخصص، به افرادی با تخصصهای غیرمرتبط سپرده شده است؟
نقش مردم
در این میان، مردم ایران بار دیگر نشان دادهاند که در بحرانها تنها به خود میتوانند تکیه کنند. صرفهجویی در مصرف آب، نهتنها وظیفهای مدنی، بلکه ضرورتی برای عبور از تابستان خشک پیشروست. اما این مسئولیت نباید بهانهای برای شانه خالی کردن متولیان از پاسخگویی باشد.
پیشنهادها:
سدسازی و فاجعه اکولوژیک
در 30 سال گذشته، وزارت نیرو با تمرکز بر سدسازی و طرحهای انتقال آب بینحوضهای، نهتنها نتوانست بحران آب را حل کند، بلکه با تغییر مورفولوژی طبیعی کشور، اکوسیستمهای وابسته به رودخانههای دائمی را نابود کرد. پروژههایی مانند انتقال آب سرشاخههای کارون به زایندهرود، تونل کوهرنگ، قمرود و دهها طرح دیگر، دریاچه ارومیه، بختگان، گاوخونی، هورالعظیم و زایندهرود را به ورطه خشکی کشاندند. این سیاستها، علاوه بر تخریب محیطزیست، به مهاجرت اجباری، حاشیهنشینی و آسیبهای اجتماعی گسترده منجر شد که هیچگاه مسئولیت آن پذیرفته نشد.
اکنون، با طرحهایی مانند سد ماندگان در منطقه حفاظتشده دنا، بار دیگر شاهد تکرار این چرخه مخرب هستیم. این پروژه نهتنها ذخیرهگاه برف زاگرس را تهدید میکند، بلکه حیات میلیونها نفر را که به منابع آبی این منطقه وابستهاند، در معرض خطر قرار میدهد. طبق گزارشهای علمی، سدسازیهای غیراصولی باعث کاهش 30 تا 50 درصدی جریان آب رودخانهها و تخریب 70 درصدی تالابهای ایران شده است (منبع: گزارش IUCN، 2023).
منابع زیرزمینی و سوءمدیریت
چرا با وجود این همه هزینه، وضعیت آب کشور بحرانیتر از همیشه است؟ اگر تنها بخشی از بودجه هنگفت سدسازی صرف حفاظت از آبخوانها و منابع زیرزمینی میشد، آیا امروز با فاجعه فرونشست زمین در 400 دشت کشور مواجه بودیم؟ طبق آمار وزارت نیرو (2024)، بیش از 900 هزار چاه غیرمجاز در کشور وجود دارد که سالانه میلیاردها مترمکعب آب زیرزمینی را به تاراج میبرند. چرا اولین چاه غیرمجاز پلمب نشد؟ چرا وزارت جهاد کشاورزی همچنان کشت محصولات آببر مانند برنج و چغندرقند را در مناطق خشک ترویج میکند؟
بر اساس گزارش FAO (2023)، ضایعات آب در بخش کشاورزی ایران 1.5 برابر مصرف آب خانگی است. از سوی دیگر، 30 درصد آب شرب به دلیل فرسودگی شبکههای آبرسانی هدر میرود. آیا نمیشد با سرمایهگذاری در بازچرخانی آب و بهروزرسانی زیرساختها، از این هدررفت جلوگیری کرد؟
صنایع آببر و سیاستهای متناقض
صنایع آببر مستقر در مناطق کویری مانند یزد و کرمان چگونه آب مورد نیاز خود را تأمین میکنند؟ پاسخ در سیاستهای نادرست تخصیص آب نهفته است. وزارت نیرو با تأمین آب این صنایع از منابع زیرزمینی و رودخانهها، به تخریب بیشتر سرزمین دامن زده است. طبق گزارش مرکز پژوهشهای مجلس (1402)، بیش از 60 درصد آب تخصیصیافته به صنایع در مناطق خشک، از منابع غیرپایدار تأمین میشود.
فرهنگ صرفهجویی و تخریب آن
ایرانیان قرنها در مدیریت آب پیشتاز بودند. قناتها، آبانبارها و فرهنگ وقف آب، نمونههایی از این خرد بومی هستند. اما پروژههای انتقال آب بینحوضهای، این فرهنگ را تضعیف کرد. وقتی آب بهصورت مصنوعی از منطقهای به منطقه دیگر منتقل میشود، ارزش واقعی آن در ذهن مردم کمرنگ میشود. امروز، آب در مقایسه با کالاهایی مانند گوجهفرنگی (که تولید هر کیلوی آن 300 لیتر آب مصرف میکند) بیارزش تلقی میشود. این نه به معنای لزوم گران کردن آب، بلکه نشانه فقدان آموزش و فرهنگسازی در حفاظت از این منبع حیاتی است.
مسئولیت متولیان
متولیان آب کشور، که خود با سیاستهای نادرست به تخریب منابع سطحی و زیرزمینی دامن زدهاند، چگونه میتوانند مردم را به صرفهجویی دعوت کنند؟ کسانی که چشم بر برداشتهای بیرویه، چاههای غیرمجاز و طرحهای مخرب کشاورزی و صنعتی بستند، امروز تقصیر را به گردن مردم و کاهش بارندگی میاندازند. اما دادههای اقلیمی نشان میدهند که سوءمدیریت، نه تغییرات اقلیمی، عامل اصلی بحران آب ایران است (منبع: گزارش IPCC، 2023).
پرسشهای بیپاسخ
چرا با وجود خالی بودن سدها، دولت همچنان بر سدسازی و انتقال آب اصرار دارد؟
چرا منطقه حفاظتشده دنا، که ذخیرهگاه برف زاگرس است، هدف پروژههای مخرب مانند سد ماندگان قرار گرفته؟
چرا مدیریت بحران آب به جای کارشناسان متخصص، به افرادی با تخصصهای غیرمرتبط سپرده شده است؟
نقش مردم
در این میان، مردم ایران بار دیگر نشان دادهاند که در بحرانها تنها به خود میتوانند تکیه کنند. صرفهجویی در مصرف آب، نهتنها وظیفهای مدنی، بلکه ضرورتی برای عبور از تابستان خشک پیشروست. اما این مسئولیت نباید بهانهای برای شانه خالی کردن متولیان از پاسخگویی باشد.
پیشنهادها:
توقف پروژههای مخرب: بازنگری فوری در طرحهایی مانند سد ماندگان و انتقال آب بینحوضهای.
مدیریت منابع زیرزمینی: پلمب چاههای غیرمجاز و احیای آبخوانها با الگوبرداری از پروژههای موفق جهانی (مانند طرحهای احیای آبخوان در هند).
اصلاح الگوی کشت: توقف ترویج محصولات آببر در مناطق خشک و حمایت از کشاورزی پایدار.
بازچرخانی آب: سرمایهگذاری در تصفیه و بازچرخانی فاضلاب برای تأمین نیاز صنایع و کشاورزی.
آموزش عمومی: احیای فرهنگ صرفهجویی با برنامههای آموزشی و رسانهای.
نتیجهگیری:
بحران آب ایران نتیجه دههها سوءمدیریت است، نه صرفاً کاهش بارندگی یا مصرف مردم. متولیان آب باید پاسخگوی عملکرد خود باشند و به جای متهم کردن مردم، سیاستهای مخرب را اصلاح کنند. مردم، همانگونه که قرنها با خرد بومی از آب حفاظت کردند، امروز نیز میتوانند با صرفهجویی و مطالبهگری، راه را برای آیندهای پایدار هموار کنند.
منابع:
گزارش IUCN (2023): وضعیت تالابهای جهان.
گزارش FAO (2023): مدیریت آب در کشاورزی.
گزارش IPCC (2023): تغییرات اقلیمی و منابع آب.
مرکز پژوهشهای مجلس (1402): تحلیل بحران آب در ایران.
گزارش وزارت نیرو (1403): آمار چاههای غیرمجاز.
🔷 @WaterForUs
مدیریت منابع زیرزمینی: پلمب چاههای غیرمجاز و احیای آبخوانها با الگوبرداری از پروژههای موفق جهانی (مانند طرحهای احیای آبخوان در هند).
اصلاح الگوی کشت: توقف ترویج محصولات آببر در مناطق خشک و حمایت از کشاورزی پایدار.
بازچرخانی آب: سرمایهگذاری در تصفیه و بازچرخانی فاضلاب برای تأمین نیاز صنایع و کشاورزی.
آموزش عمومی: احیای فرهنگ صرفهجویی با برنامههای آموزشی و رسانهای.
نتیجهگیری:
بحران آب ایران نتیجه دههها سوءمدیریت است، نه صرفاً کاهش بارندگی یا مصرف مردم. متولیان آب باید پاسخگوی عملکرد خود باشند و به جای متهم کردن مردم، سیاستهای مخرب را اصلاح کنند. مردم، همانگونه که قرنها با خرد بومی از آب حفاظت کردند، امروز نیز میتوانند با صرفهجویی و مطالبهگری، راه را برای آیندهای پایدار هموار کنند.
منابع:
گزارش IUCN (2023): وضعیت تالابهای جهان.
گزارش FAO (2023): مدیریت آب در کشاورزی.
گزارش IPCC (2023): تغییرات اقلیمی و منابع آب.
مرکز پژوهشهای مجلس (1402): تحلیل بحران آب در ایران.
گزارش وزارت نیرو (1403): آمار چاههای غیرمجاز.
🔷 @WaterForUs
دانشمندی که مقاله نداشت.
[به بهانهٔ تولد زندهیاد مریم میرزاخانی]
اگر از همهٔ رشتههای دانشِ زمان بیخبرم، اما، در کار خویش خُبرهام و میدانم که محیطِ دانشگاهیِ ما، در چه سَکَراتی به سر میبرد. در هیچ جای جهان کارِ دانشگاه و تحقیقات دانشگاهی از اینگونه که ما داریم نیست، در عصر معرکهگیران و منکران «حُسن و قُبحِ عقلی» در پایان قرن بیستم. دریغا زریاب و دریغا فرهنگ ایرانی!
در عصری که «تحقیقات» دانشگاهی ما از یک سوی در شکل اوراد و عَزایم خود را نشان میدهد و از سوی دیگر نسخهبرداریِ کمرنگی از فرهنگِ ژورنالیستی زمانه است، چه میتوان گفت، جز اینکه بگویم:
دریغا زریاب و دریغا فرهنگ ایرانی!
در عصر «محقّقانی» که اگر از تألیفاتِ خودشان امتحانشان کنند از عهدهٔ قرائت متن «تحقیقات» خویش برنمیآیند و دولت، با سادهلوحی، به فهرست انبوه استادان و دانشیارانش مباهات میکند و چندان بیخبر است که این رتبههای کاملاً «اداری» را ملاک پیشرفت علم و تحقیق تلقی میکند، چه میتوانم گفت، جز اینکه بگویم: دریغا زریاب و دریغا فرهنگ ایرانی!
محمدرضا شفیعی کدکنی
مجلهٔ بخارا، شماره ۱۰۴
در رثای دکتر عباس زریاب خویی
#مریم_میرزاخانی #دانشگاه
[به بهانهٔ تولد زندهیاد مریم میرزاخانی]
اگر از همهٔ رشتههای دانشِ زمان بیخبرم، اما، در کار خویش خُبرهام و میدانم که محیطِ دانشگاهیِ ما، در چه سَکَراتی به سر میبرد. در هیچ جای جهان کارِ دانشگاه و تحقیقات دانشگاهی از اینگونه که ما داریم نیست، در عصر معرکهگیران و منکران «حُسن و قُبحِ عقلی» در پایان قرن بیستم. دریغا زریاب و دریغا فرهنگ ایرانی!
در عصری که «تحقیقات» دانشگاهی ما از یک سوی در شکل اوراد و عَزایم خود را نشان میدهد و از سوی دیگر نسخهبرداریِ کمرنگی از فرهنگِ ژورنالیستی زمانه است، چه میتوان گفت، جز اینکه بگویم:
دریغا زریاب و دریغا فرهنگ ایرانی!
در عصر «محقّقانی» که اگر از تألیفاتِ خودشان امتحانشان کنند از عهدهٔ قرائت متن «تحقیقات» خویش برنمیآیند و دولت، با سادهلوحی، به فهرست انبوه استادان و دانشیارانش مباهات میکند و چندان بیخبر است که این رتبههای کاملاً «اداری» را ملاک پیشرفت علم و تحقیق تلقی میکند، چه میتوانم گفت، جز اینکه بگویم: دریغا زریاب و دریغا فرهنگ ایرانی!
محمدرضا شفیعی کدکنی
مجلهٔ بخارا، شماره ۱۰۴
در رثای دکتر عباس زریاب خویی
#مریم_میرزاخانی #دانشگاه
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
یادآوری ۱۰۰ واژه جغرافیایی در ۳۰۰ ثانیه قسمت 4 تدوین دکتر شاه بختی رستمی
Forwarded from Niloofar
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ايرانى چاى ايرانى بنوش
راستش..
از تصورش، كمر ادم درد میگیره
حالا واى بحاليكه بخوایم عملا اين كار رو انجام بدیم...
اونوقت خيانت نيست؟ ايرانى بره چاى بنگلادشى بخره!!؟؟؟
هموطنان عزیز بهترین چای دنیا را در استان گیلان داریم که حالت طبیعی خودرا دارد
اکثر شهرستان های گیلان کارخانه چایی دارند
راستش..
از تصورش، كمر ادم درد میگیره
حالا واى بحاليكه بخوایم عملا اين كار رو انجام بدیم...
اونوقت خيانت نيست؟ ايرانى بره چاى بنگلادشى بخره!!؟؟؟
هموطنان عزیز بهترین چای دنیا را در استان گیلان داریم که حالت طبیعی خودرا دارد
اکثر شهرستان های گیلان کارخانه چایی دارند
Forwarded from ԼαԼαԼαɴƊ™ (𝐁𝐄𝐇𝐃𝐀𝐃)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اثر نیروی کوریولیس: واقعیت علمی فراتر از باورهای رایج
یکی از مفاهیم کلیدی در فیزیک جو و اقیانوسها، نیروی کوریولیس است؛ نیرویی ظاهری که ناشی از چرخش زمین بوده و جهت حرکت اجسام را در مقیاسهای بزرگ منحرف میکند. این نیرو عامل اصلی چرخش سامانههای بزرگمقیاس جوی مانند سیکلونها و آنتیسیکلونهاست و نقش تعیینکنندهای در شکلگیری الگوهای آبوهوایی ایفا میکند.
اما نکتهای که غالباً مورد سوءبرداشت قرار میگیرد، تعمیم اثر کوریولیس به مقیاسهای کوچک است. در فضای مجازی و حتی برخی منابع غیرتخصصی، گاهی ادعا میشود که جهت چرخش آب در سینک ظرفشویی یا فنجان قهوه بهواسطه نیروی کوریولیس تعیین میشود. این ادعا از منظر علمی نادرست است.
در مقیاسهای کوچک (مانند سینک یا فنجان)، تأثیر نیروی کوریولیس نسبت به سایر عوامل، از جمله هندسه ظرف، ناهمواریهای سطح، و جریانهای باقیمانده از پر شدن ظرف، بسیار ناچیز است. بزرگی نیروی کوریولیس با سرعت و مقیاس حرکت رابطه مستقیم دارد و در ابعاد کوچک، این نیرو چندین مرتبه ضعیفتر از نیروهای دیگر است. حتی جریانهای کوچک و نامنظم آب میتوانند تا ساعتها پس از پر شدن ظرف باقی بمانند و جهت چرخش آب را تعیین کنند.
بنابراین، مشاهده جهت چرخش آب در سینک یا فنجان هیچ ارتباط معناداری با نیروی کوریولیس ندارد و این پدیده صرفاً در مقیاسهای بزرگ، مانند سامانههای جوی و اقیانوسی، قابل مشاهده و اندازهگیری است.
#علمی #نیروی_کوریولیس #فیزیک_جو #آب_و_هوا #سوءبرداشت_علمی #آموزش_آکادمیک
یکی از مفاهیم کلیدی در فیزیک جو و اقیانوسها، نیروی کوریولیس است؛ نیرویی ظاهری که ناشی از چرخش زمین بوده و جهت حرکت اجسام را در مقیاسهای بزرگ منحرف میکند. این نیرو عامل اصلی چرخش سامانههای بزرگمقیاس جوی مانند سیکلونها و آنتیسیکلونهاست و نقش تعیینکنندهای در شکلگیری الگوهای آبوهوایی ایفا میکند.
اما نکتهای که غالباً مورد سوءبرداشت قرار میگیرد، تعمیم اثر کوریولیس به مقیاسهای کوچک است. در فضای مجازی و حتی برخی منابع غیرتخصصی، گاهی ادعا میشود که جهت چرخش آب در سینک ظرفشویی یا فنجان قهوه بهواسطه نیروی کوریولیس تعیین میشود. این ادعا از منظر علمی نادرست است.
در مقیاسهای کوچک (مانند سینک یا فنجان)، تأثیر نیروی کوریولیس نسبت به سایر عوامل، از جمله هندسه ظرف، ناهمواریهای سطح، و جریانهای باقیمانده از پر شدن ظرف، بسیار ناچیز است. بزرگی نیروی کوریولیس با سرعت و مقیاس حرکت رابطه مستقیم دارد و در ابعاد کوچک، این نیرو چندین مرتبه ضعیفتر از نیروهای دیگر است. حتی جریانهای کوچک و نامنظم آب میتوانند تا ساعتها پس از پر شدن ظرف باقی بمانند و جهت چرخش آب را تعیین کنند.
بنابراین، مشاهده جهت چرخش آب در سینک یا فنجان هیچ ارتباط معناداری با نیروی کوریولیس ندارد و این پدیده صرفاً در مقیاسهای بزرگ، مانند سامانههای جوی و اقیانوسی، قابل مشاهده و اندازهگیری است.
#علمی #نیروی_کوریولیس #فیزیک_جو #آب_و_هوا #سوءبرداشت_علمی #آموزش_آکادمیک
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اثر نیروی کوریولیس: واقعیت علمی فراتر از باورهای رایج
یکی از مفاهیم کلیدی در فیزیک جو و اقیانوسها، نیروی کوریولیس است؛ نیرویی ظاهری که ناشی از چرخش زمین بوده و جهت حرکت اجسام را در مقیاسهای بزرگ منحرف میکند. این نیرو عامل اصلی چرخش سامانههای بزرگمقیاس جوی مانند سیکلونها و آنتیسیکلونهاست و نقش تعیینکنندهای در شکلگیری الگوهای آبوهوایی ایفا میکند.
اما نکتهای که غالباً مورد سوءبرداشت قرار میگیرد، تعمیم اثر کوریولیس به مقیاسهای کوچک است. در فضای مجازی و حتی برخی منابع غیرتخصصی، گاهی ادعا میشود که جهت چرخش آب در سینک ظرفشویی یا فنجان قهوه بهواسطه نیروی کوریولیس تعیین میشود. این ادعا از منظر علمی نادرست است.
در مقیاسهای کوچک (مانند سینک یا فنجان)، تأثیر نیروی کوریولیس نسبت به سایر عوامل، از جمله هندسه ظرف، ناهمواریهای سطح، و جریانهای باقیمانده از پر شدن ظرف، بسیار ناچیز است. بزرگی نیروی کوریولیس با سرعت و مقیاس حرکت رابطه مستقیم دارد و در ابعاد کوچک، این نیرو چندین مرتبه ضعیفتر از نیروهای دیگر است. حتی جریانهای کوچک و نامنظم آب میتوانند تا ساعتها پس از پر شدن ظرف باقی بمانند و جهت چرخش
یکی از مفاهیم کلیدی در فیزیک جو و اقیانوسها، نیروی کوریولیس است؛ نیرویی ظاهری که ناشی از چرخش زمین بوده و جهت حرکت اجسام را در مقیاسهای بزرگ منحرف میکند. این نیرو عامل اصلی چرخش سامانههای بزرگمقیاس جوی مانند سیکلونها و آنتیسیکلونهاست و نقش تعیینکنندهای در شکلگیری الگوهای آبوهوایی ایفا میکند.
اما نکتهای که غالباً مورد سوءبرداشت قرار میگیرد، تعمیم اثر کوریولیس به مقیاسهای کوچک است. در فضای مجازی و حتی برخی منابع غیرتخصصی، گاهی ادعا میشود که جهت چرخش آب در سینک ظرفشویی یا فنجان قهوه بهواسطه نیروی کوریولیس تعیین میشود. این ادعا از منظر علمی نادرست است.
در مقیاسهای کوچک (مانند سینک یا فنجان)، تأثیر نیروی کوریولیس نسبت به سایر عوامل، از جمله هندسه ظرف، ناهمواریهای سطح، و جریانهای باقیمانده از پر شدن ظرف، بسیار ناچیز است. بزرگی نیروی کوریولیس با سرعت و مقیاس حرکت رابطه مستقیم دارد و در ابعاد کوچک، این نیرو چندین مرتبه ضعیفتر از نیروهای دیگر است. حتی جریانهای کوچک و نامنظم آب میتوانند تا ساعتها پس از پر شدن ظرف باقی بمانند و جهت چرخش
👍1👏1
بازدید از ایستگاه هواشناسی سینوپتیک زاهدان.فرودگاه بین المللی زاهدان به همراه دانشجویان کارشناسی ارشد آبهای زیر زمینی درس هوا و اقلیم شناسی و همچنین همکار محترم آقای دکتر ناصر اسدی و دانشجویان رشته زمین شناسی
❤2
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🌌 «آنچه در رویاها میآید» (1998) ما را به سفری بصری و عاطفی به سوی مفهوم بهشت میبرد؛ جایی که عشق، امید و تخیل در هم میآمیزند. با الهام از بازی تأثیرگذار مرحوم #رابین_ویلیامز و کارگردانی هنرمندانه وینسنت وارد، این فیلم به ما یادآوری میکند که بهشت نهتنها مقصدی پس از مرگ، بلکه بازتابی از آرزوهای عمیق ما برای خود و عزیزانمان است. 💫 بیایید برای دوستانمان جهانی آرزو کنیم که در آن روحشان در آرامش و زیبایی شکوفا شود.حداقل اگر نمی توانیم رویای بهشت را آرزو کنیم در روی زمین برای عزیزانمان جهنم نسازیم.
. #WhatDreamsMayCome #سینما #عشق #بهشت #هفت اقلیم #محمود خسروی
. #WhatDreamsMayCome #سینما #عشق #بهشت #هفت اقلیم #محمود خسروی
پیش بینی 5 سال آینده دمای کره زمین با استفاده از مدلهای پیشبینی دههای:
# راست: در دوره سرد سال (از نوامبر-مارس 2025/2026 تا نوامبر-مارس 2029/2030)، افزایش دمای ایران بین 1 تا 2 درجه سلسیوس
# چپ: در دوره گرم سال (می-سپتامبر 2025 تا می-سپتامبر 2029) ، افزایش دمای ایران بین نیم تا 1 درجه سلسیوس
# با احتمال 75% میانگین سالانه دمای کره زمین 1.5 درجه فراتر از دوره پیشاصنعتی خواهد بود.
توضیح:
مدل های پیشبینی دههای(DCPP) از مدلهای زیرمجموعه CMIP6 میباشند، با این تفاوت که با استفاده از دادههای مشاهداتی آغازگری (Initialization) میشوند.
منبع:
https://wmo.int/publication-series/wmo-global-annual-decadal-climate-update-2025-2029
# راست: در دوره سرد سال (از نوامبر-مارس 2025/2026 تا نوامبر-مارس 2029/2030)، افزایش دمای ایران بین 1 تا 2 درجه سلسیوس
# چپ: در دوره گرم سال (می-سپتامبر 2025 تا می-سپتامبر 2029) ، افزایش دمای ایران بین نیم تا 1 درجه سلسیوس
# با احتمال 75% میانگین سالانه دمای کره زمین 1.5 درجه فراتر از دوره پیشاصنعتی خواهد بود.
توضیح:
مدل های پیشبینی دههای(DCPP) از مدلهای زیرمجموعه CMIP6 میباشند، با این تفاوت که با استفاده از دادههای مشاهداتی آغازگری (Initialization) میشوند.
منبع:
https://wmo.int/publication-series/wmo-global-annual-decadal-climate-update-2025-2029
World Meteorological Organization
WMO Global Annual to Decadal Climate Update (2025-2029)
یکی از کتابهای برجستهای که آینده آموزش را پیشبینی میکند، "آینده ذهنهای ما: آموزش در قرن بیست و یکم" نوشتهی چارلز فادل، برنادت آندرسون و مایا بیالیک است. این کتاب به بررسی تغییرات موردنیاز در سیستمهای آموزشی برای همگام شدن با دنیای مدرن میپردازد.
خلاصه کتاب:
این کتاب استدلال میکند که آموزش باید از چهار بعد اصلی برای پرورش دانشآموزان آینده استفاده کند:
1. دانش (Knowledge): علاوه بر دروس سنتی مانند ریاضیات و علوم، آموزش باید شامل مهارتهای میانرشتهای مانند تفکر سیستمی، سواد دیجیتال و آگاهی فرهنگی باشد.
2. مهارتها (Skills): تفکر انتقادی، خلاقیت، ارتباطات و همکاری بهعنوان مهارتهای اساسی برای موفقیت در آینده معرفی میشوند.
3. ویژگیهای شخصیتی (Character): ویژگیهایی مانند کنجکاوی، پشتکار، تابآوری، اخلاق و ذهنیت رشد باید در آموزش تقویت شوند.
4. متا یادگیری (Meta-learning): یعنی یادگیری نحوه یادگیری، که به دانشآموزان کمک میکند با تغییرات سریع دنیای آینده سازگار شوند.
کتاب تأکید دارد که هوش مصنوعی، خودکارسازی و تغییرات اجتماعی، نقش آموزش را تغییر خواهند داد و مدارس و دانشگاهها باید به جای تمرکز صرف بر محفوظات، بر پرورش تواناییهای یادگیری و خلاقیت تأکید کنند.
چرا این کتاب مهم است؟
نشان میدهد که سیستمهای آموزشی فعلی ناکافی هستند و نیاز به تحول دارند.
به معلمان، والدین و سیاستگذاران توصیههایی برای ایجاد تغییرات کاربردی ارائه میدهد.
به اهمیت مهارتهای نرم و تفکر خلاق در دنیای آینده تأکید دارد.
این کتاب یکی از منابع کلیدی برای درک چالشها و فرصتهای آموزش در قرن ۲۱ است.
خلاصه کتاب:
این کتاب استدلال میکند که آموزش باید از چهار بعد اصلی برای پرورش دانشآموزان آینده استفاده کند:
1. دانش (Knowledge): علاوه بر دروس سنتی مانند ریاضیات و علوم، آموزش باید شامل مهارتهای میانرشتهای مانند تفکر سیستمی، سواد دیجیتال و آگاهی فرهنگی باشد.
2. مهارتها (Skills): تفکر انتقادی، خلاقیت، ارتباطات و همکاری بهعنوان مهارتهای اساسی برای موفقیت در آینده معرفی میشوند.
3. ویژگیهای شخصیتی (Character): ویژگیهایی مانند کنجکاوی، پشتکار، تابآوری، اخلاق و ذهنیت رشد باید در آموزش تقویت شوند.
4. متا یادگیری (Meta-learning): یعنی یادگیری نحوه یادگیری، که به دانشآموزان کمک میکند با تغییرات سریع دنیای آینده سازگار شوند.
کتاب تأکید دارد که هوش مصنوعی، خودکارسازی و تغییرات اجتماعی، نقش آموزش را تغییر خواهند داد و مدارس و دانشگاهها باید به جای تمرکز صرف بر محفوظات، بر پرورش تواناییهای یادگیری و خلاقیت تأکید کنند.
چرا این کتاب مهم است؟
نشان میدهد که سیستمهای آموزشی فعلی ناکافی هستند و نیاز به تحول دارند.
به معلمان، والدین و سیاستگذاران توصیههایی برای ایجاد تغییرات کاربردی ارائه میدهد.
به اهمیت مهارتهای نرم و تفکر خلاق در دنیای آینده تأکید دارد.
این کتاب یکی از منابع کلیدی برای درک چالشها و فرصتهای آموزش در قرن ۲۱ است.