امید به ساحل خزر برگشت
درنای سفید سیبری نام گونه ای پرنده است که از سیبری هر سال به ایران و فریدون کنار شمال مهاجرت می کند و افراد محلی این گونه نادر را با اسم امید می شناسند اما چند سالی است که آرزو جفت ماده ی این پرنده از دست رفته است.به گزارش خبرنگار مهر، تک درنای سفید سیبری که نامش امید است صبح چهارشنبه وارد تالاب بین المللی فریدونکنار شد؛ این درنای سفید تنها بازمانده گله درناهای سپید سیبری است که برای چهل و یکمین سال پس از طی پنج هزار کیلومتر برای زمستان گذرانی به تالابهای مازندران وارد شده است.
اولین بار سال ۱۳۵۳ بود که درناهای سپید سیبری در تالاب ازباران و سرخرود مازندران دیده شدند و از آنپس از، این خانواده هرساله بهجز یک سال در ۱۳۸۸ برای زمستان گذارانی به تالابهای استان مازندران آمده اند.
درنای سیبری هر ساله از اوایل آبان جهت زمستانگذرانی وارد منطقه تالابی فریدونکنار می شود و حدود ۴ ماه از سال را تا اوایل اسفند در دامگاههای فریدونکنار، ازباران و سرخرود سپری می نماید.
اسم این درنا که با وجود تنها شدن، همچنان به سفر کوچ سالانه اش ادامه می دهد، را
امید نهاده اندForwarded from پایگاه خبری انتخاب
♦️شورای وزیران تونس، حق ارث برابر زن و مرد را تصویب کرد
🔹شورای وزیران تونس روز جمعه در جلسه ای با حضور رئیس جمهوری این کشور، لایحه برابر بودن سهم ارث زنان و مردان را تصویب کرد
جزئیات در👇👇
entekhab.ir/001r9Z
🆔 @Entekhab_ir
🔹شورای وزیران تونس روز جمعه در جلسه ای با حضور رئیس جمهوری این کشور، لایحه برابر بودن سهم ارث زنان و مردان را تصویب کرد
جزئیات در👇👇
entekhab.ir/001r9Z
🆔 @Entekhab_ir
گله ای از گوسفندان درحال خارج شدن از آغل،هیچ حصاری نیست،فقط یک دروازه است...
گوسفندها در تله ذهن گیر کرده اند.
عادتهای سابق آنها، راه کنونی شان را مشخص می کند.
‼️‼️‼️‼️‼️‼️‼️
این سرنوشت همه انسانهایی است که به مهارت تفکر نقادانه دست نیافته اند و به باورهای بالفعل خود اعتماد می ورزند و بر اساس آن عمل میکنند.
باورهاییکه نظام مسلط تربیتی- آموزشی- فرهنگی افراد جامعه را چنان خواسته است و چنان ساخته است.
***********
بدون تجهیز به تفکر نقادانه، هر انسان برآیند مؤلفه های بیرونی مؤثر در تکوین وی است.
🔧🔧🔧🔧🔧🔧🔧🔧
تعریف های متفاوتی برای تفکر نقادانه ارائه شده است.
بر مبنای تعریف رابرت انیس، تفکر نقادانه تفکری متاملانه و منطقی و مؤثر است برای تصمیم گیری درباره آنچه که باید باور داشته باشیم و آنچه که باید عمل کنیم.
با این تعریف تفکر نقادانه اولا و بالذات برای کنترل درستی باورها و تصمیمهای خودمان است و ثانیا و بالعرض ارزیابی اندیشه ها و مبانی رفتار دیگران
گوسفندها در تله ذهن گیر کرده اند.
عادتهای سابق آنها، راه کنونی شان را مشخص می کند.
‼️‼️‼️‼️‼️‼️‼️
این سرنوشت همه انسانهایی است که به مهارت تفکر نقادانه دست نیافته اند و به باورهای بالفعل خود اعتماد می ورزند و بر اساس آن عمل میکنند.
باورهاییکه نظام مسلط تربیتی- آموزشی- فرهنگی افراد جامعه را چنان خواسته است و چنان ساخته است.
***********
بدون تجهیز به تفکر نقادانه، هر انسان برآیند مؤلفه های بیرونی مؤثر در تکوین وی است.
🔧🔧🔧🔧🔧🔧🔧🔧
تعریف های متفاوتی برای تفکر نقادانه ارائه شده است.
بر مبنای تعریف رابرت انیس، تفکر نقادانه تفکری متاملانه و منطقی و مؤثر است برای تصمیم گیری درباره آنچه که باید باور داشته باشیم و آنچه که باید عمل کنیم.
با این تعریف تفکر نقادانه اولا و بالذات برای کنترل درستی باورها و تصمیمهای خودمان است و ثانیا و بالعرض ارزیابی اندیشه ها و مبانی رفتار دیگران
Forwarded from Sareh
👌👌👌👌 يه نكته اي كه هست اينه كه كلا ترس از قضاوت شدن در همه ادم ها كمابيش موجوده. برا همين هم هست كه رايج ترين ترس در جهان ترس از سخنراني در جمع هست. موضوع اين هست مه اين ترس چقدر بزرگ باشه و چقدر از ذهنمون رو مشغول كنه. بزرگي اين قضيه براي ما ايراني ها كه فرهنگمان فرهنگ تنبيه ضعيف تر و تشويق قوي تر است زياد است.
مثلا من كلا اين مسايل انتقاد ناپذيري و ترس از قضاوت شدن رو در خودم زياد ديدم. و فكر مي كنم ريشه هر دو در اينه كه من انتظار دارم هميشه براي خودم در مقابل ديگران بهترين باشم. به همين دليل هم بهم بر مي خورد وقتي كسي از من انتقاد مي كرد. و يا هرگز در كنفرانس ها و جلسه هاي كاري سوال نمي پرسيدم چون خيال مي كردم كه سوال ام ممكن است بي معني باشد و يا قضاوت شود.
اين تجربه شخصي من بود. نمي دانم ولي چقدر عوامل بيروني در اين ترس دخيل هستند.
يك مساله ديگر در بحث انتقاد پذيري كه بيشتر به روانشناسي مربوطه موضوع جدا كردن انتقاد از حرف يا عمل با انتقاد از شخصيت است. اكثريت انسانهاي انتقاد ناپذير قادر به تفكيك اين دو نيستند. يعني اگر كسي به حرفشان انتقاد كرد خيال مي كنند كه شخصيتشان را زير سوال برده اند. يك جورهايي تعميم به كل. فكر مي كنم اگر اين دو تفكيك داده شوند قسمت عمده اي از مساله حل مي شود.
مثلا من كلا اين مسايل انتقاد ناپذيري و ترس از قضاوت شدن رو در خودم زياد ديدم. و فكر مي كنم ريشه هر دو در اينه كه من انتظار دارم هميشه براي خودم در مقابل ديگران بهترين باشم. به همين دليل هم بهم بر مي خورد وقتي كسي از من انتقاد مي كرد. و يا هرگز در كنفرانس ها و جلسه هاي كاري سوال نمي پرسيدم چون خيال مي كردم كه سوال ام ممكن است بي معني باشد و يا قضاوت شود.
اين تجربه شخصي من بود. نمي دانم ولي چقدر عوامل بيروني در اين ترس دخيل هستند.
يك مساله ديگر در بحث انتقاد پذيري كه بيشتر به روانشناسي مربوطه موضوع جدا كردن انتقاد از حرف يا عمل با انتقاد از شخصيت است. اكثريت انسانهاي انتقاد ناپذير قادر به تفكيك اين دو نيستند. يعني اگر كسي به حرفشان انتقاد كرد خيال مي كنند كه شخصيتشان را زير سوال برده اند. يك جورهايي تعميم به كل. فكر مي كنم اگر اين دو تفكيك داده شوند قسمت عمده اي از مساله حل مي شود.
Forwarded from سهند ایرانمهر
✔️از رنه دکارت تا ملا لاله زار و حکمت ناصریه!🔻
در روزی چون امروز، مشهورترین اثر #رنه_دکارت، فیلسوف و ریاضیدان مشهور فرانسوی، با عنوان فارسی گفتاری در روش به کاربردن عقل و جستجوی حقیقت در منتشر شد رنه دکارت از نخستين کسانی بود که عقل خودبنياد و نقاد آدمی يا ذهن انديشنده را از حاشيه به مرکز آورد و فاعل شناسائی يا ذهن انديشنده آدمی را چون جوهری مستقل و خودبنياد و چون مرجع شناخت و يقيين بر کرسی علم و فلسفه نشاند. جالب اینکه امروز سالگرد درگذشت محمد علی #فروغی هم هست . محمد علی فروغی، مولف سير حکمت در اروپا،نخستين کسی بود که با ترجمه يکی از مشهورترين آثار دکارت با عنوان فارسی «گفتار در روش راه بردن عقل»يکی از تاثيرگذارترين فيلسوفان و رياضی دانان قرن هفدهم اروپا و يکی از پدران مدرنيته و عقل گرائی را به فارسی زبانان معرفی کرد و فصل مهمی از کتاب با ارزش خود:« سير حکمت در اروپا» را به معرفی دکارت اختصاص داد با اینحال مترجم اصلی و اولیه این کتاب فروغی نیست بلکه یک یهودی ایرانی به نام رحیم موسائی همدانی( مشهور به ملا لاله زار) است اما امری که باعث شد نام او به عنوان اولین مترجم کمتر آورده شود آن است که وقتی او برای بار اول کتاب را با نام خودش ترجمه کرد، آماج حملات متعصبین قرار گرفت و حتا نسخه اولیه ترجمه آتش زده شد در نتیجه او مجبور شد کتاب را با عنوان "حکمت ناصریه"(ناصرالدین شاه) ترجمه کند وناگزیر این مقدمه مضحک را هم بر کتاب بنویسد:
"شرط بندگی حصول دین است. مملکت ایران پیوسته منبع علوم و منبت علما بوده و پیش از نشستن قطب السلاطین ناصرالدین شاه از کثرت توجهات خدیوانه بسیاری از دانش ها رونق تمام یافته و به درجه ای رسیده که هیچ زمانی به این ترقی نبوده است(!) این کتاب در قیاس با آفتاب حکمت متعالیه فیلسوفان ایرانی،چراغی بیش نیست! و اگرچه سها در برابر آفتاب ظهوری ندارد و موج حصیر با نقش حریر جلوه نیارد اما چون وجود هر شی بهتر از عدم آن است(!) و بالاخره دانستن امور بهتر از ندانستن است(!)،به ترجمه آن یه زبان عوام (!)همت کردیم".
@sahandiranmehr
در روزی چون امروز، مشهورترین اثر #رنه_دکارت، فیلسوف و ریاضیدان مشهور فرانسوی، با عنوان فارسی گفتاری در روش به کاربردن عقل و جستجوی حقیقت در منتشر شد رنه دکارت از نخستين کسانی بود که عقل خودبنياد و نقاد آدمی يا ذهن انديشنده را از حاشيه به مرکز آورد و فاعل شناسائی يا ذهن انديشنده آدمی را چون جوهری مستقل و خودبنياد و چون مرجع شناخت و يقيين بر کرسی علم و فلسفه نشاند. جالب اینکه امروز سالگرد درگذشت محمد علی #فروغی هم هست . محمد علی فروغی، مولف سير حکمت در اروپا،نخستين کسی بود که با ترجمه يکی از مشهورترين آثار دکارت با عنوان فارسی «گفتار در روش راه بردن عقل»يکی از تاثيرگذارترين فيلسوفان و رياضی دانان قرن هفدهم اروپا و يکی از پدران مدرنيته و عقل گرائی را به فارسی زبانان معرفی کرد و فصل مهمی از کتاب با ارزش خود:« سير حکمت در اروپا» را به معرفی دکارت اختصاص داد با اینحال مترجم اصلی و اولیه این کتاب فروغی نیست بلکه یک یهودی ایرانی به نام رحیم موسائی همدانی( مشهور به ملا لاله زار) است اما امری که باعث شد نام او به عنوان اولین مترجم کمتر آورده شود آن است که وقتی او برای بار اول کتاب را با نام خودش ترجمه کرد، آماج حملات متعصبین قرار گرفت و حتا نسخه اولیه ترجمه آتش زده شد در نتیجه او مجبور شد کتاب را با عنوان "حکمت ناصریه"(ناصرالدین شاه) ترجمه کند وناگزیر این مقدمه مضحک را هم بر کتاب بنویسد:
"شرط بندگی حصول دین است. مملکت ایران پیوسته منبع علوم و منبت علما بوده و پیش از نشستن قطب السلاطین ناصرالدین شاه از کثرت توجهات خدیوانه بسیاری از دانش ها رونق تمام یافته و به درجه ای رسیده که هیچ زمانی به این ترقی نبوده است(!) این کتاب در قیاس با آفتاب حکمت متعالیه فیلسوفان ایرانی،چراغی بیش نیست! و اگرچه سها در برابر آفتاب ظهوری ندارد و موج حصیر با نقش حریر جلوه نیارد اما چون وجود هر شی بهتر از عدم آن است(!) و بالاخره دانستن امور بهتر از ندانستن است(!)،به ترجمه آن یه زبان عوام (!)همت کردیم".
@sahandiranmehr
Telegram
Forwarded from Hosein
با سلام
به عقیده من، از کسانی که بر علم پافشاری می کنند بیشتر انتظار می رود که در خود بحث هم از روشهای علمی خواه به معنای ساینس و خواه به معنای منضبط و قاعده مند بهره بچویند.
یکی از اشکالاتی که در سبک بحث اعضای این گروه در این مدت کم عضویت ملاحظه کردم؛ ریختن انبوه ادعا ها روی هم وانگهی شمردن عده ای مطالب به عنوان دلیل که دقیقا مشخص نمیکند که کدامیک دلیل کدام ادعاست و..
و همه اینها راه برای سوء تفاهم و سپس ایجاد بحثهای فرعی و غیر ضرور و سپس اتهام همدیگر به تجاهل یا مغلطه و...
روش درست در دیالوگ، طرح یک ادعا و فقط یک ادعا و سپس چیدن دلایل مثبته یا موید به دنبال آن لست
و شیوۀ پاسخگویی، اول تکرار ادعا و دلایل از سوی طرف مقابل به زبان خودش و با واژه هایی که برایش مانوستر است و پرسیدن از گوینده در مورد ادعا و دلایل و چک کردن درستی فهم سخنان گوینده و در صورت تایید پرداختن به ارزیابی دلیل - تاکید میکنم ارزیابی دلیل و نه رد مدعا است.
آنچه در بحث مورد ارزیابی واقع می شود دلایل است و نه مدعا
و نکته مهم اینکه رد دلایل هرگز به معنای رد مدعا نیست و مدعا همچنان ممکن است صحیح باشد اما به دلایل دیگر
به عقیده من، از کسانی که بر علم پافشاری می کنند بیشتر انتظار می رود که در خود بحث هم از روشهای علمی خواه به معنای ساینس و خواه به معنای منضبط و قاعده مند بهره بچویند.
یکی از اشکالاتی که در سبک بحث اعضای این گروه در این مدت کم عضویت ملاحظه کردم؛ ریختن انبوه ادعا ها روی هم وانگهی شمردن عده ای مطالب به عنوان دلیل که دقیقا مشخص نمیکند که کدامیک دلیل کدام ادعاست و..
و همه اینها راه برای سوء تفاهم و سپس ایجاد بحثهای فرعی و غیر ضرور و سپس اتهام همدیگر به تجاهل یا مغلطه و...
روش درست در دیالوگ، طرح یک ادعا و فقط یک ادعا و سپس چیدن دلایل مثبته یا موید به دنبال آن لست
و شیوۀ پاسخگویی، اول تکرار ادعا و دلایل از سوی طرف مقابل به زبان خودش و با واژه هایی که برایش مانوستر است و پرسیدن از گوینده در مورد ادعا و دلایل و چک کردن درستی فهم سخنان گوینده و در صورت تایید پرداختن به ارزیابی دلیل - تاکید میکنم ارزیابی دلیل و نه رد مدعا است.
آنچه در بحث مورد ارزیابی واقع می شود دلایل است و نه مدعا
و نکته مهم اینکه رد دلایل هرگز به معنای رد مدعا نیست و مدعا همچنان ممکن است صحیح باشد اما به دلایل دیگر
Forwarded from Hosein
🌿سؤال:
آیا معرفت خصلت جمعی ندارد؟
اگر خصلت جمعی دارد، به این معنی نیست که ذات معرفت اقتضای اخلاق جمعی دارد؟
یعنی برای رشد معرفت باید یاد بدهی و یاد بگیری
همین نمی تواند نقطۀ آغاز اخلاق باشد؟
آیا معرفت خصلت جمعی ندارد؟
اگر خصلت جمعی دارد، به این معنی نیست که ذات معرفت اقتضای اخلاق جمعی دارد؟
یعنی برای رشد معرفت باید یاد بدهی و یاد بگیری
همین نمی تواند نقطۀ آغاز اخلاق باشد؟
Forwarded from Hosein
با سلام
همۀ آنچه فرمودید در واقع در اثبات یک مقدمه است و آن اینکه انسان توان معرفت دارد.
بلکه ثابت کننده این است که انسان توانایی شناخت کلیات را دارد و اینکه این شناخت منحصر به یافته های شخصی نیست بلکه ما در نوع انسان با پدیده ای به نام انباشت معرفت به روشی غیر ژنتیک مواجهیم.
یعنی انسان از دیگر افراد نوع خود می آموزد و این مهمترین شاخصه ای است که به او احساس برتری نسبت به دیگر موجودات زنده را می دهد.
همه ی اینها در واقع مقدمه ای از استدلال بنده بود برای اینکه نشان دهیم همین وجه برتری انسان، خصلت جمعی دارد، یعنی بدون تعاون و همکاری نوعی ناممکن است.
و از همین مقدمه یک حکم هنجاری و پرسکریپتیو زاییده می شود که انسان باید در کسب معرفت معاونت و همکاری کند.
و سوال من این بود که آیا همین مورد آغازی بر اخلاق جمعی نمی تواند باشد؟
همۀ آنچه فرمودید در واقع در اثبات یک مقدمه است و آن اینکه انسان توان معرفت دارد.
بلکه ثابت کننده این است که انسان توانایی شناخت کلیات را دارد و اینکه این شناخت منحصر به یافته های شخصی نیست بلکه ما در نوع انسان با پدیده ای به نام انباشت معرفت به روشی غیر ژنتیک مواجهیم.
یعنی انسان از دیگر افراد نوع خود می آموزد و این مهمترین شاخصه ای است که به او احساس برتری نسبت به دیگر موجودات زنده را می دهد.
همه ی اینها در واقع مقدمه ای از استدلال بنده بود برای اینکه نشان دهیم همین وجه برتری انسان، خصلت جمعی دارد، یعنی بدون تعاون و همکاری نوعی ناممکن است.
و از همین مقدمه یک حکم هنجاری و پرسکریپتیو زاییده می شود که انسان باید در کسب معرفت معاونت و همکاری کند.
و سوال من این بود که آیا همین مورد آغازی بر اخلاق جمعی نمی تواند باشد؟
Forwarded from Hosein
با سلام و تشکر
مراد من از اخلاق جمعی ، اخلاق معطوف به جامعه یعنی در واقع به بیان عام ،اخلاق معطوف به دیگری ، همان چیزی که لویناس می خواهد بیان کند است
اخلاقی که در آن هدف صرفا منافع یا خواستهای فردی نیست.
وقتی من درک میکنم که رشد معرفت در من ، در پیوند با رشد معرفت دیگری است، برای رشد معرفت خودم باید بخواهم که دیگری هم به لحاظ معرفتی رشد یابد.
یعنی منافع افراد با هم گره خورده اند و اندیشیدن محض به منافع خود یک خطای استراتژیک و نقض غرض است.
مثال این اخلاق در همین بحث دیالوگ ، این خواهد بود که همه طرفهای گفتگو خود را ملتزم به بازی برد- برد بدانند
یعنی هدف از گفتگو را تقریب افکار و رسیدن به وجدت نظر تا حد ممکن در مورد موضوع بحث بدانند و نه غلبه بر دیگری و ایجاد حس تغلب( غلبه و چیرگی)
مراد من از اخلاق جمعی ، اخلاق معطوف به جامعه یعنی در واقع به بیان عام ،اخلاق معطوف به دیگری ، همان چیزی که لویناس می خواهد بیان کند است
اخلاقی که در آن هدف صرفا منافع یا خواستهای فردی نیست.
وقتی من درک میکنم که رشد معرفت در من ، در پیوند با رشد معرفت دیگری است، برای رشد معرفت خودم باید بخواهم که دیگری هم به لحاظ معرفتی رشد یابد.
یعنی منافع افراد با هم گره خورده اند و اندیشیدن محض به منافع خود یک خطای استراتژیک و نقض غرض است.
مثال این اخلاق در همین بحث دیالوگ ، این خواهد بود که همه طرفهای گفتگو خود را ملتزم به بازی برد- برد بدانند
یعنی هدف از گفتگو را تقریب افکار و رسیدن به وجدت نظر تا حد ممکن در مورد موضوع بحث بدانند و نه غلبه بر دیگری و ایجاد حس تغلب( غلبه و چیرگی)
Forwarded from Hosein
راستی،
به نظر شما ما آداب دیالوگ و گفتگو را می دانیم؟
به نظر بنده نه،
من از ملتهای دیگر چندان اطلاعی ندارم ولی می دانم که ملت ما در گفتگو بس ضعیف و ناتوانند،
به گمان بنده ، قبل از هرگفتگویی ما باید در آداب گفتگو با هم به توافقاتی برسیم .
من گمان میکنم که در نظر اکثریت افراد جامعه ما خصوصا در شبکه های اجتماعی، گفتگو یک بازی برد- باخت و به تعبیر دیگر بازی مجموع صفر است در حالی که اقتضای عقل این است که ما آن را طوری تنظیم کنیم که به بازی برد- برد تبدیل شود.
به نظر شما ما آداب دیالوگ و گفتگو را می دانیم؟
به نظر بنده نه،
من از ملتهای دیگر چندان اطلاعی ندارم ولی می دانم که ملت ما در گفتگو بس ضعیف و ناتوانند،
به گمان بنده ، قبل از هرگفتگویی ما باید در آداب گفتگو با هم به توافقاتی برسیم .
من گمان میکنم که در نظر اکثریت افراد جامعه ما خصوصا در شبکه های اجتماعی، گفتگو یک بازی برد- باخت و به تعبیر دیگر بازی مجموع صفر است در حالی که اقتضای عقل این است که ما آن را طوری تنظیم کنیم که به بازی برد- برد تبدیل شود.
خرد سنجشگر
گله ای از گوسفندان درحال خارج شدن از آغل،هیچ حصاری نیست،فقط یک دروازه است... گوسفندها در تله ذهن گیر کرده اند. عادتهای سابق آنها، راه کنونی شان را مشخص می کند. ‼️‼️‼️‼️‼️‼️‼️ این سرنوشت همه انسانهایی است که به مهارت تفکر نقادانه دست نیافته اند و به…
Unacademy
A Sheep in the Herd - Unacademy
Dont be a sheep.. Take your own stand
Forwarded from Hosein
اتیکت چیست و چرا باید آن را رعایت کنیم؟
اتیکت (etiquette) مجموعهای از اصول رفتاری است، که بر مبنای هنجارهای اجتماعی و مناسبات آدمی در جامعه، گروهها و طبقات اجتماعی شکل گرفته است. مفهومی که امروز از اتیکت در ذهن ما تداعی میشود، گرچه معنایی مدرن است، اما سابقه توصیههای رفتاری به دیرباز برمیگردد. البته، منظور ما، مشخصا توصیههایی درباره شیوه رفتار فردی است، نه قوانین و دستوراتی که نظم اجتماعی را شکل میدهد.
از پادشاهان ایرانی و مصری، و متفکرانی مانند کنفسیوس در دوران باستان، تا بعدتر در دربارهای فرانسه و انگلیس، توصیهنامههای رفتاری و پندهایی درباره آداب و سلوک صحیح، رواج داشته است.
اما نقطه عطف شکلگیری مفهوم مدرن اتیکت -به معنایی که ما در این مقاله به آن پرداختهایم- چاپ کتاب اتیکت در سال ۱۹۲۲ میلادی، از سوی خانم امیلی پُست (Emily Post) بود. نسخه ابتدایی این کتاب، تنها شامل نکاتی از زندگی روزمره شامل مراسم غسل تعمید، عروسی و مراسم ختم بود. از آن روز تاکنون، ویرایشهای متعدّدی از این کتاب منتشر شده، و هنوز مرجعی برای قواعد اتیکت در مناسبات اجتماعی است.
متفکران انسان را حیوان اجتماعی میدانند. یعنی، وجه تمایزی که به او تشخّص انسانی میدهد، توانایی او برای برقراری ارتباط با دیگر همنوعانش و تشکیل اجتماعات است. بنابراین، برقراری ارتباط درست برای آدمیزاد مقولهای است که با ماهیت انسانی او سروکار دارد. اتیکت جلوه ای از رفتار مسئولانه اجتماعی است.
هستند افرادی که عقیده دارند در دنیای امروز ما، اتیکت دیگر موضوعیت ندارد، و آن را رسمی قدیمی و برافتاده میپندارند. این نوع تفکر از جهتی قابل دفاع است. بخشی از اتیکت در گذشته، که شامل توصیههای مبتنی بر جایگاه طبقاتی گروهها بود و متضمّن نوعی از «اشرافیت» در دل خود بود، امروز دیگر موضوعیتی ندارد. (یا لااقل در تعریف امروزی و عمومیترِ اتیکت شامل نمیشود)
اما حقیقتِ غیرقابل کتمان این است که رفتار خوب هیچگاه و هرگز مهجور و متروک نخواهد شد. البته، اتیکت هم مانند دیگر رفتارهای فرهنگی، تکامل مییابد و با زمان سازگار میشود. اتیکت صرفا مجموعهای از خطوط راهنما برای رفتار خوب و آداب اجتماعی است. و در هر زمینه و زمانهای، اشکال تازهای به خود میگیرد.
نکته ظریف دیگری هم در این میان وجود دارد: اتیکت با اخلاق (ethics) متفاوت است. در اتیکت ما با هنجارهایی سروکار داریم، که رعایت نکردن آنها در بسیاری موارد «غیراخلاقی» نیست. رعایت کردن همه موارد اتیکت نیز به معنای «اخلاقی» بودن محتوای کارمان نیست.
با به کارگیری رفتار درست، به خودتان و همه کسانی که اطرافتان هستند سود میرسانید. علاوه بر آن، هویّت شما از خلال رفتارتان و نوع ظاهر شدن شما بر دیگران، نمود پیدا میکند.
اتیکت موضوعی سهل و ممتنع است. نکاتی بهظاهر ساده که شبکهای از قواعد را میسازند. آنها بر رفتارها و تعاملات اجتماعی و کاری ما حاکماند، و همزمان با تکامل اجتماع، در حال تکامل و سازگاری هستند. اتیکت بازتابدهنده نُرمهای فرهنگی، اخلاقیات عموما پذیرفتهشده، و قواعد جاری در گروههایی است که به آن تعلق داریم.
اتیکت کمک میکند توجه و احتراممان به دیگران را نشان دهیم، و کاری میکند که دیگران از مصاحبت و مجالست با ما خرسند باشند. بدون اتیکت، آدابِ صحیح اجتماعی خیلی زود محو میشود، و ما خطوط تمایزمان را با دیگر حیوانات کمرنگ میکنیم. اگر اتیکت نباشد، روحیه تهاجمی و نگرش «هرکه برای خودش» غالب خواهد شد.
اتیکت چندین کارکرد مهم دارد:
امنیت فردی ایجاد میکند. دانستن رفتار مناسبِ موقعیتهای گوناگون، برای ما امنیت خاطر درونی و کاهش خطرات محیطی به همراه میآورد.
از احساسات بقیه مراقبت و حمایت میکند. اتیکت مستلزم این است که به آسایش و آرامش دیگران توجه کنید. مراقب احساسات آنها باشید، و دقت کنید وجود شما، فضا را برایشان تنگ و طاقتفرسا نکند.
ارتباطها را شفافتر میکند. اتیکت با از میان برداشتنِ موانع و نشان دادن نوعی از «آمادگی اجتماعی» ارتباطها را بهبود میبخشد.
جایگاه کاری شما را بهتر میکند. اگر با نکات اتیکت آشنا باشید، در محیط کارْ شما را به عنوان فردی توانا، حرفهای و باهوش خواهند شناخت.
تاثیر اولیه خوب به جا میگذارد. عموما ۵ تا ۷ ثانیه اولِ ملاقات با افراد، بسیار مهم است. تاثیر اولیه(first impression) شما در ذهن مخاطب، حتی بعد از رفتنتان، جاخشک میکند. اتیکت میتواند تاثیر اولیه خوشایندی از شما باقی بگذارد.
اتیکت (etiquette) مجموعهای از اصول رفتاری است، که بر مبنای هنجارهای اجتماعی و مناسبات آدمی در جامعه، گروهها و طبقات اجتماعی شکل گرفته است. مفهومی که امروز از اتیکت در ذهن ما تداعی میشود، گرچه معنایی مدرن است، اما سابقه توصیههای رفتاری به دیرباز برمیگردد. البته، منظور ما، مشخصا توصیههایی درباره شیوه رفتار فردی است، نه قوانین و دستوراتی که نظم اجتماعی را شکل میدهد.
از پادشاهان ایرانی و مصری، و متفکرانی مانند کنفسیوس در دوران باستان، تا بعدتر در دربارهای فرانسه و انگلیس، توصیهنامههای رفتاری و پندهایی درباره آداب و سلوک صحیح، رواج داشته است.
اما نقطه عطف شکلگیری مفهوم مدرن اتیکت -به معنایی که ما در این مقاله به آن پرداختهایم- چاپ کتاب اتیکت در سال ۱۹۲۲ میلادی، از سوی خانم امیلی پُست (Emily Post) بود. نسخه ابتدایی این کتاب، تنها شامل نکاتی از زندگی روزمره شامل مراسم غسل تعمید، عروسی و مراسم ختم بود. از آن روز تاکنون، ویرایشهای متعدّدی از این کتاب منتشر شده، و هنوز مرجعی برای قواعد اتیکت در مناسبات اجتماعی است.
متفکران انسان را حیوان اجتماعی میدانند. یعنی، وجه تمایزی که به او تشخّص انسانی میدهد، توانایی او برای برقراری ارتباط با دیگر همنوعانش و تشکیل اجتماعات است. بنابراین، برقراری ارتباط درست برای آدمیزاد مقولهای است که با ماهیت انسانی او سروکار دارد. اتیکت جلوه ای از رفتار مسئولانه اجتماعی است.
هستند افرادی که عقیده دارند در دنیای امروز ما، اتیکت دیگر موضوعیت ندارد، و آن را رسمی قدیمی و برافتاده میپندارند. این نوع تفکر از جهتی قابل دفاع است. بخشی از اتیکت در گذشته، که شامل توصیههای مبتنی بر جایگاه طبقاتی گروهها بود و متضمّن نوعی از «اشرافیت» در دل خود بود، امروز دیگر موضوعیتی ندارد. (یا لااقل در تعریف امروزی و عمومیترِ اتیکت شامل نمیشود)
اما حقیقتِ غیرقابل کتمان این است که رفتار خوب هیچگاه و هرگز مهجور و متروک نخواهد شد. البته، اتیکت هم مانند دیگر رفتارهای فرهنگی، تکامل مییابد و با زمان سازگار میشود. اتیکت صرفا مجموعهای از خطوط راهنما برای رفتار خوب و آداب اجتماعی است. و در هر زمینه و زمانهای، اشکال تازهای به خود میگیرد.
نکته ظریف دیگری هم در این میان وجود دارد: اتیکت با اخلاق (ethics) متفاوت است. در اتیکت ما با هنجارهایی سروکار داریم، که رعایت نکردن آنها در بسیاری موارد «غیراخلاقی» نیست. رعایت کردن همه موارد اتیکت نیز به معنای «اخلاقی» بودن محتوای کارمان نیست.
با به کارگیری رفتار درست، به خودتان و همه کسانی که اطرافتان هستند سود میرسانید. علاوه بر آن، هویّت شما از خلال رفتارتان و نوع ظاهر شدن شما بر دیگران، نمود پیدا میکند.
اتیکت موضوعی سهل و ممتنع است. نکاتی بهظاهر ساده که شبکهای از قواعد را میسازند. آنها بر رفتارها و تعاملات اجتماعی و کاری ما حاکماند، و همزمان با تکامل اجتماع، در حال تکامل و سازگاری هستند. اتیکت بازتابدهنده نُرمهای فرهنگی، اخلاقیات عموما پذیرفتهشده، و قواعد جاری در گروههایی است که به آن تعلق داریم.
اتیکت کمک میکند توجه و احتراممان به دیگران را نشان دهیم، و کاری میکند که دیگران از مصاحبت و مجالست با ما خرسند باشند. بدون اتیکت، آدابِ صحیح اجتماعی خیلی زود محو میشود، و ما خطوط تمایزمان را با دیگر حیوانات کمرنگ میکنیم. اگر اتیکت نباشد، روحیه تهاجمی و نگرش «هرکه برای خودش» غالب خواهد شد.
اتیکت چندین کارکرد مهم دارد:
امنیت فردی ایجاد میکند. دانستن رفتار مناسبِ موقعیتهای گوناگون، برای ما امنیت خاطر درونی و کاهش خطرات محیطی به همراه میآورد.
از احساسات بقیه مراقبت و حمایت میکند. اتیکت مستلزم این است که به آسایش و آرامش دیگران توجه کنید. مراقب احساسات آنها باشید، و دقت کنید وجود شما، فضا را برایشان تنگ و طاقتفرسا نکند.
ارتباطها را شفافتر میکند. اتیکت با از میان برداشتنِ موانع و نشان دادن نوعی از «آمادگی اجتماعی» ارتباطها را بهبود میبخشد.
جایگاه کاری شما را بهتر میکند. اگر با نکات اتیکت آشنا باشید، در محیط کارْ شما را به عنوان فردی توانا، حرفهای و باهوش خواهند شناخت.
تاثیر اولیه خوب به جا میگذارد. عموما ۵ تا ۷ ثانیه اولِ ملاقات با افراد، بسیار مهم است. تاثیر اولیه(first impression) شما در ذهن مخاطب، حتی بعد از رفتنتان، جاخشک میکند. اتیکت میتواند تاثیر اولیه خوشایندی از شما باقی بگذارد.
Forwarded from Hosein
حولِ موقعیتهایی که بستر «حضور» انسان است، هنجارهای ویژهای تنیده شدهاند. بنا به همین اصل، اتیکت هم حوزههای مختلفی را در بر میگیرد. اتیکت اجتماعی (social etiquette)، اتیکت ملاقات و دیدار (meeting etiquette)، اتیکت خوردن و آشامیدن (eating etiquette) و اتیکت کسبوکار (business etiquette)، مهمترین زمینههایی هستند که آموزههای امروزینی اتیکت، معطوف به آنهاست.
اتیکت کسبوکار
اتیکت کسبوکار بخشی جداییناپذیر، از فرهنگِ کاری در کشورها و مناطق مختلف دنیا شده است. اتیکت شامل بایدها و نبایدها در محیط و مناسبات کاری است. چیزهایی که انتظار میرود افراد بگویند یا انجام دهند (یا نگویند و انجام ندهند). از سوی دیگر، جهانی شدن اقتصاد و بازارها، فرهنگی کمابیش یکسان، در سطح مدیران جهان ایجاد کرده است.
وجود اتیکت کسبوکار موجب میشود افراد بهتر با یکدیگر کار کنند. به جای اینکه ذهن خود را درگیر بیقاعدگیِ تعاملها و حاشیهها کنند، روی کار اصلی تمرکز کنند. اتیکت همه طرفهای درگیر را زیر یک فهمِ مشترک رفتاری گردهم میآورد.
اتیکت کسبوکار شامل حیطههای مختلفی است. و در همه این حیطهها به دو عنصر ارتباطهای کلامی و غیرکلامی توجه میشود. سبکهای ارتباطی، نحوه گفتگو، پوشش، موضوعات مباحثه و تابوها، حساسیّت به زمان و توجه به جزئیات، از المانهای اتیکتِ کسبوکار است.
نکته دیگری را باید مدّنظر قرار دهیم. اینکه رعایت اتیکت کسبوکار تنها به مدیرانی با دیدارهای سطح بالا -یا بعضا بینالمللی- محدود نمیشود. بخشی از اتیکت ناظر به ارتباطات بین همکاران یا با مشتریان –حضوری یا تلفنی- است. وجود این قبیل هنجارها در یک سازمان، روابط را روغنکاری میکند، و اصطکاک بین افراد را کاهش میدهد. بر ارزشهای اصلی، مانند فرهنگ کار صحیح و مدیریت زمان تاکید میکند و در نهایت، به کارآیی و اثربخشی بیشتر منجر میشود.
اتیکت کسبوکار در سه حوزه اصلی، نکات و آموزههایی در دل خود دارد:
ارتباطات در عرصه کسبوکار: هرآنچیزی که درباره ارتباط بین شما و افراد دیگر باشد، در این حوزه جای میگیرد. معرفی خوب، مکالمه حضوری و تلفنی، نوشتار کاری آنلاین و آفلاین، نحوه استفاده از تکنولوژی، نحوه تعاملات در فضای اینترنت (که به آن اصطلاحا netiquette میگویند)، نحوه برخورد با جنس مخالف و سفرهای کاری، از جمله این موارد هستند.
رفتار در محیطها و موقعیتهای گوناگون کاری: بروز شخصیت فردی موجّه از سوی شما، بسیار حائز اهمیت است، علاوه بر آن، شما نماینده مجموعهای هستید که در آن فعالیت میکنید. پس باید بدانید که در هر موقعیت کاری، چگونه بهترین رفتار را از خودتان نشان دهید. تاثیر اولیه خوب، رفتار در محیطهای مختلف، سبک پوشش، ملاقاتها، حضور در کنفرانسها، نمایشگاه ها و رویدادها از نکات مهم این حوزه هستند.
غلبه بر چالشهای محیط کار: این طبیعتِ محیط کار است، که گهگاه چالشها و تضادهایی درون آن ایجاد شود. در این مواقع، باید بتوانید یک حضور انسانی موثر داشته باشید. تعامل با افرادِ مشکل، نحوه برخورد با تعارض و مواجهه با دوراهیهای اخلاقی، مواردی است که باید بر آنها مسلط شوید.
رعایت اتیکت نهتنها حس خوبی در اطرافیان ایجاد میکند، بلکه باعث میشود احترام، اعتبار و قدردانیِ دیگران را متوجه خود سازیم. هیچکس از معاشرت با فردی که آداب حرف زدن و درست رفتار کردن در جامعه را نمیداند، مسرور نخواهد شد. بنابراین، مفید است در هر جایگاهی که هستیم، زمانی را به آموزش نکاتی اختصاص دهیم که امور کاری را تا این حد برای ما آسانتر و دلپذیرتر میکند، و از سوی دیگر، راه ارتقای ما را هموارتر میکند.
اتیکت کسبوکار
اتیکت کسبوکار بخشی جداییناپذیر، از فرهنگِ کاری در کشورها و مناطق مختلف دنیا شده است. اتیکت شامل بایدها و نبایدها در محیط و مناسبات کاری است. چیزهایی که انتظار میرود افراد بگویند یا انجام دهند (یا نگویند و انجام ندهند). از سوی دیگر، جهانی شدن اقتصاد و بازارها، فرهنگی کمابیش یکسان، در سطح مدیران جهان ایجاد کرده است.
وجود اتیکت کسبوکار موجب میشود افراد بهتر با یکدیگر کار کنند. به جای اینکه ذهن خود را درگیر بیقاعدگیِ تعاملها و حاشیهها کنند، روی کار اصلی تمرکز کنند. اتیکت همه طرفهای درگیر را زیر یک فهمِ مشترک رفتاری گردهم میآورد.
اتیکت کسبوکار شامل حیطههای مختلفی است. و در همه این حیطهها به دو عنصر ارتباطهای کلامی و غیرکلامی توجه میشود. سبکهای ارتباطی، نحوه گفتگو، پوشش، موضوعات مباحثه و تابوها، حساسیّت به زمان و توجه به جزئیات، از المانهای اتیکتِ کسبوکار است.
نکته دیگری را باید مدّنظر قرار دهیم. اینکه رعایت اتیکت کسبوکار تنها به مدیرانی با دیدارهای سطح بالا -یا بعضا بینالمللی- محدود نمیشود. بخشی از اتیکت ناظر به ارتباطات بین همکاران یا با مشتریان –حضوری یا تلفنی- است. وجود این قبیل هنجارها در یک سازمان، روابط را روغنکاری میکند، و اصطکاک بین افراد را کاهش میدهد. بر ارزشهای اصلی، مانند فرهنگ کار صحیح و مدیریت زمان تاکید میکند و در نهایت، به کارآیی و اثربخشی بیشتر منجر میشود.
اتیکت کسبوکار در سه حوزه اصلی، نکات و آموزههایی در دل خود دارد:
ارتباطات در عرصه کسبوکار: هرآنچیزی که درباره ارتباط بین شما و افراد دیگر باشد، در این حوزه جای میگیرد. معرفی خوب، مکالمه حضوری و تلفنی، نوشتار کاری آنلاین و آفلاین، نحوه استفاده از تکنولوژی، نحوه تعاملات در فضای اینترنت (که به آن اصطلاحا netiquette میگویند)، نحوه برخورد با جنس مخالف و سفرهای کاری، از جمله این موارد هستند.
رفتار در محیطها و موقعیتهای گوناگون کاری: بروز شخصیت فردی موجّه از سوی شما، بسیار حائز اهمیت است، علاوه بر آن، شما نماینده مجموعهای هستید که در آن فعالیت میکنید. پس باید بدانید که در هر موقعیت کاری، چگونه بهترین رفتار را از خودتان نشان دهید. تاثیر اولیه خوب، رفتار در محیطهای مختلف، سبک پوشش، ملاقاتها، حضور در کنفرانسها، نمایشگاه ها و رویدادها از نکات مهم این حوزه هستند.
غلبه بر چالشهای محیط کار: این طبیعتِ محیط کار است، که گهگاه چالشها و تضادهایی درون آن ایجاد شود. در این مواقع، باید بتوانید یک حضور انسانی موثر داشته باشید. تعامل با افرادِ مشکل، نحوه برخورد با تعارض و مواجهه با دوراهیهای اخلاقی، مواردی است که باید بر آنها مسلط شوید.
رعایت اتیکت نهتنها حس خوبی در اطرافیان ایجاد میکند، بلکه باعث میشود احترام، اعتبار و قدردانیِ دیگران را متوجه خود سازیم. هیچکس از معاشرت با فردی که آداب حرف زدن و درست رفتار کردن در جامعه را نمیداند، مسرور نخواهد شد. بنابراین، مفید است در هر جایگاهی که هستیم، زمانی را به آموزش نکاتی اختصاص دهیم که امور کاری را تا این حد برای ما آسانتر و دلپذیرتر میکند، و از سوی دیگر، راه ارتقای ما را هموارتر میکند.