آخرين تحقيقات ناسا مى گويد :
احتمال اين كه ما تنها موجودات زنده در كائنات باشيم يك بر ٦٠٠ ميليارد است !
*********************
اقا .........گرامی
فرض کن یکی مثل من هم درآمد و گفت که بر طبق آخرین تحقیقات ماسا( و نه ناسا!) این احتمال یک بر ششصد تریلیارد است.
چه دلیلی پشت این حرفهاست؟
چرا باید یکی را بر دیگری ترجیح داد؟
نفر سوم هم بگوید که بر طبق تحقیقات ناسا این عدد یک بر 600هزار تریلیارد است.
دیگری هم گفت که حتی بر فرض اینکه این حرف از طرف ناسا منتشر شده باشد چنین ادعایی بر چه مبنایی می تواند استوار باشد؟ فرض کنیم بنده عاجز از فهم کحاسبات هستم ولی یک فردی که با علوم جدید آشنا باشد می تواند مبنای محاسبات را لااقل به صورت مبهم درک کند.
و اگر دیگری بگوید که ناسا که غیبگو نیست حرفش را بی مبنا بپذیریم از کجا می توان مطمئن بود که تمام حرفهایی که از جانب آنها منتشر می شود لزوما چیزی وثیقتر از یک جدس عادی و شهودی باشد؟
چرا باید حرف شما را بپذیریم و حرف دیگری را رد کنیم؟
آیا نیازی نیست که هر ادعایی قرین یک سری شواهد و دلایل باشد که بتواند خود را بر دیگری مرجح کند؟
احتمال اين كه ما تنها موجودات زنده در كائنات باشيم يك بر ٦٠٠ ميليارد است !
*********************
اقا .........گرامی
فرض کن یکی مثل من هم درآمد و گفت که بر طبق آخرین تحقیقات ماسا( و نه ناسا!) این احتمال یک بر ششصد تریلیارد است.
چه دلیلی پشت این حرفهاست؟
چرا باید یکی را بر دیگری ترجیح داد؟
نفر سوم هم بگوید که بر طبق تحقیقات ناسا این عدد یک بر 600هزار تریلیارد است.
دیگری هم گفت که حتی بر فرض اینکه این حرف از طرف ناسا منتشر شده باشد چنین ادعایی بر چه مبنایی می تواند استوار باشد؟ فرض کنیم بنده عاجز از فهم کحاسبات هستم ولی یک فردی که با علوم جدید آشنا باشد می تواند مبنای محاسبات را لااقل به صورت مبهم درک کند.
و اگر دیگری بگوید که ناسا که غیبگو نیست حرفش را بی مبنا بپذیریم از کجا می توان مطمئن بود که تمام حرفهایی که از جانب آنها منتشر می شود لزوما چیزی وثیقتر از یک جدس عادی و شهودی باشد؟
چرا باید حرف شما را بپذیریم و حرف دیگری را رد کنیم؟
آیا نیازی نیست که هر ادعایی قرین یک سری شواهد و دلایل باشد که بتواند خود را بر دیگری مرجح کند؟
خرد سنجشگر
آخرين تحقيقات ناسا مى گويد : احتمال اين كه ما تنها موجودات زنده در كائنات باشيم يك بر ٦٠٠ ميليارد است ! ********************* اقا .........گرامی فرض کن یکی مثل من هم درآمد و گفت که بر طبق آخرین تحقیقات ماسا( و نه ناسا!) این احتمال یک بر ششصد تریلیارد است.…
آخرين تحقيقات ناسا مى گويد :
احتمال اين كه ما تنها موجودات زنده در كائنات باشيم يك بر ٦٠٠ ميليارد است !
*********************
اقا ...........گرامی
فرض کن یکی مثل من هم درآمد و گفت که بر طبق آخرین تحقیقات ماسا( و نه ناسا!) این احتمال یک بر ششصد تریلیارد است.
چه دلیلی پشت این حرفهاست؟
چرا باید یکی را بر دیگری ترجیح داد؟
نفر سوم هم بگوید که بر طبق تحقیقات ناسا این عدد یک بر 600هزار تریلیارد است.
دیگری هم گفت که حتی بر فرض اینکه این حرف از طرف ناسا منتشر شده باشد چنین ادعایی بر چه مبنایی می تواند استوار باشد؟ فرض کنیم بنده عاجز از فهم کحاسبات هستم ولی یک فردی که با علوم جدید آشنا باشد می تواند مبنای محاسبات را لااقل به صورت مبهم درک کند.
و اگر دیگری بگوید که ناسا که غیبگو نیست حرفش را بی مبنا بپذیریم از کجا می توان مطمئن بود که تمام حرفهایی که از جانب آنها منتشر می شود لزوما چیزی وثیقتر از یک جدس عادی و شهودی باشد؟
چرا باید حرف شما را بپذیریم و حرف دیگری را رد کنیم؟
آیا نیازی نیست که هر ادعایی قرین یک سری شواهد و دلایل باشد که بتواند خود را بر دیگری مرجح کند؟
✅البته سوال من صرفا خطاب به اقا بهرام نیست هر دوست دیگری که پاسخ ایشان را قانع کننده و قابل دفاع بداند می تواند بنده را در این مورد راهنمایی کند.
نمی دانم قبلا در این مرد چیزی نوشته ام یا نه.
امروزه در مقام گفتگو و تشریک آرا و نظرات اصلی مهم مدنظر و مقبول است به نام( Burden of Proof ) که مضمون آن تقریبا چنین است که:
هرکس که نظری را مطرح میکند، همان فرد است که موظف است دلایل و شواهدی مبنی بر صحت یا ترجیح آن نظر بر نظرات دیگر را ضمیمه کلامش کند.
🌷🙏🌷
قاعدۀ بار اثبات، در واقع در دو حوزه کاملا متفاوت به کار می رود.
✅1-حوزه حقوق و قضا:
که در آن تقریبا همان مفادی را دارد که اصل:
البیّنه للمدعی( علی المدعی)
✅2- حوزه منطق و فلسفه ( قواعد دیالوگ)
اصطلاحی فلسفی -منطقی که مربوط به آیین مناظره یا محاجه و دیالوگ می گردد.
احتمال اين كه ما تنها موجودات زنده در كائنات باشيم يك بر ٦٠٠ ميليارد است !
*********************
اقا ...........گرامی
فرض کن یکی مثل من هم درآمد و گفت که بر طبق آخرین تحقیقات ماسا( و نه ناسا!) این احتمال یک بر ششصد تریلیارد است.
چه دلیلی پشت این حرفهاست؟
چرا باید یکی را بر دیگری ترجیح داد؟
نفر سوم هم بگوید که بر طبق تحقیقات ناسا این عدد یک بر 600هزار تریلیارد است.
دیگری هم گفت که حتی بر فرض اینکه این حرف از طرف ناسا منتشر شده باشد چنین ادعایی بر چه مبنایی می تواند استوار باشد؟ فرض کنیم بنده عاجز از فهم کحاسبات هستم ولی یک فردی که با علوم جدید آشنا باشد می تواند مبنای محاسبات را لااقل به صورت مبهم درک کند.
و اگر دیگری بگوید که ناسا که غیبگو نیست حرفش را بی مبنا بپذیریم از کجا می توان مطمئن بود که تمام حرفهایی که از جانب آنها منتشر می شود لزوما چیزی وثیقتر از یک جدس عادی و شهودی باشد؟
چرا باید حرف شما را بپذیریم و حرف دیگری را رد کنیم؟
آیا نیازی نیست که هر ادعایی قرین یک سری شواهد و دلایل باشد که بتواند خود را بر دیگری مرجح کند؟
✅البته سوال من صرفا خطاب به اقا بهرام نیست هر دوست دیگری که پاسخ ایشان را قانع کننده و قابل دفاع بداند می تواند بنده را در این مورد راهنمایی کند.
نمی دانم قبلا در این مرد چیزی نوشته ام یا نه.
امروزه در مقام گفتگو و تشریک آرا و نظرات اصلی مهم مدنظر و مقبول است به نام( Burden of Proof ) که مضمون آن تقریبا چنین است که:
هرکس که نظری را مطرح میکند، همان فرد است که موظف است دلایل و شواهدی مبنی بر صحت یا ترجیح آن نظر بر نظرات دیگر را ضمیمه کلامش کند.
🌷🙏🌷
قاعدۀ بار اثبات، در واقع در دو حوزه کاملا متفاوت به کار می رود.
✅1-حوزه حقوق و قضا:
که در آن تقریبا همان مفادی را دارد که اصل:
البیّنه للمدعی( علی المدعی)
✅2- حوزه منطق و فلسفه ( قواعد دیالوگ)
اصطلاحی فلسفی -منطقی که مربوط به آیین مناظره یا محاجه و دیالوگ می گردد.
https://news.1rj.ru/str/CriticalThinkerForwarded from سهند ایرانمهر
Instagram
sahandiranmehr
پیراهن معناگرا...یاد اخوان افتادم:ما چون دو دریچه روبروی هم...آگاه زهر بگو مگوی هم....خلاصه اینکه همونطور که این لباس میگه وقتی خشت و آجر جامعه محکم و درست چیده میشه که گفتگو شکل بگیره بقول فروید وقتی ادمها بجای سنگپرانی، حرف زدن تمدن شکل گرفت منتها اینم…
Forwarded from تست
🔘 پول(💲) چه کسی خرج چه کسی می شود؟!
↩ #میلتون_فریدمن در جشن تولد نودسالگی خویش، فلسفه #انتخاب__عمومی را چنین توضیح می دهد:
1️⃣ وقتی یک نفر پولش را خرج می کند تا برای خود چیزی بخرد ، بسیار مراقب است که چه مقدار خرج می کند و چه چیزی می خرد .
2️⃣ وقتی یک نفر پولش را خرج می کند تا برای فرد دیگری چیزی بخرد ، بسیار مراقب است که چه مقدار خرج می کند ، اما درباره اینکه پولش را صرف خرید چه چیزی کرده است کمتر دقت می کند .
3️⃣ وقتی یک نفر پول فرد دیگری را خرج می کند تا برای خودش چیزی بخرد ، بسیار مراقب است که چه چیزی می خرد ، اما درباره اینکه چه مقدار خرج می کند ، چندان مراقب نیست .
4️⃣ و وقتی یک نفر پول فرد دیگری را خرج می کند تا برای فرد دیگری چیزی بخرد ، نه به مقدار پولی که خرج می کند و نه به آن چیزی که برایش پول خرج کرده است توجهی نمی کند و این کار #دولت است برای شما.
*منبع: (شافریتز ، ۱۳۹۰ : ۳۴۷)- کتاب مبانی و اصول سیاست گذاری عمومی/کارآفرین ۲۴
✅کانال رسمی #اکبر_اعلمی در تلگرام
@akbaralami
↩ #میلتون_فریدمن در جشن تولد نودسالگی خویش، فلسفه #انتخاب__عمومی را چنین توضیح می دهد:
1️⃣ وقتی یک نفر پولش را خرج می کند تا برای خود چیزی بخرد ، بسیار مراقب است که چه مقدار خرج می کند و چه چیزی می خرد .
2️⃣ وقتی یک نفر پولش را خرج می کند تا برای فرد دیگری چیزی بخرد ، بسیار مراقب است که چه مقدار خرج می کند ، اما درباره اینکه پولش را صرف خرید چه چیزی کرده است کمتر دقت می کند .
3️⃣ وقتی یک نفر پول فرد دیگری را خرج می کند تا برای خودش چیزی بخرد ، بسیار مراقب است که چه چیزی می خرد ، اما درباره اینکه چه مقدار خرج می کند ، چندان مراقب نیست .
4️⃣ و وقتی یک نفر پول فرد دیگری را خرج می کند تا برای فرد دیگری چیزی بخرد ، نه به مقدار پولی که خرج می کند و نه به آن چیزی که برایش پول خرج کرده است توجهی نمی کند و این کار #دولت است برای شما.
*منبع: (شافریتز ، ۱۳۹۰ : ۳۴۷)- کتاب مبانی و اصول سیاست گذاری عمومی/کارآفرین ۲۴
✅کانال رسمی #اکبر_اعلمی در تلگرام
@akbaralami
Forwarded from Reza
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
https://anchor.fm/alisekhavati/episodes/----97-e2mjna/a-a77677
این هم نوعی چشم گشودگی به حیات
یعنی همان درک وجودی از زندگی
این هم نوعی چشم گشودگی به حیات
یعنی همان درک وجودی از زندگی
Anchor
فنامنا - سیزدهم آذر 97 by به راه بادیه • A podcast on Anchor
انصراف از دانشگاه، زندگی با مادری که مثل همه مادرها نیست و مواجهه صادقانه و جسورانه با چالشهای بزرگ زندگی. گفتگویی اثرگذار و عمیق با شیما از اصفهان. و البته شکستن قواعد پادکست فنامنا.
Forwarded from Deleted Account
🔘 گفته بودند که سازیم وطن همچو بهشت
هرکه شد خام، به صد شعبده خوابش کردند
هرکه در خواب نشد، خانه خرابش کردند
پشت دیوار خری داغ نمودند و به ما
وصفی از طعم دلانگیز کبابش کردند
گفته بودند که سازیم وطن همچو بهشت
دوزخـی پر ز بـلایـا و عذابش کردند
بازی اهل سیاست که فریبَست و ریا
خدمت ِ خلق ستمدیده خطابش کردند
اول کار بسی وعدۀ شیرین دادند
آخرش تلخ شد و نقشه بر آبش کردند
آنچه گفتند شود سرکۀ نیکـو و حلال
در نهانخانۀ تـزویـر شـرابـش کردند
ز کـه نالیم که شد غفلت و نادانی ما
آنچه سرمایۀ ایجاد ِ سرابش کردند
لب فروبسته ز دردیم و پشیمانی و غم
گرچه خرسندی و تسلیم حسابش کردند...
"زنده یاد فرخی یزدی"
هرکه شد خام، به صد شعبده خوابش کردند
هرکه در خواب نشد، خانه خرابش کردند
پشت دیوار خری داغ نمودند و به ما
وصفی از طعم دلانگیز کبابش کردند
گفته بودند که سازیم وطن همچو بهشت
دوزخـی پر ز بـلایـا و عذابش کردند
بازی اهل سیاست که فریبَست و ریا
خدمت ِ خلق ستمدیده خطابش کردند
اول کار بسی وعدۀ شیرین دادند
آخرش تلخ شد و نقشه بر آبش کردند
آنچه گفتند شود سرکۀ نیکـو و حلال
در نهانخانۀ تـزویـر شـرابـش کردند
ز کـه نالیم که شد غفلت و نادانی ما
آنچه سرمایۀ ایجاد ِ سرابش کردند
لب فروبسته ز دردیم و پشیمانی و غم
گرچه خرسندی و تسلیم حسابش کردند...
"زنده یاد فرخی یزدی"
Forwarded from سهند ایرانمهر
✔️خاطرهی جعلی کلینتون در کتاب درسی🔻
🔸در صفحات 74 و 75 کتاب «دین و زندگی» پایهی یازدهم*، ذیل بحث وحدت شیعه و سنی، «خاطره»ای عجیب از هیلاری کلینتون، وزیر سابق امور خارجهی ایالات متحده، نقل شده است:
«... من به 112 کشور جهان سفر کرده بودم و با برخی از دوستان، این توافق حاصل شد تا به محض اعلام تأسیس داعش، ما و اروپا هرچه سریعتر آن را به رسمیت بشناسیم که ناگهان همهچیز در مقابل ما بدون هشدار قبلی، فرو ریخت.
مصر قلب جهان عرب و جهان اسلام است و ما تلاش داشتیم تا از طریق اخوانالمسلمین و داعش این کشور را تحت کنترل درآوریم و آن را تقسیم کنیم و پس از آن به کشورهای حوزۀ خلیج فارس برویم. کویت اوّلین کشوری بود که از طریق دوستان ما در آنجا آماده بود و سپس عربستان و بعد از آن، امارات، بحرین و عمان مدّ نظر ما بودند و پس از آن منطقۀ عربی کاملاً تقسیم میشد و به صورت کامل آن را تحت کنترل در میآوردیم. ما منابع نفتی و گذرگاههای آبی را تحت تصرف خود درمیآوردیم...
🔸کتاب درسی منبع این «خاطره» را کتاب «گزینههای دشوار» کلینتون به ترجمهی علیاکبر عبدالرشیدی ذکر کرده است.
🔸از آنجا که اعتراف به چنین مسئلهای که قاعدتاً باید از اسرار امنیتی شمرده میشد، حتا اگر واقعیت داشته باشد، بعید مینمود، صحت این نقل قول را از طریق متن انگلیسی کتاب بررسی کردم.
🔸تلاش خود را با جستجوی عدد 112 در متن کتاب آغازیدم. اولین جملهای که در کتاب شامل این عدد بود، جملهای بود که در آن کلینتون گفته بود در زمان ایفای مسئولیت وزارت امور خارجه به 112 کشور سفر کرده است. این عدد دو بار دیگر در کتاب تکرار شده بود و در آن دو بار نیز به مسئلهی دیگری اشاره نداشت.
🔸تلاش خودم را با جستجوی کلیدواژههای دیگری همچون «بحرین»، «مصر»، «اخوان المسلمین»، «عربستان»، «خلیج فارس» و «خلیج» ادامه دادم. با این حال کماکان هیچ نتیجهای حاصل نشد.
🔸حال سؤال جدیدی پیش میآمد: آیا ترجمه چنین افزودهای دارد یا ارجاع کتاب درسی به آن درست نیست؟
🔸با جستجویی سریع در اینترنت توانستم همین «خاطره» را در چند خبرگزاری بیابم. با ادامهی جستجو به این نتیجه رسیدم که منبع همهی اینها خبری در سایت ایسنا است که در تاریخ 15 مرداد 1393 با ارجاع به روزنامهی الاهرام مصر (آن هم بدون ذکر تاریخ و شمارهی صفحه) چنین گفتهای را به کتاب جدیدالانتشار کلینتون یعنی کتاب «گزینههای دشوار» نسبت داده بود.
🔸نکتهی جالب اما این بود که مطابق دادگان خانهی کتاب، ترجمهی عبدالرشیدی از این کتاب در سال 1394 و با عنوان «گزینههای سخت» و نه «گزینههای دشوار» منتشر شده بود.
🔸به نظر میرسید مؤلفان کتاب «دین و زندگی» خاطره را از اینترنت نقل کردهاند و تصمیم گرفتهاند اینگونه وانمود کنند که مرجعشان ترجمهی کتاب بوده است. از این رو اطلاعات یکی از ترجمههای کتاب را به عنوان مأخذ ذکر کردهاند و سهواً عنوان کتاب را بر اساس سایت ایسنا (یعنی «گزینههای دشوار») و نه بر اساس خود ترجمهی انتخابشده (یعنی «گزینههای سخت») نقل کردهاند. طبیعی است در ارجاع کتاب درسی، هیچ خبری از ذکر شمارهی صفحه نیست.
🔸حال چند سؤال مطرح میشود: مگر امکان دارد که سیاستمداری نقشهای تا به این اندازه محرمانه را اینچنین افشا کند؟ پس چرا مؤلفین کتاب درسی نتوانستهاند جعلیبودن خاطره را تشخیص بدهند؟ و مگر مؤلفین کتاب درسی خبر ندارند که مطابق قواعد استناد، نمیتوان مطلبی را از یک منبع برداشت و به منبع دیگر استناد کرد؟ و چرا این زحمت را به خودشان ندادهاند که صحت خاطره را از روی ترجمهی کتاب کلینتون بررسی کنند؟ اما پرسشی از همهی این پرسشها مهمتر است: نوجوانان عصر اطلاعات که بسیاریشان در همان نگاه نخست دروغبودن این نقل را تشخیص میدهند، چگونه میتوانند به باقی مطالب کتب درسی اطمینان کنند؟
* شمارهی صفحه مربوط به کتاب رشتهی علوم انسانی است. این «خاطره» در کتب دین و زندگی باقی رشتهها در صفحهی 56 نقل شده است.
✔️ #نوید_رشیدیان، دانشآموز دبیرستان شرفالدین
✔️منبع عصرایران برگرفته از کانال رسانه مدرسه علوم انسانی
@sahandiranmehr
🔸در صفحات 74 و 75 کتاب «دین و زندگی» پایهی یازدهم*، ذیل بحث وحدت شیعه و سنی، «خاطره»ای عجیب از هیلاری کلینتون، وزیر سابق امور خارجهی ایالات متحده، نقل شده است:
«... من به 112 کشور جهان سفر کرده بودم و با برخی از دوستان، این توافق حاصل شد تا به محض اعلام تأسیس داعش، ما و اروپا هرچه سریعتر آن را به رسمیت بشناسیم که ناگهان همهچیز در مقابل ما بدون هشدار قبلی، فرو ریخت.
مصر قلب جهان عرب و جهان اسلام است و ما تلاش داشتیم تا از طریق اخوانالمسلمین و داعش این کشور را تحت کنترل درآوریم و آن را تقسیم کنیم و پس از آن به کشورهای حوزۀ خلیج فارس برویم. کویت اوّلین کشوری بود که از طریق دوستان ما در آنجا آماده بود و سپس عربستان و بعد از آن، امارات، بحرین و عمان مدّ نظر ما بودند و پس از آن منطقۀ عربی کاملاً تقسیم میشد و به صورت کامل آن را تحت کنترل در میآوردیم. ما منابع نفتی و گذرگاههای آبی را تحت تصرف خود درمیآوردیم...
🔸کتاب درسی منبع این «خاطره» را کتاب «گزینههای دشوار» کلینتون به ترجمهی علیاکبر عبدالرشیدی ذکر کرده است.
🔸از آنجا که اعتراف به چنین مسئلهای که قاعدتاً باید از اسرار امنیتی شمرده میشد، حتا اگر واقعیت داشته باشد، بعید مینمود، صحت این نقل قول را از طریق متن انگلیسی کتاب بررسی کردم.
🔸تلاش خود را با جستجوی عدد 112 در متن کتاب آغازیدم. اولین جملهای که در کتاب شامل این عدد بود، جملهای بود که در آن کلینتون گفته بود در زمان ایفای مسئولیت وزارت امور خارجه به 112 کشور سفر کرده است. این عدد دو بار دیگر در کتاب تکرار شده بود و در آن دو بار نیز به مسئلهی دیگری اشاره نداشت.
🔸تلاش خودم را با جستجوی کلیدواژههای دیگری همچون «بحرین»، «مصر»، «اخوان المسلمین»، «عربستان»، «خلیج فارس» و «خلیج» ادامه دادم. با این حال کماکان هیچ نتیجهای حاصل نشد.
🔸حال سؤال جدیدی پیش میآمد: آیا ترجمه چنین افزودهای دارد یا ارجاع کتاب درسی به آن درست نیست؟
🔸با جستجویی سریع در اینترنت توانستم همین «خاطره» را در چند خبرگزاری بیابم. با ادامهی جستجو به این نتیجه رسیدم که منبع همهی اینها خبری در سایت ایسنا است که در تاریخ 15 مرداد 1393 با ارجاع به روزنامهی الاهرام مصر (آن هم بدون ذکر تاریخ و شمارهی صفحه) چنین گفتهای را به کتاب جدیدالانتشار کلینتون یعنی کتاب «گزینههای دشوار» نسبت داده بود.
🔸نکتهی جالب اما این بود که مطابق دادگان خانهی کتاب، ترجمهی عبدالرشیدی از این کتاب در سال 1394 و با عنوان «گزینههای سخت» و نه «گزینههای دشوار» منتشر شده بود.
🔸به نظر میرسید مؤلفان کتاب «دین و زندگی» خاطره را از اینترنت نقل کردهاند و تصمیم گرفتهاند اینگونه وانمود کنند که مرجعشان ترجمهی کتاب بوده است. از این رو اطلاعات یکی از ترجمههای کتاب را به عنوان مأخذ ذکر کردهاند و سهواً عنوان کتاب را بر اساس سایت ایسنا (یعنی «گزینههای دشوار») و نه بر اساس خود ترجمهی انتخابشده (یعنی «گزینههای سخت») نقل کردهاند. طبیعی است در ارجاع کتاب درسی، هیچ خبری از ذکر شمارهی صفحه نیست.
🔸حال چند سؤال مطرح میشود: مگر امکان دارد که سیاستمداری نقشهای تا به این اندازه محرمانه را اینچنین افشا کند؟ پس چرا مؤلفین کتاب درسی نتوانستهاند جعلیبودن خاطره را تشخیص بدهند؟ و مگر مؤلفین کتاب درسی خبر ندارند که مطابق قواعد استناد، نمیتوان مطلبی را از یک منبع برداشت و به منبع دیگر استناد کرد؟ و چرا این زحمت را به خودشان ندادهاند که صحت خاطره را از روی ترجمهی کتاب کلینتون بررسی کنند؟ اما پرسشی از همهی این پرسشها مهمتر است: نوجوانان عصر اطلاعات که بسیاریشان در همان نگاه نخست دروغبودن این نقل را تشخیص میدهند، چگونه میتوانند به باقی مطالب کتب درسی اطمینان کنند؟
* شمارهی صفحه مربوط به کتاب رشتهی علوم انسانی است. این «خاطره» در کتب دین و زندگی باقی رشتهها در صفحهی 56 نقل شده است.
✔️ #نوید_رشیدیان، دانشآموز دبیرستان شرفالدین
✔️منبع عصرایران برگرفته از کانال رسانه مدرسه علوم انسانی
@sahandiranmehr
Forwarded from اتچ بات
Telegram
attach 📎
Forwarded from اتچ بات
Telegram
attach 📎