گفت‌آب؛ دیالوگ‌های محیط زیستی درباره آب – Telegram
گفت‌آب؛ دیالوگ‌های محیط زیستی درباره آب
805 subscribers
55 photos
168 videos
41 files
117 links
Download Telegram
همچنین، به‌روز کردن و احیای دانش بومی و تجربه‌های تاریخی جوامع محلی در مدیریت منابع آب—به‌ویژه در نواحی محروم—از دیگر راهکارهای قابل اتکاست. موفقیت جوامع در نجات منابع در حوضه‌های کوچک‌تر، می‌تواند الگویی برای حوضه‌های وسیع‌تر نیز باشد؛ مشروط به آن‌که رویکردی مبتنی بر توسعه پایدار جایگزین منافع زودگذر و منفعت‌طلبانه شود. این هدف با حمایت و مشوق‌های دولتی، دور از دسترس نیست.

در همین راستا، توانمندسازی جوامع محلی از طریق آموزش، ارائه فناوری‌های ساده، و حمایت از تعاونی‌های آبی، می‌تواند شرایط را برای کاهش فقر آبی در حوضه‌های کوچک‌تر فراهم کند. بدون مشارکت فعال مردمان این جوامع، حتی بهترین برنامه‌های توسعه نیز در مرحله اجرا با شکست مواجه خواهند شد.


در نهایت، توجه ویژه به مناطق درگیر فقر آبی شدید ضروری است. حرکت از مدیریت متمرکز به‌سوی مدیریت یکپارچه حوضه‌ای، می‌تواند به بهبود سرنوشت مشترک ساکنان یک حوضه کمک کند و پایه‌گذار همکاری‌های منطقه‌ای مؤثرتر باشد.


برنامه‌ریزان دوران گذار باید آب را نه صرفاً یک مساله فنی، بلکه یک موضوع اجتماعی و عدالت‌محور بدانند. آب یک حق است، و محروم شدن بخشی از جامعه از این حق، بحران‌ساز خواهد بود. راه نجات از فقر آبی از مسیر اصلاح حکمرانی، مشارکت عمومی، عدالت در تخصیص منابع و بازسازی اعتماد اجتماعی می‌گذرد.
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
گفت و گو با بهروز تورانی، روزنامه‌نگار با سابقه در مورد آب و محیط زیست و نقش رسانه.
https://www.abanganiran.org/single-post/transition-aquifers-water-management


در حالی‌که بسیاری از فعالان سیاسی و اجتماعی چشم به تحولات سیاسی دوخته‌اند، آنچه از نگاه‌ها پنهان مانده، بحران رو به گسترش منابع طبیعی، به‌ویژه آب، است. اغلب تحلیل‌ها بر سطح رویدادها تمرکز دارند و عمق تهدیدهایی همچون فروپاشی ‌محیط زیستی یا امنیت آبی کشور به حاشیه رانده شده است؛ نگاهی که می‌توان آن را مصداقی از «سطحی‌نگری ساختاری» دانست. عدم اطلاع‌رسانی جامع در مورد وضعیت آب و آن‌چه در حساب پس‌انداز بلند مدت آب کشور باقی مانده، باعث شده که بسیاری از مردم با خیال راحت به وضعیت مصرفی فعلی ادامه دهند و از آینده تاریکی که انتظار کشور در صورت ادامه وضعیت فعلی را می‌کشد، نادیده بگیرند.

واقعیت تلخ روزگار ما این است که تا زمانی که آب از شیر آشپزخانه و دوش حمام جاری ا‌ست، کم‌تر کسی از میان تصمیم‌گیران و نخبگان سیاسی به بحران منابع آبی توجه نشان می‌دهد. اما اگر در ماه‌های آینده، آب تصفیه‌شده در برخی از کلان‌شهرها به‌شدت کاهش یابد و در مناطقی از این شهرها، به‌پایان برسد، با بحرانی مواجه خواهیم شد که سازوکار مدیریت آن—نه در سطح محلی و نه ملی—آمادگی لازم را ندارد.


بررسی داده‌های حداقلی فعلی نشان می‌دهد که در مناطق خشک‌تر کشور، به‌ویژه در حوضه آبریز فلات مرکزی، وابستگی شدید به منابع آب زیرزمینی به سطحی نگران‌کننده رسیده است. فرونشست مداوم زمین در استان‌هایی مانند اصفهان، یزد و کرمان، زنگ خطر جدی‌ برای آینده را به صدا درآورده است. این حوضه، که نیمی از مساحت کشور را در بر می‌گیرد، تنها یک‌سوم از منابع آب تجدیدپذیر ایران را در خود جای داده است. همین عدم توازن طبیعی، سبب شده تا برداشت بی‌رویه از سفره‌های زیرزمینی به امری روزمره تبدیل شود.

آب‌های زیرزمینی در دوران گذار؛ ستون فقرات امنیت غذایی و بقای سرزمین


در دوره گذار—یعنی زمانی که یک کشور در حال عبور از نظمی سیاسی، اقتصادی و اجتماعی به ساختاری تازه است—آب نقشی حیاتی و تعیین‌کننده دارد. اگر آب زیرزمینی، ستون فقرات تأمین غذا و نیازهای خانگی است، نبود آن، می‌تواند ستون‌های زیربنایی جامعه را در هم بشکند. در شرایطی که نظم اقلیمی و الگوی بارش‌ها دگرگون شده و برف به‌عنوان مهم‌ترین منبع تغذیه رودخانه‌ها و سدها کاهش یافته، منابع آب سطحی دیگر توان تأمین پایدار نیاز کشور را ندارند.


با وجود اینکه سال‌هااست راهکار تغذیه مصنوعی آبخوان‌ها از طریق مهار سیلاب در ایران شناخته شده و ظرفیت آن برای افزایش سالانه تا ۴۵ میلیارد مترمکعب آب زیرزمینی برآورد می‌شود، تمرکز سیاست‌گذاران همچنان بر پروژه‌های پرهزینه و آسیب‌زایی چون سدسازی بدون اررزیابی محیط زیست، انتقال بین‌حوضه‌ای آب از محدوده کارون، شیرین‌سازی آب دریا و انتقال آن به فلات مرکزی باقی مانده است، بی‌آنکه روی کاهش مصرف به‌شکل منطقی اندیشه کنند.


این رویکرد نه‌تنها ناکارآمد، بلکه خطرناک است. فساد ساختاری، فقدان مسوولیت‌پذیری ‌محیط زیستی در سطوح حاکمیتی، و نقش‌آفرینی سوداگرانه برخی پیمان‌کاران و مشاوران، مسیر مدیریت آب را به بی‌راهه‌ای کشانده‌اند که می‌تواند از عوامل سقوط تمدنی نیز محسوب شود.


در غیاب کاهش معنادار مصرف در همه بخش‌ها و درک عمومی از وضعیت بحرانی آب، هیچ اصلاح یا بهبودی در مدیریت منابع ممکن نیست. نبود برنامه‌ای جامع در حوزه آب و خاک، و نادیده‌گرفتن پیوند حیاتی میان آب، غذا و انرژی، کشور را به سمت ناپایداری سوق داده است؛ پدیده‌ای که در نهایت، بخش بزرگی از جمعیت ایران را وادار به مهاجرت خواهد کرد—اما کجا؟ به کدام ناکجا‌آباد؟


رویکردی که تنها بر ساخت پروژه‌های بزرگ انتقال آب متمرکز بوده، بدون کاهش منطقی در مصرف و انطباق با واقعیت‌های اقلیمی، محکوم به شکست است.


دوران گذار بدون توجه به بحران آب، به ثبات نخواهد رسید. حتی اگر نتوان آینده آب‌وهوای ایران را به‌طور دقیق پیش‌بینی کرد، داده‌ها و روندها نشان می‌دهند که کشور با خشکی و گرمای بیشتر، و با رویدادهای حدی نظیر سیلاب‌های ویرانگر درگیر خواهد بود. اگر نتوانیم برای مدیریت محیط‌زیست، بهره‌برداری هوشمندانه از منابع آب، مهار سیلاب‌ها، و استفاده از پساب تصفیه‌شده برنامه‌ای یکپارچه طراحی کنیم، باید آماده پذیرش پیامدهای سنگین بی‌توجهی‌مان باشیم.


مدیریت آب، مسأله‌ای ساده و خطی نیست. این حوزه در چارچوب سیستم‌های پیچیده تعریف می‌شود و راه‌حل‌های تک‌بعدی یا واکنشی در آن شکست‌خورده‌اند. برای ایرانِ در آستانه تحول، نیاز به استراتژی‌های چندلایه و تطبیقی است. از همین حالا باید تفکر پیش‌نگرانه و پیشگیرانه را در میان نسل جدید مدیران، کارشناسان و فعالان اجتماعی جا انداخت—نسلی که فردا قرار است بماند، اداره کند و نجات دهد.

اگر می‌خواهیم آینده‌ای داشته باشیم، این پرسش‌ها را نمی‌توان نادیده گرفت:
👍1
۱. حکمرانی آب در نظم آینده چگونه باید باشد؟
چه مدلی باید جایگزین ساختار متمرکز و ناکارآمد کنونی شود؟ آیا الگوی غیرمتمرکز، مشارکتی و شفاف—با محوریت شوراهای محلی، جوامع بومی و نهادهای ناظر مدنی—در نظر گرفته شده؟ نقش مردم در تصمیم‌سازی‌ها کجاست؟

۲. آیا بُعد امنیتی بحران آب را جدی گرفته‌ایم؟
در شرایطی که کمبود آب می‌تواند به نارضایتی اجتماعی، مهاجرت گسترده، درگیری محلی و فرسایش مشروعیت منجر شود، این بحران چه جایگاهی در سیاست‌گذاری‌های کلان دارد؟

۳. چه برنامه‌ای برای آگاهی‌بخشی و آموزش نسل جوان داریم؟
آیا نظام آموزشی و رسانه‌ای کشور آمادگی دارد نسل آینده را برای مشارکت در حکمرانی منابع طبیعی تربیت کند؟ یا همچنان در بی‌توجهی به مسوولیت‌پذیری ‌محیط زیستی غرق شده‌‌ایم؟

۴. نقطه هدف کجاست و مسیر رسیدن به آن چیست؟
آیا چشم‌اندازی برای نجات آبخوان‌ها، توقف فرونشست، و تعادل‌بخشی به مصرف و منابع ترسیم شده؟ یا همچنان گرفتار مدیریت واکنشی، بی‌برنامه و پراکنده‌ایم؟

۵. آیا بر اساس ظرفیت‌های واقعی جامعه، برنامه‌ای امیدآفرین و عمل‌پذیر تدوین شده است؟
یا همچنان گفت‌وگوها انتزاعی، تکراری و بریده از واقعیت‌های میدانی باقی مانده‌اند؟

۶. آیا باز هم به‌نام تأمین آب، محیط زیست را قربانی خواهیم کرد؟
یا بالاخره خواهیم پذیرفت که توسعه بدون ارزیابی محیط‌زیستی، خیانتی است به آینده و نسل‌ها؟

۷. آیا از تجربه‌های جهانی درس خواهیم گرفت؟
یا همچنان به کپی‌برداری بی‌تفکر از الگوهای ناهماهنگ ادامه می‌دهیم؟ آیا حاضر به استفاده از ظرفیت‌های دانش‌بنیان و کارشناسان متخصص ایرانی داخل و خارج کشور هستیم؟
👍2
۱. حکمرانی آب در نظم آینده چگونه باید باشد؟
چه مدلی باید جایگزین ساختار متمرکز و ناکارآمد کنونی شود؟ آیا الگوی غیرمتمرکز، مشارکتی و شفاف—با محوریت شوراهای محلی، جوامع بومی و نهادهای ناظر مدنی—در نظر گرفته شده؟ نقش مردم در تصمیم‌سازی‌ها کجاست؟

۲. آیا بُعد امنیتی بحران آب را جدی گرفته‌ایم؟
در شرایطی که کمبود آب می‌تواند به نارضایتی اجتماعی، مهاجرت گسترده، درگیری محلی و فرسایش مشروعیت منجر شود، این بحران چه جایگاهی در سیاست‌گذاری‌های کلان دارد؟

۳. چه برنامه‌ای برای آگاهی‌بخشی و آموزش نسل جوان داریم؟
آیا نظام آموزشی و رسانه‌ای کشور آمادگی دارد نسل آینده را برای مشارکت در حکمرانی منابع طبیعی تربیت کند؟ یا همچنان در بی‌توجهی به مسوولیت‌پذیری ‌محیط زیستی غرق شده‌‌ایم؟

۴. نقطه هدف کجاست و مسیر رسیدن به آن چیست؟
آیا چشم‌اندازی برای نجات آبخوان‌ها، توقف فرونشست، و تعادل‌بخشی به مصرف و منابع ترسیم شده؟ یا همچنان گرفتار مدیریت واکنشی، بی‌برنامه و پراکنده‌ایم؟

۵. آیا بر اساس ظرفیت‌های واقعی جامعه، برنامه‌ای امیدآفرین و عمل‌پذیر تدوین شده است؟
یا همچنان گفت‌وگوها انتزاعی، تکراری و بریده از واقعیت‌های میدانی باقی مانده‌اند؟

۶. آیا باز هم به‌نام تأمین آب، محیط زیست را قربانی خواهیم کرد؟
یا بالاخره خواهیم پذیرفت که توسعه بدون ارزیابی محیط‌زیستی، خیانتی است به آینده و نسل‌ها؟

۷. آیا از تجربه‌های جهانی درس خواهیم گرفت؟
یا همچنان به کپی‌برداری بی‌تفکر از الگوهای ناهماهنگ ادامه می‌دهیم؟ آیا حاضر به استفاده از ظرفیت‌های دانش‌بنیان و کارشناسان متخصص ایرانی داخل و خارج کشور هستیم؟
👍4
آینده‌ای ترسناک در سایه‌ سوء‌مدیریت: صدای پای آب نخواهد آمد

اگر این بازی ادامه یابد، نه صدای آب می‌ماند، نه صدای زندگی

نیک آهنگ کوثر

داشتم فکر می‌کردم…با این وضعیت بحرانی منابع آب در حوضه‌های زاینده‌رود و کارون، و با در نظر گرفتن کسری شدید آب در مناطق مختلف فلات مرکزی ایران، اگر همچنان چشم بر واقعیت‌ها ببندیم و بازی را همان‌طور ادامه دهیم، چه آینده‌ای در انتظار فرزندان کسانی خواهد بود که امروز بیش از همیشه، طعم بی‌آبی را می‌چشند؟


به تصویر کشاورز ورزنه‌ای فکر می‌کردم؛ مردی که همه امیدش به ساخت یک سد دیگر در حوضه کارون است—تا شاید آب از آن‌جا دوباره به زاینده‌رود برسد و مثل گذشته زمینش را سیراب کند. اما آیا او به پیامدهای چنین طرحی فکر کرده؟ به تغییرات اقلیمی؟ به رشد بی‌سابقه‌ی جمعیت؟ به پایان ظرفیت این سرزمین خشک؟


و در همین حال، نگاهی به فضای مجازی انداختم:همهمه‌ای از مطالبه‌گری‌های آنلاین و واقعی، خشم‌هایی که به‌جای هدف‌ گرفتن مسببان اصلی بحران، رو به همدیگر فریاد می‌کشند—یزدی علیه اصفهانی، خوزستانی علیه چهارمحالی، شرق علیه غرب. اختلافی بر سر منبعی مشترک، که اگر ادامه یابد، چیزی نمی‌ماند جز شکایت، شکاف، و شاید در نهایت، درگیری فیزیکی.


اینجااست که از خودم می‌پرسم: «نقش دولت چیست؟» چرا نهادی که باید داور بیطرف بازی باشد، خودش به یکی از بازیکنان پرتنش و ناپاسخ‌گو تبدیل شده؟ چرا سیاست‌گذار به‌جای ایجاد اعتماد و آرامش، بزرگ‌ترین عامل بی‌ثباتی و تشدید منازعه شده است؟

اگر بازی همین‌طور ادامه پیدا کند، چه خواهد شد؟


فرض کنید دولت، به‌جای آن‌که مدیریت منابع آب را بر پایه‌ی علم و عدالت اجتماعی و سناریوهای اقلیمی پیش ببرد، تصمیم بگیرد پروژه‌های ناکارآمد گذشته را زنده کند. سد ماندگان را اجرا کند، به خرسان ۳ و بهشت‌آباد بودجه بیشتری بدهد، و بگوید «آب از هر جا شده باید بیاید، حتی اگر مردم از آنجا بروند.»


مدیران شرکت‌های مشاور معروف—مهاب قدس، طوس‌آب، جاماب—هم در اصفهان با فعالان جلسه می‌گذارند و سراغ کشاورزان زاینده‌رود می‌روند. در جلسات پیاپی، لبخند می‌زنند، و با لحن خیرخواهانه می‌گویند: «ببینید عزیزان، اعتراض حق شما است! حتی به نفع ما است که صدا‌تون بلندتر بشه... ولی لطفاً آرامش رو حفظ کنید. خط قرمزها رو رد نکنید. از حدی رسانه‌ای‌تر نشه بهتره.»


در همین حین، مدیران آب‌شیرین‌کن‌های خلیج فارس و دریای عمان هم راهی یزد می‌شوند. آنجا وعده می‌دهند: «اگر مردم یزد بیشتر به قطع شدن آب زاینده‌رود اعتراض کنن، ما راحت‌تر بودجه ۸ میلیارد دلاری انتقال آب از خلیج فارس رو می‌گیریم. شاید هم دو تا خط لوله بزنیم—نه فقط یکی.» آن‌وقت، می‌توان چند کارخانه پرمصرف دیگر در یزد تأسیس کرد، و خانواده‌های تابش و خاتمی و صدوقی، و دوستان بانکدارشان، خوشحال خواهند شد.»


بعد، تعداد کمی یادشان می‌آید که در زمان ساخت سد کارون-۳، نزدیک به ده هزار نفر خانه‌هایشان را از دست دادند. کسی می‌پرسد: "در بهشت‌آباد و خرسان-۳، چند هزار نفر دیگر باید قربانی شوند؟" اما دولت پاسخ آماده دارد: "نیروهای ویژه همیشه در خدمت هستند و دستگاه قضایی احکام را از قبل آماده خواهد کرد!" دولت به مردمان محل مخزن سدهای جدید وعده پل و جاده می‌دهد، کار موقت در پروژه ساخت سد جور می‌کند و اشتغال محلی را موقتا بالا می‌برد، قول خرید زمین با قیمت مناسب می‌دهد و ...


البته، شخصیت مرموزی به نام «وراد میسی جاش‌آبادی»، مدیر روابط عمومی کارفرما که سابقه رفاقت به حزب دولتی و افرادی در دستگاه‌های نظامی را دارد، خبرنگاران را با «مینی‌بوس» به بازدید از سدها می‌برد. البته نمی‌گوید که عده‌ای از زنان حاشیه کارون-۳ وقتی سوار مینی‌بوس بودند و با یدک‌کش از این طرف سد به آن طرف می‌رفتند، غرق شدند و جان باختند. آن‌ها را ساکت، خندان، و آماده‌ی تحسین از پروژه‌های «ملی» برمی‌گرداند—بی‌آن‌که حتی یک بار بپرسند: "چه کسی در این بازی، برنده است و چه کسی بازنده؟و چه کسانی هم بازنده‌ خواهند بود و آواره؟”

تیتر روزنامه‌ها و سایت‌های‌شان در روزهای بعد:

«سدهای خرسان-۳ و ماندگان و پروژه انتقال آب شیرین ارزان، تنها راه نجات زاینده‌رود در برابر تغییر اقلیم»

«سد ماندگان، می‌ماند و واماندگان، می‌روند»

«یک مو از خرسان-۳ برای گاوخونی، غنیمته!»

اما خبرنگاران نزدیک به خانواده تابش هم پنجشنبه به پروژه‌های آب‌شیرین کن و انتقال آب سر می‌زنند و بعد ناهار روز جمعه مهمان امام جمعه و رئیس شرکت فولاد جدید یزد خواهند بود. روزنامه‌های یزدی و یکی دو تا از روزنامه‌های سراسری تیتر می‌زنند:

«کارخانه‌های جدید فولاد، با آب انتقالی کاملا ایرانی، اشتغال پایدار را به یزد می‌آورند»

«تأمین آب صنایع کویری؛ عدالت در اولویت‌سازی برای مرکز ایران»

«یزد، از قنات تا لوله! انتقال آب هنر یزدی‌ها در طول تاریخ!»
👍2👎1
و احتمالاً چند نفر از فعالان محیط‌زیست، در فضای آنلاین جلسه‌ای برگزار می‌کنند؛ گفت‌وگویی آرام، تحلیلی، پر از امیدهای کمرنگ. چند روز بعد، برای یکی‌دو نفرشان احضاریه می‌آید. ماه‌ها درگیر «وکیل‌بازی»، رفت‌وآمد به دادگاه، و جمع‌کردن پول برای وثیقه و هزینه‌های حقوقی خواهند شد.


در همان روزها، گروهی از معترضان در حوضه‌ی کارون، خواهان افزایش میزان آب انتقالی از بن به بروجن می‌شوند.از سوی دیگر، لوله‌کشی‌های مخفیانه و آب‌دزدی از زاینده‌رود به ارتفاعات محدوده سامان، رشد چشم‌گیری پیدا می‌کند.صدای موتور پمپ‌ها آن‌قدر زیاد شده که دیگر کسی صدای خودِ آب را هم نمی‌شنود.


در این میان، سهراب سپهری از گور برمی‌خیزد تا صدای پای آب را بشنود...
اما پشیمان می‌شود.
آرام بازمی‌گردد،
بی‌آن‌که حتی شعری بگوید.


آینده‌ای که از الان معلوم است


نیازی نیست در جام جم نگاه کنیم تا آینده را ببینیم؛ همه‌چیز همین حالا هم روشن است. تا زمانی که مدیریت منابع آب دچار تحول بنیادین نشود و بی‌توجهی به متغیرهای کلیدی ادامه یابد، اوضاع هر روز وخیم‌تر خواهد شد.


مدیران حوضه زاینده‌رود می‌کوشند با تأمین آب بیشتر، کشاورزان را راضی نگه دارند؛ اما کشاورزی که آب وعده‌داده‌شده را دریافت نمی‌کند، ناگزیر به منابع آب زیرزمینی روی می‌آورد و آبخوان‌های اصفهان–برخوار و دیگر دشت‌ها را تهی می‌سازد. نتیجه؟ فرونشست زمین، ترک‌خوردگی زیرساخت‌هایی چون راه‌آهن و باند فرودگاه، آوارگی خانواده‌ها، و جهش بی‌رویه قیمت مسکن. مدارس ناامن و ترک‌خورده تعطیل می‌شوند، و کودکان یا در خانه، یا در مکان‌هایی نامناسب درس می‌خوانند.


در محدوده‌های خرسان، ماندگان، بهشت‌آباد و دیگر نقاط قربانی مدیریت سازه‌ای، مردم بیش از پیش در جست‌وجوی کار، سرپناه و نان سرگردان‌اند؛ اما چیزی نمی‌یابند. و با هر موج تازه‌ اعتراض سراسری، ماجرای ایذه، این‌ بار در نقطه‌ای دیگر تکرار می‌شود. کیانِ پرفلکِ دیگری جان می‌بازد.


آیا راه‌چاره‌ای هست؟


اگر به کسی در آینده برنخورد، می‌توان با اجازه‌ی بزرگ‌ترها، نگاهی دوباره به پیشنهادهای کارشناسان مستقل انداخت—آن‌هایی که سال‌ها پیش هشدار داده بودند:تا وقتی مدیریت منابع آب مبتنی بر مشارکت عمومی، عدالت منطقه‌ای، و شناخت واقعیت اقلیمی ایران نباشد، بحران ادامه خواهد داشت.


شاید وقت آن رسیده که به‌جای رقابت بر سر سهم بیشتر، بر سر بقا هم‌داستان شویم.سازگار شدن با شرایط جدید و پذیرش اینکه همه متعلق به یک سرزمین هستیم، چیز بدی نیست.برعکس، شاید تنها راه نجات باشد.

https://www.abanganiran.org/single-post/water-conflict-yazd-isfahan-future
👏2👎1💔1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
آبانگان ۳۴۳-۱
نگاهی به بحران آب در فلات مرکزی ایران
💔1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
آبانگان ۳۴۳-۲
چرا هم‌وطنان را مقابل هم قرار داده‌اند؟
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
آبانگان ۳۴۳-۳
چه بلایی سر آب انتقالی از کارون می‌آید؟
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
آیا باید هر دروغی درباره آب ژرف را باور کرد؟ چرا سند و مدرک نمی‌خواهید؟
👍2
https://www.abanganiran.org/single-post/testimonies-of-irans-silenced-waters

شهادت‌نامه‌های آب‌های خاموش‌شده‌ی ایران‌زمین

نیک‌آهنگ کوثر


می‌گویند زمین فراموش می‌کند. این یاوه را باور نکنید، چرا که اکنون، پس از دهه‌ها سکوت، آنچه از رودها، دریاچه‌ها و تالاب‌های ایران باقی مانده، چنان گرد و خاکی راه انداخته که هیچکس نمی‌تواند نشنیده و نادیده‌اش بگیرد.

من زاینده‌رود بودم، زنده‌رود.


و امروز، خشکه‌رو‌دی‌ام در هیبت شبح.

شیخ بهایی برای نجاتم برخاست، تا طومار عدالت نگاشته شود،

تا میراثم به ناحق تقسیم نگردد.

و امروز، تنها ردی کم‌رنگ از من در اعماق زمین مانده،

همان‌هم رو به خاموشی است.

صدایم را نمی‌شنوند، و طومارم را در سکوت در هم پیچیده‌اند.

ماده‌پرستان، مادی‌هایم را خشکاندند.

سی‌وسه‌پل، بی‌من، تنها جاده‌ای‌ست از سنگ و خاطره.

از کارون آبی آوردند که پاینده بمانم، اما به فنا رفتم.


من گاوخونی‌ام. روزگاری تالاب بودم، اینک بیابان.


نَفَس بیابان بودم. گرد و غبار را در آغوش می‌گرفتم، گرما را مهار می‌کردم،

پناهگاه جنبندگانِ تشنه‌ی صحرا بودم.

اما سیاست‌های کور و دزدان آب، زاینده‌رود را خفه کردند، و تیرآهنِ پروژه‌های توسعه، در قلب من فرود آمد.

اکنون بادهایی که از تنِ خشکیده‌ام عبور می‌کنند،

با خود سم و هلاکت و فلاکت به جان شهرها می‌پاشند.

من بهای فراموشی عقل‌ام.

من بهای خیانتی‌ام که نامش را «پیشرفت و توسعه» گذاشتند.


من کبودانم، آن‌که روزگاری دریاچه‌ی ارومیه خوانده می‌شد.


چشمِ فیروزه‌ای ایران بودم، و اینک چشمی کور.

چشمِ شورِ دولت سازندگی، جز شوربختی به ارمغان نیاورد.

قربانیان این شوربختی، میلیون‌ها زیستمندِ خاموش‌اند.

سدسازان، چاه‌کنان، و راه‌زنان و آب‌دزدان، مرا به تاراج بردند، برای چه؟ برای یک دلار بیشتر؟

اکنون با آبی دزدیده از زاب کوچک می‌خواهند جانم دهند،اما به چه قیمتی؟

سیاست‌های دزدانِ آب و نیرو، قرارگاه خاتم، مهاب‌قدس و شرکای‌شان،

پرندگان مهاجر را راندند، و مردمان اطراف را در آستانه کوچ گذاشتند.

مهاجرت، دیگر نه انتخاب، که اجبار است.


من رود کُر بودم.


بر نقشه‌ها هنوز آبی‌ام، اما در حقیقت، خشکیده‌، خاموش، و بی‌جانم.

روزی داریوش کبیر بر من نگریست و در زلالم، آینده‌ای برای ایران دید.

امروز اما، تنها در سکوت و ناامیدی، نظاره‌گر فروپاشی خویشم.

چاه‌های بی‌اجازه و سدهای به‌ظاهر مجاز، خونم را مکیدند،

و مرودشت، با من، جان باخت.

نباید قربانیِ عطش برنج‌کاری می‌شدم،

اما شالی‌زارهای کامفیروز و کربال، عزیزتر شدند از من،

و از هزاران پرنده‌ای که زندگی‌شان به جریان من بسته بود.



من بختگان بودم.


دریاچه‌ای بودم که به تالاب بدل شد، و تالابی که بخت از آن برگشت،

و سرانجام، به بیابان سپرده شد.

اکنون گورستانی‌ام از نمک.

بر من گرد مرگ پاشیدند، و گناه را به گردن خشکسالی انداختند.

اما من با اقلیم نمُردم، این سیاست بود که مرا کُشت.

و اینک، جازموریان، پریشان، و کم‌جان، بی‌جان شده‌اند و کسی نیست که شهادت‌نامه‌شان را به دست قاضیان و ستانندگان داد برساند.

هیچ‌کس نیست؟
واقعاً هیچ‌کس نیست؟

هیچ‌کس نیست که صدای مرگِ آرامِ مرا در این سرزمین بشنود؟
💔3😢1🕊1
Forwarded from Dr. AliBeitollahi (Ali Beitollahi)
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
تقاضایی کارشناسی، دوستانه، صمیمانه و عاجزانه از همه و بویژه ساکنین تهران:
در مصرف آب صرفه جویی کنیم.🙏⚘️
t.me/Dr_AliBeitollahi
👍2😢1
*از چاه تا چاله: رقابت جهانی در مسابقات فرونشست… از ایران مرکزی تا دره‌ی مرکزی کالیفرنیا*

https://www.abanganiran.org/single-post/you-cant-pump-forever

نیک آهنگ کوثر

در حاشیه‌‌ای داغ و خاک‌گرفته‌ی شهر اصفهان، صدای خفه‌ی موتور پمپ غیرمجاز، مثل نفس‌های آخر یک بیمار روی دستگاه تنفسی بخش آی‌سی‌یوی بیمارستان، در محله‌ای می‌پیچید که معلوم نبود تعداد ساکنانش بیشتر است یا ترک‌های ناشی از فرونشست!

شهر تاریخی اصفهان، حالا دارد در خودش فرو می‌ریزد. نه از شرم، نه از عشق، بلکه از اعتیادی قدیمی به آب‌های زیرزمینی و نشست بیش از حد زمین.

وسط این روزگار ویران و داغ، آب پمپاژ شده شالیزار کوچکی را سیراب می‌کرد. چه منظره‌ای عجیبی، یک سبزی تند فسفری میان منطقه‌ای به شدت خشکیده.

قدیم‌ها که زاینده‌رود هنوز سر پا بود، با اعتماد به نفس از طریق مادی‌ها به باغ‌ها و زمین‌های کشاورزی شهر آب می‌رساند. اما حالا که رودخانه به خط تیره‌ای روی نقشه تبدیل شده، صدای پمپ‌های دیزلی مثل خُرخُر آخرِ یک تمدن در گوش شهر می‌پیچد.

سامان، دبیر زمین‌شناسی که دوستانش به طنز «سامی» صدایش می‌زدند سراغ کشاورزی رفت که بالای سر شالیزار بود. سامی می‌خواست با صبر و تحمل مفهوم «فرونشست» را به جمال توضیح بدهد: «جمال جان! وسط شهر هم برنج می‌کارن؟ اون هم با آب زیرزمینی؟ اون چاه باید وقتی شلوار لوله‌تفنگی مد بود بسته می‌شد! زمین زیر پامون داره فرو می‌ریزه، تو هنوز فکر می‌کنی سنه ۵۲ئه! چیزی به اسم فرونشست شنیدی برادر من؟»

جمال، با بیلی در دست و قیافه‌ای حق به‌جانب که انگار وسط تعطیلاتش مزاحم شده‌اند، فقط لبخند زد... لبخندی که مخصوص آدم‌هایی ا‌ست که با خیال راحت، تا قیامت می‌خواهند تا آخرین قطره آبخوان را هزینه آبیاری ‌کنند.

جمال گفت: «آی معلم! خیال کردی فقط ما تو اصفهون برنج می‌کاریم؟ نه جونِ دل، همه جا همین‌جوراس! اون ور دنیا تو کالیفرنیا هم واسه خودشون کارخونه‌ی خشکوندن آب راه انداختن. تازه اونا که تکنولوژی هم دارن!»

پسر جمال، مهدی، با موبایلی در دست و مغزی پر از نقشه‌های ماهواره‌ای، از ناکجا سبز شد و گفت: «بابا راست میگه! من خودم تو ناسا دیدم، با چشای خودم! این کورکورانا سالی ۳۰-۴۰ سانت می‌رن پایین، حالا شما بگو ما بدیم؟ والا با این ماهواره‌هاشون فقط دارن نگاه می‌کنن، کاری نمی‌کنن!»

سامی با ژستی که مخصوص معلم‌هایی ا‌ست که یک بار دیگر هم باید به بچه‌ها یاد بدهند زمین گرد است، عینکش را تنظیم کرد و گفت: «فرقش اینه که اونا قانون دارن! سال ۲۰۱۴ یه چیزی تصویب کردن به اسم SGMA—قانون مدیریت پایدار منابع آب زیرزمینی. هر حوضه باید تا ۲۰۴۰ پایدار بشه. کشاورزا باید ثبت کنن چقدر پمپاژ می‌کنن، سازمان‌ها باید برنامه بدن، و وقتی بارون میاد، اگه بیاد، باید بره تو سفره‌ی آب زیرزمینی، نه که ول شه بره به فنا. سیستمش کامل نیست، ولی حداقل اداش رو در میارن.»

میزان کلی فرونشست در دره سن‌واکین کالیفرنیا بین ۷ مه ۲۰۱۵ تا ۱۰ سپتامبر ۲۰۱۶، بر اساس داده‌های پردازش‌شده در آزمایشگاه پیشرانه جت ناسا (JPL)- آژانس فضایی اروپا / ناسا - JPL / C

میزان کلی فرونشست در دره سن‌واکین کالیفرنیا بین ۷ مه ۲۰۱۵ تا ۱۰ سپتامبر ۲۰۱۶، بر اساس داده‌های پردازش‌شده در آزمایشگاه پیشرانه جت ناسا (JPL)- آژانس فضایی اروپا / ناسا - JPL / C
جمال، همون پوزخند معروفش رو زد، پوزخندی که معمولاً ده ثانیه قبل از یک فاجعه‌ روی صورتش ظاهر می‌شه:«هه! خیال کردی ما از اونا عقب‌تریم؟ ما خودمون قبل از اون چشم‌سبزای فرنگی، قانون داشتیم آقاجون! همون دهه‌ی هشتاد، وزارت نیرو یه طرحی آورد به اسم تعادل‌بخشی. هی شعار داد: باید برداشت کم شه، سفره‌ی آب تثبیت شه، کشاورزا بیان وسط، الگوی کشت هم عوض شه... همه‌ش حرفای قشنگ، عمل؟ هیچی!»

حالا نوبت مهدی بود: «هیچی دیگه، همایش گرفتن، گزارش چاپ کردن، بنر زدن که آره “مدیریت بحران”! ولی موتور پمپ همه چاه‌های غیرمجاز همین‌جوری روشن موند، عین همین چاه خودمون آقا معلم! برنج هم که کاشتیم، خوب هم کاشتیم، به این سبزی و خوش‌رنگی! بگو ماشاالله!»

سامی صدایش در اومد: «پس ناظرا چی شدن؟»

جمال گفت: «خودِ همونا، فامیلاشون زمین داشتن آقا! برنج و یونجه می‌کاشتن که نگو! خب کی جرأت داشت چیزی بگه وقتی زاینده‌رود خودش رفت زیر زمین؟»
1👍1
سامی آهی کشید، گرد و خاک صورتش رو پاک کرد، انگار می‌خواست خودش رو از واقعیت موجود پاک کنه. گفت :«امان از قانون بی‌خاصیت... تا وقتی بهش باور نداشته باشی، فقط لکه مرکبه روی کاغذ. ما تو ایران دیگه به ته خط رسیدیم. شاید توی دره‌ی مرکزی کالیفرنیا هنوز یه امیدی داشته باشه. ولی چه بر سر زمین میاد؟ زمین با قانون کاری نداره. وقتی فرو بریزه، دیگه نمی‌تونه آب ذخیره کنه. نمی‌تونی چیزی رو ذخیره کنی که زمین نتونه نگهش داره. و این کاری که شماها می‌کنید، یک چک بی‌محل میشه که نسل بعد نمی‌تونه پاسش کنه—چونکه دیگه قطره‌ای تو حساب نمی‌مونه!»

بعد هم، با صدایی به خشکی خاک زیر پایش گفت: «واقعیت اینه که وقتی زمین شروع به فرو ریختن کنه، نه قانون، نه شعار، نه کنفرانس، نه دادگاه، نه حتی یارانه‌ی کود شیمیایی نمی‌تونه دوباره برش گردونه سر جاش.»

ـــــــ
اصل داستان به زبان انگلیسی
https://nikkowsar.substack.com/p/you-cant-pump-forever
👍6
یادداشت جدید نیک آهنگ کوثر درباره وضعیت نگران کننده آب ایران.
Forwarded from BBCPersian
🖋نیک آهنگ کوثر، تحلیلگر حوزه آب و محیط زیست

🔻هر سال با نزدیک شدن به فصل گرما، کمبود آب در ایران بیش از پیش چهره واقعی خود را نشان می‌دهد. کاهش شدید منابع آب زیرزمینی، فرونشست زمین در دشت‌های کلیدی، کاهش جریان رودخانه‌ها، و شور شدن آب‌های آشامیدنی در برخی استان‌ها، همگی حکایت از تابستانی دشوار دارند.

تیتر روزنامه‌ها و سایت‌های خبری هم این روزها همه از نگرانی‌های عمده در این زمینه حکایت دارند: «گذر از تنش‌آبی به شرایط بحرانی»؛ معاون وزیر نیرو: «سال آبی بسیار سختی پیش رو داریم»؛ «در پیش بودن قطعی ۱۰ ساعته آب آشامیدنی برای برخی مناطق سمنان»؛‌ «آخرین وضعیت سدهای تهران: فقط ۱۸ درصد آب دارند»؛ «کم آبی سدها تأمین برق را دشوار کرده است».

کارشناسان برآورد می‌کنند منابع آب زیرزمینی ایران که سال ۱۳۹۴ حدود ۱۳۰ میلیارد متر مکعب تخمین زده شده بود بشدت کاهش یافته است.

بیشتر بخوانید:
https://bbc.in/434h25L
📸Getty Images /Tasnim/Isna/Mehr
@BBCPersian