قصه ای در باره سقوط اندلس.pdf
3.8 MB
▪️قصه سقوط اندلس
در جایی از حکم صادره علیه بازیگری نامدار، یکی از اتهامهای پرشماری که برای او برساخته و برشمردهاند، این است: «اندلوسیزه کردن جامعه ایرانی»!
اگر دستتان به قاضی این پرونده میرسد این کتابچه استاد رسول جعفریان را به او برسانید! تا روشن شود که این قصه از «جعلیات» است و پای اندلیسان را به دعوای ایرانیان نکشد!
@HistoryandMemory
در جایی از حکم صادره علیه بازیگری نامدار، یکی از اتهامهای پرشماری که برای او برساخته و برشمردهاند، این است: «اندلوسیزه کردن جامعه ایرانی»!
اگر دستتان به قاضی این پرونده میرسد این کتابچه استاد رسول جعفریان را به او برسانید! تا روشن شود که این قصه از «جعلیات» است و پای اندلیسان را به دعوای ایرانیان نکشد!
@HistoryandMemory
محمد محسنیان:
« امروز [دیروز ۴ مرداد] دومین سالگرد ثبت جهانی راه آهن سراسری ایران در فهرست میراث جهانی یونسکو بود.
عکس از آرشیو کامپساکس از بلاک تله زنگ - تنگ پنج در ناحیه راه آهن زاگرس.
@HistoryandMemory
« امروز [دیروز ۴ مرداد] دومین سالگرد ثبت جهانی راه آهن سراسری ایران در فهرست میراث جهانی یونسکو بود.
عکس از آرشیو کامپساکس از بلاک تله زنگ - تنگ پنج در ناحیه راه آهن زاگرس.
@HistoryandMemory
(باغ)
شاپور جورکش
صبح تا شب به دامان این باغ
روح سرگشتهای سر نهاده
باغبان رفته و باغ خاموش
قفل بر بام و بر در نهاده
.
.
عطر تو رفته بوی تو رفته
گرمی آشنای تو رفته
پر پر بوسههای تو ای یار
با حریر صدای تو رفته
.
.
یاد تو یاد تو چون حریقی
خاطرم را در آتش نهاده
.
.
"یاد داری شبی زیر مهتاب"
رهرو معبد ماه بودیم
دست در دست تا دمدم صبح
گرم و مشتاق در راه بودیم
.
.
" یاد داری کنار دریچه"
جادوی ماه را دیده بودیم
یاد داری از آن باغ پنهان
شاخهی ماه را چیده بودیم؟
.
.
حالی آن رهرو خسته خفته
باغ ویران شده ماه رفته
حالیا آن مسافر که هر شب
در هوای تو دیوانه میشد
.
.
سرگران دو راههی چه در پیش
در غبار مه از راه رفته
آنچه مانده ست امروز ای دوست
سوسوی خیس یک واحهی دور
در سراب کویری نهفته
.
.
یادم آید به حرفی که با من
گفته بودی در آن عصر دلتنگ:
" فکرکن نغمهای بود و گم شد
مثل آوای دور شباهنگ
یا شهابی درخشید و افتاد
گوشهی درهای مثل یک سنگ"
.
.
با تو گفتم
ای خوشا سنگ و آداب سنگی
خاطر سنگی و خااب سنگی
آه سنگ زمان، شیشه و سنگ...
بازی ما و خاموشی او
یاد ما و فراموشی او
.
.
حالیا بار دیگر بهار ست
با همان رخت پیرار و پارش
باز قیقاج شاد پرستو
باز فریاد دیوانه وارش
.
.
بی تو اما
چه بهاری
چه برگی چه باری
لانهی بی کبوتر چه دارد
جز پری ریخته در کنارش؟
.
.
باز سوسن باز قمری
بلبل باغ
نغمه خوان ست
باز شیراز اردیبهشتی
غرق محبوبه و ارغوان ست
.
.
از بهار خوش و عطر نارنج
کهکشانی به هر سو روان ست
من در اندیشهی این که امشب
مرغ جان بر چه بامی تپیده
آهوی من کجا خفته امشب
.
من که هستم
خانهی من کجای جهان ست؟
***
خبر آمد شاپور جورکش رفته!
روانش مینوی!
@HistoryandMemory
شاپور جورکش
صبح تا شب به دامان این باغ
روح سرگشتهای سر نهاده
باغبان رفته و باغ خاموش
قفل بر بام و بر در نهاده
.
.
عطر تو رفته بوی تو رفته
گرمی آشنای تو رفته
پر پر بوسههای تو ای یار
با حریر صدای تو رفته
.
.
یاد تو یاد تو چون حریقی
خاطرم را در آتش نهاده
.
.
"یاد داری شبی زیر مهتاب"
رهرو معبد ماه بودیم
دست در دست تا دمدم صبح
گرم و مشتاق در راه بودیم
.
.
" یاد داری کنار دریچه"
جادوی ماه را دیده بودیم
یاد داری از آن باغ پنهان
شاخهی ماه را چیده بودیم؟
.
.
حالی آن رهرو خسته خفته
باغ ویران شده ماه رفته
حالیا آن مسافر که هر شب
در هوای تو دیوانه میشد
.
.
سرگران دو راههی چه در پیش
در غبار مه از راه رفته
آنچه مانده ست امروز ای دوست
سوسوی خیس یک واحهی دور
در سراب کویری نهفته
.
.
یادم آید به حرفی که با من
گفته بودی در آن عصر دلتنگ:
" فکرکن نغمهای بود و گم شد
مثل آوای دور شباهنگ
یا شهابی درخشید و افتاد
گوشهی درهای مثل یک سنگ"
.
.
با تو گفتم
ای خوشا سنگ و آداب سنگی
خاطر سنگی و خااب سنگی
آه سنگ زمان، شیشه و سنگ...
بازی ما و خاموشی او
یاد ما و فراموشی او
.
.
حالیا بار دیگر بهار ست
با همان رخت پیرار و پارش
باز قیقاج شاد پرستو
باز فریاد دیوانه وارش
.
.
بی تو اما
چه بهاری
چه برگی چه باری
لانهی بی کبوتر چه دارد
جز پری ریخته در کنارش؟
.
.
باز سوسن باز قمری
بلبل باغ
نغمه خوان ست
باز شیراز اردیبهشتی
غرق محبوبه و ارغوان ست
.
.
از بهار خوش و عطر نارنج
کهکشانی به هر سو روان ست
من در اندیشهی این که امشب
مرغ جان بر چه بامی تپیده
آهوی من کجا خفته امشب
.
من که هستم
خانهی من کجای جهان ست؟
***
خبر آمد شاپور جورکش رفته!
روانش مینوی!
@HistoryandMemory
انتشار ترجمه عربی اسلام از نگاه دیگران رابرت هویلند اسلامپژوه آلمانی
الاسلام كما رآه الاخرون: مسح و تقييم للكتابات المسيحية و اليهودية و الزرادشتية عن الاسلام المبكر، ترجمه هلال محمد الجهاد، بغداد، المركز الاكاديمي للابحاث، ۲۰۲۳.
Seeing Islam as Others Saw it. A survey and analysis of the Christian, Jewish and Zoroastrian writings on Islam (Darwin; Princeton, 1997).
@HistoryandMemory
الاسلام كما رآه الاخرون: مسح و تقييم للكتابات المسيحية و اليهودية و الزرادشتية عن الاسلام المبكر، ترجمه هلال محمد الجهاد، بغداد، المركز الاكاديمي للابحاث، ۲۰۲۳.
Seeing Islam as Others Saw it. A survey and analysis of the Christian, Jewish and Zoroastrian writings on Islam (Darwin; Princeton, 1997).
@HistoryandMemory
انتشار ویراست دوم تاریخ تاجیکان: ایرانیان شرقی، نوشته ریچارد فولتز
Richard Foltz, A History of the Tajiks: Iranians of the East, I.B. Tauris, 2 ed. 2023.
ترجمه فارسی ویراست اول آن چند سال پیش در کابل منتشر شدهاست.
@HistoryandMemory
Richard Foltz, A History of the Tajiks: Iranians of the East, I.B. Tauris, 2 ed. 2023.
ترجمه فارسی ویراست اول آن چند سال پیش در کابل منتشر شدهاست.
@HistoryandMemory
ترجمه عربی دیگر اثر مهم و خواندنی رابرت هویلند، در راه خدا: فتوحات عرب و شکلگیری امپراتوری اسلامی
في السبيل الى الله: الفتوحات_العربية و تكوين الامبراطورية الإسلامية، ترجمه فلاح حسن الأسدی، بغداد، دار و مكتبة عدنان، ۲۰۲۲.
Robert G. Hoyland, In God's Path: The Arab Conquests and the Creation of an Islamic Empire, Oxford University Press, 2014.
جای ترجمه فارسی این آثار در کتابخانه فارسی خالی است!
@HistoryandMemory
في السبيل الى الله: الفتوحات_العربية و تكوين الامبراطورية الإسلامية، ترجمه فلاح حسن الأسدی، بغداد، دار و مكتبة عدنان، ۲۰۲۲.
Robert G. Hoyland, In God's Path: The Arab Conquests and the Creation of an Islamic Empire, Oxford University Press, 2014.
جای ترجمه فارسی این آثار در کتابخانه فارسی خالی است!
@HistoryandMemory
✍ علی موجانی: «۱۰۹ سال پیش با تلگراف اعلام جنگ، نخستین جنگ جهانی تاریخ معاصر که ابعادی فراتر از #اروپا گرفت، در این ساعت آغاز شد. جنگی بلند، پُرتلفات و بیسابقه به جهت نوع تسلیحات تازه (موشکی، شیمیایی و ...). جنگی که سبب اشغال #ایران و نقض بیطرفی ما و همسايگانمان(#عراق و #افغانستان) هم شد.»
#WWI
#جنگ_جهانی_اول
@HistoryandMemory
#WWI
#جنگ_جهانی_اول
@HistoryandMemory
والنتینا آ. گراسو، عربستان پیشا-اسلامی: جوامع، سیاست، فرقهها و هویتها در دوران باستان پسین،Valentina A. Grasso, Pre-Islamic Arabia: Societies, Politics, Cults and Identities during Late Antiquity, Cambridge University Press, 2023.
#تازه_ها
#عربستان_پیشا_اسلامی
#جزیرهالعرب
#حجاز
https://www.cambridge.org/core/books/preislamic-arabia/7A4F01CE86E873BF6A00C4DB99652C83
@HistoryandMemory
در پرتگاه حادثه، زندگینامهی اکبر اعتماد بنیانگذار سازمان انرژی اتمی ایران، مصاحبه و تدوین: محمدحسین یزدانیراد، تهران، اختران، ۱۳۹۶.
#خاطره_خوانی
#زندگینامه
#اکبر_اعتماد
#انرژی_اتمی
@HistoryandMemory
#خاطره_خوانی
#زندگینامه
#اکبر_اعتماد
#انرژی_اتمی
@HistoryandMemory
▪️ توبهی تاج اصفهانی
«در زمان جنگ جهانی دوم وقتی قوای انگلیسی به همدان آمدند، پدرم را به اصفهان تبعید کردند. علت تبعید، محبوبیت پدرم در بین مردم بود. مردم حرف ایشان را پذیرا بودند، انگلیسیها میترسیدند که او مردم را علیه آنها بشوراند. پدرم حدود چهار سال در همدان نبود. وقتی جنگ پایان یافت از تبعید رها گشت و تصمیم گرفت به زیارت امام رضا برویم. ما ۹ خواهر و برادر بودیم و من فرزند هشتم بودم. سه خواهر و برادر بزرگم ازدواج کرده بودند و فرزند داشتند.
تعداد ما زیاد بود. اتوبوس دربستی گرفتیم و به تهران رفتیم. پدرم هم از اصفهان به تهران آمد که باهم به مشهد برویم.
تاج اصفهانی (آوازخوان معروف آن زمان) که با پدرم ارتباط داشت در این سفر همراه ما بود. او تابستانها گاهی اوقات به همدان میآمد و در باغ ما که باغبیشه نامیده میشد، آواز میخواند. متوجه شدیم که تاج اصفهانی میخواهد به مشهد بیاید تا در حرم امام رضا توبه کند. هتلی گرفته بودند که از آنجا حرم دیده میشد. صحنهی توبهکردن تاج اصفهانی جالب بود. او شروع به خواندن مناجات و راز و نیاز کرد. افراد زیادی در آنجا جمع شدند. تاج اصفهانی چند ساعت شعر خواند و با گریه و مناجات توبه کرد. البته ما فکر میکردیم که توبه او همیشگی خواهد بود اما مدتی بعد توبهاش را از یاد برد. او چند روزی با ما در مشهد بود و به اصفهان بازگشت».
▫️در پرتگاه حادثه: زندگینامه اکبر اعتماد بنیانگذار سازمان انرژی اتمی ایران، صص ۲۱-۲۲.
@HistoryandMemory
«در زمان جنگ جهانی دوم وقتی قوای انگلیسی به همدان آمدند، پدرم را به اصفهان تبعید کردند. علت تبعید، محبوبیت پدرم در بین مردم بود. مردم حرف ایشان را پذیرا بودند، انگلیسیها میترسیدند که او مردم را علیه آنها بشوراند. پدرم حدود چهار سال در همدان نبود. وقتی جنگ پایان یافت از تبعید رها گشت و تصمیم گرفت به زیارت امام رضا برویم. ما ۹ خواهر و برادر بودیم و من فرزند هشتم بودم. سه خواهر و برادر بزرگم ازدواج کرده بودند و فرزند داشتند.
تعداد ما زیاد بود. اتوبوس دربستی گرفتیم و به تهران رفتیم. پدرم هم از اصفهان به تهران آمد که باهم به مشهد برویم.
تاج اصفهانی (آوازخوان معروف آن زمان) که با پدرم ارتباط داشت در این سفر همراه ما بود. او تابستانها گاهی اوقات به همدان میآمد و در باغ ما که باغبیشه نامیده میشد، آواز میخواند. متوجه شدیم که تاج اصفهانی میخواهد به مشهد بیاید تا در حرم امام رضا توبه کند. هتلی گرفته بودند که از آنجا حرم دیده میشد. صحنهی توبهکردن تاج اصفهانی جالب بود. او شروع به خواندن مناجات و راز و نیاز کرد. افراد زیادی در آنجا جمع شدند. تاج اصفهانی چند ساعت شعر خواند و با گریه و مناجات توبه کرد. البته ما فکر میکردیم که توبه او همیشگی خواهد بود اما مدتی بعد توبهاش را از یاد برد. او چند روزی با ما در مشهد بود و به اصفهان بازگشت».
▫️در پرتگاه حادثه: زندگینامه اکبر اعتماد بنیانگذار سازمان انرژی اتمی ایران، صص ۲۱-۲۲.
@HistoryandMemory
به اصفهان رو
تاج اصفهانی
🎼 به اصفهان رو
شعر: محمدتقی بهار
آهنگساز: علی اکبر شهنازی
آواز: تاج اصفهانی
تار: جلیل شهناز
نی: حسن کسائی
ویلون: جهانبخش پازوکی
تمبک: جهانگیر بهشتی
محل ضبط: حلب-سوریه
تاریخ پخش: ۱۳۳۳
@HistoryanMemory
شعر: محمدتقی بهار
آهنگساز: علی اکبر شهنازی
آواز: تاج اصفهانی
تار: جلیل شهناز
نی: حسن کسائی
ویلون: جهانبخش پازوکی
تمبک: جهانگیر بهشتی
محل ضبط: حلب-سوریه
تاریخ پخش: ۱۳۳۳
@HistoryanMemory
ساموئل دالبی، ملخهای قدرت: مرزها، امپراتوری و محیط زیست در خاورمیانه مدرن.Samuel Dolbee, Locusts of Power: Borders, Empire, and Environment in the Modern Middle East, Cambridge University Press, 2023.
#تازه_ها
#تاریخ_محیط_زیست
#خاورمیانه
#امپراتوری_عثمانی
#عثمانی_پسین
#ملخها
#مرزها
#جزیره #بینالنهرین_شمالی
https://www.cambridge.org/core/books/locusts-of-power/F7A16AADB559F951004DB8F4A228D097
@HistoryandMemory
| پنجهنامه: تاریخ و خاطره |
Photo
In this highly original environmental history, Samuel Dolbee sheds new light on borders and state formation by following locusts and revealing how they shaped both the environment and people's imaginations from the late Ottoman Empire to the Second World War. Drawing on a wide range of archival research in multiple languages, Dolbee details environmental, political, and spatial transformations in the region's history by tracing the movements of locusts and their intimate relationship to people in motion, including Arab and Kurdish nomads, Armenian deportees, and Assyrian refugees, as well as states of the region. With locusts and moving people at center stage, surprising continuities and ruptures appear in the Jazira, the borderlands of today's Iraq, Syria, and Turkey. Transcending approaches focused on the collapse of the Ottoman Empire or the creation of nation states, Dolbee provides a new perspective on the modern Middle East grounded in environmental change, state violence, and popular resistance.
Samuel Dolbee is an assistant professor in the Department of History at Vanderbilt University.
@HistoryandMemory
Samuel Dolbee is an assistant professor in the Department of History at Vanderbilt University.
@HistoryandMemory
▪️کودکی، اسباببازی و جنگ جهانی
«در دوران کودکیام اسباببازی نبود و اگر هم بود پدر و مادر ما از آن دسته اشخاصی نبودند که اسباب بازی بخرند. نزدیک همدان دهکدهای به نام لالهجین بود. در آنجا ظروف سفالی سوتک، شتر با بارش و اسباب بازیهای دیگر میساختند. درمجموع، ظروف سفالی لالهجین به لهجه همدانی «لعلینی» نامیده میشدند در سال یکبار نزدیک به عید نوروز ظروف و اشیای سفالی را در میدانی برای فروش میآوردند و ما بچهها یک سال به انتظار مینشستیم که بیایند و برویم اسباببازی بخریم. با ده شاهی سوتک یا شتر را میخریدیم و در خانه بازی میکردیم.
در آن زمان خودمان اسباببازی میساختیم، با کاغذ و مقوا اتومبیل درست میکردیم. بزرگتر که شدیم، زمان جنگ جهانی دوم بود. آلمان، ایتالیا و ژاپن یک طرف انگلیس، فرانسه و آمریکا طرف دیگر بودند. اخبار جنگ را دنبال میکردیم و بازی من با برادران و خواهرزادههایم که همسن من بودند این بود که یکی از ما آلمان میشد، یکی ایتالیا، یکی فرانسه، یکی انگلیس و یکی ژاپن. مرتب باهم جنگ میکردیم. نشریهای درست کرده بودیم که در آن اخبار جنگ را مینوشتیم. من فرانسه بودم و اخبار فرانسه را مینوشتم.».
▫️در پرتگاه حادثه: زندگینامهی اكبر اعتماد بنيانگذار سازمان انرژی اتمی ایران، صص ۲۲-۲۳.
#خاطرات #زندگینامه
#تاریخ_کودکی
#تاریخ_اسباببازی
#لالهجین #همدان
#عصر_پهلوی
@HistoryandMemory
«در دوران کودکیام اسباببازی نبود و اگر هم بود پدر و مادر ما از آن دسته اشخاصی نبودند که اسباب بازی بخرند. نزدیک همدان دهکدهای به نام لالهجین بود. در آنجا ظروف سفالی سوتک، شتر با بارش و اسباب بازیهای دیگر میساختند. درمجموع، ظروف سفالی لالهجین به لهجه همدانی «لعلینی» نامیده میشدند در سال یکبار نزدیک به عید نوروز ظروف و اشیای سفالی را در میدانی برای فروش میآوردند و ما بچهها یک سال به انتظار مینشستیم که بیایند و برویم اسباببازی بخریم. با ده شاهی سوتک یا شتر را میخریدیم و در خانه بازی میکردیم.
در آن زمان خودمان اسباببازی میساختیم، با کاغذ و مقوا اتومبیل درست میکردیم. بزرگتر که شدیم، زمان جنگ جهانی دوم بود. آلمان، ایتالیا و ژاپن یک طرف انگلیس، فرانسه و آمریکا طرف دیگر بودند. اخبار جنگ را دنبال میکردیم و بازی من با برادران و خواهرزادههایم که همسن من بودند این بود که یکی از ما آلمان میشد، یکی ایتالیا، یکی فرانسه، یکی انگلیس و یکی ژاپن. مرتب باهم جنگ میکردیم. نشریهای درست کرده بودیم که در آن اخبار جنگ را مینوشتیم. من فرانسه بودم و اخبار فرانسه را مینوشتم.».
▫️در پرتگاه حادثه: زندگینامهی اكبر اعتماد بنيانگذار سازمان انرژی اتمی ایران، صص ۲۲-۲۳.
#خاطرات #زندگینامه
#تاریخ_کودکی
#تاریخ_اسباببازی
#لالهجین #همدان
#عصر_پهلوی
@HistoryandMemory
✍ سهیل دلشاد:
«بعد از مدتها انتظار کتاب دکتر الکساندر ناگِل در رابطه با رنگ در دوران هخامنشی که در حقیقت رسالۀ دکتری ایشان است منتشر گردید. بر آثار هخامنشی شواهد بسیاری از کاربرد رنگهای مختلف دیده میشود. و طبق معمول ارنست هرتسفلد یکی از مهمترین افرادی بود که متوجه این نکته شد».
@HistoryandMemory
«بعد از مدتها انتظار کتاب دکتر الکساندر ناگِل در رابطه با رنگ در دوران هخامنشی که در حقیقت رسالۀ دکتری ایشان است منتشر گردید. بر آثار هخامنشی شواهد بسیاری از کاربرد رنگهای مختلف دیده میشود. و طبق معمول ارنست هرتسفلد یکی از مهمترین افرادی بود که متوجه این نکته شد».
@HistoryandMemory