Forwarded from اطلاع رسانی دانشکده حقوق و علوم سیاسی (Ali Mohebi)
✅ مرکز مطالعات عالی بین المللی دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران با همکاری خانه اندیشه ورزان، موسسه حامی علوم انسانی و انجمن های علمی علوم سیاسی، مطالعات منطقهای و روابط بینالملل دانشگاه تهران برگزار می کند:
نخستین همایش ملی دوسالانه دانشجویی علوم سیاسی
مکان: دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران
تاریخ برگزاری: ۲۳ و ۲۴ اردیبهشت ۱۴۰۴
مهلت ارسال مقالات: ۲۵ اسفند ۱۴۰۳
اعطای جوایز نقدی به مقالههای برتر به همراه چاپ در نشریات معتبر
آدرس سایت همایش
جهت کسب اطلاعات بیشتر به آیدی زیر پیام دهید:
@politicalawardadmin
@politics_law
نخستین همایش ملی دوسالانه دانشجویی علوم سیاسی
مکان: دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران
تاریخ برگزاری: ۲۳ و ۲۴ اردیبهشت ۱۴۰۴
مهلت ارسال مقالات: ۲۵ اسفند ۱۴۰۳
آدرس سایت همایش
جهت کسب اطلاعات بیشتر به آیدی زیر پیام دهید:
@politicalawardadmin
@politics_law
👍7👏2❤1
◾️ فارن افرز
📝 پراتاپ بانو مهتا
#روندهای_استراتژیک
🔸ملیگرایی به عنوان یک ایدئولوژی و نیروی سیاسی، جهان مدرن را شکل داده است. مارتین دلانی، فعال ضد بردهداری آمریکایی، اشاره کرد که حقوق هیچ مردمی بدون تشکیل یک ملت مورد احترام قرار نمیگیرد. او از مهاجرت سیاهپوستان به آفریقا حمایت کرد تا آنها نیز بتوانند پروژه ملیگرایی خود را پیش ببرند. ملیگرایی به تدریج به اصلیترین شکل سیاسی برای مطالبه حقوق تبدیل شد، اگرچه تضمینی برای احترام به حقوق فردی نبود. امپریالیستهای اروپایی با انکار ملیت جوامع تحت سلطه، استعمار را توجیه میکردند. جان استوارت میل، فیلسوف بریتانیایی، استدلال میکرد که ملتهای متمدن وظیفهای نسبت به استقلال جوامعی که ملیت برای آنها "شر قطعی" است، ندارند.
💢ملیگرایی: قدرت و چالشها
🔹ملیگرایی دولتهای ملی را در سراسر جهان گسترش داد؛ دموکراسی را ممکن ساخت؛ سلسله مراتب اجتماعی را از بین برد؛ افراد را به شهروندان تبدیل کرد؛ فرهنگ، زبان و هویت را شکل داد و حتی به عنوان رقیبی برای دین عمل کرد. پس از جنگ سرد، جهانیسازی و فناوریهای جدید نوید کاهش اهمیت ملتها را دادند. اما بحران مالی ۲۰۰۸ و ظهور رهبران ملیگرا مانند ترامپ و نارندرا مودی نشان داد که ملیگرایی همچنان قدرتمند است.
🔹ملیگرایی شهروندان را توانمند میکند و در مسائلی مانند مهاجرت، کنترل مرزها و جنگها تأثیرگذار است. حتی تلاشها برای مقابله با تغییرات آبوهوایی تحت تأثیر ملیگرایی قرار گرفتهاند. فریدریش لیست، نظریهپرداز ملیگرایی اقتصادی، معتقد بود ملتها بین فرد و بشریت قرار دارند، اما امروزه به نظر میرسد هم فرد و هم بشریت تحت سلطه ملتها هستند.
💢ملیگرایی در جهان امروز
🔹اریک استورم در کتاب خود نشان میدهد که ملیگرایی تقریباً در هر نقطهای از جهان اجتنابناپذیر شده و استدلال میکند که ملتها ذاتی نیستند، بلکه ساختارهایی اجتماعی هستند که تحت تأثیر عوامل فردی، نیروهای اجتماعی، شرایط سیاسی و انتخابهای سیاستی شکل میگیرند. هویتهایی مانند یونانی یا ترک طبیعی نیستند، بلکه ساختهشدهاند.
🔹از نظر استورم، قدرت ملیگرایی در همهجایی بودن آن نهفته است. تقریباً هیچ فعالیت فرهنگی وجود ندارد که به نوعی بر اساس خطوط ملی سازماندهی نشده باشد: هنر، ادبیات، موسیقی، آشپزی، پوشش، استانداردسازی زبانها و مدیریت موزهها همگی تحت تأثیر ملیگرایی هستند. ملیگرایی چنان در زندگی روزمره نفوذ کرده که رهبرانی مانند مودی و ترامپ به راحتی میتوانند از آن بهرهبرداری کنند.
💢ریشههای تاریخی ملیگرایی
🔹 استورم ریشههای ملیگرایی را در انقلابهای آتلانتیک قرن هجدهم میداند. ایدههای انقلاب فرانسه و تأکید آن بر حاکمیت مردمی به سرعت گسترش یافت. جنگهای ناپلئونی نیز با الهامبخشی به ساخت دولتها و نوشتن قانوناساسی، به رشد ملیگرایی کمک کرد. مقاومت در برابر سلطه خارجی نیز نقش مهمی در شکلگیری هویتهای ملی، مانند لهستان یا کشورهای مستعمره، داشت.
🔹از سال ۱۸۱۵ به بعد، ملیگرایی رمانتیک که ملت را به عنوان یک وطن فرهنگی تصور میکرد، در مناطق آلمانیزبان اروپا ریشه دواند. در قرن نوزدهم، ملیگرایی فرهنگی در اروپای مرکزی جذابیت زیادی داشت، جایی که نهادهای سیاسی کمتر توسعه یافته بودند و نمیتوانستند کانون هویت ملی باشند. استورم این ایده قدیمی را به چالش میکشد که ملیگرایی نیاز به یک طبقه متوسط تجاری دارد. در واقع، در کشورهایی مانند آلمان و ژاپن، ملیگرایی اغلب توسط نخبگان اشرافی یا اقتدارگرا پیش برده شد.
💢ملیگرایی در عصر جهانیسازی
🔹استورم روایت متعارف را دنبال میکند که بحران ژئوپلیتیک جنگ جهانی اول و سپس استعمارزدایی، سیستم دولتملتها را در سراسر جهان تثبیت کرد. اگرچه به نظر میرسد تغییرات نئولیبرالی دهه ۱۹۷۰ و افزایش تجارت، جریانهای مالی جهانی و مهاجرت، ملیگرایی را تضعیف کرد اما استورم استدلال میکند که حتی در این دوره، کشورها از فناوریهای جهانیسازی برای انتشار فرهنگ ملی خود استفاده میکردند، نه برای از بین بردن آن.
🔹در روایت استورم، دولتملت قابل شبیهسازی است، اما کشورها محتوای یکسانی از ملت ندارد. ملیگرایی در کشورهایی مختلف به شکلهای بسیار متفاوتی ظاهر میشود. به عنوان مثال، ملیگرایی روسیه تحت رهبری پوتین محصول شکاف بین تصور کشور از خود و قدرت واقعی آن است، در حالی که ملیگرایی آمریکایی پس از جنگ سرد با اعتماد به نفس و امید به جهان نگاه میکرد. این تفاوتها برای درک نحوه تصور کشورها از گذشته، پروژههای فرهنگی آنها و رفتارشان در عرصه ژئوپلیتیک اهمیت دارد.
🌐https://institutetehran.com/art/295
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍7❤2👌2
#تحلیل_کوتاه
🔹گزارش CNN از تمایل عربستان برای میانجیگری میان ایران و آمریکا، تحلیلها و گمانهزنیهای مختلفی از امکان و احتمال چنین رویدادی را به میان آورده است. این موضوع بویژه با میانجیگری ریاض میان آمریکا و روسیه بر سر اوکراین و همچنین نشست مشترک رهبران عرب درباره جنگ غزه که روز جمعه ۲۱ فوریه در عربستان برگزار شد، میتواند روند میانجیگری پادشاهی سعودی را به تنش ایران و آمریکا هم مرتبط سازد.
🔸این شبکه آمریکایی ۱۴ فوریه در گزارشی با اشاره به تمایل عربستان برای میانجیگری میان ایران و آمریکا نوشت: ریاض منافع و نگرانیهای همزمانی برای پرداختن به این مسئله دارد. پادشاهی سعودی نگران است پس از تضعیف متحدان منطقهای ایران که برای مدتها به عنوان عامل بازدارنده تلقی میشدند، تهران در راه دستیابی به تسلیحات هستهای گام بردارد. عربستان امیدوار است بتواند از روابط نزدیک خود با دونالد ترامپ برای ایجاد پل دیپلماتیک میان ایران و آمریکا استفاده کند.
🔸البته در گزارش سیانان مشخص نشده است که آیا عربستان سعودی در این زمینه پیشنهاد رسمی ارائه کرده است یا خیر، اما اقدامات ریاض در راستای تقویت روابط با ایران را میتوان تضمینی برای گذاشتن یک صندلی جدید بر سر میز مذاکره دید.
🔸اما آنچه می تواند این میانجیگری را عملی سازد، میزبانی عربستان از دو طرح صلح بزرگ در سطح منطقهای و جهانی یعنی صلح غزه با حضور رهبران عرب و بویژه صلح اوکراین میان روسای جمهور آمریکا و روسیه در ریاض است. موفقیت این میانجیگری شانس عربستان بهعنوان بازیگر اقتصادی بهتازگی بیطرف در منازعه ایران و آمریکا را افزایش میدهد.
🔸عربستان در سیاست خارجی جدید خود به دنبال تنوع بخشیدن به متحدان در سطح منطقهای و بینالمللی است و برای دستیابی به آن انعطاف پذیری و عملگرایی را در زمانهایی که لازم باشد به کار خواهد گرفت. همچنین نگرانیهای ریاض از افزایش سطح تهدیدات در منازعه ایران و آمریکا می تواند یکی از انگیزههای جدی ریاض برای میانجیگری در این کشمکش بزرگ باشد.
🔸از این زاویه می توان احتمال میانجیگری عربستان را حول دو محور اصلی تبیین کرد:
💢ادراک تهدید از منازعه ایران و آمریکا
🔸پروژه اقتصادی عربستان تحت عنوان چشم انداز ۲۰۳۰ را باید نقشه راه سیاست خارجی ریاض در برهم کنش منطقه ای مورد ارزیابی قرار داد. این تغییر اولویت باعث تغییر چشم انداز خاورمیانهای پادشاهی شده و در نتیجه نسبت معناداری با مقوله امنیت و ثبات در غرب آسیا دارد. تصاعد تنش میان ایران و آمریکا و از کنترل خارج شدن آن به شکل سناریوی حمله به تاسیسات هستهای ایران و متقابلا پاسخ ایران میتواند فضای پر از عدم قطعیتی را متوجه منطقه و در راس آنها عربستان و شورای همکاری خلیج فارس کند. این مسئله بخصوص با توجه به سطح پیشرفته برنامه هستهای ایران و در چشم انداز قرار نداشتن مذاکرات و توافق میان تهران و واشنگتن، میتواند انگیزههای ریاض برای میانجیگری را تشدید کند. بویژه که اعلام تمایل به میانجیگری میان ترامپ و ایران راهی است تا سعودی به طور ضمنی نشان دهد همراه سیاست فشار حداکثری علیه تهران نیست.
💢جایگاهیابی در صلح سازی
🔸دومین انگیزه ریاض از احتمال میانجیگری میان ایران و آمریکا به مقوله صلحسازی و جایگاهیابی در فرآیندهای دیپلماسی منطقه ای مرتبط است. فراتر رفتن از محدودیتهای سنتی قدرت میتواند از مسیر چانه زنی در شکافها و کشمکشهای بینالمللی میسر شود و برای یک کشور اعتبار و پرستیژ بینالمللی به همراه آورد. تصویری که کشورها تلاش میکنند با ایجاد مدل های نرمافزاری؛ ضمن بهبود تصویر جهانی از خود، زمینه ارتقای سایز قدرت در مقوله قدرت نرم را فراهم آورند.
🔄مطالب مرتبط:
▫️کنفرانس العلا و چالش های نوظهورِ اقتصادهای نوظهور
▫️دولتهای خلیج فارس و بازگشت فشار حداکثری ترامپ علیه ایران
▫️سیاستهای احتمالی ترامپ در قبال ایران
🌐https://institutetehran.com/art/296
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍4👏3👌3
#تحلیل_کوتاه
🔹 ارتش روسیه با وجود فشارها و تلفات سنگین، به آرامی در حال تصرف مناطق شرقی اوکراین و بازپسگیری کورسک است. از سوی دیگر، با روی کار آمدن ترامپ و تغییر سیاستهای آمریکا نسبت به اوکراین، مذاکرات اولیهای بین آمریکا و روسیه در عربستان برای صلح انجام شد. یکی از مهمترین چالشهای این مذاکرات، عدم مشارکت اوکراین و کشورهای اروپایی در آن بود. کنفرانس امنیتی مونیخ تفاوتها در دیدگاه اروپاییها و آمریکاییها در خصوص صلح را نمایانتر کرد و با تحقیر اخیر زلنسکی در آمریکا این اختلاف نظر به اوج خود رسیده است.
💢وضعیت میدانی
🔸در شرق اوکراین، روسیه از سه محور شمال شرقی (منطقه خارکیف و لیمان)، شرق (محور پوکروفسْک) و جنوب شرقی (محور اوریخیو) به پیشروی آرام خود ادامه میدهد. در محور پوکروفسک، ارتش اوکراین به دلیل شکستهای متعدد، سه بار فرمانده این محور را تغییر داده است، اما همچنان نتوانسته مانع پیشروی نیروهای روسی شود. در حال حاضر، ارتش روسیه به دروازههای شهر راهبردی پوکروفسک نزدیک شده و انتظار میرود در ماههای آینده این شهر تحت تصرف روسیه درآید. در محور کورسک نیز نیروهای روسی پیشروی اندکی داشته و روستای سِردیلْکوو را بازپسگرفتهاند؛ اما شهر اصلی این منطقه، یعنی سودژا، همچنان تحت کنترل نیروهای اوکراینی قرار دارد.
💢مواضع سیاسی و مذاکرات صلح
🔸اظهارات مقامات در کنفرانس مونیخ نشاندهنده اختلافات عمیق بین اروپا و آمریکا در مورد چگونگی تحقق صلح در اوکراین بود. در حالی که اروپاییها از لزوم قدرتمند بودن اوکراین برای تحقق صلح پایدار سخن گفتند، آمریکاییها ضرورت پذیرش شکست و واگذاری مناطق اشغال شده برای تحقق صلح را یادآور شدند. زلنسکی، بعد از یک مقاومت کوتاه در برابر قرارداد پیشنهادی آمریکا در مورد معادن اوکراین، از احتمال واگذاری منابع و معادن غنی اوکراین به آمریکا در ازای دریافت تضمینهای امنیتی سخن گفته است با این حال مقامات آمریکایی بر لزوم واگذاری این معادن به منظور جبران هزینههای انجام شده تأکید دارند. همچنین، اروپاییها و زلنسکی بر ضرورت ایجاد نیروی نظامی قوی و توان دفاعی «اروپایی» تأکید کردند که نشاندهنده از دست رفتن امید آنها به حمایت ایالات متحده است.
🔸مارکو روبیو وزیر خارجه آمریکا، با درک نگرانی اروپاییها از حذف شدنشان از روند صلح به آنها اطمینان داده بود که مذاکرات فعلی آمریکا و روسیه در خصوص روابط دو جانبه و همچنین جدیت روسیه در مذاکرات صلح است و اگر مذاکرات «واقعی» صلح آغاز شود، اوکراین و کشورهای اروپایی نیز در آن حضور خواهند داشت. اما رویدادهای اخیر این گمان را تقویت کرده که هدف اصلی مذاکرات روسیه و آمریکا در ریاض، رسیدن به توافقی کلی درباره آتشبس در اوکراین بدون حضور طرفهای اوکراینی و اروپایی بود.
💢اهداف و پیامدهای نشست ریاض
🔸دیدار هیئتهای آمریکایی و روسی در شرایطی انجام شد که زلنسکی نیز همزمان در عربستان حضور داشت اما در مذاکرات شرکت نکرد. به نظر میرسد مهمترین هدف این دیدار تعیین خطوط کلی توافق و اعمال منافع آمریکا و روسیه بدون توجه به اوکراین و اروپا بوده است. این دیدار اگرچه انتظار چندانی از این دیدار نمیرفت نویدبخش آغاز مذاکرات صلح بود اما اکنون با جنجال دیدار زلنسکی با ترامپ اوضاع بسیار پیچیدهتر شده است. دیدار هيئتها در ریاض افزایش احساس تهدید اروپاییها از سوی روسیه و آمریکا را در پی داشت و با رفتار اخیر آمریکایی ها با زلنسکی این احساس تشدید شده است؛ چرا که آنها گمان میکنند آمریکا دیگر حمایتی از آنها نمیکند.
🔸دیدار ریاض و دیدار ترامپ و زلنسکی نمادی از تلاش آمریکا برای تغییر رئیسجمهور اوکراین و آمادهسازی این کشور برای پذیرش شکست است. مقامات آمریکایی پیشتر بر لزوم پذیرش از دست رفتن مناطق تحت کنترل روسیه و برگزاری انتخابات ریاستجمهوری در اوکراین تأکید کردهاند که بیانگر تلاش آنها برای ایجاد تغییراتی در عرصه سیاسی اوکراین است.
💢جمعبندی
🔁مطالب مرتبط
▫️کنفرانس امنیتی مونیخ ۲۰۲۵
▫️محتوای توافق معدنی آمریکا و اوکراین چیست؟
▫️حامیان اصلی اوکراین در اروپا کدام کشورها بودهاند؟
🌐https://institutetehran.com/art/297
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍6👏2👌1
#تحلیل_کوتاه
🔹پس از دستور اعمال تعرفههای ۲۵ درصدی آمریکا بر وارادات آلومینیوم و فولاد توسط ترامپ در ۱۰ فوریه که از ۱۲ مارس اجرایی خواهد شد، رئیس اتحادیه اروپا هشدار داد که این اتحادیه آماده است تا واکنشهای محکم و تلافیجویانهای نشان دهد. اروپاییها که از سال گذشته نگران انتخاب مجدد ترامپ به عنوان رئیسجمهور بودند، گزینههای مختلفی برای مقابله با جنگ تعرفهای احتمالی بررسی کرده بودند. هرچند اولویت اولیه آنها مذاکره و تلاش برای کاهش تنشها و تعرفهها بود، اما از این موضوع آگاه بودند که وقوع جنگ تجاری با ترامپ اجتنابناپذیر است و بنابراین خود را برای این وضعیت آماده کردهاند. برخی از گزینههای احتمالی برای مقابله به مثل به شرح زیر است:
💢تعرفههای تلافیجویانه
🔸در سال ۲۰۱۸، ترامپ تعرفههایی بر فولاد و آلومینیوم اعمال کرده بود که فشار زیادی بر صنایع اروپا وارد کرد. در پاسخ، اروپا اقدام به تحریم موتورسیکلتهای هارلیدیویدسون، شلوارهای جین و نوشیدنیهای الکلی آمریکایی نمود. اگرچه این اقدامات بازدارنده نبودند، اما پیامی به آمریکا ارسال کرد مبنی بر اینکه اروپا توانایی اعمال تعرفههای تلافیجویانه را دارد. اکنون، با توجه به تجربه دوره قبل، اروپاییها خود را برای مواجهه با تعرفههای تلافیجویانه آماده کردهاند و به عنوان مثال، ممکن است اقدام به اعمال تعرفه بر صنایع ماشینسازی، محصولات صنعتی و کشاورزی آمریکایی کنند. هرچند که احتمال یک تقابل سنگین در این حوزه پایین است، کشورهای اروپایی اما گزینههای مختلفی دارند که میتواند صنایع، اقتصاد و زیست مردم آمریکا را تحت فشار قرار دهد.
💢قانون ابزار ضد اجبار
🔸در اواخر سال ۲۰۲۳ اتحادیه اروپا قانونی به نام ابزار ضد اجبار (Anti-coercion instrument) تصویب کرد که به موجب آن در صورت اعمال سیاستهای اقتصادی به هدف تغییر سیاستهای اتحادیه اروپا، این اتحادیه پس از مشورت با اعضاء اقدامات تلافیجویانهای علیه کشور ثالث اعمال خواهد کرد تا آن کشور در دستیابی به هدف خود ناکام بماند. گرچه این قانون بیشتر برای چین و روسیه آماده شده بود اما امکان کاربست آن در برابر آمریکا را نیز وجود دارد. در این قانون ابزارهای متنوعی تعریف شده که در صورت ناموفق بودن مذاکره برای مقابله با سیاستهای اقتصادی طرف مقابل به کار رود. اعمال محدودیت در سرمایهگذاری شرکتهای کشور ثالث، ممنوعیت خریدهای دولتی از آن کشور، محدودیت و هدف قرار دادن شرکتهای فناوری آن کشور و ممنوعیت ارائه خدمات برای آنها از جمله ابزارهایی است که اتحادیه اروپا میتواند از آنها برای تلافیجویی استفاده کند.
💢تقویت روابط با کشورهای جهان جنوب
🔸اتحادیه اروپا از زمان جنگ اوکراین روند چندقطبی شدن نظم جهانی را به خوبی احساس کرد. بر همین اساس هم پیشبینی میکرد که روابطش با چین و آمریکا در آینده دچار تنش شود و از این رو، به دنبال گسترش و تنوعبخشی به اقتصاد خود از طریق تقویت روابط با کشورهای جهان جنوب بوده است. این اتحادیه اکنون به طور ویژه تمرکز خود را بر تقویت روابط با هند، اتحادیه مرکوسور در آمریکای جنوبی و کشورهای جنوب شرق آسیا معطوف کرده است تا بتواند کمبودهای ناشی از کاهش روابط اقتصادی با چین و آمریکا را از طریق این کشورها جبران کند. شروع مذاکرات با هند از سال ۲۰۲۲ برای قرارداد تجارت آزاد با این کشور از جمله مصادیق این رویکرد است. به جز این مورد، اتحادیه اروپا تاکنون اقدامات مختلفی برای حفظ و تقویت این روابط انجام داده و انتظار میرود در صورت تداوم اعمال تعرفه بر کالاهای اروپایی، کالاهایی که پیش از این به آمریکا ارسال میشد، به این مناطق از جهان منتقل شود.
💢جمعبندی
🔁مطالب مرتبط
▫️اتحاد فراآتلانتیک رو به احتضار است. پس از آن چه چیزی در انتظار اروپا است؟
▫️رویکرد ضدلیبرالی ترامپ: تاثیر منفی راهبرد «اول آمریکا» بر مزیت آمریکا
🌐https://institutetehran.com/art/298
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍7👏2😁1👌1
#تحلیل_کوتاه
🔹پارلمان عراق در حالی قانون عفو عمومی را تاریخ ۲۱ژانویه ۲۰۲۵ به تصویب رساند که گمانهزنیها از سمت مخالفان این قانون در خصوص آزادی تروریستها در حال تقویت است. عفو عمومی در عراق از معدود قوانینی است که موافقت روسای چهار گانه عراق را به طور کامل کسب کرده بود. یکی مهمترین عواملی که مسبب این حمایت بود فعالیتهای حزب تقدم برای تبدیل کردن این قانون به موضوع حیثیتی در خیابانهای عراق بود.
🔸در انتخابات ۲۰۲۳ مجالس استانی و انتخابات پارلمانی ۲۰۲۱ حزب تقدم بیش از سایر احزاب سنی وعده تصویب عفو عمومی را داده بود و به نوعی پیشتازی این حزب از سایر احزاب سنی، به تکاپو واداشتن خیابان در کنار کمپینسازیها در فضای مجازی و سایر بسترهای رسانهای مرهون همین قانون عفو عمومی بود. در مرحله بعدی و در واقع پس از پیروزی در دو انتخابات مذکور، حزب تقدم مسئله عفو عمومی را از حالت حزبی به بازی قومیتی تبدیل کرد. به عنوانی مسئله عفو عمومی دیگر محصور به دغدغه طرفداران حزب تقدم نبود بلکه به موضوع حیاتی برای سنیها تبدیل شد. این مرحله در زمانی به کار گرفته شد که جناح مقابل حزب تقدم و رقیب اصلی محمد الحلبوسی، حزب السیاده دنبال سیاستی رفته بود که بیشتر عنوان خود تخریبی را به خود اختصاص میداد.
🔸حزب السیاده به رهبری خمیس الخنجر در جایی که باید از موضوع عفو عمومی نهایت استفاده را میبرد در صدد موضوع حساس انحلال کمیته گرایش به حزب بعث (اجتثاث البعث) بر آمد. اصرار خمیس الخنجر بر این قانون سبب شد تا توسط همین کمیته احضار شود و برای مدتی از فعالیتهای سیاسی منع شود. در مقابل، حزب تقدم به دلیل اینکه عفو عمومی را به موضوع حیثیتی اهل سنت تبدیل کرده بود به تمام فراکسیونهای حاضر در پارلمان اعلام کرد تا زمانیکه قانون عفو عمومی در دستور کار پارلمان قرار نگیرد در جلسات آتی شرکت نخواهد کرد.
🔸تحریم جلسات پارلمان از سوی حزب تقدم به حدی جدی بود که پارلمان چندین جلسه به علت عدم کسب حدنصاب ساقط شده بود. در همین حین، حزب تقدم با استفاده از ابزارهای رسانهای خود عفو عمومی را از حالت قومیتی خارج کرد و آن را ابتدا به شیعیان و سپس به تمام عراقیها تعمیم داد. از این طریق، توانست مسئله تماما جناحی و قومیتی را آنچنان عادی جلوه دهد تا راه تصویب (و نه اجرا) را بدون دردسر و بحران بگذراند.
🔸برخلاف تصور آنچه که در رسانهها رواج داشت قانون عفو عمومی برای شیعیان نیز کاربردی است چون آزادی برخی متهمان از گروههای مقاومت و جریان صدر را ضمانت خواهد کرد. اما نباید اجرای این قانون را در چشمانداز کوتاه مدت تحلیل کرد. حتی با وجود تعهد احزاب و سران قبایل سنی و دستگاه قضایی عراق مبنی بر عدم آزادی تروریستها، دولت، ارتش، الحشد الشعبی و نهادهای امنیتی عراق موظف هستند تا رصد و پایش شبانهروزی به منظور پیشگیری از ایجاد و رشد گروهکهای تروریستی به واسطه برخی عفوشدگان را ادامه دهند.
🔸اجرای قانون عفو عمومی میتواند بستر مناسبی برای جلب آرا در انتخابات آتی را فراهم کند. در مناطق چند قومیتی عراق مانند استان کرکوک، موصل، دیالی که ممزوج از جمعیت فیلی، سنی، شیعی و مسیحی هستند زمین بازی احزاب شیعی خواهد بود. به عنوان مثال، در انتخابات ۲۰۲۳ مجالس استانی عراق به وضوح شاهد فعالیت جنبش الصادقون به رهبری قیس الخزعلی و جنبش بابلیون به رهبری ریان الکلدانی که برای جذب آرای خاکستری در مناطق چند قومیتی عراق تلاش میکردند، بودیم. بنابراین از طریق این قانون نیز گروهها و احزاب سیاسی شیعی میتوانند پایگاههای ثابت رای سایر احزاب را تضعیف کنند.
🔸روی مقابل این استدلال، ائتلاف دولت القانون به رهبری نوری المالکی و مجلس الاعلی به رهبری همام حمودی هستند که بارزترین مخالفان تصویب قانون عفو عمومی بودند. هر دو گروه ادعا داشتند تصویب چنین قانونی با توجه به شرایط کنونی منطقه، عراق را وارد بحران خواهد کرد. لذا هر دو حزب میتوانند آرای بخشی از مردمی که با نظرات رهبرانشان همپوشانی دارند، جذب کنند.
🌐https://institutetehran.com/art/299
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍5👏1
#تحلیل_کوتاه
🔹کمیته مرکزی حزب کمونیست چین و کمیسیون نظامی این کمیته در سال 2003 مفهوم جنگهای سهگانه را به عنوان یکی از دستورالعملهای سیاسی ارتش این کشور تصویب کردند. در این دستورالعمل ذکر شده است که سه جنگ عبارت از جنگ افکار عمومی، جنگ روانی و جنگ قانونی است.
🔸جنگهای سه گانه هرکدام شباهت زیادی به یکدیگر دارند و ارتباط آنها به اندازهای نزدیک است که نمیتوان مرزهای روشنی بین آنها قائل شد. این سه جنگ با فرهنگ استراتژیک چین مبتنی بر تیان شیا (Tianxia) هماهنگ است. تیان شیا ریشه در نگاه تاریخی چین در زمان امپراتوری ژو دارد که بر عواملی مانند حکمرانی مشروع (جنگ افزار قانونی) و برتری فرهنگی به منظور اشاعه ارزشهای فرهنگی (جنگ افزار افکار عمومی) چین در جهت تقویت روحیه در داخل و کاهش روحیه دشمن استوار است. بر این اساس چین به دنبال این است که روایتهای بینالمللی را به نفع خود تغییر دهد؛ بر دولت و ارتش تایوان فشار روانی وارد کند و با استفاده از استدلالهای قانونی، مشروعیت بیشتری برای ادعاهای ارضی خود ایجاد کند.
🔸هدف از جنگ روانی تضعیف توانایی دشمن در انجام عملیات نظامی از طریق عملیاتهایی است که به هدف جلوگیری، شوک و کاهش روحیه نیروهای نظامی دشمن و جمعیتهای غیرنظامی حامی آنها انجام میشود و این کار با استفاده از تبلیغات از طریق تلویزیون، اینترنت و تاکتیکهای معمول شامل تهدید از طریق رزمایشها و نمایش قدرت نظامی صورت میگیرد. هدف از جنگ افکار عمومی تأثیرگذاری بر افکار عمومی داخلی و بینالمللی است تا از این طریق از اقدامات نظامی چین حمایت کند و دشمن را از انجام اقداماتی که مغایر با منافع چین باشد منصرف کند.
🔸جنگ قانونی از قوانین بینالمللی و داخلی برای ادعای برتری قانونی یا تحقق منافع چین استفاده میکند. این استراتژی میتواند برای محدود کردن آزادی عمل دشمن و شکل دادن به فضای عملیاتی به کار رود. همچنین، از آن برای جلب حمایت بینالمللی و مدیریت تبعات سیاسی اقدامات نظامی چین استفاده میشود. این جنگ همچنین به جلوگیری از مداخله طرفهای سوم در یک منازعه و قرار دادن دشمن در وضعیت منفعل میپردازد.
🔸در جهت استفاده از جنگ قانونی در مقابل تایوان، چین اقدام به افتتاح نخستین مرکز داوری برای حلوفصل اختلافات دریایی و تاسیس نخستین دادگاه ویژه رسیدگی به پروندههای دریایی مرتبط با تایوان در استان فوجیان کرد. تحت تاثیر این عوامل چین مدل کینمن (Kinmen Model) را ارائه کرد که به کنترل و اعمال حاکمیت و حقوق اجرایی تدریجی در مناطقی خاص از تنگه تایوان، بهویژه جزایر کوچک نزدیک به سواحل چین را افزایش میدهد. این مدل نام خود را از جزایر کینمن گرفته است که در نزدیکی سواحل استان فوجیان چین قرار دارند اما تحت کنترل تایوان هستند.
مدل کینمن میتواند در آینده به جزایر ماتسو، پنگهو که تحت کنترل تایوان هستند و کل تنگه تایوان تعمیم داده شود. علاوه براین، اصلاحات در قانون گارد ساحلی چین 15 ژوئن2024 امکان توقیف کشتیهای خارجی در آبهای سرزمینی و مجاور چین و همچنین بازداشت اتباع خارجی مظنون را فراهم کرده است.
🔸همزمان با جنگ قانونی، چین از جنگ روانی نیز علیه تایوان استفاده میکند. تحت تاثیر این امر گارد ساحلی چین گشتهای خود را در اطراف تایوان افزایش داده و در اکتبر ۲۰۲۴ طی رزمایش نظامی «شمشیر مشترک بی۲۰۲۴» جزیره را محاصره کرد و در ادامه چین، سیاستمداران تایوانی مانند پوما شن (Puma Shen) و رابرت تساو (Robert Tsao) را تحریم کرد و آنها را در لیست «جداییطلبان تایوانی» قرار داد. همچنین هواپیماهای نظامی چین در سال 2024 بیشترین تعداد عبور از خط میانه را در مقایسه با هر سال دیگر ثبت کردند که این امر نشان از تلاش فزاینده چین در افزایش جنگ روانی بر علیه تایوان میباشد.
🔸همچنین در ارتباط با جنگ افکار عمومی بر علیه تایوان، چین از رسانههای خود برای تأکید بر «یک چین واحد» و مشروعیت خود در حاکمیت بر تایوان استفاده میکند و تلاش میکند افکار عمومی جهانی را به نفع خود متمایل کند و با تولیدات رسانهای مانند فیلم «نبرد در دریاچه چانگجین» (The Battle at Lake Changjin ) بر تجلیل از دستاوردهای حزب کمونیست چین و یکپارچکی چین و تایوان تاکید کند.
🌐https://institutetehran.com/art/300
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍4❤2👎2👌2
♦️وولفگنگ ایشینگر
📝فارن افرز
#تهران_ریویو
🔹جلسه فاجعهبار ولادیمیر زلنسکی با دونالد ترامپ و جی دی ونس در کاخ سفید لحظه فرارسیدن حقیقت برای ائتلاف غربی بود. ترامپ با پایاندادن به پشتیبانی آمریکا در جنگ نه فقط اوکراین را متزلزل ساخته؛ بلکه روابط فراآتلانتیک را به عنوان مفروض اساسی پس از جنگ جهانی دوم با پرسش مواجه کرده است. در پایتختهای اروپایی هراس رخنه کرده است. برخی از سیاستگذاران و تحلیلگران صحبت از پایان ناتو یا پایان غرب میکنند. آنها از مقاصد ایالات متحده وحشت کردهاند: آیا واشنگتن میخواهد بقای درازمدت اوکراین را به عنوان کشوری مستقل و آزاد تضعیف کند؟ آیا ترامپ تلاش میکند که راهبرد "معکوس کیسینجر" را اجرا کرده و به عکس کیسینجر که برای مهار شوروی به چین نزدیک شد، برای مهار چین به روسیه نزدیک شود؟
🔸چالش کنونی برای غرب دلهرهآور است؛ اما این ائتلاف در گذشته از تردیدهای قوی دیگری نیز نسبت به این ائتلاف عبور کرده است. پس از پایان پیمان ورشو، در اوایل دهه ۱۹۹۰ برخی طرفدار انحلال تدریجی ناتو بودند. با این حال از زمانی که روسیه در دو دهه گذشته در مسیر تجدیدنظرطلبی قرار گرفت (مخصوصاً از ۲۰۱۴ که کریمه را تصاحب و دونباس را اشغال کرد) ناتو نه تنها دوام بلکه گسترش یافته و امروز به لحاظ انسجام، تعداد اعضا و بازدارندگی تقویت شده است. با این حال دولت ترامپ مسئله اعتماد را بوجود آورده است و برای نخستین بار اروپاییها مطمئن نیستند که ایالات متحده به ناتو و نقش رهبری آمریکا در آن متعهد خواهد بود یا خیر.
🔸ایالات متحده از اینکه اروپا را رها کند تا با روسیه به توافق برسد، آگاه است. پس از الحاق کریمه به روسیه و اشغال شرق اوکراین در ۲۰۱۴، واشنگتن تصمیم گرفت تا مواجه با مسکو را به کشورهای اروپایی واگذار کند. ابزار کلیدی در این امر فرایند مینسک (گفتگوهایی برای آتشبس در شرق اوکراین) و به اصطلاح نورماندی چهار (Normandy Four) بود که از فرانسه، آلمان، روسیه و اوکراین تشکیل میشد و از ۲۰۱۴ تا ۲۰۲۲ چندین نوبت با یکدیگر ملاقات داشتند. متاسفانه فرایند مینسک و نورماندی شکست خورد و خلأ رهبری آمریکا روسیه را تشویق کرد تا تنش را شدت بخشد که در نهایت منجر به اشغال اوکراین در فوریه ۲۰۲۲ شد.
🔸به نفع منافع اروپاست که از تعامل راهبردی ایالات متحده استقبال کند. این تعامل در راستای چرخش بزرگ واشنگتن از اروپا به سمت چین است؛ اما برای موفقیت، هر دو سوی آتلانتیک باید شکاف اعتماد میان خود را پر کنند. اگر چنین کاری انجام شود، تنها چالش اصلی پیداکردن راهی برای تضمینکردن و اجرای یک توافق بادوام در اوکراین خواهد بود. اول از همه، اوکراین باید در این توافق شرکت کند و نیاز دارد تا مطمئن شود نتیجه آن منصفانه است و بدعهدی نیست. بدون مشارکت فعال اوکراین و اروپاییها تلاش دولت ترامپ برای صلح قبل از اینکه آغاز شود فرو میپاشد. به همین دلیل به نفع آمریکا است که روابط خود را با زلنسکی و رهبری اوکراین بعد از جلسه ۲۸ فوریه در کاخ سفید بهبود بخشد.
🔸از همه مهمتر، نیازی وافر به شکل جدیدی از رهبری اروپایی احساس میشود. قدرتهای اروپا برای منافع امنیتی حیاتی خود و بازسازی این ائتلاف فرسوده باید نشان دهند که قادرند بار بیشتری را برای ارتقای قدرت جمعی ائتلاف بر دوش کشند. فرانسه، آلمان، لهستان و دیگر همسایگان موافق باید ابتکار دفاعی مهمی را راه اندازی کنند و گروهی مرکزی از قدرتها را شکل دهند که در مسائل امنیتی آماده باشد با یک صدای واحد صحبت کند. این اتحادیه دفاع اروپایی باید بر اساس نظام تصمیمگیری اکثریتی عمل کند و مشارکت نزدیک بریتانیا را نیز تا حد ممکن در بر میگیرد. اهداف اصلی این ابتکار میتواند شامل ایجاد بازار دفاعی واحد و منسجم و زنجیره عرضه، تجهیزات نظامی، تدارکات و توسعه و تمرین مشترک نیروهای نظامی باشد.
🔄مطالب مرتبط
▫️گزینههای اروپا برای پاسخ به وضع تعرفههای جدید توسط ترامپ
▫️وضعیت میدانی نبرد در اوکراین و طرحهای مذاکراتی روسیه و آمریکا
▫️اتحاد فراآتلانتیک رو به احتضار است. پس از آن چه چیزی در انتظار اروپا است؟
🌐https://institutetehran.com/art/301
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍7👏2👌1
♦️پشت پرده حمایت نتانیاهو از دروزیهای سوریه
◼️ مجله البیان- عربستان
📝حسن الرشیدی
#رویة_العربیة
🔸اسرائیل بهتازگی اعلام کرده که اجازه نخواهد داد نیروهای «هیئة تحریر الشام» یا «ارتش جدید سوریه» به جنوب دمشق پیشروی کنند. نتانیاهو خواستار خلع سلاح این نیروها در مناطق قنیطره، درعا و سویدا شده است. این موضعگیری در حالی صورت میگیرد که بحران جنگ غزه و فشارهای داخلی ناشی از آن همچنان ادامه دارد؛ از یک سو جناح راست افراطی بر تداوم جنگ و آوارهسازی فلسطینیان تأکید میکند، و از سوی دیگر بخش اعظم صهیونیستها خواهان ادامه توافق با حماس و آزادی اسرا هستند.
🔹همزمان، اسرائیل جنگی را در کرانه باختری علیه گروههای مقاومت فلسطینی به راه انداخته و شهرکنشینان شمال فلسطین نیز تا تعیین تکلیف جنگ با حزبالله، از بازگشت به خانههای خود خودداری میکنند. در میانه این بحرانها، نتانیاهو جبهه جولان را نیز دچار تنش کرده و در امور سوریه دخالت میکند. این در حالی است که حکومت جدید سوریه همواره تلاش داشته تا با پرهیز از درگیری مستقیم با اسرائیل، ثبات خود را حفظ کند؛ اما نکته تعجببرانگیز اینجاست که ارتش اسرائیل از زمان ورود نیروهای تحریر الشام به دمشق، اقدام به تضعیف قدرت نظامی سوریه کرده است. اسرائیل با اشغال منطقه حائل در بلندیهای جولان، دامنه تجاوزات خود را به اطراف دمشق، قنیطره و درعا گسترش داده است. اکنون، اسرائیل مسیر دمشق-بیروت و برخی راههای داخلی لبنان، ازجمله مسیر بقاع-جنوب را در کنترل خود دارد.
💢رژیم و واقعیت پیرامون
🔹از زمان تأسیس، این رژیم احساس کرده است که توسط دشمنان همسایه عربی احاطهشده که با موجودیت و پروژههای توسعهطلبانه و استعماری آن مخالف هستند؛ بنابراین، این رژیم تلاش کرده است تا این محاصره را تضعیف نموده و با شکست مواجه نماید. استراتژی امنیت ملی این رژیم بر دو اصل استوار است: اول، تقویت احزابی که از حمایت کشورهای هممرز با جهان عرب مانند ترکیه، ایران و اتیوپی برخوردار هستند و دوم، راهبرد درونی که بهعنوان «استراتژی تفرقهاندازی» شناخته میشود و با هدف کاشت بذر تفرقه، میان اقلیتهای قومی، مذهبی و دینی در داخل کشورهای عربی به کار بسته میشود.
🔹بن گوریون، اولین نخستوزیر اول اسرائیل طی پیامی که به رهبران ارتش و دستگاههای امنیتی خود، بر لزوم استفاده از نقاط ضعف کشورهای عربی، بهویژه در روابط گروهها و اقلیتها، تأکید کرده است. مطابق دستور او، دستگاههای اسرائیلی موظفند ارتباطات خود را با سران اقلیتهای منطقه برقرار کنند. «آبا ایبان»، وزیر امور خارجه اسبق اسرائیل نیز در کتاب خود گفته است عربها همیشه در تفرقه زندگی کردهاند و وحدتهایشان بیشتر به زور اسلحه بوده است.
🔹اکنون آن استراتژی در حال احیاء است. یک روز پس از سقوط اسد، نتانیاهو با ارسال پیامی به دروزیهای سوریه دست دوستی بهسوی آنها دراز کرد و آنها را برادران دروزی خود و برادران دروزیهای اسرائیل خواند. این اقدام یادآور سیاستهای اسرائیل در دهه ۱۹۷۰ است که به حمایت از تشکیل یک دولت دروزی بهعنوان «دولت حائل» میان اسرائیل و سوریه اشاره داشت. همچنین، وزیر خارجه اسرائیل، در ارزیابی تحولات پس از جنگ لبنان و سقوط نظام سوریه، بر لزوم گسترش روابط اسرائیل با اقلیتهای منطقهای چون کردها و دروزیها تأکید کرد و این ارتباطات را از نظر سیاسی و امنیتی مفید دانست.
💢نقش و برنامههای دروزیها
🔹دروزیهای سوریه، حدود سه درصد از جمعیت، معادل ۷۰۰ تا ۸۰۰ هزار نفر هستند که عمدتاً در مناطق سویدا، ارتفاعات جولان و اطراف دمشق سکونت دارند. با آغاز اعتراضات سوریه، دروزیها به دو گروه حامی و مخالف اسد تقسیم شدند. پس از سقوط سوریه و به قدرت رسیدن احمد شرع، دروزیها در ابتدا موضع مشکوکی نسبت به حکومت جدید داشتند و حتی از ورود نیروهای دولت جدید به مناطقشان جلوگیری کردند. در این شرایط، ولید جنبلاط، رهبر دروزیهای لبنان، شیخ عقل، رهبر دروزیهای مخالف اسد را به دمشق برد تا با احمد شرع دیدار کند.
✅ آنچه باعث ابهام بیشتر در فهم جهتگیری دروزیهای سوریه میشود، اقدامات و اظهارات رهبر آنها است. یک روز پیش از سخنان نتانیاهو، شورای نظامی در سویدا، متشکل از تعدادی از گروههای مسلح برگزار و پرچم دروزیها در این استان به اهتزاز درآمد. همچنین در ویدئویی که اخیرا از رهبر دروزیهای سوریه منتشر شده است، شیخ عقل بهصورت ضمنی از دولت سوریه انتقاد کرده و اعلام میکند مردم سوریه با بازگشت فساد و استبداد تحت هر عنوانی مخالف هستند. بهنظر میرسد وقایع روزهای آتی بیش از پیش نیت دروزیها و ارتباط آنها با اسرائیل را آشکار کند.
🔄مطالب مرتبط
▫️شبهخودگردانی کشورها و مناطق فاقد حکمرانی
▫️ اسرائیل و سوریه مطلوب
✅ اندیشکده تهران✅
🌐https://institutetehran.com/art/302
🌐 @InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
◼️ مجله البیان- عربستان
📝حسن الرشیدی
#رویة_العربیة
🔸اسرائیل بهتازگی اعلام کرده که اجازه نخواهد داد نیروهای «هیئة تحریر الشام» یا «ارتش جدید سوریه» به جنوب دمشق پیشروی کنند. نتانیاهو خواستار خلع سلاح این نیروها در مناطق قنیطره، درعا و سویدا شده است. این موضعگیری در حالی صورت میگیرد که بحران جنگ غزه و فشارهای داخلی ناشی از آن همچنان ادامه دارد؛ از یک سو جناح راست افراطی بر تداوم جنگ و آوارهسازی فلسطینیان تأکید میکند، و از سوی دیگر بخش اعظم صهیونیستها خواهان ادامه توافق با حماس و آزادی اسرا هستند.
🔹همزمان، اسرائیل جنگی را در کرانه باختری علیه گروههای مقاومت فلسطینی به راه انداخته و شهرکنشینان شمال فلسطین نیز تا تعیین تکلیف جنگ با حزبالله، از بازگشت به خانههای خود خودداری میکنند. در میانه این بحرانها، نتانیاهو جبهه جولان را نیز دچار تنش کرده و در امور سوریه دخالت میکند. این در حالی است که حکومت جدید سوریه همواره تلاش داشته تا با پرهیز از درگیری مستقیم با اسرائیل، ثبات خود را حفظ کند؛ اما نکته تعجببرانگیز اینجاست که ارتش اسرائیل از زمان ورود نیروهای تحریر الشام به دمشق، اقدام به تضعیف قدرت نظامی سوریه کرده است. اسرائیل با اشغال منطقه حائل در بلندیهای جولان، دامنه تجاوزات خود را به اطراف دمشق، قنیطره و درعا گسترش داده است. اکنون، اسرائیل مسیر دمشق-بیروت و برخی راههای داخلی لبنان، ازجمله مسیر بقاع-جنوب را در کنترل خود دارد.
💢رژیم و واقعیت پیرامون
🔹از زمان تأسیس، این رژیم احساس کرده است که توسط دشمنان همسایه عربی احاطهشده که با موجودیت و پروژههای توسعهطلبانه و استعماری آن مخالف هستند؛ بنابراین، این رژیم تلاش کرده است تا این محاصره را تضعیف نموده و با شکست مواجه نماید. استراتژی امنیت ملی این رژیم بر دو اصل استوار است: اول، تقویت احزابی که از حمایت کشورهای هممرز با جهان عرب مانند ترکیه، ایران و اتیوپی برخوردار هستند و دوم، راهبرد درونی که بهعنوان «استراتژی تفرقهاندازی» شناخته میشود و با هدف کاشت بذر تفرقه، میان اقلیتهای قومی، مذهبی و دینی در داخل کشورهای عربی به کار بسته میشود.
🔹بن گوریون، اولین نخستوزیر اول اسرائیل طی پیامی که به رهبران ارتش و دستگاههای امنیتی خود، بر لزوم استفاده از نقاط ضعف کشورهای عربی، بهویژه در روابط گروهها و اقلیتها، تأکید کرده است. مطابق دستور او، دستگاههای اسرائیلی موظفند ارتباطات خود را با سران اقلیتهای منطقه برقرار کنند. «آبا ایبان»، وزیر امور خارجه اسبق اسرائیل نیز در کتاب خود گفته است عربها همیشه در تفرقه زندگی کردهاند و وحدتهایشان بیشتر به زور اسلحه بوده است.
🔹اکنون آن استراتژی در حال احیاء است. یک روز پس از سقوط اسد، نتانیاهو با ارسال پیامی به دروزیهای سوریه دست دوستی بهسوی آنها دراز کرد و آنها را برادران دروزی خود و برادران دروزیهای اسرائیل خواند. این اقدام یادآور سیاستهای اسرائیل در دهه ۱۹۷۰ است که به حمایت از تشکیل یک دولت دروزی بهعنوان «دولت حائل» میان اسرائیل و سوریه اشاره داشت. همچنین، وزیر خارجه اسرائیل، در ارزیابی تحولات پس از جنگ لبنان و سقوط نظام سوریه، بر لزوم گسترش روابط اسرائیل با اقلیتهای منطقهای چون کردها و دروزیها تأکید کرد و این ارتباطات را از نظر سیاسی و امنیتی مفید دانست.
💢نقش و برنامههای دروزیها
🔹دروزیهای سوریه، حدود سه درصد از جمعیت، معادل ۷۰۰ تا ۸۰۰ هزار نفر هستند که عمدتاً در مناطق سویدا، ارتفاعات جولان و اطراف دمشق سکونت دارند. با آغاز اعتراضات سوریه، دروزیها به دو گروه حامی و مخالف اسد تقسیم شدند. پس از سقوط سوریه و به قدرت رسیدن احمد شرع، دروزیها در ابتدا موضع مشکوکی نسبت به حکومت جدید داشتند و حتی از ورود نیروهای دولت جدید به مناطقشان جلوگیری کردند. در این شرایط، ولید جنبلاط، رهبر دروزیهای لبنان، شیخ عقل، رهبر دروزیهای مخالف اسد را به دمشق برد تا با احمد شرع دیدار کند.
🔄مطالب مرتبط
▫️شبهخودگردانی کشورها و مناطق فاقد حکمرانی
▫️ اسرائیل و سوریه مطلوب
🌐https://institutetehran.com/art/302
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍4👏2👌2❤1
🔵مدل رشد جدید در خلیج فارس
◼️پروجکت سیندیکیت
📝فریس السلیمان و استفن هرتوگ
#اکوتهران
🔸کشورهای خلیج فارس متاثر از تحولات ژئوپلتیک و پویاییهای بازار در موقعیت بسیار مناسبی قرار گرفتهاند. طی سه سال گذشته، صندوق سرمایهگذاری عمومی عربستان (PIF) توافقهای مختلفی با شرکتهای چندملیتی بزرگ برای راهاندازی تاسیسات تولیدی جدید در این کشور امضا کرده است. با این حال، باوجود ثروت نفتی کافی برای جذب سرمایهگذاران جهانی، تلاشهای قبلی در زمینه سیاست صنعتی چندان موفق نبوده است. آیا این بار تفاوت خواهد کرد؟
🔹بهبود زیرساختها و ظرفیتهای دولتی و همچنین کاهش هزینه انرژیهای تجدیدپذیر، نشانههایی است که موفقیت این سیاست صنعتی را امکانپذیر میکند. اما شاید مهمتر از همه، توانایی رو به رشد پادشاهیهای خلیج فارس در درک چشمانداز ژئواکونومیکی در حال تغییر است تا بتوانند در زنجیرههای ارزش جهانی جایگاهی پیدا کنند.
🔹به جز شرکتهای چینی، مایکروسافت به تازگی قراردادی به ارزش ۱.۵ میلیارد دلار برای سرمایهگذاری در شرکت فناوری دولتی G42 در امارات متحده امضا کرده است و شرکت کشتیساز ایتالیایی Fincantieri نیز همکاری مشترکی با یک شرکت اماراتی برای صادرات کشتیهای دریایی به شرکای غیرناتو تشکیل داده است.
💢 شکلگیری سرمایهداری دولتی
🔹این تحولات در شرایط تبدیل کشورهای منطقه به کارآفرینانی فعال رخ میدهد؛ پدیدهای که به ویژه در عربستان و امارات مشهود است. صندوقهای ثروت دولتی این کشورها در راستای سیاست صنعتی شدن و نوسازی از طریق یک مدل دولتی-سرمایهداری مشخص، دهها شرکت را در بخشهای مختلف تأسیس یا خریداری کردهاند. این شرکتها به شرکای مطلوبی برای بازیگران صنعتی خارجی تبدیل شدهاند که به دنبال ورود به بازار خلیج فارس هستند. اما با وجود منابع و ظرفیتهای عظیم دولت، باید دید در بازار انضباط کافی برای ایجاد یک استراتژی صنعتی پایدار و صادراتمحور وجود دارد یا خیر.
🔹گسترش مدل سرمایهداری دولتی در کنار تحولات ژئوپلتیک کنونی میتواند فرصتهای جدیدی را فراهم کند. چندقطبی شدن و ظهور بلوکهای جایگزینی مانند بریکس به قدرتهای متوسطی مانند عربستان و امارات این امکان را داده است که در مذاکرات قویتر ظاهر شوند و به زنجیرههای ارزش جهانی که قبلاً برایشان دست نیافتنی بود، دسترسی پیدا کنند. این پویایی جدید را میتوان در مذاکرات تجاری بین شورای همکاری خلیج فارس و اتحادیه اروپا و بریتانیا مشاهده کرد. میزبانی اخیر عربستان از مذاکرات مقدماتی بین هیئتهای آمریکایی و روسی، نشانهای از نقش محوری این کشورها در دولت دوم ترامپ است.
🔹این تغییرات در نظام بینالمللی، در کنار یک استراتژی صنعتی قویتر برای جذب شرکتهای چندملیتی، موجب تسریع تغییر در جریان داراییها شده است. با افزایش رقابت انرژی سبز، اتوماسیون، هزینه پایین سرمایه و تغییرات ژئواکونومیکی، سواحل غربی عربستان به یک مرکز نوظهور برای تولید خودروهای برقی تبدیل شده است. شرکتهایی مانند Foxconn، Hyundai و Lucid در حال سرمایهگذاری در تأسیسات تولیدی هستند تا بازارهای خلیج فارس، آفریقا و اروپا را در اختیار بگیرند.
🔹به همین ترتیب لنوو نیز اخیراً اقدام به راهاندازی یک مرکز تولیدی در عربستان سعودی کرده است. همچنین شاهد افزایش قابل توجهی در تعهدات سرمایهگذاری برای توسعه زیرساختهای دیجیتالی منطقه، بویژه دیتاسنترهای سبز هستیم؛ چرا که هزینههای پایین انرژی خورشیدی، زمین فراوان و اتصال سریع به بازارهای مختلف جذابیت این سرمایهگذاریها را افزایش داده است.
🔹انرژیهای تجدیدپذیر اکنون با سرعت بیشتری در اکثر مناطق به کار گرفته میشوند و این روند به کشورهای خلیج فارس کمک میکند تا بخشهای مهمی از زنجیرههای ارزش را بومیسازی کنند. در حال حاضر دو شرکت چینی تولیدکننده پنل خورشیدی در جهان، در حال برنامهریزی برای راهاندازی خطوط مونتاژ در عربستان سعودی با همکاری صندوق سرمایهگذاری عمومی هستند.
✅ با این حال، اتکا به این نوع استراتژی صنعتی بدون خطر نیست. در سطح جهانی هنوز مشخص نیست که سیاستهای صنعتی جدید چگونه عمل خواهند کرد. ایالات متحده و اروپا ممکن است اقداماتی انجام دهند تا مانع ورود محصولات چینی به بازارهای خود شوند. همچنین برخی از کشورهای حاشیه خلیج فارس ممکن است با چالشهایی مواجه شوند که منجر به کاهش در سرمایه و تخصص مدیریتی آنها گردد. با این وجود، ماهها و سالهای آینده میتواند بهترین فرصت برای این منطقه جهت توسعه یک مدل رشد پایدار پسانفتی باشد.
🔄مطالب مرتبط
▫️کنفرانس العلا و چالش های نوظهورِ اقتصادهای نوظهور
✅ اندیشکده تهران✅
🌐https://institutetehran.com/art/303
🌐 @InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
◼️پروجکت سیندیکیت
📝فریس السلیمان و استفن هرتوگ
#اکوتهران
🔸کشورهای خلیج فارس متاثر از تحولات ژئوپلتیک و پویاییهای بازار در موقعیت بسیار مناسبی قرار گرفتهاند. طی سه سال گذشته، صندوق سرمایهگذاری عمومی عربستان (PIF) توافقهای مختلفی با شرکتهای چندملیتی بزرگ برای راهاندازی تاسیسات تولیدی جدید در این کشور امضا کرده است. با این حال، باوجود ثروت نفتی کافی برای جذب سرمایهگذاران جهانی، تلاشهای قبلی در زمینه سیاست صنعتی چندان موفق نبوده است. آیا این بار تفاوت خواهد کرد؟
🔹بهبود زیرساختها و ظرفیتهای دولتی و همچنین کاهش هزینه انرژیهای تجدیدپذیر، نشانههایی است که موفقیت این سیاست صنعتی را امکانپذیر میکند. اما شاید مهمتر از همه، توانایی رو به رشد پادشاهیهای خلیج فارس در درک چشمانداز ژئواکونومیکی در حال تغییر است تا بتوانند در زنجیرههای ارزش جهانی جایگاهی پیدا کنند.
🔹به جز شرکتهای چینی، مایکروسافت به تازگی قراردادی به ارزش ۱.۵ میلیارد دلار برای سرمایهگذاری در شرکت فناوری دولتی G42 در امارات متحده امضا کرده است و شرکت کشتیساز ایتالیایی Fincantieri نیز همکاری مشترکی با یک شرکت اماراتی برای صادرات کشتیهای دریایی به شرکای غیرناتو تشکیل داده است.
💢 شکلگیری سرمایهداری دولتی
🔹این تحولات در شرایط تبدیل کشورهای منطقه به کارآفرینانی فعال رخ میدهد؛ پدیدهای که به ویژه در عربستان و امارات مشهود است. صندوقهای ثروت دولتی این کشورها در راستای سیاست صنعتی شدن و نوسازی از طریق یک مدل دولتی-سرمایهداری مشخص، دهها شرکت را در بخشهای مختلف تأسیس یا خریداری کردهاند. این شرکتها به شرکای مطلوبی برای بازیگران صنعتی خارجی تبدیل شدهاند که به دنبال ورود به بازار خلیج فارس هستند. اما با وجود منابع و ظرفیتهای عظیم دولت، باید دید در بازار انضباط کافی برای ایجاد یک استراتژی صنعتی پایدار و صادراتمحور وجود دارد یا خیر.
🔹گسترش مدل سرمایهداری دولتی در کنار تحولات ژئوپلتیک کنونی میتواند فرصتهای جدیدی را فراهم کند. چندقطبی شدن و ظهور بلوکهای جایگزینی مانند بریکس به قدرتهای متوسطی مانند عربستان و امارات این امکان را داده است که در مذاکرات قویتر ظاهر شوند و به زنجیرههای ارزش جهانی که قبلاً برایشان دست نیافتنی بود، دسترسی پیدا کنند. این پویایی جدید را میتوان در مذاکرات تجاری بین شورای همکاری خلیج فارس و اتحادیه اروپا و بریتانیا مشاهده کرد. میزبانی اخیر عربستان از مذاکرات مقدماتی بین هیئتهای آمریکایی و روسی، نشانهای از نقش محوری این کشورها در دولت دوم ترامپ است.
🔹این تغییرات در نظام بینالمللی، در کنار یک استراتژی صنعتی قویتر برای جذب شرکتهای چندملیتی، موجب تسریع تغییر در جریان داراییها شده است. با افزایش رقابت انرژی سبز، اتوماسیون، هزینه پایین سرمایه و تغییرات ژئواکونومیکی، سواحل غربی عربستان به یک مرکز نوظهور برای تولید خودروهای برقی تبدیل شده است. شرکتهایی مانند Foxconn، Hyundai و Lucid در حال سرمایهگذاری در تأسیسات تولیدی هستند تا بازارهای خلیج فارس، آفریقا و اروپا را در اختیار بگیرند.
🔹به همین ترتیب لنوو نیز اخیراً اقدام به راهاندازی یک مرکز تولیدی در عربستان سعودی کرده است. همچنین شاهد افزایش قابل توجهی در تعهدات سرمایهگذاری برای توسعه زیرساختهای دیجیتالی منطقه، بویژه دیتاسنترهای سبز هستیم؛ چرا که هزینههای پایین انرژی خورشیدی، زمین فراوان و اتصال سریع به بازارهای مختلف جذابیت این سرمایهگذاریها را افزایش داده است.
🔹انرژیهای تجدیدپذیر اکنون با سرعت بیشتری در اکثر مناطق به کار گرفته میشوند و این روند به کشورهای خلیج فارس کمک میکند تا بخشهای مهمی از زنجیرههای ارزش را بومیسازی کنند. در حال حاضر دو شرکت چینی تولیدکننده پنل خورشیدی در جهان، در حال برنامهریزی برای راهاندازی خطوط مونتاژ در عربستان سعودی با همکاری صندوق سرمایهگذاری عمومی هستند.
🔄مطالب مرتبط
▫️کنفرانس العلا و چالش های نوظهورِ اقتصادهای نوظهور
🌐https://institutetehran.com/art/303
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍5👎3❤2👏2🆒2👌1
#تحلیل_کوتاه
🔸پس از حدود ۴ دهه درگیریهای خشونتآمیز میان حزب کارگران کردستان موسوم به «پ.ک.ک» و دولت مرکزی ترکیه، سرانجام عبدالله اوجالان، رهبر زندانیِ ۷۵ ساله «پ.ک.ک» فرمان خلعسلاح و انحلال این سازمان را صادر کرد. فرمان مذکور در نتیجه ابتکار «دولت باغچلی» رهبر حزب ملیگرای افراطی حرکت ملی (متحد اصلی اردوغان) حاصل شده است. سرنگونی اسد در دسامبر ۲۰۲۴ فشار بیشتری بر کردهای ترکیه و سوریه وارد کرد تا تنشهای خود با ترکیه را حل کنند. بر این اساس از پائيز ۲۰۲۴ تا کنون سه دور نشست با حضور نمایندگان کُرد پارلمان ترکیه و اوجالان در جزیره ایمرالی برگزار شده است.
🔹روز پنج شنبه مورخ ۹ اسفند «حزب برابری و دموکراسی خلقها» به نمایندگی از رهبر «پ.ک.ک» بیانیه خلعسلاح و انحلال این سازمان را منتشر کرد. کنشگران سیاسی و اجتماعی کُرد در ترکیه از جمله اعضای این حزب امیدوارند که از طریق بیانیه خلع سلاح توسط اوجالان امتیازات سیاسی و اقتصادی قابل توجهی را از حکومت مرکزی آنکارا دریافت کنند. در همین راستا، احزاب کُرد قانونی در ساختار سیاسی ترکیه در پی آن هستند که پس از انتشار بیانیه مذکور مقامات آنکارا را به جایگزینی سیاستمداران و شهرداران وابسته به خود در شهرهای کردنشین ترغیب کنند.
🔹همچنین از فحوای بیانیه اوجالان این پندار شکل میگیرد که کردها به سمت حقوق فرهنگی و زبانی به جای کسب استقلال لزوماً سیاسی سوق یافتهاند. این در حالی است که رجب طیب اردوغان به دنبال خلع سلاح یکجانبه «پ.ک.ک» بوده و اعلامیه عبدالله اوجالان را به معنی آغاز گفتوگوهای صلح و اعطای امتیاز بیشتر به احزاب کردی نپذیرفته است. اردوغان همچنین هشدار داده است که در صورت نقض وعدهها، عملیات علیه «پ.ک.ک» بلافاصله ادامه خواهد یافت.
🔹جالب توجه این که اردوغان در جریان این مذاکرات، نقش چندانی ایفا نکرده و مسئولیت سیاسی این روند را به دولت باغچلی سپرده است تا نه تنها از ریسکهای سیاسی احتمالی در امان بماند بلکه دست خود را برای اعمال سیاست مشت آهنین علیه «پ.ک.ک» همچنان باز نگه دارد. افزایش سرکوب فعالان سیاسی کُرد در ترکیه در ماههای اخیر شاهدی بر این مدعا است.
🔹بیاینه اوجالان از زاویه منطقهای نیز بسیار حائز اهمیت است. توافق صورت گرفته با «پ.ک.ک» به نفع نیروهای طرفدار ترکیه در سوریه است. آنکارا پس از سقوط بشار اسد، در تلاش است که ثبات بیشتری در سوریه ایجاد کند. تحلیلگران بر این باورند که چنین توافقی میتواند نگرانیهای ترکیه را در مورد تروریسم و مهاجرتهای مرزی کاهش دهد تا آنکارا با تمرکز بیشتری به ساختار سازی و حمایت از نیروهای طرفدار خود در سوریه ادامه دهد.
🔹اوجالان به عنوان یک چریک پیر در صدور پیامهای طولانی و مبهم که میتوان به شیوههای مختلف تفسیر شود شهرت دارد. در همین راستا، مظلوم کوبانی فرمانده نیروهای کرد سوری بیان داشته است که بیانیه اوجالان مختص به «پ.ک.ک» در ترکیه است و به نیروهای کرد در سوریه ارتباطی ندارد. وی همچنین بیان داشته است که «اگر در ترکیه صلح برقرار شود، به معنای آن خواهد بود که دیگر هیچ بهانهای برای حمله به ما [از جانب ترکیه] در سوریه باقی نخواهد ماند.» این نکته دقیقا بر خلاف چیزی است که حزب حاکم در ترکیه از طریق صلح با «پ.ک.ک» دنبال میکند.
🔹با عنایت به آنچه بیان شد، امیدواری بیش از حد به سیاست اعلامی «پ.ک.ک» نمیتواند چندان واقعبینانه باشد. تنها زمانی خلع سلاح «پ.ک.ک» به واقعیت خواهد پیوست که سیاست اعمالی فرماندهان یگانهای وابسته به این گروه به شکل معناداری تغییر کند. توافقات قبلی دولت ترکیه و «پ.ک.ک» انتظارات هیچ کدام از طرفین را برآورد نکرده است.
🔹 اوجالان پیش از این نیز سه بار از نیروهای «پ.ک.ک» خواسته بود که سلاح های خود را بر زمین گذاشته و با دولت ترکیه صلح کنند. آخرین نسخه از توافق صلح میان دو طرف مربوط به سال ۲۰۱۵ است که حتی چند ماه نیز دوام نیاورد. تنها تفاوت بیانیه اوجالان در سال ۲۰۲۵ این است که وی دیگر سخنی از مطالباتی مانند خودمختاری، کنفدراسیون و فدراسیون به میان نیاورده است.
🔄مطالب مرتبط
▫️کردها حلقه اتصال سیاست داخلی و خارجی ترکیه پس از سقوط اسد
🌐https://institutetehran.com/art/304
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍5👏3👎2👌1
♦️تحول در روابط روسیه-آمریکا و تاثیر آن بر آینده همکاری مسکو و تهران
◼️ مرصد المصری
📝علی عاطف
#رویة_العربیة
🔹پس از پیروزی ترامپ در انتخابات ۲۰۲۴، بحثها در ایران درباره تأثیر این تحول بر روابط تهران و مسکو شدت یافته است. ترامپ و پوتین به همکاری برای حل بحرانهای جهانی از جمله جنگ اوکراین اشاره کردهاند. در ایران، برخی معتقدند که روسیه برای بهبود روابط با آمریکا، همکاری استراتژیک خود با ایران را کاهش خواهد داد، در حالی که گروهی دیگر باور دارند مسکو روابط خود با ترامپ را در عین حفظ منافعش در ایران متعادل میکند.
🔹رسانههای اصولگرا هشدار دادهاند که نزدیکی روسیه و آمریکا میتواند به همکاری تهران و مسکو آسیب بزند در مقابل رسانه اصلاح طلب اعلام کرده که مسکو منافع خود را فدای ایران نخواهد کرد و نزدیکی روسیه و آمریکا میتواند به همکاری تهران و مسکو آسیب بزند.
🔹با امضای توافقنامه مشارکت استراتژیک جامع بین دو کشور در ژانویه ۲۰۲۵، این سؤال مطرح است که تا چه حد نزدیکی مسکو و واشنگتن بر روابط ایران و روسیه تأثیر خواهد گذاشت.
💢انگیزههای بهبود موقت در روابط روسی –آمریکایی
🔹پس از فروپاشی شوروی در ۱۹۹۱، روابط روسیه و آمریکا بین تنش و بهبود نوسان داشته است. در دوران ترامپ، روابط کمتر تنشزا بود، اما در دوره بایدن تنشها به اوج خود رسید. ترامپ تمایل به بهبود روابط با روسیه، بهویژه برای حل بحران اوکراین، دارد. او معتقد است که ادامه جنگ اوکراین میتواند منجر به جنگ جهانی سوم شود. با این حال، به نظر میرسد پس از پایان دوره ترامپ، تنشها در روابط مسکو و واشنگتن احتمالاً از سر گرفته خواهد شد.
🔹روسیه بعید است که روابط خود با ایران را فقط بهخاطر توافقات موقتی با آمریکا به خطر بیندازد. مسکو ممکن است سطح همکاریهای استراتژیک خود با ایران را کاهش دهد، اما این کاهش به بحران نمیانجامد. دولت ترامپ همچنین به روابط با ایران نیاز دارد، زیرا قصد دارد از دیپلماسی برای مدیریت بحران هستهای ایران استفاده کند. این موضوع در سفر وزیر خارجه روسیه به تهران در فوریه ۲۰۲۵ و انتقال پیام رهبران آمریکایی در خصوص مذاکرات هستهای به ایران منتقل شد.
💢ترجیح منافع راهبردی مشترک با ایران بر بهبود موقت روابط با آمریکا
🔹به نظر میرسد روسیه برای بهبود روابط با واشنگتن در دوره ترامپ، روابط خود با ایران را دچار بحران نکند، زیرا منافع استراتژیک آن با تهران عمیقتر از یک بهبود موقتی با آمریکا است. همچنین شواهد نشان میدهند که نزدیکی روسیه و آمریکا لزوماً به کاهش روابط مسکو و تهران منجر نخواهد شد.
💢همکاری نظامی
🔹جنگ اوکراین اهمیت همکاری نظامی میان روسیه و ایران را افزایش داده است. ایران پهپادهای نظامی، بهویژه مدل "شاهد"، و موشکهای دوربرد را به روسیه ارائه داده و همچنین به آموزش نیروهای روسی در استفاده از این سلاحها پرداخته است. این سلاحها تأثیر قابل توجهی در جنگ داشتهاند و بسیاری از گزارشها بر نقش مؤثر آنها در تغییرات میدان نبرد تأکید دارند.
💢همکاری اقتصادی
🔹معاون نخستوزیر روسیه، اعلام کرد که حجم تجارت بین دو کشور در ۹ ماه اول سال گذشته ۱۴.۷٪ افزایش یافته و به ۳.۳ میلیارد دلار رسیده است. چند هفته پس از این اظهارات، دو کشور توافقنامه همکاری استراتژیک جامعی را برای حداقل ۲۰ سال امضا کردند. این افزایش تجارت به دلیل تحریمهای خارجی و نیاز به حمایت از همکاری اقتصادی میان دو کشور، بهویژه با توجه به نزدیکی جغرافیایی آنها، است. علاوه بر این، ایران و روسیه در پروژههایی مانند "کریدور شمال-جنوب" و عضویت در سازمانهایی چون "بریکس" همکاری میکنند.
💢همکاری مشترک روسیه و ایران در مناطق مختلف جهان
🔹همکاری ایران و روسیه تنها به حوزههای اقتصادی و نظامی محدود نمیشود، بلکه به مناطق گستردهای مانند قفقاز، خاورمیانه و آسیای مرکزی نیز گسترش دارد. در این مناطق، دو کشور منافع سیاسی، امنیتی، نظامی و اقتصادی مشترکی دارند که باعث تقویت همکاریها، مشاورههای مشترک، و تبادل اطلاعات امنیتی میشود. این همکاریها به تقویت منافع ملی و جلوگیری از اختلافات در این مناطق کمک کرده و ضرورت حفظ روابط نزدیک بین دو کشور را نشان میدهد.
✅ بر این اساس، بهنظر میرسد شتاب روابط روسیه و ایران به طور کلی ادامه داشته باشد اما ممکن است برخی از جنبههای همکاریهای دو کشور در دوره آینده، اندکی تحت تأثیر قرار گیرد. همچنین انتظار میرود موضوع دستیابی به توافق هستهای میان ایران و غرب (عمدتاً ایالات متحده) در این زمینه کلیدی باشد، زیرا دستیابی به توافق به معنای تداوم شتاب روابط خواهد بود و از سوی دیگر عدم دستیابی به توافق ممکن است منجر به تنشهای «احتیاطآمیز» در روابط شود.
✅ اندیشکده تهران✅
🌐https://institutetehran.com/art/305
🌐 @InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
◼️ مرصد المصری
📝علی عاطف
#رویة_العربیة
🔹پس از پیروزی ترامپ در انتخابات ۲۰۲۴، بحثها در ایران درباره تأثیر این تحول بر روابط تهران و مسکو شدت یافته است. ترامپ و پوتین به همکاری برای حل بحرانهای جهانی از جمله جنگ اوکراین اشاره کردهاند. در ایران، برخی معتقدند که روسیه برای بهبود روابط با آمریکا، همکاری استراتژیک خود با ایران را کاهش خواهد داد، در حالی که گروهی دیگر باور دارند مسکو روابط خود با ترامپ را در عین حفظ منافعش در ایران متعادل میکند.
🔹رسانههای اصولگرا هشدار دادهاند که نزدیکی روسیه و آمریکا میتواند به همکاری تهران و مسکو آسیب بزند در مقابل رسانه اصلاح طلب اعلام کرده که مسکو منافع خود را فدای ایران نخواهد کرد و نزدیکی روسیه و آمریکا میتواند به همکاری تهران و مسکو آسیب بزند.
🔹با امضای توافقنامه مشارکت استراتژیک جامع بین دو کشور در ژانویه ۲۰۲۵، این سؤال مطرح است که تا چه حد نزدیکی مسکو و واشنگتن بر روابط ایران و روسیه تأثیر خواهد گذاشت.
💢انگیزههای بهبود موقت در روابط روسی –آمریکایی
🔹پس از فروپاشی شوروی در ۱۹۹۱، روابط روسیه و آمریکا بین تنش و بهبود نوسان داشته است. در دوران ترامپ، روابط کمتر تنشزا بود، اما در دوره بایدن تنشها به اوج خود رسید. ترامپ تمایل به بهبود روابط با روسیه، بهویژه برای حل بحران اوکراین، دارد. او معتقد است که ادامه جنگ اوکراین میتواند منجر به جنگ جهانی سوم شود. با این حال، به نظر میرسد پس از پایان دوره ترامپ، تنشها در روابط مسکو و واشنگتن احتمالاً از سر گرفته خواهد شد.
🔹روسیه بعید است که روابط خود با ایران را فقط بهخاطر توافقات موقتی با آمریکا به خطر بیندازد. مسکو ممکن است سطح همکاریهای استراتژیک خود با ایران را کاهش دهد، اما این کاهش به بحران نمیانجامد. دولت ترامپ همچنین به روابط با ایران نیاز دارد، زیرا قصد دارد از دیپلماسی برای مدیریت بحران هستهای ایران استفاده کند. این موضوع در سفر وزیر خارجه روسیه به تهران در فوریه ۲۰۲۵ و انتقال پیام رهبران آمریکایی در خصوص مذاکرات هستهای به ایران منتقل شد.
💢ترجیح منافع راهبردی مشترک با ایران بر بهبود موقت روابط با آمریکا
🔹به نظر میرسد روسیه برای بهبود روابط با واشنگتن در دوره ترامپ، روابط خود با ایران را دچار بحران نکند، زیرا منافع استراتژیک آن با تهران عمیقتر از یک بهبود موقتی با آمریکا است. همچنین شواهد نشان میدهند که نزدیکی روسیه و آمریکا لزوماً به کاهش روابط مسکو و تهران منجر نخواهد شد.
💢همکاری نظامی
🔹جنگ اوکراین اهمیت همکاری نظامی میان روسیه و ایران را افزایش داده است. ایران پهپادهای نظامی، بهویژه مدل "شاهد"، و موشکهای دوربرد را به روسیه ارائه داده و همچنین به آموزش نیروهای روسی در استفاده از این سلاحها پرداخته است. این سلاحها تأثیر قابل توجهی در جنگ داشتهاند و بسیاری از گزارشها بر نقش مؤثر آنها در تغییرات میدان نبرد تأکید دارند.
💢همکاری اقتصادی
🔹معاون نخستوزیر روسیه، اعلام کرد که حجم تجارت بین دو کشور در ۹ ماه اول سال گذشته ۱۴.۷٪ افزایش یافته و به ۳.۳ میلیارد دلار رسیده است. چند هفته پس از این اظهارات، دو کشور توافقنامه همکاری استراتژیک جامعی را برای حداقل ۲۰ سال امضا کردند. این افزایش تجارت به دلیل تحریمهای خارجی و نیاز به حمایت از همکاری اقتصادی میان دو کشور، بهویژه با توجه به نزدیکی جغرافیایی آنها، است. علاوه بر این، ایران و روسیه در پروژههایی مانند "کریدور شمال-جنوب" و عضویت در سازمانهایی چون "بریکس" همکاری میکنند.
💢همکاری مشترک روسیه و ایران در مناطق مختلف جهان
🔹همکاری ایران و روسیه تنها به حوزههای اقتصادی و نظامی محدود نمیشود، بلکه به مناطق گستردهای مانند قفقاز، خاورمیانه و آسیای مرکزی نیز گسترش دارد. در این مناطق، دو کشور منافع سیاسی، امنیتی، نظامی و اقتصادی مشترکی دارند که باعث تقویت همکاریها، مشاورههای مشترک، و تبادل اطلاعات امنیتی میشود. این همکاریها به تقویت منافع ملی و جلوگیری از اختلافات در این مناطق کمک کرده و ضرورت حفظ روابط نزدیک بین دو کشور را نشان میدهد.
🌐https://institutetehran.com/art/305
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍6👌2👏1
#تحلیل_کوتاه
🔹سقوط دولت بشار اسد در سوریه اگرچه ضربهای قابل ملاحظه به منافع روسیه در این کشور محسوب میشد، اما به معنای پایان سیاستهای خاورمیانهای مسکو نیست. تحولات اخیر نشان میدهد که روسیه، با اتخاذ رویکردی واقعگرایانه، در حال تلاش برای سازگاری با شرایط جدید و حفظ منافع خود در سوریه و منطقه است.
🔸غرب آسیا پس از چین، دومین منطقه مهم اقتصادی برای روسیه به شمار میرود. ترکیه، امارات متحده عربی، مصر و ایران به عنوان شرکای تجاری کلیدی برای مسکو مطرح هستند و پروژههای بزرگ روسیه مانند هاب گاز (در ترکیه یا ایران)، مسیرهای لجستیکی جدید (کریدور شمال-جنوب به اقیانوس هند) و ساخت نیروگاههای هستهای در ایران، ترکیه و مصر، گواه این اهمیت اقتصادی هستند. علاوه بر این، روسیه به دنبال ایفای نقش سیاسی مهمی در غرب آسیا است و تلاش دارد تا به عنوان یک قدرت تاثیرگذار در منطقه مطرح شود.
🔸در این بین از دست دادن سوریه به عنوان متحدی استراتژیک، برنامههای روسیه در منطقه را با چالش مواجه کرد. پایگاههای هوایی حمیمیم و طرطوس نقش حیاتی در لجستیک روسیه در سراسر خاورمیانه و آفریقا ایفا میکردند. همچنین، حضور نظامی روسیه و حمایت از دولت اسد، به افزایش اعتبار و نفوذ مسکو در منطقه کمک کرده بود و سوریه به عنوان یک ابزار چانهزنی با ایالات متحده به شمار میرفت. حتی در بحبوحه جنگ اوکراین، حضور روسیه در سوریه اهرمهای فشار قابل توجهی به مسکو در روابط با ترکیه و اسرائیل داده بود.
🔸با وجود چالشهای پیشرو، روسیه نشان داده است که در تطبیق با شرایط جدید، از انعطافپذیری بالایی برخوردار است. حفظ دو پایگاه نظامی در سوریه به اولویت اصلی روسیه تبدیل شده و مسکو در همین راستا، ارتباطاتی با رهبران جدید سوریه برقرار کرده و به دنبال کسب تضمینهای امنیتی است. رویکرد روسیه در قبال تحولات سوریه، مبتنی بر درک واقعگرایانه از روابط بینالملل است؛ یعنی، پذیرش این حقیقت که قدرت واقعی در سوریه اکنون در دست هیئت تحریر الشام است و بنابراین، تعامل با این گروه برای حفظ منافع روسیه ضروری است.
🔸چنانکه بلافاصله پس از سقوط دمشق، رسانههای دولتی روسیه از بهکارگیری اصطلاحات تند و تحقیرآمیز برای هیئت تحریر الشام خودداری کرده و از عبارت محترمانهتر "مخالفان مسلح سوریه" استفاده کردند. همچنین، پرچم دولت قدیم از سفارت سوریه در مسکو حذف و با پرچم جدید مخالفان جایگزین شد. این اقدامات، نشاندهنده آمادگی روسیه برای تعامل با دولت جدید است.
🔸در حال حاضر بخت روسیه برای باقی ماندن در سوریه، تا حد زیادی به میزان تغییرات هیئت تحریر الشام از یک گروه نزدیک به القاعده به یک نیروی عملگرا و آماده برای سازش بستگی دارد. از سوی دیگر، هیئت تحریر الشام نیز به حمایت روسیه نیازمند است. زیرا مسکو میتواند به این گروه کمک کند تا به رسمیت شناخته شود و روابط خود را با سایر کشورها گسترش دهد. علاوه بر این، تعامل با روسیه میتواند به هیئت تحریر الشام در کسب استقلال از ترکیه کمک کند.
🔸همچنین هیئت تحریر الشام به دنبال کنترل کامل بر تمام خاک سوریه است و در این راستا، با چالشهای ناشی از حضور ایالات متحده و حمایت این کشور از کردها و ساختارهای قبیلهای در شمال و شرق سوریه مواجه است. روسیه میتواند در این زمینه نقش تعادلدهندهای در برابر نفوذ آمریکایی ایفا کند و به هیئت تحریر الشام در تحقق اهدافش کمک کند.
🔁مطالب مرتبط
▫️سرنگونی اسد؛ برندگان و بازندگان
▫️ سوریه بدون اسد برای آمریکا چگونه خواهد بود؟
▫️اسرائیل و سوریه مطلوب
▫️سه مسیر احتمالی ایران در سوریه پسااسد
▫️مسیریابی بلوک ضداخوان در سوریه جدید
🌐https://institutetehran.com/art/306
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍6👏1🤔1👌1
◾️ فارن افرز
📝 مایکل کیمیج
#روندهای_استراتژیک
🔸در حالی که جهانیسازی نقش فرد را در سیاست کمرنگ کرده بود، رهبران ملیگرا با استفاده از ابزارهای نوین ارتباطی و الگوهای رهبری مقتدرانه، مفاهیمی مانند «ملتهای بزرگ» و «تمدنهای مفتخر» را دوباره زنده کردند. این تحولات نشاندهنده بازگشت رهبری شخصیتمحور و ملیگرایانه است که در تقابل با نظم لیبرال بینالمللی قرار دارد.
💢 موج نوین رهبران اقتدارگرا
🔹این تغییرات با بازگشت ولادیمیر پوتین به قدرت در روسیه (۲۰۱۲) و تثبیت جایگاهش به عنوان رهبری مقتدر آغاز شد. پوتین با شعار بازسازی «جهان روسی» و احیای جایگاه روسیه به عنوان ابرقدرت، الگویی برای دیگر رهبران شد.
🔹پس از او، شی جین پینگ در چین با اهداف تبدیل کشور به قدرت جهانی، نارندرا مودی در هند با ایدئولوژی ناسیونالیسم هندو، و رجب طیب اردوغان در ترکیه با تغییر نظام سیاسی به سمت خودکامگی، به قدرت رسیدند.
🔹 این روند در دیگر نقاط جهان نیز گسترش یافت: ژائیر بولسونارو در برزیل با شعارهای ضد محیط زیستی و ویکتور اوربان در مجارستان با تمرکز بر حاکمیت ملی، نمونههایی از تقویت گفتمان ملیگرایانه هستند.
💢 ترامپ و بازتعریف نظم جهانی
🔹نقطه عطف این تحولات، پیروزی دونالد ترامپ در انتخابات ۲۰۱۶ آمریکا بود. شعارهایی مانند «دوباره آمریکا را بزرگ کنیم» و «اول آمریکا»، روحیه پوپولیستی و ضدجهانیسازی را تقویت کرد.
🔹سیاستهای حمایتگرایانه ترامپ، مانند افزایش تعرفههای تجاری علیه چین و خروج از پیمان پاریس، نه تنها روابط اقتصادی جهانی را مختل کرد، بلکه الهامبخش رهبرانی شد که به دنبال کاهش وابستگی به نهادهای بینالمللی بودند.
🔹شکست ترامپ در ۲۰۲۰ تنها وقفهای کوتاه در این روند بود. بازگشت مجدد او نشان داد که نظامهای بینالمللی مبتنی بر قوانین، ائتلافهای چندجانبه، و نهادهای جهانی در حال کمرنگ شدن هستند. ترامپ و هماندیشانش بر احیای «شکوه گذشته» و افزایش اختیارات فراقانونی حکومتها تأکید دارند.
💢 ملیگرایی و تقابل تمدنها
🔹این رهبران با بهرهگیری از روایتهای تمدنی، اقدامات خود را توجیه میکنند. ترامپ در کنوانسیون جمهوریخواهان (۲۰۲۰) خود را «محافظ تمدن غرب» خواند، در حالی که کرملین از مفهوم «دولت-تمدن» برای توجیه سلطه بر اوکراین و بلاروس استفاده کرد.
🔹این رویکرد، ایده «غرب متحد» را تضعیف و جایگاه اروپا در عرصه جهانی را کاهش داده است. بحران انرژی ناشی از جنگ اوکراین و تحریمهای غرب علیه روسیه، وابستگی اروپا به گاز طبیعی را آشکار کرد و تلاش برای یافتن منابع جایگزین را تشدید نمود.
💢 جنگ اوکراین و بازگشت ژئوپلیتیک قدیم
🔹جنگ روسیه علیه اوکراین، بازگشت به ایدههای کهنهی تسخیر سرزمینها با نیروی نظامی را نشان میدهد. پوتین با استناد به «عظمت روسیه»، تجزیه اوکراین را الگویی برای جنگهای آینده میداند.
🔹این جنگ دیپلماسی بینالمللی را تحت تأثیر قرار داده است: گسترش گروه بریکس (با پیوستن کشورهایی مانند ایران و عربستان) و ائتلاف حامیان اوکراین (شامل استرالیا، ژاپن، و کره جنوبی) نشان میدهد چندجانبهگرایی هنوز زنده است، اما دیگر کارایی گذشته را ندارد.
🔹نقش ناتو در تقویت نظامی اوکراین و واکنشهای متناقض کشورهای غیرغربی (مانند هند و آفریقای جنوبی) به این جنگ، شکافهای جدیدی در نظم جهانی ایجاد کرده است.
💢 آیندهی پرابهام نظم جهانی
🔹همکاریهای استراتژیک (مانند پوتین و شی جین پینگ) یا رقابتهای پیچیده (هند و چین) نشان میدهد اتحاد پایدار میان کشورهای ملیگرا ناممکن است. منافع متضاد و تأکید بر «منحصربهفرد بودن» هر ملت، همگرایی را دشوار میسازد.
🔹آینده این نظم جدید به تحولات داخلی قدرتهای کلیدی مانند آمریکا، روسیه، و چین وابسته است. ملیگرایی نه تنها روابط بینالملل، بلکه مفاهیم دموکراسی، لیبرالیسم، و همکاری چندجانبه را به چالش کشیده است.
🌐https://institutetehran.com/art/307
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍7❤2👏2👌1
#تحلیل_کوتاه
🔹شهرهای لاذقیه و طرطوس در استانهای ساحلی سوریه در ۷۲ ساعت اخیر شاهد شدیدترین درگیریها در دهههای اخیر بود. این دو استان با جمعیت بیش از دو میلیون نفر و اکثریت علوی در طول دوران جنگ داخلی در سوریه درگیر جنگ و خرابی نبودند. در آن دوران با تشکیل گروههای حامی بشار اسد مانند دفاع الوطنی و شبحیه هرگز جنگ به داخل این دو استان کشیده نشد و فقط برخی مناطق شمالی کوهستانی لاذقیه گهگاهی دچار تنش میشد.
💢زمینههای اجتماعی و سیاسی
🔸بعد از سقوط بشار اسد توسط مخالفان سلفی و سنی مذهب با تجمع مخالفان حکومت جدید در لاذقیه و طرطوس اکنون این دو استان به مرکز مخالفان نظام حاکم در دمشق تبدیل شده است. بسیاری از فرماندهان نظامی و امنیتی نظام بشار اسد با برگشت به این دو استان پایگاهی برای مخالفت در سطح تظاهرات خیابانی و نظامی و امنیتی علیه حکومت احمد الشرع ایجاد کردند.
🔸ماجرای چند روز گذشته استانهای ساحلی را میتوان امتداد افزایش تنش در استانهای جنوبی و شرقی سوریه دانست. در استان دروزینشین سویدا چند هفتهای است که تنشها بین دروزیان و حکومت حاکم در دمشق شکل گرفته است. حتی انتخاب استاندار زن دروزی برای استان سویدا هم نمیتواند برای دروزیان مورد اعتماد باشد.
🔸تنشها در مناطق شرقی سوریه هم کماکان ادامه دارد. چند دوره مذاکره بین قسد و حکومت احمد الشرع به نتیجه دلخواه دمشق و آنکارا برای خلع سلاح کردها نرسید. چندین عملیات نظامی حکومت فعلی سوریه علیه کردها در مناطق دیرالزور و منبج و سد تشرین هم به نتیجه وافی برای آنها منجر نشد.
🔸اکنون محل سوم نقطه کانونی تنش در سوریه دو استان ساحلی است. علویان میدانند که در حکومت سنی مذهب با رگههای سلفی که سالها با آنها در نزاع خونین بودند قطعاً جایی نخواهند داشت. درچند ماه اخیر برخی رفتارهای تند حکومت الشرع با علویان طرطوس و لاذقیه به روند ناراضایتی آنها دامن زده است.
🔸از بازداشت خطیب مرقد حضرت زینب(س) تا دیگربازداشتهای خودسرانه در این دو استان سبب شد که روند تسلیح مخالفان علوی و بازماندههای نظام سابق به شدت افزایش یابد. قطعاً بااین روند سطح تنشها افزایش خواهد یافت و این دو استان به مامن بازماندههای نظام بعث و علویان معترض تبدیل میشود.
💢اما ماجرای دو روز اخیر چه بود؟
🔸در ۶مارس ۲۰۲۵، افراد مسلح به چندین پایگاه نیروهای موسوم به امنیتی عمومی در نزدیکی شهر بیت عنا در حومه لاذقیه حمله کرده و طی کمینی سنگین ۱۶ نفر از نیروهای تحریرالشام را کشتند. همین موضوع سبب شد که بلافاصله تمام شهر روند تنش بالا رفته و مناطق مختلف نظیر بیمارستان، مراکز نظامی و امنیتی و نیروی دریایی لاذقیه به کنترل مخالفان تحریرالشام و الشرع دربیاید.
🔸دومین منطقه جدی درگیری منطقه «جبله» در اطراف طرطوس است که به مرکز فرماندهی نیروهای مخالف تبدیل شد. بنظر می رسد مرکز فرماندهی این موضوع به دو دسته تقسیم میشود. بخشی از آنها نیروهای لشکر چهارم سابق سوریه به فرماندهی ماهر اسد و بخشی دیگر اطلاعات نیروی هوایی ارتش سوریه به رهبری ابراهیم حویجه است که به گفته تحریرالشام دستگیر شده است.
🔸از سوی دیگر برخی نیروهای سرهنگ سهیل حسن نیز در این درگیری ها مشاهده شدند که نشان میدهد روند تسلیح نیروهای وابسته به ارتش سابق سوریه که اکثرا از نیروهای ویژه و نخبه نظامی و امنیتی سوریه بودند در حال افزایش است و بنظر میرسد که ماهر اسد قصد دارد روند تبدیل این دو استان به مرکز ناآرامی را جدی کلید بزند.
🔸بنابراین روند تنش در سوریه ادامه پیدا خواهد کرد. این موضوع با تشکیل « شورای نظامی آزادسازی سوریه» تشدید میشود. بنظر میرسد چند ضلع از فرماندهان مانند؛ سهيل الحسن و غياث سليمان دلا فرماندهی این موضوع را برعهده دارند و ماهر اسد در پس پرده این مجلس است.
💢نتیجه گیری
🔸قیام مسلحانه فعلا سرکوب و روند قتل عام در جریان است. این گمانه وجود دارد که مقاومت ساحلی زودتر از موعد و قبل از تقویت کامل و البته بدون اطمینان از پشتیبانی خارجی دست به اسلحه برده است. سوریه از این مدل کانتون ها کم به خود ندیده است. کردها با اسلحه کامل و مستحضر به پشتیبانی آمریکا مقابل ترکیه ایستادهاند و دروزیان هم قصد دارند با کارت اسرائیل مقابل احمد الشرع بایستند. همین نیروهای تحریرالشام نیز در ادلب با پیشتبانی ترکیه علیه نظام بشار اسد ایستاده بودند.
🌐https://institutetehran.com/art/308
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍14👏3👎2👌1
♦️توسعه و شکلگیری خاورمیانه جدید
◾️نشنال اینترست
📝الکساندر لنگلوئیس
#تهران_ریویو
🔹تاکنون تلاشهای شکستخورۀ فراوانی از طریق ریختن خونهای بیشمار برای ایجاد خاورمیانه جدید صورت گرفته است. اما واکنش منطقه به وقایع اخیر روند جدیدی را در ژئوپلتیک آن برجسته کرده که برخی آن را چرخش واقعی به سمت عملگرایی و همکاری نام نهادهاند. در واقع، حتی در میانه جنگ سایههای ایران و اسرائیل به عنوان رقبای سرسخت یکدیگر، اکثر رهبران منطقه پذیرفتهاند که خاورمیانهای که درگیر منازعات باشد با کلانراهبردها و منافع ملی آنها همخوانی ندارد.
🔸این تحول بینقص نیست. در حالی که منازعه در سودان در حال شدتگیری است؛ رقابت در ناحیههایی که به عنوان نبردگاه جهان عرب پذیرفته شده بودند همچنان یک مسئله است و در اغلب مواقع به قیمت حاکمیت ملی و جان مردم کشورهای عرب تمام میشود. این واقعیت هنوز مواردی همچون لبنان، سوریه، عراق، فلسطین، یمن، لیبی و تونس را در بر میگیرد. تلآویو و تهران نشان دادهاند که در ایجاد تنش مهارت دارند، همانطور که کشورهای حوزۀ خلیج فارس نظیر امارات هنوز از ترس حکومت اسلامگرایان با هرگونه نشانهای از دموکراسی مبارزه میکند.
🔸هیچ کس نباید انتظار تغییر ناگهانی این پویاییها را داشته باشد؛ اما ارتباط میان لحظاتی کوچک و منفرد در چند سال اخیر تغییرات بزرگی را نشان میدهد. این لحظات شامل پایان محاصره قطر، تلاش کشورهای خلیج فارس برای عادیسازی مجدد روابط با بشار اسد، آتشبس در یمن میان ائتلاف سعودی و حوثیها و توافق عادیسازی مجدد روابط میان ایران و عربستان سعودی میشود. هریک از این لحظات بازتاب تمایل عملگرایانه برای تمرکز بر توسعه از طریق همکاری هستند که خود ریشه در هراس از بهار عربی و فقدان آزادیها و فرصتهای فردی دارد که زمینهساز آن بود.
🔸این لحظات بسیار اهمیت دارند. آنها نمایانگر نقطۀ عطفی برای منطقه هستند تا از دورۀ منازعات و آشوبهای بهار عربی فاصله بگیرد؛ دورهای که در آن خودکامگان ضدانقلاب حتی برای مقابله با دورترین تهدیدها علیه حکومتشان از هیچ تلاشی فروگذار نکردند. نکته مهم این تمرکز جدید، فاصلهگیری عملگرایانه کشورها از منازعه است، حتی زمانی که روابط آنها با دشمنان خودشان پیشرفت نکرده باشد. این رویکرد هنگامی ظاهر شد که رهبران منطقه دریافتند سیاستهای سختگیرانۀ آنها در حل مسائل شکست میخورد.
🔸حمله حماس در ۷ اکتبر، این چرخش عملگرایانه را متوقف کرد. بسیاری از تحلیلگران و رهبران به درستی نگران بودند که این حمله و پاسخ اسرائیل ممکن است منازعات منطقه را به سطوح غیر قابل باوری برساند. در حالی که منازعه میان ایران و اسرائیل آغاز شده، مقیاس کنونی آن کمتر از بدترین سناریوهای پیشبینیشده است. بخشی از این حداقل به دلیل فاصلهگرفتن برخی رهبران خاورمیانه از سیاستهای منطقهای با حاصل جمع صفر است.
🔸در چارچوب این پویایی، شاهزادۀ سعودی، محمد بن سلمان و رئیسجمهور پیشین ایران، ابراهیم رئیسی اولین تماس تلفنی خود را پس از عادیسازی روابط انجام دادند. آنها بر اهمیت حفظ ثبات وضعیت و جلوگیری از گسترش منازعه تأکید کردند. از آن مهمتر، این تماس علنی اولین گفتگوی رسمی میان تهران و ریاض پس از سالها بود. سپس دو کشور وارد تعامل با یکدیگر و با دیگر دولتهای عرب و مسلمان در اجلاس چندجانبه سازمان همکاریهای اسلامی در خصوص مسئله غزه شدند.
🔸این موضوع بهویژه در سوریه مشهود است، جایی که منطقه به شدت به موفقیت دولت موقت جدید سوریه در انتقال کشور از حاکمیت بعثی علاقهمند است. کشورهای خلیج فارس به طور یکپارچه از این گذار حمایت کرده و از طریق سرمایهگذاری در بازسازی کشور، به ترویج این روند میپردازند و همچنان خواستار کاهش تحریمها هستند. حتی رقبای سنتی مانند ترکیه و قطر از یک سو و عربستان سعودی از سوی دیگر، مصمم به اطمینان از دریافت حمایت اقتصادی، دیپلماتیک و نظامی مورد نیاز دمشق در شرایط کنونی هستند؛ هرچند که کشورهای خلیج فارس همچنان با دیده تردید به نفوذ ترکیه در سوریه مینگرند.
✅ در نهایت، تغییرات مثبت به زمان نیاز دارند و با چالشهایی همراه خواهند بود. این منطقه همچنان مانند بشکه باروتی آماده انفجار است و با مشکلاتی چون توسعهنیافتگی شدید، حضور گروههای تروریستی و شبهنظامیان، رقابتهای تسلیحاتی، درگیریهای آشکار و حکومتهای استبدادی ناپایدار مواجه است؛ اما با نگاهی دقیقتر، روشن است که رهبران منطقه امیدوارند خاورمیانه وارد دورهای جدید شود، دورهای که بر توسعه اقتصادی، تجارت و ثبات تأکید دارد.
🔄مطالب مرتبط
▫️سفر احمد الشرع به ریاض و پیامدهای آن
✅ اندیشکده تهران✅
🌐https://institutetehran.com/art/309
🌐 @InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
◾️نشنال اینترست
📝الکساندر لنگلوئیس
#تهران_ریویو
🔹تاکنون تلاشهای شکستخورۀ فراوانی از طریق ریختن خونهای بیشمار برای ایجاد خاورمیانه جدید صورت گرفته است. اما واکنش منطقه به وقایع اخیر روند جدیدی را در ژئوپلتیک آن برجسته کرده که برخی آن را چرخش واقعی به سمت عملگرایی و همکاری نام نهادهاند. در واقع، حتی در میانه جنگ سایههای ایران و اسرائیل به عنوان رقبای سرسخت یکدیگر، اکثر رهبران منطقه پذیرفتهاند که خاورمیانهای که درگیر منازعات باشد با کلانراهبردها و منافع ملی آنها همخوانی ندارد.
🔸این تحول بینقص نیست. در حالی که منازعه در سودان در حال شدتگیری است؛ رقابت در ناحیههایی که به عنوان نبردگاه جهان عرب پذیرفته شده بودند همچنان یک مسئله است و در اغلب مواقع به قیمت حاکمیت ملی و جان مردم کشورهای عرب تمام میشود. این واقعیت هنوز مواردی همچون لبنان، سوریه، عراق، فلسطین، یمن، لیبی و تونس را در بر میگیرد. تلآویو و تهران نشان دادهاند که در ایجاد تنش مهارت دارند، همانطور که کشورهای حوزۀ خلیج فارس نظیر امارات هنوز از ترس حکومت اسلامگرایان با هرگونه نشانهای از دموکراسی مبارزه میکند.
🔸هیچ کس نباید انتظار تغییر ناگهانی این پویاییها را داشته باشد؛ اما ارتباط میان لحظاتی کوچک و منفرد در چند سال اخیر تغییرات بزرگی را نشان میدهد. این لحظات شامل پایان محاصره قطر، تلاش کشورهای خلیج فارس برای عادیسازی مجدد روابط با بشار اسد، آتشبس در یمن میان ائتلاف سعودی و حوثیها و توافق عادیسازی مجدد روابط میان ایران و عربستان سعودی میشود. هریک از این لحظات بازتاب تمایل عملگرایانه برای تمرکز بر توسعه از طریق همکاری هستند که خود ریشه در هراس از بهار عربی و فقدان آزادیها و فرصتهای فردی دارد که زمینهساز آن بود.
🔸این لحظات بسیار اهمیت دارند. آنها نمایانگر نقطۀ عطفی برای منطقه هستند تا از دورۀ منازعات و آشوبهای بهار عربی فاصله بگیرد؛ دورهای که در آن خودکامگان ضدانقلاب حتی برای مقابله با دورترین تهدیدها علیه حکومتشان از هیچ تلاشی فروگذار نکردند. نکته مهم این تمرکز جدید، فاصلهگیری عملگرایانه کشورها از منازعه است، حتی زمانی که روابط آنها با دشمنان خودشان پیشرفت نکرده باشد. این رویکرد هنگامی ظاهر شد که رهبران منطقه دریافتند سیاستهای سختگیرانۀ آنها در حل مسائل شکست میخورد.
🔸حمله حماس در ۷ اکتبر، این چرخش عملگرایانه را متوقف کرد. بسیاری از تحلیلگران و رهبران به درستی نگران بودند که این حمله و پاسخ اسرائیل ممکن است منازعات منطقه را به سطوح غیر قابل باوری برساند. در حالی که منازعه میان ایران و اسرائیل آغاز شده، مقیاس کنونی آن کمتر از بدترین سناریوهای پیشبینیشده است. بخشی از این حداقل به دلیل فاصلهگرفتن برخی رهبران خاورمیانه از سیاستهای منطقهای با حاصل جمع صفر است.
🔸در چارچوب این پویایی، شاهزادۀ سعودی، محمد بن سلمان و رئیسجمهور پیشین ایران، ابراهیم رئیسی اولین تماس تلفنی خود را پس از عادیسازی روابط انجام دادند. آنها بر اهمیت حفظ ثبات وضعیت و جلوگیری از گسترش منازعه تأکید کردند. از آن مهمتر، این تماس علنی اولین گفتگوی رسمی میان تهران و ریاض پس از سالها بود. سپس دو کشور وارد تعامل با یکدیگر و با دیگر دولتهای عرب و مسلمان در اجلاس چندجانبه سازمان همکاریهای اسلامی در خصوص مسئله غزه شدند.
🔸این موضوع بهویژه در سوریه مشهود است، جایی که منطقه به شدت به موفقیت دولت موقت جدید سوریه در انتقال کشور از حاکمیت بعثی علاقهمند است. کشورهای خلیج فارس به طور یکپارچه از این گذار حمایت کرده و از طریق سرمایهگذاری در بازسازی کشور، به ترویج این روند میپردازند و همچنان خواستار کاهش تحریمها هستند. حتی رقبای سنتی مانند ترکیه و قطر از یک سو و عربستان سعودی از سوی دیگر، مصمم به اطمینان از دریافت حمایت اقتصادی، دیپلماتیک و نظامی مورد نیاز دمشق در شرایط کنونی هستند؛ هرچند که کشورهای خلیج فارس همچنان با دیده تردید به نفوذ ترکیه در سوریه مینگرند.
🔄مطالب مرتبط
▫️سفر احمد الشرع به ریاض و پیامدهای آن
🌐https://institutetehran.com/art/309
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍7👎2👌1
🔵برنامه اقتصادی چین برای سال پیشرو
#اکوتهران
🔸لی چیانگ در سخنرانی خود در پنج مارس ۲۰۲۵ به ارائه یک جمعبندی از برنامه دولت چین در قبال چالشهای اقتصادی پیشرو یعنی (۱) رکود طولانیمدت در بخش املاک، (۲) کاهش مزمن قیمتها و (۳) جنگ تجاری در حال تشدید با آمریکا پرداخت. نخست وزیر چین در این گزارش فهرستی از «ده مسئولیت اصلی دولت برای سال آینده» ارائه داد که در آن مسائلی چون نوسازی صنعتی، خودکفایی فناوری و گسترش تقاضای داخلی همچون سال گذشته مورد تاکید بود. همزمان، تحریک تقاضا و مخارج داخلی که سومین اولویت سال قبل بود به اولویت اصلی برای سال ۲۰۲۵ مبدل گردیده است.
🔹دولت چین قصد تثبیت بازار املاک را دارد، با اینحال، مالکان به قابلیت محافظت از ارزش دارایی خود اعتماد چندانی ندارند و پیشخرید کنندگان به تحویل به موقع خانه خود اطمینان ندارند. این نگرانیها به کاهش تقاضا و افت بیشتر قیمتها در بخش رکود زده مسکن دامن زده است.
🔹تشدید جنگ تجاری با آمریکا نیز این وضعیت را وخیمتر کرده است. یک روز پیش از سخنرانی لی، ترامپ تعرفههای جدید ۱۰ درصدی بر کالاهای چینی اعمال کرد که با احتساب تعرفههای پیشین، میانگین تعرفه واردات کالاهای چینی در آمریکا را به حدود ۳۴ درصد میرساند. در پاسخ، چین بر برخی کالاهای آمریکایی مانند مرغ و سویا تعرفه وضع کرد و چندین شرکت آمریکایی را به فهرست سیاه خود افزود. با اینحال، برای مقابله با تأثیر تعرفهها و کاهش قیمتها اقتصاد چین به محرکی بزرگتر نیاز دارد.
🔹بسیاری از اقتصاددانان انتظار داشتند که دولت یک بسته حمایتی معادل ۲ درصد از تولید ناخالص داخلی یا بیشتر ارائه دهد. دولت چین هدف کسری بودجه امسال را از ۳ درصد تولید ناخالص داخلی در سال گذشته به ۴ درصد افزایش داده است. این افزایش علیرغم اینکه بخشی از هزینههای کلی دولت را تأمین میکند اما کفاف صندوقهای دولتی و نهادهای مالی وابسته به آنها را نمیدهد.
🔹این افزایش کسری بودجه پیام روشنی دارد. دولت چین بهطور سنتی سطح کسری را در حدود ۳.۵ درصد تولید ناخالص داخلی حفظ میکرد و با رساندن آن به ۴ درصد نشان میدهد که برای حمایت از اقتصاد، ملاحظات مالی را کنار گذاشته است. همزمان، دولت مرکزی نظارت مالی بر دستگاههای منطقهای را کاهش خواهد داد و سهمیه انتشار اوراق قرضه ویژه توسط دولتهای محلی را از ۳.۹ به ۴.۴ تریلیون یوان افزایش میدهد.
🔹این اوراق که پیشتر فقط برای پروژههای زیربنایی استفاده میشدند، اکنون میتوانند برای خرید املاک فروختهنشده و زمینهای بلااستفاده نیز صادر شوند. افزون بر این، دولت مرکزی چین ۱.۸ تریلیون یوان اوراق ویژه منتشر خواهد کرد که ۵۰۰ میلیارد یوان آن برای تقویت سرمایه بانکها در نظر گرفته شده است.
🔹چین که در گذشته سرمایهگذاریهای هنگفتی در پروژههای زیربنایی انجام میداد، امسال تمرکز بیشتری بر افزایش مصرف و بهبود رفاه مردم خواهد داشت. بهعنوانمثال، ۳۰۰ میلیارد یوان برای طرح تعویض کالاهای قدیمی اختصاص داده شده است. همچنین، دولت حقوق کارمندان خود را افزایش میدهد و یارانه بیمه درمان را برای روستاییان و شهرنشینان محروم از پوشش بیمه شغلی افزایش میدهد.در مجموع حدود یکچهارم بسته محرک اقتصادی امسال مستقیماً به مصرف اختصاص دارد.
🔹دولت چین علاوه بر تقویت مصرف، یک صندوق هدایت سرمایه با ارزش معادل یک تریلیون یوان برای حمایت از فناوریهای نوظهور ایجاد خواهد کرد. در همین حال، بودجه دفاعی کشور نیز ۷.۲ درصد افزایش مییابد. پیشتر، هزینههای نظامی تقریباً متناسب با رشد اقتصادی و تورم افزایش پیدا میکرد و سهم آن از تولید ناخالص داخلی حدود ۱.۳ درصد باقی میماند. اما اکنون، با کاهش نسبی نرخ رشد اقتصادی و افت قیمتها، این نسبت تغییر خواهد کرد.
🔹محاسبات مالی مطرحشده در سخنرانی لی نشان میدهد که انتظار میرود چین در سال جدید حدود ۴.۹ درصد رشد کند. از آنجا که این میزان کمتر از هدف رشد واقعی (با تعدیل تورمی) است، دولت احتمالاً پیشبینی میکند که روند کاهش قیمتها ادامه خواهد داشت. بنابراین، حتی خود دولت چین نیز انتظار ندارد که اقدامات محرک اقتصادی بهطور قطعی بتوانند افت قیمتها را متوقف کنند و از همین رو به دنبال راه حلهای عمیقتر خواهد رفت.
🔄مطالب مرتبط
▫️آیا روند اوجگیری چین رو به اتمام است؟
▫️چالش مصرف در چین
✅ اندیشکده تهران✅
🌐https://institutetehran.com/art/310
🌐 @InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
#اکوتهران
🔸لی چیانگ در سخنرانی خود در پنج مارس ۲۰۲۵ به ارائه یک جمعبندی از برنامه دولت چین در قبال چالشهای اقتصادی پیشرو یعنی (۱) رکود طولانیمدت در بخش املاک، (۲) کاهش مزمن قیمتها و (۳) جنگ تجاری در حال تشدید با آمریکا پرداخت. نخست وزیر چین در این گزارش فهرستی از «ده مسئولیت اصلی دولت برای سال آینده» ارائه داد که در آن مسائلی چون نوسازی صنعتی، خودکفایی فناوری و گسترش تقاضای داخلی همچون سال گذشته مورد تاکید بود. همزمان، تحریک تقاضا و مخارج داخلی که سومین اولویت سال قبل بود به اولویت اصلی برای سال ۲۰۲۵ مبدل گردیده است.
🔹دولت چین قصد تثبیت بازار املاک را دارد، با اینحال، مالکان به قابلیت محافظت از ارزش دارایی خود اعتماد چندانی ندارند و پیشخرید کنندگان به تحویل به موقع خانه خود اطمینان ندارند. این نگرانیها به کاهش تقاضا و افت بیشتر قیمتها در بخش رکود زده مسکن دامن زده است.
🔹تشدید جنگ تجاری با آمریکا نیز این وضعیت را وخیمتر کرده است. یک روز پیش از سخنرانی لی، ترامپ تعرفههای جدید ۱۰ درصدی بر کالاهای چینی اعمال کرد که با احتساب تعرفههای پیشین، میانگین تعرفه واردات کالاهای چینی در آمریکا را به حدود ۳۴ درصد میرساند. در پاسخ، چین بر برخی کالاهای آمریکایی مانند مرغ و سویا تعرفه وضع کرد و چندین شرکت آمریکایی را به فهرست سیاه خود افزود. با اینحال، برای مقابله با تأثیر تعرفهها و کاهش قیمتها اقتصاد چین به محرکی بزرگتر نیاز دارد.
🔹بسیاری از اقتصاددانان انتظار داشتند که دولت یک بسته حمایتی معادل ۲ درصد از تولید ناخالص داخلی یا بیشتر ارائه دهد. دولت چین هدف کسری بودجه امسال را از ۳ درصد تولید ناخالص داخلی در سال گذشته به ۴ درصد افزایش داده است. این افزایش علیرغم اینکه بخشی از هزینههای کلی دولت را تأمین میکند اما کفاف صندوقهای دولتی و نهادهای مالی وابسته به آنها را نمیدهد.
🔹این افزایش کسری بودجه پیام روشنی دارد. دولت چین بهطور سنتی سطح کسری را در حدود ۳.۵ درصد تولید ناخالص داخلی حفظ میکرد و با رساندن آن به ۴ درصد نشان میدهد که برای حمایت از اقتصاد، ملاحظات مالی را کنار گذاشته است. همزمان، دولت مرکزی نظارت مالی بر دستگاههای منطقهای را کاهش خواهد داد و سهمیه انتشار اوراق قرضه ویژه توسط دولتهای محلی را از ۳.۹ به ۴.۴ تریلیون یوان افزایش میدهد.
🔹این اوراق که پیشتر فقط برای پروژههای زیربنایی استفاده میشدند، اکنون میتوانند برای خرید املاک فروختهنشده و زمینهای بلااستفاده نیز صادر شوند. افزون بر این، دولت مرکزی چین ۱.۸ تریلیون یوان اوراق ویژه منتشر خواهد کرد که ۵۰۰ میلیارد یوان آن برای تقویت سرمایه بانکها در نظر گرفته شده است.
🔹چین که در گذشته سرمایهگذاریهای هنگفتی در پروژههای زیربنایی انجام میداد، امسال تمرکز بیشتری بر افزایش مصرف و بهبود رفاه مردم خواهد داشت. بهعنوانمثال، ۳۰۰ میلیارد یوان برای طرح تعویض کالاهای قدیمی اختصاص داده شده است. همچنین، دولت حقوق کارمندان خود را افزایش میدهد و یارانه بیمه درمان را برای روستاییان و شهرنشینان محروم از پوشش بیمه شغلی افزایش میدهد.در مجموع حدود یکچهارم بسته محرک اقتصادی امسال مستقیماً به مصرف اختصاص دارد.
🔹دولت چین علاوه بر تقویت مصرف، یک صندوق هدایت سرمایه با ارزش معادل یک تریلیون یوان برای حمایت از فناوریهای نوظهور ایجاد خواهد کرد. در همین حال، بودجه دفاعی کشور نیز ۷.۲ درصد افزایش مییابد. پیشتر، هزینههای نظامی تقریباً متناسب با رشد اقتصادی و تورم افزایش پیدا میکرد و سهم آن از تولید ناخالص داخلی حدود ۱.۳ درصد باقی میماند. اما اکنون، با کاهش نسبی نرخ رشد اقتصادی و افت قیمتها، این نسبت تغییر خواهد کرد.
🔹محاسبات مالی مطرحشده در سخنرانی لی نشان میدهد که انتظار میرود چین در سال جدید حدود ۴.۹ درصد رشد کند. از آنجا که این میزان کمتر از هدف رشد واقعی (با تعدیل تورمی) است، دولت احتمالاً پیشبینی میکند که روند کاهش قیمتها ادامه خواهد داشت. بنابراین، حتی خود دولت چین نیز انتظار ندارد که اقدامات محرک اقتصادی بهطور قطعی بتوانند افت قیمتها را متوقف کنند و از همین رو به دنبال راه حلهای عمیقتر خواهد رفت.
🔄مطالب مرتبط
▫️آیا روند اوجگیری چین رو به اتمام است؟
▫️چالش مصرف در چین
🌐https://institutetehran.com/art/310
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍4❤2👌1💔1
#تحلیل_کوتاه
🔹بیش از سه ماه از تسلط دولت سوریه توسط گروهک هیئتالتحریر الشام میگذرد و اتحادیه اروپا همچنان بسیاری از تحریمهای خود علیه این کشور را لغو نکرده است. اگرچه وزرای خارجه آلمان و فرانسه در یک سفر معنادار به دمشق با رئیس دولت انتقالی، الجولانی، دیدار کردند و حتی بریتانیا نیز برخی تحریمهای مالی را از سوریه برداشت، اما اتحادیه اروپا به دنبال اتخاذ رویکردی محتاطانه در قبال سوریه است. این اتحادیه حضور در سوریه را فرصتی پرچالش و خطرناک میداند که میتواند بحرانآفرینی دوباره برای اروپا ایجاد کند یا بحرانهای فعلی اروپا را تسکین ببخشد. بنابراین، درک دلایل و پیامدهای حضور مجدد اتحادیه اروپا در غرب آسیا برای پیشبینی روابط این اتحادیه با سوریه از اهمیت بالایی برخوردار است.
💢رویکرد عملگرایانه و در عین حال محتاطانه اروپا
🔸رئیس اتحادیه اروپا، لاین، اخیراً تأکید کرد که این اتحادیه رویکردی عملگرایانه را در عین حفظ ارزشهای خود اتخاذ خواهد کرد. این نگرش بدان معناست که اتحادیه اروپا ارزشهای ترویجگرایانهاش را به عنوان پایههای تثبیتکننده منافع خود در نظر میگیرد. در سالهای اخیر، به دلیل جنگ اوکراین و بحران مهاجرت، اروپا با مشکلات اقتصادی متعددی روبهرو شده و حضور در سوریه را فرصتی مناسب برای بازگشت مهاجران به کشورهای خود و انتقال انرژی میداند.
🔸اتحادیه اروپا در تلاش است تا با اتخاذ رویکردی عملگرایانه نسبت به دولت جدید سوریه، بیشترین بهره را از موقعیت سوریه کسب کند. به همین دلیل، این اتحادیه همچنان اهرم تحریمها را حفظ کرده تا در صورت عدم پیروی دولت تازه تأسیس سوریه از سیاستهای مورد نظر و منافع اروپا، بتواند فشارهای لازم را اعمال کند. مقامات اتحادیه اروپا نیز تصریح کردهاند که همکاری و لغو تحریمها بستگی به ارزیابی اقدامات دولت سوریه خواهد داشت.
💢سابقه تروریستی دولت جدید سوریه
🔸سابقه تروریستی دولت جدید سوریه و ارتباطات آن با گروهکی نظیر القاعده نگرانیهایی را برای مقامات اروپایی ایجاد کرده است. کشورهای اروپایی به دلیل سوابق شکنجه و سرکوب در استان ادلب، اعتمادی به این حکام ندارند؛ اما به دلیل همسویی این گروه با منافع غرب، تلاش میکنند روابط خود را با آنها حتی در صورت عدم رعایت حقوق بشر و دموکراسی تعمیق بخشند.
🔸اتحادیه اروپا اخیراً حملات علیه تروریستهای تحریرالشام را محکوم کرد و جنایات رخ داده را به نیروهای طرفدار اسد منتسب کرد. واکنش اتحادیه اروپا نسبت به جنایات اخیر علیه علویهای سوریه نشان داد که آنها حاضرند چشم خود را بر ارزشهای خود ببندند تا منافع خود را تأمین کنند. البته لازم به ذکر است که کشورهای قطر و ترکیه تأثیر زیادی بر اروپاییها داشتهاند تا آنها روابط خود را با هیئتالتحریر الشام به سمت عادیسازی پیش ببرند و از این طریق احساس تهدید اروپا نسبت به تروریستی بودن دولت جدید کاهش یابد.
💢فرصتی برای رفع بحران مهاجرت و انرژی
🔸اروپا سوریه را فرصتی عالی برای مقابله با روسیه، بازگرداندن مهاجران، گسترش نفوذ و ارزشهای خود در غرب آسیا و ایجاد کریدوری امنتر برای انتقال انرژی و کالا از آسیا به اروپا میبیند. اروپاییها شرط تحقق این اهداف را ایجاد دولتی امنیتآور و شامل همه اقشار میدانند، اما نسبت به توانایی دولت فعلی در دستیابی به این هدف تردید دارند. بنابراین، آنها تلاش دارند تا با دیدارهای مکرر، ارزیابی دقیقی از ماهیت و اهداف دولت تازه تأسیس انجام دهند و آنها را با سیاستهای تحریمی و کمکهای بشردوستانه به مسیر مطلوب هدایت کنند.
🔸البته این بدان معنا نیست که در صورت عدم پایبندی دولت جدید به سیاستهای حقوق بشری، اروپاییها به مقابله با آن خواهند پرداخت؛ زیرا آنها نشان دادهاند که منافعشان از ارزشهایشان مهمتر است و تلاش دارند تا ظاهراً ارزشهای خود را حفظ کنند؛ امری که جولانی به خوبی توانسته آن را مدیریت کند.
💢جمعبندی
🔁مطالب مرتبط
▫️اسرائیل و سوریه مطلوب
▫️مسیریابی بلوک ضداخوان در سوریه جدید
▫️رویکرد روسیه به سوریه جدید
🌐https://institutetehran.com/art/311
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍5❤1👏1👌1
♦️رویکرد اردن در قبال تحولات ژئواستراتژیک پیرامون
◼️ معهد السیاسه و المجتمع- اردن
📝محمد ابورمان
#رویة_العربیة
🔸اردن در مواجهه با چالشهای متعدد منطقهای و امنیتی قرار دارد که امنیت ملی و نقش آن در خاورمیانه را تحت تأثیر قرار میدهد. یکی از مهمترین نگرانیها، تحولات خطرناک در کرانه باختری و قدس است. سیاستهای اسرائیل، از جمله عملیات «دیوار آهنین» و طرح «اورشلیم بزرگ»، تهدیدی جدی برای آینده فلسطینیها و امکان تشکیل کشور فلسطین محسوب میشوند. این اقدامات ممکن است به محاصره فلسطینیها، نابودی تشکیلات خودگردان فلسطین و حتی فشار بر اردن برای ایفای نقش جایگزین در شهرهای فلسطینی (گزینه اردنی) در صورت فروپاشی تشکیلات خودگردان یا از بین رفتن توجیه وجود آن در نگاه اسرائیل منجر شود.
🔹اردن با این سوال مواجه است که چگونه میتواند در برابر چنین سناریوهایی مقاومت کند، در حالی که ابزارهای فشار مؤثر علیه اسرائیل را در اختیار ندارد. برخی مقامات پیشنهاد میکنند که اردن از شدت رویارویی با اسرائیل بکاهد و تنها به اعتراضات دیپلماتیک اکتفا کند، در حالی که دیگران خواستار تشدید مواضع و حتی تهدید به لغو پیمان صلح با اسرائیل هستند.
🔹در کنار تحولات کرانه باختری، اقدامات اسرائیل در سوریه نیز تهدیدی برای امنیت ملی اردن محسوب میشود. اسرائیل در تلاش است تا با ایجاد یک دولت دروزی یا امارتی در جنوب سوریه و تسلط بر مناطق مرزی، نفوذ خود را در این منطقه گسترش دهد. این موضوع اردن را با خطر نزدیکتر شدن اسرائیل به مرزهای شمالی خود مواجه میکند. در این شرایط، اردن باید تصمیم بگیرد که آیا تنها شاهد این تحولات خواهد بود یا گامهای پیشگیرانهای برای مقابله با این تهدیدات برخواهد داشت.
🔹برخی پیشنهاد میکنند که اردن با هماهنگی عربستان سعودی، ترکیه و دولت سوریه، نیروهای خود را در مناطق جنوبی سوریه مستقر کند تا پروژه نتانیاهو را خنثی نماید. با این حال، گرایش محافظهکار در اردن تمایل دارد از هرگونه دخالت نظامی در سوریه اجتناب کند، در حالی که برخی دیگر معتقدند بیتفاوتی در قبال این تحولات، تهدیدات مرزهای شمالی اردن را افزایش خواهد داد.
🔹در مورد عراق، اردن با درخواستهایی از سوی برخی سیاستمداران سنی عراقی مواجه است که خواستار نقش بزرگتر اردن در حمایت از سنیهای عراق و کمک به یافتن راهحلهای سیاسی برای جلوگیری از مداخله خارجی هستند. با این حال، برخی معتقدند که دخالت اردن در امور عراق ممکن است اختلافات داخلی را تشدید و بحرانهای دیپلماتیک ایجاد کند. بنابراین، بهترین راهحل برای اردن، دوری از تنشهای عراق و پیامدهای منفی آن است.
🔹تحولات منطقهای در خاورمیانه به طور کلی در حال دگرگونی چهره این منطقه است و مرزهای کشورها ممکن است دستخوش تغییرات اساسی شوند. برخی تحلیلگران این وضعیت را "سایکس-پیکو ۲" مینامند، که در آن برخی کشورها ممکن است تجزیه شده و دولتهای جدیدی ظهور کنند. در این شرایط، دو گرایش اصلی در میان نخبگان اردنی وجود دارد: گرایش اول، که محافظهکار است، بر حفظ دولت و مرزهای کنونی اردن تأکید دارد و خواهان اجتناب از درگیریهای منطقهای است. این رویکرد برای اردن، به عنوان کشوری کوچک با منابع محدود، راهحلی منطقی به نظر میرسد. در مقابل، گرایش دوم معتقد است که اردن تنها با رویکردی جسورانه و فعال میتواند امنیت ملی و نقش منطقهای خود را حفظ کند. این گرایش بر لزوم ایفای نقش بزرگتر اردن در جنوب سوریه و تقویت نفوذ در کرانه باختری برای مقابله با طرحهای اسرائیل تأکید دارد.
✅ در نهایت، اردن نمیتواند خود را از تحولات اطرافش جدا کند و باید برای مواجهه با هرگونه تغییر در منطقه آماده باشد. این کشور نیازمند برنامهریزیهای استراتژیک و واکنشهای قوی به تحولات خطرناک در مرزهایش است تا بتواند ثبات و امنیت خود را در محیطی پرتلاطم حفظ کند.
🔁مطالب مرتبط
▫️نشست عقبه و پیامدهای آن برای سوریه جدید
▫️ انتخابات پارلمانی اردن و سوپاپ اطمینان اخوان برای حکومت
▫️ دلایل افتتاح اولین دفتر ارتباطی ناتو در اردن
✅ اندیشکده تهران✅
🌐https://institutetehran.com/art/312
🌐 @InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
◼️ معهد السیاسه و المجتمع- اردن
📝محمد ابورمان
#رویة_العربیة
🔸اردن در مواجهه با چالشهای متعدد منطقهای و امنیتی قرار دارد که امنیت ملی و نقش آن در خاورمیانه را تحت تأثیر قرار میدهد. یکی از مهمترین نگرانیها، تحولات خطرناک در کرانه باختری و قدس است. سیاستهای اسرائیل، از جمله عملیات «دیوار آهنین» و طرح «اورشلیم بزرگ»، تهدیدی جدی برای آینده فلسطینیها و امکان تشکیل کشور فلسطین محسوب میشوند. این اقدامات ممکن است به محاصره فلسطینیها، نابودی تشکیلات خودگردان فلسطین و حتی فشار بر اردن برای ایفای نقش جایگزین در شهرهای فلسطینی (گزینه اردنی) در صورت فروپاشی تشکیلات خودگردان یا از بین رفتن توجیه وجود آن در نگاه اسرائیل منجر شود.
🔹اردن با این سوال مواجه است که چگونه میتواند در برابر چنین سناریوهایی مقاومت کند، در حالی که ابزارهای فشار مؤثر علیه اسرائیل را در اختیار ندارد. برخی مقامات پیشنهاد میکنند که اردن از شدت رویارویی با اسرائیل بکاهد و تنها به اعتراضات دیپلماتیک اکتفا کند، در حالی که دیگران خواستار تشدید مواضع و حتی تهدید به لغو پیمان صلح با اسرائیل هستند.
🔹در کنار تحولات کرانه باختری، اقدامات اسرائیل در سوریه نیز تهدیدی برای امنیت ملی اردن محسوب میشود. اسرائیل در تلاش است تا با ایجاد یک دولت دروزی یا امارتی در جنوب سوریه و تسلط بر مناطق مرزی، نفوذ خود را در این منطقه گسترش دهد. این موضوع اردن را با خطر نزدیکتر شدن اسرائیل به مرزهای شمالی خود مواجه میکند. در این شرایط، اردن باید تصمیم بگیرد که آیا تنها شاهد این تحولات خواهد بود یا گامهای پیشگیرانهای برای مقابله با این تهدیدات برخواهد داشت.
🔹برخی پیشنهاد میکنند که اردن با هماهنگی عربستان سعودی، ترکیه و دولت سوریه، نیروهای خود را در مناطق جنوبی سوریه مستقر کند تا پروژه نتانیاهو را خنثی نماید. با این حال، گرایش محافظهکار در اردن تمایل دارد از هرگونه دخالت نظامی در سوریه اجتناب کند، در حالی که برخی دیگر معتقدند بیتفاوتی در قبال این تحولات، تهدیدات مرزهای شمالی اردن را افزایش خواهد داد.
🔹در مورد عراق، اردن با درخواستهایی از سوی برخی سیاستمداران سنی عراقی مواجه است که خواستار نقش بزرگتر اردن در حمایت از سنیهای عراق و کمک به یافتن راهحلهای سیاسی برای جلوگیری از مداخله خارجی هستند. با این حال، برخی معتقدند که دخالت اردن در امور عراق ممکن است اختلافات داخلی را تشدید و بحرانهای دیپلماتیک ایجاد کند. بنابراین، بهترین راهحل برای اردن، دوری از تنشهای عراق و پیامدهای منفی آن است.
🔹تحولات منطقهای در خاورمیانه به طور کلی در حال دگرگونی چهره این منطقه است و مرزهای کشورها ممکن است دستخوش تغییرات اساسی شوند. برخی تحلیلگران این وضعیت را "سایکس-پیکو ۲" مینامند، که در آن برخی کشورها ممکن است تجزیه شده و دولتهای جدیدی ظهور کنند. در این شرایط، دو گرایش اصلی در میان نخبگان اردنی وجود دارد: گرایش اول، که محافظهکار است، بر حفظ دولت و مرزهای کنونی اردن تأکید دارد و خواهان اجتناب از درگیریهای منطقهای است. این رویکرد برای اردن، به عنوان کشوری کوچک با منابع محدود، راهحلی منطقی به نظر میرسد. در مقابل، گرایش دوم معتقد است که اردن تنها با رویکردی جسورانه و فعال میتواند امنیت ملی و نقش منطقهای خود را حفظ کند. این گرایش بر لزوم ایفای نقش بزرگتر اردن در جنوب سوریه و تقویت نفوذ در کرانه باختری برای مقابله با طرحهای اسرائیل تأکید دارد.
🔁مطالب مرتبط
▫️نشست عقبه و پیامدهای آن برای سوریه جدید
▫️ انتخابات پارلمانی اردن و سوپاپ اطمینان اخوان برای حکومت
▫️ دلایل افتتاح اولین دفتر ارتباطی ناتو در اردن
🌐https://institutetehran.com/art/312
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍6👎1👏1
#تحلیل_کوتاه
🔹با تحول معادلات سیاسی خاورمیانه پس از سقوط اسد، خاطر آمریکا از جانب نفوذ منطقهای ایران آسودهتر شد؛ اما این به معنای پایان مسائل آمریکا در سوریه نیست. آمریکا در مواجه با حکومت جولانی با دو چالش اصلی مواجه است: ۱. مسئله حمایت از کردها (حضور نظامی آمریکا در سوریه) ۲.تنظیم روابط سیاسی با جولانی. میتوان گفت برای آمریکا مورد نخست از مورد دوم به مراتب پیچیدهتر است.
🔸ترامپ در مهمترین اظهارنظر دوره دوم خود درباره سوریه بیان داشت که "سوریه در آشوب است، اما... ایالات متحده نباید هیچ کاری با آن داشته باشد. این نبرد ما نیست. بگذارید خودش پیش برود. دخالت نکنید!" چنین صحبتی از ترامپ بعید نبود؛ چراکه او آشکارا معقتد به کاهش درگیریهای آمریکا درجهان بوده است. اما شرایط و واقعیتها میتوانند رئیسجمهور را محدود کنند. او در سال ۲۰۱۸ نیز دستور خروج کامل ۲۰۰۰ سرباز آمریکایی از سوریه را داد؛ زیرا گفته بود"داعش را در سوریه شکست دادیم." اما چندی بعد سخن خود را تغییر داد و دستور داد بخشی از نیروهای آمریکا باید برای حفاظت از منابع نفتی در سوریه باقی بمانند.
🔸امروز نیز علیرغم گمانهزنیها در خصوص خروج نیروهای آمریکایی از سوریه، به نظر میرسد واقعیتها همچنان بر ترامپ تحمیل میشوند. ترامپ در فوریه امسال دستور حملهای هوایی را داد که منجر به کشتهشدن یکی از رهبران القاعده در سوریه شد. این نشان میدهد مسائل آمریکا در سوریه به پایان نرسیدهاند. خروج آمریکا از سوریه میتواند نگرانی اسرائیل را نیز افزایش دهد؛ چراکه گمان میکنند مسیر ایران را برای بازگشت به سوریه هموارتر میسازد. افزون بر این، منابع نفتی سوریه همچنان برای آمریکا اهمیت دارد. در این میان تنها چیزی که متحدین آمریکا را نگران میکند، عدمتعهد ترامپ به برخی شرکای آمریکا است. به عنوان مثال، ترامپ ظرف یک ماه اوکراین و اروپا را از معادلات قدرت در اروپای شرقی کنار گذاشت تا به طور مستقیم با روسیه بر سر خاک اوکراین معامله کند. این موضوع باید برای کردها به عنوان اصلیترین متحد آمریکا در سوریه نگرانکننده باشد.
🔸از یک سو در میان اعضای کابینه، مایک والتز و مارکو روبیو همچنان مخالف خروج کامل نیروها از سوریه هستند. روبیو در جلسه استماع کنگره، اشاره کرد که آمریکا باید به حمایت از متحدین خود در سوریه ادامه دهد. از سوی دیگر پیت هگزت، وزیر دفاع، نشان داده که چندان نظر مستقلی در قبال سوری ندارد و کاملاً تابع دستورات ترامپ است. به همین دلیل اگر ترامپ بخواهد نیروهای آمریکا را خارج کند، هگزت بیدرنگ از او تبعیت خواهد کرد. در نهایت اینکه تصمیم شخص ترامپ چه خواهد بود اهمیت دارد. در مجموع، با توجه به ملاحظاتی که آمریکا هماکنون در سوریه دارد، اگر ترامپ بخواهد تغییری در وضعیت نیروهای مستقر انجام دهد، به احتمال بالا صرفاً تعداد نیروها کاهش پیدا خواهد کرد.
🔸در حوزه تنظیم روابط با دولت جدید، ترامپ به صورت بالقوه آمادگی تعامل با دولت سوریه را دارد. او اهمیتی به نوع حکومت در سوریه نمیدهد؛ هرچند واکنشهای ضعیفی نسبت به اقدامات جولانی صورت گیرد (همچون موضع مارکو روبیو در محکومیت کشتن علویها و دروزیها). بنابراین برقراری تعامل تدریجی با سوریه قابل تصور است، مخصوصاٌ که ترامپ سابقه تعامل با طالبان را نیز دارد. آمریکا برای این تعامل محتاطانه میتواند از تحریمهای موجود علیه سوریه و شناسایی حکومت جولانی به عنوان کارت بازی برای تغییر رفتار سوریه استفاده کند. در ماههای پایانی دولت بایدن، سخنان و اقداماتی دال بر امکان تغییر روابط میان دو کشور دیده شد. با این وجود این گامهای اولیه با بازگشت ترامپ به کاخ سفید قطع شد اما توافق میان نیروهای قسد با جولانی برای ادغام در دولت جدید که بدون هماهنگی آمریکا انجام نشده میتواند ادامه همان سیاست باشد.
🔁مطالب مرتبط
▫️مسیریابی بلوک ضداخوان در سوریه جدید
▫️رویکرد روسیه به سوریه جدید
▫️نگاه اروپا به سوریه جدید؛ عملگرایی و احتیاط
🌐https://institutetehran.com/art/313
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍7🤔3❤1👎1👌1
#تحلیل_کوتاه
🔹نوزدهم اسفند ماه ۱۴۰۳، مارک کارنی، رئیس اسبق بانک مرکزی انگلستان و بانک مرکزی کانادا توانست در رقابتی درون حزبی، کریستیانا فریلند را شکست دهد و به عنوان جانشین جاستین ترودو رهبری حزب لیبرال و جایگاه نخستوزیری کانادا را تصاحب کند. تغییر رهبری درون این حزب در بحبوحۀ جنگ تجاری با آمریکا و بحران محبوبیت لیبرالها رخ داد که میتواند تأثیرات قابل توجهی در انتخابات پیش رو داشته باشد.
💢چهرهای مثبت اما بدون تجربه سیاسی
🔸انتخاب مارک کارنی قابل پیشبینی بود؛ زیرا فریلند به عنوان وزیر امور مالی سابق دولت ترودو نمادی از وضع موجود تلقی میشد. بنابراین حزب برای اینکه بتواند جایگاه خود را در میان رأیدهندگان بهبود ببخشد، کارنی را به عنوان رهبر جدید خود انتخاب کرد. افزون بر این، او هنگامی که ریاست بانک مرکزی کانادا بر عهده داشت توانست بحران مالی ۲۰۰۸ را مدیریت کند و از این جهت میتواند تصویر مثبتی را در ذهن کاناداییها شکل دهد. این اولین تجربه کارنی در یک سمت سیاسی است و چهره جدید او میتواند خونی تازه در رگهای حزب لیبرال جاری کند.
💢تغییر روند محبوبیت حزب لیبرال
🔸حزب لیبرال پس از سقوط محبوبیت جاستین ترودو در وضعیت بسیار نامطلوبی در برابر رقیب خود، حزب محافظهکار به رهبری پیِر پویلیِوره قرار داشت. در اواخر سال ۲۰۲۴، حزب محافظهکار فاصلهای تقریباٌ ۲۵ درصدی با حزب لیبرال داشت. استعفای ترودو از نخستوزیری توانست بخشی از این فاصله را کاهش دهد و اکنون به ۱۰٪ رسیده است؛ اما همچنان محافظهکاران پیشتاز هستند. کارنی میتواند این فاصله را بیشتر کاهش دهد و حتی دوباره ورق را به نفع حزب لیبرال برگرداند. با این حال مشخص نیست که او دقیقاً چه زمانی برگزاری مجدد انتخابات را اعلام میکند و در آن هنگام وضعیت دو حزب چگونه خواهد بود.
🔸طبق قانون اساسی کانادا، به عنوان کشوری با ساختار پارلمانی، مردم در انتخابات فدرال اعضای مجلس عوام (با ۳۳۸ کرسی) را انتخاب میکنند. حزبی که نصف به اضافه یک یعنی ۱۷۰ کرسی را کسب کند میتواند به تنهایی دولت را تشکیل دهد و در غیر این صورت باید با احزاب دیگر وارد ائتلاف شود (همچون ائتلاف حزب لیبرال با حزب دموکراتیک جدید در ۲۰۲۱). آخرین نظرسنجیها نشان میدهد که لیبرالها از کسب ۸۴ کرسی و محافظهکاران از ۱۴۰ کرسی تقریباً مطمئن هستند که این نشاندهنده نزدیکی محافظهکاران به پیروزی است. با این حال اگر روند بهبود محبوبیت حزب لیبرال تداوم یابد، شاهد رقابت بسیار نزدیکی خواهیم بود.
💢حوزههای اصلی رقابت
🔸با نگاهی به نقشه انتخابات ۲۰۱۵ و ۲۰۲۱ میتوان اصلیترین حوزههای انتخاباتی را بیابیم. مهمترین نبردگاه دو حزب در استان آنتاریو (با مجموعاً ۱۲۲ کرسی) قرار دارد. یکی از عوامل افزایش کرسیهای محافظهکاران در ۲۰۲۱ در مقایسه با ۲۰۱۵ این بود که این حزب توانست در چندین حوزۀ انتخاباتی درون این استان حزب لیبرال را شکست دهد. هماکنون نیز نظرسنجیها حاکی از پیشتازی محافظهکاران در این استان و کسب تعداد کرسی بیشتر در رقابت با لیبرالها هستند. بنابراین مهمترین هدف کارنی باید احیای حزب در آنتاریو باشد.
🔸دومین نبردگاه، استان کِبِک است که محافظهکاران توانستند در ۲۰۲۱ کرسیهای خود را در آنجا نیز افزایش دهند. البته در این استان دو رقیب دیگر به نامهای حزب بلوک کبکوا و حزب دموکراتیک جدید وجود دارند که میتوانند دو حزب قبلی را به چالش بکشند. هرچند افت اخیر بلوک کبکوا و حزب دموکراتیک جدید درنظرسنجیها رقابت لیبرالها و محافظهکاران را در کبک جدیتر کرده است. افزون بر این، افت حزب دموکراتیک جدید، باعث میشود پایگاه محافظهکاران در استانهای غربی (به خصوص ساسکاچوآن) بیش از پیش تقویت شود و در نتیجه، احتمال پیروزی آنها را افزایش دهد.
💢کارنی برای پیروزی چه کاری میتواند بکند؟
🔄مطالب مرتبط
▫️کانادا در مسیر راستگرایی؛ چرا جاستین ترودو استعفا داد؟
🌐https://institutetehran.com/art/314
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍4👎1👏1