#مقاله_تحلیلی
#مذاکرات_هستهای
📝محمدعلی شفیعی
🔹پس از خروج دولت دونالد ترامپ از برجام در سال ۲۰۱۸، تحولات متعددی در زمینه برنامه هستهای ایران رخ داد. با این وجود ایران چه در دولت بایدن و چه در دولت ترامپ تأکید کرده است که حاضر به توقف برنامه غنیسازی اورانیوم نیست. در مقابل نیز دولت جدید آمریکا خواهان محدودسازی هر چه بیشتر ظرفیت هستهای ایران و حتی تعطیلی کامل برنامه هستهای است. در دور جدید مذاکرات بین ایران و ایالات متحده یکی از موضوعاتی که باید مدنظر داشت، نوع نگاه دولت ترامپ به این مذاکرات است.
🔸 درحال حاضر دو گروه با دو رویکرد متفاوت در خصوص مسئله هستهای ایران در دولت آمریکا وجود دارد. گروه حامیان مذاکره که از گفتگو و سازش برای دستیابی به توافق هستهای حمایت میکند. آنها معتقدند که دیپلماسی میتواند از تشدید تنشها جلوگیری کرده و ثبات منطقه را تضمین کند. اعضای کلیدی این گروه عبارتاند از ۱- جی دی ونس، معاون رئیسجمهور ۲- استیو ویتکاف، فرستاده ویژه به خاورمیانه ۳- جان راتکلیف، مدیر سازمان سیا.
🔸در مقابل گروه اقدام حداکثری است که از رویکرد سختگیرانه، از جمله گزینههای نظامی، حمایت میکند. این گروه که نزدیکی بیشتری به لابیهای صهیونیسم در ایالات متحده دارد، معتقد است اصل مذاکره به معنای تبادل امتیاز بین طرفین بیمعنی است و ایران باید بپذیرد تمام برنامه هستهای خود را تعطیل کند؛ اورانیوم با خلوص ۶۰% و ۲۰% باید از ایران خارج شود؛ برنامه موشکی ایران تحت نظارت قرار گیرد و حمایت از گروههای مقاومت به طور کامل قطع شود. در غیر این صورت باید با ابزار نظامی برنامه هستهای و توانایی موشکی آن را از بین برد. اصطلاح «الگوی لیبی برای برنامه هستهای ایران» نیز اصطلاحی است که توسط افراد حامی این تفکر مورد استفاده قرار میگیرد. اعضای کلیدی این گروه عبارتاند از: ۱- مارکو روبیو، وزیر امور خارجه ۲- مایک والتز، مشاور امنیت ملی و ۳- پیت هگزث، وزیر دفاع.
🔸باید توجه داشت حتی گروه اول در صورت عدم دستیابی به توافق، گزینه نظامی را گزینه مطلوب میداند و این بدین معنا است که در هر صورت گزینه نظامی گزینهای است که مدنظر اکثر دولتمردان آمریکایی قرار دارد؛ با این تفاوت که گروهی فرصت اندکی به دیپلماسی میدهند و گروه دیگری آن را بیفایده دانسته و شرایط ژئوپلیتیک منطقه را برای اقدام نظامی فراهم میدانند.
🔸پس از حمله نظامی ایالات متحده به یمن و تست بمبهای سنگرشکن آمریکایی و هواپیماهای بمبافکن در این کشور و تست های عملیاتیای که صورت گرفته است، طبق گمانهزنیهای آمریکاییها، احتمال حمله نظامی به ایران، کاهش شدیدی یافته است؛ زیرا با توجه به استفاده از توانمندی حداکثری نظامی در قبال تأسیسات زیرزمینی یمن و ناممکنبودن انهدام آنها، تأثیرگذاری این تسلیحات بر تأسیسات ایران که از عمق و پیچیدگی بیشتری برخوردار است به شدت کمتر خواهد بود. در مقابل ایران نیز امکان عکسالعمل شدیدتری نسبت به یمنیها داشته و همچنین وسعت سرزمینی و پراکندگی تأسیسات نظامی و هستهای ایران، امکان آسیب رساندن به آنها را کاهش میدهد.
🔸علاوه بر این، باید به موضوع سیگنالگیت نیز توجه کرد. هر چند درز تصاویر گفتوگوهای مقامات آمریکایی عواقب خاصی در فضای سیاسی و رسانه ای این کشور نداشت؛ اما تأییدی بر دستهبندی مذکور بود و منجر به کاهش نسبی قدرت و تأثیرگذاری گروه دوم گردید.
🔸آمریکاییها به این نتیجه رسیدهاند که ایران، نه تنها برای رفع تحریم مذاکره نمیکنند، بلکه مذاکره آنها برای رفع خطر حمله است، حملهای که شاید تا چند ماه گذشته و پیش از حمله به یمن، محتمل بود؛ اما طبق نکاتی که پیشتر گفته شد، احتمال آن در حال حاضر به شدت کاهش یافته است. لذا تیم مذاکرهکننده ایرانی باید از فرصت مذاکرات، جهت اصلاح اشتباه محاسباتی آمریکا و رژیم صهیونیستی استفاده کند.
🔁مطالب مرتبط
▫️آیا ایران و آمریکا در ماههای پیش رو به توافق میرسند؟
▫️آمریکا در مذاکرات امروز مسقط به دنبال چیست؟
🌐https://institutetehran.com/art/366
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍9👎3❤1👏1😁1😐1
#تحلیل_کوتاه
#تحولات_منطقه
#لبنان
📝محمدعلی حسننیا
🔹در چند ماه اخیر و بعد از آتش بس جنگ بین لبنان و اسرائیل صحبتهای زیادی در خصوص سلاح حزب الله لبنان و مقاومت در این کشور مطرح شده است که جنجال های زیادی به راه انداخت. بعد از اینکه جوزف عون رئیسجمهور لبنان اعلام کرده بود سلاح فقط باید در اختیار ارتش باشد، موجی از جنجال در فضای لبنان رخ داد.
🔸از سوی دیگر نماینده دونالد ترامپ در امور لبنان و معاون ویتکوف با سفر به لبنان به صراحت از دولت و ارتش این کشور خواست که حزب الله را خلع سلاح کند. البته پاتکهای حزب الله انجام شد و ابتدا وفیق صفا، مسئول ارتباطات و هماهنگی این جنبش و از نفرات اصلی حزب الله در مصاحبهای تاکید کرد خلع سلاح حزب الله بخشی از راهبرد این جنبش نیست و شروطی را برای این موضوع اشاره کرد که تقریباً انجام آن محال است. سپس شیخ نعیم قاسم در یک سخنرانی مهم تاکید کرد هر کس که خواهان خلع سلاح مقاومت است، در حال ارائه خدمتی رایگان به دشمن اسرائیلی است.
💢محرکهای خلع سلاح چه گروه و افرادی هستند؟
1️⃣آمریکا: واشنگتن با هدایتهای مورگان اورتگاس معاون ویتکاف فرستاده ویژه آمریکا در خاورمیانه، که در واقع جایگزین عاموس هوکشتاین فرستاده ویژه آمریکا در لبنان شده است قصد نابودی کامل حزب الله را دارد. این زن دیپلمات بارها به لبنان سفر کرده و هدف اصلی خود را پایان جنبش مقاومت لبنان اعلام کرده است. فعالیت اورتگاس در راستای قصد آمریکا برای عوض کردن معادله نظامی و امنیتی با تغییر معادله سیاسی در بیروت است.
2️⃣گروههای 14 مارس: این ائتلاف از گروه های سیاسی ضد حزب الله لبنان همواره قصد داشتند راهی برای نابودی و خلع سلاح مقاومت پیدا کنند و وضعیت فعلی را بهترین زمان می دانند. افرادی مانند سمیر جعجع، اشرف ریفی، خاندان حریری و ... از این گروه هستند.
3️⃣اسرائیل و نظام فعلی سوریه: تل آویو و نظام فعلی حاکم بر دمشق به عنوان دشمنان خارجی حزب الله میخواهند قدرت این جنبش را برای همیشه تمام کنند و به همین دلیل بارها تهاجم های به لبنان برای این موضوع انجام دادند.
💢سناریوهای احتمالی
1️⃣جنگ داخلی: در سناریو اول حزب الله لبنان خلع سلاح را نمیپذیرد و به همین سطح تنشها در لبنان افزایش می یابد و پیشبینی می شود اگر دولت و ارتش به سمت خلع سلاح با فشار و زور بروند عاقبتی جز جنگ داخلی رقم نخواهد خورد.
2️⃣ادغام در ارتش: این سناریو متحمل نیست ولی برخی در لبنان آن را مطرح کرده اند که حزب الله مانند حشد الشعبی باشد که رئیس جمهور لبنان آن را رد کرد. از طرفی حزب الله هم این قصد را ندارد.
3️⃣ادامه روند فعلی: این گزینه محتمل ترین گزینه خواهد بود. حزب الله لبنان سلاح های خود شامل موشک و پهپاد را تحویل ندهد و دولت لبنان هم به سمت زور برای خلع سلاح نرود اما مقاومت لبنان مسئله دفاع از حاکمیت این کشور را برعهده خود دولت قرار دهد.
💢راهبرد حزبالله چیست؟
🔸مقاومت لبنان بعد از جنگ سخت با اسرائیل و ترور فرماندهان و دبیرکل آن در شرایط بازسازی کامل یعنی بازسازی در رده های فرماندهی نظامی و مقامات امنیتی و سیاسی قرار دارد. همچنین مقاومت لبنان قصد دارد با درس گرفتن از جنگ اخیر دوباره توان خود را طی یک فرآیند بازیابی کند که همه این موارد زمان لازم دارد.
🔁مطالب مرتبط:
▫️معادله «الشّعب والجيش و المقاومة» پابرجاست
▫️ انتخاب جوزف عون به عنوان رئیسجمهور لبنان؛ پیشرانها و پیامدها
🌐https://institutetehran.com/art/367
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍7🤔2👏1👌1
#تحلیل_کوتاه
#مذاکرات_هستهای
📝احسان کیانی
🔹برگزاری دومین دور گفتگوهای هستهای ایران و آمریکا و اعلام آغاز گفتگوهای فنی، نشان از پیشرفت مذاکرات دارد. در عین حال، مذاکرات فنی میتواند چالشیتر از گفتگوهای سیاسی باشد. زیرا معمولاً گفتگوهای سیاسی معطوف به تفسیر مقاصد طرفین از یکدیگر به پیش میرود ولی مذاکرات فنی، ناظر به شاخصهای سنجشپذیرتر، کمّیتر و عینیتری است که ارزیابی چگونگی معامله مطالبات در این حوزه، سختتر و پیچیدهتر است. به نظر میرسد چهار چالش فنی اصلی در پرونده هستهای و مورد بحث در مذاکرات آتی، از این قرار خواهند بود:
💢چرخه سوخت
🔸مسأله چرخه سوخت در خاک ایران که نه از اعضای دائم شورای امنیت سازمان ملل است و نه در مجموعه بازیگران دارای تسلیحات اتمی قرار دارد، موضوعی است که از نگاه آمریکا میتواند موجب تزلزل در معماری عدم اشاعه شود و به مرور دیگر بازیگران منطقهای بهویژه عربستان، ترکیه و مصر را به سوی توسعه برنامه هستهای خود سوق دهد.
🔸وجود چرخه سوخت، بدون تملک و مدیریت بازیگران بینالمللی، اهرم فشاری برای ایران و چالشی است که همواره میتواند موجب نگرانی قدرتهای بزرگ باشد. به همین دلیل جلوگیری از تعطیلی و برچیدن کامل تأسیسات هستهای و نه تعلیق آن، خط قرمز ایران بوده است. شاید راهحل ایران برای عبور از این چالش، پذیرش پروتکل الحاقی و نظارتهای گستردهتر بر تأسیسات هستهای باشد. در عین حال که موضوع بیاعتمادی به بازرسان تابعه برخی دولتها، همواره چالشبرانگیز خواهد بود.
💢اورانیوم با غنای بالا
🔸موضوع وجود اورانیوم با غنای بالاتر از ۳.۶۷ درصد در ایران و ادعاهای آمریکا و اروپا مبنی بر نگرانی از استفاده از آن برای ساخت کلاهک اتمی، از دیگر چالشهای فنی مذاکرات است. هدف ایران این است که ذخایر غنیشده به عنوان ضمانت توافق و البته تحت نظارت آژانس در داخل باقی بماند. اصرار طرفهای غربی بر خروج اورانیوم به کشوری ثالث، اهرم فشار مهمی را از دست ایران خارج خواهد ساخت و به نظر میرسد ایران در صورت پذیرش این درخواست، اولاً بر انتخاب کشور ثالث همسو با ایران مثلاً روسیه اصرار خواهد داشت و ثانیاً امتیاز اقتصادی نسبتاً برگشتناپذیری را طلب خواهد کرد. زیرا بعید است که اورانیوم خارجشده نیز به کشور بازگردد. در صورت رد این درخواست، ممکن است ایران بپذیرد طی مراحلی گامبهگام و متناظر با اخذ امتیازات اقتصادی، اورانیوم با غنای بالاتر را رقیق کرده یا از آن در تولید سوخت رأکتورهای هستهای استفاده کرده و حجم آن را کاهش دهد.
💢سانتریفیوژها
🔸مسأله نسل جدید سانتریفیوژهای مورد استفاده برای غنیسازی، پیشتر راهحلی جز نابودی سانتریفیوژها نداشته و این رخدادی است که پذیرش آن برای تیم مذاکرهکننده ایرانی اگر نه غیرممکن ولی دشوار است. بهخصوص که تجربه بدعهدی طرفهای غربی در برجام پیش روی تهران است. ولی به نظر میرسد در شرایط کنونی بتوان با پذیرش سرمایهگذاری خارجی در صنعت هستهای و مشارکت در توسعه آن در حوزه تحقیقوتوسعه، از سطح بیاعتمادی کاست و طرفهای دیگر را نیز به تداوم فعالیت برخی تاسیسات اقناع نمود.
💢راستیآزمایی
🔸شاید چالشبرانگیزتر از موارد فوق، بحث راستیآزمایی کاهش سطح و حجم فعالیت هستهای ایران و رفع ادعاهای مطروحه در این باره باشد. زیرا تفسیر فنی از گزاره سیاسی اطمینانبخشی نسبت به عدم ساخت تسلیحات هستهای، با اختلافنظرهای جدی از سوی ایران و آمریکا و بهویژه اسرائیل روبروست. از نظر حکومت اسرائیل، ایران تنها زمانی سلاح هستهای ندارد که اصولا برنامه هستهایاش به طور کامل برچیده شود.
🔸حل چالش راستیآزمایی بستگی به این دارد که آمریکا از نگاه اسرائیل فاصله بگیرد و به تفسیر ایران مبنی بر اولاً، کفایت بازرسیهای آژانس و نه بازرسیهای مستقل دیگر بازیگران و ثانیاً، کفایت بازرسی از تأسیسات هستهای و نه سایتهای نظامی نزدیکتر شود. به خصوص که جناح رادیکالتر دولت ترامپ مانند روبیو و والتز، بر محدودیت برنامه موشکی ایران برای جلوگیری از تهدید اسرائیل تاکید دارند. به تعبیر آنان، برای اطمینان کامل، باید بُرد موشکهای ایران نیز کاهش یابد تا اصولاً موشکی نباشد که توان حمل یک کلاهک اتمی تا اسرائیل را داشته باشد.
💢جمعبندی
🔁مطالب مرتبط:
▫️ایران گوشه رینگ است، نباید به توافق هستهای اکتفاء کرد!
▫️گروسی در تهران؛ سرنوشت مکانیسم ماشه چه خواهد شد؟
🌐https://institutetehran.com/art/368
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍12👏1😱1👌1💔1
#مقاله_تحلیلی
#تحولات_منطقه
#یمن
📝حسین افراخته
🔹با ورود به ششمین هفته از دور جدید حملات آمریکا علیه یمن (که از 25 اسفند آغاز شد) و اثبات ناکارآمدی این حملات در تحقق اهداف، بحث تلاش آمریکا برای فعال کردن جبهه داخلی در یمن بیش از هر زمان دیگری در محافل سیاسی- امنیتی و رسانهای مطرح شده و بازتابهای زیادی داشته تا جایی که برخی کشورهای منطقه را نیز به واکنش وا داشته است.
💢گزینههای آمریکا
🔸هیئت حاکمه جدید آمریکا که انتظار داشت با آغاز دور جدید حملات به سرعت به هدف خود یعنی توقف حملات انصارالله علیه کشتیرانی اسرائیل در دریای سرخ و شلیکها علیه سرزمینهای اشغالی دست یابد، با مشاهده تشدید حملات یمنیها سه گزینه پیش روی خود میبیند:
1️⃣عوامل فرسایش و فشار جدید علیه انصارالله را وارد صحنه منازعه نماید
2️⃣توان خود را در دو عرصه سلاح و تاکتیک افزایش دهد
3️⃣با عنایت به شرایط موجود و فرسایشی شدن نبرد و عدم تحقق اهداف حداقلی از درگیری خارج شود
💢محتملترین گزینه
🔸با توجه به الگوی رفتاری ترامپ و دولت او به نظر میرسد در مرحله فعلی امکان تحقق گزینه سوم و پایان درگیری منتفی است. پیگیری گزینه دوم نیز به توجه به امکانات موجود آمریکا در منطقه دور از ذهن به نظر میرسد. آمریکا با اعزام ناوگروه «کارل وینسون» به منطقه و استقرار چند فروند بمبافکن بی-52 و بی-2 در پایگاه جزیره دیگوگارسیا، حداکثر توان خود را به کار گرفته و امکان افزایش کیفی و کمی در این حوزه در کوتاه مدت میسر نخواهد بود. بر این اساس محتملترین گزینه پیش روی آمریکا تلاش برای شعله ور ساختن مجدد جنگ داخلی در یمن است.
💢چالشهای گزینه جنگ داخلی
🔸شواهد و قرائن موجود و وضعیت فعلی بازیگران داخلی و منطقهای غیر همسو با انصارالله بیانگر این است که آمریکا در اجرای این سناریو با مشکلاتی روبروست. امارات و عربستان تنها گزینههایی هستند که ظرفیت و امکان ورود به درگیری با انصارالله را دارند. اما سعودی که تجربه تلخ جنگ 8 ساله با یمن را دارد و پیشبرد طرحهای توسعهای را در اولویت قرار داده، شاید آخرین بازیگری باشد که تمایل به ورود به درگیری را داشته باشد.
🔸امارات هم علیرغم سطح بالای همراهی با طرحهای آمریکا و رژیم صهیونیستی، به نظر نمیرسد تمایل چندانی برای ورود مستقیم به این عرصه داشته باشد. زیرساختهای متعدد اقتصادی امارات در برابر حملات بیدفاع است و صرف حملات و ایجاد ناامنی موقعیت ویژه این کشور را که عمدتاً بر پایه ترانزیت مسافر و کالاست به طور کامل متزلزل خواهد کرد. امتناع و عدم تمایل این دو کشور جهت ورود به درگیری تا حدی آشکار است که به سطح اظهارنظرهای علنی مقامات دو کشور رسیده است.
💢حزب اصلاح و امید به مدل ادلب
🔸ضلع سومی که در بحث امکان آغاز درگیری جدید در یمن باید مورد بررسی قرار گیرد، نیروها و مزدوران وابسته داخلی یمن است. در این عرصه علیرغم تعدد بازیگران موثر و ذی نفوذ به صورت خلاصه میتوان به چهار بازیگر اصلی اشاره کرد:
1️⃣ دولت مستقر در عدن
2️⃣نیروهای وابسته به امارات تحت عنوان شورای انتقالی جنوب مستقر در مناطق شبوه، حضرموت، جزیره سقطری
3️⃣نیروهای حزب اخوانی اصلاح در مأرب وابسته به سعودی
4️⃣نیروهای طارق صالح یا عفّاش در تعز (برادرزاده علی عبدالله صالح دیکتاتور سابق و رهبر شاخه منشعب شده حزب مؤتمر)
🔸در مقام ارزیابی در میان گروههای داخلی حزب اصلاح تنها گروهی است که شاید از انگیزه لازم برای درگیری با انصارالله برخوردار است. اصلاحیها همان طرفی هستند که تا آخرین روزهای جنگ 8 ساله علیه انصارالله در میدان جنگیدند. تجربه ادلب و فتح کوتاه مدت سوریه توسط تحریرالشام که گروهی اخوانی است، نیز اعتماد به نفس این گروه یمنی را بالا برده است.
💢ارزیابی موازنه نیروها و جمعبندی
🔸انصارالله در سالهای نبرد داخلی از حیث لجستیک، امکانات و سلاح به معنی واقعی کلمه در مضیقه بود اما امروز به لطف ترک مخاصمه سه ساله و اجرای طرحهای بازآرایی توان تسلیحاتی در موقعیت ممتازی قرار دارد. اما بررسی وضعیت فعلی طرف مقابل حاکی از فرسایش جدی در عرصه امکانات و آمادگیها نظامی و حتی وضعیت مدنی است. بر این اساس تاکنون ارزیابی توان این نیروها در حد و اندازه شروع یک درگیری تمام عیار با انصارالله نیست.
🔁مطالب مرتبط
▫️نبرد فرسایشی آمریکا علیه یمن؛ گذر زمان به ضرر کدام طرف است؟
▫️یمن و چالش حملات آمریکا
🌐https://institutetehran.com/art/369
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍8👏3👌2
#مقاله_تحلیلی
#مذاکرات_هستهای
#روسیه
📝مهدی نوری چورتی
🔹در سالهای اخیر روابط بین ایران و ایالات متحده آمریکا تحت تحولات مختلفی شامل برجام و خارج شدن ترامپ از آن قرار گرفته است. یکی از مهمترین و جدیدترین این تحولات، مذاکرات غیرمستقیم بین دو کشور با هدف کاهش تنشها و حل مسائل هستهای است که دور دوم آن شنبه هفته جاری در ایتالیا برگزار شد. در این میان، بسیاری از افراد در پی پاسخ به این سؤالات کلیدی هستند که روسیه در مذاکرات هستهای بین ایران و آمریکا چه نقشی ایفا میکند و به دنبال چه منافعی است؟
💢نقش روسیه در مذاکرات غیرمستقیم ایران و آمریکا
🔸روسیه در تلاش است تا در این مذاکرات تعادلی بین روابط خودبا ایران و آمریکا برقرار کند. مسکو در کنار تقویت روابط خود با تهران از طریق امضای توافقنامه استراتژیک در ژانویه، همزمان به دنبال بهبود روابط با دولت ترامپ نیز هست. این تلاشها باعث نگرانی در اوکراین و کشورهای اروپایی شده است که از احتمال امتیازدهی ترامپ به مسکو برای پایاندادن به درگیری در اوکراین نگران هستند.
💢منافع روسیه از مذاکرات غیر مستقیم ایران و آمریکا
🔸منافع روسیه از مذاکرات غیرمستقیم ایران و آمریکا چندلایه و پیچیده است. روسیه با دقت این تعاملات را دنبال میکند، زیرا نتیجه مذاکرات میتواند به طور مستقیم یا غیرمستقیم بر منافع ژئوپلیتیکی، اقتصادی و امنیتیاش تأثیر بگذارد.
1️⃣موازنه در برابر نفوذ آمریکا
🔸در سده گذشته، روسیه همواره تلاش کرده است تا ایران به سمت آمریکا نرود. در دوران پهلوی دوم، برای اینکه روابط ایران و آمریکا توسعه نیابد، شوروی امتیازات فراوانی به ایران میداد. بسیاری از صنایع و کارخانهها در دوران پهلوی دوم در ایران توسط شوروی ساخته شده است تا با امتیازدهی روابط بین ایران و آمریکا دچار گسست شود. روسیه در حال حاضر تمایل دارد که ایران را به عنوان یک شریک استراتژیک در خاورمیانه حفظ کند. از نظر روسیه، کنترلشده بودن این مذاکرات یا حتی شکست آنها میتواند به حفظ و نقش روسیه به عنوان یک متحد کلیدی برای ایران منجر شود.
2️⃣بازار انرژی و رقابت در فروش نفت و گاز
🔸تحریمهای آمریکا علیه ایران باعث کاهش حضور ایران در بازار جهانی نفت و گاز شده است. این وضعیت به نفع روسیه است، چراکه سهم بیشتری از بازار انرژی جهانی دارد. ایران در حال حاضر به دلیل تحریمها دسترسی به فنّاوریهای جدید در استخراج منابع معدنی را ندارد و روسیه این فنّاوریها را در اختیار ایران قرار نمیدهد. اگر مذاکرات منجر به لغو تحریمها شود، ایران میتواند صادرات نفت خود را افزایش دهد و به فنّاوریهای روز دنیا دسترسی پیدا کند که این امر به ضرر روسیه تمام میشود.
3️⃣دستیابی به امتیاز در مذاکرات
🔸از طرفی دیگر روسیه از پرونده هستهایایران مثل یک کارت بازی در راستای منافع خودش استفاده میکند. این منافع میتواند شامل گرفتن امتیازاتی در پرونده اوکراین یا تعدیل رفتار غرب در حوزههای مختلف باشد. بنابراین روسیه سعی میکند همزمان روابط نزدیکی با ایران داشته باشد و مذاکرات با آمریکا را تخریب کامل نکند تا در صورت نیاز خودش بتواند با غرب معامله کند. این یعنی روسیه، نه خواهان شکست کامل مذاکرات است و نه خواهان موفقیت کامل. یکی از علتهای سفر عراقچی به روسیه جلوگیری از «بازی دوگانه» این کشور است.
4️⃣تثبیت نقش خود در معادلات خاورمیانه
🔸 روسیه تلاش دارد خود را به عنوان یک بازیگر کلیدی در حلوفصل بحرانهای منطقه معرفی کند. مشارکت غیرمستقیم یا نقشآفرینی در مذاکرات ایران و آمریکا میتواند جایگاه بینالمللی روسیه را تقویت کند.
💢جمعبندی
🔸مسکو علیرغم همسویی خود با ایران در چندین موضوع تا حدی در ارتباط با واشنگتن بیطرفی خود را حفظ کرده است. این توازن در گفتگوهای اخیر بین مقامات روسیه و ایالات متحده در مورد برنامه هستهای و فعالیتهای نیابتی ایران مشهود است؛ بنابراین روسیه با استفاده از بیطرفی و حفظ تعادل بین طرفین به دنبال نقشآفرینی خود به عنوان یک قدرت بزرگ است اما تا این دور از مذاکرات تنها اعلام موضع کرده است.
🔄مطالب مرتبط:
▫️مذاکره در رم؛ هدف ترامپ از انتخاب ایتالیا چیست؟
▫️ اختلاف در کابینه؛ کدام نگاه در برنامه هستهای غلبه خواهد کرد؟
🌐https://institutetehran.com/art/370
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍9👏3👌2❤1
#تحلیل_کوتاه
#آسیای_میانه
📝احسان فلاحی
🔹در چهارم و پنجم آوریل ۲۰۲۵ نخستین نشست سران اتحادیه اروپا و کشورهای آسیای میانه در سمرقند برگزار شد. بر اساس بیانیه پایانی این اجلاس، اتحادیه اروپا پذیرفته است که ۱۲ میلیارد یورو در منطقه سرمایهگذاری کند. فارغ از مباحث اقتصادی از دیگر نکات مهم در بیانیه مذکور، اعلام تعهد کشورهای آسیای مرکزی به قطعنامههای ۵۴۱ و ۵۵۰ شورای امنیت سازمان ملل متحد در محکومیت اشغالگری ترکیه در قبرس شمالی است. این در حالی است که قزاقستان، قرقیزستان و ازبکستان در نشست سال ۲۰۲۲ «سازمان دولتهای ترک» رای به پذیرش عضویت ناظر «جمهوری ترک قبرس شمالی» در این سازمان داده بودند که در آن زمان با اعتراض جدی اتحادیه اروپا و به ویژه یونان مواجه شد.
🔸اگرچه در بیانیه پایانی پنجم آوریل نامی از قبرس شمالی به میان نیامده است اما تاکید بر پذیرش قطعنامههای ۵۴۱ و ۵۵۰ شورای امنیت به معنای بازگشت این کشورها از مسیری است که ترکیه همچنان اصرار بر طی کردن آن دارد. از این رو جای سؤال است که آینده همکاریها در «سازمان دولتهای ترک» چه خواهد شد؟ در پاسخ به این پرسش باید در نظر داشت که این سازمان در سال ۲۰۰۹ با نام «شورای همکاری کشورهای ترک» Cooperation Council of Turkic Speaking Countries و با ایده همکاریهای فرهنگی در نشست نخجوان تاسیس شد. اما در نشست سال ۲۰۲۱ در ترکیه نام این نهاد به «سازمان دولتهای ترک» Organization of Turkic States تغییر پیدا کرد که در نوع خود بیانگر تغییر جهت این سازمان به منظور تاکید بر موضوعاتی فراتر از مقولات فرهنگی بود.
🔸روشن است که ترکیه قصد دارد از رهگذر «سازمان دولتهای ترک» به عنوان برادر بزرگتر کشورهای عضو (قزاقستان، قرقیزستان، ازبکستان، جمهوری آذربایجان و ترکمنستان) ایفای نقش نماید. این در حالی است که جمهوریهای آسیای مرکزی بیش و پیش از آنکه ترکیه را به عنوان برادر بزرگتر بپذیرند، به عنوان یک شریک اقتصادی مهم به آن نگاه میکنند. کشورهای آسیای میانه امیدوار بودند که در چارچوب «سازمان دولتهای ترک» از جایگاه آنکارا برای گسترش تعاملات خویش با کشورهای اروپایی بهرهبرداری کنند و چه بسا عضویت ترکیه در اتحادیه اروپا امکان همکاری گستردهتر آنها با اروپا را فراهم میکرد.
🔸از این منظر، زمانی که آنکارا مذاکرات پیوستن به اتحادیه اروپا را در سال ۲۰۱۵ متوقف کرد، امید کشورهای آسیای میانه به «سازمان دولتهای ترک» کمرنگ شد. در عین حال همکاری کجدار و مریز کشورهای عضو سازمان، در امضای برخی بیانیهها و اعلامیهها همچنان تداوم یافته است. اما در سه سال گذشته تشدید رویکرد ژئوپلیتیکی آنکارا در موضوعاتی مانند بحران سوریه، مداخله در شمال عراق، جنگ قرهباغ، دالان زنگزور، تنش در مدیترانه شرقی بر سر منابع انرژی با مصر و اسرائیل، تشدید اختلاف با یونان و ... باعث شده است که نوعی احساس تهدید بین الاذهانی میان اعضای سازمان شکل بگیرد. زیرا کشورهای آسیای میانه سالهاست به دنبال متنوع سازی شرکای خارجی خود هستند و بنابراین به هیچ وجه حاضر نیستند که روابط خود با قدرتهای اثرگذاری مانند روسیه، آمریکا، اتحادیه اروپا، چین و حتی ایران را فدای انگیزههای ژئوپلیتیکی ترکیه کنند.
🔸حال آن که تشکیل سازوکاری برای نشست سران اتحادیه اروپا و کشورهای آسیای میانه، اهمیت ترکیه را به عنوان موتور محرکه همکاری چهار کشور ترک آسیای مرکزی با اروپا کاهش داده است. امضای بیانیه مشترک توسط کشورهای آسیای مرکزی با اتحادیه اروپا زنگ خطری در مورد آینده نامشخص «سازمان دولتهای ترک» است.
🔁مطالب مرتبط
▫️توسعه روابط عراق و ترکیه؛ زمینهها و موانع
▫️اعتراضات داخلی در ترکیه؛ برآیند تمهیدات زود هنگام اردوغان برای انتخابات
🌐https://institutetehran.com/art/371
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍9👎4👌3👏1
#تحلیل_کوتاه
#سیاست_خارجی
#اروپا
📝علی محبی
🔹در سالهای اخیر، روابط ایران و اروپا به دلایل مختلف با تنشهای بیسابقهای مواجه شده است که یکی از بارزترین آنها تحریمهای اعمالشده علیه کشتیرانی و هواپیماهای ایرانی بوده است. با ورود دوباره ترامپ به عرصه ریاستجمهوری، سیاست بینالملل دچار تنشزدایی و تنشزاییهای جدیدی شده است. این تحولات گرچه میتوانند چالشهای جدیدی برای ایران و روابطش با اروپا فراهم کنند اما فرصتهای جدیدی نیز در افق پیش روی این روابط ایجاد میکند. مکانیسم ماشه و مسائل هستهای، روابط اروپا با آمریکا، لابیهای ضد ایرانی در اروپا و از همه مهمتر جنگ اوکراین از جمله مسائلی است که در سال جاری بر روابط ایران و اروپا تأثیرگذار است.
💢جنگ اوکراین و سناریوهای صلح و تداوم نبرد
🔸مهمترین عامل تعیینکننده در روابط ایران و اروپا در سالهای اخیر نه مسائل هستهای و نه موضوعات منطقهای بلکه جنگ اوکراین بوده است. اتحادیه اروپا به واسطه قدرتنمایی جنگافزارهای ایرانی در این جنگ بر علیه ناتو، احساس تهدید فزایندهای از سوی ایران پیدا کرده است و به همین دلیل، روابط دو طرف شکل خصمانهتری به خود گرفته است. اگر جنگ اوکراین و همکاریهای نظامی ایران و روسیه تداوم یابد، این احساس تهدید همچنان پابرجا خواهد ماند و سطح روابط با اروپاییها در سراشیبی سقوط خواهند ماند.
🔸این امر در صورتی که مذاکرات هستهای ایران و آمریکا به نتیجه نرسد میتواند منجر به فعالسازی مکانیسم ماشه توسط اروپا شود. اما از سوی دیگر اگر تنشها در اوکراین کاهش یابند، انتظار میرود که ادراک تهدیدی اروپا نسبت به ایران کاهش یابد و در نتیجه حل پرونده هستهای نیز برای آنها اولویت پیدا کند. در صورتی که مذاکرات هستهای در مسیر مثبتی قرار بگیرد و مکانیسم ماشه غیرفعال یا تعلیق شود، میتوان به کاهش تنش و بهبود روابط امیدوار بود.
💢روابط ایران-اروپا در سایه تنش ترامپ با اتحادیه اروپا
🔸اختلافات بین ترامپ با اتحادیه اروپا فرصتی مناسب برای ایران فراهم کرده تا از این اختلافات تاکتیکی بهرهبرداری کند و تنشهای خود را با اتحادیه کاهش داده و روابط تجاریاش را بهبود بخشد. همچنین، این تنشها سبب شده تا اروپا به فکر تغییر راهبرد بینالمللی خود باشد و در صدد این باشد تا روابط خود با کشورهای جنوب جهانی را به منظور تنوعبخشی سبد اقتصادی و کاهش وابستگی به ایالات متحده تقویت کند. این موضوع باعث میشود ایران نیز ظرفیت و موقعیت مناسبی برای اروپا پیدا کند زیرا اروپا تنشزدایی روابط با ایران را راهی مناسب برای تقویت نقش مستقل خود در عرصه بینالمللی و ارتقاء سیاست و اقتصاد خود در تجارت با مناطق جنوب جهانی میداند. هرچند اختلافات فعلی بین اروپا و آمریکا راهبردی نیستند، اما این وضعیت فرصت خوبی برای کاهش احساس تهدید ایران و جلوگیری از وخامت روابط فراهم میآورد.
💢لابی ضدایرانی و اتهامات حقوق بشری
🔸اگرچه شرایط صلح در اوکراین و تنشهای بین اروپا و آمریکا روزنه روشنی برای بهبود آینده روابط ایران و اروپا فراهم میکند، اما مشکلات و اختلافات کنونی بسیار بیشتر از گذشته است و رفع آنها نیازمند زمان و تلاش بیشتری از هر دو طرف است. یکی از مهمترین عواملی که موجب وخامت روابط شده، افزایش نفوذ و بازیگری لابی اسرائیل و اپوزیسیون ایرانی در میان مقامات مختلف اروپا است که یکی از نمودهای این موضوع را میتوان در تعطیلی مرکز اسلامی هامبورگ در آلمان مشاهده کرد. همچنین، کاهش اعتبار ایران به واسطه اتهامات حقوق بشری باعث شده تا در صورت تلاش دو طرف برای بهبود روابط، فشار افکار عمومی و برخی گروههای حقوق بشری بر مقامات اروپایی افزایش یابد و مانعی بر سر این مسیر ایجاد کند.
💢جمعبندی
🔁مطالب مرتبط
▫️اروپای بدون آمریکا و حمایت از اوکراین؛ انتخاب بین امنیت و رفاه
▫️گزینههای اروپا برای پاسخ به وضع تعرفههای جدید توسط ترامپ
🌐https://institutetehran.com/art/372
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍9👏3👌2
#تحلیل_کوتاه
#آمریکای_لاتین
🔹اخیراً، اِوو مورالس، رئیسجمهور پیشین بولیوی، در صفحه توئیتر خود تأسیس حزب جدید Evo Pueblo (عبارتی اختصاری در اسپانیایی به معنای بازمیگردیم تا از مردم اطاعت کنیم) را اعلام کرد. حزب مذکور در حالی پا به صحنه سیاست در این کشور میگذارد که هم مورالس و هم حزب «حرکت به سمت سوسیالیسم» (MAS) که مورالس پیشتر رهبر آن بود در آشفتگی به سر میبرند. از یک سو مورالس به اتهام قاچاق و سوءاستفاده جنسی از یک کودک از فعالیت سیاسی منع شده و حتی اکنون یک قاضی دستور دستگیری او را نیز صادر کرده است. از سوی دیگر، لوئیس آرسه رئیسجمهور کنونی از حزب MAS در نظرسنجیها محبوبیت بسیار پایینی دارد.
🔸شکاف میان مورالس و MAS ریشه در انتخابات ۲۰۱۹ دارد. در آن سال، مورالس توانست با کسب ۴۷٪ آرا رقیب خود، کارلوس مِسا از حزب اجتماع مدنی (CC) (میانهرو) با ۳۶٪ را شکست دهد. مجادله بر سر نتایج انتخابات، منجر به تحقیقات و گزارش سازمان دولتهای آمریکایی (OAS) شد که طبق آن در فرایند شمارش آرا اقدامات عامدانهای برای تغییر نتایج صورت گرفته بود. پس از انتشار گزارش، نیروی پلیس به معترضان پیوست و مورالس ضمن استعفا به مکزیک پناهنده شد. با برگزاری انتخابات مجدد، آرسه، نامزد جدید حزب و متحد پیشین مورالس به جایگاه ریاستجمهوری رسید. از این زمان درون حزب MAS میان طرفداران مورالس و آرسه شکافی شکل گرفت که در سال ۲۰۲۳ بر سر انتخاب رهبر به اوج خود رسید و در نهایت مورالس جدایی خود را از حزب اعلام کرد.
🔸 تلاش برای بازگشت به قدرت در کنار پروندههای حقوقی، وضعیت مورالس را پیچیده کرده است. ژانویه ۲۰۲۵ حکم دستگیری او صادر شد؛ اما او که پیشتر به بولیوی بازگشته بود، اکنون در جنگلهای کیلاکولو مخفی شده است؛ زیرا به عنوان اولین رئیسجمهور بومی از حمایت بومیان در این منطقه برخوردار است. مردم منطقه نیز در برابر تلاشهای پلیس برای یافتن او مقاومت کردهاند. مورالس با تأسیس حزب جدید تلاش کرد تا به انتخابات بازگردد؛ اما به دلیل محدودیت زمانی در ثبت حزب، مجبور شد با حزب کوچک «جبهه پیروزی» (FPV) وارد ائتلاف شود. با این وجود هنوز هم بعید به نظر میرسد که بتواند به صورت قانونی در انتخابات شرکت کند؛ مگر اینکه به وسیله فشار سیاسی هوادارانش، دولت و انتخابات اوت ۲۰۲۵ را تحت تأثیر قرار دهد.
🔸حزب سوسیالیست MAS نیز وضعیت مناسبی ندارد. بر اساس آخرین نظرسنجی Captura consulting، آرسه تنها ۱۳٪ محبوبیت دارد. احتمالاً به همین دلیل او هنوز رسماً اعلام نامزدی نکرده است. اصلیترین گزینه احتمالی حزب، آندرونیکو رودریگز، رئیس جوان سنای بولیوی، ۲۲.۵٪ محبوبیت دارد. البته در این نظرسنجی مورالس در گزینهها نبوده است. در نظرسنجی دیگری که نام او نیز آمده بود، مورالس ۱۰٪ محبوبیت داشت و تقریباٌ به همین میزان از سبد رأی رودریگز و مقداری از سبد آرسه کاسته شده بود؛ بنابراین سرنوشت رودریگز و حزب MAS به اقدامات آینده مورالس و پافشاری او برای شرکت در انتخابات وابسته خواهد بود. این مسئله زمانی اهمیت دوچندان مییابد که بدانیم در نظرسنجیها احزاب راست و محافظهکار (نظیر ائتلاف بزرگ PPB-CN به معنای برنامه پیشرفت بولیوی_همگرایی ملی) رقابت نزدیکی با MAS دارد.
🔸نبرد کنونی میان مورالس و MAS ارتباط کمی با رویکردهای سیاسی آنها دارد. هر دو به عنوان حامیان سوسیالیسم، موافق گسترش برنامههای رفاهی و مخالف سرمایهداری هستند. این نبرد بیشتر بر سر قدرت و تلاش مورالس برای رهایی از پروندههای حقوقی است. با این وجود، او به لحاظ قانونی هیچراهی برای ورود به انتخابات ندارد. از سال ۲۰۰۵ تا ۲۰۱۹ او سه بار متوالی رئیسجمهور شد و طبق اصلاحیه قانون اساسی در سال ۲۰۲۳، هیچکس نمیتواند بیش از دو دوره به ریاستجمهوری برسد. این موضوع به علاوه محرومیت از تصدی پست سیاسی به دلیل اتهامات واردشده موفقیت او را قانوناٌ ناممکن میکند.
🔁مطالب مرتبط
▫️چشمانداز آمریکای لاتین در سال ۲۰۲۵
▫️تلاش آمریکا برای مهار چین در آمریکا لاتین
🌐https://institutetehran.com/art/373
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍6👌1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥تصویر ایران ضعیفشده چقدر واقعی است؟
#تهران_مدیا
#مذاکرات_هستهای
🔸تریتا پارسی در مصاحبهای با مهدی حسن، بیان میکند گزارشهایی که به کاخ سفید داده میشود مبنی بر اینکه ایران در ضعیفترین موقعیت خود قرار داد صحیح نیست. ایران نسبت به یک سال گذشته در منطقه قطعا ضعیفتر شده است؛ اما همچنان به وسیله انصارالله یمن حضور قدرتمندی دارد.
🔸او همچنین ضمن اشاره به قدرت موشکی ایران میگوید:
"با وجود این حقیقت که بسیاری از پرتابهای موشکیشان به سمت اسرائیل [در حمله اول] بیشتر نمایشی بود اما در حمله دوم در اکتبر، تعداد بسیار زیادی از موشکهایشان به تمام لایههای دفاع هوایی اسرائیل نفوذ کرد تا جایی که اسرائیلیها درخواست دو سیستم آتشبار تاد (THAAD) کردند...حدس میزنم که با توجه به آنچه نشان دادهاند هنوز هم واقعاً قادرند... که آسیبهای قابل توجه وارد کنند."
✅ اندیشکده تهران✅
🌐https://institutetehran.com
🌐 @InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
#تهران_مدیا
#مذاکرات_هستهای
🔸تریتا پارسی در مصاحبهای با مهدی حسن، بیان میکند گزارشهایی که به کاخ سفید داده میشود مبنی بر اینکه ایران در ضعیفترین موقعیت خود قرار داد صحیح نیست. ایران نسبت به یک سال گذشته در منطقه قطعا ضعیفتر شده است؛ اما همچنان به وسیله انصارالله یمن حضور قدرتمندی دارد.
🔸او همچنین ضمن اشاره به قدرت موشکی ایران میگوید:
"با وجود این حقیقت که بسیاری از پرتابهای موشکیشان به سمت اسرائیل [در حمله اول] بیشتر نمایشی بود اما در حمله دوم در اکتبر، تعداد بسیار زیادی از موشکهایشان به تمام لایههای دفاع هوایی اسرائیل نفوذ کرد تا جایی که اسرائیلیها درخواست دو سیستم آتشبار تاد (THAAD) کردند...حدس میزنم که با توجه به آنچه نشان دادهاند هنوز هم واقعاً قادرند... که آسیبهای قابل توجه وارد کنند."
🌐https://institutetehran.com
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍16👎4👏3😐2🤔1👌1
◾️ فارن پالیسی
📝 رابرت منینگ
#روندهای_استراتژیک
💢وابستگی نامتقارن میان آمریکا و چین
🔸یکی از ابعاد کلیدی رقابت استراتژیک میان ایالات متحده و چین، وابستگی نامتقارن آنها به یکدیگر است. آمریکا همچنان واردکننده اصلی عناصر کمیاب از چین است. در مقابل، چین تلاش کرده تا بازارهای جایگزین برای صادرات خود بیابد و سهم صادرات به آمریکا را کاهش دهد. این ناهمترازی در روابط اقتصادی، بیثباتی ساختاری را در مناسبات دوجانبه نهادینه کرده است.
💢حرکت همزمان بهسوی جدایی و تعامل اقتصادی
🔸اگرچه حجم مبادلات تجاری دو کشور در سال ۲۰۲۴ به بیش از ۵۸۰ میلیارد دلار رسید، اما نوع و ماهیت این تجارت دچار تحول شده است. سرمایهگذاریهای مشترک، ارتباطات زنجیرهای و انتقال فناوری دیگر کارکرد سابق خود را ندارند. بسیاری از شرکتهای آمریکایی، تحت فشار سیاستهای داخلی و ملاحظات امنیت ملی، در حال انتقال زنجیرههای تأمین از چین به کشورهای جنوبشرق آسیا یا آمریکای لاتین هستند. چین نیز با تقویت پیمانهای منطقهای مانند مشارکت اقتصادی جامع منطقهای (RCEP) در پی کاهش آسیبپذیری است. این فرآیند میتواند موجب چالشهایی در تحقق اهداف بلندمدت اقتصادی برای هر دو طرف شود و برخی از بخشها همچنان به این وابستگیها ادامه میدهند، اما فضا برای رقابت سختتر میشود.
💢رقابت چندبُعدی فراتر از اقتصاد
🔸رقابت استراتژیک میان دو کشور به حوزههای دیگر از جمله رقابت در اعماق اقیانوسها و توسعه فناوریهای فضایی رسیده است. در این میان، تایوان به حساسترین کانون این تقابل تبدیل شده است. چین این جزیره را بخشی از خاک خود میداند و برای بازگرداندن آن ابزارهای دیپلماتیک و نظامی را به کار گرفته است. آمریکا نیز از «ابهام استراتژیک» فاصله گرفته و آشکارا با فروش تسلیحات پیشرفته و اعزام هیأتهای سیاسی از تایوان حمایت میکند.
💢دوگانگی استراتژیک در آسیا-پاسیفیک
🔸کشورهای آسیایی بهویژه در جنوب شرق آسیا در حال تجربه کردن نوعی شکاف ژئوپلیتیکی هستند. از یک سو منافع اقتصادی آنها با چین گره خورده و از سوی دیگر امنیتشان به حضور نظامی آمریکا وابسته است. این شرایط باعث شده کشورهایی مانند فیلیپین، ویتنام، مالزی و اندونزی بهدنبال سیاست خارجی متوازنتری باشند. درعینحال، افزایش بیاعتمادی به سیاستهای واشینگتن—بهویژه پس از دوران ترامپ—موجب تردید در پایداری تعهدات آمریکا شده است. این بیاعتمادی از عدم توانایی آمریکا در پیشبرد برخی تعهداتش در سطح جهانی و منطقهای نشأت میگیرد.
💢آزمون وفاداری کشورهای منطقه
🔸یکی از پرسشهای کلیدی برای آینده رقابت چین و آمریکا این است که در صورت درگیری احتمالی بر سر تایوان، آیا کشورهای منطقه اجازه استفاده از زیرساختهای نظامی خود را به آمریکا خواهند داد؟ این موضوع به دغدغههای داخلی، اقتصاد ملی و نگرانی از تلافی احتمالی چین بستگی دارد. برخی تحلیلگران این تردیدها را «پاشنه آشیل راهبرد بازدارندگی آمریکا» در منطقه میدانند. حمایت استراتژیک از متحدان و همکاریهای نظامی این کشورها میتواند نقش اساسی در شکلدهی به آینده جنگ احتمالی ایفا کند.
💢تأثیر میراث سیاست «اول آمریکا» بر اعتبار آمریکا
🔸سیاست «اول آمریکا» که نخست در دوره ترامپ مطرح شد و تا حدی در دولت بایدن نیز ادامه یافت، تصویر آمریکا را بهعنوان متحدی متعهد و قابل اعتماد مخدوش کرده است. خروج ناگهانی از توافقات، نوسانات سیاست داخلی و اولویتدادن به منافع ملی، بسیاری از شرکای آمریکا را نسبت به آینده روابط دچار تردید کرده است. در مقابل، چین با ثبات بیشتر در حضور منطقهای خود، از مزیت جغرافیایی بهرهمند است و حضورش در آسیا دائمی و نزدیکتر از آمریکاست. این تغییرات نهتنها بر اعتبار آمریکا در سطح جهانی تأثیر گذاشته، بلکه باعث شده متحدان آمریکا احساس کنند که در مواجهه با چالشهای ژئوپلیتیکی تنها ماندهاند.
💢نتیجهگیری تحلیلی
🔸آنچه امروز شاهد آنیم تنها رقابت اقتصادی نیست، بلکه رقابت همهجانبهای با ابعاد ژئوپلیتیکی، فناوری، نظامی و هویتی است. آسیا-پاسیفیک در حال تبدیل شدن به مرکز ثقل نظم نوین جهانی است و رفتار قدرتهای بزرگ در این منطقه آینده روابط بینالملل را رقم خواهد زد. آمریکا باید بتواند میان مهار چین و حفظ اعتماد شرکای منطقهای توازن برقرار کند، وگرنه جایگاه جهانی خود را بهتدریج از دست خواهد داد. چین نیز در تلاش است با تلفیق قدرت سخت و نرم، نظم منطقهای جدیدی را با محوریت خود تعریف کند.
🌐https://institutetehran.com/art/374
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍6❤3👏2
#تحلیل_کوتاه
#تحولات_منطقه
#مصر
📝احمد بروایه
🔹چین و مصر از اواسط ماه آوریل جاری در حال برگزاری رزمایش مشترک هوایی تحت عنوان «عقابهای تمدن» هستند. این رزمایش که از سوی مقامات چینی و مصری به عنوان اولین در نوع خود معرفی شده است شامل برنامههای متعددی همچون دورههای آموزشی، تبادل تجربه در زمینه تاکتیکهای نظامی، سورتیهای هوایی و تمرینات نظامی مشترک است و به گفته مقامات دو کشور با هدف تعمیق روابط نظامی و اعتماد متبادل و نزدیک کردن دکترینهای نظامی از طریق آموزشهای نظری و عملی صورت میپذیرد.
🔸مصر به عنوان یکی از مشتریان بالقوه سلاحهای چینی به این رزمایش به عنوان فرصتی برای ارزیابی کارآمدی سلاحهای چینی نگاه میکند. مکان برگزاری این رزمایش به طور رسمی اعلام نشده است اما منابع غیر رسمی پایگاه هوایی «وادی ابوریش» در صد کیلومتری غرب خلیج سوئز را مکان احتمالی برگزاری آن میدانند. نیروی هوایی ارتش چین جتهای جنگنده J-10C، هواپیماهای سوخترسانی هوایی YU-20 و هواپیماهای هشدار اولیه و کنترل KJ-500 را در این رزمایش به کار گرفته است.
🔸این رزمایش در بستر بحران در روابط میان مصر از یک سو و رژیم صهیونیستی و آمریکا از سویی دیگر و همچنین اختلافات بر سر پروندههایی همچون آینده غزه و نقض معاهده سازش کمپ دیوید توسط رژیم صهیونیستی صورت میگیرد. رژیمصهیونیستی طی چندماه اخیر همواره مصر را متهم به تسهیل قاچاق سلاح به حماس کرده است و از افزایش توان نظامی قاهره و همچنین افزایش تعداد نیروهای نظامی مصری در مناطق سهگانه صحرای سینا ابراز نگرانی کرده است. علاوه بر این امتناع تاریخی کشورهای غربی به خصوص آمریکا در فروش سلاحهای پیشرفته به مصر به خصوص در حوزه نیروی هوایی سبب شده است که این کشور به دنبال متنوعسازی منابع تأمین اسلحه برای خود باشد.
🔸از این رو میتوان گفت که یکی از اهداف رزمایش فعلی نوعی ارسال پیام به واشینگتن و تلآویو به منظور ابراز نارضایتی و همچنین نوعی کنش مبتنی بر تعدد گزینههای راهبردی و تسلیحاتی در مقابل وضعیت فعلی محسوب میشود. این خط به خصوص در بازنمایی رسانههای مصری و جهان عرب از رزمایش هوایی مصر و چین پررنگ بود. همچنین به نظر میرسد مصر از این رزمایش به دنبال این است که توانمندیهای خود را در حوزههای نظامی با توجه به احتمال دخالت در شاخ آفریقا و یا حوزه رود نیل ارتقا بخشد.
🔸از منظر چین، این رزمایش فرصتی برای افزایش حضور خود در قاره آفریقا و جهان عرب از دروازه مصر محسوب میشود. مصر با وجود مشکلات ساختاری متعدد، به دلیل سابقه فرهنگی و تمدنی و همچنین موقعیت ژئوپلیتیکی نقش بارزی در راهبرد پکن در قبال جهان عرب و همچنین قاره آفریقا دارد. چین همچنین امیدوار است که این رزمایش زمینهساز افزایش همکاریهای نظامی میان قاهره و پکن شود و در نهایت راه را برای حضور راهبردی این کشور در کرانه مدیترانه و مرزهای جنوبی ناتو باز کند. چین همچنین قاهره را یکی از مشتریان بالقوه سلاح خود میبیند و قصد دارد به یکی از تأمینکنندگان اصلی سلاح برای مصر تبدیل شود. در این راستا بازنمایی رسانههای غربی از این رزمایش بر خطرات بالقوه این رزمایش برای امنیت غرب در سایه تنش در روابط میان پکن و واشینگتن و همچنین وضعیت ناآرام منطقه متمرکز بود.
🔸با وجود تلاش مصر و چین برای ارتقای روابط راهبردی، حضور طولانیمدت و همهجانبه آمریکا در مصر به خصوص در حوزه های نظامی، اطلاعاتی و امنیتی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی قدرت مانور قاهره در برابر واشینگتن را محدود میکند. همچنین وضعیت اقتصادی بغرنج مصر، بحران بدهی و نیاز آن به وام های خارجی به ویژه وامهای بانک جهانی و صندوق بینالمللی پول سبب شده است که قاهره برای دستیابی به منابع مالی و عبور از بحران اقتصادی وابستگی بیشتری به واشینگتن داشته باشد و این گزینه های این کشور را به شدت محدود خواهد کرد.
🔁مطالب مرتبط:
▫️دیپلماسی مصر در آفریقا (۱۹۵۲ - ۲۰۲۵)؛ شکستهای گذشته و فرصتهای آینده
▫️افزایش صادرات تسلیحات چین به خاورمیانه چه معنایی دارد؟
🌐https://institutetehran.com/art/375
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍5👏2👌2❤1
#تحلیل_کوتاه
#مذاکرات_هستهای
📝عرفان علمشاهی
🔹مذاکرات هستهای امروز توسط عراقچی و ویتکاف در حالی برگزار شد که تیمهای فنی کارشناسی نیز حضور داشتند. دو روز پیش مایکل آنتون توسط دولت آمریکا به عنوان مسئول مذاکرات فنی آمریکا با ایران انتخاب شده بود. او مدیر «دفتر برنامهریزی سیاست» در وزارت خارجه آمریکا است. در دولت بوش، آنتون سخنرانینویس رئیسجمهور و در دولت نخست ترامپ نیز دستیار معاون ترامپ در ارتباطات راهبردی و سخنگوی شورای امنیت ملی بود. البته گذشته سیاسی آنتون به این موارد ختم نمیشود و نشانههایی را از رویکرد سیاسی او به ما میدهد.
💢یک محافظهکار ملیگرا
🔸آنتون در مقاله «انتخابات پرواز ۹۳» (که در میانه انتخابات ۲۰۱۶ منتشر شد) رویکرد سیاسی خود را در حزب جمهوریخواه به بحث میگذارد. او به جمهوریخواهان مخالف ترامپ (جمهوریخواهان سنتی و نومحافظهکار) انتقاد میکند که هیچ برنامهای برای نجات کشور از دست لیبرالها ندارند. به عقیده او مهمترین مسائل کنونی آمریکا مهاجرت، تجارت و جنگ هستند که ترامپ بر خلاف سایر جمهوریخواهان بر آن تمرکز دارد. آنتون را میتوان جزو جریان جدیدی در جمهوریخواهی قلمداد کرد که طرفدار محافظهکاری ملیگرا هستند.
🔸او در مقاله دیگری به ایده نظم بینالمللی لیبرال انتقاد میکند؛ چراکه از اهداف اصلی خود (تأمین امنیت، اعتبار و رفاه مردم آمریکا) دور شده است. این موارد نشان میدهد آنتون مخالف نخبگانی است که به دنبال اشاعه لیبرالدموکراسی از طریق جنگ و آسیب به منافع ملی هستند. به عقیده او، آمریکا باید خود را اولویت قرار دهد نه دیگر کشورها را. میتوان گفت آنتون از همان ابتدا یک ترامپیست بوده است.
💢آنتون و دولت نخست ترامپ
🔸موقعیت سیاسی مایکل آنتون در دولت نخست ترامپ متأثر از درگیریهای داخل کابینه بود. پس از آنکه تیلرسون (وزیر امور خارجه) با اصرار ترامپ برای انتشار گزارشی مخالفت کرد که نشان میداد ایران تعهدات خود در برجام را نقض کرده است؛ ترامپ تیمی را تشکیل داد تا گزارشی را منتشر کنند که پایبندی ایران به توافق را رد میکرد. یکی از اعضای این تیم مایکل آنتون بود. آنتون در یکی از مواضع خود بیان کرده بود که برجام دارای نواقضی است و خروج یکجانبه آمریکا از برجام میتواند به رفع این نواقص بیانجامد.
🔸سپس حضور آنتون در دولت تحت تأثیر انتصاب جان بولتون به جای هربرت مکمستر به عنوان مشاور امنیت ملی قرار گرفت. به گفته برخی منابع، آنتون یکی از کسانی بود که قربانی پاکسازیهای شورای امنیت ملی توسط بولتون شد. او تا زمانی که بولتون به این سمت منصوب شود، سخنگوی شورا بود؛ اما پس از آن از شورا بیرون آمد. این اتفاق در کنار انتقادات پیشین آنتون به نومحافظهکاران نشان از مرزبندی او با گروه مذکور دارد. حال، او در نبود نومحافظهکاران به دولت ترامپ بازگشته است.
💢آنچه برای ایران اهمیت دارد
🔸آنتون در مقالهای که سال ۲۰۱۰ با نام «ایران و هزینههای سیاست مهار» اشاره میکند که اجرای این سیاست مشابه سیاست مهار شوروی، میتواند هزینههای غیرضروری را بر آمریکا تحمیل کند و به منافعاش در منطقه آسیب بزند؛ چراکه خطر ایران و برنامه هستهای آن به اندازه شوروی جدی نیست (در عوض میتوان به گزینه تغییر رژیم فکر کرد). نمیتوان با قطعیت گفت پس از ۱۵ سال آنتون به این مسئله چگونه نگاه میکند. با این حال او در دولت نخست ترامپ نشان داد با جمهوریخواهان تندرو فاصله دارد و موافق رویکرد ایدئولوژیک آنها در سیاست خارجه نیست. از این جهت، میتوان او را نزدیک به جریان ویتکاف-گابارد-ونس در کابینه ترامپ دانست.
🔸از این مهمتر، صلاحیت او به عنوان مسئول تیم فنی مذاکرات است. با بررسی گذشته آنتون نه تنها هیچ فعالیت تخصصی خاصی در خصوص بحث هستهای یافت نمیشود، بلکه برخی از نوشتههای او رنگ و بوی تئوری توطئه نیز دارند. او درگذشته سخنرانینویس بوش بوده، او پیش از پیروزی ترامپ در ۲۰۱۶ در مؤسسه کلرمونت فعالیت داشته و مقالات او ارتباط چندانی با بحثهای تخصصی ندارند. سابقه او نیز در این بحث اندک است.
🔄مطالب مرتبط
▫️چهار چالش فنی که میتواند منجر به شکست مذاکرات هستهای شود!
▫️تاجری در لباس یک دیپلمات؛ استیو ویتکاف کیست؟
🌐https://institutetehran.com/art/376
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍9❤3👏2
Forwarded from انجمن علمی علوم سیاسی دانشگاه علامه طباطبائی
انجمن علمی دانشجویی علوم سیاسی دانشگاه علامه طباطبایی برگزار میکند:
🇮🇷«ایران و آمریکا، الگوی همکاری رقابت»🇺🇸
👤✍️ با حضور :
🔷دکتر سید جلال دهقانی فیروزآبادی
▫️استاد گروه روابط بینالملل دانشگاه علامه طباطبایی
🔷دکتر اصغر کیوان حسینی
▫️استاد گروه روابط بینالملل دانشگاه علامه طباطبایی
🔷دکتر غلامرضا حداد
▫️استادیار گروه اقتصاد سیاسی و سیاستگذاری عمومی دانشگاه علامه طباطبایی
📆 روز برگزاری: دوشنبه 8 اردیبهشت 1404
⏰ زمان: 14:30
📍مکان: دهکده المپیک، پردیس مرکزی دانشگاه علامه طباطبایی، دانشکده حقوق و علوم سیاسی، سالن شهید بهشتی
💠حضور افراد غیر دانشجوی علامه با هماهنگی قبلی بلامانع است. جهت ثبت اطلاعات با نشانی تلگرامی زیر در ارتباط باشید
@faezefarahani7
————————————
⚪️ انجمن علمی دانشجویی علوم سیاسی دانشگاه علامه طباطبایی
🔹 https://news.1rj.ru/str/ATU_PS
#مقاله_تحلیلی
#آفریقا
📝 سید یوسف پژوهنده
🔹سومین اجلاس همکاریهای اقتصادی ایران و آفریقا از تاریخ ۷ تا ۱۲ اردیبهشتماه ۱۴۰۴ با حضور ۵۱ هیئت عالیرتبه از کشورهای آفریقایی در شهرهای تهران و اصفهان برگزار خواهد شد. در این اجلاس بیش از ۶۰۰ نفر در قالب هیئتهای مختلف از جمله ۳۵ وزیر و معاون وزیر آفریقایی، معاون رئیسجمهور زیمبابوه، دبیرکل دی هشت، برخی دیگر از مقامات آفریقایی و همچنین دبیرکل سازمان اکو حضور خواهند داشت.
💢اجلاسهای مشترک؛ تجربه موفق جهانی در مناسبات با آفریقا
🔸برگزاری اجلاسهای مشترک ایده مناسبی برای شناخت ظرفیتها و ارتقای روابط با کشورهای آفریقایی بوده است. مبادلات تجاری ایالاتمتحده با آفریقا از ۸۵ میلیارد دلار در سال ۲۰۱۴ (در نخستین اجلاس) به ۱۹۴ میلیارد دلار در سال ۲۰۲۲ رسید. تبادلات تجاری روسیه با آفریقا از ۱۰ میلیارد دلار در سال ۲۰۱۹ (نخستین اجلاس) به ۲۰ میلیارد دلار در سال ۲۰۲۳ افزایشیافت. حجم مبادلات تجاری چین با کشورهای آفریقایی نیز از ۱۰.۶ میلیارد دلار در سال ۲۰۰۰ (نخستین اجلاس) به ۲۸۲ میلیارد دلار در سال ۲۰۲۳ رسید. این نتایج نشان از اهمیت و تاثیر قابلتوجه برگزاری اجلاسهای مشترک دارد.
💢اثرات اجلاسهای ایران و آفریقا
🔸در سالهای اخیر، با درک اهمیت راهبردی آفریقا، ایران نیز اقدام به برگزاری اجلاسهای مشترک با کشورهای آفریقایی کرده است. اجلاس نخست در اسفند ۱۴۰۱ و اجلاس دوم در اردیبهشت ۱۴۰۳ برگزار شده بود. در جریان اولین اجلاس ۲۰ سند همکاری میان ایران و کشورهای غرب آفریقا امضا شد. در دومین اجلاس نیز قراردادهایی از جمله راهاندازی خطوط تولید خودرو (سایپا در کنیا و ایرانخودرو در سنگال)، اجرای پروژههای مشترک مترو، ساخت انبوه ۱۵ هزار واحد مسکونی و ایجاد خطوط تولید واکسن و تجهیزات پزشکی منعقد گردید.
🔸در سال ۲۰۲۲، پیش از برگزاری اولین اجلاس ایران و آفریقا، حجم مبادلات ایران با کشورهای آفریقایی حدود ۱.۴ میلیارد دلار بود که از این میزان، ۱.۳ میلیارد دلار به صادرات و ۹۲.۹ میلیون دلار به واردات اختصاص داشت. در سال ۲۰۲۳ این آمار با کاهش چشمگیری به ۷۶۶ میلیون دلار کاهش یافت؛ بهگونهای که ۶۸۲ میلیون دلار آن مربوط به صادرات و ۸۴.۹ میلیون دلار مربوط به واردات بود. بنابراین، درحالیکه اجلاسهای مشترک چین، آمریکا، ترکیه و روسیه با کشورهای آفریقا به رشد قابلتوجه تبادلات تجاری آنها انجامیده است اما اجلاس ایران و آفریقا ظاهراً تاکنون چنین نتیجهای را در پی نداشته است.
🔸فقدان خط حمل و نقل دریایی منظم و مستقیم که منجر به عدم ثبت ایران به عنوان کشور مبدأ میشود؛ کاهش ارزش اوره در سال ۱۴۰۲ که حدود ۷۰ درصد از حجم صادرات ایران به این قاره را شامل میشود؛ عدم ثبت صادرات خدمات در آمارها علیرغم رشد ۷۰ درصدی و در نهایت اثر بلندمدت برگزاری اجلاس و پروژههایی مانند راهاندازی خطوط تولید خودرو یا خطوط تولید تجهیزات پزشکی، ممکن است دلایلی باشد که باعث میشود تاثیر برگزاری اجلاس به درستی قابل مشاهده نباشد.
💢چالشهای روابط ایران و آفریقا
🔸اگر چه ایران همواره با چالشهای تحریمی در حوزه تجارت مواجه بوده است اما در رابطه با مناسبات تجاری با آفریقا نبود زیرساختهای حملونقل مستقیم و منظم، فقدان شناخت کافی از بازارها، عدم تدوین چشمانداز روشن برای توسعه همکاری، ضعف مراکز تجاری ایران در آفریقا و عدم ایجاد فرصتهای تولید فرامرزی در صنایع بزرگ و بخش کشاورزی چالشهای ناشی از تحریم را تشدید کرده است.
🔸نبود هماهنگی مستمر و برنامهریزیشده با مقامات و نهادهای علمی و اقتصادی مؤثر همچون اتحادیه آفریقا و اتحادیه اکواس بر این مشکلات افزوده است. افزون بر این، سازوکار دعوت از هیئتهای تجاری برای حضور در اجلاسیههای مشترک ایران و آفریقا فاقد چارچوب مشخصی است و انتخاب هیئتها بر پایه استانداردهای متناسب با سطح اجلاس صورت نمیگیرد.
💢جمعبندی
🌐https://institutetehran.com/art/377
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍5👏3👌2
هنوز توافق هستهای بین آمریکا و ایران منتفی نیست!
◾️پروجکت سندیکیت
📝ریچارد هاس
#تهران_ریویو
#مذاکرات_هستهای
🔹در دوران خیلی خوبی برای دیپلماسی به سر نمیبریم. نه تنها صلح، بلکه وقوع آتشبس میان روسیه و اوکراین نیز سناریوی بعیدی به نظر میرسد. اسرائیل و حماس نیز آتشبس بلندمدت در غزه را اولویت خود نمیبینند. تنها نقطه روشن در صفحه شطرنج دیپلماسی جهانی میتواند روابط میان ایران و آمریکا باشد. اما چرا ایران باید به امضای یک توافق جدید با ترامپی که در دوره نخست ریاستجمهوری خود به صورت یکجانبه از برجام خارج شد علاقهمند باشد؟
💢انگیزههای ایران
🔸در این خصوص دو دلیل مطرح است. نخست، ایران به واسطه این توافق میتواند از حمله نظامی اسرائیل و/یا آمریکا جلوگیری بکند. با توجه به اینکه اسرائیل در ماه اکتبر با موفقیت پدافند هوایی و تأسیسات تولید موشک و پهباد ایران را هدف قرار داد، ثابت شده است که ایران تجهیزات ضعیفی برای دفاع از خود دارد. از آنجا که اقتصاد ایران نیز ضعیف شده است، یک توافق جدید میتواند تحریمها را کاهش داده و فشارهای داخلی بر نظام ایران را کم کند. اما این توافق چه سودی برای ترامپ دارد؟
💢انگیزههای ترامپ
🔸ترامپ به شدت نیازمند یک دستاورد دیپلماتیک برجسته است. در دوره نخست او تلاش مشابهی در برابر کرهشمالی صورت گرفت که شکست خورد. اکنون نیز نتوانسته است در مذاکرات پایان جنگ در اوکراین و غزه دستاوردی کسب کند. توافق هستهای با ایران میتواند بهترین شانس او باشد. افزون بر این، ترامپ علناً قول داده است که ایران هیچگاه به سلاح هستهای دست نخواهد یافت؛ بنابراین با توجه به اینکه ایران لحظهبهلحظه به کنار هم قراردادن اجزای یک سلاح هستهای نزدیکتر میشود، ترامپ نیز بیشتر در وضعیت اضطراری قرار میگیرد.
🔸با اطمینان میتوان گفت دلایل راهبردی خوبی نیز برای ترامپ وجود دارد که او را به سمت یک توافق با ایران بکشاند. اگر هر دو گزینه نظامی و دیپلماتیک شکست بخورند و ایران در توسعه سلاح هستهای موفق شود، نتیجه آن آغاز یک رقابت هستهای در خاورمیانه خواهد بود. ایران مسلح به سلاح هستهای میتواند آن را در اختیار نیروهای نیابتی خود (نظیر حزبالله، حماس یا حوثیها) قرار دهد. با این وجود، پیش از امضای توافق سؤالات بسیاری وجود دارد.
💢مسائل مهم در مذاکرات
🔸نخست، ایران چه مواد هستهای را میتواند حفظ و تولید کند؟ به طور خاص، آیا اجازه دارد به غنیسازی اورانیوم ادامه دهد؟ اگر آری، تا چه میزان و در چه سطح؟ مسئله دوم، مربوط به نظارتها است. آمریکا چگونه میتواند مطمئن شود که ایران به تعهدات خود پایبند خواهد ماند؟ و ایران تا چه اندازه مایل خواهد بود که تأسیسات خود را برای ارزیابی سطح پایبندیاش در دسترس متخصصان خارجی قرار دهد؟ پرسش سوم در مورد حدود توافق است. آیا توافق به حوزه هستهای محدود خواهد ماند یا عناصر ضروری همچون اجزای بمب، موشکها، فعالیتهای آزمایشی یا حمایت ایران از نیابتیهای منطقه را نیز در بر خواهد گرفت؟
🔸مسئله چهارم، بازه زمانی توافق است. آیا مانند برجام شامل بند غروب خواهد بود یا انقضایی نخواهد داشت؟ و سرانجام، این توافق به چه حالتی خواهد بود؟ ایران ممکن است به دنبال تضمینی باشد که ترامپ و رؤسایجمهور پس از او در توافق باقی بمانند؛ بنابراین ایران احتمالاً اصرار خواهد کرد که توافق در کنگره تصویب شود.
💢نقطه مصالحه
🔸نقطه بالقوهای وجود دارد که دو طرف میتوانند آنچه نیاز دارند را به دست بیاورند و به مصالحه برسند. ایران میتواند حجم کمی از سوخت هستهای با غنای پایین را برای اهداف غیرنظامی حفظ کند. نظارتها نیز گسترش خواهند یافت. در ازای این امتیازات، بخشی از تحریمها کاهش خواهد یافت و اگر توافق مسائل دیگر را نیز پوشش دهد، بخشهای دیگری از تحریمها نیز کاهش خواهد یافت. توافق میتواند بدون انتها باشد یا مثلا پایان آن در سال ۲۰۵۰ یا ۲۰۷۵ تعیین شود. کنگره آمریکا و مجلس ایران نیز ملزم خواهند شد که توافق را تصویب کنند.
✅ پیامدهای حملات ۷ اکتبر به روشنی نشان داده است که ایران امروز تهدیدی قابل مقایسه محسوب نمیشود. با این حال، ممکن است ترامپ تمایلی به آزمودن این ارزیابی نداشته باشد، چرا که ایران همچنان میتواند به همسایگان خود آسیب برساند و باعث افزایش قیمت نفت شود؛ مسئلهای که میتواند تورم را تشدید کرده و از رشد اقتصادی بکاهد. همین همگراییِ ریسکها و منافع است که وضعیت را به طرز شگفتآوری برای یک گشایش دیپلماتیک آماده کرده است.
🔄مطالب مرتبط:
▫️ایران گوشه رینگ است، نباید به توافق هستهای اکتفاء کرد!
▫️آیا ایران و آمریکا در ماههای پیش رو به توافق میرسند؟
✅ اندیشکده تهران✅
🌐https://institutetehran.com/art/378
🌐 @InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
◾️پروجکت سندیکیت
📝ریچارد هاس
#تهران_ریویو
#مذاکرات_هستهای
🔹در دوران خیلی خوبی برای دیپلماسی به سر نمیبریم. نه تنها صلح، بلکه وقوع آتشبس میان روسیه و اوکراین نیز سناریوی بعیدی به نظر میرسد. اسرائیل و حماس نیز آتشبس بلندمدت در غزه را اولویت خود نمیبینند. تنها نقطه روشن در صفحه شطرنج دیپلماسی جهانی میتواند روابط میان ایران و آمریکا باشد. اما چرا ایران باید به امضای یک توافق جدید با ترامپی که در دوره نخست ریاستجمهوری خود به صورت یکجانبه از برجام خارج شد علاقهمند باشد؟
💢انگیزههای ایران
🔸در این خصوص دو دلیل مطرح است. نخست، ایران به واسطه این توافق میتواند از حمله نظامی اسرائیل و/یا آمریکا جلوگیری بکند. با توجه به اینکه اسرائیل در ماه اکتبر با موفقیت پدافند هوایی و تأسیسات تولید موشک و پهباد ایران را هدف قرار داد، ثابت شده است که ایران تجهیزات ضعیفی برای دفاع از خود دارد. از آنجا که اقتصاد ایران نیز ضعیف شده است، یک توافق جدید میتواند تحریمها را کاهش داده و فشارهای داخلی بر نظام ایران را کم کند. اما این توافق چه سودی برای ترامپ دارد؟
💢انگیزههای ترامپ
🔸ترامپ به شدت نیازمند یک دستاورد دیپلماتیک برجسته است. در دوره نخست او تلاش مشابهی در برابر کرهشمالی صورت گرفت که شکست خورد. اکنون نیز نتوانسته است در مذاکرات پایان جنگ در اوکراین و غزه دستاوردی کسب کند. توافق هستهای با ایران میتواند بهترین شانس او باشد. افزون بر این، ترامپ علناً قول داده است که ایران هیچگاه به سلاح هستهای دست نخواهد یافت؛ بنابراین با توجه به اینکه ایران لحظهبهلحظه به کنار هم قراردادن اجزای یک سلاح هستهای نزدیکتر میشود، ترامپ نیز بیشتر در وضعیت اضطراری قرار میگیرد.
🔸با اطمینان میتوان گفت دلایل راهبردی خوبی نیز برای ترامپ وجود دارد که او را به سمت یک توافق با ایران بکشاند. اگر هر دو گزینه نظامی و دیپلماتیک شکست بخورند و ایران در توسعه سلاح هستهای موفق شود، نتیجه آن آغاز یک رقابت هستهای در خاورمیانه خواهد بود. ایران مسلح به سلاح هستهای میتواند آن را در اختیار نیروهای نیابتی خود (نظیر حزبالله، حماس یا حوثیها) قرار دهد. با این وجود، پیش از امضای توافق سؤالات بسیاری وجود دارد.
💢مسائل مهم در مذاکرات
🔸نخست، ایران چه مواد هستهای را میتواند حفظ و تولید کند؟ به طور خاص، آیا اجازه دارد به غنیسازی اورانیوم ادامه دهد؟ اگر آری، تا چه میزان و در چه سطح؟ مسئله دوم، مربوط به نظارتها است. آمریکا چگونه میتواند مطمئن شود که ایران به تعهدات خود پایبند خواهد ماند؟ و ایران تا چه اندازه مایل خواهد بود که تأسیسات خود را برای ارزیابی سطح پایبندیاش در دسترس متخصصان خارجی قرار دهد؟ پرسش سوم در مورد حدود توافق است. آیا توافق به حوزه هستهای محدود خواهد ماند یا عناصر ضروری همچون اجزای بمب، موشکها، فعالیتهای آزمایشی یا حمایت ایران از نیابتیهای منطقه را نیز در بر خواهد گرفت؟
🔸مسئله چهارم، بازه زمانی توافق است. آیا مانند برجام شامل بند غروب خواهد بود یا انقضایی نخواهد داشت؟ و سرانجام، این توافق به چه حالتی خواهد بود؟ ایران ممکن است به دنبال تضمینی باشد که ترامپ و رؤسایجمهور پس از او در توافق باقی بمانند؛ بنابراین ایران احتمالاً اصرار خواهد کرد که توافق در کنگره تصویب شود.
💢نقطه مصالحه
🔸نقطه بالقوهای وجود دارد که دو طرف میتوانند آنچه نیاز دارند را به دست بیاورند و به مصالحه برسند. ایران میتواند حجم کمی از سوخت هستهای با غنای پایین را برای اهداف غیرنظامی حفظ کند. نظارتها نیز گسترش خواهند یافت. در ازای این امتیازات، بخشی از تحریمها کاهش خواهد یافت و اگر توافق مسائل دیگر را نیز پوشش دهد، بخشهای دیگری از تحریمها نیز کاهش خواهد یافت. توافق میتواند بدون انتها باشد یا مثلا پایان آن در سال ۲۰۵۰ یا ۲۰۷۵ تعیین شود. کنگره آمریکا و مجلس ایران نیز ملزم خواهند شد که توافق را تصویب کنند.
🔄مطالب مرتبط:
▫️ایران گوشه رینگ است، نباید به توافق هستهای اکتفاء کرد!
▫️آیا ایران و آمریکا در ماههای پیش رو به توافق میرسند؟
🌐https://institutetehran.com/art/378
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👎8👍6👌2👏1
#تحلیل_کوتاه
#هند #کشمیر #TRF
📝امیرمحسن شاه شرقی
🔹در یکی از خونبارترین حملات تروریستی کشمیر در روز ۲۲ آوریل ۲۰۲۵ پنج تروریست در یک محوطه تفریحی در پهلگام که تردد وسائل نقلیه در آن مقدور نیست، به روی گردشگران آتش گشودند و ۲۷ نفر را به قتل رساندند. براساس گزارشها، عمده قربانیان این حمله مردان هندو هستند و عاملان حمله از طریق پرسشهای مذهبی و مولفههای ظاهری، به گزینش قربانیان بر پایه مذهب دست زده اند. دولت هند، جبهه مقاومت (TRF) را مظنون اصلی این حمله تروریستی میداند.
🔸جبهه مقاومت نام سازمانی است که ابتدا از طریق شبکههای اجتماعی مسئولیت حمله را برعهده گرفت. سپس تغییر موضع داد؛ منکر بیانیه و مدعی سناریوپردازی و نفوذ سایبری دولت هند علیه خود شد. در خصوص انکار بیانیه اولیه، بسیاری معتقدند که محکومیت یکپارچه حمله توسط طیفهای مختلف سیاسی در کشمیر و اعتصاب اعتراضآمیز کسبه، آنها را از پذیرش مسئولیت حمله پشیمان کرده است؛ کما اینکه در حمله ریاسی ۲۰۲۴ نیز رویکرد این گروه مشابه بود.
🔸این جبهه در سال ۲۰۱۹ و پس از الغای وضعیت ویژه کشمیر در قانون اساسی هند اعلام موجودیت نموده و در پنج سال گذشته، دستکم ۲۰ حمله تروریستی علیه نیروهای نظامی هند و سایرین انجام داده است. این گروه سابقه ترور روزنامه نگاران، وکلا، فعالان سیاسی و معتمدان محلی را نیز در کارنامه خود دارد.
🔸 تا پیش از سال ۲۰۱۹، ایالت جامو و کشمیر به استناد ماده ۳۷۰ قانون اساسی هند (دستکم از لحاظ حقوقی) از امتیازاتی ویژه همچون قانون اساسی مستقل، خودگردانی و مهمتر از آن، محدودیت مالکیت و اقامت غیربومیان بهرهمند بود. ملیگرایان هندو از دیرباز با این امتیازات مخالف بودند و سرانجام با تکیه بر اکثریت قاطع در پارلمان و بهرهبرداری از فضای ایجاد شده پس از حمله پولواما در میانه سال ۲۰۱۹ دست به لغو آنها زدند. سراسر کشمیر برای جلوگیری از تظاهرات و اعتراضات احتمالی وارد حکومت نظامی شد و رهبران احزاب محلی قانونی نیز تحت بازداشت خانگی قرار گرفتند.
🔸در چنین بستری، دو جریان مسلح جبهه مقاومت (TRF) و جبهه ضدفاشیست خلق (PAFF) در کشمیر اعلام موجودیت کردند که مهمترین شاخصه آنها تحول در صورتبندی گفتمان، زبان و علائم در مقایسه با جریانهای متاخر بود. در واقع، از نامگذاری گرفته تا ادبیات بیانیهها و موضعگیریهای این گروهها ظواهری سکولار و استقلالطلبانه دارد و مفهوم مقاومت را جایگزین جهاد کردهاند.
🔸با توجه به لغو وضعیت ویژه، مقاومت در برابر اسکان افراد غیربومی و تغییر بافت جمعیتی در کشمیر محوریترین پیام این گروهها بوده است و در کلام، از مذهب صحبت خاصی نمیشود. برآوردهای اطلاعاتی هند اما حاکی از آن است که این گروهها محصول استحاله گروههای جهادی هستند. به عنوان مثال، محمد عباس شیخ و شیخ سجاد به عنوان بنیانگذاران اصلی جبهه مقاومت، سابقه همکاری گسترده با گروههای مختلف جهادی دارند و بخش اعظمی از کادرهای این گروهها را جذب کرده اند.
🔸سیاست متعارف در کشمیر دستکم برای چهار دهه، بستر اصلی تلاشهای هویتطلبانه در کشمیر بود و مبارزه مسلحانه تنها در سالهای پایانی دهه ۸۰ میلادی گسترش یافت. ابتدا، مجموعهای از نیروهای چپگرا و سپس اسلامگرایان در این حوزه پدیدار شدند و سقوط شوروی، موفقیت نیروهای جهادی در افغانستان و حمایت بیدریغ سرویسهای اطلاعاتی پاکستان، زمینه را برای تفوق اسلامگرایان در این عرصه فراهم ساخت. در میان گروههای مسلح کشمیری، لشکر طیبه (LeT) یکی از شاخصترین موارد است و حملات موسوم به ۲۶/۱۱ در سال ۲۰۰۸ توسط این گروه، که قریب به چهار روز به طول انجامید و بخشهای مختلف بمبئی را درگیر خود کرد، نقطه عطفی در عملیاتهای تروریستی تاریخ هند به شمار میرود. در واقع، مبارزه مسلحانه در کشمیر متاثر از لشکر طیبه و گروههای مشابه برای قریب به سه دهه بر جهاد تمرکز داشت و «کشمیریت» به مفهوم سنتی آن کاملا به حاشیه رانده شده بود.
🔄مطالب مرتبط
▫️ارتش آزاد بلوچستان: ماهیت و اهداف
🌐https://institutetehran.com/art/379
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍6❤2👎2👌2
♦️انفجار بندرعباس: اقدام پیشدستانه امنیتی یا حادثه فنی؟
◼️مركز الروابط للبحوث والدراسات الاستراتيجة-عراق
#رویة_العربیة
🔸انفجار صبح شنبه ۲۶ آوریل ۲۰۲۵ در بندر شهید رجاییِ بندرعباس، موجب گمانهزنیهای گسترده سیاسی و اقتصادی شد. اهمیت این حادثه به موقعیت بندر رجایی بازمیگردد که در تنگه هرمز، مسیر عبور یک پنجم نفت جهان، قرار دارد. این بندر بزرگترین و پیشرفتهترین بندر کانتینری ایران است که با ۱۲ اسکله، ۳۰ جرثقیل و تجهیزات مدرن، نقشی کلیدی در اقتصاد دریایی کشور ایفا میکند و آسیب به آن پیامدهای گستردهای به دنبال دارد.
🔹این انفجار همزمان با آغاز دور سوم مذاکرات ایران و آمریکا در مسقط بود، توجهات بسیاری را برانگیخت و سؤالاتی درباره تأثیر آن بر روند مذاکرات مطرح شد بهویژه اگر شواهدی از اقدام خرابکارانه یا حمله نظامی از سوی یک بازیگر منطقهای یا گروه داخلی وجود داشته باشد. بااینحال، مقامات ایرانی این فرضیه را رد کرده و اعلام کردند که هیچ اطلاعاتی مبنی بر وجود اقدام خصمانه در دست نیست. در ابتدا علت حادثه ذخیرهسازی مواد شیمیایی در کانتینرها اعلام شد و سپس سازمان گمرک ایران گزارش داد که ماده «سدیم پرکلرات» مورد استفاده در سوخت موشکها، عامل انفجار بوده است.
🔹در این خصوص، هشدارهای قبلی به مدیریت بندر در مورد ذخیرهسازی کانتینرهایی که مواد خطرناک در آنها نگهداری میشود، دادهشده بود. همچنین برخی منابع گزارش کرده بودند که کشتی حامل مواد مورد استفاده در سوخت موشکها در حال آمادهسازی برای پهلوگیری در بندر بود. این کشتی احتمالاً دومین کشتی از دو کشتی تحریمشده بینالمللی بوده است که محمولهای از «سدیم پرکلرات» را از چین حمل میکرد.
🔹بر اساس گزارشها، این مواد قرار بود پس از انتقال به تهران به آمونیوم پرکلرات تبدیل شوند، مادهای که در تولید سوخت جامد موشکهای بالستیکی همچون «خیبرشکن»، «فتاح»، «فاتح ۱۱۰» و «زلزال» استفاده میشود. حجم این محموله برای سوخت حدود ۲۵۰ موشک کافی تخمین زده شده است. این اطلاعات با گزارش شرکت امنیت دریایی انگلیسی «امبری» که علت حادثه را سوءمدیریت در برخورد با سوخت موشکی میداند، همخوانی دارد.
🔹این حادثه سؤالات مهمی را مطرح میکند؛ آیا ایران سوخت جامد/ مایع را وارد میکند یا خود آن را تولید میکند؟ آیا کشور ارسالکننده مواد، کشور دوست ایران است؟ و آیا مواد ذخیرهشده در بندر برای صادرات است یا برای واردات؟ این سؤالات نیاز به پاسخهای دقیقی دارند که ایرانیها را در موقعیتی دشوار قرار میدهد و ممکن است باعث ایجاد شک و تردید درباره دور زدن تحریمهای آمریکا و فعالیتهای مرتبط با برنامه موشکی بالستیک ایران شود.
🔹شدت انفجار به حدی بود که زمین لرزید و صدای آن در شهرهای نزدیک شنیده شد. انفجار همچنین موجب شکستن شیشههای ساختمانها در فاصله چند کیلومتری از بندر شد و تعدادی کشته و زخمی بر جای گذاشت. این حادثه یادآور حادثه انفجار ماده آمونیوم در بندر بیروت و ویرانیهای ناشی از آن در 4 اوت 2020 در لبنان است.
🔹پیشتر، سیستمهای کامپیوتری بندر هدف حملات سایبری قرارگرفته بود که باعث اختلالات بزرگی در مسیرهای دریایی و جادههای منتهی به بندر شد. در آن زمان، روزنامه «واشنگتنپست» اسرائیل را بهعنوان عامل این حملات معرفی کرد که پاسخی به حملات سایبری قبلی ایران بود. این امر باعث گمانهزنیهایی شد مبنی بر اینکه این انفجار ممکن است نتیجه عملیات اسرائیلی باشد که بهمنظور مقابله با ایران در چارچوب سیاست اقدام پیشدستانه اجرا شده است.
✅ بااینحال، به نظر میرسد که این انفجار تأثیری بر ادامه مذاکرات میان واشنگتن و تهران نخواهد داشت. ایران همواره در مواجهه با بحرانها به اصول خود پایبند بوده و از سیاست صبر استراتژیک برای رسیدن به اهداف خود در منطقه پیروی کرده است. با این حال هرگونه تغییر در روند مذاکرات با اقدامات متقابلی مواجه خواهد شد که ممکن است شامل تهدید به اقدام نظامی، نابودی برنامه هستهای، تحریمهای اقتصادی بیشتر و کاهش صادرات نفت باشد. ایران از این تهدیدات میترسد و سعی دارد از آنها اجتناب کند. بهاینترتیب، ایران این حادثه را بهعنوان حمله یا اقدام خصمانه علیه خود نمیداند و وضعیت به حالت عادی باز خواهد گشت.
❗️پینوشت: بسیاری از اطلاعات و ادعای این یادداشت مانند تعداد اسکلههای بندر، گزارش سازمان گمرک ایران و ... به وضوح اشتباه است. این اشتباهات صحت ادعای اصلی یادداشت مبنی بر این که عامل انفجار ماده «سدیم پرکلرات» بوده است را با تردید مواجه میسازد.
✅ اندیشکده تهران✅
🌐https://institutetehran.com/art/380
🌐 @InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
◼️مركز الروابط للبحوث والدراسات الاستراتيجة-عراق
#رویة_العربیة
🔸انفجار صبح شنبه ۲۶ آوریل ۲۰۲۵ در بندر شهید رجاییِ بندرعباس، موجب گمانهزنیهای گسترده سیاسی و اقتصادی شد. اهمیت این حادثه به موقعیت بندر رجایی بازمیگردد که در تنگه هرمز، مسیر عبور یک پنجم نفت جهان، قرار دارد. این بندر بزرگترین و پیشرفتهترین بندر کانتینری ایران است که با ۱۲ اسکله، ۳۰ جرثقیل و تجهیزات مدرن، نقشی کلیدی در اقتصاد دریایی کشور ایفا میکند و آسیب به آن پیامدهای گستردهای به دنبال دارد.
🔹این انفجار همزمان با آغاز دور سوم مذاکرات ایران و آمریکا در مسقط بود، توجهات بسیاری را برانگیخت و سؤالاتی درباره تأثیر آن بر روند مذاکرات مطرح شد بهویژه اگر شواهدی از اقدام خرابکارانه یا حمله نظامی از سوی یک بازیگر منطقهای یا گروه داخلی وجود داشته باشد. بااینحال، مقامات ایرانی این فرضیه را رد کرده و اعلام کردند که هیچ اطلاعاتی مبنی بر وجود اقدام خصمانه در دست نیست. در ابتدا علت حادثه ذخیرهسازی مواد شیمیایی در کانتینرها اعلام شد و سپس سازمان گمرک ایران گزارش داد که ماده «سدیم پرکلرات» مورد استفاده در سوخت موشکها، عامل انفجار بوده است.
🔹در این خصوص، هشدارهای قبلی به مدیریت بندر در مورد ذخیرهسازی کانتینرهایی که مواد خطرناک در آنها نگهداری میشود، دادهشده بود. همچنین برخی منابع گزارش کرده بودند که کشتی حامل مواد مورد استفاده در سوخت موشکها در حال آمادهسازی برای پهلوگیری در بندر بود. این کشتی احتمالاً دومین کشتی از دو کشتی تحریمشده بینالمللی بوده است که محمولهای از «سدیم پرکلرات» را از چین حمل میکرد.
🔹بر اساس گزارشها، این مواد قرار بود پس از انتقال به تهران به آمونیوم پرکلرات تبدیل شوند، مادهای که در تولید سوخت جامد موشکهای بالستیکی همچون «خیبرشکن»، «فتاح»، «فاتح ۱۱۰» و «زلزال» استفاده میشود. حجم این محموله برای سوخت حدود ۲۵۰ موشک کافی تخمین زده شده است. این اطلاعات با گزارش شرکت امنیت دریایی انگلیسی «امبری» که علت حادثه را سوءمدیریت در برخورد با سوخت موشکی میداند، همخوانی دارد.
🔹این حادثه سؤالات مهمی را مطرح میکند؛ آیا ایران سوخت جامد/ مایع را وارد میکند یا خود آن را تولید میکند؟ آیا کشور ارسالکننده مواد، کشور دوست ایران است؟ و آیا مواد ذخیرهشده در بندر برای صادرات است یا برای واردات؟ این سؤالات نیاز به پاسخهای دقیقی دارند که ایرانیها را در موقعیتی دشوار قرار میدهد و ممکن است باعث ایجاد شک و تردید درباره دور زدن تحریمهای آمریکا و فعالیتهای مرتبط با برنامه موشکی بالستیک ایران شود.
🔹شدت انفجار به حدی بود که زمین لرزید و صدای آن در شهرهای نزدیک شنیده شد. انفجار همچنین موجب شکستن شیشههای ساختمانها در فاصله چند کیلومتری از بندر شد و تعدادی کشته و زخمی بر جای گذاشت. این حادثه یادآور حادثه انفجار ماده آمونیوم در بندر بیروت و ویرانیهای ناشی از آن در 4 اوت 2020 در لبنان است.
🔹پیشتر، سیستمهای کامپیوتری بندر هدف حملات سایبری قرارگرفته بود که باعث اختلالات بزرگی در مسیرهای دریایی و جادههای منتهی به بندر شد. در آن زمان، روزنامه «واشنگتنپست» اسرائیل را بهعنوان عامل این حملات معرفی کرد که پاسخی به حملات سایبری قبلی ایران بود. این امر باعث گمانهزنیهایی شد مبنی بر اینکه این انفجار ممکن است نتیجه عملیات اسرائیلی باشد که بهمنظور مقابله با ایران در چارچوب سیاست اقدام پیشدستانه اجرا شده است.
❗️پینوشت: بسیاری از اطلاعات و ادعای این یادداشت مانند تعداد اسکلههای بندر، گزارش سازمان گمرک ایران و ... به وضوح اشتباه است. این اشتباهات صحت ادعای اصلی یادداشت مبنی بر این که عامل انفجار ماده «سدیم پرکلرات» بوده است را با تردید مواجه میسازد.
🌐https://institutetehran.com/art/380
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👎9🤔5👍3👌1
#تحلیل_کوتاه
#قفقاز
📝احسان فلاحی
🔹مسعود پزشکیان رئیسجمهور کشورمان امروز در راس هیئتی بلند پایه عازم جمهوری آذربایجان شد و با رئیسجمهور این کشور دیدار کرد. برای این سفر برنامههای متعددی پیشبینی شد و امید میرود فصل جدیدی از روابط میان تهران و باکو شکل بگیرد. این در حالی است که الهام علیاف چند روز پیش در پکن با شی جینپینگ رئیسجمهور چین «توافقنامه مشارکت جامع استراتژیک» امضاء کرد و از سوی دیگر قرار است بنیامین نتانیاهو بزودی به جمهوری آذربایجان سفر کند. ترافیک دیدارهای دیپلماتیک بلندپایه علیاف سیگنالهای منطقهای مهمی را مخابره میکند که بیتوجهی به آن ممکن است منجر به خطای راهبردی در تعامل با باکو شود.
💢جهش سیاست خارجی جمهوری آذربایجان
🔸شواهد متعدد نشان میدهد که سیاست خارجی جمهوری آذربایجان به زودی با یک جهش ژئوپلینومیکی (ژئوپلیتیک+ ژئواکونومیک) مواجه خواهد شد. پس از بازپسگیری هفت منطقه پیرامونی قرهباغ در سپتامبر ۲۰۲۰ سیاست منطقهای باکو با نوعی دگردیسی مواجه شده است. حل و فصل بحران قرهباغ به معنای پایان تنشهای ژئوپلیتیکی در قفقاز جنوبی نبوده و کانون بحران اکنون به باریکه جنوبی ارمنستان (استان سیونیک) منتقل شده است.
🔸در حال حاضر راه اندازی دالان مغری (دالان مغری ۴۴ کیلومتر از کریدور زنگزور را تشکیل میدهد) مهمترین اولویت سیاست خارجی جمهوری آذبایجان را تشکیل میدهد. ترکیه نیز به عنوان یکی از مهمترین ذینفعان دالان مغری همراستا با سیاستهای باکو پیش رفته است. این در حالی است که تحولات اخیر غرب آسیا از جمله فروپاشی حکومت بشار اسد و همچنین درگیری روسیه در اوکراین، جسارت باکو و آنکارا را برای پیگیری انگیزههای ژئوپلیتیکی در قفقاز جنوبی افزایش داده است.
💢اهمیت راهبردی سفر
🔸با عنایت به شرایط مذکور، سفر مسعود پزشکیان به باکو حائز اهمیت راهبردی برای کشور است. میزان همراهی سایر بازیگران از جمله چین، روسیه، ترکیه، رژیم صهیونیستی،کشورهای ترک آسیای مرکزی و حتی خود جمهوری ارمنستان با دالان مغری نشان میدهد که این مسیر دیر یا زود راهاندازی خواهد شد. مسئله کنونی که ایران با آن مواجه است الگوی راهاندازی و نحوه کنترل دالان است که موضوعاتی فراتر از تفاهمات دوجانبه را به بازیگران اطراف دالان تحمیل خواهد کرد. لذا هرچند تفاهمات دوجانبه در سفر رئیسجمهور اهمیت دارد اما آنچه که به نظم منطقهای قفقاز جنوبی در سالهای آتی شکل خواهد داد کریدور زنگزور است.
💢راهکاری موازنهبخش
🔸به رغم تلاش ارزنده برای تاسیس راهگذر ارس، این مسیر نمیتواند راهکاری موازنهبخش و موثر برای ایران باشد. به علاوه بیان سیاستهای اعلامی توسط رئیسجمهور و حتی دریافت تضمینهای حقوقی در قالب توافقنامهها واقعیت موجود بر روی زمین را شکل نخواهد داد. روندهای موجود بیانگر تغییر نظم منطقهای در قفقاز است. بنابراین سوار شدن بر جریان این روندها و بهرهبرداری از آنها در راستای منافع ملی کشور ضرورتی انکارناپذیر برای تهران است که به تنهایی در تعامل با جمهوری آذربایجان محقق نخواهد شد.
🔸اگرچه جمهوری آذربایجان به لحاظ ظرفیتهای اقتصادی برترین کشور قفقاز جنوبی است اما این ظرفیتها به همان اندازه که میتواند در چارچوب سیاست همسایگی مورد بهرهبرداری قرار گیرد ممکن است منجر به حذف ایران از معادلات کریدوری منطقه نیز شود. به بیان رئالیستها اختلاف در کسب منافع نسبی منجر به برهم خوردن موزانه قدرت در بلندمدت خواهد شد. از این رو همزمان، تعمیق روابط با جمهوری ارمنستان میتواند به بازسازی ناموازنه قدرت در قفقاز جنوبی کمک کند. چه بسا ضروری بود که رئیسجمهور ابتدا به جمهوری ارمنستان سفر نموده و سپس به باکو میرفت.
💢جمعبندی
🔸جمهوری اسلامی ایران به عنوان یکی از قدرتهای اثرگذار در قفقاز جنوبی نقش پررنگی در برقراری موازنه در منطقه دارد. اسرائیل با افزایش نفوذ در جمهوری آذربایجان تلاش دارد در چارچوب راهبرد «خاکریز متقابل» بازیگران هم مرز با ایران را وارد معادلات امنیتی نماید. از این جهت پیشنهاد میشود که پس از پایان سفر جاری، در فاصله اندکی امکان سفر رئیسجمهور به ایروان نیز فراهم شود. همچنین پیشنهاد میشود بیانیهای شبیه به «بیانیه شوشا» که میان جمهوری آذربایجان و ترکیه در سال ۲۰۲۱ امضاء شده میان تهران و ایروان نیز امضا شود.
🌐https://institutetehran.com/art/381
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍18👎6❤3🔥1
#تحلیل_کوتاه
#اروپا
🔹مارین لوپن، رهبر حزب راستگرای اجتماع ملی در فرانسه، در تاریخ ۳۱ مارس به اتهام اختلاس محکوم شد و از شرکت در هرگونه انتخابات، از جمله انتخابات ریاستجمهوری سال ۲۰۲۷، به مدت پنج سال منع گردید. این محکومیت جدای از اعتراضات گسترده در سطح کشور، موجب حذف محبوبترین نامزد انتخابات ۲۰۲۷ از عرصه سیاسی شد و پایههای جمهوری پنجم در فرانسه را بیش از پیش سست کرد. این تحولات آینده سیاسی فرانسه و حزب اجتماع ملی را تحت تأثیر قرار داده است.
💢چالشهای قانونی و فرصت حضور دوباره
🔸مارین لوپن به استفاده غیرقانونی از بودجه پارلمان اروپا برای پرداخت حقوق کارکنان حزبیاش که هرگز پارلمان اروپا حضور نداشتهاند، متهم شد. این موضوع تحت مواد ۴۳۲-۱۵ و ۳۱۳-۱ قانون مجازات فرانسه قرار میگیرد که کلاهبرداری و سوءاستفاده از اموال عمومی توسط مقامات منتخب را جرمانگاری میکند. دادگاه کیفری فرانسه با بررسی سوابق ایمیلها، تعاملات کارمندان و شهادت شاهدین، برآورد کرد که لوپن و دیگر متهمان بیش از ۴ میلیون یورو اختلاس کردهاند، که لوپن شخصاً مسئول ۴۷۴ هزار یورو از این مبلغ در دوران نمایندگیاش در پارلمان اروپا شناخته شد. او در نهایت به چهار سال زندان، ۱۰۰ هزار یورو جریمه نقدی و منع از حضور در انتخابات به مدت پنج سال محکوم گردید که بلافاصله باید مورد اجرا واقع شود.
🔸اجرای حکم پیش از رأی دادگاه تجدیدنظر رویهای نامعمول به شمار میآید. اما در مورد لوپن، قضات اعلام کردند که به دلیل شدت بالای جرم، محکومیتش بلافاصله اجرایی شده است. سوابق زیادی از محرومیت سیاستمداران فرانسه از انتخابات در گذشته وجود دارد. محرومیت ده ساله فرانسوا فیون، سیاستمدار محافظهکار سه ماه پیش از انتخابات ریاستجمهوری ۲۰۱۷، محرومیت ۵ ساله آلن ژوپه، سیاستمدار محافظهکار و دارای سابقه نخستوزیری از مناصب عمومی در سال ۲۰۰۴ به خاطر یک پرونده فساد و محرومیت ۵ ساله جروم کازاک، سیاستمدار سوسیالیست و وزیر بودجه در سال ۲۰۱۸ به دلیل فرار مالیاتی نشان میدهد که محکومیت سیاستمداران با گرایشهای مختلف در گذشته نیز وجود داشته و این حکم را نمیتوان صرفاً اقدامی سیاسی تلقی کرد.
🔸کارشناسان بر این باورند که احتمال لغو حکم در دادگاه استیناف وجود دارد. اما دادگاه استیناف تا سال ۲۰۲۶، یعنی کمتر از یک سال قبل از انتخابات، برگزار نخواهد شد و وضعیت ممنوعیت لوپن تا آن زمان مشخص نخواهد بود و بنابراین کمپین انتخاباتی حزب او در یک دوراهی دشوار قرار گرفته است؛ از یک سو، لوپن محبوبترین چهره حزب است و تمایلی به کنارهگیری ندارد و از سوی دیگر، در صورت عدم رفع ممنوعیت، جانشین او فرصتی برای کارزار انتخاباتی نخواهد داشت.
💢پیامدهای محکومیت بر سپهر سیاسی فرانسه
🔸ممنوعیت لوپن موجی از اعتراضات و مخالفتها با سیستم سیاسی و قضایی کشور را به همراه داشته است. به دلیل اعتماد پایین مردم به قضات و سیاستمداران، بسیاری این محکومیت را اقدامی سیاسی میدانند که هدف آن سوءاستفاده از قانون برای حفظ جایگاه نخبگان حاکم در فرانسه است. براین اساس، محکومیت لوپن باعث افزایش محبوبیت و افزایش شانس پیروزی او در صورت لغو این حکم شده است؛ بسیاری از افراد در طبقات پایینتر که قبلاً دیدگاهی خنثی داشتند اکنون به دلیل نارضایتی از سیستم و ساختار حاکم، او را نمایندهای مناسب برای تحول در سیستم میدانند. این رای در واقع بحران مشروعیت حکومت در فرانسه را تشدید کرده است. در صورت قطعی شدن محکومیت لوپن، جانشین او، جردن باردلا، و همچنین وزیر کشور فعلی فرانسه، برونو روتایو، نقش پررنگتری ایفا خواهند کرد.
💢آمریکا و تقویت راستگرایی
🔸پیش از روی کار آمدن ترامپ، سابقه محکومیت و محدودیت نامزدهای غیرلیبرال در اروپا وجود داشته است که انتخابات رومانی نمونهای بارز از آن و محکومیت لوپن جدیدترین مورد محسوب میشود. حمایت ترامپ از لوپن نمادی از تغییر رویکرد آمریکا نسبت به اروپا است. سخنرانی ونس در کنفرانس مونیخ نیز نشاندهنده عزم راسخ دولت ترامپ برای تغییر راهبرد ضدمحافظهکاری اروپاییها بود. بنابراین انتظار میرود که در آینده احزاب راست افراطی با حمایت سیاسی-مالی بیشتری مواجه شوند و قدرت نفوذ خود را افزایش دهند.
💢جمعبندی
🌐https://institutetehran.com/art/382
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍5👏1💔1
🔵 هیچ بازگشتی به تجارت آزاد نباید وجود داشته باشد
◾️ژاکوبین
📝ها جون چانگ
#اکوتهران
#تعرفه #تجارت #توسعه
🔸ها جون چانگ، اقتصاددان سرشناس کرهای، در مصاحبه با مجله آمریکایی ژاکوبن بر این نکته انگشت گذارده است که جنگ تجاری دونالد ترامپ نسخه تهاجمیتر سیاستهایی است که علیرغم اختلافات ایدئولوژیک توسط جو بایدن نیز دنبال میشد. چانگ استدلال میکند که در سال ۱۹۵۰ ایالات متحده تولیدکننده ۶۰ درصد از محصولات صنایع تولیدی در جهان بود و این سهم اکنون به ۱۶ درصد رسیده است. بنابر این، نگرانی آمریکا کاملا طبیعی است. با این وجود، بازگرداندن صنعت به آمریکا به این سادگی نیست و با جنگ تجاری محقق نخواهد شد. بهزعم وی، بازصنعتیسازی واقعی تنها با تعرفه و شعار تحقق نمییابد و نیازمند برنامهریزی بلندمدت، مداخله فعال دولت، و گذار از رویکرد کوتاهنگر و مالیمحور است.
🔹به باور وی، دو الگوی صنعتزدایی مثبت و منفی در تاریخ اقتصادی جهان قابل مشاهده است. در بعضی از اقتصادهای پیشرفته، سهم صنعت از تولید ناخالص داخلی کاهش یافته است اما این کاهش بهخاطر رکود در تولید نبوده و ناشی از رشد بهرهوری و کاهش قیمت کالاها است. در واقع، اگر مقدار تولید با قیمتهای گذشته محاسبه شود، نمایانگر رشد قابلتوجه ارزش تولیدات صنعتی خواهد بود. به عنوان مثال، سوئد و فنلاند نیز در دهه ۱۹۹۰ با کاهش سهم صنعت در تولید ناخالص داخلی مواجه شدند. این کاهش اما به معنای کاهش مقدار تولیدات صنعتی نبود. کما اینکه با استفاده از سیاست صنعتی، آموزش مجدد نیروی کار و توسعه فناوری توانستند بخشی از این کاهش را جبران کنند.
🔹در مقابل، بریتانیا و سپس آمریکا با «صنعتزدایی منفی» مواجه شدند. این صنعتزدایی ناشی از کاهش سرمایهگذاری، افت رقابتپذیری و برونسپاری تولید بوده است و از نظر چانگ، بدون مداخلهی قوی دولت، تلاشهایی مانند جنگ تجاری ترامپ بیشتر نمایش هستند و اثربخشی چندانی ندارند. به باور وی، تعرفهها تنها زمانی میتوانند به تقویت صنعت کمک کنند که بخشی از یک راهبرد توسعهای گستردهتر باشند. مثال مستقیم آمریکایی این مسئله الکساندر همیلتون است که به باور چانگ در سال ۱۷۹۱ نخستین برنامه توسعه ملی در جهان را ارائه داد.
🔹چانگ تصدیق میکند که ایالات متحده در قرن نوزدهم یکی از محافظهکارترین اقتصادهای جهان بود و ایدههای همیلتون ابتدا با مقاومت روبهرو شد. اما جنگ ۱۸۱۲ به کاهش واردات انجامید و تقویت تولید داخلی را مبدل به یک دغدغه کرد. بر همین اساس، میانگین تعرفهها افزایش یافت و تداوم این سیاست پس از جنگ داخلی، مهمترین عاملی است که به صنایع آمریکایی اجازه داد با اروپا رقابت کنند. چانگ خاطرنشان میکند که ابزار همیلتون صرفاً تعرفه نبود، بلکه سرمایهگذاری عمومی در زیرساخت، بانکداری، ثبت امتیاز مالکیت و اختراع، و ارائه یارانه به صنایع نیز در این جعبه ابزار قابل مشاهده است.
🔹اما امروز، سرمایهداران آمریکایی برخلاف گذشته تمایل کمتری به سرمایهگذاری مجدد دارند. چانگ میگوید که سرمایهداری آمریکا اکنون «مالیمحور» شده است: از دهه ۸۰ میلادی بدینسو، منطق «ارزش برای سهامداران» حاکم شده و شرکتها در بسیاری از موارد سود خود را عمدتاً صرف پرداخت سود سهام کردهاند، نه سرمایهگذاری در نوآوری یا افزایش دستمزد. شرکتهایی مانند بوئینگ، که زمانی نماد قدرت صنعتی آمریکا بودند، امروز با مشکلات کیفی مواجهاند؛ چرا که اولویت را به بازدهی مالی دادهاند.
🔹به باور چانگ این مدل مالیمحور به رکود دستمزدها نیز منجر شده است. از دهه ۱۹۷۰ به بعد، دستمزدهای واقعی در آمریکا راکد مانده و مصرفکنندگان آمریکایی برای حفظ سطح زندگی خود به واردات ارزان (بهویژه پس از ورود چین به WTO) و افزایش بدهیهای شخصی متکی شدهاند و ناپایداری این اتکا در بحران مالی ۲۰۰۸ آشکار شد. چانگ همچنین روایت غالب درباره «شوک چین» را زیر سؤال میبرد و معتقد است که تأثیر واردات چین در آمریکا شدیدتر بود؛ چون این کشور فاقد نظام رفاهی قوی و سیاستهای فعال بازار کار است.
✅ در پایان، چانگ به انتقاد از روایت سیاسی درباره کسری تجاری با کشورهای فقیر میپردازد و تاکید میکند که آمریکا معمولاً در بخشهایی مانند کشاورزی و خدمات مازاد تجاری دارد، اما تمرکز بر کسری در تولید صنعتی است و در واقع، واشنگتن که دیگران را به «سیاستهای غیرمنصفانه» متهم میکند، خود به شکل گسترده از یارانههای کشاورزی بهره میبرد.
✅ اندیشکده تهران✅
🌐https://institutetehran.com/art/383
🌐 @InstituteTehran
🌐 instagram.com/institutetehran1
◾️ژاکوبین
📝ها جون چانگ
#اکوتهران
#تعرفه #تجارت #توسعه
🔸ها جون چانگ، اقتصاددان سرشناس کرهای، در مصاحبه با مجله آمریکایی ژاکوبن بر این نکته انگشت گذارده است که جنگ تجاری دونالد ترامپ نسخه تهاجمیتر سیاستهایی است که علیرغم اختلافات ایدئولوژیک توسط جو بایدن نیز دنبال میشد. چانگ استدلال میکند که در سال ۱۹۵۰ ایالات متحده تولیدکننده ۶۰ درصد از محصولات صنایع تولیدی در جهان بود و این سهم اکنون به ۱۶ درصد رسیده است. بنابر این، نگرانی آمریکا کاملا طبیعی است. با این وجود، بازگرداندن صنعت به آمریکا به این سادگی نیست و با جنگ تجاری محقق نخواهد شد. بهزعم وی، بازصنعتیسازی واقعی تنها با تعرفه و شعار تحقق نمییابد و نیازمند برنامهریزی بلندمدت، مداخله فعال دولت، و گذار از رویکرد کوتاهنگر و مالیمحور است.
🔹به باور وی، دو الگوی صنعتزدایی مثبت و منفی در تاریخ اقتصادی جهان قابل مشاهده است. در بعضی از اقتصادهای پیشرفته، سهم صنعت از تولید ناخالص داخلی کاهش یافته است اما این کاهش بهخاطر رکود در تولید نبوده و ناشی از رشد بهرهوری و کاهش قیمت کالاها است. در واقع، اگر مقدار تولید با قیمتهای گذشته محاسبه شود، نمایانگر رشد قابلتوجه ارزش تولیدات صنعتی خواهد بود. به عنوان مثال، سوئد و فنلاند نیز در دهه ۱۹۹۰ با کاهش سهم صنعت در تولید ناخالص داخلی مواجه شدند. این کاهش اما به معنای کاهش مقدار تولیدات صنعتی نبود. کما اینکه با استفاده از سیاست صنعتی، آموزش مجدد نیروی کار و توسعه فناوری توانستند بخشی از این کاهش را جبران کنند.
🔹در مقابل، بریتانیا و سپس آمریکا با «صنعتزدایی منفی» مواجه شدند. این صنعتزدایی ناشی از کاهش سرمایهگذاری، افت رقابتپذیری و برونسپاری تولید بوده است و از نظر چانگ، بدون مداخلهی قوی دولت، تلاشهایی مانند جنگ تجاری ترامپ بیشتر نمایش هستند و اثربخشی چندانی ندارند. به باور وی، تعرفهها تنها زمانی میتوانند به تقویت صنعت کمک کنند که بخشی از یک راهبرد توسعهای گستردهتر باشند. مثال مستقیم آمریکایی این مسئله الکساندر همیلتون است که به باور چانگ در سال ۱۷۹۱ نخستین برنامه توسعه ملی در جهان را ارائه داد.
🔹چانگ تصدیق میکند که ایالات متحده در قرن نوزدهم یکی از محافظهکارترین اقتصادهای جهان بود و ایدههای همیلتون ابتدا با مقاومت روبهرو شد. اما جنگ ۱۸۱۲ به کاهش واردات انجامید و تقویت تولید داخلی را مبدل به یک دغدغه کرد. بر همین اساس، میانگین تعرفهها افزایش یافت و تداوم این سیاست پس از جنگ داخلی، مهمترین عاملی است که به صنایع آمریکایی اجازه داد با اروپا رقابت کنند. چانگ خاطرنشان میکند که ابزار همیلتون صرفاً تعرفه نبود، بلکه سرمایهگذاری عمومی در زیرساخت، بانکداری، ثبت امتیاز مالکیت و اختراع، و ارائه یارانه به صنایع نیز در این جعبه ابزار قابل مشاهده است.
🔹اما امروز، سرمایهداران آمریکایی برخلاف گذشته تمایل کمتری به سرمایهگذاری مجدد دارند. چانگ میگوید که سرمایهداری آمریکا اکنون «مالیمحور» شده است: از دهه ۸۰ میلادی بدینسو، منطق «ارزش برای سهامداران» حاکم شده و شرکتها در بسیاری از موارد سود خود را عمدتاً صرف پرداخت سود سهام کردهاند، نه سرمایهگذاری در نوآوری یا افزایش دستمزد. شرکتهایی مانند بوئینگ، که زمانی نماد قدرت صنعتی آمریکا بودند، امروز با مشکلات کیفی مواجهاند؛ چرا که اولویت را به بازدهی مالی دادهاند.
🔹به باور چانگ این مدل مالیمحور به رکود دستمزدها نیز منجر شده است. از دهه ۱۹۷۰ به بعد، دستمزدهای واقعی در آمریکا راکد مانده و مصرفکنندگان آمریکایی برای حفظ سطح زندگی خود به واردات ارزان (بهویژه پس از ورود چین به WTO) و افزایش بدهیهای شخصی متکی شدهاند و ناپایداری این اتکا در بحران مالی ۲۰۰۸ آشکار شد. چانگ همچنین روایت غالب درباره «شوک چین» را زیر سؤال میبرد و معتقد است که تأثیر واردات چین در آمریکا شدیدتر بود؛ چون این کشور فاقد نظام رفاهی قوی و سیاستهای فعال بازار کار است.
🌐https://institutetehran.com/art/383
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍5👌2❤1
#تحلیل_کوتاه
#مذاکرات_هستهای
🔹با وجود اینکه ممکن است در مذاکرات کنونی میان ایران و آمریکا اختلافات جدی بر سر کلیات توافق شکل بگیرد؛ اما جزئیات فنی نیز میتواند مذاکرات را به شکست برساند. یکی از این موارد، قطعاً بحث غنیسازی خواهد بود. در حالی که صداهایی از واشنگتن مبنی بر توقف غنیسازی به گوش میرسد، حتی اگر آمریکا حق غنیسازی داخل خاک ایران را بپذیرد، باز هم نقاط اختلاف جدی میان طرفین وجود خواهد داشت.
💢وضعیت غنیسازی در برجام
🔸دولت اوباما، با به رسمیتشناختن حق غنیسازی در خاک ایران مسیر مذاکرات میان ایران و آمریکا را هموار کرد. مطابق بند ۷ برجام، ایران باید تمام ذخایر اورانیوم غنیشده ۲۰٪ (۲۲۸ کیلوگرم) را به سوخت TRR (راکتور تحقیقاتی تهران) تبدیل میکرد؛ یعنی هیچ ذخیره خام بیستدرصدی در ایران نباید باقی میماند و سوخت اضافی مورد نیاز برای راکتور نیز از بازار بینالمللی تأمین میشد. همچنین ایران ذخایر اورانیوم ۳.۶۷٪ خود را نباید از ۳۰۰ کیلوگرم فراتر میبرد. ذخایر بیش از سقف تعیینشده یا در ازای دریافت کیک زرد (سطح اورانیوم طبیعی) فروخته میشدند یا به سطح اورانیوم طبیعی کاهش مییافتند.
🔸در خصوص سانتریفیوژها، پیوست ۱ برجام ایران را ملزم میکرد تا سقف ۵۰۶۰ عدد سانتریفیوژ IR-1 را برای غنیسازی نگه دارد و سانتریفیوژهای IR-4 تا IR-8 تنها برای تحقیق و توسعه مورد استفاده قرار بگیرند (آزمایشها بر روی تکماشین سانتریفیوژ از هر نوع انجام میشد و مابقی تحت نظارت آژانس قرار میگرفت). بدین ترتیب، نسلهای جدید سانتریفیوژ معدوم نمیشدند، بلکه تحت نظارت آژانس باقی میماندند. با وجود اینکه محدودیتهای مذکور فاصله ایران تا آستانه را افزایش دادند (تقریباً ۱۲ ماه طبق تخمینها)؛ اما ایران همچنان فرصت داشت تا در صورت نقض عهد طرف مقابل بتواند برنامه هستهای خود را ارتقا دهد. حال ممکن است در مذاکرات کنونی از ایران مطالبات بیشتری شود.
💢محدودیتهای جدید و بازگشتپذیری
🔸تجربه برجام و نزدیکی ایران به آستانه هستهای (نزدیک به صفر) میتواند باعث شود طرف آمریکایی با وجود پذیرش غنیسازی ۳.۶۷ درصدی، بخواهد محدودیتهایی جدی را بر برنامه هستهای اعمال کند. مطابق آخرین گزارش آژانس (GOV/2025/8) ایران اکنون ۲۷۴ کیلوگرم اورانیوم ۶۰٪، ۶۰۶ کیلوگرم اورانیوم ۲۰٪ و حدوداً ۳.۶ تن اورانیوم با غنای ۵٪ ذخیره دارد. اکنون ایران نه تنها ذخایر اورانیوم ۳.۶۷ را بسیار افزایش داده است، بلکه از ۳۵۰ سانتریفیوژ IR-6 برای تبدیل اورانیوم ۲۰٪ به ۶۰٪ استفاده میکند.
🔸طرف آمریکایی با استفاده از تجربه برجام، ممکن است چندین کار را دنبال کند. نخست، به جای اینکه فعالیت سانتریفیوژهای نسل جدید صرفاً متوقف شده و تحت نظارت قرار گیرند، به طور کل معدوم یا از کشور خارج شوند. دوم، تمام ذخایر اورانیوم ۲۰ و ۶۰ درصدی از کشور خارج شده و مشابه برجام در بازار جهانی فروخته شوند (نه اینکه تحت نظارت قرار گیرند) یا مجدداً تبدیل به سوخت راکتور گردند. همچنین آمریکا میتواند بر ایران فشار بیاورد تا سقف تعیینشده در برجام برای سانتریفیوژهای IR-1 و ذخایر اورانیوم ۳.۶۷ درصدی کاهش یابند. علاوه بر این، آمریکا میتواند به جای نابودی تأسیسات هستهای ایران، درخواست بازطراحی آنها را بدهد (همچون آب سنگین اراک در برجام برای جلوگیری از بازفرآوری اورانیوم).
🔸مسئله بعدی زمانبندی محدودیتها بر غنیسازی است. محدویتهای برجامی بر سطح غنیسازی، ذخایر، سانتریفیوژها و ممنوعیت بازفرآوری دهساله بود. در توافق جدید آمریکا ممکن است درخواست کند این مدتزمان به میزان دوبرابر یا بیشتر افزایش یابد یا حتی نامحدود شوند (حذف دائمی سانتریفیوژهای پیشرفته و ممانعت از ساخت سانتریفیوژ نسل جدید). البته این احتمالات با این فرض است که آمریکا غنیسازی داخل خاک ایران را خواهد پذیرفت. ولی با توجه به محدودیتهای احتمالی مذکور، فاصله ایران با آستانه به قدری افزایش مییابد که نگرانی آمریکا را کاهش میدهد.
🔄مطالب مرتبط:
▫️چهار چالش فنی که میتواند منجر به شکست مذاکرات هستهای شود!
🌐https://institutetehran.com/art/384
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍12❤2👌1