اشک‌های قرمز – Telegram
اشک‌های قرمز
1.71K subscribers
19 videos
1 link
حقیقتی که در ذهن شما شکل می‌گیرد روزی تبدیل به واقعیت خواهد شد.
پس
این یک داستان واقعی است.
Download Telegram
نفس عمیق بکش. حرفت و قورت بده. خیلی گفتنی ها لازم نیست از دهن تو خارج شه.
" من آدم آرومیم ولی بازی میشه با روحیه‌ام"
وایسادم بالا سر قابلمه لوبیا پلو قاشق قاشق با عصبانیت می‌خورم میگم: حال من‌و خوب کن بدو.
هر مدل حس مادرانه داشتن تو این مملکت خارج نقش مادری سمیه. یعنی تو نه تنها باید با مادر خودت دست و پنجه نرم کنی بلکه با یه سری رحم دار بدون بچه دیگه هم باید سر و کله بزنی که حس مادریشون نسبت به تو فعاله چون دوستت دارن.
یه وقتایی فکر میکنم نامرئیم.
مغزم میگه فقط خلاقیتت باعث میشه یه ذره از chat gpt متفاوت باشی.
واقعا شانس ما رو... حیف نیست؟
عاشق اونجای ویسم که میگه: من ظرفا رو همینجوریشم می‌شورم.
بعد مکث میکنه میگه: بعضی‌وقتا
اگر شرکت عزیزمون فردا رو تعطیل کنه خودمو یه انبه مهمون میکنم.
یکی آدم صبحه یکی آدم شب. من آدم 9 تا 11/30 ام.
دلم برای وقتی که آبان دیالوگ فیلما رو میگفت یا موسیقی متن‌شونو میذاشت و من حدس‌شون میزدم تنگ شده.
آدم چجوری کم کم به بودن عادت میکنه.
"ببخشید که پا به پات گریه نکردیم"
من معروف نبودم به نوشتن متن‌های طولانی؟ چی شد؟
کم‌گوی و گزیده گوی؟ چون دُر؟
اااا واقعا نیستیا...
فردام مثل امروز همه‌چی سخته عزیزم...
من متاسفانه حمومم حموم می‌کنم و میام بیرون.
چقدر آدم‌ها حرف دارن برای گفتن.
و چقدر گوش نیست برای شنیدن.
با ذکر "مکن ای صبح طلوع" و یاداوری اینکه "چشم بهم بزنی هفته تمومه"، میریم برای صبح شنبه.