Anarchonomy – Telegram
Anarchonomy
43.1K subscribers
6.76K photos
547 videos
27 files
1.32K links
خروجی‌های مکتوب یک ذهن خشن

آدرس سیمپل‌ایکس جهت ارسال پیام:
https://smp19.simplex.im/a#gWAkhT3txZiJvgY4cR3eIZ9EqW5cSthv8JZzr28um94
Download Telegram
Anarchonomy
موکول کردن تحلیل وضعیت به بعد از انتخابات، روش اونهاییه که از آمیختن سانتی‌مانتالیسم به نوشته‌هاشون ابایی ندارند و فضای هیجانی بعد از اتمام سیرک، بستر موجهی برای این کار میسازه. من نیازی به این سبک ندارم و به نظرم همین الان میشه تابلوی امتیازات رو آپدیت کرد.…
قبلا درباره انتخابات، نتیجه رویارویی با خلافت رو ۵-۲ به نفع خلافت حساب کرده بودم. الان وقتشه تابلوی امتیاز آپدیت بشه. در این فاصله دو گل دیگه به نفع ما ثبت شده:

۱ - گستردگی مکانی و زمانی اعتراضات پیامی به امنیتی‌ها ارسال کرد که قبلا ارسال نشده بود (مردم فقط با امنیتی‌ها طرفند. بقیه‌شون مهم نیستند، هر تعدادی که داشته باشند). همزمان سکوت مذهبی‌ها، چه آگاهانه و چه منفعلانه، تکمیل‌کننده پیام بود. اختلاف دمای دو سطح، باعث ایجاد ترک میشه. حرارتی که امنیتی‌ها حس کردند، با رجزهای فانتزی‌گونه که از خلیفه می‌شنوند، اختلاف داره. این باعث اصلاح نمیشه، چون اوباش در قابلیت‌های خوداصلاحی، عقیمند. مهم اینه که ترک در سازه، لرزه‌های بعدی رو مخرب‌تری از چیزی که می‌تونست باشه می‌کنه.

۲ - برای اولین بار گستاخی استراتژیک، از حالت فردی فراتر رفت و جنبه اجتماعی پیدا کرد. گستاخی اجتماعی یکی از مهماتی بود که فقدانش تا الان مردم رو نیست کرده بود. این گستاخیه که آدم رو هست می‌کنه. تو کلاس تا زمانی که دستت رو بلند نکردی و چیزی نپرسیدی، وجود نداری. گستاخی استراتژیک، فقط بی‌پروایی در برابر گلوله یا برداشتن روسری نیست. بلکه یک تغییر شیفت در ذهنیته. که علائمش رو داریم در همه جا می‌بینیم. تا جایی که ممکنه با تمایلات پوچ‌گرایانه اشتباه گرفته بشه. «فاک همه‌چیز» ازین جهت اهمیت پیدا می‌کنه که باید اول وجود داشته باشی، بعد بگی فاک همه‌چیز. و کنترل جامعه گستاخ‌شده، دیگه یک پروژه راحت نخواهد بود.

۵-۴ هنوز یک باخته. و باخت سختی هم است، چون وقتی اختلاف امتیاز کم میشه، توقعات بالاتر میره. و هرچه توقعات بالاتر میره، امتیازات بزرگ‌تری هدف قرار می‌گیره، که محقق کردن‌شون خیلی سخت‌تره.‌
420
اوکراینی‌ها تو کار رسانه‌ای عالی‌اند. اما اونطرف هم تا جا داشته بشون پاس داده.

#لبخند_شبانه
431
Anarchonomy
یکی از جوک‌هایی که در اواخر دوران شوروی (که مردم عادت داشتند به صف‌های طولانی) بین عوام رواج پیدا کرد این بود که مردی که ساعت‌ها در صف خرید ودکا بود، بالاخره از کوره در میره و میگه دیگه نمیتونم تو صف وایسم، میرم کرملین خود گورباچف رو می‌کشم! سپس از صف خارج…
جاخالی اول «شیعی» است و جاخالی دوم «سپاه».
یه جاخالی دیگه هم داریم که لای پاهای اصلاح‌طلب‌‌هاییه که متن‌های من رو کپی می‌کنند، و چیزی توش قرار نمی‌گیره و همیشه خالی میمونه.
450
بهشتی ۲۰ سال تخمین زد چون حکومت پهلوی رو نمی‌شناخت و فکر می‌کرد با چیزی شبیه حزب بعث طرفند. شناخت‌شون از حکومت وقت، متأثر از پژواک‌های تکرارشونده صداهای خودشون بود‌، که شبیه یک لوپ سه‌بعدی عمل می‌کنه، به این معنی که چیزی که دیتا و فکت حسابش می‌کنی، در واقع چیزی جز تورم و چرخش و دست به دست شدن حرف‌های خودت نیست. مشابهش رو در مورد ترامپ می‌بینید که یه عده چنان در محاصره پژواک‌ها هستند که خیلی جدی باور کرده‌اند با یک موسولینی طرف هستند، در حالی که خود ترامپ داره سیاست رو به عنوان یک سرگرمی دنبال می‌کنه. این‌ها هم با تولید صرفا حرف، هیولایی از پهلوی‌ ساخته بودند که خودشون هم در برابرش احساس عجز می‌کردند.
اما ما با هیولای واقعی طرفیم که دیتاهای مربوط بش از حرف‌هامون هم جلو میزنه. تا بخوای شرارت قبلیش رو هضم کنی، دست به یک شرارت دیگه میزنه. ما در موقعیت سال ۵۶ نیستیم و حالا حالاها به اون موقعیت نمیرسیم.
باید برای روزی که به اونجا برسیم محتوا و بستر نرم‌افزاری تولید کرد که برای فردای روزی که خلیفه زیر دست و پا له شد برنامه داشته باشیم؛ ولی نه به این دلیل که چیزی نمونده! بلکه به این دلیل که باید از یه جایی شروع کرد.
434
بعضی از بچه‌ها لیبرال فرض می‌کنند خودشون رو ولی در برابر وسط‌بازان مدفوع‌خوار که لیبرالیسم رو میزنند به سر نیزه تا خودشون رو نجات بدن، آمادگی خوبی نشون نمیدن. فکر می‌کنند هر خری اومد کلمه آزادی رو به زبان آورد، باید جلوش تعظیم کنند!
خیر. اینجوری نیست. آزادی، برای اینکه برقرار باشه، نیاز به مرز داره، و ازون مرز باید صیانت کرد، تا کسانی که اعتقادی به آزادی ندارند، نتونند وارد بشن و از فضا بهره‌برداری کنند.‌ متأسفانه مدیران توعیتر هم این رو نمی‌فهمیدند و تا مدت‌ها نیروهای داعش اکانت داشتند و فعالیت می‌کردند. آزادی، هایجک‌شدنیه، یعنی اوباش قلدرپرست میتونند بیان بگن ما هم باید آزاد باشیم با بقیه رقابت کنیم، و سپس از فضای آزاد استفاده می‌کنند برای بسط قدرت خودشون، و وقتی به سطح مطلوب از قدرت رسیدند، بساط آزادی رو جمع خواهند کرد. همین طالبان تا قبل ازینکه به قدرت برسه، و موقع انتخابات طرفدار آزادی بیان بود، به محض اینکه به قدرت رسید رسما اعلام کرد نظر مردم اهمیتی ندارد و وقتی اهمیتی ندارد بهتر است بیان هم نشود! کسی که اون روز دهان طالبان رو با گچ پر نکرد، بدترین خیانت رو به آزادی کرد. آزادی‌خواه کسانی که هدف‌شون هایجک کردن آزادیه رو باید به شکل بربرهایی ببینند که باید به هر قیمتی پشت دیوارهای تمدن نگه داشته بشن.
کسی که زیر سلطه داعش، میگه «ما باید آزاد باشیم از جنایات داعش فقط ابراز تأسف کنیم، نه اینکه باش دشمنی کنیم»، دغدغه آزادی نداره. دنبال هایجک کردن آزادیه، تا به اسم آزادی وسط‌بازی رو یک زندگی مشروع جلوه بده. کسی که پشت خاکریز یهو میگه «من دلم میخوام همین الان گیتار بزنم و باید آزاد باشم که اینکارو بکنم» دنبال تمرین آزادی نیست، میخواد با صدای گیتار جای شما رو به دشمن لو بده. اگه دست و پای چنین آدمی رو ببندید، فاشیست نیستید، نجات‌دهنده رفقاتون هستید.
381
Forwarded from Anarchonomy
وقتی صحبت از سلطه #گله_گاو به نود میلیون ایرانی به مدت نزدیک به نیم‌قرن میشه، میگن اگر این‌ها انقدر نادان و ابله بودند که شما میفرمایی، چطور این سلطه انقدر ادامه‌دار شد؟

این همون ابهامیه که می‌تونیم اسمش رو بذاریم پارادوکس داعش. در اونجا هم با چنین تناقضی مواجه بودیم: چطور مجموعه‌ای کم تعداد از افرادی که مطلقا چیزی از دانش نظامی نمی‌دونستند محدوده وسیعی از خاورمیانه را در اختیار گرفتند؟

برای اینکه با این تناقض روبرو نشن، معمولا چند جواب آماده از قبل رو مورد استفاده قرار میدن، مثل «اونقدرها که تصور می‌شد هم نابلد نیستند»، یعنی مشکل از ما بوده که دست‌کم می‌گیریم‌شون! در حالی که به عنوان مستندترین جنگ تاریخ بشر، انبوهی از اطلاعات موجوده که ثابت می‌کنه پرت بودن اون نیروها رو. یا «اگه فلان کشور و بهمان حکومت بشون کمک نمی‌کرد کاری از پیش نمی‌بردند» که یکی از کلیشه‌های تیپیکال نظریات توطئه‌ست و یا ارزش بررسی داره، یا قبلا بررسی شده و افکتش در حدی که ادعا میشه نیست. در واقع همه این‌ جواب‌ها، به اصل موضوع نمیپردازه و فقط برای فرار از پارادوکس طراحی شده.

اما اصل موضوع خیلی ساده‌ست. دلیل ایجاد این حالت متناقض فقط
Monopoly of violence

یا انحصار خشونته. داعش، یا جاعش یا هر نیروی مشابهی، به این دلیل که تنها نیروی مجاز یا قابل در استفاده از خشونته، میتونه به سلطه ادامه بده، و اثر منفی نابلدی و ناکارآمدی به اندازه‌ای نیست که اثر مثبت انحصار رو‌ خنثی کنه. یا: کارآمدی انحصار به حدیست که هر ناکارآمدی تکنیکی و حتی تاکتیکی را پوشش میدهد!

این انحصار وقتی بوجود میاد که «فقط نیروی متجاوز اجازه داره گربه باشه، و بقیه دیگران فقط مجازند موش باشند». اگر به جاگیری واژه فقط که دوبار تکرار شد دقت کنید، می‌بینید که این شرایط نیاز داره به چفت شدن دو موقعیت که گاهی همزمان و گاهی غیر همزمان رخ میده. گربه شدگی متجاوز ممکنه بعد از موش‌شدگی جمعی دیگران رخ بده. و ممکنه همزمان باشه. وقتی داعش روستاها رو پشت سر هم تصاحب یا تخریب می‌کرد، از زمانی که مردم اون روستاها دیگه دفاع بلد نبودند، خیلی گذشته بود.

لذا مسئله فقط قوانین و مقررات نیست. همونطور که فرقه رجوی هم برخلاف مقررات انحصار خشونت رو از حکومت گرفته بود و برای مدتی به شدت بش آزار رسوند. مسئله یک موضوع فرهنگی و فکری هم هست، چرا که ممکنه قانون هم به شکل فرمالیته دربیاد اما دیگران به موش‌بودگی عادت کرده باشند. همونطور که در عراق مردم در خلاء قانونی بعد از سقوط حکومت فرصت داشتند موضوع امنیت رو محلی کنند، اما از فرصت بوجود آمده فقط برای تسویه‌حساب‌های شخصی استفاده کردند. چون واقعیت این بود که با وجود تمام علقه‌های قبیله‌ای، عادت کرده بودند فقط و فقط دولت بغداد، گربه باشه. و از ساختار جدید هم توقع داشتند همون رویه ادامه پیدا کنه.

در کشورهای دموکراتیک، قرار بر اینه که موش‌ها بتونند نوبتی یا بر حسب صلاحیت سوار گربه بشن. حالا اینکه این اتفاق به همین سادگی رخ میده یا نده بحث جداگانه‌ایه. اما در صحاری خاورمیانه، جایگاه گربه به اشتراک گذاشته نمیشه. بنابراین اون نگاهی که شهروند غربی در رد خشونت داره، برای ما چندان معنی‌دار نیست. تنها راه قطع زنجیره داعشی و جاعشی و جلوگیری از تکرارش، شکستن انحصار خشونته.

موش‌ها معمولا ازینکه هر کسی بتونه گربه باشه خیلی می‌ترسند. بنابراین حتی بدون تبلیغات حکومتی، به صورت خودجوش با شکستن این انحصار مخالفت می‌کنند. اما باید به فجایع واقعی نسبت به فجایع ذهنی اولویت داد. در یکی از جنایات داعش، صدها جوان عراقی رو برده بودند لب نهر و به تک تک‌شون تیر خلاص زده بودند. جوانانی که از لحاظ بدنی هر کدوم‌شون در حد یک کشتی‌گیر بودند، و از لحاظ تعدادی، حداقل ده برابر افراد داعش! چنین حدی از بی‌عرضگی در دفاع، که البته مختص اون‌ها نیست و گریبان همه ما رو گرفته، یک پدیده نرمال نیست. این فاجعه واقعی است.
415
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
تو کره جنوبی این سینی همبرگر سوخاری رو میدن ۲۵۰ هزار تومن. با اون دستمزد بالای کارگر و هزینه‌های بالای انرژی در اونجا. در ایران یا نمیتونند این قیمت دربیارن، یا نمیتونند با همین کیفیت دربیارن؛ با وجود ارزانترین کارگرهای دنیا و ارزانترین انرژی‌های دنیا. چون نمیشه. و این در حالیه که اکثر مردم توان پرداخت این هزینه برای یک وعده در بیرون رو ندارند‌. این هم بخشی از بن‌بست اقتصادیه که هرروز داره وخیم‌تر میشه.
336
یه ژانر سمی وجود داره، که حرفش اینه که «هیچ‌چیز قابل پیش‌بینی نیست، انقلاب مسیر خودش را خواهد رفت، ما به تماشا می‌نشینیم».
منطق همیشه به نظر ساده میاد، ولی تسلط به منطق راه خیلی دشواریه. گاهی خودت هم متوجه نیستی که از منطق پرتی. منطق غیرقابل‌پیش‌بینی بودن حکم می‌کنه که اتفاقاتی که تو دوس نداری بیفتند هم، ممکنه بیفتند! و عزیزم، تو اصلا دوست نداری در برابر اتفاقاتی که دوست نداری بیفتند فقط تماشا کنی.
383
یقه‌تون ازین یقه‌های پالتوییه؟ میتونم مثل فیلم‌ها یقه‌تون رو بگیرم؟ آخه با یه حالت «چرا نمیفهمی؟»طوری میخوام یه چیزی بتون بگم.
تو الان نباید نتیجه بگیری که بیچاره‌اند. اونا خیلی وقته که بیچاره‌ن. الان باید نتیجه بگیری که خیابان اونقدرها که فکر می‌کنی مهم نیست. منبع درآمدشون مهمه.

حالا ایموجی رها کردن یقه و مرتب کردنش.
398
هیچ‌وقت برای پرداختن به اصول زود نیست، و هیچ وقتی برای دنبال کردن اصول وقت نامناسب نیست. در اثنای همون جنون پنجاه و هفت، بودند کسانی که با مجازات اعدام مخالفت کنند. مطالبه‌گری‌شون ظاهرا به جایی نرسید، و اتفاقا رکوردهایی از اعدام ثبت شد که شبیه قصه‌های دارک تاریخ بود. اما ایستادن پای اصول جزء کارهای دنباله‌داره، حتی اگه از محدوده عمر خودت فراتر بره. کسانی که پای اصول می‌ایستند، بدون اینکه خودشون متوجه باشند چطور کار می‌کنه، یک دنباله میسازند فراتر از عمر خودشون و حتی جغرافیای خودشون، و این دنباله میتونه اشکال مختلفی پیدا کنه. یکیش میتونه یک شمع فرهنگی باشه که نسل به نسل توی باد روشن نگهش می‌دارند، و یکیش هم میتونه به چیزی شبیه نفرین تبدیل بشه. اگه روان‌پریش‌های پنجاه و هفت به حرف اون اقلیت گوش می‌دادند و علیرغم عطش بی‌پایان‌شون برای کشتن، روی اعدام خط می‌کشیدند، سرنوشت این حکومت و حتی اسلام سیاسی به کلی تغییر می‌کرد. کسی نمیتونه بگه دقیقا چه مسیر دیگه‌ای باز می‌شد، ولی با قطعیت میشه گفت اینجایی که امروز هستند، نمی‌بودند. اگه سال‌ها کسی رو آزار بدی، و آخرش عذرخواهی کنی، میتونه ببخشه، و حتی میتونه فراموش کنه. ولی اگه بستگانش رو اعدام کنی، هیچوقت یادش نمیره. این افکت در دوران ما غلیظ‌تره، چون مناسبات قبیله‌ای از بین رفته‌اند، و امروز هرکسی میتونه بستگانی از همه‌جا داشته باشه. امروز همه خودشون رو برادر بزرگتر محسن محمدپور می‌بینند. خون، رد به جا میذاره، و در دوران ما ردش خیلی بلنده. و وقتی این ردهای بلند زیاد شدند، یک کلاف خونی میسازند که دیگه نمیتونی بازش کنی. در این باتلاق، میفهمی که دیگه کمتر کشتن و حتی نکشتن، نجاتت نمیده. پس فقط بیشتر کشتن برات باقی میمونه. و با بیشتر کشتن، بیشتر فرو میری.
نفرین یعنی چاهی که برای خودت می‌کنی. اما برای افتادن توش به یک ماشه نیازه. اونی که یه روزی پای اصول ایستاد، ماشه‌ش رو کشید.
490
یه شبی مثل امشب بود، که حاشیه بیابان، نشسته و تکیه داده به دیوار بد سیمان‌شده‌ی سرویس بهداشتی بین راهی، که هرچیزی بود غیر از بهداشتی، که یه لامپ زرد که احتمالا خود رضاخان موقع عبور دستور نصبش رو داده بوده، فقط در همین حد که از سیاهی مطلق برهوت تاریک متمایزش کنه روشنش کرده بود، سرم رو گرفته بودم رو به آسمون و ستاره‌ها رو نگاه می‌کردم، که تعدادشون انقدر زیاد بود که انگار اشتباهی رخ داده. شبی بود که فهمیده بودم باید همه رویاهام رو دور بریزم، و فروریختن همه‌چیز انقدر مهیب بود که تنها واکنش روانم این بود که «عَه.. پسر.. چی شد!». و این آدم رو به شدت تنها می‌کنه. چون انگار سیل بیاد، ولی فقط خونه تو رو ببره. در حالی که وز وز اراجیف مسافران بی‌دلیل سرخوش اتوبوس به سکوت معصومانه بیابان تجاوز می‌کرد، متحیر از حالت نمادین تصویر آسمان بودم. اون دخمه زشت که بش تکیه داده بودم، هیچ ربطی به پوستر لوکس کهکشان نداشت‌. انگار دو تکه از دو دنیای نامرتبط رو بهم چسبونده باشن. ازین جهت نمادین بود که به نظر می‌رسید من اون مخروبه‌ ویران شده‌ام، و آدم‌های نرمال که دارند سرخوشانه وز وز می‌کنند، هرکدوم ازون ستارها هستند. از دو دنیای نامرتبطیم که به زور بهم چسبانده شدیم. و آره وز وز از دور، میتونه ترجمه‌ای صوتی از چشمک زدن ستاره‌ باشه. کهکشان هیچوقت نخواهد فهمید این ویرانه کجاست و حتی وجود داره. مسئولیت این وجود نداشتن، و مسئولیت اینکه مغزم برای سوال حالا باید چه کرد؟ مطلقا هیچ جوابی نداشت، روی دوش خودم بود‌، و فکر نمی‌کردم دیگه بشه چیزی همونقدر مهیب رو ببینم.

اما الان دارم می‌بینم.. کهکشان هم داره طوری بهم می‌ریزه که انگار چند سیاهچاله در بلعیدنش مسابقه دارند. هرچیزی که به نظر می‌رسید محکمه داره لق میشه، یا داره از جا درمیاد، یا داره کنده میشه، یا داره فرو میریزه. مردم دارند همه‌چیزشون رو از دست میدن. از چیزهایی که دوست دارند، تا کسانی که دوست دارند. حالا اون‌ها هم برای سوال حالا باید چه کرد؟ مطلقا هیچ جوابی ندارند‌. قلک ارزش‌هاشون متلاشی شده، داربست‌های فرهنگی از هم باز شده، دارند به سر تا پای تابوها تف می‌اندازند، دارند هم رو تهدید می‌کنند، دارند از هم متنفر میشن، دارند میفهمن تا الان داشتند با کی زندگی می‌کردن، و از کی پول می‌گرفتند، و چی می‌خوردند. هرچیزی که براشون معتبر بود رنگ باخته، و هرچیزی که نقش پرده رو داشت دریده شده، و هر ماسماسکی که برای توجیه زندگی سگی ساخته شده بود از کار افتاده.
و حالا دارم دوباره میگم «عَه.. پسر... چــــی شد!».
703
سرمایه‌داران فعلی، منبع درآمد اوباش نیستند. کاسه‌لیسان منبع درآمد اوباش هستند. کاپشنی که دیشب تن لباس شخصی‌های سنندج بود رو میانگین مردم سنندج نمی‌تونند بخرن. اونی که داره سه برابر قیمت جهانی رو به ماشین چینی میده، همونیه که شش برابر نرخ متعارف دلالی رو از یه معامله با سپاه یا بقیه ارگان‌های دولتی گرفته. اون‌ها برای اینکه این ضریب شش رو حفظ کنند روی شما اسید هم خواهند پاشید. شما با هیچ حرکتی نمی‌تونید زالو رو پروانه کنید.
343
می‌گفتن با جنگ روسیه و اوکراین قحطی میشه میلیون‌ها نفر گرسنه میشن سریع تسلیم پوتین بشید تا مردم تلف نشدن!
گس وات؟ برنج به تنهایی مشکل کمبود غذا کشورهای فقیر رو مهار کرد. با قیمت ۴۲۰ دلار برای هر تن که پایین‌ترین نرخ از سال ۲۰۰۶ و بحران غذایی اون ساله.
همونایی میخواستن دنیا رو گروگان بگیرن که نمی‌دونستن دنیا چجوری کار می‌کنه.
390
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
شلوار کردی وایب انقلاب ماست 😄
585
اینکه صبر کنیم تا یک نفر از طایفه‌مون رو بکشند تا بفهمیم راهش فقط خشونته، کار درستی نبود، نه؟
اما یه مرحله جلوتر، بهرحال یه مرحله جلوتره حتی اگه با تأخیر باشه.
باید دید در فهمیدن اینکه کلاش کافی نیست هم تأخیر خواهند داشت یا نه.
457
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
این پیام‌ها داره از قلعه‌های مردسالاری این مملکت بیرون میاد، و دختر عجول منتظره همین فردا به همه آرزوهاش برسه. عجله فرد محق، مشروعه.. اما نباید فراموش کرد ما داریم قلعه‌های چندهزارساله رو پایین میاریم.
685
یعنی میخوای بگی ادابازی سازندگی و اردوهای جهادی و اتوبوس دندانپزشکی سپاه و بریدن روبان سطل آشغال مکانیزه اهدایی از طرف بیت رهبری و اعطای وانت نصف قیمت به پایگاه بسیج و اهدای کتب مذهبی به مساجد و تأمین منزل رایگان برای امام جماعت و توزیع شربت آبلیمو در مناسبت‌های مذهبی و گردان سایبری با رمز یازهرا تهرانی‌ها میخوان لخت بشن، هیچ کدوم فایده نداشت؟ عجب روزگاری شده.
681
در دوره کرونا نوشتم جنگ طبقاتی دیگه مثل قرن بیستم بین فقیر و غنی نیست، بین کسانیه که مجبورند کار کنند، و کسانی که مجبور نیستند کار کنند. ایشون تازه الان داره همین موضوع رو توضیح میده.


https://unherd.com/2022/11/the-return-of-class-war/
214
فالوعرم از خودم سبقت گرفت.
روحت شاد، و راهت کردستانی‌تر باد.
954
اگه خودت هم بکشن نمیگه کار دستگاه خلافت بوده، میگه ترور بوده. اون باباته ولی اهلت نیست. وقتی پسر نوح سوار نشد خدا بش گفت داری زیادی به پسرت فکر می‌کنی!
شما هم دارید زیادی به باباهاتون فکر می‌کنید. اونا سواربشو نیستند.
850
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اگه از چاله نمی‌اومدن بیرون زنده میموندن.
ولی خیلی وقت‌ها کار منطقی نجاتت نمیده، و حتی می‌کشدت.
218