نقشه شهرتون و منطقهتون رو قورت بدید. عکسهای ماهوارهای شهرتون و منطقهتون رو مثل کتاب درسی مطالعه کنید.
اگه بدونید منظورم چیه، یه روزی تو دلتون ازم تشکر خواهید کرد.
اگه بدونید منظورم چیه، یه روزی تو دلتون ازم تشکر خواهید کرد.
❤739
«کار ایکس قشر خاکستری را طرد میکند»
«باید فضای عزاداری رو حفظ کنیم»
« نباید گذاشت خونها هدر بره»
هر سه این جملات داره از طرف کسانی صادر میشه که نیت خوبی دارند اما بازی رو بلد نیستند. نیت خوب برای برنده شدن کافی نیست.
به قشر خاکستری نباید باج داد. اونها باید بیفتند دنبال مظلومانی که دنبال آزادیشون هستند، نه اینکه مظلوم بیفته دنبال اونها که رضایتشون رو جلب کنه.
عزا برای زندگی نرماله. تو جنگ، هر جنایت دشمن باید فقط به نفرت تبدیل بشه، نه غم. حتی آئینهای عزا هم باید برای بروز نفرت باشند، نه اجرای عزاداری.
در مسیر آزادیخواهی، هیچچیز هدر نمیره، چه خون باشه چه هر هزینه کمتری. چه به نتیجه برسه چه نرسه. هزینه برای آزادی، تعریف میکنه که شما چه کسی هستید، نه اینکه چه چیزی بدست آوردید.
«باید فضای عزاداری رو حفظ کنیم»
« نباید گذاشت خونها هدر بره»
هر سه این جملات داره از طرف کسانی صادر میشه که نیت خوبی دارند اما بازی رو بلد نیستند. نیت خوب برای برنده شدن کافی نیست.
به قشر خاکستری نباید باج داد. اونها باید بیفتند دنبال مظلومانی که دنبال آزادیشون هستند، نه اینکه مظلوم بیفته دنبال اونها که رضایتشون رو جلب کنه.
عزا برای زندگی نرماله. تو جنگ، هر جنایت دشمن باید فقط به نفرت تبدیل بشه، نه غم. حتی آئینهای عزا هم باید برای بروز نفرت باشند، نه اجرای عزاداری.
در مسیر آزادیخواهی، هیچچیز هدر نمیره، چه خون باشه چه هر هزینه کمتری. چه به نتیجه برسه چه نرسه. هزینه برای آزادی، تعریف میکنه که شما چه کسی هستید، نه اینکه چه چیزی بدست آوردید.
❤810
همین یک پاراگراف حاوی حجم زیادی از محتوای آموزشی برای کسانیه که مایلند بازی رو یاد بگیرند.
فاسدها خیلی سریع و بهینه میتونند مادرجندهترین مدیرها رو برای خودشون پیدا کنند، ولی شما برای رهبری تیم مقابله با فساد خودتون دنبال حواریون عیسی میگردید! در حالی که شما هم باید مادرجندهای پیدا کنید که میتونه تخم مادرجندههای فاسد رو بذاره روی دستگاه گریل.
همچنین فاسدها منطق خودشون رو اختراع میکنند و ازون منطق دفاع میکنند، مثلا اینطور تعریفش میکنند که هدف اینه که در ورزشگاه زن باشد، حالا بیرون ورزشگاه زنها رو به دار بکشند هم مهم نیست. ولی شما دنبال رسیدن به فضای ایدهآل هستید. در حالی که باید منطق خودتون رو تعریف کنید، مثلا اینطور تعریفش کنید که هدف اینه که هر فاسدی گیرمون افتاد کاری کنیم التماسمون کنه که بش رحم کنیم، حتی اگه فساد ریشهکن نشه!
پس در مجموع: مادرجنده خودتو پیدا کن، و مأمورش کن طبق منطقت کار انجام بده.
از همین فرمول برای جنگ با اشرار حکومتی هم میشه استفاده کرد.
فاسدها خیلی سریع و بهینه میتونند مادرجندهترین مدیرها رو برای خودشون پیدا کنند، ولی شما برای رهبری تیم مقابله با فساد خودتون دنبال حواریون عیسی میگردید! در حالی که شما هم باید مادرجندهای پیدا کنید که میتونه تخم مادرجندههای فاسد رو بذاره روی دستگاه گریل.
همچنین فاسدها منطق خودشون رو اختراع میکنند و ازون منطق دفاع میکنند، مثلا اینطور تعریفش میکنند که هدف اینه که در ورزشگاه زن باشد، حالا بیرون ورزشگاه زنها رو به دار بکشند هم مهم نیست. ولی شما دنبال رسیدن به فضای ایدهآل هستید. در حالی که باید منطق خودتون رو تعریف کنید، مثلا اینطور تعریفش کنید که هدف اینه که هر فاسدی گیرمون افتاد کاری کنیم التماسمون کنه که بش رحم کنیم، حتی اگه فساد ریشهکن نشه!
پس در مجموع: مادرجنده خودتو پیدا کن، و مأمورش کن طبق منطقت کار انجام بده.
از همین فرمول برای جنگ با اشرار حکومتی هم میشه استفاده کرد.
❤576
وقتی خط لوله نورداستریم ۲ رو منفجر کردند، همونایی که رعد و برق در آسمان رو هم کار آمریکا میدونند گفتند کار پنتاگون بود تا فردا آلمان حتی بخواد هم دیگه نتونه از روسیه گاز بگیره. چون در چارچوب سیستمهای بسته و خرکی شرقی به اخبار نگاه میکنند، تصورشون اینه که آمریکا مجبوره با مواد منفجره متحدش رو مجبور کنه تا کاری رو انجام بده یا نده!
همزمان دچار این سوء تفاهم هستند که در سیستم بسته چیزی به عنوان منافع ملی تعریف شده! بنابراین در تحلیل یک حادثه، سوالشون اینه که: «این کار چه نفعی برای کشور ایکس داشت؟». که خب در بسیاری از موارد که مربوط به سیستمهای بسته میشه، یک سوال نادرسته. در مورد کشورهایی مثل روسیه و چین، نباید پرسید حرکت فلان چه نفعی برای کشور روسیه یا کشور چین دارد؟ باید پرسید حرکت فلان، چه نفعی برای طرفین رقابت در روسیه و چین داشت؟.. که در مورد لوله گاز جوابش این بود: با از بین رفتن لوله، پوتین اهرم مذاکره با غرب رو از جانشین احتمالی خودش گرفت. ازونجایی که انقدر عقل داره که بدونه خیلیها در داخل سیستم به این فکر خواهند کرد که برای خروج از مخمصه از پوتین عبور کنند، و اون جانشین احتمالی برای درست کردن اوضاع باید امتیازاتی به اروپا بده، شانس اینکه بشه امتیازی داد رو ازش گرفت؛ تا نتیجه این باشه که «یا خودم درستش میکنم، یا هیچکس نمیتونه درستش کنه». برخلاف مردم عادی، اشرار سوراخ کردن کشتی رو بلدند، و به نفع خودشون ازش استفاده میکنند. همون استراتژی ترسناکی که تو باید با ماهها فکر کردن به عواقبش با خودت کلنجار بری، اونها در یک جلسه نیم ساعته، دستور اجراش رو میدن.
مردم عادی تصور میکنند این اختلاف در جرئت تصمیمگیری بین خودشون و حکومت، به خاطر امکانات حکومته. اما امکانات ساپورت ثانویه این جرئت هستند. ساپورت اولیهش با ذهنیته. چون اختلاف سطح زیادی بین ذهنیت اشرار و ذهنیت مردم عادی وجود داره، اختلاف زیادی بین جرئتشون هم وجود داره.
همزمان دچار این سوء تفاهم هستند که در سیستم بسته چیزی به عنوان منافع ملی تعریف شده! بنابراین در تحلیل یک حادثه، سوالشون اینه که: «این کار چه نفعی برای کشور ایکس داشت؟». که خب در بسیاری از موارد که مربوط به سیستمهای بسته میشه، یک سوال نادرسته. در مورد کشورهایی مثل روسیه و چین، نباید پرسید حرکت فلان چه نفعی برای کشور روسیه یا کشور چین دارد؟ باید پرسید حرکت فلان، چه نفعی برای طرفین رقابت در روسیه و چین داشت؟.. که در مورد لوله گاز جوابش این بود: با از بین رفتن لوله، پوتین اهرم مذاکره با غرب رو از جانشین احتمالی خودش گرفت. ازونجایی که انقدر عقل داره که بدونه خیلیها در داخل سیستم به این فکر خواهند کرد که برای خروج از مخمصه از پوتین عبور کنند، و اون جانشین احتمالی برای درست کردن اوضاع باید امتیازاتی به اروپا بده، شانس اینکه بشه امتیازی داد رو ازش گرفت؛ تا نتیجه این باشه که «یا خودم درستش میکنم، یا هیچکس نمیتونه درستش کنه». برخلاف مردم عادی، اشرار سوراخ کردن کشتی رو بلدند، و به نفع خودشون ازش استفاده میکنند. همون استراتژی ترسناکی که تو باید با ماهها فکر کردن به عواقبش با خودت کلنجار بری، اونها در یک جلسه نیم ساعته، دستور اجراش رو میدن.
مردم عادی تصور میکنند این اختلاف در جرئت تصمیمگیری بین خودشون و حکومت، به خاطر امکانات حکومته. اما امکانات ساپورت ثانویه این جرئت هستند. ساپورت اولیهش با ذهنیته. چون اختلاف سطح زیادی بین ذهنیت اشرار و ذهنیت مردم عادی وجود داره، اختلاف زیادی بین جرئتشون هم وجود داره.
❤343
این حتی مبارزه هم نیست، چه برسه که بخواد الگو هم باشه. چون در مراحل بعد، حتی اگه در کردستان از بمب بشکهای استفاده نکنند، از آرپیجی و وسایل مشابه استفاده خواهند کرد، حتی در هدف قرار دادن رندوم آپارتمانها. روشهای جنگ شهری، برای سربازان آموزشدیده و مسلحه، نه مردم عادی کوچه خیابان. آدم بیدفاع نباید سعی کنه به طرف مقابل ثابت کنه که اسلحهشون تأثیری نداره. باید بازی رو به زمینی ببره که توش اسلحه داشتن خیلی تعیینکننده نیست. مثل زمین «هدف قرار دادن منابع مالی». تو خیابان، اونی که چیزهای زیادی برای از دست دادن داره، مردمند. باید جنگ رو برد به سمت جایی که حکومت چیزهای زیادی برای از دست دادن داره.
ولی من کی باشم که تعیین کنم مردم باید چه کنند.
ولی من کی باشم که تعیین کنم مردم باید چه کنند.
❤696
اگه هدف از قطع برق اینه که بشه راحتتر مردم رو کشتار کرد، یه مهابادی حق مشروع داره که کاری کنه که تهران و اصفهان هم برق نداشته باشند، و احتیاط واجب اینه که اینکارو بکنه.
من مرجع تقلید نیستم، ولی اگه میشدم خوب چیزی میشدم. اسلام خیلی مفتضحانه من رو از دست داد.
من مرجع تقلید نیستم، ولی اگه میشدم خوب چیزی میشدم. اسلام خیلی مفتضحانه من رو از دست داد.
❤640
این «اسلام خیلی مفتضحانه من رو از دست داد» برای چاپ رو تیشرت هم خوبه. البته نمیدونم کجا میشه پوشید.
❤489
وابسته به فلان و وابسته به بهمان رو از یک گوش وارد و از گوش دیگه خارج کنید. اون بیرون همهچیز انقدر آنی و رندوم داره پیش میره که به این حرفها نباید اعتنا کرد.
این حکومت توان توطئه نداره. بلکه در به در دنبال توطئهیابیه. خلیفه منتظر بود بش گزارش بدن که گرفتار توطئه چه نیروهایی شدهاند، اما امنیتیهای دچار شوک، جوابی که میخواست بش ندادند. هرچه که دارید میبینید حاصل رویکردیه که در اون هرچی که بلدند رو پرت میکنند به سمت مقابل، به این امید که یکیشون کار کنه! و خب این تشکیلات فشل، از ابتدا چیزهای زیادی بلد نبود.
این حکومت توان توطئه نداره. بلکه در به در دنبال توطئهیابیه. خلیفه منتظر بود بش گزارش بدن که گرفتار توطئه چه نیروهایی شدهاند، اما امنیتیهای دچار شوک، جوابی که میخواست بش ندادند. هرچه که دارید میبینید حاصل رویکردیه که در اون هرچی که بلدند رو پرت میکنند به سمت مقابل، به این امید که یکیشون کار کنه! و خب این تشکیلات فشل، از ابتدا چیزهای زیادی بلد نبود.
❤419
«اینجا در بلوچستان هم بچه زیاد کشتند، اما خبر کیان کل ایران رو عصبانی کرده. خون با خون فرق داره؟».
این چه سوالیه؟ لطفا بازی رو یاد بگیر هموطن. صحبت از درجه سرخی رنگ خون، که باید بش پرداخته بشه، دعوای شرایط نرماله، نه شرایط جنگی. میخوای یه روزی بچه بلوچ یک زندگی که در شأن انسانه داشته باشه، باید این اوباش رو شکست بدی، و هر عصبانیت ملی شکست اونها رو نزدیکتر میکنه. تو باید انتقام کیان رو بگیری، نه اینکه بپرسی چرا بیشتر دیده شد؛ و اگه پرسیدن به شما چه مربوط بود که انتقامش رو بگیرید، باید بگی ربطش به ما اینه که خون ایران هرجا ریخته بشه ما انتقامش رو میگیریم.
ما به سرزمین شما و مردم شما در اون گوشه داغدیده ایران، بدهی زیاد داریم. ولی الان همه طلبت رو باید از حکومت بگیری. نه برای اینکه به ما تخفیف بدی. برای اینکه باید بازی رو ببری.
این چه سوالیه؟ لطفا بازی رو یاد بگیر هموطن. صحبت از درجه سرخی رنگ خون، که باید بش پرداخته بشه، دعوای شرایط نرماله، نه شرایط جنگی. میخوای یه روزی بچه بلوچ یک زندگی که در شأن انسانه داشته باشه، باید این اوباش رو شکست بدی، و هر عصبانیت ملی شکست اونها رو نزدیکتر میکنه. تو باید انتقام کیان رو بگیری، نه اینکه بپرسی چرا بیشتر دیده شد؛ و اگه پرسیدن به شما چه مربوط بود که انتقامش رو بگیرید، باید بگی ربطش به ما اینه که خون ایران هرجا ریخته بشه ما انتقامش رو میگیریم.
ما به سرزمین شما و مردم شما در اون گوشه داغدیده ایران، بدهی زیاد داریم. ولی الان همه طلبت رو باید از حکومت بگیری. نه برای اینکه به ما تخفیف بدی. برای اینکه باید بازی رو ببری.
❤965
Anarchonomy
نقشه شهرتون و منطقهتون رو قورت بدید. عکسهای ماهوارهای شهرتون و منطقهتون رو مثل کتاب درسی مطالعه کنید. اگه بدونید منظورم چیه، یه روزی تو دلتون ازم تشکر خواهید کرد.
این سطح بیسیکش بود. یه سطح Advanced هم داره. تو سطح پیشرفته میتونید نبض لجستیکی منطقهتون رو بگیرید. و هر جنگی درباره لجستیکه.
❤335
اون بحث درباره اینکه به فوتبالیست ده میلیون دلار داده میشه و به استاد فلسفه ده هزار دلار، یک بحث درباره بیزینس بود، و اینکه ارزش خدمات، توسط کسانی که تقاضاش رو دارند تعیین میشه، و تقاضا برای هنرنمایی نخبه ورزشی بیشتر از تقاضا برای وراجیهای فیلسوفه.
اما بحث درباره اینکه فوتبالیست با اینکه با سیاست آشنا نیست موضع یک شیر رو میگیره، و استاد فلسفه با اینکه با سیاست آشناست، موضع یک موش رو، یک بحث دیگهست که به سلامت ذهنی مربوط میشه.
در تقارن تأمل برانگیز بین این دو بحث، به نظر میرسه که بازار به طور ناخودآگاه داشته حداکثر درآمد رو به شیر میداده و حداقل درآمد رو به موش!
اما بحث درباره اینکه فوتبالیست با اینکه با سیاست آشنا نیست موضع یک شیر رو میگیره، و استاد فلسفه با اینکه با سیاست آشناست، موضع یک موش رو، یک بحث دیگهست که به سلامت ذهنی مربوط میشه.
در تقارن تأمل برانگیز بین این دو بحث، به نظر میرسه که بازار به طور ناخودآگاه داشته حداکثر درآمد رو به شیر میداده و حداقل درآمد رو به موش!
❤223
Anarchonomy
اگه از چاله نمیاومدن بیرون زنده میموندن. ولی خیلی وقتها کار منطقی نجاتت نمیده، و حتی میکشدت.
مردم ما باید دونه دونه کارهایی که فکر میکنند ممکنه استراتژی «منطقی» باشه رو دستی امتحان کنند، و همهشون شکست بخوره، و از هر راهی ناامید بشن، و به بزرگترین و بلندترین دیوار ناامیدی تاریخ این مملکت از زمان حمله مغول برخورد کنند، و چند دهه در اون افسردگی باقی بمونند، و بتدریج حذف بشن و جاشون رو به نسلهای بعدی که در قید هیچچیز نیستند بدن، تا اونها یک دیستوپیای غیرقابل تحمل رو به ارث ببرند، و سر ته مانده منابع گلوی همدیگه رو ببرند. و حوصله سربره دنبال کردن فیلمی که از قبل برات اسپویل شده.
هرچیزی که باید مینوشتم رو نوشتم و وقتشه خودم رو بازنشسته کنم.
هرچیزی که باید مینوشتم رو نوشتم و وقتشه خودم رو بازنشسته کنم.
❤87
جمعیت کشور اگه هشتاد میلیون نفر باشه، چهل میلیون نفرشون کسخل هستند، و چهل میلیون نفرشون کسکش! ممکنه عدهای ازین گروه نشت کنند به اون گروه، و برعکس؛ اما کلیت ترکیب سرجاش میمونه.
مثلا در مجارستان نیمی از مردم انقدر کسکشند که ازینکه روسیه زورش میرسه نسلکشی کنه احساس رضایت همراه با شعف دارند. و نیم دیگه انقدر کسخلند که فکر میکنند روسیه آخرین مدافع مسیحیت ارتودکس در برابر فمنیستها و لزبینهای کونبرهنهست!
گاهی نمیشه با قطعیت گفت الان فلان حرکت افراد از روی کسکشی بوده یا از کسخلی! مثلا اخیرا زنان یکی از شهرکهای روسیه که تمام مردانشون رو به زور به جبهه اعزام کردهاند و شهرک کاملا خالی از مرد شده، تجمعی تشکیل داده و بیانیه اعتراضی خوندند مبنی بر اینکه ما یه آقایی اینجا داشتیم که دکتر زنان بود، و اعزامش کردید و الان نیست و کارمون لنگ شده. لطفا اجازه بدید برگرده! هیچکدوم هیچ اعتراضی به اینکه چرا همه پسرانمون رو بردید نداشتند. خیلی دقیق نمیشه گفت اینکه سلامت واژنت برات مهمتر از زنده موندن پسرته، نشون میده یه مادر کسکشی، یا یک مادر کسخل!
در کشور ما هم نیمی از مردم کسکشهایی هستند که همهچیز رو به تن ماهی میفروشند. یعنی تا زمانی که تن ماهی در قفسه فروشگاه باشه، و پول خریدش هم تو کارتشون باشه، با هرتغییری مخالفت میکنند، حتی اگه ادامه وضع موجود باعث نسلکشی، قتلعام، شکنجه، فقر و بردهداری بقیه مردم بشه. از نظر اینها اوضاع مملکت فقط زمانی بحرانیه که اوضاع زندگی خودشون بحرانی باشه. اگه ازین کسکشها پرسیده بشه حقوقت رو سی درصد افزایش میدیم ولی عوضش هرماه باید سی کودک بلوچ کشته بشن، موافقی؟ بدون درنگ میگه بله. درباره آدمهای عجیب غریبی صحبت نمیکنم. این چهل میلیون کسکش میتونند پدرت باشند، یا همسرت، یا همکارت، یا حتی خودت. بعضی ازین کسکشها ماهی معادل دویست دلار درآمد دارند، که از خرج سگ چینیها هم کمتره، و بعضیهاشون هزار دلار، که از درآمد کیفقاپهای آمریکایی هم کمتره. میزان درآمدشون خیلی مهم نیست، برای ثبات درآمده که حاضرند به هر گرازی کون بدهند، و برای هر لاشخوری جاکشی کنند، و از ادرار به عنوان ادکلن استفاده کنند.
نیمی از مردممون هم کسخلهایی هستند که کلا همهچیز رو کج میفهمند، و کج زندگی میکنند، و با همان حالت کج دفن خواهند شد. همونهایی که فکر میکنند اگه بچهشون از مدرسه داعش دور بمونه، لگد زده میشه به آیندهش! همونایی که به امید سی درصد سود تضمین شده پولشون رو میذاشتن تو موسسات مالی سپاه با این اطمینان که «اینجوریام نیست» که یهو جمع کنند برن! خیلی چیزها رو با فرمول اینجوریام نیست فهمیدند و با همون فرمول با سر وارد مستراح شدند. گفتند اینجوریام نیست نذارن واکسن بیاد، و دیدند که اینجوریاست! گفتند اینجوریام نیست که هواپیمای مسافربری خودمون رو بزنند، و دیدند که اینجوریاست! گفتند اینجوریام نیست که به بچههای ده ساله هم شلیک کنند، و دیدند که اینجوریاست. چهل سال تمام از وجود حکومتی ترسید، که وجود نداشت؛ به جای اینکه از وجود نداشتن حکومت ملی و تحت اشغال بودن مملکت وحشت کنه. چهل سال طول کشید این کسخلها بفهمند تیم ملی ندارند، وزارت بهداشت ندارند، ارتش ندارند، دانشگاه ندارند، بانکداری ندارند، و صنعت هم ندارند. و حالا که داره دوزاریشون میفته نزدیکه تشنج کنند. اینها همونایی بودن که میشد در همه شاخصهای توسعه در قعر جدول نگهشون داشت، و همزمان کاری کرد با چندتا اسم مثل مجید سمیعی و پیمان ابدی حس کنند کشوری در کلاس جهانی هستند. مدت زیادی درگیر کاشی رنگی بود و به جای واهمه از روند تخریب محیط زیست و غیرقابل سکونت شدن سرزمین، دنبال این بود که به جامعه جهانی ثابت کنه جنگلهای هیرکانی چیزی کمتر از یلواِستون ندارند و باید ایران را به دنیا شناساند چون نمیدونند چه بهشتیه! همینها وقتی بیشتر وارد سیاست شدند، مدت زیادی درگیر هشتگ بودند، و سپس در برابر سپاه ابنزیاد راهپیمایی سکوت برگزار کردند! و الان بعد از کشته شدن صدها نفر از مردم بیدفاع، میپرسند «ما که همه کار کردیم، پس چرا آخوندها نرفتن؟». انگار هیچوقت قرار نبوده متوجه بشن که دارند کجا زندگی میکنند.
همیشه از دو حالت خارج نیست، یا اقلیت همهچیز بهمریزی پیدا میشود، و همهچیز بهم میریزد؛ یا اینکه پیدا نمیشود و چیزی بهم نمیریزد اما همه طوری به گا خواهند رفت که بعدها ازش رمانها و فیلمها ساخته بشه. در هر دو حالت، هیچ تحول خاصی برای سطح ذهنی عموم رخ نمیده. اشخاص ممکنه دچار تحول بشن، اما ترکیب جامعه سرجاش میمونه. تنها در صورت فعال شدن اقلیتِ بهمریزنده، ناخواسته روی یک موج خواهند افتاد. بنابراین کاملا طبیعیه که عده زیادی نخوان که چیزی بهم بریزه، و عده زیاد دیگهای نفهمن که بهم ریختن یعنی چی. و کاملا طبیعیه که اقلیت بهمریزنده به تخمش نباشه که این دو عده چه فکری میکنند.
مثلا در مجارستان نیمی از مردم انقدر کسکشند که ازینکه روسیه زورش میرسه نسلکشی کنه احساس رضایت همراه با شعف دارند. و نیم دیگه انقدر کسخلند که فکر میکنند روسیه آخرین مدافع مسیحیت ارتودکس در برابر فمنیستها و لزبینهای کونبرهنهست!
گاهی نمیشه با قطعیت گفت الان فلان حرکت افراد از روی کسکشی بوده یا از کسخلی! مثلا اخیرا زنان یکی از شهرکهای روسیه که تمام مردانشون رو به زور به جبهه اعزام کردهاند و شهرک کاملا خالی از مرد شده، تجمعی تشکیل داده و بیانیه اعتراضی خوندند مبنی بر اینکه ما یه آقایی اینجا داشتیم که دکتر زنان بود، و اعزامش کردید و الان نیست و کارمون لنگ شده. لطفا اجازه بدید برگرده! هیچکدوم هیچ اعتراضی به اینکه چرا همه پسرانمون رو بردید نداشتند. خیلی دقیق نمیشه گفت اینکه سلامت واژنت برات مهمتر از زنده موندن پسرته، نشون میده یه مادر کسکشی، یا یک مادر کسخل!
در کشور ما هم نیمی از مردم کسکشهایی هستند که همهچیز رو به تن ماهی میفروشند. یعنی تا زمانی که تن ماهی در قفسه فروشگاه باشه، و پول خریدش هم تو کارتشون باشه، با هرتغییری مخالفت میکنند، حتی اگه ادامه وضع موجود باعث نسلکشی، قتلعام، شکنجه، فقر و بردهداری بقیه مردم بشه. از نظر اینها اوضاع مملکت فقط زمانی بحرانیه که اوضاع زندگی خودشون بحرانی باشه. اگه ازین کسکشها پرسیده بشه حقوقت رو سی درصد افزایش میدیم ولی عوضش هرماه باید سی کودک بلوچ کشته بشن، موافقی؟ بدون درنگ میگه بله. درباره آدمهای عجیب غریبی صحبت نمیکنم. این چهل میلیون کسکش میتونند پدرت باشند، یا همسرت، یا همکارت، یا حتی خودت. بعضی ازین کسکشها ماهی معادل دویست دلار درآمد دارند، که از خرج سگ چینیها هم کمتره، و بعضیهاشون هزار دلار، که از درآمد کیفقاپهای آمریکایی هم کمتره. میزان درآمدشون خیلی مهم نیست، برای ثبات درآمده که حاضرند به هر گرازی کون بدهند، و برای هر لاشخوری جاکشی کنند، و از ادرار به عنوان ادکلن استفاده کنند.
نیمی از مردممون هم کسخلهایی هستند که کلا همهچیز رو کج میفهمند، و کج زندگی میکنند، و با همان حالت کج دفن خواهند شد. همونهایی که فکر میکنند اگه بچهشون از مدرسه داعش دور بمونه، لگد زده میشه به آیندهش! همونایی که به امید سی درصد سود تضمین شده پولشون رو میذاشتن تو موسسات مالی سپاه با این اطمینان که «اینجوریام نیست» که یهو جمع کنند برن! خیلی چیزها رو با فرمول اینجوریام نیست فهمیدند و با همون فرمول با سر وارد مستراح شدند. گفتند اینجوریام نیست نذارن واکسن بیاد، و دیدند که اینجوریاست! گفتند اینجوریام نیست که هواپیمای مسافربری خودمون رو بزنند، و دیدند که اینجوریاست! گفتند اینجوریام نیست که به بچههای ده ساله هم شلیک کنند، و دیدند که اینجوریاست. چهل سال تمام از وجود حکومتی ترسید، که وجود نداشت؛ به جای اینکه از وجود نداشتن حکومت ملی و تحت اشغال بودن مملکت وحشت کنه. چهل سال طول کشید این کسخلها بفهمند تیم ملی ندارند، وزارت بهداشت ندارند، ارتش ندارند، دانشگاه ندارند، بانکداری ندارند، و صنعت هم ندارند. و حالا که داره دوزاریشون میفته نزدیکه تشنج کنند. اینها همونایی بودن که میشد در همه شاخصهای توسعه در قعر جدول نگهشون داشت، و همزمان کاری کرد با چندتا اسم مثل مجید سمیعی و پیمان ابدی حس کنند کشوری در کلاس جهانی هستند. مدت زیادی درگیر کاشی رنگی بود و به جای واهمه از روند تخریب محیط زیست و غیرقابل سکونت شدن سرزمین، دنبال این بود که به جامعه جهانی ثابت کنه جنگلهای هیرکانی چیزی کمتر از یلواِستون ندارند و باید ایران را به دنیا شناساند چون نمیدونند چه بهشتیه! همینها وقتی بیشتر وارد سیاست شدند، مدت زیادی درگیر هشتگ بودند، و سپس در برابر سپاه ابنزیاد راهپیمایی سکوت برگزار کردند! و الان بعد از کشته شدن صدها نفر از مردم بیدفاع، میپرسند «ما که همه کار کردیم، پس چرا آخوندها نرفتن؟». انگار هیچوقت قرار نبوده متوجه بشن که دارند کجا زندگی میکنند.
همیشه از دو حالت خارج نیست، یا اقلیت همهچیز بهمریزی پیدا میشود، و همهچیز بهم میریزد؛ یا اینکه پیدا نمیشود و چیزی بهم نمیریزد اما همه طوری به گا خواهند رفت که بعدها ازش رمانها و فیلمها ساخته بشه. در هر دو حالت، هیچ تحول خاصی برای سطح ذهنی عموم رخ نمیده. اشخاص ممکنه دچار تحول بشن، اما ترکیب جامعه سرجاش میمونه. تنها در صورت فعال شدن اقلیتِ بهمریزنده، ناخواسته روی یک موج خواهند افتاد. بنابراین کاملا طبیعیه که عده زیادی نخوان که چیزی بهم بریزه، و عده زیاد دیگهای نفهمن که بهم ریختن یعنی چی. و کاملا طبیعیه که اقلیت بهمریزنده به تخمش نباشه که این دو عده چه فکری میکنند.
10
راهپیمایی ۲۲ بهمن بود و مردان حزبالله جلوتر از زنان حزبالله حرکت میکردند و شعار دو تکه بود و تکه دوم رو باید زنها جواب میدادند، که یه جاهایی سر و صدا شد و جواب ندادند. مردها وقتی دیدند جواب از طرف زنها نمیاد، خودشون هم شعار رو متوقف کردند؛ طوری که قسمتی از مسیر به پیادهروی صبحگاهی تبدیل شد. یکی از پیرمردها بشون گفت اومده بودید جواب آمریکا رو بدید یا جواب زنها رو؟
«نمیشه که ما اینجا خون بدیم تهرانی یه روز هم مغازهش رو نبنده، تا کی فقط ما هزینه بدیم؟» سوال آدم جنگی نیست. سوال کسیه که فکر میکنه وسط فوتباله و وقتی بقیه پاسکاری نمیکنند نتیجه میگیره «حالا که اینطوره منم بازی نمیکنم». اگه استراتژی درست باشه، نباید اهمیت داد کی همراهی میکنه، و کی نمیکنه. چون هدف، پاسخ گرفتن از مردمی که عقبترند نیست. هدف ضربه به دشمنه. اما تیر خوردن در خیابان یک استراتژی درست نیست، چه در مهاباد و سقز انجام بشه چه در تهران و کرج؛ چون نسبت هزینه به ضربه، بالاست.
همه ندانستنها مثل هم نیستند. اینکه ندونی بلای بعدی که قراره سرت بیاد چیه، با اینکه ندونی بعد ازینکه هیولا رو فلج کردی چه خواهد شد، خیلی فرق داره. ما به هیچ شکلی نمیتونیم برای استراتژیمون قدمهای بعدی رو از قبل طراحی کنیم. اما اینکه ندونیم بعد از وارد کردن بدترین ضربهها چه خواهد شد، خیلی بهتر ازینه که ندونیم بعد از وارد شدن بدترین بلاها به ما، چه خواهد شد. نمیتونی بین دانستن و ندانستن انتخاب کنی، که یک انتخاب ساده میبود. باید ندانستن مطلوب خودت رو انتخاب کنی. باید استراتژیای داشته باشی، که مجهولاتش مجهولات مطلوبت باشه.
دارم به کی میگم اینارو؟ به کسانی که فکر میکنند با پایین کشیدن کرکره مغازه اشرار فرار میکنند؟ اینکه نمیدونم قراره کی اینارو بخونه هم مجهول مطلوب منه.
«نمیشه که ما اینجا خون بدیم تهرانی یه روز هم مغازهش رو نبنده، تا کی فقط ما هزینه بدیم؟» سوال آدم جنگی نیست. سوال کسیه که فکر میکنه وسط فوتباله و وقتی بقیه پاسکاری نمیکنند نتیجه میگیره «حالا که اینطوره منم بازی نمیکنم». اگه استراتژی درست باشه، نباید اهمیت داد کی همراهی میکنه، و کی نمیکنه. چون هدف، پاسخ گرفتن از مردمی که عقبترند نیست. هدف ضربه به دشمنه. اما تیر خوردن در خیابان یک استراتژی درست نیست، چه در مهاباد و سقز انجام بشه چه در تهران و کرج؛ چون نسبت هزینه به ضربه، بالاست.
همه ندانستنها مثل هم نیستند. اینکه ندونی بلای بعدی که قراره سرت بیاد چیه، با اینکه ندونی بعد ازینکه هیولا رو فلج کردی چه خواهد شد، خیلی فرق داره. ما به هیچ شکلی نمیتونیم برای استراتژیمون قدمهای بعدی رو از قبل طراحی کنیم. اما اینکه ندونیم بعد از وارد کردن بدترین ضربهها چه خواهد شد، خیلی بهتر ازینه که ندونیم بعد از وارد شدن بدترین بلاها به ما، چه خواهد شد. نمیتونی بین دانستن و ندانستن انتخاب کنی، که یک انتخاب ساده میبود. باید ندانستن مطلوب خودت رو انتخاب کنی. باید استراتژیای داشته باشی، که مجهولاتش مجهولات مطلوبت باشه.
دارم به کی میگم اینارو؟ به کسانی که فکر میکنند با پایین کشیدن کرکره مغازه اشرار فرار میکنند؟ اینکه نمیدونم قراره کی اینارو بخونه هم مجهول مطلوب منه.
چیزهای زیادی برای شک و تردید وجود داره، ولی این جزء اونها نیست. صدتا تیمور و چنگیز دیگه هم حاکم ایران بشن، کرد دست از مقاومت برنمیداره. با وجود اسارت در دستان شقیترین افراد تاریخ، که اندفعه شیعه هستند، باز هم مثل همه دفعات قبلی زندانبانها دفن خواهند شد، و زندانی زنده خواهد ماند.
اما این نباید استراتژی موج انسانی رو توجیه کنه. در خاورمیانه استراتژی موج انسانی، جواب نمیده. چون طرف مقابل از کشتن خسته نخواهد شد. نباید منتظر مرگ تیمور شد. باید گورش رو کند. و کسانی میتونند این کار رو بکنند که افعی شده باشند. افعی شدن همان نترس شدن نیست. با زیرکانهترین حرکتها، فلج کردنه.
اما این نباید استراتژی موج انسانی رو توجیه کنه. در خاورمیانه استراتژی موج انسانی، جواب نمیده. چون طرف مقابل از کشتن خسته نخواهد شد. نباید منتظر مرگ تیمور شد. باید گورش رو کند. و کسانی میتونند این کار رو بکنند که افعی شده باشند. افعی شدن همان نترس شدن نیست. با زیرکانهترین حرکتها، فلج کردنه.
یادتونه میگفتن اینترنت باشه، پرسرعت باشه، بدون فیلتر هم باشه، آگاهی جامعه مثل موشک میره بالا؟
خب، چرت میگفتن. وسیله ارتباطی فقط وسیلهست. از دست دادن بکارت ذهنی، بضاعت نفسانی میخواد. الان اینترنت هست، کوهی از دیتا و محتوا هم هست، دسترسی به انواع روایتها هم وجود داره؛ اما هنوز مثل پک پلاستیکی که آب مرغ رو ریختن توش هستند (تو شرق آسیا ازین آمادههاش زیاد هست، و واقعا آب مرغه، طعمدهنده نیست). یه بار تو کارخونه پر شده، پک شده، و همیشه همون مزه رو میده.
خب، چرت میگفتن. وسیله ارتباطی فقط وسیلهست. از دست دادن بکارت ذهنی، بضاعت نفسانی میخواد. الان اینترنت هست، کوهی از دیتا و محتوا هم هست، دسترسی به انواع روایتها هم وجود داره؛ اما هنوز مثل پک پلاستیکی که آب مرغ رو ریختن توش هستند (تو شرق آسیا ازین آمادههاش زیاد هست، و واقعا آب مرغه، طعمدهنده نیست). یه بار تو کارخونه پر شده، پک شده، و همیشه همون مزه رو میده.
Anarchonomy
المپیاد تاریخ هم داریم؟ بهرحال من یه سوال براش طراحی میکنم، هروقت خواستن برگزار کنند: - چرا ارمنستان هیچوقت در طول تاریخ خود یاد نگرفت با کی متحد بشه بهتره؟
ارمنستان میتونست به قطعنامه حقوق بشری علیه اوباش شیعه رأی ممتنع بده، ولی رأی مخالف داد.
ارمنیهای تهران هرسال سر سالگرد نسلکشی ارامنه یه سری عکس سیاه سفید ازون زمان میچسبوندن به در و دیوار که یعنی نباید فراموش بشه و ترکها مسئولند و فلان. ازین به بعد یادمون میمونه که چی یادمون بمونه.
ارمنیهای تهران هرسال سر سالگرد نسلکشی ارامنه یه سری عکس سیاه سفید ازون زمان میچسبوندن به در و دیوار که یعنی نباید فراموش بشه و ترکها مسئولند و فلان. ازین به بعد یادمون میمونه که چی یادمون بمونه.