احسان‌نامه – Telegram
احسان‌نامه
7.93K subscribers
3.35K photos
558 videos
104 files
1.43K links
برگزیده‌ها، خوانده‌ها و نوشته‌های یک احسان رضایی. اینجا یادداشت‌ها، مقالات و داستان‌هایم را در معرض دل و دیده شما می‌گذارم، خبر کتاب‌ها و کارهایم را می‌دهم و از کتابهایی که خوانده‌ام می‌گویم، شاید قبول طبع مردم صاحب‌نظر شود
Download Telegram
🎯 آیا سلبریتی‌شدن نویسندگان ادبی را از اعتبار می‌اندازد؟
— مؤلف مرده است، اما نویسندگان ادبی نمی‌خواهند به این زودی‌ها بمیرند

📍نویسندگان ادبی، در ذهن عامۀ افراد، حکیمانی‌اند که دیگران از فهم آثارشان درمی‌مانند و دست تقدیر چنین حکم کرده که آن‌ها ماتم‌زده در اوج غربت و گمنامی بمیرند یا دست به خودکشی بزنند. هر کسی هم خارج از این قاعده باشد، اصولاً محکوم است به زردنویسی و عضویت در فرقۀ سلبریتی‌ها. اما زندگی نویسندگانِ فرهیخته نشان می‌دهد، گرچه آن‌ها شبانه‌روز با شهرتشان کلنجار می‌روند، نهایتاً اکثرشان از مقبولیت نزد تودۀ مردم بدشان نمی‌آید. آیا شهرت آن‌ها قلم ادبی‌شان را بی‌اعتبار می‌کند؟

🔖 ۲۱۰۰ کلمه
زمان مطالعه : ۱۳ دقيقه

📌 ادامۀ مطلب را در لینک زیر بخوانید:
https://tarjomaan.com/neveshtar/10075/

🔻خرید اشتراک چهار شمارۀ فصلنامۀ ترجمان

🔗 @tarjomaanweb
📚همه داستان‌های برگزیدۀ ۹۹
@ehsanname
فهرست داستان‌های برگزیدۀ جوایز ادبی به کار انتخاب کتاب می‌آید. طبیعتاً آثاری که برنده جوایز ادبی شناخته‌شده یا برگزیده چند جایزه هستند، اهمیت بیشتری دارند. برخی از جوایز ادبی که پارسال به دلیل کرونا برگزار نشد در سال جاری برگزیدگانشان رامعرفی کردند‌ و دیگر اینکه علاوه بر جوایز داخلی، امسال جایزۀ بین‌المللی هم داشتیم: جایزه شیخ حمد قطر.

راهنما:
📒برگزیده 📕تقدیری
ایثار: جشنواره کتاب ایثار و شهادت (سرخ‌نگاران)
بوشهر: اولین جایزه کتاب سال بوشهر
تاریخ: اولین جایزه کتاب تاریخ انقلاب اسلامی
جلال: ۱۳مین جایزه جلال آل‌احمد
حبیب: دوره‌های ۱۹و۲۰ جایزه شهید حبیب غنی‌پور
رشد: ۱۸مین جشنواره کتاب رشد
قطر: جایزه شیخ حمد ۲۰۲۰
قلم: ۱۸مین جشنواره قلم زرین
کتاب سال: ۳۸مین دوره کتاب سال جمهوری اسلامی ایران
لاک‌پشت: دوره‌های ۸و۹ نشان لاک‌پشت پرنده
محمود: سومین دوره‌ جایزه‌ احمد محمود
مهرگان: دورۀ مشترک ۱۹و۲۰ جایزه مهرگان ادب
نجفی: ۴مین جایزۀ ابوالحسن نجفی
واو: ۱۶مین جایزه رمان متفاوتِ واو
هفت اقلیم: ۹مین دوره جایزه هفت اقلیم
@ehsanname
⬅️رمان
آتون‌نامه (محمداسماعیل حاج علیان، سوره‌مهر) 📒قلم
اوراد نیمروز (منصور علیمرادی، نشر نیماژ) 📕جلال 📕کتاب سال
با اعمال شاقه (محمد حنیف، کتاب نیستان) 📒حبیب۲۰
باران تمشک (مصطفی فعله‌گری، سوره مهر)📒تاریخ
باغ استخوان‌های نمور (احمد آرام، نیماژ)📕بوشهر
پیاده (بلقیس سلیمانی، نشر چشمه)📕محمود
تراتوم (رویا دستغیب، نشر افق)📒واو
رویای آق‌تاریم (مصطفی جمشیدی، به‌نشر)📕تاریخ
ستاره‌ها هم می‌میرند (نرگس فرجاد امین، نیستان)📕حبیب۲۰
ط (زاهد بارخدا، نشر افراز)📕مهرگان
علویه نرگس (خدیجه بازوبند، نشر ستاره‌ها)📕ایثار
قوها انعکاس فیل‌ها (پیام ناصر، نشر مرکز)📒محمود 📒هفت اقلیم
کتاب خَم (علیرضا سیف‌الدینی، نیماژ)📒مهرگان📕هفت اقلیم
کوچ شامار (فرهاد حیدری گوران، نشر آگاه/بان)📕مهرگان
گزارش اندوه (محمود جوانبخت، نیستان)📕حبیب۱۹
مستوری (صادق کرمیار، نشر جمکران)📒ایثار
وضعیت تهی (امیررضا مافی، نیماژ)📕واو
هشتِ پیانیست (مهدی بهرامی، نیماژ)📕هفت اقلیم
@ehsanname
⬅️مجموعه داستان
آه ای مامان (احمد حسن‌زاده، نشر نون) 📒مهرگان
او (محمد کلباسی، چشمه)📕مهرگان
بوطیقای شیطان (علیرضا لبش، نشر هیلا)📕مهرگان
جغد برفی (فاطمه مهرخان سالار، مرکز)📒هفت اقلیم
متغیر منصور (یعقوب یادعلی، چشمه) 📒محمود
@ehsanname
⬅️رمان نوجوان
پاییز مزه‌ خرمالو می‌دهد (زهرا حیدری، نشر قدیانی)📕رشد 📒تاریخ
پل جغاتو (مجید محبوبی ، به‌نشر) 📒ایثار
تاریخ با طعم ذغال اخته (یوسف قوجق، سوره مهر) 📒قلم
تپش (رفیع افتخار، کانون پرورش فکری)📕ایثار
خواب پلنگ (هادی حکیمیان، شهرستان ادب)📕حبیب۱۹
دارم می‌رسم جان‌جان (مهدی کُرد فیروزجایی، شهرستان ادب) 📕حبیب۲۰
دروازه مردگان۱: قبرستان عمودی (حمیدرضا شاه‌آبادی، نشر افق) 📕لاک‌پشت۸
رویای بعدازظهر (نیلوفر مالک، سوره مهر)📕تاریخ
سبز، سرخ و سفید (حسین شکربیگی، انتشارات سوره‌های عشق) 📒ایثار
طعم سیب زرد (ناصر یوسفی، نشر پیدایش)📒رشد 📕کتاب سال
طوقی (محمدرضا آریان‌فر، سوره مهر) 📕حبیب ۲۰
عکس یادگاری بگیریم (محمدرضا یوسفی، کانون پرورش فکری)📕کتاب سال
گفتگوی جادوگر بزرگ با ملکۀ جزیرۀ رنگها (جمشید خانیان، افق)📕لاک‌پشت۸
@ehsanname
⬅️داستان کودک
برادر مزاحم من (بابک صابری، نشر فاطمی)📕حبیب۲۰
تو یک جهانگردی (شهرزاد شهرجردی، فاطمی)📕کتاب سال
شکارگاه عجیب (سمیرا آرامی، انتشارات فنی ایران)📕لاک‌پشت۸
قطره‌های ریزریزو (کلر ژوبرت، انتشارات داستان جمعه) 📕حبیب۲۰
کفش‌های بافتنی (کلر ژوبرت، به‌نشر)📕حبیب ۱۹
من از دکمه می‌ترسم (هدی حدادی، نشر خانه ادبیات) 📒حبیب۱۹
نامه‌های گاندو: تمساحی از سیستان و بلوچستان (معصومه یزدانی، فنی ایران) 📒رشد
@ehsanname
⬅️داستان ترجمه
اجازه هست؟ (جان کلی، ترجمۀ رضی هیرمندی، انتشارات پرتقال)📕رشد
استاد پترزبورگ (جی.ام.کوتسی، ترجمۀ محمدرضا ترک‌تتاری، نشر ماهی) 📒نجفی
اعترافات یک دوست خیالی (میشل کیوواس، ترجمۀ زهرا چوپانکاره، کتاب چ)📗لاک‌پشت۹
تاجر برف (سام گیتون، ترجمۀ مینا قنواتی، نشر پریان)📕لاک‌پشت۹
دختری که می‌خواست کتاب‌ها را نجات دهد (کلاوس هاگروپ، ترجمۀ عطیه الحسینی، فاطمی) 📕کتاب سال
دروز بلگراد (ربیع جابر، ترجمه صادق دارابی، انتشارات پرسش) 📒قطر
شجاع مثل تو (جیسون رینولدز، ترجمۀ شقایق قندهاری، افق) 📕کتاب سال
فرانکشتاین در بغداد (احمد سعداوی، ترجمه امل نبهانی، نیماژ)📒قطر
گرگ ماسه‌ای (اُسا لیند، ترجمۀ نامدار ناصر قصری، پریان) 📒لاک‌پشت۹
من و ماروین گاردنز (ایمی ساریگ‌کینگ، ترجمۀ رضوان خرمیان، انتشارات داستان جمعه) 📕کتاب سال
وقت رفتن (یوزف وینکلر، ترجمۀ علی‌اصغر حداد، ماهی) 📒نجفی
@ehsanname
📗فهرست داستان‌های برگزیدۀ ۹۶ اینجا، برگزیدگان ۹۷ اینجا و برگزیدگان ۹۸ اینجا است.
📚رمان‌هایی که در ۱۴۰۰ می‌آیند
🔸خسرو باباخانی: یک رمان جدید (انتشارات کتابستان معرفت) که ماجرایش از قبل پیروزی انقلاب شروع می‌شود.
🔹ابراهیم حسن‌بیگی: رمان «وسوسه‌های ناتمام» (کتابستان معرفت) برای مخاطب نوجوان که داستان عاشورایی آن در بستر تاریخ روایت می‌شود.
🔸محمدرضا شرفی خبوشان: یک رمان نوجوان
🔹محمدحسن شهسواری: جلدهای ۴و۵ رمان «ایرانشهر» (انتشارات شهرستان ادب) که به روایت خرمشهر از روزهای نخست جنگ تا سقوط می‌پردازد.
🔸مجید قیصری: رمان «شیرنشو» (کتابستان معرفت) موضوع داستان به اواخر دوره جنگ برمی‌گردد و یک داستان عاشورایی است که در دل یک روستا می‌گذرد.
🔹نسیم مرعشی: دو رمان جدید (نشر چشمه)
@ehsanname
از گزارش روزنامه «فرهیختگان» دربارۀ کتابهایی که می‌آیند
احتمالاً خیلی‌ها الان دارند دستور پخت سبز‌پلو و ماهی را از روی «کتاب مستطاب آشپزی» می‌خوانند تا رسم آخر سال را به جا بیاورند. آقای نویسنده/مترجم اما با بهار قبلی رفت. استاد نجف دریابندری ۱۵ اردیبهشت ۹۹ درگذشت. روحش شاد @ehsanname
Forwarded from احسان‌نامه
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🌺 ز کوی یار می‌آید نسیم باغ نوروزی
از این باد ار مدد خواهی چراغ دل برافروزی
@ehsanname
حافظ ‌خوانیِ نوروزی زنده‌یاد خسرو شکیبایی. عید مبارک. امیدوارم سال نو شادتر از سال گذشته باشد 🙏
ghazal 454 Hafez
Ali Musavi Garmarudi
🌺 ز کوی یار می‌آید نسیم باغ نوروزی
از این باد ار مدد خواهی چراغ دل برافروزی
@ehsanname
🎧 غزل حافظ با صدا و اجرای #علی_موسوی_گرمارودی از کتاب صوتی «لسان الغیب»
Payam Nasim
Mohammad Reza Shajarian
🌺 ز کوی یار می‌آید نسیم باغ نوروزی
از این باد ار مدد خواهی چراغ دل برافروزی
@ehsanname
🎼 تصنیف «پیام نسیم» با صدای محمدرضا شجریان و آهنگسازی مجید درخشانی از آلبوم «مرغ خوش‌خوان»
Nasime Norouz - Zarbi, Bedaheh Dar Chahargah (Hafez)
Mohammad Motamedi
🌺 ز کوی یار می‌آید نسیم باغ نوروزی
از این باد ار مدد خواهی چراغ دل برافروزی
@ehsanname
🎼 تصنیف «نسیم نوروز»، ضربی‌خوانی بداهه در چهارگاه، آواز محمد معتمدی از آلبوم «صوفی»
Forwarded from احسان‌نامه
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🌺 ز کوی یار می‌آید نسیم باغ نوروزی
از این باد ار مدد خواهی چراغ دل برافروزی
@ehsanname
📹کنسرت استاد محمدرضا شجریان، با همراهی داریوش پیرنیاکان (تار و سه تار)، جمشید عندلیبی (نی) و مرتضی اعیان (تنبک)
❤️«إلی حبيبتي في رأس السنة»

أنقل حبي لك من عامٍ إلى عام
كما ينقل التلميذ فروضه المدرسية إلى دفترٍ جديد 
أنقل صوتك و رائحتك و رسائلك
و رقم هاتفك و صندوق بريدك 
و أعلقها في خزانة العام الجديد
و أمنحك تذكرة إقامة دائمة في قلبي.. 

#نزار_قبانی

❤️«به محبوبم؛ در آغاز سال»

دوست داشتنت را از سالی به سال دیگر می‌برم
همان‌طور که دانش‌آموزی مشق‌هایش را وارد دفتر جدید می‌کند
صدایت را [به سال جدید] می‌برم و عطرت را و نامه‌هایت را
و شماره تلفنت را و صندوق پستی‌ات را
و در گنجۀ سالِ نو آويزان‌شان می‌کنم
و اقامت دائمت می‌دهم در قلبم ...
@ehsanname
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔺آیا حاجی فیروز، سنتی نژادپرستانه است؟ استاد بهرام بیضایی معتقد است که چنین نیست. این سخنرانی بخشی از اجرای «تراب نامه» است در برنامه مطالعات ایران استنفورد، اسفند ۱۳۹۴ @ehsanname
نوروز زمان مقدس.pdf
416.4 KB
🔺مقاله «نوروز، زمان مقدس» از زنده‌یاد مهرداد بهار، منتشر در ماهنامه «چیستا» (فروردین ۱۳۶۲) که در آن توضیحات مفصلی دربارۀ جشن نوروز از دید اسطوره‌شناسی داده و ریشه‌های رسوم مختلف آن (مثل حاجی فیروز یا روز سیزده) را با این نگاه بررسی کرده است @ehsanname
🗓 طنزهای باستانی
@ehsanname
۵ فروردین، سالروز درگذشت دکتر محمدابراهیم باستانی پاریزی است. استاد تاریخ خوش‌سخنی که خیلی از ما خواندن تاریخ را با کتابهای او شروع کردیم و از قلم طناز و شیرین او لذت بردیم. اتفاقا پاریزی در سرودن شعر طنز هم دستی داشت و در دفتر اشعار او با عنوان «یاد و یادبود» بخشی زیادی از اشعار، طنزهایی است که ابتدا در هفته‌نامه «توفیق» منتشر می‌شد. (خود استاد در مصاحبه‌اش با «کیهان فرهنگی» دی ۱۳۶۶ تعریف کرده که حجم این دفتر در چاپهای متوالی کمتر و قیمتش بیشتر شده و "طی ۴۰، ۵۰ سال گذشته تنها پیشرفت و ترقی که در شعرم کرده‌ام، همان قیمت کتاب شعرم است"). برای یادکرد آن استاد بزرگ، چند نمونه از اشعار طنزش را بخوانید:
@ehsanname
آدمی را که بخت برگردد
اسبش اندر طویله خر گردد
گر عروسی کند به شهر زنان
شب اول عروس نر گردد

بتی ز مبحث فیزیک خواست تا گوید
لطیفۀ اتم و رادیوگرافی را
گشود تا دهن تنگ، گفتمش کافی‌ست
که من معاینه دیدم "اتم شکافی" را!

ای آن که ترا به اوستادی هنری است
شاگرد تو از علم و خرد بی‌خبری است
با این همه خود را ز تو اعلم شِمُرَد
شک نیست که شاگرد تو شاگردِ خری است!

بتا برف آمد و سرمای دی‌ماه
جهان را ناگهانی درهم افسرد
بلورین ساق را نیکو نگه دار
که بس مرمر در این سرما ترک خورد

در دفتر عشق بدگمانی نکنی
با فکر رقیب ما تبانی نکنی
آن دل که به دست تو سپردیم، دلا
زنهار که زود بایگانی نکنی
@ehsanname
Forwarded from احسان‌نامه
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📹 فاتحه خواندن استاد باستانی پاریزی، تاریخ‌نگار معروف برای ویکتور هوگو - بخشی از مستند «از پاریز تا پاریس» (سیدجواد میرهاشمی، ۱۳۹۳) @ehsanname
Forwarded from احسان‌نامه
🗓 روزی برای تالکین
@ehsanname
🔹برای فانتزی‌بازها، امروز یک روز عادی نیست بلکه سالگرد نبرد مقابل دروازۀ سیاه موردور است که حقۀ گندالف بود برای منحرف کردن ذهن دشمن تا فرودو بتواند حلقۀ قدرت یا همان «ارباب حلقه‌ها» را از بین ببرد و این‌طوری سائورون نابود شد (۲۵ مارس سال ۳۰۱۹ از دوران سوم). امروز «روز تالکین‌خوانی» نام‌گذاری شده. من هم برای ادای دین به تالکینِ بزرگ، مطلبی را که در معرفی سائورون در شماره ۱۵ مجله «کرگدن» داشتم اینجا می‌گذارم. مطلب به درد کسانی می‌خورد که قبلاً کتاب را نخوانده‌اند و می‌خواهند بدانند تالکین و «ارباب حلقه‌ها» از چی حرف می‌زنند؟
@ehsanname
✍️احسان رضایی: مثل همیشه کار، کار انگلیسی‌هاست و پلیدترین اهریمن تاریخ فانتزی را هم یک انگلیسی خلق کرده. انگلیسی‌جماعت خودشان زمانی برای نصف دنیا حکم هیولا را داشتند و مدام به توی شیشه کردن خون مستعمرات مشغول بودند و چه بسا به خاطر همین باشد که هیولای فرانکشتاین، کنت دراکولا، درندۀ باسکرویل، دکتر جکیلی که نصفه‌شبها تبدیل به مستر هاید می‌شد و روی سگش بالا می‌آمد، ... و بالاخره اسمشو نبر، یا اگر مرگخوار نیستید لرد ولدمورت، همگی مخلوق ذهن نویسندگان بریتانیایی است. اما سائورون از هرچی دیو و دد و غول و اهریمن و وسواس الخناس، ترسناکتر است. چون دوزار رحم و شفقت در کارش نیست و برخلاف باقی شیاطین که گاهی هم وسوسه و پیشنهادهای بیشرمانه می‌کنند، این بابا همه‌اش با توسری و کتک و رعب و وحشت، کارش را پیش می‌برد.
سائورون، در زبان اِلفی به معنای منفور است. اما او از اولش هم اینطوری نبود. برای خودش کسی بود و از دسته جادوگرهای درستکاری مثل گندالف به حساب می‌آمد و اسمش «مایرون» بود به معنای ستودنی؛ اما چه چاره با بخت گمراه. به قول شیخ سعدی «ظلم در جهان اول اندکی بوده است هر كه آمد برو مزیدی کرده تا بدین غايت رسید». قصه می‌گوید آن اول اول که غیر از خدا هیشکی نبود، خدا موجوداتی آفرید که ما بهشان می‌گوییم فرشته و در ارباب حلقه‌ها تالکین بهشان «والار» می‌گوید. قرار شد این والارها سرودی بخوانند تا از آن سرود، عالم هستی به وجود بیاید. یکی از والارها، به اسم مِلکور، موقع خواندن سرود به سرش زد که چرا فقط از روی این نُت که گفته‌اند بخواند، از خودش چیزهای اضافه و کم کرد. تالکین می‌گوید هرچه درد و رنج و تباهی از همین خارج خواندن ملکور بوجود آمد و نداشتن هارمونی یعنی شرارت و از اینجور حرفها که راست کار استاد الهی قمشه‌ای است. مِلکور به واسطۀ همین فضولی از درگاه رانده شد. آن سائورون که حرفش بود، گول همین ملکور را خورد و شد خدمتکارش و مثل پسر نوح، خاندان رسالتش گم شد. طرف که از اول جزو جادوگرها بود و یک چیزهایی خودش توی چنته داشت، یک چیزهای علیحده‌ای هم از این ملکور یاد گرفت و کم‌کم شد اوستای کار. عاقبت والارها دست به یکی کردند و ملکور را به خارج از مرزهای جهان تبعید کردند تا برای ابد سرگردان بماند. سائورون شد ارباب جدیدِ تاریکی. او استاد ایجاد توّهم و تغییر شکل بود. یکی دو بار خودش را با عنوان پیر خردمند به ملت معرفی کرد و حتی اعتماد بعضی‌ها را هم جلب کرد، تا حدی که آهنگران دنیای باستان حاضر شدند به سفارشش حلقه‌های قدرت را بسازند، ۹حلقه برای پادشاهان انسان‌ها، ۵حلقه برای دورف‌ها، چندتا برای این، چندتا برای آن، خود سائورون هم یک حلقه را برداشت و گفت این استرِ چموشِ لگدزن از آنِ من/ آن گربۀ مصاحبِ بابا از آن تو. نگو استاد داشته توی همین یک حلقه، همۀ سحر و افسون‌هایش را جاساز می‌کرده. با حلقۀ قدرت یا ارباب حلقه‌ها قدرتش را کامل کرد و جنگ راه انداخت. چندین جنگ بزرگ درگرفت تا عاقبت در یکی از جنگها، انگشتهای دست سائورون قطع شد و حلقه افتاد که خوب شد، اسباب خودبینی شکست. سائورون که تمام زورش در حلقه بود، تا مرز نابودی رفت. از سراپای وجودش یک دانه چشم باقی ماند که خدمتکارانش همان را حفظ کردند و بردند بالای برجی تا مثل برادر بزرگ همه جا را ببیند و همان‌جوری یک‌چشمی برای نیروهای شر پادشاهی کند. حالا چشم سائورون دنبال حلقه بود تا دوباره نیرویش را به دست بیاورد. داستان‌های «هابیت» و «ارباب حلقه‌ها» از اینجا به بعد است. در داستان موجودات و نژادهای مختلفی حضور دارند ولی دست بر قضا، فرودو که حلقه طی ماجراهایی به او رسیده، از ضعیف‌ترین‌هاست. سخت‌ترین کار هم به او سپرده می‌شود: بردن حلقه و اسباب قدرت دشمن به دل سرزمین‌های خود دشمن و نابود کردنش در آنجا، جایی که در آن ساخته شده. او در میان تعقیب و گریزهای نیروهای سائورون، بعدِ از سر گذران انبوهی از ماجراها، بالاخره موفق به انجام این کار سخت می‌شود. تالکین می‌گوید میزان قدرتِ دشمن اصلاً مهم نیست، اینکه آدم‌ها چقدر قوی یا ضعیف باشند هم مهم نیست، مهم فقط انتخاب‌های هر کس است. اینکه بخواهد با سائورون باشد، یا نباشد.
goo.gl/Z9Una1
🔻تصویری از سائورون در فیلم «هابیت۳»
Forwarded from آوای قلم
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🌸نوروز با کتاب
📚معرفی کتاب تاریخ بدن در ادبیات نوشته سید مهدی زرقانی از سوی احسان رضایی ؛ نویسنده و منتقد
اثر شایسته تقدیر سیزدهمین دوره جایزه ادبی جلال آل احمد در بخش نقد ادبی
@avayeqalam
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
▪️محمد ابوالحسنی، تهیه‌کننده و ایده‌پرداز مجموعه «دیرین دیرین» هم بر اثر کرونا درگذشت. روحش شاد که بارها ما را خنداند و در کارهایش، به کتاب و کتابخوانی هم توجه داشت @ehsanname
Forwarded from احسان‌نامه
در قسمت سوم سریال «سربداران» (محمدعلی نجفی، ۱۳۶۲) صحنه‌ای هست که بعد از به دار زدن پانزده نفر که خود را شبیه شیخ حسن جوری ساخته بودند، شیخ حسن (امین تارخ) و شاگردش، عزیزالدین مجدّی (بهروز بقایی) همراه پسربچه‌ای دارند از باشتین می‌روند. بر تپه‌ای در کنار مسیرشان، جماعتی با پرچم و طبل و نقاره و اسبی سفید ظاهر می‌شوند و آهنگی می‌نوازند که موسیقی تیتراژ خود سریال است. خواندن دیالوگهای این صحنه، در روز عید نیمه شعبان، لطف دیگری دارد. متنی که کیوان رهگذار نوشته و بنا به روایتی، محمود دولت‌آبادی دیالوگهای آن را بازنویسی کرده است:
@ehsanname
عزیزالدین: ای شیخ روی تپه به شرق نگاه کن. داستان چیست؟
شیخ حسن: روستاییان اطراف شهر هستند.
عزیزالدین: آن اسب سفید چیست؟
شیخ حسن: هر بامداد ایشان بالای تپه می‌آیند.
عزیزالدین: آن اسب را هر روز می‌آورند؟
شیخ حسن: آری، و هر طلوع بازمی‌گردند.
پسر: برای چه؟ برای که؟
شیخ حسن: کسی قرار است که بیاید.
پسر: آن چه کسی است که قرار است این بامداد بیاید؟
شیخ حسن: هر بامداد قرار است بیاید.
پسر: و نمی‌آید؟
شیخ حسن: می‌آید برادر، می‌آید.
پسر: آن چه کسی است؟
شیخ حسن: آن عدل است، داد است، محو ظلم است، بهروزی است، نیکبختی است، پاکی است، سپاه روشنایی است، ... چه بگویم؟ از کلمات و کلام بالاتر است... مهدی است. ... برویم برادر.
پسر: ای شیخ، آیا بقیه راه را تا آخر می‌دانید؟
عزیزالدین: اگر انسان راه را تا آخر می‌دانست، هرگز به راه نمی‌افتاد.
bit.ly/2KtoLkF
🔺قصه‌ها از کجا می‌آیند؟ خبری که در ابتدای ماه مارس منتشر شد، پایین رفتن سطح آب دریای خزر در شهر دربندِ داغستان و آشکارشدن بخشی از ساختار دژهای باستانی دربند بود. (+) قلعۀ دربند یا نارین‌قلعه که از آثار جهانی یونسکو هم هست در زمان انوشیروان ساسانی برای جلوگیری از ورود اقوام مهاجم شمالی ساخته شد. (+) این دژ بخشی از دیوار دفاعی ساسانیان است. دیواری با ۷ متر پهنا و ۲۲ متر ارتفاع که بقایایش تا منطقه آلاگ ایر (به معنای ایران بالا) در جمهوری اوستیا-آلانیا روسیه هم دیده می‌شود. (+) بعدها که افسانه‌های مربوط به اسکندر مقدونی با آیات ذوالقرنین ترکیب شد، از جمله ساخت این دیوار علیه قوم یأجوج و مأجوج هم به اسکندر منسوب شد و بعدتر، ساخت سد اسکندر به نیروی ماورایی دیوها و اجنه نسبت داده شد. احتمالاً ایدۀ دیوار شمال در رمان معروف «بازی تاج و تخت» هم از همین دیوار باستانی گرفته شده. ایدۀ زمستان طولانی هم از اتفاقی واقعی و سرمای طولانی ناشی از یک بارش شهابی در زمان انوشیروان آمده است. (+) @ehsanname