📊 یک کتاب چقدر پول میخواهد؟ آمارها نشان میدهد متوسط قیمت یک کتاب چاپ امسال، ۶۰هزار و ۵۴۵ تومان است. طبیعتاً کتابهای چاپ سالهای قبل ارزانتر هستند (طبق تصویر بالا). ولی افزایش قیمت کتاب امسال بیشتر از هر سال دیگری بوده (۴۴.۸ درصد نسبت به پارسال). در حال حاضر متوسط قیمت تمامشدۀ هر یک صفحه کتاب ۳۹۴ تومان است. یعنی یک رمان دویست صفحهای، حدود ۷۹هزار تومان درمیآید. (همۀ اعداد و آمارها از گزارش ایبنا.) رقم میانگین قیمت هر صفحه البته در کتابهای هنری و کتاب کودک بیشتر میشود، قطع جیبی و پالتویی کمی ارزانتر هستند که این اختلاف را مخصوصاً در تعداد صفحات بالا نشان میدهند. هرچه نوبت چاپ پایینتر باشد، کتاب ارزانتر است. جلد سخت (گالینگور) به جای جلدهای ساده مقوایی (شمیز) هم یکتنه قیمت را چندهزار تومانی بیشتر میکند @ehsanname
▪️ خانم آلما مایکیال، بعد از شصت سال زندگی مشترک با استاد هوشنگ ابتهاج #سایه (در ۱۳۳۷ ازدواج کرده بودند) درگذشت. (+) سایه برای همسرش اشعار متعددی دارد، از جمله غزلی است که در ایام محبس برای او سروده: «هوای روی تو دارم نمیگذارندم/ مگر به کوی تو این ابرها ببارندم/ مرا که مست توام این خمار خواهد کشت/ نگاه کن که به دست که میسپارندم ...» در بزرگداشت این بانوی گرامی، چند اجرای متفاوت از این غزل پراحساس را بشنویم @ehsanname
Ganj-e Gom Shode
Saye
🎧غزل «هوای روی تو دارم نمیگذارندم ...» شعر و صدای هوشنگ ابتهاج #سایه (از آلبوم «هنر گام زمان» ۸۹) @ehsanname
Ganje Gomshodeh
Mohammad Motamedi
🎼 قطعه «گنچ گمشده» با صدای محمد معتمدی و تار علی قمصری، با شعر هوشنگ ابتهاج #سایه (از آلبوم «عبور» ۹۴) @ehsanname
Havaye Ruye To Daram
Salar Aghili
🎼 قطعه «هوای روی تو دارم» با صدای سالار عقیلی و آهنگ مازیار شاهی، با شعر هوشنگ ابتهاج #سایه (از آلبوم «قافلهسالار عشق» ۹۵) @ehsanname
Door Dastan
Omid Nemati
🎼 قطعه «دوردستان» با صدای امید نعمتی و آهنگ صادق تسبیحی، با شعر هوشنگ ابتهاج #سایه (از آلبوم حرمان» ۹۶) @ehsanname
Havaye Zemzemehayet
Homayoun Shajarian
🎼 قطعه «هوای زمزمههایت» با صدای همایون شجریان و آهنگ غلامرضا صادقی، با شعر #حسین_منزوی و هوشنگ ابتهاج #سایه (از سریال «میخواهم زنده بمانم» ۹۹) @ehsanname
➖احسان رضایی: در دورانهای سخت و بیثبات کمتر جایی به اندازۀ یک کتاب آرامشبخش است، اما گاهی هم هست که بیثباتی گریبان خود کتابها را هم میگیرد. خبر تعطیلی کتابفروشی نشر مروارید، یک نمونه از این اتفاقات است. کتابفروشی مروارید، از سال ۱۳۴۱ در روبروی دانشگاه تهران فعال بوده و یکی از قدیمیترین کتابفروشیهای این راسته به حساب میآمد. زمانی این فروشگاه محل رفت و آمد بسیاری از بزرگترین نویسندگان ایران بود و چهرههایی چون فروغ فرخزاد و بهرام بیضایی و عمران صلاحی و محمد حقوقی و قیصر امینپور و ... برای چاپ کتابشان به آنجا مراجعه میکردند. اما هم فعالیت این نشر در سالیان اخیر کمفروغتر از قبل شد و عمدتاً با بازچاپ کتابهای پرخواننده و خواهان دهههای قبلی به کارش ادامه داد و هم اینکه فروشگاهداری هم برای آنها سخت شده و حالا میخواهند کتابفروشی را تعطیل کنند. خبری تلخ برای همۀ دوستداران کتاب و ادبیات. این درست که نسل جدید کتابفروشیها، آنهایی که امکان مطالعه و وقتگذارنی خریدار در محل را هم دارند، شکل سنتی فروش کتاب را متحول کرده و فروشگاههایی که خودشان را با این روش و نیز ابزارهای اینترنتی و دیجیتال مطابقت ندهند، محکوم به شکست هستند، اما باز هم تعطیلی هر یک کتابفروشی خبری تلخ است، چه رسد به کتابفروشیهایی که نماد و تاریخچۀ نشر هستند. (قبلاً کتابفروشی طهوری هم در همین راستۀ انقلاب تعطیل شده بود.) طبق آمار وزارت ارشاد ۶هزار کتابفروشی در سطح کشور داریم. نیمی از آنها را لوازمالتحریرفروشیها تشکیل میدهد. هزار کتابفروشی هم داریم که کتاب درسی و کمکدرسی میفروشند، میماند فقط ۲۰۰۰ کتابفروشی که از این تعداد، هزار و ۴۰۰ کتابفروشی در تهران و ۶۰۰ کتابفروشی در شهرستان داریم. برای مقایسه، کافی است بدانیم ژاپن با جمعیتی تقریباً یک و نیم برابر ما (۱۲۵میلیون نفر)، ۱۴هزار و ۷۰۰ کتابفروشی دارد. از طرف دیگر، وضعیت نشر و ناشران در کشور ما دقیقاً برعکس این آمارهاست. طبق آمارهای خانه کتاب، در دو سال ۹۸ و ۹۹ مجموع کتابهای منتشرشده هر سال را ۵۵۰۰ ناشر منتشر کرده بودند. باز با ژاپن اگر مقایسه کنیم، تعداد ناشران ژاپنی ۳۴۸۹ ناشر است. ماجرا ساده است، ما بیشتر از کتابفروشی، ناشر داریم. بسیاری از کتابفروشیهای موجود هم در معرض خطر تعطیلی قرار دارند. شاهدش هم تعطیلی یکی از قدیمیترین کتابفروشیهای راسته انقلاب بعد از شش دهه فعالیت. به نظر میرسد سیاستگذاران و مسئولان فرهنگی کشور، باید بیشتز از اعداد نشر، بر گسترش کتابفروشیها و تقویت و توانمندسازی آنها بیشتر توجه کنند. کتابفروشیها حالشان خوب نیست.
@ehsanname
📌این یادداشت در روزنامه «آرمان» (یکشنبه ۲۲ اسفند) منتشر شده است
@ehsanname
📌این یادداشت در روزنامه «آرمان» (یکشنبه ۲۲ اسفند) منتشر شده است
📚همه داستانهای برگزیدۀ ۱۴۰۰
@ehsanname
امسال هم جوایز ادبی متعددی برگزار شد و عجیب اینکه هیچ دو جایزهای، برگزیدۀ مشترک نداشتند. البته برخی از جوایز ادبی (مثل هفت اقلیم و واو) به خاطر وقفه کرونا برگزیدگانشان از میان کتابهای پیارسال(۹۸) و باقی جوایز از میان آثار منتشر در سال ۹۹ انتخاب کردند. به هر حال این شما و این هم فهرست همۀ برگزیدگان حوایز ادبی و کتابی امسال.
@ehsanname
راهنما:
📒برگزیده 📗تقدیر 📕سایر برگزیدگان (انتخاب خوانندگان، تقدیر ویژه، و ...)
اندرزگو: دومین دورۀ جایزۀ شهید اندرزگو
جلال: ۱۴مین دوره جایزه ادبی جلال آلاحمد
جوان: دوره دوم کتاب سال جوانان
حبیب: دوره ۲۱ جایزه شهید حبیب غنیپور
دینی: اولین جشنواره کتاب سال دینی کودک و نوجوان
رشد: ۱۹مین جشنواره کتاب رشد
عاشورا: نخستین دورۀ دوسالانۀ «کتاب عاشورا»
عبداللهی: نخستین دوره جایزۀ اصغر عبداللهی
قلم: ۱۹مین جشنواره قلم زرین
کتاب سال: ۳۹مین دوره کتاب سال جمهوری اسلامی ایران
لاکپشت: ۱۰مین دورۀ اهدای نشان لاکپشت پرنده
لیلی: سومین دوره جایزۀ رمانهای عاشقانه لیلی
نجفی: ۵مین دوره جایزه ابوالحسن نجفی
واو: ۱۷مین دوره جایزه ادبی واو
هفت اقلیم: ۱۰مین جایزه ادبی هفت اقلیم
@ehsanname
🔹رمان
باد نوبان (جمشید ملکپور، نشر ثالث)📒عبداللهی
بانو گوزن (مریم حسینیان، نشر چشمه)📗عبداللهی
بُر شکن (حمید علیدوستی شهرکی، سوره مهر) 📒قلم
بوی مار (منیرالدین بیروتی، نشر نیماژ)📗عبداللهی
بینام پدر (سیدمیثم موسویان، انتشارات جمکران) 📒قلم📗جلال
پرده آهنین (علی شروقی، نشر ثالث)📒هفت اقلیم
تردستی (الناز محمدی، نشر برکه خورشید)📕لیلی
تشریف (علیاصغر عزتیپاک، شهرستان ادب) 📒اندرزگو
چهارده سالگی بر برف (حسین آتشپرور، نشر جغد) 📗واو
دیوار ۱۳۵۸ (سید امیرحسین قاضی میرسعید، کتابستان معرفت) 📒جوان
روز دیگر شورا (فریبا وفی، نشر مرکز)📗هفت اقلیم
سنگ (قدسیه پائینی، نشر اسم) 📒عاشورا
صنم (ملیحه ذوالفقاریان، انتشارات سروش) 📒حبیب
طبقه منفی دو (فاطمه جعفریان، نشر ثالث)📗هفت اقلیم
کلاف (فرزانه صفاییفرد، نشر شقایق)📗لیلی
ماتیخان (عبدالرحمن اونق، سوره مهر) 📒اندرزگو
ماه غمگین ماه سرخ (رضا جولایی، نشر چشمه) 📗جلال
مرد کبود (پیام عزیزی، نشر نیماژ) 📒واو
ملکه بامیان (معصومه حلیمی، کتابستان معرفت)📕جوان
نتهای چوب (بیتا نگهبان، نشر برکه خورشید)📒لیلی
هر شب بیداری (نگار موقر مقدم، نشر صاد) 📗جوان
@ehsanname
🔹مجموعه داستان
اتللوی تابستانی (نسیبه فضلاللهی، نشر ثالث)📗عبداللهی
در هم زمانی (آصف بارزی، حکمت کلمه) 📕جوان
ساعت دَنگی (محمداسماعیل حاجیعلیان، سوره مهر) 📗جلال
ساکن خانه دیگران (محمدرضا زمانی، نشر ثالث)📒هفت اقلیم
شب در از ما بهترانیه (حمیدرضا نجفی، نشر چشمه)📒عبداللهی
فلامینگوهای بختگان (علی صالحیبافقی، نشر مرکز)📗هفت اقلیم
قدیس دیوانه (احمدرضا امیریسامانی، نشر صاد)📗جلال
گربهها تصمیم نمیگیرند (ناتاشا امیری، نشر ثالث)📗عبداللهی
هاملت در نمنم باران (اصغر عبداللهی، نشر چشمه)📕جلال
@ehsanname
🔹داستان نوجوان
آتیشپاره (فاطمه بختیاری، کتاب جمکران)📗حبیب
تونل سوم (فاطمه الیاسی، نشر شهید کاظمی) 📒اندرزگو
جنهای برج کبوترخانه (منصور علیمرادی، نشر داستان جمعه)📗رشد
راز آن بوی شگفت (فریبا کلهر، به نشر)📒دینی
رد انگشتهای اصلی (حسین قربانزاده، سوره مهر) 📒اندرزگو
ستاره من (چهل قصه از زندگی امام رضا ع) (ناصر نادری، بهنشر) 📗دینی
غایب (حسن بیانلو، سوره مهر)📒دینی
[کمیک] مرز (صدف فقیهی، انتشارات پینما) 📒جوان
ماهک و پارچهبافهای کلینجا ملینجا (اعظم سبحانیان، بهنشر)📗کتاب سال
یولبارس و شهر زیرزمینی (عبدالرحمان اونق، نشر پیدایش)📒قلم
@ehsanname
🔹داستان کودک
برادر مزاحم من (بابک صابری، نشر فاطمی) 📒رشد
راز دانه کوچولو (راضیه خادمالحسینی، دفتر نشر فرهنگ اسلامی) 📒قلم
قطرههای ریز ریزو (کلر ژوبرت ، نشر داستان جمعه) 📒دینی
نامههای موش بیسواد (سپیده خلیلی، انتشارات مدرسه)📗حبیب
@ehsanname
🔹داستان ترجمه
برش (مارک ریون هیل، ترجمۀ حمید دشتی، نشر کرگدن) 📗جوان
بیداری (کیت شوپن، ترجمۀ فرزانه دوستی، نشر بیدگل)📒نجفی
چرا ما خارج از شهر زندگی میکنیم؟ (پتر اشتام، ترجمۀ گیتا رسولی، نشر افق)📒لاکپشت
خانم فریزبی (رابرت سی. اوبراین، ترجمۀ پرستو پور گیلانی، نشر پیدایش)📒جوان
درخت آرزوها (کاترین اپلگیت، ترجمۀ بهار علیزاده صبور، کانون پرورش) 📗لاکپشت
شاگرد ته کلاس (آنجالی رئوف، ترجمۀ شهره نورصالحی، پیدایش)📗کتاب سال
کجا خرس؟ (سوفی هن، ترجمۀ رضی هیرمندی، نشر ماهک)📗رشد
فروپاشی (نگهبانان گاهول - جلد۵) (کاترین لسکی، ترجمۀ بهنام حاجیزاده، نشر هوپا) 📒جوان
ه ه ح ه (لوران بینه، ترجمۀ احمد پرهیزی، نشر ماهی)📒نجفی
@ehsanname
🔺فهرست داستانهای برگزیدۀ ۹۶ اینجا، برگزیدگان ۹۷ اینجا، برگزیدگان ۹۸ اینجا و برگزیدگان ۹۹ اینجا است.
@ehsanname
امسال هم جوایز ادبی متعددی برگزار شد و عجیب اینکه هیچ دو جایزهای، برگزیدۀ مشترک نداشتند. البته برخی از جوایز ادبی (مثل هفت اقلیم و واو) به خاطر وقفه کرونا برگزیدگانشان از میان کتابهای پیارسال(۹۸) و باقی جوایز از میان آثار منتشر در سال ۹۹ انتخاب کردند. به هر حال این شما و این هم فهرست همۀ برگزیدگان حوایز ادبی و کتابی امسال.
@ehsanname
راهنما:
📒برگزیده 📗تقدیر 📕سایر برگزیدگان (انتخاب خوانندگان، تقدیر ویژه، و ...)
اندرزگو: دومین دورۀ جایزۀ شهید اندرزگو
جلال: ۱۴مین دوره جایزه ادبی جلال آلاحمد
جوان: دوره دوم کتاب سال جوانان
حبیب: دوره ۲۱ جایزه شهید حبیب غنیپور
دینی: اولین جشنواره کتاب سال دینی کودک و نوجوان
رشد: ۱۹مین جشنواره کتاب رشد
عاشورا: نخستین دورۀ دوسالانۀ «کتاب عاشورا»
عبداللهی: نخستین دوره جایزۀ اصغر عبداللهی
قلم: ۱۹مین جشنواره قلم زرین
کتاب سال: ۳۹مین دوره کتاب سال جمهوری اسلامی ایران
لاکپشت: ۱۰مین دورۀ اهدای نشان لاکپشت پرنده
لیلی: سومین دوره جایزۀ رمانهای عاشقانه لیلی
نجفی: ۵مین دوره جایزه ابوالحسن نجفی
واو: ۱۷مین دوره جایزه ادبی واو
هفت اقلیم: ۱۰مین جایزه ادبی هفت اقلیم
@ehsanname
🔹رمان
باد نوبان (جمشید ملکپور، نشر ثالث)📒عبداللهی
بانو گوزن (مریم حسینیان، نشر چشمه)📗عبداللهی
بُر شکن (حمید علیدوستی شهرکی، سوره مهر) 📒قلم
بوی مار (منیرالدین بیروتی، نشر نیماژ)📗عبداللهی
بینام پدر (سیدمیثم موسویان، انتشارات جمکران) 📒قلم📗جلال
پرده آهنین (علی شروقی، نشر ثالث)📒هفت اقلیم
تردستی (الناز محمدی، نشر برکه خورشید)📕لیلی
تشریف (علیاصغر عزتیپاک، شهرستان ادب) 📒اندرزگو
چهارده سالگی بر برف (حسین آتشپرور، نشر جغد) 📗واو
دیوار ۱۳۵۸ (سید امیرحسین قاضی میرسعید، کتابستان معرفت) 📒جوان
روز دیگر شورا (فریبا وفی، نشر مرکز)📗هفت اقلیم
سنگ (قدسیه پائینی، نشر اسم) 📒عاشورا
صنم (ملیحه ذوالفقاریان، انتشارات سروش) 📒حبیب
طبقه منفی دو (فاطمه جعفریان، نشر ثالث)📗هفت اقلیم
کلاف (فرزانه صفاییفرد، نشر شقایق)📗لیلی
ماتیخان (عبدالرحمن اونق، سوره مهر) 📒اندرزگو
ماه غمگین ماه سرخ (رضا جولایی، نشر چشمه) 📗جلال
مرد کبود (پیام عزیزی، نشر نیماژ) 📒واو
ملکه بامیان (معصومه حلیمی، کتابستان معرفت)📕جوان
نتهای چوب (بیتا نگهبان، نشر برکه خورشید)📒لیلی
هر شب بیداری (نگار موقر مقدم، نشر صاد) 📗جوان
@ehsanname
🔹مجموعه داستان
اتللوی تابستانی (نسیبه فضلاللهی، نشر ثالث)📗عبداللهی
در هم زمانی (آصف بارزی، حکمت کلمه) 📕جوان
ساعت دَنگی (محمداسماعیل حاجیعلیان، سوره مهر) 📗جلال
ساکن خانه دیگران (محمدرضا زمانی، نشر ثالث)📒هفت اقلیم
شب در از ما بهترانیه (حمیدرضا نجفی، نشر چشمه)📒عبداللهی
فلامینگوهای بختگان (علی صالحیبافقی، نشر مرکز)📗هفت اقلیم
قدیس دیوانه (احمدرضا امیریسامانی، نشر صاد)📗جلال
گربهها تصمیم نمیگیرند (ناتاشا امیری، نشر ثالث)📗عبداللهی
هاملت در نمنم باران (اصغر عبداللهی، نشر چشمه)📕جلال
@ehsanname
🔹داستان نوجوان
آتیشپاره (فاطمه بختیاری، کتاب جمکران)📗حبیب
تونل سوم (فاطمه الیاسی، نشر شهید کاظمی) 📒اندرزگو
جنهای برج کبوترخانه (منصور علیمرادی، نشر داستان جمعه)📗رشد
راز آن بوی شگفت (فریبا کلهر، به نشر)📒دینی
رد انگشتهای اصلی (حسین قربانزاده، سوره مهر) 📒اندرزگو
ستاره من (چهل قصه از زندگی امام رضا ع) (ناصر نادری، بهنشر) 📗دینی
غایب (حسن بیانلو، سوره مهر)📒دینی
[کمیک] مرز (صدف فقیهی، انتشارات پینما) 📒جوان
ماهک و پارچهبافهای کلینجا ملینجا (اعظم سبحانیان، بهنشر)📗کتاب سال
یولبارس و شهر زیرزمینی (عبدالرحمان اونق، نشر پیدایش)📒قلم
@ehsanname
🔹داستان کودک
برادر مزاحم من (بابک صابری، نشر فاطمی) 📒رشد
راز دانه کوچولو (راضیه خادمالحسینی، دفتر نشر فرهنگ اسلامی) 📒قلم
قطرههای ریز ریزو (کلر ژوبرت ، نشر داستان جمعه) 📒دینی
نامههای موش بیسواد (سپیده خلیلی، انتشارات مدرسه)📗حبیب
@ehsanname
🔹داستان ترجمه
برش (مارک ریون هیل، ترجمۀ حمید دشتی، نشر کرگدن) 📗جوان
بیداری (کیت شوپن، ترجمۀ فرزانه دوستی، نشر بیدگل)📒نجفی
چرا ما خارج از شهر زندگی میکنیم؟ (پتر اشتام، ترجمۀ گیتا رسولی، نشر افق)📒لاکپشت
خانم فریزبی (رابرت سی. اوبراین، ترجمۀ پرستو پور گیلانی، نشر پیدایش)📒جوان
درخت آرزوها (کاترین اپلگیت، ترجمۀ بهار علیزاده صبور، کانون پرورش) 📗لاکپشت
شاگرد ته کلاس (آنجالی رئوف، ترجمۀ شهره نورصالحی، پیدایش)📗کتاب سال
کجا خرس؟ (سوفی هن، ترجمۀ رضی هیرمندی، نشر ماهک)📗رشد
فروپاشی (نگهبانان گاهول - جلد۵) (کاترین لسکی، ترجمۀ بهنام حاجیزاده، نشر هوپا) 📒جوان
ه ه ح ه (لوران بینه، ترجمۀ احمد پرهیزی، نشر ماهی)📒نجفی
@ehsanname
🔺فهرست داستانهای برگزیدۀ ۹۶ اینجا، برگزیدگان ۹۷ اینجا، برگزیدگان ۹۸ اینجا و برگزیدگان ۹۹ اینجا است.
Forwarded from مجله الکترونیک واو
📝 سر زدن به خانه پدری
🖌#احسان_رضایی درباره اینکه چطور سراغ متون کهن برویم، نوشت:
🔹قدم اول در خواندن هر شعر یا متن کلاسیک دیگری، این نکته ساده و بدیهی است که نباید به بهانه نفهمیدن یکی دوتا لغت، کار خواندن را نصفه بگذاریم و پا بشویم برویم دنبال کتاب لغت یا هر چیز دیگری. مگر شما وقتی یک فیلم زبان اصلی میبینید، مدام نمایش را متوقف میکنید تا معنی تکتک کلمات را از دیکشنری پیدا کنید؟ معلوم است که این کار را نمیکنید. چون که در جریان کل اثر قرار گرفتن، ندانستن معنی چند لغت را از بین میبرد و شما با توجه به بقیه ماجرا، جاهای خالی را خود به خود حدس میزنید.
🔹برخلاف تصور بعضیها، فهرست متون کهن خواندنی، بیشتر از اندازه بزرگ و پر و پیمان است و انتخاب از بین آن همه متن ادبی خوب و خواندنی، خودش به تنهایی میتواند یک پروژه باشد. اولین مشکل، حجم و قطر این دست کتابهاست که همان اول میتواند خواننده را فراری بدهد. اما این مشکل سادهترین قسمت ماجراست.
#قرن_نو
🔺متن کامل این روایت را از اینجا بخوانید.
🖌#احسان_رضایی درباره اینکه چطور سراغ متون کهن برویم، نوشت:
🔹قدم اول در خواندن هر شعر یا متن کلاسیک دیگری، این نکته ساده و بدیهی است که نباید به بهانه نفهمیدن یکی دوتا لغت، کار خواندن را نصفه بگذاریم و پا بشویم برویم دنبال کتاب لغت یا هر چیز دیگری. مگر شما وقتی یک فیلم زبان اصلی میبینید، مدام نمایش را متوقف میکنید تا معنی تکتک کلمات را از دیکشنری پیدا کنید؟ معلوم است که این کار را نمیکنید. چون که در جریان کل اثر قرار گرفتن، ندانستن معنی چند لغت را از بین میبرد و شما با توجه به بقیه ماجرا، جاهای خالی را خود به خود حدس میزنید.
🔹برخلاف تصور بعضیها، فهرست متون کهن خواندنی، بیشتر از اندازه بزرگ و پر و پیمان است و انتخاب از بین آن همه متن ادبی خوب و خواندنی، خودش به تنهایی میتواند یک پروژه باشد. اولین مشکل، حجم و قطر این دست کتابهاست که همان اول میتواند خواننده را فراری بدهد. اما این مشکل سادهترین قسمت ماجراست.
#قرن_نو
🔺متن کامل این روایت را از اینجا بخوانید.
🔹یکی از دوستان توی گروه نوشته بود: «اینقدر قرن جدید را به هم تبریک نگید، همهمون توی این قرن میمیریم» و چندتایی شکلک و صورتک خندان هم ضمیمهاش کرده بود که به نظرم ضرورتی نداشت. در این حرف حقیقتی است. از همه کسانی که صد سالی پیش، در ۱۳۰۱ به دنیا آمدند فقط چند نفر به سال تحویل امسال رسیدهاند. اتفاقاً سال آغازین قرنی که گذشت هم خالی از شباهت به امسال نیست. ۱۳۰۱ هم بعد از یک همهگیری (آنفلوانزای اسپانیایی پایان جنگ جهانی اول) آمده بود، جهان حوادث و تحولات بسیار در پیش داشت، اوضاع ایران هم چندان به سامان نبود و کابینهها یکی بعد از دیگری سقوط میکردند. آن سال هم روزگار غریبی بود نازنین. وسط همین سال دلمرده اما شاعر جوانی هم بود که برای خودش داشت شیوههای جدید را مشق میکرد. دیماه ۱۳۰۱ منظومهای با عنوان «افسانه» منتشر شد که بعدها معلوم شد حادثهای تعیینکننده در تاریخ ادبیات ما بوده است. منظومهای متفاوت از نیمای اهل یوش، که شعر فارسی را به راه دیگر انداخت. این، از آن قصههای الهامبخش است. شاعری بیست و چندساله را در نظر بگیرید که تازه از «سال وبایی» جان به در برده، تجربه عاشقانه ناکامی داشته، قهرمانش (میرزا کوچک خان) را کشتهاند، ... و لابد دوست یا آشنایی هم داشته که در ابتدای سال یادآورش شود قرن پیشرو قاتلش خواهد بود. بعد به همه اینها اضافه کنید که جوان شاعر، طبعی بسیار حساس و ظریف هم داشته است (این را از دفتر یادداشتهای روزانهاش میشود فهمید که حتی از چیزهای کوچک هم آزرده میشده). قسمت الهامبخش داستان همینجاست: جایی که آن رنج عظیم به کلماتی جادویی تبدیل میشوند که بعد از صد سال، هنوز خون تازه دارند: «ای فسانه، فسانه، فسانه!/ ای خدنگِ ترا من نشانه!/ ای علاج دل، ای داروی درد/ همرهِ گریههای شبانه/ با منِ سوخته در چه کاری؟ ...»
➖احسان رضایی
@ehsanname
➖احسان رضایی
@ehsanname
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
▪️رضا براهنی هم درگذشت. براهنی (۲۱ آذر ۱۳۱۴ – ۵ فروردین ۱۴۰۱) شاعر، داستاننویس، منتقد، و از چهرههای جهانی ادبیات معاصر ما بود و «شتاب کرد که آفتاب بیاید ...» او در تورنتوی کانادا اقامت داشت و در سالهای اخیر به آلزایمر مبتلا بود. (روایت دردناکی از آلزایمر او را پسرش، اکتای براهنی نوشته است: اینجا) تصویر بخشی از مستند «کیمیا و خاک» ساختۀ ارسلان براهنی است @ehsanname
که آفتاب بیاید، نیامد
رضا براهنی
🎧«که آفتاب بیاید، نیامد» شعری از #رضا_براهنی با صدای شاعر @ehsanname
📚 در خدمت و خیانت کتابهای خودیاری
@ehsanname
کتابهای موفقیت و خودیاری، سهم بزرگی از بازار کتاب ما را تشکیل میدهند. طوری که از هر دویست کتاب، در عنوان یک کتاب کلمات موفق، یا موفقیت تکرار شده است (آمارهای این دسته از کتابها را اینجا بخوانید). مثل هر پدیدۀ دیگری، ین کتابها هم موافقان و مخالفان زیادی دارند. آنهایی که فکر میکنند در مسیر رسیدن به موفقیت، باید از راهنماییها مختلف کمک گرفت و آنهایی که میگویند هیچ فرمول واحدی برای موفقیت آدمهای مختلف با تواناییها و شرایط متفاوت وجود ندارد. سایت خوب ترجمان، مجموعه مطالب خواندنی دربارۀ همین موضوع دارد، با عنوان کلی: «خودت باش» توصیۀ مزخرفی است. لینک این پروندۀ مجازی و نیز توضیح خود سایت ترجمان دربارۀ محتوایش را ببینید تا اگر خواستید به آن سر بزنید:
https://tarjomaan.com/report/10494/
🎯 کتابهای خودیاری طیف گستردهای از کتابها هستند که تلاش میکنند تعریفی از زندگی خوب ارائه کنند و راهحلهایی برای غلبه بر مشکلات پیشرویمان بگذارند. در پروندۀ «خودت باش توصیۀ مزخرفی است» میخواهیم بدانیم چرا کتابهای خودیاری در میان نخبگان به برچسبی بدنام تبدیل شدهاند. آیا این کتابها واقعاً میتوانند در حل مشکلات کمکمان کنند؟ آخرین منزلگاه و جریان غالب این روزهای فرهنگ خودیاری چیست؟
نویسندگان مطالب پروندۀ «خودت باش توصیۀ مزخرفی است» یا از چهرههای برجستۀ ژانر خودیاریاند یا منتقدینی هستند که مهمترین ایدههای این حوزه را بررسی کردهاند. از میان دستۀ اول، مارک منسن و آلن دوباتن نیازی به معرفی ندارند. در پروندۀ این شماره «هنر ظریف رهایی از خودیاری» و «در دفاع از کتابهای خودیاری» را به قلم این دو نویسنده خواهید خواند. لارا ترنر در نوشتار «خودت باش و چندتایی دروغ بگو» با نگاه به زندگی شخصی ریچل هولیس و همچنین گفتوگو با بعضی از خوانندگان کتابهای او کوشیده است برایمان توضیح دهد که چرا کتابهای هولیس، مثل خودت باش دختر، تا این اندازه محبوب شدهاند. کتاب آندره اسپایسر، چهرۀ برجستۀ حوزۀ مدیریت، که با کمک همکارش کارل سیدستروم نوشته شده نیز ماجرای جالبی دارد. او و همکارش با یکدیگر قرار میگذارند یک سال به دستورالعملهای مختلف خودیاری عمل کنند. کتاب آنها گزارش لحظههای کلیدی این یک سال است که میتوانید مروری از آن را در مطلب «یکسال برای بهترشدن: رؤیایی که به کابوس تبدیل شد» بخوانید. محکم بایست، نوشتۀ سوِند برینکمن، کتابی است که بسیاری از نویسندگان ژانر خودیاری و ضدخودیاری خود را از ارجاع به آن بینیاز نمیبینند. این کتاب در سه مطلب از این پرونده، به تفصیل بررسی شده است.
@ehsanname
کتابهای موفقیت و خودیاری، سهم بزرگی از بازار کتاب ما را تشکیل میدهند. طوری که از هر دویست کتاب، در عنوان یک کتاب کلمات موفق، یا موفقیت تکرار شده است (آمارهای این دسته از کتابها را اینجا بخوانید). مثل هر پدیدۀ دیگری، ین کتابها هم موافقان و مخالفان زیادی دارند. آنهایی که فکر میکنند در مسیر رسیدن به موفقیت، باید از راهنماییها مختلف کمک گرفت و آنهایی که میگویند هیچ فرمول واحدی برای موفقیت آدمهای مختلف با تواناییها و شرایط متفاوت وجود ندارد. سایت خوب ترجمان، مجموعه مطالب خواندنی دربارۀ همین موضوع دارد، با عنوان کلی: «خودت باش» توصیۀ مزخرفی است. لینک این پروندۀ مجازی و نیز توضیح خود سایت ترجمان دربارۀ محتوایش را ببینید تا اگر خواستید به آن سر بزنید:
https://tarjomaan.com/report/10494/
🎯 کتابهای خودیاری طیف گستردهای از کتابها هستند که تلاش میکنند تعریفی از زندگی خوب ارائه کنند و راهحلهایی برای غلبه بر مشکلات پیشرویمان بگذارند. در پروندۀ «خودت باش توصیۀ مزخرفی است» میخواهیم بدانیم چرا کتابهای خودیاری در میان نخبگان به برچسبی بدنام تبدیل شدهاند. آیا این کتابها واقعاً میتوانند در حل مشکلات کمکمان کنند؟ آخرین منزلگاه و جریان غالب این روزهای فرهنگ خودیاری چیست؟
نویسندگان مطالب پروندۀ «خودت باش توصیۀ مزخرفی است» یا از چهرههای برجستۀ ژانر خودیاریاند یا منتقدینی هستند که مهمترین ایدههای این حوزه را بررسی کردهاند. از میان دستۀ اول، مارک منسن و آلن دوباتن نیازی به معرفی ندارند. در پروندۀ این شماره «هنر ظریف رهایی از خودیاری» و «در دفاع از کتابهای خودیاری» را به قلم این دو نویسنده خواهید خواند. لارا ترنر در نوشتار «خودت باش و چندتایی دروغ بگو» با نگاه به زندگی شخصی ریچل هولیس و همچنین گفتوگو با بعضی از خوانندگان کتابهای او کوشیده است برایمان توضیح دهد که چرا کتابهای هولیس، مثل خودت باش دختر، تا این اندازه محبوب شدهاند. کتاب آندره اسپایسر، چهرۀ برجستۀ حوزۀ مدیریت، که با کمک همکارش کارل سیدستروم نوشته شده نیز ماجرای جالبی دارد. او و همکارش با یکدیگر قرار میگذارند یک سال به دستورالعملهای مختلف خودیاری عمل کنند. کتاب آنها گزارش لحظههای کلیدی این یک سال است که میتوانید مروری از آن را در مطلب «یکسال برای بهترشدن: رؤیایی که به کابوس تبدیل شد» بخوانید. محکم بایست، نوشتۀ سوِند برینکمن، کتابی است که بسیاری از نویسندگان ژانر خودیاری و ضدخودیاری خود را از ارجاع به آن بینیاز نمیبینند. این کتاب در سه مطلب از این پرونده، به تفصیل بررسی شده است.
▪️علی رضاقلی، نویسندۀ آثار پرفروش تحلیلی تاریخی درگذشت. رضاقلی (متولد ۱۳۲۶) نظریات جامعهشناسی رایج را برای تحلیل جامعه ایرانی کافی نمیدانست و معتقد بود برای شناخت ایران باید به سنتهای تاریخی و از جمله کتاب «شاهنامه» رجوع کرد. او در «جامعهشناسی خودکامگی» (چاپ اول ۶۷ و ۲۲ نوبت چاپ تاکنون) با تحلیل افسانه ضحاک ماردوش، سعی کرده نشان بدهد حاکمان برآیند خود جامعه هستند و در «جامعهشناسی نخبهکشی» (چاپ اول ۷۷ و ۴۳ نوبت چاپ تاکنون) با بررسی سه مورد قائممقام، امیرکبیر و مصدق، بحثی در اقتصاد سیاسی ایران دارد. @ehsanname
📚فهرست کتاب پیشنهادی عالیجناب تولستوی
@ehsanname
«حالا چی بخوانم؟» این، یکی از رایجترین سوالاتی است که برای هر کتابخوانی پیش میآید. مراجعه به فهرستها دقیقاً برای همین مواقع است. فهرست برندگان جوایز مختلف یا پیشنهادهای ادیبان و چهرهها، از بهترین راهنماهایی است که باید در اختیار داشته باشیم. یک نمونه از این فهرستها را جناب لئو نیکلایویچ تولستوی، خالق «جنگ و صلح» و «آنا کارنینا» به دست داده است. این نویسندۀ بزرگ که خودش هم از کتابخوانهای حرفهای بود، در دفترچههای شخصیاش گلچینی از ادبیات ملل مختلف داشت (بخشی از این گلچین شخصی، با نام «محدودۀ مطالب خواندنی» به فارسی ترجمه و منتشر شده است). جناب لرد تولستوی، یک فهرست پیشنهادی از کتابهای ضروری برای سنین مختلف هم دارد. او در فهرستش کتابهای زیادی را ذکر کرده، اما همۀ آثار مورد نظر او به فارسی ترجمه نشده و ما فقط نمونههای در دسترس به فارسی را آوردهایم. فهرست کتاب پیشنهادی آقای غول (تا سن خودتان) را ببینید:
📕زیر ۱۴سال: داستانهای چهل دزد بغداد و شاهزاده قمرالزمان از «هزار و یک شب» (البته داستان علیبابا و چهل دزد بغداد، در نسخههای فارسی هزار و یک شب نیست)/ داستان یوسف پیامبر از کتاب مقدس
📘۱۴ تا ۲۰ سال: «قهرمان عصر ما» میخاییل لرمانتف/ «خاطرات یک شکارچی» ایوان تورگنیف/ «نفوس مرده» نیکلای گوگول/ نمایشنامه «راهزنان» فریدریش شیللر/ رمان «یوگنی آنگین» الکساندر پوشکین/ موعظه سر کوه از انجیل متی/ «هلوئیز جدید یا نامههای دو عاشق»، «اعترافات» و «اِمیل یا تعلیم و تربیت» هر سه از ژان ژاک روسو/ «دیوید کاپرفیلد» چارلز دیکنز
📗۲۰ تا ۳۵سال: «ایلیاد» و «ادیسه» هومر/ رسالههای «ضیافت» (سمپوزیوم) و «فایدون» افلاطون/ «هرمان و دوروتهآ» گوته/ «گوژپشت نتردام» ویکتور هوگو
📒۳۵ تا ۵۰سال: رمانهای جورج الیوت/ «سقوط یک فرشته» هنری وود و «سرگذشت من» آنتونی ترولوپ (البته استاد گفتهاند تمام آثار این دو نفر که همین دو ترجمه را دیدهام)/ «آناباسیس» گزنفون (در ایران به «بازگشت دههزار یونانی» و «لشگرکشی کورش [کوچک]» هم ترجمه شده)/ «بینوایان» ویکتور هوگو
➖در این قسمت از برنامه، استاد خواندن انجیلها و «ایلیاد» و «ادیسه» هومر به زبان اصلی (احتمالاً لاتین و یونانی!) را هم پیشنهاد دادهاند که نشاندهندۀ علاقه ایشان به آموزش کلاسیک است
📙۵۰ تا ۶۳سال: «سِفر پیدایش» از کتاب مقدس/ «شناخت و ماهیت مسیحیت» لودویگ فویرباخ/ «اندیشهها» بلیز پاسکال/ رساله اپیکتتوس (رشید یاسمی آن را با عنوان «اندرزهای اپیکتتوس حکیم» ترجمه کرده، در حال حاضر دو گزیده از این رساله با عنوانهای «آرامش فلسفی» و «چگونه آزاد باشیم» در بازار موجود است)/ «مکالمات» کنفوسیوس/ «دائو د جینگ» لائو تسه
🔹فهرست کامل را در marginalian و ترجمههای خوب آثار را در بهخوان ببینید
@ehsanname
@ehsanname
«حالا چی بخوانم؟» این، یکی از رایجترین سوالاتی است که برای هر کتابخوانی پیش میآید. مراجعه به فهرستها دقیقاً برای همین مواقع است. فهرست برندگان جوایز مختلف یا پیشنهادهای ادیبان و چهرهها، از بهترین راهنماهایی است که باید در اختیار داشته باشیم. یک نمونه از این فهرستها را جناب لئو نیکلایویچ تولستوی، خالق «جنگ و صلح» و «آنا کارنینا» به دست داده است. این نویسندۀ بزرگ که خودش هم از کتابخوانهای حرفهای بود، در دفترچههای شخصیاش گلچینی از ادبیات ملل مختلف داشت (بخشی از این گلچین شخصی، با نام «محدودۀ مطالب خواندنی» به فارسی ترجمه و منتشر شده است). جناب لرد تولستوی، یک فهرست پیشنهادی از کتابهای ضروری برای سنین مختلف هم دارد. او در فهرستش کتابهای زیادی را ذکر کرده، اما همۀ آثار مورد نظر او به فارسی ترجمه نشده و ما فقط نمونههای در دسترس به فارسی را آوردهایم. فهرست کتاب پیشنهادی آقای غول (تا سن خودتان) را ببینید:
📕زیر ۱۴سال: داستانهای چهل دزد بغداد و شاهزاده قمرالزمان از «هزار و یک شب» (البته داستان علیبابا و چهل دزد بغداد، در نسخههای فارسی هزار و یک شب نیست)/ داستان یوسف پیامبر از کتاب مقدس
📘۱۴ تا ۲۰ سال: «قهرمان عصر ما» میخاییل لرمانتف/ «خاطرات یک شکارچی» ایوان تورگنیف/ «نفوس مرده» نیکلای گوگول/ نمایشنامه «راهزنان» فریدریش شیللر/ رمان «یوگنی آنگین» الکساندر پوشکین/ موعظه سر کوه از انجیل متی/ «هلوئیز جدید یا نامههای دو عاشق»، «اعترافات» و «اِمیل یا تعلیم و تربیت» هر سه از ژان ژاک روسو/ «دیوید کاپرفیلد» چارلز دیکنز
📗۲۰ تا ۳۵سال: «ایلیاد» و «ادیسه» هومر/ رسالههای «ضیافت» (سمپوزیوم) و «فایدون» افلاطون/ «هرمان و دوروتهآ» گوته/ «گوژپشت نتردام» ویکتور هوگو
📒۳۵ تا ۵۰سال: رمانهای جورج الیوت/ «سقوط یک فرشته» هنری وود و «سرگذشت من» آنتونی ترولوپ (البته استاد گفتهاند تمام آثار این دو نفر که همین دو ترجمه را دیدهام)/ «آناباسیس» گزنفون (در ایران به «بازگشت دههزار یونانی» و «لشگرکشی کورش [کوچک]» هم ترجمه شده)/ «بینوایان» ویکتور هوگو
➖در این قسمت از برنامه، استاد خواندن انجیلها و «ایلیاد» و «ادیسه» هومر به زبان اصلی (احتمالاً لاتین و یونانی!) را هم پیشنهاد دادهاند که نشاندهندۀ علاقه ایشان به آموزش کلاسیک است
📙۵۰ تا ۶۳سال: «سِفر پیدایش» از کتاب مقدس/ «شناخت و ماهیت مسیحیت» لودویگ فویرباخ/ «اندیشهها» بلیز پاسکال/ رساله اپیکتتوس (رشید یاسمی آن را با عنوان «اندرزهای اپیکتتوس حکیم» ترجمه کرده، در حال حاضر دو گزیده از این رساله با عنوانهای «آرامش فلسفی» و «چگونه آزاد باشیم» در بازار موجود است)/ «مکالمات» کنفوسیوس/ «دائو د جینگ» لائو تسه
🔹فهرست کامل را در marginalian و ترجمههای خوب آثار را در بهخوان ببینید
@ehsanname
🔺«آذر و امجدیه»، روایتی است از تهران قدیم که از معدود داستانهای فوتبالی ادبیات معاصر ما هم هست. نویسنده کتاب، خانم ویدا مشایخی که در آژانس بینالمللی انرژی اتمی در وین شاغل و همانجا هم ساکن است در این داستان بلند، به شیوۀ گلی ترقی و پرویز دوایی یک داستان-خاطره نوشته است. داستان در سالهای ۱۳۴۲ و ۱۳۴۳ میگذرد و راوی که دختر جوانی در کلاس نهم دبیرستان است، در طول داستان به دو چیز وابسته و دلبسته میشود: یکی فوتبال که همراه برادرش برای تماشای سه بازی تیم ملی در مقدماتی المپیک ۱۹۶۴ توکیو به امجدیه میرود، دیگر دوست همکلاسیاش آذر (آذر نام خانوادگی اوست) که از او یاد میگیرد کتابهایی مثل «مادام بواری» فلوبر بخواند و نقشههای بزرگ توی سرش داشته باشد. داستانی شیرین و خواندنی که خلاصه زندگی خیلیهاست. آنهایی که یاد گرفتند عشق به کتاب و فوتبال را شانه به شانه پیش ببرند و از رذالتهایی که مانع درک زیبایی میشوند متنفر باشند @ehsanname
Forwarded from سپیده شب
از زمان ظهور کافکا یکی از سوالات بشریت این بوده که چرا گرگوار سامسا سوسک شد؟ اما گرگوار سوسک نشده بود. او حتی حشره هم نشده بود!
کلمه آلمانی که کافکا از آن استفاده کرده Ungeziefer است. این کلمه در هر سه ترجمه فارسی مسخ به «حشره» برگردانده شده اما در واقع بار معنایی بسیار کلیتری دارد و ممکن است به هر جانور موذی یا کثیفی گفته شود. در برخی ترجمههای انگلیسی کلمه vermin را معادل آن آوردهاند. معادل دقیق فارسی vermin آفت است. «آفت» به هر جانوری گفته میشود که از نظر بهداشتی، اقتصادی یا زیستمحیطی مضر باشد. هیچ جانوری بالذاته آفت نیست و هر جانوری ممکن است در شرایط زمانی یا مکانی خاصی به آفت تبدیل شود.
اگر Ungeziefer را ریشهیابی کنیم از un + geziefer تشکیل شده. un علامت نفی است و geziefer یک کلمه باستانی که در ترجمههای کتاب مقدس به معنی «حیوانی که برای قربانی مناسب است» استفاده شده، مثل بز و گوسفند. پس Ungeziefer حیوانی است که برای قربانی مناسب نیست.
پس گرگوار سامسا به آفتی تبدیل شده بود که برای قربانی کردن مناسب نیست. چه آفتی؟ توصیف کافکا در ظاهر به سوسک شباهت دارد. ولادیمیر ناباکوف که علاوه بر داستاننویسی حشرهشناس هم بوده معتقد است توصیف کافکا با جیرجیرک مطابقت دارد. جیرجیرک غولپیکری که بالهایش زیر پوسته تنش قرار داشته و توانایی پرواز هم دارد.
اما سامسا پرواز نکرد و حتی در خزیدن هم مشکل داشت. بارزترین حس در تصویرسازی کافکا انزجار گرگوار سامسا از خودش است. کافکا با قرار گرفتن تصویر حشره بر طرح روی جلد کتاب مخالفت کرده بوده و گفته بود «حشره اصلا از فاصله قابل مشاهده نیست». پس گرگوار سامسا خودش را به شکل حشره میدیده. این تصویری بوده که خودش از خودش داشته.
مهمترین آفت کره زمین چیست؟ انسان. آفت را هرگونه که توصیف کنیم مهمترین مصداقش انسان خواهد بود. در واقع تمام حیوانات دیگری که آفت محسوب میشوند هم به صورت مستقیم یا غیرمستقیم توسط انسان تبدیل به آفت شدهاند. میدانیم که انسان در ادیان ابراهیمی قابل قربانی کردن نیست. کافکا در خانواده یهودی مذهبی به دنیا آمده، از علاقمندان کیرکگور بود و قربانی ابراهیم هم از دغدغههای ذهنی همیشگی او. انتخاب کلمه Ungeziefer اشاره زیرکانهای به ماجرای اسحاق و ابراهیم دارد. لازم نیست دنبال حشرات بگردیم. گرگوار سامسا انسان بودن خودش را کشف کرده بود.
@sepideheshab
کلمه آلمانی که کافکا از آن استفاده کرده Ungeziefer است. این کلمه در هر سه ترجمه فارسی مسخ به «حشره» برگردانده شده اما در واقع بار معنایی بسیار کلیتری دارد و ممکن است به هر جانور موذی یا کثیفی گفته شود. در برخی ترجمههای انگلیسی کلمه vermin را معادل آن آوردهاند. معادل دقیق فارسی vermin آفت است. «آفت» به هر جانوری گفته میشود که از نظر بهداشتی، اقتصادی یا زیستمحیطی مضر باشد. هیچ جانوری بالذاته آفت نیست و هر جانوری ممکن است در شرایط زمانی یا مکانی خاصی به آفت تبدیل شود.
اگر Ungeziefer را ریشهیابی کنیم از un + geziefer تشکیل شده. un علامت نفی است و geziefer یک کلمه باستانی که در ترجمههای کتاب مقدس به معنی «حیوانی که برای قربانی مناسب است» استفاده شده، مثل بز و گوسفند. پس Ungeziefer حیوانی است که برای قربانی مناسب نیست.
پس گرگوار سامسا به آفتی تبدیل شده بود که برای قربانی کردن مناسب نیست. چه آفتی؟ توصیف کافکا در ظاهر به سوسک شباهت دارد. ولادیمیر ناباکوف که علاوه بر داستاننویسی حشرهشناس هم بوده معتقد است توصیف کافکا با جیرجیرک مطابقت دارد. جیرجیرک غولپیکری که بالهایش زیر پوسته تنش قرار داشته و توانایی پرواز هم دارد.
اما سامسا پرواز نکرد و حتی در خزیدن هم مشکل داشت. بارزترین حس در تصویرسازی کافکا انزجار گرگوار سامسا از خودش است. کافکا با قرار گرفتن تصویر حشره بر طرح روی جلد کتاب مخالفت کرده بوده و گفته بود «حشره اصلا از فاصله قابل مشاهده نیست». پس گرگوار سامسا خودش را به شکل حشره میدیده. این تصویری بوده که خودش از خودش داشته.
مهمترین آفت کره زمین چیست؟ انسان. آفت را هرگونه که توصیف کنیم مهمترین مصداقش انسان خواهد بود. در واقع تمام حیوانات دیگری که آفت محسوب میشوند هم به صورت مستقیم یا غیرمستقیم توسط انسان تبدیل به آفت شدهاند. میدانیم که انسان در ادیان ابراهیمی قابل قربانی کردن نیست. کافکا در خانواده یهودی مذهبی به دنیا آمده، از علاقمندان کیرکگور بود و قربانی ابراهیم هم از دغدغههای ذهنی همیشگی او. انتخاب کلمه Ungeziefer اشاره زیرکانهای به ماجرای اسحاق و ابراهیم دارد. لازم نیست دنبال حشرات بگردیم. گرگوار سامسا انسان بودن خودش را کشف کرده بود.
@sepideheshab
Forwarded from یادداشتهای قرآنی
محبّت اگر بخواهد محبّت باشد...
آخرین باری که واژهی gratuitous را شنیده بودم، در شرّ گزاف بود. شرّ بیوجه. شرّ بیدلیل. رنجی که هیچ توجیه عقلانیای برایش به ذهن آدمیزاد نمیرسد. مثل رنج حیوانات بیدفاع و کودکان بیتقصیر. این چشم اسفندیار و پاشنهی آشیل الهیات است. گردنکلفتترین الهیدانها هم پیشش موش میشوند.
امشب در مستند «داستانهایی از یک نسل» نتفلیکس دوباره واژهی gratuitous را دیدم. اینبار به جای شرّ شده بود وصف عشق. عشق بیوجه. محبت بیدلیل. نوازشی که هیچ توجیه عقلانیای برایش به ذهن آدمیزاد نمیرسد. فرانسیس گفت: کلید اینجاست.
برخی گفتهاند شرّ همان تناهی است. هر چیزی که متناهی است از آن جهت که متناهی است شرّ است. و آرام آرام نتیجه گرفتهاند جهان ممکنات یکسره شرّ است. به قول آن رفیقمان: هستی، درد است؛ دردی که درست روشن نیست از کجا و چرا آغاز شد؟! خدا چرا جهان را آفرید؟ چه چیز میتواند به این رنج عظیم معنا بدهد؟
رمضان که قرآن میخوانید، چنانکه حضرتش اذن داده، به جای الله بگذارید الرحمان. رحمان یک نام خشک و خالی نیست. اسمی است که باید به آن متوسّم شویم. نامی است که باید از آن نشان بیابیم. خویی است که باید به آن خو بگیریم. اینگونه «له مقالید السماوات والارض (۳۹:۶۳ و ۴۲:۱۲)» میشود “للرحمان مقالید…”. تنها محبت است که میتواند گره از کار فروبستهی آسمانها و زمین بگشاید. آن هم از نوع بیوجهش. تنها رحمت بیوجه است که میتواند دودهی غلیظ شرور بیوجه جهان یا شرّ جهان بیوجه را از چهرهی رنجور انسان فرو بشوید. کلید اینجاست.
درست که تا امشب، همچنان زیباترین آیهی قرآن برای من این فراز بود که:«لا یملکون الشفاعة إلا من اتخذ عند الرحمان عهدا (۱۹:۸۷)» که در ژرفای جهان هیچ چیزی از جایش جنب نمیخورد مگر از راه پیوند با محبت؛ اما امشب gratuitous به دادم رسید. محبّت اگر بخواهد جنباننده باشد، اگر بخواهد چیزی را جا به جا کند، باید بیوجه و بیدلیل باشد. باید خودجوش باشد و یکسره بیوجه، درست مثل جهان. به قول ابن عربی که نوشته بود: محبتی که بتوان علتش را دریافت، بیفایده است…
#قرآن #رحمان #رحم #سوره_مریم #سوره_زمر #سوره_شوری #ابن_عربی
آخرین باری که واژهی gratuitous را شنیده بودم، در شرّ گزاف بود. شرّ بیوجه. شرّ بیدلیل. رنجی که هیچ توجیه عقلانیای برایش به ذهن آدمیزاد نمیرسد. مثل رنج حیوانات بیدفاع و کودکان بیتقصیر. این چشم اسفندیار و پاشنهی آشیل الهیات است. گردنکلفتترین الهیدانها هم پیشش موش میشوند.
امشب در مستند «داستانهایی از یک نسل» نتفلیکس دوباره واژهی gratuitous را دیدم. اینبار به جای شرّ شده بود وصف عشق. عشق بیوجه. محبت بیدلیل. نوازشی که هیچ توجیه عقلانیای برایش به ذهن آدمیزاد نمیرسد. فرانسیس گفت: کلید اینجاست.
برخی گفتهاند شرّ همان تناهی است. هر چیزی که متناهی است از آن جهت که متناهی است شرّ است. و آرام آرام نتیجه گرفتهاند جهان ممکنات یکسره شرّ است. به قول آن رفیقمان: هستی، درد است؛ دردی که درست روشن نیست از کجا و چرا آغاز شد؟! خدا چرا جهان را آفرید؟ چه چیز میتواند به این رنج عظیم معنا بدهد؟
رمضان که قرآن میخوانید، چنانکه حضرتش اذن داده، به جای الله بگذارید الرحمان. رحمان یک نام خشک و خالی نیست. اسمی است که باید به آن متوسّم شویم. نامی است که باید از آن نشان بیابیم. خویی است که باید به آن خو بگیریم. اینگونه «له مقالید السماوات والارض (۳۹:۶۳ و ۴۲:۱۲)» میشود “للرحمان مقالید…”. تنها محبت است که میتواند گره از کار فروبستهی آسمانها و زمین بگشاید. آن هم از نوع بیوجهش. تنها رحمت بیوجه است که میتواند دودهی غلیظ شرور بیوجه جهان یا شرّ جهان بیوجه را از چهرهی رنجور انسان فرو بشوید. کلید اینجاست.
درست که تا امشب، همچنان زیباترین آیهی قرآن برای من این فراز بود که:«لا یملکون الشفاعة إلا من اتخذ عند الرحمان عهدا (۱۹:۸۷)» که در ژرفای جهان هیچ چیزی از جایش جنب نمیخورد مگر از راه پیوند با محبت؛ اما امشب gratuitous به دادم رسید. محبّت اگر بخواهد جنباننده باشد، اگر بخواهد چیزی را جا به جا کند، باید بیوجه و بیدلیل باشد. باید خودجوش باشد و یکسره بیوجه، درست مثل جهان. به قول ابن عربی که نوشته بود: محبتی که بتوان علتش را دریافت، بیفایده است…
#قرآن #رحمان #رحم #سوره_مریم #سوره_زمر #سوره_شوری #ابن_عربی
Forwarded from احساننامه
🗓۲۵ فروردین به نام شیخ عطار نامگذاری شده است. نمیدانم چرا این روز انتخاب شده. دکتر شفیعی کدکنی، از روی قراین و شواهد، تاریخ تولد عطار را ۶ شعبان ۵۵۳ قمری تعیین کرده و شهادت او در حملۀ مغول به نیشابور هم ۱۰ جمادی الثانی ۶۱۸ است که هیچکدام مطابق ۲۵ فروردین نیست. اما به هر حال این یک روز را خوب است دربارۀ این معلم بزرگ حرف زد. عطار از معدود شاعرانی است که برای مخاطب خاص شعر نگفته و در آثارش برای مردم عادی حرف زده. شش کتاب دارد که به «سِتۀ عطار» معروفند: پنج دفتر شعر به اضافۀ «تذکره الاولیا». معروفترین اثرش «منطق الطیر» است. داستان گروهی از پرندگان که برای دیدن سیمرغ به سفری طولانی میروند. آن «هفت شهر عشق» که میگویند عطار، قبل از عبور ما از خم کوچه در آنها گشت، همین هفت وادی است که سی مرغ در «منطق الطیر» از آن میگذرند و میفهمند، سیمرغِ افسانهای خودشان هستند/هستیم. در ادامه دربارۀ «منطق الطیر» و ماجراهای آن بخوانید.
@ehsanname
@ehsanname
Telegraph
منطق الطیر، یک دورِ سریع
عطار، در کنار سنایی و مولانا، یکی از سه معلم بزرگِ ادبیات فارسی است. آثار این سه معلم بزرگ عرفان، برای مخاطبهای معمولی است. برای اینکه به بقیه بگویند عرفان و اندیشه و این حرفها، چیزهای چندان پیچیدهای نیست. مثلاً «منطق الطیر» عطار، یک مضمون عرفانیِ مهم…