همانندیاب – Telegram
همانندیاب
799 subscribers
107 photos
20 videos
2 files
114 links
در کانال همانندیاب، همراه با احترام و بدون هیچ‌گونه داوری‌، فرسته‌های مشابه در زمینهٔ ویرایش را منتشر می‌کنیم. فرستۀ قدیمی‌تر را در ابتدا می‌آوریم.
Download Telegram
Forwarded from Matnook | ﻣﺘﻨﻮک
نشانه‌گذاری منادا

در دستورزبان، «منادا» کسی یا چیزی است که خطابش می‌کنیم. منادا یا ابتدای جمله می‌آید یا وسط جمله یا پایان جمله.
۱) در ابتدای جمله، بعد از آن ویرگول می‌آید: «ای پسر، خیال محال از سر به‌در کن.» (گلستان)

۲) در وسط جمله، قبل و بعد از آن ویرگول می‌آید: اگر به خانۀ من آمدی، برای من، ای مهربان، چراغ بیاور. (فروغ فرخزاد)

۳) در پایان جمله، قبل از آن ویرگول می‌آید: پسر با دسته‌گل آمد خانه. مادرش گفت: این‌ گل‌ها را از کجا آورده‌ای، پسرم؟ (از اینترنت)

یادآوری:
در خطاب‌های رسمی یا همراه با تأکید و شدت یا هرگونه بار عاطفیِ خاص، بعد از منادا، علامت تعجب گذاشته می‌شود: «آهای مردم! [...] ببینید این زنکۀ بی‌چشم‌ورو چه به روز من آورده!» (صادق هدایت، علویه‌ خانم، ص ۳۲)؛ «آقای رئیس‌جمهور! اصلاً همهٔ ما بد و شما خوب.» (مشرق‌نیوز)
۱‌۳‌۹‌‌۹‌/‌۱‌۰‌‌/‌۲‌‌‌‌۸‌
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
🤮2💩2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from از ویرایش (فرهاد قربان‌زاده)
دربارۀ واژۀ پیشخان / پیشخوان
برخی معتقدند پیشخان با همین املا درست است و پیشخوان غلط است.

پاسخ:
۱. پیشخوان چند واژۀ هم‌نام (هم‌آواـ‌هم‌نویسه) است که برخی از آن‌ها فقط با همین املا درست است و برخی دیگر هم با املای پیشخان و هم با املای پیشخوان (نک. دنبالۀ یادداشت). در نکتۀ یادشده مشخص نیست کدام پیشخوان غلط است.

۲‌. خان گونۀ دیگرِ خانه است و ازجمله، در کبوترخان (= کبوترخانه) و شترخان (= شترخانه؛ طویلۀ شتران) کاربرد دارد.

۳. پیشخانه معنی‌های پرشماری دارد که یکی از آن‌ها «رواق» (دهار، دستورالاِخوان، ج ۱، ص ۳۰۹) یا «ورودی سرپوشیدۀ ساختمان» است. همچنین پیشخان یا جلوخان دربندی در بیرون مسجد و در پیشگاه آن بود که بیشتر ساختمان‌های وابسته به آن می‌پیوست و این بخش از بنا را می‌توان در مسجد جامع یزد، مسجد مظفری کرمان، و مسجد امام قزوین دید (کریم پیرنیا، «مساجد»، در: معماری ایران (دورۀ اسلامی)، گردآورنده: محمدیوسف کیانی، سمت، ۱۳۷۹، ص ۱۳). پیش از این، به‌جای پیشخان، صورت کامل‌تر آن، یعنی پیشخانه، به‌کار می‌رفته‌است (برای معنی‌های دیگرِ پیشخان، نک. فرهنگ‌ها و کتاب‌های معماری سنتی ایرانی، به‌ویژه کتاب‌های استاد کریم پیرنیا).

۴. پیشخوان به معنی «وردست یا مرید مرشد نقال که پیش از او به‌عنوان مقدمه غزلی یا قطعه‌ای به آواز برای جلب توجه دوستداران به نقل می‌خواند» نیز هست (بهرام بیضایی، نمایش در ایران، روشنگران و مطالعات زنان، ۲۰۰۰، ص ۲۱۵)، و روشن است که در این معنی املای پیشخان نادرست و املای پیشخوان درست است.

۵. در فارسی میانه xwān هم به معنی «سفره» و «طَبَق، سینی» بوده و هم به معنی «میز» (MacKenzie, D. N. 1971, A Concise Pahlavi Dictionary). این دو معنی به فارسی نو نیز رسیده‌است، در معنی «میز»: «ملک بر خوان همی نان خورد و چهارده تن از وزیران با وی نشسته بودند و هرکسی را کرسی‌ای چوبین زیر نهاده بودند» (طبری، تاریخنامۀ طبری، ج ۱، ص ۵٩۶). ازاین‌رو، یکی از معنی‌های پیشخوان «میز یا صندوقی است که در پیش روی کاسب یا فروشنده قرار دارد». این واژه با همین املا دست‌کم از قرن هشتم در فارسی به‌کار رفته‌است:
قرن ۸: پیشخوان دوکان را از طاس‌های سیم‌کوفت … زینت داد (زنگی بخاری، زنگی‌نامه، ص ۷۲).
قرن ۱۰: در بازار بر پیشخوان دکان حلواگری نشست (خواندمیر، حبیب‌السیر، ج ۳، ص ۴۴).
قرن ۱۱: استادان نانوا را البته از چند چیز گریز نباشد، مثلاً ... پیشخوان (چهارده رسالۀ فتوّت، فتوّت و اصناف، رسالۀ خبازان، ص ۱۵۵).
ازاین‌رو، املای پیشخوان در عبارت‌هایی مانند «دفتر پیشخوان دولت» درست و بی‌اشکال است.

۶. گویا پیشخان در معنی «کانتر» فقط چند دهه قدمت دارد: «می‌رفتند پشت پیشخان دواخانه، جایی که نسخه‌ها را می‌پیچیدند» (اسماعیل فصیح، دل کور، ۱۳۵۲، ص ۳۷). نوشتن پیشخوان به‌صورت پیشخان همان اندازه درست است که خواهر را خاهر بنویسیم.

۷. امروزه پیشخان / پیشخوان در معنی «کانتر آشپزخانه؛ اُپن» نیز به‌کار می‌رود: «پارچ آب را گذاشتم روی پیشخوان» (زویا پیرزاد، چراغ‌ها را من خاموش می‌کنم، ص ۱۴۹).

۸. پیشخوان بسیار پرکاربردتر از پیشخان است. برای نمونه، در پایگاه مجلات تخصصی نور (noormags.ir) پیشخوان ۱۶۹۵ شاهد و پیشخان ۸۷ شاهد دارد و این در حالی است که بسامد پیش‌خوان (با نیم‌فاصله) را در شمار نیاورده‌ایم (برای پیش‌خان در این وبگاه شاهدی نیافتیم).

۹. اینک چند شاهد معاصر از پیشخوان:
پیشخوان باید با رنگ روغنی قرمزرنگ ... ساخته شود (اسناد اصناف ۱۳۲۰، ج ۱، ۴۲۴).
داشت انعام پیشخدمت را روی پیشخوان می‌گذاشت (احمد کریمی ۱۳۴۵، ناطور دشت، ص ۲۴۶).
کاغذی از روی پیشخوان برداشت (جمال میرصادقی، چشم‌های من خسته، اشرفی، ۱۹۶۶، ص ۲۲).
کله‌پز از پشت پیشخوان به آن‌ها نگاه می‌کرد (صادق چوبک، روز اول قبر، جاویدان، ۱۳۵۱، ص ۱۵۷).
عباسجان یک ران گوسفند را ... روی پیشخوان می‌گذاشت (محمود دولت‌آبادی، کلیدر، نشر پارسی، ۱۳۶۳، ص ۲۲۴۷).
این مرد را از پشت آن پیشخوان شیشه‌ای ... بیرون می‌کشم (رضا براهنی، رازهای سرزمین من، مغان، ۱۳۶۶، ص ۳۲۲).
پشت پیشخوان (جعفر مدرس صادقی، سفر کسرا، نیلوفر، ۱۹۹۱، ص ۱۳۴).
کافه‌چی ... پشت پیشخوان ایستاده بود (منصور کوشان، واهمه‌های مرگ، ۱۳۹۱، ص ۶۳)
دستش را روی پیشخوان سیگارفروشی گذاشته بود (منیرو روانی‌پور، نازلی، ص ۳۵).
در پیشخوان خانۀ تیمسار هم هیچ‌کس نبود. هستی گفته بود پیشخوان خانۀ تیمسار نوعی شورای محل است» (سیمین دانشور، ساربان سرگردان، خوارزمی، ۲۰۰۱، ص ۱۳).
پیشخوان یک مغازۀ دودهنۀ دونبش (ایرج پزشکزاد، چند حکایت، آمریکا، شرکت کتاب، ۱۳۹۶، ص ۵).

پیکره‌های زبانیِ استفاده‌شده در این پژوهش:
۱. books.google.com
۲. کتابخانۀ دیجیتال نور

فرهاد قربان‌زاده
@azvirayesh
1👏1
Audio
حدود دو سال و نیم پیش برای نخستین بار در این کانال نکته‌های نویافته‌ای دربارۀ واژه‌های پیشخان و پیش‌خوان منتشر کردیم. این فرسته نیز مانند بسیاری از فرسته‌های دیگرِ کانالِ «از ویرایش» از کم‌لطفی عزیزانی که حاصل پژوهش‌های دیگران را بی ذکر منبع منتشر می‌کنند در امان نماند.
اینک چکیدۀ آن پژوهش:

پیشخانه به معنی «رواق» یا «ورودی سرپوشیدۀ ساختمان» هم هست.
پیشخان یا جلوخان دربندی در بیرون مسجد و در پیشگاه آن بود که بیشتر ساختمان‌های وابسته به آن می‌پیوست.
پیشخوان به معنی «وردست یا مرید مرشد نقال که پیش از او به‌عنوان مقدمه غزلی یا قطعه‌ای به آواز برای جلب توجه دوستداران به نقل می‌خواند» نیز هست.
در فارسی میانه xwān به معنی «میز» هم بوده‌است و این معنی به فارسی نو نیز رسیده‌است. ازاین‌رو، یکی از معنی‌های پیشخوان «میز یا صندوقی است که در پیش روی کاسب یا فروشنده قرار دارد».
گویا پیشخان در معنی «کانتر» فقط چند دهه قدمت دارد. نوشتن پیشخوان به‌صورت پیشخان همان اندازه درست است که خواهر را خاهر بنویسیم.

متن کامل: اینجا
١۴٠٣/٠۶/١٠
▫️فرهاد قربان‌زاده
▫️با صدای سعیده فضلوی
@azvirayesh
👍1👏1
Forwarded from Matnook | ﻣﺘﻨﻮک (سید محمد بصام)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نکتۀ سوم:
در مجموعه‌فرهنگ‌های سخن، به‌اشتباه واژۀ «پیشخان» در هر دو معنا آمده (۱. ورودی سرپوشیدۀ ساختمان و ۲. میز یا فضایی که از پشت آن به مشتری کالا یا خدمتی عرضه می‌شود) و «پیشخوان» نیز به «پیشخان» ارجاع داده شده‌است؛ درصورتی‌که هریک باید در مدخل جداگانه‌ای بیایند، زیرا دو واژه با معنا و کاربرد متفاوت‌اند.
همچنین فرهنگستان زبان و ادب فارسی «پیشخان» را برای عبارت‌های front office و front desk تصویب کرده‌است که معادل درست آن «پیشخوان» است.
#املا_رسم‌الخط #واژه‌شناسی
سید محمد بصام
@Matnook_com
www.matnook.com
instagram.com/matnook_com
💩4
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from از ویرایش (فرهاد قربان‌زاده)
👍1😁1
Forwarded from Matnook | ﻣﺘﻨﻮک (سید محمد بصام)
#فارسی_چه_بدی_داشت_که_یک_بار_نگفتی!

«بازخورد» معادل واژۀ انگلیسی feedback است. فرهنگستان زبان و ادب فارسی عبارت «بازخورد منفی» را برای negative feedback تصویب کرده‌است و «بازخورد مثبت» را برای positive feedback. این دو عبارت در حوزۀ روان‌شناسی هم به‌کار می‌روند و طبق فرایند گرده‌برداری ساخته‌ شده‌اند.
۱‌۴۰‌۲‌/‌‌۰‌‌‌۲‌/‌‌‌‌۰‌۷‌
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
🤮2👏1👨‍💻1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
👍2
Forwarded from Matnook | ﻣﺘﻨﻮک
ناویراسته:
ورود هواپيما حامل كمك های سازمان جهانی بهداشت به جمهوری اسلامی ايران از شهر فرودگاهی امام خمينی(ره)

ویراسته:
ورود هواپیمای حامل کمک‌های سازمان بهداشت جهانی به ایران از فرودگاه امام خمینی

نکات:
۱) هواپیمای حامل، نه هواپیما حامل.
۲) کمک، نه کمك.
۳) کمک‌های، نه کمك های.
۴) سازمان بهداشت جهانی، نه سازمان جهانی بهداشت.
۵) ایران، نه جمهوری اسلامی ایران. (حشو)
۶) فرودگاه امام خمینی، نه شهر فرودگاهی امام خمینی. (حشو)
۷) اضافه بودنِ «(ره)» و مانند آن پس از نام افراد در تیترهای خبری.
۸) پرانتز به واژۀ قبل از خود نمی‌چسبد و با فاصلۀ جامد درج می‌شود. پس: امام خمینی (ره).

یادآوری:
یکی از اصول خبرنویسی و خبرنگاری «بی‌طرفی» است. اصل دیگر آن است که تیترهای خبری را کوتاه، رسا، و به‌صورت عبارت بنویسیم، نه جمله.
‌۱۴‌۰۰‌‌/‌‌۰۳‌/‌‌۲‌‌۷‌
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
💩3😱1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
قیاس کنید با نکتۀ شمارۀ ١ در پست زیر:
Forwarded from Matnook | ﻣﺘﻨﻮک (سید محمد بصام)
به‌مناسبت ۲ بهمن
سالروز درگذشت ابوالحسن نجفی

چند روز پیش که در یک فرستۀ ویدیویی توصیه کرده بودم اهل قلم نباید کتاب غلط ننویسیم را بخوانند*، یکی از دانشجویانم برای من ویدیویی فرستاد که در آن، یکی از مدرسان ویرایش به‌مناسبت سالگرد درگذشت ابوالحسن نجفی، کتاب غلط ننویسیم را معرفی می‌کرد و می‌گفت:
این کتاب اولین کتابی است که سعی کرده «غلط» در نگارش را تعریف کند. «غلط» کلمه یا تعبیری است که خلاف قاعده باشد و در متون نوشتاری کهن به‌کار نرفته باشد و در زبان گفتار امروز هم به‌کار نرود و فقط در نوشتار امروز به‌کار رود، مثل کلمۀ «درب»: درب را ببندید. این «درب» فقط در نگارش امروز به‌کار می‌رود؛ نه در نگارش قدیم به‌کار رفته و نه در گفتار امروز به‌کار می‌رود.

چند نکته دربارۀ سخن ایشان:
۱) غلط ننویسیم اولین کتابی نیست که سعی کرده غلط را تعریف کند (ای کاش چنین کاری را می‌کرد)، بلکه تعریف غلط و معیارهای آن را از شخصی به نام محمد زُهَری برداشته و بی‌آن‌که به منبعش اشاره‌ای کند، آن را در کتاب خود آورده‌است (محمد زهری کسی بود که اولین بار در مقدمۀ خود بر کتاب غلط ننویسیم اثر فریدون کار در دهۀ سی ـ تقریباً سی سال قبل از کتاب غلط ننویسیم ابوالحسن نجفی ـ ملاک‌هایی برای درست و غلط نوشت). پس غلط ننویسیم ابوالحسن نجفی اولین کتاب در این مسئله نیست. در ضمن، اینجا مجالی نیست که بگوییم ملاک‌های تقلیدی او نیز خالی از اشکال نیست و جای تأمل فراوان دارد.
۲) اگر چند ثانیه وقت صرف کنیم و فقط در پیکرۀ تاریخی فرهنگستان جست‌وجو کنیم، می‌بینیم که «درب» دست‌کم از قرن دهم در معنای «درِ» امروزی به‌کار رفته‌است: «چون شام شود، درب خانه را مضبوط نمایند» (قاسم هروی، ارشادالزراعه، ص ۲۷۹). پس براساس ملاک‌های خودِ غلط ننویسیم «درب» هم باید درست و پذیرفتنی باشد، چون دست‌کم چهارصد سال است که در متون فارسی به‌کار می‌رود.
۳) من اصراری ندارم که «درب» بنویسیم، بلکه سخنم این است که آن را غلط ندانیم. نیز بدانیم و دیگران را هم آگاه کنیم که چرا اهل زبان «درب» می‌نویسند (زیرا هیچ تغییر و تحولی در زبان بی‌دلیل نیست): ۱) «درب» را معمولاً گونهٔ رسمیِ «در» تلقی می‌کنند. ۲) برای اشتباه نشدنِ «در» با حرف اضافهٔ «در» معمولاً «درب» می‌نویسند. همین.
★ من همچنان معتقدم با آن‌که ابوالحسن نجفی خدمات زیادی به زبان فارسی کرد، ولی ترویج کتاب غلط ننویسیم او خیانت فرهنگی به اهل قلم است، زیرا بیشترِ مطالبِ کتابش غیرعلمی، براساس گمان، یا سلیقۀ شخصی اوست و دستاوردی جز گمراهی ندارد (اینجا را هم بخوانید).
شاید این نظرم برای برخی شگفت‌آور باشد، اما درستی آن را با دلایل و شواهد فراوان در کارگاه‌های ویرایش و دستورزبان زبان‌شناختی نشان داده و اثبات کرده‌ام. چه زیبا گفت ارسطو: من استادم افلاطون را دوست دارم، ولی حقیقت را بیش از او. پس بهتر است تعصب را کنار بگذاریم و ننگریم که که می‌گوید، بنگریم که چه می‌گوید. اگر سخنی حق گفت و درست، سلّمنا. والّا فلا.
#زبان‌شناسی
۱‌۴‌۰‌‌۲/۱‌‌‌‌‌۱‌/‌۰‌‌‌۷‌
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
🤮3🤬1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مقالۀ «دربارﮤ واژه‌های طوفان و نوفیدن و نَویدن»، فرهاد قربان‌زاده، مجلۀ فرهنگ‌نویسی، شمارۀ ۱۵، اسفند ۱۳۹۸، صفحه‌های ۱۳۵ـ۱۶۷.
۱۳۹۹/۰۴/۱۶
Forwarded from Matnook | ﻣﺘﻨﻮک (سید محمد بصام)
یک نکته‌ات بگویم!

«آلودگی صوتی» ترجمۀ قرضی noise pollution و یکی از گرده‌برداری‌های رایج در فارسی است (گرده‌برداری یکی از مرسوم‌ترین روش‌های واژه‌سازی در زبان است و به‌خودی‌خود درست و نادرست ندارد).
فرهنگستان زبان و ادب فارسی «آلودگی نوفه‌ای» را برای noise pollution تصویب کرده و ترجیح داده‌است، ولی به‌کار نمی‌رود («نوفه» /nufe/ در فارسی قدیم به معنای «بانگ و فریاد» بوده‌است. ازاین‌رو فرهنگستان، برای زنده کردن این واژه، آن را به‌عنوان معادلی برای noise گذاشته و در ساخت چندین واژۀ مصوّبِ دیگر نیز به‌کار برده‌است).
این را هم ببینید: شست‌وشوی مغزی.
#گرده‌برداری
۱‌۴‌۰‌۲‌/‌۰‌۷/‌۱۰‌‌
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
💩2😱1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM