Forwarded from چشموچراغ
شاید یکی از معضلات مترجمانی که در سالهای اخیر به ترجمه از زبانهای فرانسه و انگلیسی دست زدهاند، برگرداندن جملات مجهول این زبانها به فارسی بودهاست. طبیعتاً اولین انتخاب مترجم فارسیزبان استفاده از #ساخت_مجهول فارسی است. این کار تا آنجا پیش میرود که مترجم حتی فاعلهای باقیمانده در جملههای مجهول را نیز عیناً به فارسی ترجمه میکند؛ پدیدهای نهچندان معمول در فارسی. مثلاً مینویسند: کمدی الهی توسط دانته نوشته شد.
زبان فارسی، علاوه بر ساخت مجهول، از ابزارها و امکانات دیگری نیز بهره میگیرد تا این مقصود را برآورده سازد. یکی از رایجترین شیوههای بیان مفهوم مجهول در فارسی، استفاده از آن دسته از ساختهای فعل مرکب است که در ساختمان معنایی خود به فاعلِ عمل توجهی نمیکنند؛ مثال: بهترین کتاب سال انتخاب شد.
شیوهٔ دیگر، مقدم آوردنِ مفعول است نسبت به فاعل؛ مانند: بهترین کتاب سال را هیئت داوران برگزید.
و شیوهٔ دیگر، استفاده از شناسهٔ فعلی نامعین است؛ مانند: بهترین کتاب سال را برگزیدند.
خلاصهای از مقالهٔ «مجهول در فارسی؛ یادداشتی برای ویراستاران»، نوشتهٔ #حسین_سامعی، در: گفتارهایی در دستور و زبانشناسی، تهران: #کتاب_بهار، ۱۳۹۸، ص ۲۹–۳۲.
#ترجمه، #ویرایش
@cheshmocheragh
زبان فارسی، علاوه بر ساخت مجهول، از ابزارها و امکانات دیگری نیز بهره میگیرد تا این مقصود را برآورده سازد. یکی از رایجترین شیوههای بیان مفهوم مجهول در فارسی، استفاده از آن دسته از ساختهای فعل مرکب است که در ساختمان معنایی خود به فاعلِ عمل توجهی نمیکنند؛ مثال: بهترین کتاب سال انتخاب شد.
شیوهٔ دیگر، مقدم آوردنِ مفعول است نسبت به فاعل؛ مانند: بهترین کتاب سال را هیئت داوران برگزید.
و شیوهٔ دیگر، استفاده از شناسهٔ فعلی نامعین است؛ مانند: بهترین کتاب سال را برگزیدند.
خلاصهای از مقالهٔ «مجهول در فارسی؛ یادداشتی برای ویراستاران»، نوشتهٔ #حسین_سامعی، در: گفتارهایی در دستور و زبانشناسی، تهران: #کتاب_بهار، ۱۳۹۸، ص ۲۹–۳۲.
#ترجمه، #ویرایش
@cheshmocheragh
Forwarded from انجمن ویراستاری ایران
📌 ترجمه ساخت مجهول به زبان فارسی
شاید یکی از معضلات مترجمانی که در سالهای اخیر به ترجمه از زبانهای فرانسه و انگلیسی دست زدهاند، برگرداندن جملات مجهول این زبانها به فارسی بودهاست. طبیعتاً اولین انتخاب مترجم فارسیزبان استفاده از #ساخت_مجهول فارسی است. این کار تا آنجا پیش میرود که مترجم حتی فاعلهای باقیمانده در جملههای مجهول را نیز عیناً به فارسی ترجمه میکند؛ پدیدهای نهچندان معمول در فارسی. مثلاً مینویسند: کمدی الهی توسط دانته نوشته شد.
زبان فارسی، علاوه بر ساخت مجهول، از ابزارها و امکانات دیگری نیز بهره میگیرد تا این مقصود را برآورده سازد. یکی از رایجترین شیوههای بیان مفهوم مجهول در فارسی، استفاده از آن دسته از ساختهای فعل مرکب است که در ساختمان معنایی خود به فاعلِ عمل توجهی نمیکنند؛ مثال: بهترین کتاب سال انتخاب شد.
شیوهٔ دیگر، مقدم آوردنِ مفعول است نسبت به فاعل؛ مانند: بهترین کتاب سال را هیئت داوران برگزید.
و شیوهٔ دیگر، استفاده از شناسهٔ فعلی نامعین است؛ مانند: بهترین کتاب سال را برگزیدند.
خلاصهای از مقالهٔ «مجهول در فارسی؛ یادداشتی برای ویراستاران»، نوشتهٔ #حسین_سامعی، در: گفتارهایی در دستور و زبانشناسی، تهران: #کتاب_بهار، ۱۳۹۸، ص ۲۹–۳۲.
#ترجمه
#ویرایش
@anjomanvirastari📝
شاید یکی از معضلات مترجمانی که در سالهای اخیر به ترجمه از زبانهای فرانسه و انگلیسی دست زدهاند، برگرداندن جملات مجهول این زبانها به فارسی بودهاست. طبیعتاً اولین انتخاب مترجم فارسیزبان استفاده از #ساخت_مجهول فارسی است. این کار تا آنجا پیش میرود که مترجم حتی فاعلهای باقیمانده در جملههای مجهول را نیز عیناً به فارسی ترجمه میکند؛ پدیدهای نهچندان معمول در فارسی. مثلاً مینویسند: کمدی الهی توسط دانته نوشته شد.
زبان فارسی، علاوه بر ساخت مجهول، از ابزارها و امکانات دیگری نیز بهره میگیرد تا این مقصود را برآورده سازد. یکی از رایجترین شیوههای بیان مفهوم مجهول در فارسی، استفاده از آن دسته از ساختهای فعل مرکب است که در ساختمان معنایی خود به فاعلِ عمل توجهی نمیکنند؛ مثال: بهترین کتاب سال انتخاب شد.
شیوهٔ دیگر، مقدم آوردنِ مفعول است نسبت به فاعل؛ مانند: بهترین کتاب سال را هیئت داوران برگزید.
و شیوهٔ دیگر، استفاده از شناسهٔ فعلی نامعین است؛ مانند: بهترین کتاب سال را برگزیدند.
خلاصهای از مقالهٔ «مجهول در فارسی؛ یادداشتی برای ویراستاران»، نوشتهٔ #حسین_سامعی، در: گفتارهایی در دستور و زبانشناسی، تهران: #کتاب_بهار، ۱۳۹۸، ص ۲۹–۳۲.
#ترجمه
#ویرایش
@anjomanvirastari📝
Forwarded from از ویرایش (فرهاد قربانزاده)
مگر در فارسی اسم کیکها را اینگونه نساختهایم؟
کیک گردویی
کیک خامهای
کیک پرتقالی
پس ای عزیزانی که اصرار دارید به «کیک پنیری» بگویید «چیزکیک» و گمان میکنید باکلاس شدهاید، چرا مثلاً به «پنیر خامهای» نمیگویید «چیز خامهای»؟
۱۳۹۹/۰۹/۰۲
فرهاد قربانزاده
@azvirayesh
کیک گردویی
کیک خامهای
کیک پرتقالی
پس ای عزیزانی که اصرار دارید به «کیک پنیری» بگویید «چیزکیک» و گمان میکنید باکلاس شدهاید، چرا مثلاً به «پنیر خامهای» نمیگویید «چیز خامهای»؟
۱۳۹۹/۰۹/۰۲
فرهاد قربانزاده
@azvirayesh
Forwarded from Matnook | ﻣﺘﻨﻮک (سید محمد بصام)
#فارسی_چه_بدی_داشت_که_یک_بار_نگفتی!
«کیک پنیر» یا «کیک پنیری» چه مشکلی دارد که اصرار دارید بگویید «چیزکیک»؟ مگر به «پنیرِ خامهای» میگویید «چیزِ خامهای»؟! این به کنار. چرا وقتی کیک را برش میزنید، به هر تکۀ آن میگویید «اسلایس»؟! چطور وقتی کسی نامربوط و ناسزا میگوید، تکهتکهاش میکنید، به کیک که میرسد میشود «اسلایس»؟ مگر بهجای این واژۀ چندشآور، اینها را در فارسی نداریم؟: برش، تکه، قاچ، و ... . لابد بعدش میگویید چه «دیزاینی» داشت، چقدر «لاکچری» بود! بس نیست اینهمه خودکمانگاری و فرنگیمآبی؟
این را هم ببینید: دربارهٔ واژهٔ «کیک».
۱۴۰۲/۰۵/۱۸
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
«کیک پنیر» یا «کیک پنیری» چه مشکلی دارد که اصرار دارید بگویید «چیزکیک»؟ مگر به «پنیرِ خامهای» میگویید «چیزِ خامهای»؟! این به کنار. چرا وقتی کیک را برش میزنید، به هر تکۀ آن میگویید «اسلایس»؟! چطور وقتی کسی نامربوط و ناسزا میگوید، تکهتکهاش میکنید، به کیک که میرسد میشود «اسلایس»؟ مگر بهجای این واژۀ چندشآور، اینها را در فارسی نداریم؟: برش، تکه، قاچ، و ... . لابد بعدش میگویید چه «دیزاینی» داشت، چقدر «لاکچری» بود! بس نیست اینهمه خودکمانگاری و فرنگیمآبی؟
این را هم ببینید: دربارهٔ واژهٔ «کیک».
۱۴۰۲/۰۵/۱۸
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
💩2👍1
Forwarded from چشموچراغ
✍🏼 از معایب ترجمۀ تحتاللفظی
نام فیلم Bullhead در روزنامهای چنین ترجمه شده بود: کلهگاوی.
بهظاهر دقیق است، اما درواقع این اصطلاح برای فردی به کار میرود که بدون فکر و منطق بهدنبال خواست خود است و مشکلات و موانع را در نظر نمیگیرد.
در فارسی به چنین شخصی بهاصطلاح گفته میشود: کلهخر.
(از گوشه و کنار ترجمه. #علی_صلحجو. نشر مرکز، ۱۳۹۴، ص ۱۶۱)
#ترجمه
https://news.1rj.ru/str/cheshmocheragh
نام فیلم Bullhead در روزنامهای چنین ترجمه شده بود: کلهگاوی.
بهظاهر دقیق است، اما درواقع این اصطلاح برای فردی به کار میرود که بدون فکر و منطق بهدنبال خواست خود است و مشکلات و موانع را در نظر نمیگیرد.
در فارسی به چنین شخصی بهاصطلاح گفته میشود: کلهخر.
(از گوشه و کنار ترجمه. #علی_صلحجو. نشر مرکز، ۱۳۹۴، ص ۱۶۱)
#ترجمه
https://news.1rj.ru/str/cheshmocheragh
Telegram
چشموچراغ
همراه با پژوهشگران زبان فارسی
سروش: cheshmcheragh
اینستاگرام: _cheshmocheragh_
فیسبوک: Persian Terminology
توییتر: persiantermino1
ایتا: cheshmocheragh2
سروش: cheshmcheragh
اینستاگرام: _cheshmocheragh_
فیسبوک: Persian Terminology
توییتر: persiantermino1
ایتا: cheshmocheragh2
👍3
Forwarded from انجمن ویراستاری ایران
✍🏼 از معایب ترجمۀ تحتاللفظی
نام فیلم Bullhead در روزنامهای چنین ترجمه شده بود: کلهگاوی.
بهظاهر دقیق است، اما درواقع این اصطلاح برای فردی به کار میرود که بدون فکر و منطق بهدنبال خواست خود است و مشکلات و موانع را در نظر نمیگیرد.
در فارسی به چنین شخصی بهاصطلاح گفته میشود: کلهخر.
(از گوشه و کنار ترجمه. #علی_صلحجو. نشر مرکز، ۱۳۹۴، ص ۱۶۱)
#ترجمه
@anjomanvirastari📝
نام فیلم Bullhead در روزنامهای چنین ترجمه شده بود: کلهگاوی.
بهظاهر دقیق است، اما درواقع این اصطلاح برای فردی به کار میرود که بدون فکر و منطق بهدنبال خواست خود است و مشکلات و موانع را در نظر نمیگیرد.
در فارسی به چنین شخصی بهاصطلاح گفته میشود: کلهخر.
(از گوشه و کنار ترجمه. #علی_صلحجو. نشر مرکز، ۱۳۹۴، ص ۱۶۱)
#ترجمه
@anjomanvirastari📝
Forwarded from ویراستار (Hossein Javid)
بعد از منادا یا ویرگول (،) میگذاریم یا علامت تعجب (!). علامت تعجب برای وقتی است که حالت ندایی قوی باشد. اما آنچه اغلب مغفول است و من ندیدهام در کتابهای ویرایش هم به آن اشاره شود این است که وقتی منادا در جایی غیر از ابتدای جمله آمده است هم نیاز به جداسازی دارد.
منادا عمدتاً در ابتدای جمله قرار دارد.
مثال:
«علی، این کتاب را بخوان.»
اما همچنین میتواند در انتها یا میانهی جمله قرار بگیرد.
مثال:
«این کتاب را بخوان، علی.»
یا
«این کتاب را بخوان، علی، چون کتاب واقعاً مهمی است.»
جداسازی منادا به آسانخوانی جمله کمک شایانی میکند.
@Virastaar
منادا عمدتاً در ابتدای جمله قرار دارد.
مثال:
«علی، این کتاب را بخوان.»
اما همچنین میتواند در انتها یا میانهی جمله قرار بگیرد.
مثال:
«این کتاب را بخوان، علی.»
یا
«این کتاب را بخوان، علی، چون کتاب واقعاً مهمی است.»
جداسازی منادا به آسانخوانی جمله کمک شایانی میکند.
@Virastaar
Forwarded from Matnook | ﻣﺘﻨﻮک
نشانهگذاری منادا
در دستورزبان، «منادا» کسی یا چیزی است که خطابش میکنیم. منادا یا ابتدای جمله میآید یا وسط جمله یا پایان جمله.
۱) در ابتدای جمله، بعد از آن ویرگول میآید: «ای پسر، خیال محال از سر بهدر کن.» (گلستان)
۲) در وسط جمله، قبل و بعد از آن ویرگول میآید: اگر به خانۀ من آمدی، برای من، ای مهربان، چراغ بیاور. (فروغ فرخزاد)
۳) در پایان جمله، قبل از آن ویرگول میآید: پسر با دستهگل آمد خانه. مادرش گفت: این گلها را از کجا آوردهای، پسرم؟ (از اینترنت)
یادآوری:
در خطابهای رسمی یا همراه با تأکید و شدت یا هرگونه بار عاطفیِ خاص، بعد از منادا، علامت تعجب گذاشته میشود: «آهای مردم! [...] ببینید این زنکۀ بیچشمورو چه به روز من آورده!» (صادق هدایت، علویه خانم، ص ۳۲)؛ «آقای رئیسجمهور! اصلاً همهٔ ما بد و شما خوب.» (مشرقنیوز)
۱۳۹۹/۱۰/۲۸
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
در دستورزبان، «منادا» کسی یا چیزی است که خطابش میکنیم. منادا یا ابتدای جمله میآید یا وسط جمله یا پایان جمله.
۱) در ابتدای جمله، بعد از آن ویرگول میآید: «ای پسر، خیال محال از سر بهدر کن.» (گلستان)
۲) در وسط جمله، قبل و بعد از آن ویرگول میآید: اگر به خانۀ من آمدی، برای من، ای مهربان، چراغ بیاور. (فروغ فرخزاد)
۳) در پایان جمله، قبل از آن ویرگول میآید: پسر با دستهگل آمد خانه. مادرش گفت: این گلها را از کجا آوردهای، پسرم؟ (از اینترنت)
یادآوری:
در خطابهای رسمی یا همراه با تأکید و شدت یا هرگونه بار عاطفیِ خاص، بعد از منادا، علامت تعجب گذاشته میشود: «آهای مردم! [...] ببینید این زنکۀ بیچشمورو چه به روز من آورده!» (صادق هدایت، علویه خانم، ص ۳۲)؛ «آقای رئیسجمهور! اصلاً همهٔ ما بد و شما خوب.» (مشرقنیوز)
۱۳۹۹/۱۰/۲۸
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
🤮2💩2
Forwarded from از ویرایش (فرهاد قربانزاده)
دربارۀ واژۀ پیشخان / پیشخوان
برخی معتقدند پیشخان با همین املا درست است و پیشخوان غلط است.
پاسخ:
۱. پیشخوان چند واژۀ همنام (همآواـهمنویسه) است که برخی از آنها فقط با همین املا درست است و برخی دیگر هم با املای پیشخان و هم با املای پیشخوان (نک. دنبالۀ یادداشت). در نکتۀ یادشده مشخص نیست کدام پیشخوان غلط است.
۲. خان گونۀ دیگرِ خانه است و ازجمله، در کبوترخان (= کبوترخانه) و شترخان (= شترخانه؛ طویلۀ شتران) کاربرد دارد.
۳. پیشخانه معنیهای پرشماری دارد که یکی از آنها «رواق» (دهار، دستورالاِخوان، ج ۱، ص ۳۰۹) یا «ورودی سرپوشیدۀ ساختمان» است. همچنین پیشخان یا جلوخان دربندی در بیرون مسجد و در پیشگاه آن بود که بیشتر ساختمانهای وابسته به آن میپیوست و این بخش از بنا را میتوان در مسجد جامع یزد، مسجد مظفری کرمان، و مسجد امام قزوین دید (کریم پیرنیا، «مساجد»، در: معماری ایران (دورۀ اسلامی)، گردآورنده: محمدیوسف کیانی، سمت، ۱۳۷۹، ص ۱۳). پیش از این، بهجای پیشخان، صورت کاملتر آن، یعنی پیشخانه، بهکار میرفتهاست (برای معنیهای دیگرِ پیشخان، نک. فرهنگها و کتابهای معماری سنتی ایرانی، بهویژه کتابهای استاد کریم پیرنیا).
۴. پیشخوان به معنی «وردست یا مرید مرشد نقال که پیش از او بهعنوان مقدمه غزلی یا قطعهای به آواز برای جلب توجه دوستداران به نقل میخواند» نیز هست (بهرام بیضایی، نمایش در ایران، روشنگران و مطالعات زنان، ۲۰۰۰، ص ۲۱۵)، و روشن است که در این معنی املای پیشخان نادرست و املای پیشخوان درست است.
۵. در فارسی میانه xwān هم به معنی «سفره» و «طَبَق، سینی» بوده و هم به معنی «میز» (MacKenzie, D. N. 1971, A Concise Pahlavi Dictionary). این دو معنی به فارسی نو نیز رسیدهاست، در معنی «میز»: «ملک بر خوان همی نان خورد و چهارده تن از وزیران با وی نشسته بودند و هرکسی را کرسیای چوبین زیر نهاده بودند» (طبری، تاریخنامۀ طبری، ج ۱، ص ۵٩۶). ازاینرو، یکی از معنیهای پیشخوان «میز یا صندوقی است که در پیش روی کاسب یا فروشنده قرار دارد». این واژه با همین املا دستکم از قرن هشتم در فارسی بهکار رفتهاست:
قرن ۸: پیشخوان دوکان را از طاسهای سیمکوفت … زینت داد (زنگی بخاری، زنگینامه، ص ۷۲).
قرن ۱۰: در بازار بر پیشخوان دکان حلواگری نشست (خواندمیر، حبیبالسیر، ج ۳، ص ۴۴).
قرن ۱۱: استادان نانوا را البته از چند چیز گریز نباشد، مثلاً ... پیشخوان (چهارده رسالۀ فتوّت، فتوّت و اصناف، رسالۀ خبازان، ص ۱۵۵).
ازاینرو، املای پیشخوان در عبارتهایی مانند «دفتر پیشخوان دولت» درست و بیاشکال است.
۶. گویا پیشخان در معنی «کانتر» فقط چند دهه قدمت دارد: «میرفتند پشت پیشخان دواخانه، جایی که نسخهها را میپیچیدند» (اسماعیل فصیح، دل کور، ۱۳۵۲، ص ۳۷). نوشتن پیشخوان بهصورت پیشخان همان اندازه درست است که خواهر را خاهر بنویسیم.
۷. امروزه پیشخان / پیشخوان در معنی «کانتر آشپزخانه؛ اُپن» نیز بهکار میرود: «پارچ آب را گذاشتم روی پیشخوان» (زویا پیرزاد، چراغها را من خاموش میکنم، ص ۱۴۹).
۸. پیشخوان بسیار پرکاربردتر از پیشخان است. برای نمونه، در پایگاه مجلات تخصصی نور (noormags.ir) پیشخوان ۱۶۹۵ شاهد و پیشخان ۸۷ شاهد دارد و این در حالی است که بسامد پیشخوان (با نیمفاصله) را در شمار نیاوردهایم (برای پیشخان در این وبگاه شاهدی نیافتیم).
۹. اینک چند شاهد معاصر از پیشخوان:
پیشخوان باید با رنگ روغنی قرمزرنگ ... ساخته شود (اسناد اصناف ۱۳۲۰، ج ۱، ۴۲۴).
داشت انعام پیشخدمت را روی پیشخوان میگذاشت (احمد کریمی ۱۳۴۵، ناطور دشت، ص ۲۴۶).
کاغذی از روی پیشخوان برداشت (جمال میرصادقی، چشمهای من خسته، اشرفی، ۱۹۶۶، ص ۲۲).
کلهپز از پشت پیشخوان به آنها نگاه میکرد (صادق چوبک، روز اول قبر، جاویدان، ۱۳۵۱، ص ۱۵۷).
عباسجان یک ران گوسفند را ... روی پیشخوان میگذاشت (محمود دولتآبادی، کلیدر، نشر پارسی، ۱۳۶۳، ص ۲۲۴۷).
این مرد را از پشت آن پیشخوان شیشهای ... بیرون میکشم (رضا براهنی، رازهای سرزمین من، مغان، ۱۳۶۶، ص ۳۲۲).
پشت پیشخوان (جعفر مدرس صادقی، سفر کسرا، نیلوفر، ۱۹۹۱، ص ۱۳۴).
کافهچی ... پشت پیشخوان ایستاده بود (منصور کوشان، واهمههای مرگ، ۱۳۹۱، ص ۶۳)
دستش را روی پیشخوان سیگارفروشی گذاشته بود (منیرو روانیپور، نازلی، ص ۳۵).
در پیشخوان خانۀ تیمسار هم هیچکس نبود. هستی گفته بود پیشخوان خانۀ تیمسار نوعی شورای محل است» (سیمین دانشور، ساربان سرگردان، خوارزمی، ۲۰۰۱، ص ۱۳).
پیشخوان یک مغازۀ دودهنۀ دونبش (ایرج پزشکزاد، چند حکایت، آمریکا، شرکت کتاب، ۱۳۹۶، ص ۵).
پیکرههای زبانیِ استفادهشده در این پژوهش:
۱. books.google.com
۲. کتابخانۀ دیجیتال نور
فرهاد قربانزاده
@azvirayesh
برخی معتقدند پیشخان با همین املا درست است و پیشخوان غلط است.
پاسخ:
۱. پیشخوان چند واژۀ همنام (همآواـهمنویسه) است که برخی از آنها فقط با همین املا درست است و برخی دیگر هم با املای پیشخان و هم با املای پیشخوان (نک. دنبالۀ یادداشت). در نکتۀ یادشده مشخص نیست کدام پیشخوان غلط است.
۲. خان گونۀ دیگرِ خانه است و ازجمله، در کبوترخان (= کبوترخانه) و شترخان (= شترخانه؛ طویلۀ شتران) کاربرد دارد.
۳. پیشخانه معنیهای پرشماری دارد که یکی از آنها «رواق» (دهار، دستورالاِخوان، ج ۱، ص ۳۰۹) یا «ورودی سرپوشیدۀ ساختمان» است. همچنین پیشخان یا جلوخان دربندی در بیرون مسجد و در پیشگاه آن بود که بیشتر ساختمانهای وابسته به آن میپیوست و این بخش از بنا را میتوان در مسجد جامع یزد، مسجد مظفری کرمان، و مسجد امام قزوین دید (کریم پیرنیا، «مساجد»، در: معماری ایران (دورۀ اسلامی)، گردآورنده: محمدیوسف کیانی، سمت، ۱۳۷۹، ص ۱۳). پیش از این، بهجای پیشخان، صورت کاملتر آن، یعنی پیشخانه، بهکار میرفتهاست (برای معنیهای دیگرِ پیشخان، نک. فرهنگها و کتابهای معماری سنتی ایرانی، بهویژه کتابهای استاد کریم پیرنیا).
۴. پیشخوان به معنی «وردست یا مرید مرشد نقال که پیش از او بهعنوان مقدمه غزلی یا قطعهای به آواز برای جلب توجه دوستداران به نقل میخواند» نیز هست (بهرام بیضایی، نمایش در ایران، روشنگران و مطالعات زنان، ۲۰۰۰، ص ۲۱۵)، و روشن است که در این معنی املای پیشخان نادرست و املای پیشخوان درست است.
۵. در فارسی میانه xwān هم به معنی «سفره» و «طَبَق، سینی» بوده و هم به معنی «میز» (MacKenzie, D. N. 1971, A Concise Pahlavi Dictionary). این دو معنی به فارسی نو نیز رسیدهاست، در معنی «میز»: «ملک بر خوان همی نان خورد و چهارده تن از وزیران با وی نشسته بودند و هرکسی را کرسیای چوبین زیر نهاده بودند» (طبری، تاریخنامۀ طبری، ج ۱، ص ۵٩۶). ازاینرو، یکی از معنیهای پیشخوان «میز یا صندوقی است که در پیش روی کاسب یا فروشنده قرار دارد». این واژه با همین املا دستکم از قرن هشتم در فارسی بهکار رفتهاست:
قرن ۸: پیشخوان دوکان را از طاسهای سیمکوفت … زینت داد (زنگی بخاری، زنگینامه، ص ۷۲).
قرن ۱۰: در بازار بر پیشخوان دکان حلواگری نشست (خواندمیر، حبیبالسیر، ج ۳، ص ۴۴).
قرن ۱۱: استادان نانوا را البته از چند چیز گریز نباشد، مثلاً ... پیشخوان (چهارده رسالۀ فتوّت، فتوّت و اصناف، رسالۀ خبازان، ص ۱۵۵).
ازاینرو، املای پیشخوان در عبارتهایی مانند «دفتر پیشخوان دولت» درست و بیاشکال است.
۶. گویا پیشخان در معنی «کانتر» فقط چند دهه قدمت دارد: «میرفتند پشت پیشخان دواخانه، جایی که نسخهها را میپیچیدند» (اسماعیل فصیح، دل کور، ۱۳۵۲، ص ۳۷). نوشتن پیشخوان بهصورت پیشخان همان اندازه درست است که خواهر را خاهر بنویسیم.
۷. امروزه پیشخان / پیشخوان در معنی «کانتر آشپزخانه؛ اُپن» نیز بهکار میرود: «پارچ آب را گذاشتم روی پیشخوان» (زویا پیرزاد، چراغها را من خاموش میکنم، ص ۱۴۹).
۸. پیشخوان بسیار پرکاربردتر از پیشخان است. برای نمونه، در پایگاه مجلات تخصصی نور (noormags.ir) پیشخوان ۱۶۹۵ شاهد و پیشخان ۸۷ شاهد دارد و این در حالی است که بسامد پیشخوان (با نیمفاصله) را در شمار نیاوردهایم (برای پیشخان در این وبگاه شاهدی نیافتیم).
۹. اینک چند شاهد معاصر از پیشخوان:
پیشخوان باید با رنگ روغنی قرمزرنگ ... ساخته شود (اسناد اصناف ۱۳۲۰، ج ۱، ۴۲۴).
داشت انعام پیشخدمت را روی پیشخوان میگذاشت (احمد کریمی ۱۳۴۵، ناطور دشت، ص ۲۴۶).
کاغذی از روی پیشخوان برداشت (جمال میرصادقی، چشمهای من خسته، اشرفی، ۱۹۶۶، ص ۲۲).
کلهپز از پشت پیشخوان به آنها نگاه میکرد (صادق چوبک، روز اول قبر، جاویدان، ۱۳۵۱، ص ۱۵۷).
عباسجان یک ران گوسفند را ... روی پیشخوان میگذاشت (محمود دولتآبادی، کلیدر، نشر پارسی، ۱۳۶۳، ص ۲۲۴۷).
این مرد را از پشت آن پیشخوان شیشهای ... بیرون میکشم (رضا براهنی، رازهای سرزمین من، مغان، ۱۳۶۶، ص ۳۲۲).
پشت پیشخوان (جعفر مدرس صادقی، سفر کسرا، نیلوفر، ۱۹۹۱، ص ۱۳۴).
کافهچی ... پشت پیشخوان ایستاده بود (منصور کوشان، واهمههای مرگ، ۱۳۹۱، ص ۶۳)
دستش را روی پیشخوان سیگارفروشی گذاشته بود (منیرو روانیپور، نازلی، ص ۳۵).
در پیشخوان خانۀ تیمسار هم هیچکس نبود. هستی گفته بود پیشخوان خانۀ تیمسار نوعی شورای محل است» (سیمین دانشور، ساربان سرگردان، خوارزمی، ۲۰۰۱، ص ۱۳).
پیشخوان یک مغازۀ دودهنۀ دونبش (ایرج پزشکزاد، چند حکایت، آمریکا، شرکت کتاب، ۱۳۹۶، ص ۵).
پیکرههای زبانیِ استفادهشده در این پژوهش:
۱. books.google.com
۲. کتابخانۀ دیجیتال نور
فرهاد قربانزاده
@azvirayesh
❤1👏1
Audio
حدود دو سال و نیم پیش برای نخستین بار در این کانال نکتههای نویافتهای دربارۀ واژههای پیشخان و پیشخوان منتشر کردیم. این فرسته نیز مانند بسیاری از فرستههای دیگرِ کانالِ «از ویرایش» از کملطفی عزیزانی که حاصل پژوهشهای دیگران را بی ذکر منبع منتشر میکنند در امان نماند.
اینک چکیدۀ آن پژوهش:
پیشخانه به معنی «رواق» یا «ورودی سرپوشیدۀ ساختمان» هم هست.
پیشخان یا جلوخان دربندی در بیرون مسجد و در پیشگاه آن بود که بیشتر ساختمانهای وابسته به آن میپیوست.
پیشخوان به معنی «وردست یا مرید مرشد نقال که پیش از او بهعنوان مقدمه غزلی یا قطعهای به آواز برای جلب توجه دوستداران به نقل میخواند» نیز هست.
در فارسی میانه xwān به معنی «میز» هم بودهاست و این معنی به فارسی نو نیز رسیدهاست. ازاینرو، یکی از معنیهای پیشخوان «میز یا صندوقی است که در پیش روی کاسب یا فروشنده قرار دارد».
گویا پیشخان در معنی «کانتر» فقط چند دهه قدمت دارد. نوشتن پیشخوان بهصورت پیشخان همان اندازه درست است که خواهر را خاهر بنویسیم.
متن کامل: اینجا
١۴٠٣/٠۶/١٠
▫️فرهاد قربانزاده
▫️با صدای سعیده فضلوی
@azvirayesh
اینک چکیدۀ آن پژوهش:
پیشخانه به معنی «رواق» یا «ورودی سرپوشیدۀ ساختمان» هم هست.
پیشخان یا جلوخان دربندی در بیرون مسجد و در پیشگاه آن بود که بیشتر ساختمانهای وابسته به آن میپیوست.
پیشخوان به معنی «وردست یا مرید مرشد نقال که پیش از او بهعنوان مقدمه غزلی یا قطعهای به آواز برای جلب توجه دوستداران به نقل میخواند» نیز هست.
در فارسی میانه xwān به معنی «میز» هم بودهاست و این معنی به فارسی نو نیز رسیدهاست. ازاینرو، یکی از معنیهای پیشخوان «میز یا صندوقی است که در پیش روی کاسب یا فروشنده قرار دارد».
گویا پیشخان در معنی «کانتر» فقط چند دهه قدمت دارد. نوشتن پیشخوان بهصورت پیشخان همان اندازه درست است که خواهر را خاهر بنویسیم.
متن کامل: اینجا
١۴٠٣/٠۶/١٠
▫️فرهاد قربانزاده
▫️با صدای سعیده فضلوی
@azvirayesh
👍1👏1
Forwarded from Matnook | ﻣﺘﻨﻮک (سید محمد بصام)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نکتۀ سوم:
در مجموعهفرهنگهای سخن، بهاشتباه واژۀ «پیشخان» در هر دو معنا آمده (۱. ورودی سرپوشیدۀ ساختمان و ۲. میز یا فضایی که از پشت آن به مشتری کالا یا خدمتی عرضه میشود) و «پیشخوان» نیز به «پیشخان» ارجاع داده شدهاست؛ درصورتیکه هریک باید در مدخل جداگانهای بیایند، زیرا دو واژه با معنا و کاربرد متفاوتاند.
همچنین فرهنگستان زبان و ادب فارسی «پیشخان» را برای عبارتهای front office و front desk تصویب کردهاست که معادل درست آن «پیشخوان» است.
#املا_رسمالخط #واژهشناسی
سید محمد بصام
@Matnook_com
www.matnook.com
instagram.com/matnook_com
در مجموعهفرهنگهای سخن، بهاشتباه واژۀ «پیشخان» در هر دو معنا آمده (۱. ورودی سرپوشیدۀ ساختمان و ۲. میز یا فضایی که از پشت آن به مشتری کالا یا خدمتی عرضه میشود) و «پیشخوان» نیز به «پیشخان» ارجاع داده شدهاست؛ درصورتیکه هریک باید در مدخل جداگانهای بیایند، زیرا دو واژه با معنا و کاربرد متفاوتاند.
همچنین فرهنگستان زبان و ادب فارسی «پیشخان» را برای عبارتهای front office و front desk تصویب کردهاست که معادل درست آن «پیشخوان» است.
#املا_رسمالخط #واژهشناسی
سید محمد بصام
@Matnook_com
www.matnook.com
instagram.com/matnook_com
💩4
Forwarded from از ویرایش (فرهاد قربانزاده)
کدام گزینه را بیشتر میپسندید؟
Anonymous Poll
8%
فیدبک
86%
بازخورد، واکنش
6%
صبحها به عشقِ گفتنِ «فیدبک» از خواب بیدار میشوم. «فیدبک» را از من نگیر.
👍1😁1
Forwarded from Matnook | ﻣﺘﻨﻮک (سید محمد بصام)
#فارسی_چه_بدی_داشت_که_یک_بار_نگفتی!
«بازخورد» معادل واژۀ انگلیسی feedback است. فرهنگستان زبان و ادب فارسی عبارت «بازخورد منفی» را برای negative feedback تصویب کردهاست و «بازخورد مثبت» را برای positive feedback. این دو عبارت در حوزۀ روانشناسی هم بهکار میروند و طبق فرایند گردهبرداری ساخته شدهاند.
۱۴۰۲/۰۲/۰۷
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
«بازخورد» معادل واژۀ انگلیسی feedback است. فرهنگستان زبان و ادب فارسی عبارت «بازخورد منفی» را برای negative feedback تصویب کردهاست و «بازخورد مثبت» را برای positive feedback. این دو عبارت در حوزۀ روانشناسی هم بهکار میروند و طبق فرایند گردهبرداری ساخته شدهاند.
۱۴۰۲/۰۲/۰۷
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
🤮2👏1👨💻1