همانندیاب – Telegram
همانندیاب
800 subscribers
107 photos
20 videos
2 files
114 links
در کانال همانندیاب، همراه با احترام و بدون هیچ‌گونه داوری‌، فرسته‌های مشابه در زمینهٔ ویرایش را منتشر می‌کنیم. فرستۀ قدیمی‌تر را در ابتدا می‌آوریم.
Download Telegram
Forwarded from از ویرایش (فرهاد قربان‌زاده)
کدام گزینه را بیشتر می‌پسندید؟
Anonymous Poll
10%
مع‌الاسف
90%
با دریغ، با تأسف، دریغا که، افسوس که، ...
Forwarded from از ویرایش (فرهاد قربان‌زاده)
کدام گزینه را بیشتر می‌پسندید؟
Anonymous Poll
8%
من‌حیث‌المجموع
92%
درمجموع، روی‌هم‌رفته
Forwarded from از ویرایش (فرهاد قربان‌زاده)
کدام گزینه را بیشتر می‌پسندید؟
Anonymous Poll
21%
و امثالهم
79%
و مانند آن‌ها
Forwarded from Matnook | ﻣﺘﻨﻮک (سید محمد بصام)
۲۵ واژۀ عربیِ رایج در فارسی و برابر آن‌ها
به‌مناسبت ۲۵ اردیبهشت، روز پاسداشت زبان فارسی

ایاب‌وذهاب ← رفت‌وآمد/ رفت‌وبرگشت
حق‌الزحمه ← دستمزد
حوادث غیرمترقبه ← پیشامدهای ناگهانی
دایرة‌المعارف ← دانش‌نامه
سایرِ ← دیگر
سریع‌السیر ← تندرو
صعب‌العلاج ← سخت‌درمان
عکس‌العمل ← واکنش
علی‌الخصوص ← به‌ویژه
فارغ‌التحصیل ← دانش‌آموخته
فوق‌الذکر ← پیش‌گفته/ یادشده
فی‌المثل ← برای نمونه
قدیم‌الایام ← دیرباز/ گذشته‌های دور
قرون وسطیٰ ← سده‌های میانه
کثیرالانتشار ← پرشمارگان
کشف‌الآیات ← آیه‌یاب
کشف‌الابیات ← بیت‌یاب
کمافی‌السابق ← مانند گذشته/ همچنان
لاینفک ← جدانشدنی/ جدایی‌ناپذیر
لوازم‌التحریر ← نوشت‌افزار
محترقه ← آتش‌زا
محیرالعقول ← شگفت‌انگیز
مع‌الاسف ← با افسوس/ با دریغ
من‌حیث‌المجموع ← روی‌هم‌رفته
و امثالهم ← و مانند آن‌ها/ این‌ها

یادآوری:
هنگامی می‌توانیم واژۀ فارسی را بر واژۀ بیگانه ترجیح دهیم که هردو دست‌کم به‌لحاظ سبکی و معنایی یکسان باشند و بتوان آن‌ها را با ارزش یکسان به‌کار برد. برای نمونه، «دانش‌نامه» بر «دایرة‌المعارف» ترجیح دارد، ولی «کارمایۀ» فارسی بر «انرژیِ» فرانسوی ترجیح ندارد یا به‌جای «مراقب آزمون سراسری» نمی‌گوییم و نمی‌نویسیم «نگهبان/ دیده‌بان آزمون سراسری».
#ویرایش_زبانی #واژه‌شناسی
۱۴۰‌۲/۰‌۲/۲‌‌‌۵
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
🤮32🔥1👏1💯1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مقالۀ «نقد و بررسی غلط ننویسیم»، فرهاد قربان‌زاده، مجلۀ فرهنگ‌نویسی، شمارۀ ۱۴، شهریور ۱۳۹۸، صفحه‌های ۱۵۷ـ۲۰۳.
قیاس کنید با نکتهٔ شمارهٔ ۳ در پست زیر:
Forwarded from Matnook | ﻣﺘﻨﻮک (ادمین مؤسسهٔ متنوک)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
۱) عبارت «روی کسی یا چیزی حساب کردن» یکی از هزاران گرده‌برداریِ رایج در زبان فارسی است و درست است. عبارت انگلیسی آن این است:
to count on someone or something.

۲) این عبارت در گونۀ غیررسمی و گفتاری به‌کار می‌رود و، مانند هزاران تعبیر مَجازی دیگر، درست است. بسنجید با «سر کسی توی حساب بودن» و «کسی را به‌حساب آوردن»، و مانند این‌ها.

۳) اگر بخواهیم «روی کسی یا چیزی حساب کردن» را ــ صِرف این‌که گرده‌برداری است ــ نادرست بدانیم، باید هزاران عبارت این‌چنینی و همانند آن را هم نادرست بدانیم.

۴) این عبارت را می‌توانیم در متن‌‌های گفتاری و غیررسمی، برای مثال در داستان، به‌کار ببریم و در متن‌های معیار، به‌مناسبت، از دیگر تعابیر مشابه استفاده کنیم.

اگر مترجم یا ویراستارید، اینجا را ببینید.
#گرده‌برداری
۱۴‌۰۰‌/‌۱۰/‌۱‌‌۶‌
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
🤬3💩1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تفاوت «املا» و «رسم‌الخط»
در سال‌های اخیر، دربارۀ املا و رسم‌الخط بسیار نوشته‌اند، ولی آنچه در این میان مغفول مانده تعریف و بیانِ تفاوتِ این دو بوده است. اگر میانشان تفاوتی قائل شویم، توضیح تفاوتِ صورت یا صورت‌های نوشتاریِ کلمات آسان می‌شود.
به نظر نگارنده، "املا" را می‌توان نحوۀ نوشتنِ کلمه دانست هنگامی که آن کلمه "فقط یک صورتِ نوشتاریِ درست" داشته باشد، مثل «سؤال، مسائل، انضباط، حتماً، ارائه». برای یافتنِ املای صحیحِ کلمات، باید به فرهنگ‌های معتبر رجوع کرد. بنابراین، آنجا که سخن از املاست، کسی اجازه ندارد بگوید که من دوست دارم بنویسم «حتمن» یا «مسایل» یا «ارایه».
ولی "رسم‌الخط" نحوۀ نوشتن کلمه است هنگامی که آن کلمه "بیش از یک صورتِ نوشتاریِ درست" داشته باشد؛ مثل «آزادیبخش/ آزادی‌بخش، مسئله/ مسأله، نامۀ من/ نامه‌ی من، اتو/ اطو، خانه‌ای/ خانه‌ئی/ خانه‌یی». برای یافتنِ رسم‌الخطِ مُختارِ کلمات و تکواژها باید به دستورِخط‌ها و شیوه‌نامه‌های ناشران و مؤسسات معتبر فرهنگی و انتشاراتی، ازجمله فرهنگستان زبان و ادب، رجوع کرد. وقتی کلمه‌ای بیش از یک صورتِ نوشتاریِ درست داشته باشد، نویسنده و مترجم و ویراستار می‌توانند یکی از آن صورت‌های درست را، البته به شرط رعایت یک‌دستی و تطابق با رسم‌الخط ناشر، برگزینند. مثلاً ما نمی‌توانیم بگوییم «خانه‌ئی» و «خانه‌یی» "غلط" است، بلکه می‌توانیم بگوییم که «خانه‌ای» از آن دو رایج‌تر و پذیرفته‌تر است.

هومن عباسپور، «نگاه ویراستار»، مجلۀ «جهان کتاب»، ش 327-328، ص 42.
@anjomanvirastaran
👍6
Forwarded from Matnook | ﻣﺘﻨﻮک (سید محمد بصام)
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
تفاوت «املا» و «رسم‌الخط» چیست؟
بهترین منبع برای این دو کدام است؟

📍توضیح این نکته را در کارگاه ببینید!
#املا_رسم‌الخط
۱‌۴‌۰‌۱/‌۱‌۰/۲‌‌‌۶‌‌‌
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
👎61
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
«پیش "غازی" و معلق‌بازی»
«غازی» یعنی «بندباز» (البته معنای دیگری هم دارد: جنگ‌جو). مراد از این تعبیرِ عامیانه این است که «پیشِ کسی که "روی بند" معلق می‌زند و شیرین‌کاری می‌کند، معلق‌زدن هنرنماییِ‌ ناچیز و مسخره‌ای است.»
«قاضی» ربطی به «معلق‌زدن» ندارد و برخی هم، از سر ناآگاهی، می‌گویند «پیش لوطی و معلق‌بازی»، که باز هم رابطۀ روشنی میان «لوطی» و «معلق‌زدن» نمی‌توان یافت.

هومن عباسپور
@anjomanvirastaran
👍4
بهروز صفرزاده، داستان واژه‌ها، کاوشی در دویست و سی واژه و اصطلاح، کتاب بهار، ۱۳۹۸.
👍5
Forwarded from Matnook | ﻣﺘﻨﻮک
پیش غازی و معلّق‌بازی؟

واژهٔ «غازی» به‌ معنای «بندباز و معرکه‌گیر» است. در گذشته، به کسی که در حضور دیگران بندبازی و حرکات خارق‌العاده می‌کرد،‌ ازجمله معلّق زدن، غازی می‌گفتند. بنابراین مَثَلِ «پیش غازی و معلّق‌بازی» در جایی به‌کار می‌رود که کسی بخواهد نزد شخصِ همه‌فن‌حریف و باتجربه ادعای زرنگی و زیرکی کند و او را بفریبد. پس «غازی» درست است، نه *قاضی. اما چون واژۀ «غازی» در فارسیِ امروز کاربردی ندارد و قاضیان نیز معمولاً با افراد رند و کلاش و کلاه‌بردار سروکار دارند و چون تلفظِ هر دو واژه‌ یکی است، این گمان قوت گرفته که لابد «قاضی» املای درستِ این واژه است.

یادآوری:
«غازی» (در عربی، اسم فاعل از «غ‌زو») به معنای «جنگجو و مجاهد» هم هست: «دانا چو طبلۀ عطار است خاموش و هنرنمای و نادان خود طبل غازی بلندآواز و میان‌تهی.» (گلستان)

سید محمد بصام
@Matnook_com
👎5
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from انجمن صنفی ویراستاران (هومن عباسپور)
«دونقطۀ نادرست»

هرگز روی جلد کتاب یا در صفحۀ عنوان ننویسید: «نوشتۀ: فلانی؛ ترجمۀ: بهمانی»؛ چون در این‌گونه ساخت‌ها دو طرفِ دونقطه (:) باید برابر و هم‌معنا باشند.
«نوشتۀ: ارنست همینگوی؛ ترجمۀ: نجف دریابندری» یعنی «همینگوی "نوشتۀ" است و دریابندری "ترجمۀ"»!
اگر می‌نویسید «نوشتۀ» یا «ترجمۀ»، دیگر بعدش دونقطه نمی‌خواهد.
بنابراین، یا بنویسید «نوشتۀ فلانی؛ ترجمۀ بهمانی» یا بنویسید «نویسنده: فلانی؛ مترجم: بهمانی».
در جلدهای چهارم تا ششم دانشنامۀ جهان اسلام این اشتباه رخ داده بود و در صفحۀ عنوان نوشته‌ بودند «زیر نظر: غلامعلی حدادعادل»، ولی از جلد هفتم به بعد این اشتباه را تصحیح کردند و دونقطه را برداشتند.
#دونقطه #نشانه‌گذاری

هومن عباسپور
@anjomanvirastaran
👍3
Forwarded from Matnook | ﻣﺘﻨﻮک
یک دونقطۀ غلط!

نام‌هایی که روی جلد و در صفحۀ عنوان و صفحۀ حقوقی می‌آیند با دونقطه از عنوانشان جدا می‌شوند. مثال:
- مؤلف: علی‌اشرف صادقی
- مترجم: هومن پناهنده
- مصحح: غلامحسین یوسفی

اما وقتی به‌جای «مؤلف» و «مترجم» و «مصحح» نوشته شود «تألیفِ/ نوشتۀ» یا «ترجمۀ» یا «تصحیحِ»، دیگر نیازی به دونقطه نیست. مثال:
- تألیفِ/ نوشتۀ علی‌اشرف صادقی
- ترجمۀ هومن پناهنده
- تصحیحِ غلامحسین یوسفی

یادآوری:
"ترجمۀ: هومن پناهنده" یعنی هومن پناهنده ترجمۀ است! پس دونقطه اضافی است و در صورتی گذاشته می‌شود که به‌جای «ترجمۀ» نوشته باشیم «مترجم». اما "مترجم: هومن پناهنده" یعنی هومن پناهنده مترجم است، چون دو طرفِ دونقطه برابرند.

بنابراین، دونقطه‌های زیر،‌ که در تصویر بالا آمده‌اند، اضافی و نادرست‌اند:
- زیر نظر: غلامعلی حدّاد عادل
- به سرپرستی: احمد سمیعی (گیلانی)

نکته:
«به کوششِ»، «به همتِ»، «به اهتمامِ»، «به تصحیحِ»،‌ «به سرپرستیِ»، «به قلمِ»، «به مدیریتِ»، «به کارگردانیِ»، و گروه‌هایی از این دست همیشه بافاصله نوشته می‌شوند و بعد از آن‌ها،‌ چنان‌که گفته شد، دونقطه نمی‌آید.

سید محمد بصام
@Matnook_com
👎7👍2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from از ویرایش (فرهاد قربان‌زاده)
دربارۀ واژۀ شلنگ / شیلنگ
واژۀ شیلنگ به معنی «لوله‌ای خم‌شدنی برای جابه‌جایی آب و مایعات دیگر» در فرهنگ فارسی (معین ۱۳۴۲ـ۱۳۴۷) برگرفته از «آلمانی: schlange [درست: Schlange] یا انگلیسی: Schelling» دانسته شده‌است. در لغت‌نامه (دهخدا و همکاران ۱۳۷۷) خاستگاه واژۀ شیلنگ ذکر نشده‌است. مؤلف فرهنگ فارسی عمید (۱۳۶۳) خاستگاه واژۀ شیلنگ را واژۀ انگلیسیِ Shelling دانسته‌است. در این سه فرهنگ واژۀ شلنگ مدخل نشده‌است. در فرهنگ بزرگ سخن واژۀ شیلنگ اصل قرار گرفته و واژۀ شلنگ به آن ارجاع داده شده‌است. در این فرهنگ ریشۀ شیلنگ با نشانۀ پرسش از آلمانی دانسته شده‌است: «از آلمانی: Schlange؟». در فرهنگ فارسی (صدری‌افشار و همکاران ۱۳۹۶) نیز شیلنگ مدخل اصلی شده و شلنگ به آن ارجاع داده شده و ذیل شیلنگ آورده‌اند که واژۀ شلنگ «گفتاری» است. در این فرهنگ ریشۀ واژه‌ها نیامده‌است.
بشیری (Bashiri 1994, p. 115) به‌درستی واژۀ شلنگ را برگرفته از واژۀ روسیِ šlang به همین معنی رایج در فارسی می‌داند (نیز، نک. Rezapour and Abdollahi 2021, p. 54). صادقی (۱۳۸۴، ص ۲۹) نیز، ضمن تأیید سخن بشیری، می‌افزاید که «آلمانیِ این کلمه Schlauch است». نگارنده یادآور می‌شود که واژۀ Schlange در آلمانی به معنی «مار» است.
چون واژۀ روسی در این زبان šlang تلفظ می‌شود، در فارسی بهتر است شلنگ را گونۀ معیار و شیلنگ را گونۀ غیرمعیار بدانیم. ازاین‌رو، در فرهنگ بزرگ سخن و فرهنگ فارسی (صدری‌افشار و همکاران ۱۳۹۶) نیز، برخلاف روش کنونی، بهتر است شیلنگ به شلنگ ارجاع داده شود.
تحول شلنگ به شیلنگ را می‌توان با تحول شپش به شیپیش، شِش به شیش، شِکستن به شیکستن، شِکم به شیکم، و شِکَر به شیکر سنجید.

منابع:
دهخدا، علی‌اکبر (و همکاران) (۱۳۷۷)، لغت‌نامه، تهران، مؤسسهٔ لغت‌نامهٔ دهخدا.
صادقی، علی‌اشرف (۱۳۸۴)، «کلمات روسی در زبان فارسی و تاریخچهٔ ورود آن‌ها»، مجلهٔ زبانشناسی، شمارهٔ ۴۰.
صدری‌افشار، غلامحسین و نسرین حَکَمی و نسترن حَکَمی (۱۳۹۶)، فرهنگ فارسی، ویراست دوم، تهران، فرهنگ معاصر.
عمید، حسن (۱۳۶۳)، فرهنگ فارسی عمید، سه جلد، تهران، امیرکبیر.
معین، محمد (۱۳۴۲ـ۱۳۴۷)، فرهنگ فارسی، تهران، امیرکبیر، جلد ۱ـ۴.
Bashiri, Iraj (1994), ‘Russian Loanwords in Persian and Tajiki Languages’, Persian Studies in North America, studies in Honor of Mohammad Ali Jazayeri, Edited by Mehdi Marashi, Iranbooks, Bethesda, Maryland.
Rezapour, Rouhollah and Moussa Abdollahi (2021), The Dictionary of Russian Loanwords in Persian: Arash, London, Candle & Fog Publishing Ltd.
۱۴۰۳/۰۳/۲۹
▫️فرهاد قربان‌زاده
@azvirayesh
4👍2😁1