همانندیاب – Telegram
همانندیاب
800 subscribers
107 photos
20 videos
2 files
114 links
در کانال همانندیاب، همراه با احترام و بدون هیچ‌گونه داوری‌، فرسته‌های مشابه در زمینهٔ ویرایش را منتشر می‌کنیم. فرستۀ قدیمی‌تر را در ابتدا می‌آوریم.
Download Telegram
به‌مناسبت پنجم مهر، روز گردشگری و جهانگردی، با چند واژۀ مصوّب فرهنگستان زبان و ادب فارسی آشنا شویم:

🏕 گردشگر (tourist)
شخصی که به‌طور موقت محل زندگی خود را به قصد سفر و بازدید از مکان‌های دیدنی ترک می‌‏کند.

🏕 گشت (tour)
هر نوع سفر برنامه‌‏ریزی‌‏شده به یک یا چند مقصد و برگشت به مبدأ.

🏕 پرنده‌نگری (bird watching)
تماشای پرندگان به قصد تفریح یا اهداف علمی.

🏕کوله‌گرد (back packer)
گردشگری که با کوله‌پشتی به سفر یا پیاده‌روی می‌پردازد.

🏕 بوم‌کلبه (ecolodge)
اقامتگاهی معمولاً کوچک و گران در نزدیکی محدودۀ حفاظت‌شده یا داخل آن، به‌ویژه برای طبیعت‌گردان.

🏕 سرسرا (lobby)
تالار ورودی مهمانخانه/ هتل.

🏕 پذیرش (reception)
محلی در مهمانخانه/ هتل که مهمانان و مراجعه‌‏کنندگان در هنگام ورود، به آنجا مراجعه و تقاضای خود را بیان می‌‏کنند.

اعضای کارگروه تخصصی گردشگری و جهانگردی گروه واژه‌گزینی:
دکتر محمود امامی نائینی، فریدون تبریزی، شعله جلیلی، مرحوم دکتر عباس خاقانی، اسدالله ژیان رئیس‌روحانی، دکتر محمود عبدالله‌زاده، محمدمهدی ضیاءالدین، جهاندار مظاهری، مونا میرحسینی، جلال نصیریان.

@theapll
4👍1
Forwarded from زین قند پارسی - علیرضا حیدری (علیرضا حیدری)
شکّرشکن شوند همه طوطیان هند
«زین قند پارسی» که به بنگاله می‌رود
حافظ

به‌مناسبت پنجم مهر، روز گردشگری و جهانگردی، با چند واژۀ مصوّب فرهنگستان زبان و ادب فارسی آشنا شویم:

🏕 گردشگر (tourist)
شخصی که به‌طور موقت محل زندگی خود را به قصد سفر و بازدید از مکان‌های دیدنی ترک می‌‏کند.

🏕 گشت (tour)
هر نوع سفر برنامه‌‏ریزی‌‏شده به یک یا چند مقصد و برگشت به مبدأ.

🏕 پرنده‌نگری (bird watching)
تماشای پرندگان به قصد تفریح یا اهداف علمی.

🏕کوله‌گرد (back packer)
گردشگری که با کوله‌پشتی به سفر یا پیاده‌روی می‌پردازد.

🏕 بوم‌کلبه (ecolodge)
اقامتگاهی معمولاً کوچک و گران در نزدیکی محدودۀ حفاظت‌شده یا داخل آن، به‌ویژه برای طبیعت‌گردان.

🏕 سرسرا (lobby)
تالار ورودی مهمانخانه/ هتل.

🏕 پذیرش (reception)
محلی در مهمانخانه/ هتل که مهمانان و مراجعه‌‏کنندگان در هنگام ورود، به آنجا مراجعه و تقاضای خود را بیان می‌‏کنند.


با #زین_قند_پارسی همراه شویم و هر روز یک نکتۀ ویرایشی بیاموزیم.
#علیرضا_حیدری
@qande_parsi
https://news.1rj.ru/str/qande_parsi
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from از ویرایش (فرهاد قربان‌زاده)
Tufan, Nufidan, Navidan.pdf
771.3 KB
مقالۀ «دربارﮤ واژه‌های طوفان و نوفیدن و نَویدن»، فرهاد قربان‌زاده، مجلۀ فرهنگ‌نویسی، شمارۀ ۱۵، اسفند ۱۳۹۸، صفحه‌های ۱۳۵ـ۱۶۷.
۱۳۹۹/۰۴/۱۶
فرهاد قربان‌زاده
@azvirayesh
Forwarded from از ویرایش (فرهاد قربان‌زاده)
دربارۀ واژۀ طوفان
برخی معتقدند واژﮤ فارسی توفان صفت است و به‌معنای «غرّان، دمان» است و ربطی به «باد و باران بسیار شدید» ندارد. این واژه صفت فاعلی از مصدر توفیدن به‌معنای «فریادِ بلند کشیدن» یا «غرّیدن و خروشیدن» است: ز آوازِ گُردان بتوفید کوه / زمین شد ز نعل ستوران ستوه (فردوسی). واژﮤ توفنده به‌معنای «غرّنده و خروشنده» نیز از همین فعل مشتق شده‌است.

پاسخ:
در تصحیح این دیدگاه، که متأسفانه به‌گستردگی در منابع ویرایش زبانی نیز آمده، باید گفت:
۱. در فارسی فعل توفیدن وجود نداشته‌است و صورت رایج آن نوفیدن بوده‌است (اینجا را ببینید). درنتیجه، توفان ربطی به توفیدن ندارد. توفان تصرفی است که فارسی‌زبانان دست‌کم از سدﮤ یازدهم قمری در املای واژﮤ معرّبِ طوفان کرده‌اند. این املا ظاهراً نخستین بار در برهان قاطع ضبط شده و از آنجا به فرهنگ‌ها و منابع دیگر راه یافته‌است.
۲. نگارنده هیچ شاهدی برای توفان در معنی صفتی نیافته‌است و اینکه در برخی منابع واژﮤ توفان صفت دانسته شده ظاهراً بر اساسی نیست. به سخن دیگر، توفان واژه‌ای ممکن است، نه موجود. یعنی می‌توان از بن فعل مصحّفِ توفیدن (توف) و پسوند صفت‌ساز - ﺎن واژﮤ توفان را ساخت (بسنجید با خندان)، ولی ظاهراً تاکنون چنین واژه‌ای ساخته نشده‌است.
۳. توفنده نیز از همین بن فعلِ مصحّف ساخته شده‌است. قدیم‌ترین شاهدی که نگارنده برای توفنده یافته از ملک‌الشعراء بهار است.
۴. در شعر فردوسی نیز باید «بتوفید» را به «بنوفید» اصلاح کرد (شاهنامه، تصحیح خالقی مطلق، چاپ سخن، دوجلدی، ۱۳۹۳، ج ۱، ص ۲۴۵). در فرهنگ بزرگ سخن (ذیل توفیدن) این شاهد فردوسی نقل شده و در آنجا معنی «نوفیدن» در این بیتِ فردوسی «لرزیدن» ذکر شده‌است، نه «فریاد بلند کشیدن» و «غرّیدن و خروشیدن».
۱۳۹۹/۰۷/۰۵
فرهاد قربان‌زاده
@azvirayesh
👍4
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
فرستۀ بی‌منبع
زمان استوری
۵ مهر ۱۴۰۳ = ۲۶ سپتامبر ۲۰۲۴
👎7👍3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from گزین‌گویه‌ها (بهروز صفرزاده)
تشابهِ آوایی و انحرافِ واژگانی

پاچه‌خاری
پاچه‌خاری، یعنی خاراندنِ پاچۀ کسی به قصدِ لذت‌بخشی، جای‌گزینِ مؤدبانه‌ای برای واژۀ زشتِ خایه‌مالی است. چاپلوسی و خودشیرینی هدفِ مشترکِ هر دو عمل است. خار بنِ مضارعِ خاریدن (به معنیِ خاراندن) است. تشابهِ آواییِ جزءِ دومِ این واژه با واژه‌هایی چون آدم‌خواری و خام‌خواری و گیاه‌خواری باعث شده که خیلی‌ها به غلط آن را پاچه‌خواری بنویسند.

خفقان
خفقان در عربی یعنی تپشِ‌قلب، اما تشابهِ آوایی‌اش با واژۀ فارسیِ خفه باعث شده که فارسی‌زبانان آن را به معنیِ خفگی بپندارند و حتی آن را به صورتِ خفه‌خون تحریف کنند.

دوبله‌سوبله
واژۀ فرانسویِ دوبله (doublé) ربطی به واژۀ فارسیِ دو (عددِ ۲) ندارد، اما فارسی‌زبانان دو حرفِ اولش را همان عددِ دو پنداشته‌اند و بر اساسِ اعدادِ سه و چهار واژه‌های سوبله و چوبله را ساخته‌اند.

دوقلو
دوقْلو در ترکی از دو جزءِ دوق (زای‌مان) + -لو (پس‌وند) تشکیل شده‌است و به معنیِ مربوط به زای‌مان است، اما فارسی‌زبانان دو حرفِ اولش را عددِ دو (۲) پنداشته‌اند. علتش این است که دو نوزاد هم‌زمان از یک شکم بیرون می‌آیند. فارسی‌زبانان به همین قیاس واژه‌های سه‌قلو و چهارقلو و... را هم ساخته‌اند.

متالورژی، نه متالوژی
واژۀ فرانسویِ métallurgie (متالورژی)، به معنیِ فلزشناسی، از دو جزء تشکیل شده، که جزءِ اولش به معنیِ فلز و جزءِ دومش به معنیِ کار است.
بعضی‌ها به غلط به‌ جای متالورژی می‌گویند و می‌نویسند متالوژی (بدونِ «ر»). علتِ این اشتباه وجودِ واژه‌های فرانسویِ زیادی است که به -لوژی ختم می‌شوند، مانندِ بیولوژی (biologie) و تکنولوژی (technologie) و رادیولوژی (radiologie) و سیتولوژی (cytologie).
دقت شود که جزءِ دومِ واژۀ متالورژی urgie است، نه logie.
املای انگلیسیِ این واژه هم metallurgy است.
اصلاً در فرانسوی و انگلیسی واژه‌ای با املای metalogie یا metalogy وجود ندارد.

نوستالژی
واژۀ فرانسویِ nostalgie (نوستالْژی) از ریشۀ لاتینی و یونانی و متشکل از دو جزء است که روی‌ِهم‌رفته دردِ بازگشت معنی می‌دهند. تشابهِ این واژه با واژه‌های مختوم به -لوژی (logie-)، مانندِ بیولوژی و رادیولوژی، باعث شده که بعضی‌ها آن را به غلط نوستالوژی تلفظ کنند.

وهله
واژۀ عربیِ وهله با همین املا درست است. بعضی‌ها تحتِ تأثیرِ معنی و املای واژۀ مرحله آن را به غلط وحله می‌نویسند.

#واژه‌شناسی
7👍6
همانندیاب
Photo
قیاس کنید با قسمت یادآوری در پست زیر:
Forwarded from Matnook | ﻣﺘﻨﻮک (سید محمد بصام)
وی در حال «پاچه‌خاری» است!

خار: بن مضارع فعل «خاریدن» (به معنای «خاراندن»)
پاچه‌خار: آن‌که برای چاپلوسی و خودشیرینی، پاچۀ کسی را می‌خارانَد؛ آشمال*؛ خایه‌مال؛ متملّق؛ مَجیزگو

خوار: بن مضارع فعل «خوردن» («خواردن»)
گوشت‌خوار: ویژگی آن‌که گوشت می‌خورَد

★ «آشمال» مرکب است از «آش» (= «آهار جامه») و «مال» (بن مضارع فعل «مالیدن») و به کسی گفته می‌شود که آش (یعنی آهار) را بر جامه می‌مالد. در برخی از شهرها، «آشمال» مَجازاً به معنای «پاچه‌خار» به‌کار می‌رود و «آشمالی» به معنای «پاچه‌خاری».

یادآوری:
در ذیل فرهنگ بزرگ سخن (ص ۱۲۷)، «پاچه‌خار» به‌اشتباه «پاچه‌خوار» نوشته شده‌است که باید در ویراست بعدی ‌آن اصلاح شود.
#واژه‌شناسی
۱۴۰‌‌۲/۰‌‌۶/۲‌۱‌
سید محمد بصام
@Matnook_com
instagram.com/matnook_com
👍5👎2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from از ویرایش (فرهاد قربان‌زاده)
نقد و بررسی غلط ننویسیم.pdf
857.7 KB
مقالۀ «نقد و بررسی غلط ننویسیم»، فرهاد قربان‌زاده، مجلۀ فرهنگ‌نویسی، شمارۀ ۱۴، شهریور ۱۳۹۸، صفحه‌های ۱۵۷ـ۲۰۳.
۱۳۹۹/۰۳/۲۱
فرهاد قربان‌زاده
@azvirayesh
5
مقالۀ «نقد و بررسی غلط ننویسیم»، فرهاد قربان‌زاده، مجلۀ فرهنگ‌نویسی، شمارۀ ۱۴، شهریور ۱۳۹۸، صفحه‌های ۱۹۱ و ۱۹۲.
۱۳۹۹/۰۳/۲۱
6
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
منبع


منابع غلط ننویسیم


نشست برخط نقد و بررسی کتاب غلط ننویسیم
با همکاری انجمن علمی مترجمی زبان انگلیسی دانشگاه بین‌المللی امام خمینی، ۳ خرداد ۱۴۰۲
۱۴۰‌۲/۰‌‌۳‌/۰‌۳
🤬4👍3🤷‍♂2👎1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
«وقتی ما می‌خوایم یک مطلبی از کسی نقل بکنیم، قطعاً باید نام ببریم که این مطلب از فلانی‌ست یا از فلان‌جا گرفته شده. وقتی که نام نمی‌بریم، یعنی از ماست.»
(سید محمد بصام)

منبع
😁10👏3🤡3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM