آگوا – Telegram
آگوا
282 subscribers
2.77K photos
103 videos
27 files
211 links
@storyofagua برای گوش‌ها

نموو.
Download Telegram
Forwarded from ناهمگون
من نیاز دارم دست‌هات رو بذاری روی چشمام و بهم بگی نیازی نیست چیزیو ببینم تا وقتی پیشمی. تاریک و امن.
شیرینی فراق کم از شور وصل نیست
گر عشق مقصد است خوشا لذت مسیر

چشم انتظار حادثه‌ای ناگهان مباش
با مرگ زندگی کن و با زندگی بمیر

فاضل نظری
آه اِی نورالهی
اِی کامیابی نیا
Forwarded from خط سوم (MM Pouya)
یه جوری بغلم کن که انگار تا هر وقت که چشم باز کنم، هستی.
Forwarded from خط سوم (MM Pouya)
یه جوری بغلم کن که انگار حق ماست، حق پذیرفته شده ما از جهان.
Forwarded from خط سوم (MM Pouya)
یه جوری بغلم کن که انگار می‌دونی واقعی‌ام.
Forwarded from خط سوم (MM Pouya)
یه جوری بغلم کن که احساس کنم همه چیز سرجاشه.
Forwarded from خط سوم (MM Pouya)
یه جوری بغلم کن که نفس عمیق بکشم از عمق آسودگی، عمق نور، عمق سازگاری.
Forwarded from | نیلی | (Zeinab Hosseini)
یه جوری بغلم کن که صدای قلبت رو بشنوم؛ آروم، طولانی و ممتد.
Forwarded from | نیلی | (Zeinab Hosseini)
یه جوری بغلم کن که عطرت بمونه رو تنم.
Forwarded from | نیلی | (Zeinab Hosseini)
یه جوری بغلم کن که بینمون ترس نباشه.
[اعلام وضعیت]

امروز٫دیروز روز خوبی بود.
صبح امتحان بیوشیمی رو خوب دادم.
بعد هم اوقات خوبی داشتم خندیدم دلم شاد بود لحظه‌هام کیفیت داشت.

بعد فیلم قطار بوسان رو دیدم، ترسناک بود و دلهره‌آور، بیشتر از چیزی که فکر میکردم غمگین کننده بود.

تو بولت ژورنالم یه قسمتی دارم که ته روز فکرامو مینویسم امروز یهو نوشته هام سمت غم رفت، سمت اینکه چه چیزایی رو حس میکنم و اندوه ایجاد میکنن واسم.

حالام دارم فکر میکنم
من برای هر بار خوب بودن تلاش میکنم.
حواسم رو پرت میکنم عملگرایی میکنم سرم رو شلوغ میکنم ولی لحظه‌هایی هست که میترسم، دلم خالی میشه و احساس میکنم عبور کردن چقدر سخته،
قلبم یه حفره داره که خالیه و می‌دونم پر بودنش چه حسی داره و سعی میکنم خودم رو آروم کنم اما نمیتونم خودم رو گول بزنم.

می‌دونم شب و روزای سخت یا پراندوه میگذرن و می‌دونم برای اکثر آدما پیش میاد که یهو دچار حس ترس شدید بشن.
ولی با تکرار آسون نمیشه، هر بارش سخته.
حس میکنم نیاز دارم برای مقابله با این حسا از خودم مراقبت کنم.
همه‌ی چیزی که فکر میکنم همینه
نیاز به مراقبت دارم که بتونم از این تونل تاریک رد بشم.
خسته ولی امیدوار.
بگذار سر به سینه ی من تا که بشنوی
آهنگ اشتیاق دلی دردمند را

شاید که بیش از این نپسندی به کار عشق
آزار این رمیده‌ی سر در کمند را

بگذار سر به سینه ی من تا بگویمت
اندوه چیست، عشق کدامست، غم کجاست

بگذار تا بگویمت این مرغ خسته جان
عمریست در هوای تو از آشیان جداست

دلتنگم، آنچنان که اگر بینمت به کام
خواهم که جاودانه بنالم به دامنت

شاید که جاودانه بمانی کنار من
ای نازنین که هیچ وفا نیست با منت

تو آسمان آبی آرامو روشنی
من چون کبوتری که پرم در هوای تو

یک شب ستاره های تو را دانه چین کنم
با اشک شرم خویش بریزم به پای تو

بگذار تا ببوسمت ای نوشخند صبح
بگذار تا بنوشمت ای چشمه ی شراب

فریدون مشیری
به نظرم همه چیز عاشقانه میاد حتی انیمیشن star vs. the forces of Evil هم اشکم رو در میاره.
همه‌ی کتابایی که شروع کرده بودم و نصفه بودن رو کنار گذاشتم.
و می‌خوام دلایلی برای زنده ماندن مت هیگ رو شروع کنم.
قلبم پر از اندوهه و نیازه ترمیم بشه.
ماهِ تو هم شروع شد حواسم هست.
دور از تونلی که در انتهای آن روشنایی است.
انگار هر دو سر تونل بسته شده و شما داخل آن هستید.
بنابراین اگر فقط از آینده خبر داشتم اینکه از هر چه تجربه کرده بودم به مراتب روشن‌تر است
بعد یک سر تونل منفجر و تکه تکه میشد و میتوانستم با روشنایی رو به رو شوم.

دلایلی برای زنده ماندن
مت هیگ
#کتاب
«وقتی افسرده‌ای دردتان نامرئی ست‌.»
«تردید‌ها مثل پرستو ها هستند همدیگر را دنبال میکنند و با هم گرد می‌آیند.»