تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی – Telegram
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
2.8K subscribers
63 photos
10 videos
56 files
704 links
درباره: اسلام‌شناسی، تاریخ، اندیشه‌ی سیاسی

* صفحه‌ی من در سایت آکادمیا:
http://independent.academia.edu/AdnanFallahi
* لینک نخستین مطلب کانال:
https://news.1rj.ru/str/AdnanFallahi/2
Download Telegram
آنهایی که گفته اند تقدیری کور علت پیدایش تمام آثاری است که ما در جهان می‌بینیم و علتی که به معنای سرنوشت تعبیر می‌شود موجودات را به وجود آورده است حرفی بی معنی زده اند، زیرا چه حرفی بی معنی تر از این که «تقدیر کورِ» بدون شعور، موجودات باهوش به وجود بیاورد!

بارون دو مُنتِسکیو،
روح القوانین،
1/175،
ترجمه علی اکبر مهتدی،
تهران: انتشارات امیرکبیر، چـ10، 1391.


@AdnanFallahi
👍15👎1
و از محاجه‌ی کفار «علم کلام» خیزد و از احکام علمِ فقه «فتاوى». و بدین معلوم می‌شود که این دو نوع علم در رتبت آخرین افتاده است از مراتب علوم دین، و آدمیان [آن دو] را تقدیم از بهر آن می‌کنند که وسیلت جاه و مال است [زیرا] دوستی «مال و جاه» ایشان را بر آن داشت که این دو علم را بر دیگر علم‌ها تقدیم گردانند، و اقبال بر وی کردند.

ابوحامد غزالی،
جواهر القرآن،
ص59،
به کوشش سید حسین خدیوجم،
بنیاد علوم اسلامی، چـ2، اسفند1360.


@AdnanFallahi
👍11
در زمینه احادیث آخرالزمانی و ارتباط عیسی با این احادیث، نکته قابل ذکر آن است که پس از اندک مدتی، عیسی در "سناریو"ی مربوط به پایان کار جهان که نزد مسلمانان سخت رواج و مقبولیت داشت، جایگاه محوری و مرکزی پیدا کرد. به نظر می رسد که نقش فرجام‌شناختی‌ عیسی یا رجعت او که اناجیل چندان به آن نپرداخته‌اند، مخیله کلیساهای شرقی را به خود مشغول داشته بود و احتمالا از همین جا بود که این تصور به میان عقاید اسلامی راه یافت.

طریف خالدی،
انجیل به روایت مسلمانان،
ص۳۶،
ترجمه منصور معتمدی،
تهران: انتشارات هرمس.


@AdnanFallahi
👍10👎2
دیروز ۲۹می بود؛ سالروز سقوط قسطنطنیه (استانبول امروزی) و فروپاشی امپراتوری روم شرقی (بیزانس) به دست عثمانی‌ها.
دو سال پیش یادداشتی را به همین مناسبت نوشته بودم که مجددا بارگذاری می‌کنم:
👍5
🇹🇷مطالعات ترکیه: سلطان محمد فاتح و منافع ملی

حدود ششصد سال پیش و در روزی چون امروز در ۲۹می۱۴۵۳میلادی، شهر قسطنطنیه پس از حدود ۳۰بار تلاش ناموفقِ ایرانیان، امویان، عباسیان و... نهایتا به دست سلطان محمد دوم عثمانی (ملقب به فاتح) اصطلاحا فتح شد و ارتش محمد فاتح، تومار بیش از هزار سال امپراتوری باشکوه روم شرقی (بیزانس) را نیز در هم پیچید.
به گواه منابع مکتوب مسلمین، اهمیت ژئوپولیتیک قسطنطنیه(استانبول امروزی) حتی در عصر اموی و عباسی هم امری عیان و مشهود بوده تا جایی که محدثان عصر عباسی کسانی چون احمد حنبل و... حدیثی منسوب به پیامبر اسلام ص را نقل کرده‌اند که بر اساس آن، فتح قسطنطنیه به مسلمین بشارت داده شده و فاتح این شهر و نیز ارتش وی مورد ستایش قرار گرفته اند (لَتُفْتَحَنَّ القُسطَنْطِينِيَّةُ فلنعمَ الأميرُ أميرُها ولنعمَ الجيشُ ذلك الجيش).
استانبول در تمام دوران امپراتوری عثمانی شهری باشکوه و مجلل بود و پس از ایجاد جمهوری ترکیه به دست مصطفی کمال آتاتورک نیز اهمیت و اعتبار پیشینش چند برابر شد.
استانبول امروزه قلب تپنده اقتصاد ترکیه و یکی از مهم‌ترین مراکز ترابری و حمل و نقل در اروپاست؛ ضمن اینکه حدود یک چهارم کل جمعیت ترکیه ساکن این شهر هستند و نقش این شهر در سبد درآمدهای توریستی ترکیه نیز بی‌بدیل و منحصربفرد است.
با تمام اینها آیا استانبول و حافظه‌ی اسلامی و عثمانیِ پَس آن، ارزش افزوده‌ای برای شهروندان غیرترکیه‌ای دارد؟
مقامات ترکیه امروزه روایت منسوب به پیامبر اسلام ص درباره فتح قسطنطنیه را به همراه ترجمه‌ی چند زبانه‌اش، بر سر در ورودی مسجد معروف ایاصوفیه (به مثابه نماد کلان‌شهر استانبول) نصب کرده‌اند و بدین وسیله با ارجاع مفاد این روایت به محمد فاتح[١]، برای جمهوری ترکیه اعتبار دینی و مزیت توریستی را یکجا گردآورده‌اند. حقیقت این است که ارزش افزوده‌ی این شهر و فتح تاریخی آن صرفا به حساب منافع ملی ترکیه و شهروندان ترکیه سرریز خواهد کرد و في‌المثل شهروندان افغانستان، عراق یا الجزایر برغم سهیم بودنشان در مفهوم فرهنگی "امت مسلمان" - و نه مفهوم سیاسی امت - سهمی در این سودآوری ندارند. اینجاست که مفهوم منافع ملی، اهمیت و جایگاه ویژه خود را در مناسبات سیاسی نشان می‌دهد. به دیگر سخن در ساختارهای سیاسی دولت-ملت تمام اعتبار تاریخ و پتانسیل‌های یک کشور، ناخودآگاه در خدمت منافع ملی و مردمان آن سرزمین خواهند بود چنان‌که چنین نکته‌ی بدیهی‌ای در پیامی که رجب اِردوغان رئیس جمهور ترکیه به مناسبت ۵۶۸امین سالگرد فتح قسطنطنیه در حساب تلگرامی خود در سال گذشته منتشر کرد نیز عیان است:
"من با احترام و افتخار، یاد سلطان محمد فاتح و ارتش باافتخار او را گرامی می‌دارم که به ستایش پیامبرمان مفتخر بودند، و این شهر ویژه را به میراث تمدن ما اضافه کردند"
____
ارجاعات:
[١]. گفتنی است نه صحت این روایت محل اجماع محدثان است و نه ترجمان آن به فتح محمد دوم محل وفاق. منتها چنین چندوچون‌های پژوهشی‌ای کوچکترین اهمیتی برای پیشبرد پروژه‌های کلان سیاسی ندارد چنان‌که نه مقامات ترکیه و نه حتی سلاطین عثمانی نیز به این اما و اگرها اهمیتی نمی‌دادند.

✍️عدنان فلّاحی


https://news.1rj.ru/str/AdnanFallahi
👍18
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
در زمینه احادیث آخرالزمانی و ارتباط عیسی با این احادیث، نکته قابل ذکر آن است که پس از اندک مدتی، عیسی در "سناریو"ی مربوط به پایان کار جهان که نزد مسلمانان سخت رواج و مقبولیت داشت، جایگاه محوری و مرکزی پیدا کرد. به نظر می رسد که نقش فرجام‌شناختی‌ عیسی یا رجعت…
احادیث مربوط به دجال و عیسی و مهدی به شرطی که از انتقادات مصون ماندند، نهایتا مفید ظن بیش نیستند و از مسائل عقیدتی به شمار نمی‌آیند بلکه مسائل فرعی هستند. یعنی اگر هیچ حدیثی در مورد عیسی وجود نمی‌داشت ذره‌ای به عقاید مسلمان لطمه وارد نمی‌شد...
   وجود حدیثی در صحیحین، به معنای الزام به عمل به آن نیست بلکه ممکن است دلیلی قوی‌تر، عذر رد عمل به آن باشد.

ناصر سبحانی،
مناظرات (نوار پنجم)


@AdnanFallahi
👍14👎4
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
بربر به یونانی βάρβαρος متضاد کلمه شهروند به یونانی πολίτης (پولیتس) است. نزدیکترین واژه به کلمه بربر را در یونانی میسنی‌ای به خط باستانی B می‌بینیم که به معنای نامفهوم سخن گفتن است. این کلمه در اصل ریشه هند و اروپایی دارد. به همین دلیل این کلمه در زبان…
در لوای حکومت استبدادی انسان مانند حیوانات نصیبی جز غریزه طبیعی و اطاعت و تنبیه ندارد. احساسات طبیعی از قبیل احترام والدین، محبت به زن و فرزند، قوانین شرافت، حالات مزاجی و امثال این چیزها را پیش کشیدن فایده ندارد. هر امری که شاه مستبد صادر می‌کند کافی است، باید پذیرفت و چون و چرا ندارد.
در ایران وقتی پادشاه کسی را محکوم کرد دیگر نمی‌توان به او در این باب حرف زد یا استدعای عفو کرد ولو اینکه فرمانش در حال مستی و بدون تعقل صادر شده باشد. باید فوراً اجرا شود چه در غیر این صورت نقض قول خواهد نمود و قانون را که امر شاه است نمی‌توان نقض کرد. این طرز فکر در ایران همیشگی بوده است. فرمانی که خشایارشاه راجع به قتل عام یهودیان صادر کرده بود ممکن نبود نقض شود. بدین جهت یهودیان هم تصمیم گرفتند حق دفاع یعنی قتل عام دشمنانشان را از شاه بگیرند.


بارون دو مُنتِسکیو،
روح القوانین،
1/216،217،
ترجمه علی اکبر مهتدی،
تهران: انتشارات امیرکبیر، چـ10، 1391.


@AdnanFallahi
👍8👎3
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
🥂مطالعات خاورمیانه: سیاست موازنه به روایت حَنا آرنت ترجمان دم‌دستی سیاست موازنه (Balancing) همان اصل مشهور "تفرقه بینداز و حکومت کن" است. این سیاست از زمان جنگ‌های صلیبی که نخستین رویارویی چندجبهه‌ای بین مسلمانان و مسیحیان بود، اجرایی شده و تا عصر حاضر…
🌐حقوق بین‌الملل: پاکسازی قومی و حقوق سرزمینی

اینکه یک "سرزمین، تنها متعلق به ساکنان کنونی آن نیست" را می‌توان ذیل مبحث "حقوق سرزمینی"(Territorial rights) گنجاند. در میان فیلسوفان سیاسی معاصر جان رالز این بحث را ذیل عنوان کلی "عدالت بین نسل‌ها" مطرح کرده است. تغییر یا دستکاری عامدانه‌ی بافت جمعیتی یکی از نواقض این حقوق سرزمینی و در تضاد با قاعده‌ی "حق بومیان بر سرزمین" است. اگر این تغییر بافت جمعیتی با توسل به زور باشد ما با مفهوم جدیدی روبرو هستیم که به نظرم اولین بار یکی از کارگروه‌های حقوقی سازمان ملل در دهه90 برای قضیه قتل عام بوسنیایی‌ها برساخت: پاکسازی قومی (Ethnic cleansing)[1]. پاکسازی قومی عام‌تر از نسل‌کشی است و هرگونه تغییر اجباری یا تهدیدآمیز بافت جمعیتی را شامل می‌شود که ناقض حقوق بین الملل و قراردادهای تابعه‌اش است. البته پاکسازی قومی به لحاظ سیاسی ممکن است باعث خشونت‌های بی‌پایان هم بشود.
   برای مثال مورخین اسراییلی‌ای مانند بنی موریس (که خود یک صهیونیست است) و ایلان پاپه (که یهودی ضد صهیونیسم است) هر دو متفقند که پاکسازی قومیِ رخ داده در فاصله‌ی سال‌های 1919تا1949 عامل اصلی خشونت‌های بعدی در فلسطین بوده است. توضیح اینکه دولت بریتانیا با همکاری آژانس یهود در فاصله‌ی سالهای 1919تا1947، جمعیت یهودیان فلسطین را از 60هزار نفر به 700هزار نفر رساند و با اتخاذ سیاستهای تغییر بافت جمعیتی خلاف خواست ساکنان بومی (90درصد عرب+10درصد یهودی در پایان جنگ جهانی اول)، بافت منطقه را کاملا تغییر داد، مساله‌ای که صدالبته خود انگلیسی‌ها برای بریتانیا نپسندیدند و در 1905 با تصویب قانونی (موسوم به Aliens act) مانع مهاجرت بی‌رویه‌ی یهودیان ـ خاصه از اروپای شرقی به بریتانیا ـ شدند (قوانین مشابهی نیز در دهه‌ی30 میلادی قرن بیستم در ایالات متحده به منظور کاهش روند مهاجرت ـ به ویژه برای یهودیان ـ تنفیذ شد مانند قانون مهاجرت1921 و قانون جانسون ـ ترید1924[2]).
   فلذا آن سرزمین تنها متعلق به ساکنان سال1919 نبود و بالاتر اینکه متعلق به بریتانیایی‌ها هم نبود که شرایط سیاسی/اجتماعی/جمعیتی آن را برای یک قرن بعد دستکاری کنند و ایده‌ی پاکسازی قومی بومیان را برای مهاجران تسهیل کنند. حَنا آرنت فیلسوف سیاسی یهودی به همین مناسبت در جستاری می‌نویسد:
ایده‌ی «ملت بدون سرزمین، به یک سرزمین بدون ملت نیاز دارد» چنان اذهان رهبران صهیونیست را به خود مشغول کرده بود که آنها به سادگی جمعیت بومی را نادیده گرفتند[3]".
ــــــــــ
ارجاعات
[1]. این یکی از اسناد سازمان ملل در جرم‌انگاری تغییر بافت جمعیتی است:
"Any attempt to change or uphold a changed demographic composition of an area, against the will of the original inhabitants, by whichever means, is a violation of international law".
U.N. Committee on the Elimination of Racial Discrimination, Decision 2 (47) of August 17 1995, on the situation in Bosnia and Herzegovina, U.N. Doc. A/50/18/1995, para. 26
[2]. برای جزییات بیشتر نک:
https://encyclopedia.ushmm.org/content/en/article/united-states-immigration-and-refugee-law-1921-1980#:~:text=In%201921%20and%201924%2C%20the,to%20immigrate%20from%20Nazi%20Germany.
[3]. Prophets Outcast: A Century of Dissident Jewish Writing about Zionism and Israel, Edited by: Adam Shatz,  p. 80, Nation Books; First Edition, 2004.


@AdnanFallahi
👍10
Abu Hanifa's Imagined Hadith Methodology.wav
40.5 MB
ابوحنیفه و ابوحنیفه‌ی مُتَخیَّل در تاریخ اندیشه‌ها
پادکستِ تهیه شده با هوش مصنوعیِ NotebookLM (زبان فارسی)


@AdnanFallahi
👍3
اشتباه است که شکست مذهب در فرانسه را به فلسفۀ انگلیسی نسبت دهیم که بیش از یک فیلسوف را در پاریس با خود همراه نکرده است، بلکه باید آن را ناشی از نفرت از کشیشان دانست که دارد به نهایت خود می‌رسد.


رنه لویی مارکی د/آرژنسون (سیاستمدار و نویسنده‌ی فرانسوی و وزیر امور خارجه‌ی لویی پانزدهم)
* به نقل از: جان ام. دان، عصر روشنگری، ص52، ترجمه مهدی حقیقت خواه، تهران: انتشارات ققنوس.


@AdnanFallahi
👍7
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
حَنا آرنت
یهودیان متقاعد شده‌اند ـ و بارها اعلام کرده‌اند ـ که جهان یا تاریخ یا اخلاق برتر، اصلاح اشتباهات دو هزار ساله و به‌طور مشخص‌تر، جبران فاجعه‌ی یهودیان اروپایی ـ که به نظر آنها صرفا جنایت آلمان نازی نبود بلکه جرم کل دنیای متمدن بود ـ را به آنها بدهکار است. از سوی دیگر، اعراب پاسخ می‌دهند که این دو اشتباه [دنیای قدیم رومی و دنیای متمدن غربی در حق یهودیان]، موجب حقی نمی‌شود و «هیچ آیین‌نامه‌ی اخلاقی‌ای نمی‌تواند آزار و اذیت یک قوم را به منظور رفع آزار و اذیت دیگری توجیه کند».

حَنا آرنت
   * اینک در:
Prophets Outcast: A Century of Dissident Jewish Writing about Zionism and Israel, Edited by: Adam Shatz,  p. 77, Nation Books; First Edition, 2004.


@AdnanFallahi
👍13
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
بربر به یونانی βάρβαρος متضاد کلمه شهروند به یونانی πολίτης (پولیتس) است. نزدیکترین واژه به کلمه بربر را در یونانی میسنی‌ای به خط باستانی B می‌بینیم که به معنای نامفهوم سخن گفتن است. این کلمه در اصل ریشه هند و اروپایی دارد. به همین دلیل این کلمه در زبان…
مردم من به نحوی از انحا از همان چیزی رنج برده‌اند که پارسیان رنج برده‌اند ـ آنها با راندن توده‌هایشان به سمت بردگی کامل و ما با راندن اکثریت در جهت مخالف یعنی به سوی آزادی کامل.

افلاطون،
The Laws,
book III, p.85,
Trans. Thomas Pangle,
The university of Chicago press, 1980


@AdnanFallahi
👍14👎2
Audio
ابن تیمیه علیه ابن تیمیه (استراتژی تناقض‌آفرین)
پادکستِ تهیه شده با هوش مصنوعیِ NotebookLM (زبان فارسی)


@AdnanFallahi
👍10👎1
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
لوتر و آبای کلیسای کاتولیک ((آنچه کشیشان و راهبان می‌آموختند، متن کتاب مقدس نبود بلکه نوشته‌های بزرگان کلیسا مانند کتابهای اگوستینوس قدیس بود. هنگامی که مارتین لوتر، راهب بود یکی از آموزگارانش بدو گفته بود: "برادر مارتین! کاری به کتاب مقدس نداشته باش.…
لوتر رساله‌ای بنام درباره‌ی دستگاه پاپ رم ( RomeSur la papaué de) انتشار داد و در آن اعلام داشت که قدرت پاپ نه مطلق است و نه ناشی از حقی الهی... واتیکانِ برانگیخته از انتشار این نوشته‌ی تازه، در نوشته‌های لوتر ۴۱ اشتباه یافت و در ۲۰ژوئن ۱۵۲۰ فرمان پاپ را به تصویب رساند که در آن به لوتر اخطار دادند که تا ۶۰روز آینده سخن خود را پس گیرد وگرنه تکفیر و طرد می‌شود...
لوتر به سه "بارویی" می‌تاخت که از دید او "شیفتگان رم" به دور خود کشیده بودند. او نخستین بارو را در تمایزگذاری میان حرفه‌ی روحانی و حرفه‌های زمینی می‌دید، دومی را در ادعای روحانیت و بویژه پاپ در شایستگی انحصاری خود در تفسیر کتاب مقدس، و سومی را در حق ویژه‌ی پاپ اعظم برای فراخوان شورای روحانیان.


ریشار استوفر،
رفرم پروتستانی (۱۵۱۷-۱۵۶۴م)،
ص۴۶،
ترجمه عبدالوهاب احمدی،
نشر آگه.


@AdnanFallahi
👍12
ابراهیم ایمان داشت و شک نکرد. او به محال ایمان داشت. اگر ابراهیم شک کرده بود آنگاه کاری دیگر می‌کرد.. به کوه موریه می‌رفت.. و کارد را در سینه‌ی خویش می‌نشاند. او در جهان ستایش می‌شد و نامش فراموش نمی‌گردید. اما ستایش شدن چیزی است و ستاره‌ی راهنمای نجات مضطربان شدن، چیز دیگر. اما ابراهیم ایمان داشت.

سورِن کی‌یرکگارد،
ترس و لرز،
ص۴۶،
ترجمه عبدالکریم رشیدیان،
تهران: نشر نی.


@AdnanFallahi
👍20👎5
جوزف نای، استراتژیست معروف امریکایی (رییس شورای اطلاعات ملی در دوره‌ی کلینتون) و نظریه‌پرداز "قدرت نرم" در روابط بین‌الملل بود که چند هفته‌ی پیش درگذشت. این آخرین مقاله‌ی اوست که فارن‌افرز چند روز پیش منتشر کرده و روی تهدید قدرت نرم ایالات متحده از سوی دولت کنونی متمرکز است. بخش‌هایی از آن را قرار می‌دهم:

Power is the ability to get others to do what you want. This goal can be accomplished by coercion, payment, or attraction. The first two are hard power; the third is soft power. In the short term, hard power usually trumps soft power, but over the long term, soft power often prevails. Joseph Stalin is thought to have once mockingly asked, “How many divisions does the Pope have?” But the Soviet Union is long gone, and the papacy lives on.
The president seems inordinately committed to coercion and the exercise of American hard power, but he does not seem to understand soft power or its role in foreign policy. Coercing democratic allies such as Canada or Denmark more broadly weakens trust in U.S. alliances; threatening Panama reawakens fears of imperialism throughout Latin America; crippling the U.S. Agency for International Development undercuts the United States’ reputation for benevolence. Silencing the Voice of America mutes the country’s message.
Skeptics say, So what? International politics is hardball, not softball. And Trump’s coercive and transactional approach is already producing concessions with the promise of more to come. As Machiavelli once wrote about power, it is better for a prince to be feared than loved. But it is better yet to be both feared and loved. Power has three dimensions, and by ignoring attraction, Trump is neglecting a key source of American strength. In the long run, it is a losing strategy..
At least before Trump’s second term began, China lagged far behind the United States in the court of global public opinion. Pew surveyed 24 countries in 2023 and reported that a majority of respondents in most of them found the United States more attractive than China, with Africa the only continent where the results were even close. More recently, in May 2024, Gallup found that in 133 countries it surveyed, the United States had the advantage in 81 and China in 52. If Trump keeps undercutting American soft power, however, these numbers may change markedly.



@AdnanFallahi
https://www.foreignaffairs.com/united-states/end-long-american-century-trump-keohane-nye
⚖️استحقاق: حقوقی و سیاسی

رابطه‌ی ظریفی بین "حق" و "احقاق حق" وجود دارد که فقهای قدیم نیز متوجه آن بوده‌اند. کسی که صاحب حقی است، مُستَحِق استیفای آن حق می‌شود. به بیان ساده‌تر عادلانه و لازم است که حق خود را دریافت کند. چنین وضعیتی را می‌توان مسامحتا "استحقاق حقوقی" نامید. اما آیا می‌توان تمام حقوق را به نحو شامل و کامل استیفا کرد؟ در اینجا علاوه بر لزوم و وجوب مستحق بودن، باید پای عنصر دیگری را گشود که عبارت است از ضمانت استیفای حق. یعنی وجود امکانات و شرایطی که بتوان در پرتو آنها، حق را به صاحب حق رساند. من چنین وضعیتی را نیز مسامحتا "استحقاق سیاسی" می‌نامم. بنابراین عنصر تعیین‌کننده‌ی استیفای تمام یا بخشی از حقوق، مناسبات قدرتی است که ضامن این روند باشد. به زبان خیلی ساده‌تر شما وقتی می‌توانید به حق خود برسید که علاوه بر مستحق بودن، امکان فراچنگ آوردن حق را نیز داشته باشد. اما اگر چنین امکانی به نحو درخوری وجود نداشته باشد باید چه کرد؟
فقهای مسلمان در اینجا ـ و ذیل ابواب معاملات ـ بابی تحت عنوان "صلح" گشوده‌اند. زمانی که صاحب حق به دلایلی ترجیح می‌دهد که از بخشی یا تمام حق خود گذشت کند می‌تواند با کسی که حق وی در کف اوست از در صلح درآید. اسباب و دلایل صلح البته متفاوت است: گاهی از سر بخشندگی صاحب حق و عجز طرف مقابل از باز پس دادن حق اوست و گاهی از سر پرهیز از ورود به یک منازعه‌ی نافرجام و ملال‌آور و گاه نیز به دلیل موازنه بین هزینه و فایده‌ی استیفای آن حق در برابر گذشت از بخشی یا تمام آن. برای مثال عز بن عبدالسلام می‌گوید که یک از مزایای صلح "برائت ذمه و خلاصی یافتن از بدی بدهکاری و خلاف وعده کردن است، چراکه شخص بدهکار هرگاه حرفی بزند دروغ می‌گوید و چون وعده دهد بدعهدی می‌کند"[1].
ــــــــــ
ارجاعات:
[1]. عز بن عبدالسلام، قواعد الأحكام، 2/135، تحقیق: د. نزیه کمال حماد&د. عثمان جمعة ضمیریة، دمشق: دار القلم.


@AdnanFallahi
👍8👎1
Audio
پادکست هوش نو - ۱

معرفی و مرور کتاب حِسبَه: تبارشناسی تفتیش عقاید در خلافت عباسی | تألیف احمد صبحی منصور | ترجمهٔ عدنان فلّاحی | نشرنو


اشاره: این پادکست با هوش مصنوعی ساخته شده و ممکن است ندرتاً تلفظ برخی اسامی یا اصطلاحات اشتباه باشد.

خرید این کتاب از وب‌سایت نشرنو

@nashrenow
👍7
قدیمِ مُتَخَیَّل: امام غزالی و نهی از منکر

عموما رسم بر این بوده و هست که واعظان و خطیبان در هر دوره‌ای، از گسترش فساد و تباهی و بدعت و گناه شکایت کرده و چه‌بسا حسرت گذشته و قدیمِ "پاک" و "آرمانی" را بخورند. صدالبته از منظر کارکردهای اخلاقی و دینی، چنین رویه‌ای چونان تذکار دائمی انحطاط و نوعی زوال‌اندیشی است که فی‌نفسه نامطلوب نمی‌نماید. اما تاریخ‌سازی‌های متخیّل از گذشته را نباید خیلی جدی گرفت.
برای مثال لابد قرن پنجم و ششم ـ مصادف با خلافت عباسی و اوج اقتدار سلجوقیان ـ می‌باید یکی از مصادیق "قدیمِ آرمانی" باشد؛ یکی از مظاهر تجلیِ اخلاق و ایمان "سلف". اما امام غزالی در کتاب مشهور احیاء علوم الدین، تمام این تصورات و متخیلات را بر باد می‌دهد. غزالی دائما از فساد دوران و تباهی مردمان عصر خود شکایت می‌کند و یکی از گسترده‌ترین ادبیات حمله به همکسوتانش (فقها) را در همین کتاب پایه‌ریزی می‌کند. احیاء العلوم در واقع یکی از مهم‌ترین مصادیق سنتِ قُدماییِ "نقد فقها"ست که به دست فقیه و متکلم بزرگی چون غزالی رقم خورده است. اما غزالی که فصل مبسوطی از همین احیاء العلوم را به احکام حِسبَه (امر به معروف و نهی از منکر) از منظر رسمی و ارتدکس فقه اختصاص داده است، آن‌گاه که پای در زمین واقعیت می‌گذارد گویی هر آنچه با دست راست داده را با دست چپ پس می‌گیرد. او ضمن صحه گذاشتن بر انحطاط و تباهی عمیق دوران خود و به فنا دادن یکی از مصادیقِ زمانی اسطوره‌ی "قدیم متخیّل"، عملا به دست شستن از کلیت احکام حسبه ـ با جزییات و تفاصیلی که نزد خود وی و بقیه فقها وجود داشته است ـ حکم می‌دهد. غزالی می‌نویسد:
نجات در گوشه‌نشینی است و امر به معروف و نهی از منکر موجب برانگیختن خصومت‌ها و کینه‌های قلبی می‌شود چنانکه گفته شده: وچقدر نصیحت از پی شما فرستادم/در حالی که نصیحت‌گر را دشمنی حاصل آید. و هر کس امر به معروف را امتحان کرده غالبا از آن پشیمان شده، چراکه آن مانند دیوار کجی‌ست که آدمی بخواهد راستش کند و اما چیزی نماند که دیوار بر سرش سقوط کند. پس چون دیوار سقوط کند [با خود] گوید: ای کاش دیوار را همین‌طور کج رها می‌کردم. بله! اگر یارانی بیابد که دیوار را نگه دارند تا او با ستونی آن را محکم کند دیوار راست می‌ایستد اما امروزه [= قرن پنجم و ششم] تو یارانی نمی‌یابی پس دیگران را رها کن و خودت را نجات بده"[1].

از این فقره اظهر من الشمس است که غزالی نیز نهایتا آرمان‌گرایی را فدای واقعگرایی کرد و بر انحطاط و انحراف عمیق عصر خود (تا جایی که کسی را یار و یاور خود در امر به معروف و نهی از منکر نیافت) صحه گذاشت.
ــــــ
ارجاعات:
[1]. "وفي العزلة خلاص وفي الأمر بالمعروف والنهي عن المنكر إثارة للخصومات وتحريك لغوائل الصدور..."(الغزالي، احیاء علوم الدین، 2/229).


@AdnanFallahi
👍12👎2🤔2