خرد سنجشگر – Telegram
خرد سنجشگر
491 subscribers
888 photos
256 videos
122 files
755 links
تلاشی برای جاانداختن تفکر نقاد و ساختن مبانی اندیشیدن مستقل و پویا
سلوک ذهنی، روانی در بهره گیری از موهبت کوتاه زندگی
ID:@mansahand
https://news.1rj.ru/str/CriticalDialogue

آغاز کانال:

https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker/3
Download Telegram
👥دیالوگ سرگشته و سنجشگر – 3

👬👬👬👬👬👬👬👬👬👬👬


توسعۀ شناخت علمی

قرار بر این بود که این دیالوگ به صورت نوشتاری و از طریق یکی از شبکه های اجتماعی اجرا شود.
سر موعد هر دو بر سر قرار حاضر بودند.
بعد از سلام و علیک و تعارفات مرسوم ، با توجه به سابقه ای که در ذهن سرگشته بود، یک سؤال اساسی در ذهن وی برق می زد . به نظر شما چه سؤالی؟
درست حدس زدید، اینکه سنجشگر چه شروطی را مطرح خواهد کرد؟
سنجشگر که ذهنی آماده تر و تعلیم دیده تر و مجرّبتر داشت، همین را می توانست ببیند و به تعبیر دقیقتری حدس بزند.
لطفا به بازی کلمات و افسونهای آن خوب دقت کنید، حتما متوجه شدید که دیدن گاهی به معنای غیر از مشاهده باچشم بیرونی به کار می رود، همۀ کلمات همینطورند و اگر ما با دقت به این بازی کلمات توجه نکنیم، هر لحظه در معرض افتادن به تله های زبانی هستیم که فرگه به آن توجه داشت.
برای همین بود که سنجشگر سخن را با یک سؤال آغاز کرد:

به نظرت من چه شرط یا شرطهایی برای این دیالوگ دارم؟

سؤال برای سرگشته که منتظر بود سنجشگر در مورد شرط یا شرطهایش سخن بگوید، نامتعارف بود. آخه او باید از کجا می فهمید که سنجشگر چه شرطی برای دیالوگ داره؟ به نظرش سؤال وی، جواب خاصی نمی توانست داشته باشد جز یک جواب فرضی احتمالی ، چون به نظر می رسید شرطی خواهد بود کاملا شخصی و مربوط به خصوصیات اخلاقی یا ذهنی – روانی خود سنجشگر
سنجشگر که متوجه سکوت وی شده بود، ادامه داد:
به نظرت سؤال بجایی نیست، نه؟
من توقع نداشتم که پاسخ صحیح سؤالم را از تو بگیرم، زیرا اگر مطمئن بودم که تو شرط یا شرطهای مرا می دانی، اصلا نیازی نبود که اینها را به عنوان شرط دیالوگ مطرح کنم!

سرگشته: متوجه منظورتان نشدم!
سنجشگر: منظورم این است که این شرطها به هیچرو شخصی نیستند و مربوط به اصول دیالوگ می شوند و اگر من مطمئن بودم که تو از این اصول دیالوگ مطلع هستی و با آنها آشنا هستی اصلا لازم نبود که دیگر شرط و شروطی با هم داشته باشیم!
سرگشته: بله منظورتان روشن شد.
سنجشگر: پس لطفا اجازه بدین من قبل از ورود به بحث اصلی از این فرصت استفاده کنم و یک تکنیک حیاتی و بسیار وبسیار مهم که این توانایی دارد که کل شخصیت شما و زندگی شما را تغییر دهد به شما یاد بدهم:
سرگشته: خیلی ممنونم می شوم . واقعا کنجکاوم کردید . تکنیکی اگر چنین مؤثر باشد حتما ارزش یادگیری را دارد.
سنجشگر: دوست عزیزم! اینو از من به یادگار و برای همیشه در ذهن داشته باش.

تفکر علمی، تفکری است که بتواند به تو قدرت پیش بینی بدهد.
این مهمترین و بلکه اساسی ترین شاخصه ی یک گزارۀ علمی است.
اگر یک گزاره بتواند چیزی از واقعیت را پیش بینی کند می تواند گزاره ای علمی باشد و گرنه گزاره، غیر علمی است.
تفصیل این اصل بماند برای فرصتی دیگر
آنچه من به عنوان یک تکنیک می خواهم پیشنهاد کنم این است:
در هر شرایطی که قرار میگیرید ، همیشه تلاش کنید اتفاقات لحظه ها، دقایق، ساعات و روزها یا سالهای بعدی را پیش بینی کنید
مثلا اگر به خانه ی دوستتان دعوت هستید، قبل از رسیدن به محل دعوت، فضای احتمالی که منتظر شماست را سعی کنید تخیل کنید، رفتار دوستتان با شما، رفتار خانواده اش با شما و نحوهی پذیرایی آنها از شما و سخنانی که ممکن است از ناحیه آنها مطرح شود و هرچقدر که توانایی های ذهنی تان اجازه می دهد پیش بینی کنید.
حال ممکن است که از من بپرسید این کار چه فایده ای دارد؟
فایده این کار این است که شناخت شما از دوستتان، خانواده اش و فرهنگ حاکم بر آن را محک می زند.
اگر پیش بینی شما درست بود، شما می توانید مطمئن باشید که شناختتان از دوست خود و خانواده اش و .. علمی و درست است و اگر شناختتان نادرست بود، ذهنتان کاملا آماده است که اتوماتیک وار دانسته هایش را نسبت به دوستتان تغییر دهد و اصلاح کنید حتی اگر شما به آن بی توجه بمانید.
توسعه ی دانش خود نسبت به محیط و اطرافیان با پرسیدن سؤالهایی در آن مورد و پیش بینی پاسخ محتمل قبل از اینکه اتفاق بیفتد رخ می دهد و بدون این فرآیند ذهن شما ذهنی بسیط و بی تجربه و بی علم باقی خواهد ماند.

✍️ م. ناجی



https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker
Audio
#بوی_عشق

همایون شجریان

@HomayonShajarian
Forwarded from نشر نایش
🔶 همه‌ی ما می‌اندیشیم و کیفیت تفکر ما مستقیماً بر کیفیت زندگی ما تأثیر می‌گذارد. تفکر ضعیف، تصمیم‌گیری ضعیف به دنبال دارد. تفکر ضعیف، ناکامی در زندگی دانشگاهی به دنبال دارد. خلاصه اینکه، ضعف در تفکر، بر همه‌ی جنبه‌های زندگی تأثیر منفی می‌گذارد.

سنجشگرانه‌اندیشی (تفکر نقادانه) دانشی است که هدفش کمک به ارتقای کیفیت تفکر انسان‌هاست. کانال «سنجشگرانه‌اندیشی – تفکر نقادانه» می‌کوشد، در حد امکان، مخاطبان را با سنجشگرانه‌اندیشی و شیوه‌ی یادگیری آن آشنا کند. کتاب‌هایی نیز برای یادگیری خودآموز سنجشگرانه‌اندیشی معرفی می‌کند.

در صورتی که این کانال را سودمند می‌دانید، آن را به دوستانتان نیز معرفی کنید.

◀️ لینک کانال سنجشگرانه‌اندیشی (تفکر نقادانه):
@sanjeshgaraneh
خرد سنجشگر pinned «👥دیالوگ سرگشته و سنجشگر – 3 👬👬👬👬👬👬👬👬👬👬👬 توسعۀ شناخت علمی قرار بر این بود که این دیالوگ به صورت نوشتاری و از طریق یکی از شبکه های اجتماعی اجرا شود. سر موعد هر دو بر سر قرار حاضر بودند. بعد از سلام و علیک و تعارفات مرسوم ، با توجه به سابقه ای که در ذهن سرگشته…»
Forwarded from خرد سنجشگر
📕کار جمعی در این دیار بسیار سخت است اگر نه ناممکن.
سختی کار در این است که جامعه مدنی نوبنیاد ما تا آن حد از تجربه کار جمعی ندارد که فواید آن را با گوشت و پوست و استخوان درک کرده باشد.
میتوان گفت که مدنیت نوین با ظهور جنبش مشروطه خواهی در ایران نضج گرفت.
اما در آن زمان جامعه ایران جامعه ای بود که زیر نفوذ دول خارجی زندگی میکرد . شاهان عادتا بی عرضه و غیرملی قاجار مملکت را ملک طلق خود می دانستند و برای گذران عیش و معیشت خود هر از گاه بخشی از ثروت ملی را به دولتی می فروختند و گذران زندگی می کردند.
ازینرو تا حد زیادی دست دول خارجی در بالاترین مناصب حکومتی هم باز بود تا جایی که بعدها معلوم شد که وزیر خارجه محمدعلی شاه رسما کارمند دولت پادشاهی انگلیس بوده است و بیست و پنج سال از آنها حقوق می گرفته است.
در این میان مشخص است که یک نهضت ملی هم چقدر می تواند مصون از نفوذ این دول و بی تاثیر از خواستهای آنها به وجود اید و ادامه مسیر دهد.
اما خلاصه کنم که هرچه باشد باید نخبگان این جامعه زودتر از دیگران ضرورت کار جمعی با اهداف جمعی را درک کرده باشند و در عمل به مقتضیات آن توجه کرده باشند.
بزرگترین مانع کارجمعی تفرد در امیال و درخواستها و بی توجه بودن به این نکته است که هیچکس بی کمک دیگران به آنچه مشتاق است برسد نخواهد رسید.
یعنی یک جمع وقتی با هم نیستند هرکدام به عنوان یک مانع در برابر حرکت محسوب می شوند و وقتی با همند یک اهرم کمک !
و مشخص است که فرق معامله چقدر خواهد بود.
در همین حرکت تفکر نقادانه ، گرچه ظاهر است که اهدافی جمعی دارد اما روح جمعی حتی برای پیشبرد کار حس نمی شود .
و مشخص است نهایت کار ملتی که چنین بی اعتنا به اهداف جمعی نظر می کنند چه خواهد بود.
جمعیت سرهای بی کلاه.
Forwarded from خرد سنجشگر
ماجرا_های_سرگشته_15بخش_اول_به_قلم.pdf
466.7 KB
ماجراهای سرگشته-بخش اول تا پانزدهم
داستان پروسه تحول فکری یک جوان
کانال خرد سنجشگر
@CriticalThinker

https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker
Forwarded from خرد سنجشگر (M.Hosein Naji)
ماجراهای_سرگشته_از_بخش_16_تا_آخر.pdf
592.6 KB
🔥ادامه مباحث سنجشگرانه اندیشی


📕 در قالب سیر درونی و ذهنی- روانی فردی به نام سرگشته


https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker


نویسنده: محمدحسین ناجی
ماجراهای_فکری_سرگشته_قسمت_سی_و_یک.pdf
523.6 KB
🔥ادامه مباحث سنجشگرانه اندیشی


📕 در قالب سیر درونی و ذهنی- روانی فردی به نام سرگشته


💎از شماره 31 تا شماره 41💎


https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker


نویسنده: محمدحسین ناجی
Forwarded from اتچ بات
اصلاً مدیر باید بغض‌اش بگیرد
(محمد فاضلی – عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی)

پرده اول: کودک شش ساله‌ای با مرکز اورژانس تماس گرفته و با یک دنیا معصومیت کودکانه‌اش، اطلاع می‌دهد که مادرش چند تا قرص خورده، خوابیده و بیدار نمی‌شود. او از مرکز اورژانس می‌خواهد که مادرش را نجات دهند (صدایش را در فایل زیر این یادداشت می‌توانید بشنوید، تحت تأثیر قرار خواهید گرفت). مشکل مرکز اورژانس این است که چگونه آدرس دقیق برای ارسال آمبولانس از کودک بگیرد و بالاخره به‌سختی، و در لحظاتی که هر ثانیه‌اش برای جان مادر اهمیت دارد، از آن زبان کودکانه، نشانی می‌گیرند و می‌روند.

پرده دوم: امیر ناظمی، رئیس سازمان فناوری اطلاعات، توئیت می‌کند «صبح فیلم تماس کودک با اورژانس را دیدم، از ناراحتی بغضم گرفت. در حاشیه جلسه صبح با زیرساخت و سپس حاشیه جلسه با وزیر بهداشت هماهنگ شد تا یک ماه آینده، موقعیت فرد تماس‌گیرنده به صورت اتوماتیک به اورژانس‌ها داده شود. در ضمن، وضعیت مادر اکنون خوب است.»

پرده سوم: فهیم عطار (@fahimattar) ، نویسنده است و کانالی در تلگرام دارد به اسم «بی‌دلیل». کتاب‌هایش را نخوانده‌ام اما نوشته‌های کانالش را خیلی دوست دارم. عطار در آخرین یادداشت‌اش نوشته بود پدرش رفته پیش دندانپزشک که درد دندانش را درمان کند. دکتر عکس گرفته و گفته کار دندان تمام است و باید کشیده شود. دندان را بی‌حس کرده و کشیده است. پدر به عطار تلفنی گفته که فکر کنم دندان سالم را کشیده است. عطار هم که مهندس است و حتماً با اعتماد به علم و تخصص، گفته مگر می‌شود.

پدر درست می‌گفته است، دکتر دندان سالم را کشیده بود. فهیم عطار نوشته هر چه فکر کردم، جز «بی‌تعهدی» هیچ علت دیگری برای این اشتباه نیافتم. دکتر گفته این چیزها پیش می‌آید، اما مگر می‌شود یک متخصص ساده‌ترین بخش تخصص‌اش را درست انجام ندهد؟ جمله آخر فهیم عطار خیلی خوب است: «من از راننده اتوبوسی که چرت بزند، خیلی بیشتر از کسی که رانندگی بلد نیست می‌ترسم. بی‌تعهدی هزار بار خطرناک‌تر از بی‌تخصصی است.» من البته معتقدم هر دو خطرناک‌اند و هر یکی هزار بار خطرناک‌تر از دیگری است. ما ایرانیان قربانیان هر دو هستیم.

مدیر یا پزشک، استاد دانشگاه یا معاون وزیر، رئیس صندوق کوفت یا مسئول اداره زهر مار، فرقی نمی‌کند، باید ظرفیتی داشته باشی که یک چیزهایی مثل خُناق گلویت را بگیرد، دردت بیاید و درست مثل وقتی داری خفه می‌شوی، دست و پا بزنی که کاری کنی تا این درد فروبنشیند. باید بغضت بگیرد که چرا بقیه درد می‌کشند، باید خشمگین بشوی که چرا تلفن‌های به اورژانس، اتوماتیک نشانی تلفن‌کننده را نشان نمی‌دهند.

درد که نداشته باشی حالت از هیچ چیز بدی، از هیچ نابه‌سامانی به هم نمی‌خورد؛ بی‌خاصیت از کنارش رد می‌شوی و به هیچ کدام از آن سلول‌های خاکستری مغزت که بی‌مصرف مانده‌اند فشار نمی‌آوری که بالاخره تراوشی داشته باشند و به کاری بیایند و درد رنج آدمی را روی این کره خاکی کم کنی.

تخصص که نداشته باشی، اصلاً نمی‌فهمی بین آن‌چه می‌بینی و آن‌چه باید باشد یا می‌تواند باشد، چه تفاوتی هست و تو چه کار می‌توانی بکنی که این درد کوفتی کمتر شود. تخصص که نداشته باشی، بعید است تعهدی هم در دلت جوانه بزند. بغض هم نمی‌کنی، بی‌رگ از کنار هم نابه‌سامانی حال به هم‌زنی رد می‌شوی.

مدیر باید بغض‌اش بگیرد، و ما مردمی هستیم که سال‌هاست دلتنگ آدم‌هایی هستیم آن‌قدر متخصص که بفهمند باید بغض‌شان بگیرد از این ناخرسندی و آن‌قدر متعهد که وقتی بغض‌شان گرفت، بروند درمانش کنند.

(این متن را اگر می‌پسندید، برای دیگران هم ارسال کنید.)
https://news.1rj.ru/str/fazeli_mohammad
ماجراهای_فکری_سرگشته_قسمت_سی_و_یک.pdf
546.2 KB
🔥ادامه مباحث سنجشگرانه اندیشی


📕 در قالب سیر درونی و ذهنی- روانی فردی به نام سرگشته


💎از شماره 31 تا شماره 42💎


https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker


نویسنده: محمدحسین ناجی
خرد سنجشگر
ماجراهای_فکری_سرگشته_قسمت_سی_و_یک.pdf
شماره 42 در فایل قبلی از قلم افتاده بود که در این فایل اضافه گردید.

با درخواست پوزش و قبول معذرت🙏
Forwarded from Farhad Chalabianloo
⭕️ بخشی از کتاب پشت پرده ریاکاری
🖌 دن اریلی

"روانشناس ومتخصص اقتصاد رفتاری"

🔒 «قفل» برای این روی در قرار داده شده که آدم درستکار را درستکار نگه دارد!!.

یک درصد از مردم ریاکار و دزد هستند!!، اینها به‌دنبال بازکردن قفل‌ها و دستبرد به خانه‌ها هستند.
و
یک درصد از مردم نیز همیشه درستکار هستند!! و تحت هیچ شرایطی ریاکاری نمی‌کنند!!.

باقی 98 درصد مردم، تا زمانی درستکارند که، همه چیز درست باشد!!.

اکثر آنها، اگر شرایط به نحوی رقم بخورد که به حد کافی وسوسه شوند، آنها نیز ممکن است دست به خطا بزنند.......!!.

🔓قفل‌ها برای جلوگیری از نفوذِ دزدان نصب نمی‌شوند!!، دزدها بلد هستند که چگونه قفل‌ها را باز کنند!!

قفل‌ها برای حفاظت از مردم ِ نسبتاً درستکار، نصب میشوند تا آنها وسوسه نشوند و درستکار باقی بمانند!!.

در واقع تمام آدم‌ها، پتانسیل کج‌روی را دارند، اما قیمت هر کسی، با دیگری فرق دارد!! و آستانه وسوسه هر کسی، با دیگری متفاوت است!!.

نویسنده در کتاب «پشت پرده ریاکاری!!» آزمایش های جالبی انجام داده است ؛

او در یک رستوران به عده‌ای از مشتریان چند سؤال می‌دهد تا آنها در ازای گرفتن 5 دلار به این سؤالات پاسخ دهند، اما هنگام دادن پول به جای 5 دلار 9 دلار می‌دهد!! و به گونه‌ای تظاهر می‌کندکه حواسش نیست و اشتباهاً 9 دلار داده است!!.

برخی ازمشتریان صادقانه 4 دلار اضافه را برمی گردانند اما عده‌ای هم به روی خود نیاورده و 9 دلار را در جیب می‌گذارند و رستوران را ترک می‌کنند!!.

در آزمایش دیگری همین کار تکرار می‌شود با این تفاوت که نویسنده در هنگام گفت‌و‌گو با مشتریان، تلفن همراهش زنگ می‌خورد و چند دقیقه‌ای با تلفن صحبت می‌کند و در انتها از مشتری برای اینکه وسط گفت‌و‌گو با آنها، به تلفن همراهش جواب داده عذرخواهی نمی‌کند و به نوعی بی احترامی میکند!!

در این آزمایش تعداد کسانی که 4 دلار اضافه را برمی‌گردانند کمتر از آزمایش اول است!!.

وقتی مشتریان احساس می‌کنند نویسنده، وقت آنها را بدون عذرخواهی گرفته، درصدد انتقام بر آمده و پول بیشتری که اشتباهاً نویسنده به آنها داده را باز نمی‌گردانند!!.

این آزمایش حاوی نکته جالبی است که می‌توان از آن برای توجیه اینکه چرا در بعضی مناطق جهان آمار بالایی از ریاکاری و دزدی و ناهنجاری وجود دارد، استفاده کرد ؛

مردم زمانی که حس می‌کنند به آنها از سوی حکومت ظلم می‌شود یا حق آنها در جایی خورده می‌شود، هرجا که دستشان برسد سعی خواهند کرد تا با ریاکاری و دزدی این حق خورده شده را جبران کنند........!!.

در واقع این سطح از دزدی و ریاکاری ونا هنجاری در همه جوامع، به نوع تعاملِ حکومت‌ها با مردم بازمی‌گردد! رفتار دولت‌ها بشدت روی شکل‌گیری اخلاق در جامعه تأثیرگذار بوده و به‌سادگی می‌تواند مرزهای اخلاق را جابه‌جا کند!!.

در صورتی که الگوهای رفتاری حاکمیت به شکلی باشد که مردم احساس ظلم کنند، مردم خود را محق به نادیده گرفتن هنجارهای اخلاقی خواهند دانست و ریاکاری ودزدی وتقلب و.......... در جامعه پررنگ شده و بعد از یک دوره زمانی از اخلاق، تنها نامی باقی خواهد ماند!!!
سخنرانی کوتاه آقای ملکیان را در نقد سخنان دکتر سروش در موضوع (شاه یا خمینی) گوش دادم،
نمی توانم پنهان کنم که اینگونه نقد بر من گران آمد.
به نظر من بهتر آن بود که بزرگانی که همشان را عمدتا بر کار تئوریک مصروف می کنند، کمتر به مسایل رایج سیاسی بپردازند هم به نفع خودشان است و هم به نفع جامعه
( این سخن در معنایی عام که شامل هر دو بزرگوار شود، بیان شده است)

قبلا مطالبی در نقد و دفاع از سخنان جناب سروش در کانال منتشر شده ، از دوستانم دعوت میکنم سخنان آقای ملکیان در این باره را هم در صورت امکان بررسی کنیم.
بنده تلاش خواهم کرد این سخنان را دستمایه ی تمرینی برای تفکر نقادانه قرار دهم. با کسب اجازه از استاد ملکیان
نقد گفتار عبدالکریم سروش
مصطفی ملکیان
🔅 نقد استاد ملکیان بر سخنان اخیر دکتر سروش
@rahi_be_rahaei
@mostafamalekian
Forwarded from Hosein
با توجه به اینکه ممکن است دوستانی باشند که علاقمند به شرکت در این بررسی باشند، بنده مساله را گام به گام پی میگیرم که در هر مرحله دوستان علاقمند بتوانند در اصلاح یا تکمیل بحث همراهی کنند.

اولین گام در ارزیابی یک متن، فهم کامل مدعا و دلایل گوینده است.

بنده تلاش خواهم کرد که مدعای آقای ملکیان و دلایل ایشان را از لابلای سخنانشان بیرون بکشم و بانویسی کنم.

از دوستان تقاضا دارم در هر کجای نوشته هایم چیزی مغایر با گفته های ایشان بود تذکر دهند یا اگر نقصی ملاحظه فرمودند تکمیلش کنند.
Forwarded from Hosein
به نظر می رسد کلام ایشان را می توان به دو بخش اصلی و تکمیلی تقسیم کرد.

در بخش اصلی ایشان یک مدعا دارند و در پی اثبات آن هستند و در بخش تکمیلی نقدی جانبی

بنده از بخش اصلی کلام ایشان آغاز می کنم و مدعای اصلی ایشان را اینگونه استنباط می کنم:


متدلوژی بحث دکتر سروش به تمام معنا نادرست است
Forwarded from Hosein
بنده با علم به اینکه در این گروه در برابر انظار انسانهایی می نویسم که احیانا مولف یا مترجم یا حداقل مشتاق در زمینه تفکر نقادانه هستند و در عین حال دوست دارم که نقد شوم و از دیگران بیشتر یاد بگیرم، مطلب را در این گروه پی میگیرم و می نویسم و به کانال خودم هم از اینجا فوروارد خواهم کرد.
Forwarded from Hosein
1- توضیحی کوتاه در مورد متدلوژی بحث

یکی از عباراتی که جناب ملکیان در نقادی خویش بهره بردند و برای اینکه ایشان مزه ی این عبارت را بچشند با این احتمال کم که احیانا خواننده این نقد شوند شروع می کنم:
ایشان در جایی از بحثشان فرمودند: خیلی تعجب میکنم از آقای دکتر سروش

من هم با همین عبارت آغاز میکنم گرچه می دانم که این عبارت بیشتر مناسب بحث جدلی است و نه یک بحث عالمانه!

من هم خیلی تعجب می کنم از جناب ملکیان، استادی که بارها و بارها در زمینه ی تفکر نقدی درس داده اند و سخنرانی کرده اند و مطالب ارزنده ای را به دیگران از جمله بنده یاد داده اند

تعجب از اینکه چنان استادی، در مقام بهره گیری از متد، خودشان به فرموده های خود بی اعتنا بوده اند.
( بنده صرفا همین مقدار از کلام ایشان را توانستم دریافت کنم و چنانچه قبل از این نقد به توصیف گفته های دکتر سروش پرداخته باشند، این نقد وارد نخواهد بود)

انصاف و نیز متدلوژی نقد اقتضا می کرد که ایشان ابتدا مدعیات و دلایل دکتر سروش را به شکل کامل و پیراسته تحریر کنند و مخاطب را به طور کامل در جریان مطالبی که می خواهند نقد کنند قرار دهند و سپس در جریان نقد مشخص کنند که به کدام یک از مقدمات یا پیشفرضها یا لوازم سخن دکتر سروش نقد وارد است.

همین رعایت نکردن متدلوژی بحث، جتی اگر به دکتر سروش وارد باشد، در جریان همین نقد به خود جناب ملکیان هم وارد است.
Forwarded from خرد سنجشگر (M.Hosein Naji)