اندیشکده تهران | Tehran Institute – Telegram
اندیشکده تهران | Tehran Institute
9.89K subscribers
10.3K photos
545 videos
355 files
12.6K links
اندیشکده تهران

در تهران پیرامون سیاست و اقتصاد و جامعه گفت‌وگو می‌کنیم.

ارتباط با ما:
@InstituteTehranAdmin

آدرس سایت اندیشکده تهران:
https://institutetehran.com
Download Telegram
🌐محرک‌ها و موانع مرحله دوم آتش‌بس غزه کدامند؟

#تحلیل_کوتاه
#تحولات_منطقه #جنگ_غزه

📝محسن فایضی

🔹قرار است نتانیاهو و ترامپ هفته آینده در آمریکا با هم دیدار کنند. در خصوص این دیدار گمانه‌زنی‌هایی ‏حول تصمیمات نتانیاهو برای اقناع ترامپ در پرونده‌های ایران، لبنان و منطقه شنیده می‌شود. اما یکی از گمانه‌‏زنی‌های محتمل، موضوع مرحله دوم آتش بس در غزه است. با اتمام تبادل اسرا و اجساد (جز یک جسد که ‏پیدا نشده است) کاخ سفید به دنبال آغاز مرحله دوم آتش‌بس در‎ ‎غزه همزمان با آغاز سال 2026 میلادی ‏است.

💢نبود داوطلب برای تشکیل کمیته بین‌المللی صلح

🔸یکی از اصلی‌ترین پیش‌نیازهای مرحله دوم براساس طرح ترامپ، شکل‌گیری یک کمیته نظامی بین‌المللی ‏برای بدست گرفتن تسلط و امنیت نوار‎ ‎غزه و سپس اجرایی کردن خلع سلاح حماس است. هفته گذشته به ‏منظور مقدمه‌سازی برای مرحله دوم، نشستی در دوحه با مدیریت ویتکاف با حضور برخی کشورها به منظور ‏تشکیل کمیته صلح بین‌المللی متشکل از نیروهای نظامی کشورهای مختلف، برگزار شد که بواسطه عدم ‏موفقیت کامل، شاهد صدور بیانیه یا اعلام رسمی از سوی قطر، ویتکاف و یا اسرئیلی‌ها نبودیم.‏

💢حضور ترکیه و قطر، ممکن‌ترین و غیرممکن‌ترین سناریو؟

🔸علی‌رغم مخالفت اسرائیلی‌ها، جمعه گذشته ویتکاف در میامی با مسئولین قطری و ترکی برای مرحله دوم و ‏ادامه آتش‌بس دیدار کرد و بیانیه مشترکی هم منتشر شد. بیانیه‌ای که خوش‌بینی‌هایی از تلاش آمریکایی‌ها ‏برای ورود به مرحله دوم ایجاد کرد، اما سوال اصلی در خصوص حضور نیروهای بین‌المللی در غزه همچنان ‏پابرجاست و بسیار بعید است با توجه به مخالفت‌های تل‌آویو، مدیریت کمیته غزه به آنکارا یا دوحه سپرده ‏شود. به‌نظر می‌رسد که ویتکاف می‌داند بدون نقش‌آفرینی این دو بازیگر نزدیک به حماس و هم چنین ‏مصری‌ها شاید نتواند توافقی با حماس برای آینده و ادامه آتش‌بس داشته باشد.‏

💢خلع سلاح و آینده حماس

🔸موضوع اصلی مرحله دوم، خلع سلاح حماس است. هاآرتص در گزارشی می‌نویسد که تل‌آویو هرگز آماده ‏آغاز مرحله دوم نیست؛ زیرا در اسرائیل نگرانی اصلی حول این است که چگونه خلع سلاح با ادامه عقب‌نشینی ‏نیروهای ارتش اسرائیل از اراضی نوار غزه مرتبط خواهد شد و این‌که سازوکار افشای تونل‌های باقی‌مانده در ‏اختیار حماس و نابودی آن‌ها قرار است چگونه باشد.

🔸عاموس هرئیل کارشناس شناخته‌شده اسرائیلی در یادداشتی تاکید می‌کند خود حماس نیز علاقه‌مند به رفتن به ‏مرحله بعدی است، زیرا به این نتیجه رسیده است که هیچ تهدید واقعی برای حکومت آن، حداقل در نیمه غربی ‏نوار غزه (پشت خط زرد) وجود ندارد. به همین دلیل، تلاش‌ها برای یافتن جسد آخرین سرباز مفقود شده را ‏ادامه می‌دهد. سوال اصلی اکنون این است: آیا ترامپ نتانیاهو را مجبور به پیشروی به مرحله دوم خواهد کرد؟ ‏در اسرائیل به نظر می‌رسد همه چه در نهادهای نظامی و اطلاعاتی و چه در کابینه نتانیاهو معتقدند که طرح ‏ترامپ یعنی استقرار نیروهای بین‌المللی در غزه کمکی به خلع سلاح حماس نخواهد کرد.‏

💢ترامپ، دنبال مرحله دوم آتش‌بس است؟

🔸در روزهای اخیر شبیه این گزاره را در رسانه‌های عبری زیاد می بینیم که «ترامپ برای حفظ تصویر خود به ‏عنوان یک صلح‌طلب جهانی استثنایی، فکر می‌کند که باید در پرونده نوار غزه پیشرفت کند.» او با اینکه ‏می‌داند گذار به مرحله دوم با مشکل مواجه است اما برای اعلام جشن در ماه آینده آماده است.‏

🔸ناحوم بارنیع خبرنگار یدیعوت آحرونوت و باراک راوید خبرنگار آکسیوس هر دو مدعی شده‌اند که ترامپ ‏به دلیل ترور رائد سعد از نتانیاهو خشمگین است. اما باراک راوید تاکید می‌کند: «ترامپ مطمئناً برای هیچ ‏شبه‌نظامی(عضو قسام) اشک نمی‌ریزد ... اما آنچه دولت آمریکا را نگران می‌کند، ترس از این است که ‏اسرائیل ممکن است عمداً سعی در خرابکاری در اجرای مراحل بعدی داشته باشد.»‏

🔸براساس گزارش آمریکایی‌ها، موانع در حال افزایش است و احتمالاً جدول زمانی به تأخیر خواهد افتاد؛ اما ‏ترامپ اصرار دارد شروع مرحله دوم را پرسروصدا اعلام کند. تاکنون تنها چند کشور متعهد شده‌اند که به ‏نیروی تثبیت کمک کنند و هیچ‌کدام در حال حاضر قصد ندارند نیروهای خود را پشت خط زرد که تحت ‏کنترل حماس است مستقر کنند.‏

💢جمع‌بندی

مرحله دوم آتش‌بس اکنون با مولفه‌ها و موانع زیادی روبروست و با توجه به ابهامات چگونگی آن و ‏بازیگران تشکیل‌دهنده کمیته صلح با چشم‌انداز تاریکی روبروست. ضمن آنکه نقش‌آفرینی ‏قطر و ترکیه، وضعیت انسانی نوار غزه و میزان کمک‌های بشر دوستانه، خروج یا عدم خروج کامل اسرائیل از غزه و همچنین شرایط جبهه شمال یعنی لبنان از دیگر مولفه‌هایی هستند که ورود به ‏مرحله دوم آتش‌بس غزه را پیچیده‌تر می‌کنند.‏

🔁مطالب مرتبط
▫️پاسخ حماس به طرح ترامپ: تله یا فرصت؟
▫️رویکرد حماس پس از آتش‌بس

اندیشکده تهران

👨‍💻سایت|📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍6🔥1👏1
🌐گزینه‌های رؤسای سه‌گانه عراق چه کسانی هستند؟

#تحلیل_کوتاه
#تحولات_منطقه #عراق

📝علی بیدبو

🔹چهل روز پس از برگزاری انتخابات پارلمانی عراق در حالی که اخیراً شورای عالی قضایی این کشور برنامه ‏زمانی انتخاب روسای سه گانه را اعلام کرد هنوز در مورد اینکه چه کسانی در این مناصب قرار خواهند گرفت ‏هیچ قطعیتی وجود ندارد.‏

💢نخست‌وزیری؛ السودانی هنوز شانس دارد

🔸برای تصدی نخست‌وزیری محمد شیاع السودانی همچنان از شانس قابل‌توجهی برخوردار است. وی در روزهای ‏اخیر توانسته، همانند دوره پیش، رضایت قیس الخزعلی و سید عمار حکیم را جلب کند. با این حال، این دو ‏چهره سیاسی طی چند نوبت، درخواست دیدار مستقیم با نوری المالکی، رهبر حزب الدعوه را مطرح کردند که ‏با پاسخ منفی مواجه شدند. با توجه به شرایط کنونی چارچوب هماهنگی و نوع تحلیل و کنش سیاسی الخزعلی، ‏امکان دستیابی تمامی اعضای این ائتلاف به اجماع بر سر یک نامزد واحد، اندک و دور از واقعیت به نظر ‏می‌رسد. بر همین اساس، محتمل‌ترین سناریو، تقسیم چارچوب هماهنگی به دو بخش حامی دولت آینده و ‏اپوزیسیون نیمه‌فعال است؛ وضعیتی که لزوما به فروپاشی این ائتلاف سیاسی منجر نخواهد شد.‏

🔸یکی از عوامل اصلی نارضایتی برخی رهبران چارچوب هماهنگی ورود اختلافات شخصی ‏نوری المالکی با السودانی به فضای سیاسی است. حدود نیمی از رهبران این جریان چنین تقابل‌هایی را که ریشه ‏در مسائل شخصی دارد نمی‌پذیرند و بر این باورند که اختلاف‌نظر در سیاست امری طبیعی است. در چارچوب ‏هماهنگی، افکار و منافع متفاوتی با یکدیگر درگیرند؛ برای نمونه، همام حمودی و سید عمار حکیم ‏اختلافات ریشه‌ای و بنیادین دارند اما هیچ‌گاه مسیر گفت‌وگو میان خود را مسدود نکرده‌اند.

🔸در همین راستا، ‏ائتلاف الاعمار و التنمیة (بازسازی و توسعه) به رهبری السودانی تلاش کرد هیاتی را که مورد قبول و نظر نوری ‏المالکی باشد برای دیدار با وی اعزام کند. بر این اساس، فالح فیاض با همراهی احمد الاسدی، از اعضای این ‏ائتلاف با نوری المالکی دیدار کردند. با وجود این، اختلافات میان المالکی و السودانی همچنان قابل‌توجه است. ‏تداوم تخریب رسانه‌ای میان دو حزب می‌تواند به فرسودگی ‏اجتماعی و ناامیدی افکار عمومی عراق از نظام سیاسی منجر شود. همین نگرانی باعث شده بسیاری از رهبران ‏شیعه در تلاش باشند سطح این اختلافات را تا حد امکان کاهش دهند.‏

💢ریاست‌جمهوری؛ نزار امیدی گزینه‌ای محتمل

🔸در بیت کردی وضعیت روابط میان حزب دموکرات و اتحادیه میهنی همچنان نابسامان ‏است. با این حال، تجربه تاریخی نشان داده کردها در بزنگاه‌های حساس، اختلافات خود را ولو به‌صورت ‏موقت کنار می‌گذارند. توافق فعلی که پس از تشدید تنش‌ها حاصل شده، توقف تخریب‌های رسانه‌ای متقابل ‏میان احزاب کردی است. مسعود بارزانی، رهبر حزب دموکرات، مخالفتی با باقی ماندن منصب ریاست جمهوری ‏در اختیار اتحادیه میهنی ندارد؛ مشروط بر آنکه فرد معرفی‌شده در پی قدرت‌طلبی، تسلط بر حزب دموکرات یا ‏ایفای نقش لابی‌گرانه در بغداد نباشد. اتحادیه میهنی نیز متعهد شده نامزدی را به بغداد معرفی کند که مورد قبول ‏حزب دموکرات نیز باشد. در حال حاضر، نزار امیدی به‌عنوان گزینه‌ای در دسترس مطرح است؛ شخصیتی ‏معتدل، متعهد به اتحادیه میهنی و مورد قبول سران شیعه و چارچوب هماهنگی.‏

💢ریاست پارلمان؛ نقش فعال مثنی السامرائی

🔸در «بیت سنی» نیز اختلافات ساختاری همچنان پابرجاست. رهبران اهل سنت از نبود یک مرجع واحد رنج ‏می‌برند و به همین دلیل تصمیم‌گیری‌ها در فضایی پراکنده و بعضا ازهم‌گسیخته انجام می‌شود. مثنی السامرائی در ‏چندین مقطع تلاش کرد نقش چهره محوری و پدرانه را در میان رهبران سنی ایفا کند اما به دلیل اختلافاتش با ‏محمد الحلبوسی، خمیس الخنجر و احمد الجبوری در دستیابی به این هدف ناکام ماند. در نتیجه این وضعیت، ‏صحنه سیاسی اهل سنت عملا به دو بخش تبعیت و عدم تبعیت از مسعود بارزانی، رهبر حزب دموکرات تقسیم ‏شده است. بر همین اساس، برخی رهبران سنی تلاش می‌کنند مواضع خود را بیش از پیش به حزب دموکرات ‏نزدیک کنند تا بتوانند در انتخاب رئیس پارلمان نقش موثرتری ایفا کنند. اهل سنت شورایی تحت عنوان شورای سیاسی ملی تشکیل داده‌اند و بر اساس جلسات برگزار شده در این شورا ‏به‌طور موقت مشخص شده است که یکی از دو جریان تقدم یا عزم متصدی ریاست پارلمان خواهد شد.

هم‌زمان ‏با این تفاهم‌ها و گفت‌وگوها درباره ریاست پارلمان، سران کرد، شیعه و اهل سنت نیز مذاکراتی را ‏درباره مناصب نواب رئیس مجلس و ریاست جمهوری آغاز کرده‌اند. هدف از این رایزنی‌ها، دستیابی به توافق ‏پیش از پایان مهلت قانونی و مطابق با دستورات رئیس شورای عالی قضایی و مفاد قانون اساسی عراق است.‏

🔄 مطالب مرتبط
▫️اعداد و ارقام انتخابات پارلمانی عراق چه می‌گویند؟

اندیشکده تهران

👨‍💻سایت|📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍5🔥1💯1
🔵 کریدور ریلی چین‌ـ‌قرقیزستان‌ـ‌ازبکستان: دگرگونی در نظم اوراسیا

#اکوتهران
#چین #آسیای_میانه #لجستیک

📝شهرام پیرانی

🔸کریدور ریلی چین‌ـ‌قرقیزستان‌ـ‌ازبکستان (CKU) که طی چند روز گذشته توافق‌نامه تأمین مالی آن به امضای مقامات سه کشور رسید، فراتر از یک پروژه زیرساختی متعارف، یک «کنش راهبردی» در شطرنج قدرت اوراسیای مرکزی محسوب می‌شود. این کلان‌پروژه با هدف بازترسیم نقشه‌های همگرایی منطقه‌ای، در پی آن است تا با به چالش کشیدن «انحصار ترانزیتی» موجود، توازن قدرت را از ساختارهای تک‌محور به سمت یک نظام چندوجهی سوق دهد.

💢دکترین تنوع‌بخشی پکن: گریز از بن‌بست ژئوپلیتیک

🔹برای پکن، این کریدور ۴۸۶ کیلومتری که کاشغر را به قلب آسیای مرکزی پیوند می‌زند، پاسخی ساختاری به ضرورت «تنوع‌بخشی کریدوری» است. در حال حاضر، جریان اصلی تجارت زمینی چین به اروپا تحت تسلط کریدور شمالی و نفوذ بلامنازع روسیه و قزاقستان قرار دارد. پکن با درک مخاطرات وابستگی به یک مسیر واحد، راهبرد «تنوع بخشی به شبکه های کریدوری» را در پیش گرفته است.

🔹کریدور ریلی مذکور با ایجاد یک مسیر مستقل، نه‌تنها زمان ترانزیت را حدود ۷ تا ۸ روز کاهش می‌دهد، بلکه با شکستن انحصار ترانزیتی مسیرهای شمالی، «وابستگی متقابل نامتقارن» چین به این معابر را تعدیل کرده و حاشیه امنیت استراتژیک این کشور را در ابتکار «کمربند و جاده» (BRI) تقویت می‌کند. این اقدام عملاً نفوذ اقتصادی چین را در حیاط‌خلوت سنتی مسکو تعمیق بخشیده و به کشورهای پیرامونی اجازه می‌دهد تا در چارچوب سیاست «چندجانبه‌گرایی فعال»، استقلال عمل بیشتری در قبال قدرت‌های بزرگ داشته باشند. این تغییر پارادایم، آسیای مرکزی را از یک منطقه «محصور در خشکی» به قلمرو «تقاطع کریدورها» بدل می‌سازد.

💢واکاوی نقش‌آفرینی بازیگران منطقه‌ای

🔹ایران در این مختصات جدید، حیاتی‌ترین ذینفع غیرمستقیم و حلقه اتصال این کریدور به آب‌های آزاد است. این شبکه ریلی، ایران را از یک مسیر فرعی به یک «پل لجستیک استراتژیک» میان چین و بنادر خلیج‌فارس تبدیل می‌کند. اتصال شبکه ریلی ازبکستان، قرقیزستان و ترکمنستان به زیرساخت‌های ریلی ایران، عملاً استراتژی‌های پیشین مبنی بر «انزوای ژئوپلیتیک ایران» را ابطال نموده و با خنثی‌سازی تلاش‌ها برای دور زدن خاک ایران، موقعیت کشور را در زنجیره ارزش جهانی ارتقا می‌دهد. از منظر ژئواکونومیک، این مسیر مکمل بندر چابهار و کریدور شمال‌ـ‌جنوب خواهد بود و ایران را به نقطه تلاقی تجارت شرق‌ـ‌غرب و شمال‌ـ‌جنوب بدل خواهد کرد.

🔹 این پروژه به‌طور مستقیم انحصار ترانزیتی روسیه و قزاقستان را به عنوان دروازه‌بانان سنتی اوراسیا هدف قرار می‌دهد. سال‌هاست که مسیرهای عبوری از خاک روسیه (مانند راه‌آهن سراسری سیبری) تنها گزینه مطمئن حمل کالا میان شرق و غرب بودند؛ اما اکنون واگرایی بخشی از جریان کالا به سمت این مسیر جدید، نه‌تنها موجب کاهش درآمدهای ارزی ناشی از ترانزیت می‌شود، بلکه ابزارهای فشار سیاسی این کشورها بر همسایگان جنوبی را تضعیف کرده و رقابت‌های ژئوپلیتیک را در منطقه تشدید می‌کند. مسکو اکنون ناچار است میان «پذیرش واقعیت جدید» و «تلاش برای حفظ نفوذ از طریق ائتلاف‌های جایگزین» یکی را برگزیند.

🔹در نهایت، الحاق احتمالی افغانستان به این شبکه، می‌تواند این کشور را از بن‌بست جغرافیایی خارج نموده و با پیوند ثبات امنیتی به منافع اقتصادی، پتانسیل تبدیل شدن به یک معبر مکمل میان آسیای مرکزی و بنادر جنوبی ایران را فراهم آورد.

💢موانع ساختاری و چالش‌های فنی

🔹علیرغم وجود اراده سیاسی، این کریدور با چالش‌های جدی روبروست. عبور از رشته‌کوه‌های مرتفع قرقیزستان نیازمند احداث ده‌ها تونل و پل پیچیده است که هزینه‌های ساخت آن را به‌شدت افزایش می‌دهد. علاوه بر این، اختلاف در عرض ریل‌های استاندارد چینی و ریل‌های عریض به‌جای مانده از دوران شوروی در آسیای مرکزی، یکی از موانع لجستیکی است که باید با ایستگاه‌های اختصاصی تعویض بوژی حل شود. مدیریت این پیچیدگی‌های فنی، عیار همکاری‌های چندجانبه را در این پروژه تعیین خواهد کرد.

نتیجه‌گیری

کریدور ریلی چین‌ـ‌قرقیزستان‌ـ‌ازبکستان را باید نقطه عزیمت اوراسیا به سمت یک «نظم منطقه‌ای چندکانونی» دانست. در این پارادایم، مرکز ثقل قدرت از انحصار تاریخی مسکو به سمت شبکه‌ای توزیع‌شده حرکت می‌کند که در آن، قدرت اقتصادی پکن با مزیت‌های جغرافیایی بازیگرانی نظیر ایران و ازبکستان گره می‌خورند. موفقیت این طرح در گرو مدیریت اصطکاک منافع قدرت‌های بزرگ و تأمین مالی پایدار است، اما صرفِ عملیاتی شدن آن، پیامی روشن دارد: جغرافیای سیاسی اوراسیا در حال بازنویسی است و محورهای جدید همکاری، به سمت جنوب و آب‌های گرم آن، در حال تثبیت هستند.

اندیشکده تهران

👨‍💻سایت|📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍73👌2
🌐آیا جامعه ونزوئلا با حمله آمریکا همراهی می‌کند؟

#مقاله_تحلیلی
#آمریکای_لاتین
#ونزوئلا #آمریکا

🔹‌مهم‌ترین درس جنگ عراق برای آمریکا این است که سرنوشت جنگ با هدف براندازی یک نظام سیاسی را صرفاً معادلات نظامی تعیین نمی‌کند؛ بلکه وضعیت جامعه کشور مورد حمله و واکنش آن به تهاجم خارجی بسیار حائز اهمیت است. در خصوص ونزوئلا نیز این نکته صادق است. آمریکا می‌تواند به پشتوانه برتری نظامی خود نتیجه نبرد را تعیین کند، اما سرنوشت نهایی جنگ احتمالی وابسته به عوامل مختلفی همچون واکنش جامعه ونزوئلا خواهد بود.

🔸سال‌ها اقتدارگرایی مادورو، مقبولیت پایین حکومت او و وضعیت بحرانی اقتصاد ونزوئلا ادراکی را در میان برخی نخبگان واشنگتن و اپوزیسیون ونزوئلا شکل داده که راه ارتش آمریکا برای تغییر نظام سیاسی هموار است. اما با نگاهی به آمار و شواهد موجود می‌توان دریافت که افکار عمومی مردم و وضعیت اجتماعی ونزوئلا به‌شدت پیچیده است.

💢مقبولیت اندک مادورو و شکاف بر سر حمله نظامی

🔸شش سال پیاپی رشد اقتصادی منفی در کنار انحصار قدرت در دستان مادورو و کنار زدن مخالفان سیاسی، او را تبدیل به سیاستمداری به‌شدت نامحبوب کرده است. با این حال، آمریکا اگر تصمیم به اشغال ونزوئلا بگیرد، کار دشواری در برابر جامعه این کشور خواهد داشت؛ زیرا اختلاف‌نظری اساسی در جامعه بر سر پذیرش حمله نظامی آمریکا وجود دارد. براساس پیمایش اطلس‌اینتل، ۳۴٪ مردم ونزوئلا موافق حمله آمریکا و ۲۹٪ مخالف هستند. ۳۷٪ مردم نیز نظری ندارند. غالباً در میانه جنگ احساسات ملی‌گرایانه طغیان می‌‎کند و مادورو می‌تواند از چنین فرصتی برای بسیج مردم علیه آمریکا بهره ببرد.

💢دستان کوتاه اپوزیسیون از کشور

🔸علی‌رغم اینکه اپوزیسیون ونزوئلا و برخی رهبران آن همچون ماریا ماچادو و ادموندو گونزالس، نامزد رقیب مادورو در ۲۰۲۴ از محبوبیت قابل توجهی برخوردار هستند اما میان ادراک مردم و اپوزیسیون بر سر مسائل کنونی فاصله زیادی وجود دارد.

🔸افزون بر این، میان رهبران اپوزیسیون و مردم ارتباط مستقیمی وجود ندارد. هیچ‌یک از آن‌ها درون ونزوئلا نیستند. برخی همچون ماچادو به صورت مخفیانه از کشور گریخته، برخی دیگر همچون گونزالس تبعید شده و اشخاصی نظیر فِرِدی سوپرلانو، رهبر حزب اراده ملی (از احزاب اپوزیسیون) دستگیر شده‌اند. اپوزیسیون قدرتمندی درون ونزوئلا وجود ندارد که سیا با کمک آن بتواند مخالفین مادورو را در جامعه بسیج کند. به عبارت بهتر، مادورو از سمت جامعه ونزوئلا خطر چندانی احساس نمی‌کند.

💢شکنندگی اقتصاد ونزوئلا و آثار آن

🔸همانطور که پیشتر گفته شده بود، اقتصاد ونزوئلا به دلیل سال‌ها رشد اقتصادی منفی پیاپی آسیب‌های فراوانی دیده و به قدری تضعیف شده است که نمی‌تواند در برابر تهاجم نظامی احتمالی آمریکا مقاومت کند.

🔸پس از اعلام ترامپ مبنی بر آغاز محاصره، صف‌های طولانی بنزین در چندین شهر بزرگ ونزوئلا تشکیل شد که نگرانی‌ها را در مورد کمبود سوخت در کشور افزایش داده است. جغرافیای سیاسی ونزوئلا را نیز در این تحلیل باید لحاظ کرد. کاراکاس، پایتخت و دیگر شهرهای اصلی ونزوئلا در نزدیکی سواحل هستند و به همین دلیل زودتر از سایر نقاط کشور مورد حمله قرار خواهند گرفت. به همین دلیل، بحران اقتصادی ناشی از جنگ به سرعت آغاز خواهد شد و نظام اقتصادی این کشور را به فروپاشی می‌رساند.

🔸بحران اقتصادی آثار بسیار مهمی بر جنگ می‌گذارد که مهم‌ترین آن افزایش عضویت در گروه‌های شبه‌نظامی است. این نکته در خصوص ونزوئلا که در حال حاضر گروه‌های شبه‌نظامی مستحکم تحت عنوان کولکتیوو و همچنین میلیشیای بولیواری ونزوئلا در آن فعال هستند بیشتر صدق می‌کند. با وقوع فروپاشی اقتصادی ناشی از جنگ، شهروندان بیشتری انگیزه می‌یابند که به این گروه‌ها ملحق شوند. این موضوع می‌تواند یکی از جدی‌ترین چالش‌های ارتش آمریکا باشد؛ زیرا جنگ فرسایشی و چریکی خواهد شد.

جامعه کنونی ونزوئلا نه‌تنها مستعد حمایت و همراهی با حمله نظامی ایالات متحده نیست بلکه از دو جهت می‌تواند در مقابل آن عمل کند. نخست، به دلیل مخالفت یا تردید اکثریت جامعه با حمله آمریکا، احساسات ملی‌گرایانه تشدید شده و تبدیل به نیرویی برای دفاع از مادورو می‌شود. در این صورت، حمله آمریکا ممکن است نتیجه معکوس دهد. دوم، به‌دنبال فروپاشی اقتصاد ونزوئلا، تمایل بخشی از مردم برای عضویت در گروه‌های شبه‌نظامی وفادار به نظام سیاسی کنونی یا سایر کارتل‌های مسلح افزایش می‌یابد.

🔗برای مطالعه متن کامل کلیک کنید!🔗

🔄 مطالب مرتبط
◽️
آیا آمریکا به ونزوئلا حمله خواهد کرد؟

اندیشکده تهران

👨‍💻سایت|📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍102👌2
اندیشکده تهران | Tehran Institute
🌐آیا بلژیک اجازه استفاده از ذخایر ارزی روسیه را صادر می‌کند؟ #تحلیل_کوتاه #اروپا #روسیه 🔹با تشدید بحران مالی اوکراین، به‌ویژه پس از کاهش حمایت‌های مالی ایالات متحده، کمیسیون اروپا طرح جدیدی را برای تأمین حمایت‌های مالی اوکراین پیشنهاد کرده است. طبق این طرح،…
🌐وام مشترک اروپایی جایگزین استفاده از دارایی‌های روسیه

#تعقیب_روند
#اروپا #روسیه
#جنگ_اوکراین

🔹اوکراین در دو سال آینده با کمبود بودجه‌ای معادل ۱۶۰ میلیارد دلار (حدود ۱۳۷ میلیارد یورو) مواجه خواهد بود. اتحادیه اروپا در طی دو ماه گذشته تلاش‌های زیادی برای تأمین وامی به ارزش ۱۴۰ میلیارد دلار از طریق استفاده از منابع مسدود شده روسیه انجام داد، اما این طرح با مخالفت بلژیک و شش کشور دیگر روبه‌رو شد. در نهایت، در نشست اخیر اتحادیه اروپا، این طرح به نتیجه نرسید و روش دیگری برای تأمین مالی اوکراین انتخاب شد.

🔸اتحادیه اروپا تصمیم گرفت برای تأمین نیازهای مالی اوکراین در دو سال آینده، وام بدون بهره‌ای به مبلغ ۹۰ میلیارد یورو (حدود ۱۰۵ میلیارد دلار) برای سال‌های ۲۰۲۶-۲۰۲۷ به این کشور اعطا کند. منابع این وام از طریق قرض گرفتن از بازارهای مالی و با تضمین بودجه اتحادیه اروپا، که توسط کشورهای عضو تأمین می‌شود، تأمین خواهد شد.

🔸اگرچه با دریافت این وام، اوکراین تا سال ۲۰۲۶ دچار مشکلات جدی مالی و تسلیحاتی نخواهد شد، اما همچنان در سال ۲۰۲۷ با فشارهای مالی شدید مواجه می‌شود. علاوه بر این، اختلافات جدی میان کشورهای عضو اتحادیه اروپا در خصوص سهم هر کشور در تأمین این وام ممکن است به بحران‌های جدیدی منجر شود. کشورهای ثروتمند اتحادیه مانند آلمان و دانمارک از مشارکت بالا در تأمین مالی ناراضی هستند و به دنبال فشار بر دیگر کشورها برای سهم بیشتری از این مسئولیت هستند. در مقابل، برخی کشورها به دلیل شرایط اقتصادی از مشارکت جدی در تأمین این وام خودداری کرده‌اند. علاوه بر این، سه کشور مجارستان، جمهوری چک و اسلواکی به طور رسمی حاضر به مشارکت در این وام نشدند. در نتیجه، با عدم استفاده از دارایی‌های مسدود شده روسیه، کشورهای بزرگ ثروتمند اتحادیه، به ویژه آلمان و دانمارک، بار اصلی حمایت از اوکراین را به دوش خواهند کشید.

🔸با این اتفاق، لاین، رئیس کمیسیون اتحادیه اروپا ضعف رهبری خود را بیش از پیش به نمایش گذاشت و مرتس نیز فشار بیشتری بر اقتصاد کشور خود وارد خواهد کرد و عملا زمینه رشد بیشتر جریانات افراطی ضداوکراین را فراهم خواهد کرد. به طور کلی، این تصمیم باعث خواهد شد که روند جنگ اوکراین به شکل فعلی ادامه یابد، فشارهای اقتصادی بر کشورهای بزرگ اروپا شدت یابد و زمینه ضعف رهبری اتحادیه و قدرت‌گیری بیشتر جریانات راست افراطی ضداوکراین فراهم شود.

این تصمیم، ضعف رهبری اورسولا فون در لاین، رئیس کمیسیون اتحادیه اروپا، را بیشتر نمایان ساخت، فشار اقتصادی بیشتری را بر کشورهای بزرگ وارد خواهد کرد و روند جنگ را در بهترین حالت ممکن در وضعیت فعلی نگه خواهد داشت. این موضوع می‌تواند زمینه‌ای برای رشد بیشتر جریان‌های افراطی ضداوکراین در اروپا فراهم و بی‌ثباتی سیاسی بیشتری به اروپا وارد کند.

🔄 مطالب مرتبط:
◽️چرا طرح‌های تامین مالی جنگ اوکراین شکست می‌خورد؟
◽️آیا بلژیک اجازه استفاده از ذخایر ارزی روسیه را صادر می‌کند؟

اندیشکده تهران

👨‍💻سایت|📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍8🔥2👌1
♦️تجزیه‌طلبی: گزینه‌ای که از نظر ژئوپلیتیکی در یمن غیرممکن است!
▪️العربیه

#رویة_العربیة
#تحولات_منطقه #عربستان #یمن

🔸ایده تجزیه یمن به‌طرزی ناگهانی مطرح و به تیتر اصلی رسانه‌ها تبدیل گردید. چنین به نظر می‌رسد که برخی در پی آن هستند که یمن متحد را از میان بردارند و تصویری تازه جایگزین آن کنند و دو بخش یمن شمالی و جنوبی را از یکدیگر جدا نشان دهند. در واقعیت، نه جهان و نه منطقه آمادگی پذیرش مرزهای جغرافیایی جدید را ندارند و تجربه‌هایی که از موفقیت تجزیه سخن گفته‌اند، در مورد یمن به‌سادگی قابل تعمیم نیستند. از همین رو، درک این نکته اهمیت می‌یابد که وضعیت ژئوپلیتیکی یمن توان مواجهه با چنین بحرانی را ندارد.

🔹چشم‌انداز ژئوپلیتیکی در یمن به‌سادگی قابل تغییر نیست. این تصویر ژئوپلیتیکی به کل منطقه، به‌ویژه عربستان سعودی گره خورده است. ایده تجزیه دارای انگیزه‌های آشکار و پنهان است و تنها یک دستگاه تشخیص ریسک راهبردی می‌تواند آن‌ها را آشکار سازد. این دستگاه مخاطرات راهبردی نهفته در این ایده‌ها را کاملا روشن می‌سازد. با این حال، مقامات سعودی بارها تأکید کرده‌اند که «مسئله جنوب را نمی‌توان نادیده گرفت یا از آن عبور کرد؛ این مسئله در گفت‌وگوهای ملی حضور دارد و در هر سازش سیاسی آینده، در چارچوب راه‌حل سیاسی و تلاش‌ها برای برقراری صلح فراگیر در یمن جایگاه مهمی خواهد داشت.»

💢مخالفت بین‌المللی با تجزیه

🔹تاکتیک‌های میدانی، تقلا برای گریز از فشارهای سیاسی و تلاش برای تصاحب مناطق جغرافیایی از سوی طرفداران تجزیه، مسیر ساده‌ای برای تحقق این ایده نخواهد بود. حقیقتی که کمتر در رسانه‌ها مطرح می‌شود آن است که مخالفت بین‌المللی گسترده‌ای با این پیشنهاد خطرناک برای منطقه وجود دارد. وضعیت سیاسی یمن تابع برداشت‌های منطقه‌ای و بین‌المللی است که طی سال‌ها مسیرهای مناسبی برای حل این بحران ترسیم کرده‌اند. از این رو، هرگونه خروج از این سناریو خطری مستقیم به‌شمار می‌رود که انسجام این راه‌حل‌ها و تلاش برای دستیابی به یمنی متحد و باثبات را تضعیف می‌کند. واقعیت قطعی آن است که یمن به سوی گزینه‌های نامطمئن حرکت نمی‌کند. نیروهای مختلف حاضر در میدان به تشتت اهداف آگاه شده‌اند؛ اهدافی که برخی ریشه در داخل دارند و برخی دیگر ماهیتی فراملی یافته‌اند.

🔹تصویر روشن نشان می‌دهد که ایده تجزیه نه‌تنها برای یمن، بلکه برای کل منطقه سرشار از خطر است. تحلیل‌های سیاسی ثابت می‌کند که توسل به گزینه نظامی برای تجزیه، تهدیدی بسیار فراتر از آن چیزی است که در ظاهر ترسیم می‌شود. افزون بر این، ایده تجزیه تنها به بازتعریف آشوب منجر خواهد شد. به همین خاطر اجازه تحمیل واقعیتی جدید در یمن داده نخواهد شد؛ زیرا خطر راهبردی آن بسیار بزرگ است و کمترین پیامدش تهدید نقش دولت یمن و روند سیاسی آغاز شده برای نجات یمن از بحرانی است که با آن دست‌به‌گریبان است.

💢تجزیه‌طلبی و تثبیت ورود بازیگران خارجی

🔹برداشت ساده‌انگارانه از ایده تجزیه، واقعیت‌های سخت میدانی را نادیده می‌گیرد. تجزیه صرفاً یک شعار رسانه‌ای نیست که بتوان آن را بر واقعیت تحمیل کرد. کسانی که به تجزیه می‌اندیشند یا از آن حمایت می‌کنند، قادر به تأمین الزامات منطقه‌ای که قصد جداسازی آن را دارند، نیستند. این به معنای بحرانی از درگیری‌های داخلی است که پایان رؤیایی مورد انتظار را به همراه نخواهد داشت. کلید زدن فرآیندهای تجزیه‌طلبی، بحران‌ها و پیامدهای جانبی متعدد و سختی در پی خواهد داشت؛ از جمله گشودن راه برای ورود نیروهای دشمنِ امت عربی و اسلامی به شبه‌جزیره عربستان، ایجاد فرصت‌های گسترده برای برهم خوردن موازنه میان قدرت‌های منطقه‌ای، و نیز ایجاد شکاف‌هایی در توازن قوا در شاخ آفریقا.

تلاش‌های عربستان سعودی برای جلوگیری از تجزیه یمن فشرده و جدی است. تثبیت نقش دولت، حفاظت از عمق راهبردی عربستان سعودی و حفظ وحدت یمن، گزینه‌هایی ثابت و غیرقابل تضعیف به‌شمار می‌روند. با این حال، گفت‌وگو در چارچوب این اصول ممکن است؛ از طریق مشارکت مستقیم همه نیروها با تمام تنوع و ابعادشان، بدون تبعیض، و با حفظ حقوق در چارچوبی سیاسی و متوازن که باور دارد هر مسئله فرعی در یمن، مسئله‌ای عادلانه است و می‌توان آن را در چارچوبی جامع و در خدمت «یمن بزرگ‌تر» حل‌وفصل کرد، نه از طریق تجزیه و گسترش بحران‌های جانبی. نظم جهانی امروز به‌طور مستقیم دغدغه آن را دارد که یمن به سوی جنگ داخلی یا هرج‌ومرجی که بتواند چشم‌انداز ژئوپلیتیکی منطقه و شاخ آفریقا را دگرگون سازد، سوق داده نشود.

🔁مطالب مرتبط
▫️جنگ قدرت در جنوب یمن و درگیری در حضرموت

اندیشکده تهران

👨‍💻سایت|📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍81👏1😁1👌1
♦️ناو‌های جنگی «کلاس ترامپ» و آغاز حرکت به سوی «ناوگان طلایی»
◾️ ۱۹فورتی‌فایو (1945)
📝استفن سیلور

#تهران_ریویو
#نظامی #میلیتاری

🔹دونالد ترامپ در طول سال اول ریاست جمهوری دور دوم بارها از تمایل برای بازگرداندن ناوهای جنگی صحبت کرده است. او در آوریل فرمان اجرایی تحت عنوان «بازگرداندن سلطه دریایی آمریکا» صادر کرد. در بخشی از این فرمان آمده «ظرفیت ساخت کشتی‌های تجاری و نیروی کار دریایی ایالات متحده در نتیجه دهه‌ها غفلت دولت تضعیف شده که منجر به کاهش پایه صنعتی قوی گذشته و همزمان به تقویت رقبای ما و آسیب به امنیت ملی ایالات متحده شده است».

🔸ترامپ در آن زمان گفته بود: «این چیزی است که در حال بررسی آن هستیم. مفهوم ناو جنگی، بدنه‌ای شش اینچی از فولاد محکم است و نه آلومینیوم. آن نوع آلومینیومی که وقتی از حدود دو مایلی موشک می‌بیند، شروع به ذوب شدن می‌کند. نه، آن کشتی‌ها دیگر به این شکل ساخته نمی‌شوند». او همچنین ادامه داد «من به آن کشتی‌ها نگاه می‌کنم، آن‌ها همراه با ناوشکن‌ها بودند و هیچ‌چیز نمی‌توانست جلوی آن‌ها را بگیرد. برخی ممکن است بگویند «نه، این تکنولوژی قدیمی است». نمی‌دانم، اما وقتی آن توپ‌ها را می‌بینید، بعید می‌دونم که تکنولوژی قدیمی باشد».

🔸ناو‌های جنگی متعلق به گذشته هستند و آخرین ناوهای جنگی در اوایل دهه ۱۹۹۰ بازنشسته شدند. آخرین بار ناوهای جنگی جدید حدوداً در دوران جنگ جهانی دوم ساخته شده بودند.

💢آغاز پروژه جدید «کلاس ترامپ»

🔸دوشنبه گذشته، وال استریت ژورنال گزارش داد که ترامپ آماده است تا اعلام کند نیروی دریایی ایالات متحده شروع به ساخت ناوهای جنگی جدید «کلاس ترامپ» خواهد کرد، که بخشی از آنچه ترامپ آن را «ناوگان طلایی» می‌نامد، خواهد بود. بر اساس گزارش وال استریت ژورنال، ناوهای جنگی جدید قرار است به‌عنوان نسخه ارتقاءیافته ناوشکن‌های کلاس آرلی برک اما با یک طراحی کاملاً جدید طراحی شوند.

💢ویژگی‌های تسلیحاتی ناوهای جدید

🔸رئیس‌جمهور آمریکا اعلامیه رسمی خود را دوشنبه در مار-ئه-لاگو منتشر کرد که در آن گفت: «همانطور که می‌دانید، ما به شدت به کشتی نیاز داریم. برخی از کشتی‌های ما پیر و فرسوده و منسوخ شده‌اند.» او همچنین وعده داد که ناوهای جدید ۱۰۰ برابر قدرتمندتر از هر ناو جنگی ساخته شده تا به امروز خواهند بود. ترامپ همچنین در خصوص پیش‌طرح‌های ناوهای جدید «کلاس ترامپ» صحبت کرد، که یکی از آن‌ها USS Defiant نام خواهد داشت.

🔸رئیس‌جمهور اشاره کرد: «ناوهای جنگی بزرگ‌ترین، مقاوم‌ترین و مسلح‌ترین ناوها هستند که به‌طور خاص برای نبرد دریایی ساخته شده‌اند. در حالی که آمریکا در طول سال‌ها ناوهای جنگی جدید زیادی ساخته است، اما بیشتر این ناوها بسیار کوچک‌تر بوده‌اند و برای موقعیتی که هستیم و هدفی که داریم، مناسب نیستند. قدرت از طریق صلح».

🔸ترامپ همچنین گفت: «این ناوها دارای تسلیحات پیشرفته‌ای همچون موشک‌های هایپرسونیک، توپ‌های ریلی برقی، سیستم‌های لیزر با قدرت بالا و موشک‌های کروز دریایی با قابلیت حمل کلاهک هسته‌ای خواهند بود». او ادامه داد: «ما بهترین تجهیزات را در دنیا می‌سازیم، اما آن‌ها به اندازه کافی سریع ساخته نمی‌شوند. هر زمان که به جایی می‌روم، ۱۰۰ هواپیما می‌فروشم... و مثل همیشه باید بگویم پنج سال، شش سال، هفت سال، هلیکوپترها، هلیکوپترهای آپاچی، سال‌ها!».

💢 تردید کارشناسان

🔸وقتی صحبت از بازگشت ناوهای جنگی در گذشته مطرح شده بود، کارشناسان معمولاً با شک و تردید به آن نگاه می‌کنند. این بار هم پس از انتشار گزارش وال استریت ژورنال، این تردیدها ادامه یافته است.

🔸ناوهای جنگی به‌طور کلی منسوخ شده‌اند و واقعاً برای جنگ‌های مدرن مناسب نیستند. کشورهای احتمالی که ایالات متحده ممکن است در آینده با آن‌ها وارد جنگ شود، از چنین سلاح‌هایی استفاده نمی‌کنند.

🔸مشکل اینجا است که سامانه غیرفعال باید کشتی را از انواع مختلف حملات، از جمله موشک‌های کروز، اژدرها، موشک‌های بالستیک و توپ‌های برد بلند، محافظت کنند. نگه‌داشتن کشتی در برابر این تهدیدات، که ممکن است در شرایط A2/AD (راهبرد ضددسترسی/ممانعت منطقه‌ای) با آن‌ها روبه‌رو شود، احتمالاً هزینه‌بر خواهد بود.

سرمایه‌گذاری روی ناوهای جنگی جدید دقیقاً همان چیزی که آمریکا به آن نیاز ندارد. آمریکا به کشتی‌هایی نیاز دارد که برای مقابله با تهدید چین بهینه‌سازی شده‌اند اما این‌ها به این منظور ساخته نشده‌اند؛ به نظر می‌رسد این ناوها بیشتر بر اساس تصویر بصری رئیس‌جمهور از یک ناو جنگی جذاب ساخته شده‌اند.

اندیشکده تهران

👨‍💻سایت|📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍8👏2🔥1
🌐سفر رئیس‌جمهور به آستانه: غیاب تحلیل و مخابره پیام‌های متعارض

#تحلیل_کوتاه
#آسیای_میانه
#سیاست_خارجی

🔹سفر اخیر رئیس‌جمهور به قزاقستان در شرایطی متفاوت می‌توانست در چارچوب تلاش برای گسترش روابط اقتصادی و سیاسی با آسیای مرکزی تحلیل شود. به هر تقدیر، قزاقستان مهم‌ترین بازیگر اقتصادی در آسیای مرکزی است و نقش بسزایی در رقابت‌های ژئواکونومیک منطقه ایفا خواهد کرد. از این منظر، سفری در سطح عالی‌ترین مقام اجرایی کشور به قزاقستان، یک انتخاب معقول سیاست خارجی به حساب می‌رفت. با این وجود، برنامه‌ریزی این سفر با توجه به تحولات اخیر در محیط امنیتی منطقه تعجب‌آور و اشتباه بود.

🔸پس از جنگ دوازده روزه، صف‌بندی‌های امنیتی در محیط منطقه‌ای پررنگ‌تر و شفاف‌تر از گذشته‌ شده‌اند. ایران به وضوح با آمریکا و اسرائیل در یک شرایط جنگی به سر می‌برد و احتمال مواجهه نظامی مجدد میان طرفین وجود دارد. در چنین بستری، تعاملات و کنش‌های دیپلماتیک ایران، به عنوان یکی از طرف‌های اصلی منازعه، معنایی فراتر از امضای چند سند دیپلماتیک و تشریفات سیاسی دارد و گزینش «آستانه» در موقعیت زمانی فعلی با توجه به رویکرد، روش و مواضع متاخر قزاقستان، به عنوان یکی از معدود مقاصد سفر خارجی رئیس‌جمهور، نمایانگر فقدان تحلیل و سردرگمی جدی در دستگاه‌های تصمیم‌گیر و تصمیم‌ساز حوزه سیاست خارجی است.

💢قزاقستان و پیمان ابراهیم

🔸آستانه به وضوح نزدیک‌ترین پایتخت در میان پنج جمهوری آسیای میانه به اسرائیل به حساب می‌رود و از هفت اکتبر 2023، در کنار جمهوری آذربایجان، اصلی‌ترین کشور تامین‌کننده نفت اسرائیل بوده است. مهم‌تر از حوزه انرژی، پیوندهای فزاینده‌ای است که میان آستانه و تل‌آویو در عرصه همکاری‌های امنیتی جریان دارد. قزاقستان در سال‌های اخیر یکی از مشتریان اصلی تسلیحات و تجهیزات اسرائیلی در منطقه بوده است و پهپادها، راکت‌های نقطه‌زن، سامانه‌های راداری و از همه مهم‌تر تجهیزات ارتباطی و استراق‌سمع خود را از این بازیگر تهیه کرده است. در جریان رسوایی نرم‌افزار جاسوسی «پگاسوس» نیز نام قزاقستان مطرح شد.

🔸در جریان جنگ دوازده روزه نیز، قزاقستان به انتشار تعارفات صلح‌آمیز بسنده کرد و در موضع‌گیری خود حتی به نام اسرائیل اشاره مستقیم نکرد. فارغ از این پیشینه اما، باید توجه داشت که با فاصله کوتاهی از اتمام جنگ دوازده روزه و در جریان سفر به ایالات متحده، آستانه علیرغم بیش از سه دهه سابقه ارتباط رسمی با اسرائیل، در حرکتی نمادین پیشگام پیوستن به پیمان ابراهیم در آسیای مرکزی شد تا علاوه بر شکستن تابوی سنگین ایجاد شده حول این پیمان پس از کشتار غزه، بر وزن منطقه‌ای مجموعه ترامپ و نتانیاهو بیفزاید.

💢قزاقستان و تحریم‌های آمریکا

🔸قزاقستان بزرگترین پذیرنده سرمایه‌گذاری خارجی آمریکا در آسیای مرکزی به ارزش تجمعی بیش از 60 میلیارد دلار است. علیرغم وجود ظرفیت‌های بسیار، شبکه مالی و اقتصادی قزاقستان به موجب تحریم بر روی ایران مسدود است و در دوره جدید از کمپین فشار حداکثری نیز، نشانه چندانی از تمایل قزاقستان به تغییر این رویه مشاهده نمی‌شود. برعکس، به نظر می‌رسد که «توکایف» به منظور ایجاد نوعی ضربه‌گیر در مقابل تحریم‌های ثانویه ایران و روسیه، نسبت به تشدید نظارت‌های بانکی-مالی و محدودسازی شرکت‌های واسطه مبادرت کرده باشد که این اقدامات عملا فضای مانور ایران را بیش از پیش محدود خواهد کرد.

💢مخابره پیام‌های متعارض

🔸فراتر از قزاقستان، مساله به الگوی تعاملات همسایگان ایران با اسرائیل بازمی‌گردد. قزاقستان و جمهوری آذربایجان، هر یک به شیوه‌ای متفاوت، پیشگام تعمیق شراکت با اسرائیل در محیط منطقه‌ای به حساب می‌روند و در این چارچوب، اولویت‌بخشی ایران به این کشورها در تعاملات دیپلماتیک پس از جنگ دوازده روزه، به وضوح نمایانگر نوعی سردرگمی، انفعال و حتی تعارض در رویکرد تهران است. در واقع، در شرایطی که کشور به وضوح در یک شرایط جنگی و تعارضی با اسرائیل قرار گرفته، برنامه‌ریزی و انجام سفر به پایتختی که یکماه قبل پیشگام احیای توافق ابراهیم در منطقه شده نمی‌تواند توجیه داشته باشد و متاسفانه ناشی از غیاب تحلیل و قدرت تصمیم‌گیری است.

💢جمع‌بندی

تداوم این رویکردهای متعارض، بالاخص پس از جنگ و در سایه تلاش فزاینده اسرائیل برای تثبیت سلطه خود در سطح منطقه‌ای، به وضوح در محاسبات سایر بازیگران تاثیرگذار خواهد بود و مهم‌تر از هرچیز، محرک‌های موجود برای بازیگری محتاطانه در منازعه ایران و اسرائیل را از میان خواهد برد. سیاست خارجی ایران از دیرباز با تناقضات مشابه دست به گریبان بوده است. با این وجود، شرایط ویژه کشور پس از جنگ دوازده روزه ایجاب می‌کند که دستکم معنا، تبعات و پیام‌های نمادین تحرکات دیپلماتیک و انطباق آن با منافع ملی کشور در دستگاه‌های تصمیم‌گیر تحلیل شده باشد.

اندیشکده تهران

👨‍💻سایت|📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍12💔21👎1👏1
🌐ارزیابی ابتکار دروازه جهانی؛ یک طرح بلندپروازانه با موانع جدی

#تحلیل_کوتاه
#اروپا #سرمایه‌گذاری
#ژئوپلیتیک

🔹اروپا با مشاهده گسترش نفوذ چین و روسیه در کشورهای جهان سوم، متوجه عقب‌افتادگی خود در رقابت جهانی شد و به‌منظور مقابله با این وضعیت، ابتکار «دروازه جهانی (Global Gateway)» را طراحی کرد. هدف این برنامه گسترش نفوذ اروپا در کشورهای جهان جنوب از طریق ابتکارات اقتصادی-فرهنگی و جلوگیری از افزایش حضور و نفوذ چین و روسیه در این مناطق است. اکنون، پس از گذشت چهار سال از آغاز این طرح، انگیزه‌ها و میزان موفقیت آن به‌طور واضح‌تری مشخص شده است.

💢جزئیات طرح دروازه جهانی

🔸طرح دروازه جهانی در سال ۲۰۲۱ به‌طور رسمی مطرح شد. هدف اولیه این برنامه جمع‌آوری حداکثر ۳۰۰ میلیارد یورو تا سال ۲۰۲۷ برای سرمایه‌گذاری در کشورهای جهان جنوب بود. این مبلغ در سال ۲۰۲۵ به ۳۰۶ میلیارد یورو رسید و اتحادیه در نظر دارد تا این سرمایه به ۴۰۰ میلیارد یورو تا سال ۲۰۲۷ افزایش یابد. این ابتکار به‌دنبال ایجاد تحول در بخش‌های زیرساختی نظیر دیجیتال، تغییرات اقلیمی و انرژی، حمل‌ونقل، سلامت و آموزش و پژوهش در جهان جنوب است. در سال ۲۰۲۳، ۹۰ پروژه کلیدی در این بخش‌ها در آسیا، آفریقا و آمریکای لاتین آغاز شد.

💢اهداف ژئوپلیتیکی و اقتصادی اروپا

🔸اگرچه هدف اولیه اروپا از این ابتکار مقابله با نفوذ چین بود، اما با وقوع جنگ اوکراین، مقابله با نفوذ روسیه در جهان جنوب نیز به اهداف آن افزوده شد. به‌علاوه، پس از روی کار آمدن دونالد ترامپ و بروز مشکلات در زنجیره تأمین، هدف ایجاد بازارهای جدید صادراتی و تنوع بیشتر در زنجیره تأمین محصولات نیز به اهداف طرح افزوده شد.

🔸هدف دیگر، گسترش ارزش‌های اروپایی و حقوق بشر، رفع فقر و نابرابری در کشورهای جهان جنوب بوده است. این اهداف از طریق طرح‌های زیرساختی و آموزشی به‌منظور ایجاد اشتغال و نزدیکی فرهنگی با اروپا پیگیری می‌شود. اگرچه سیاست‌های اعلام‌شده اروپا بر گسترش ارزش‌های دموکراتیک و رشد متقابل اقتصادی تأکید دارد، اما در عمل این ابتکار تلاش می‌کند تا کشورهای جهان جنوب را از طریق شروط اقتصادی، همچون هم‌سویی با ارزش‌ها و مواضع ژئوپلیتیک اروپا، به محور خود جذب کند. در حقیقت، اروپا در تلاش است تا از طریق همکاری‌های زیرساختی، فرهنگی و آموزشی، همان سلطه‌طلبی تاریخی خود را به شکل جدیدی دنبال کند و کشورهای جهان جنوب را در راستای منافع خود قرار دهد.

💢چالش‌ها و مشکلات ساختاری طرح

🔸یکی از مشکلات اساسی این ابتکار، اولویت‌بندی نادرست منابع در نمایندگی‌های اروپا برای شناسایی فرصت‌های سرمایه‌گذاری و شرکای محلی است. این ضعف ساختاری موجب شده فرآیند شناسایی فرصت‌ها پیچیده‌تر شود و به نوعی یا ابتکارات مطابق با اهداف و منافع تعریف نشده نباشند و یا ذی‌نفع اصلی آن سرمایه‌گذاران خصوصی و نه جوامع محلی و دولت‌ها باشند.

🔸مسئله دیگری که این طرح با آن مواجه است، نبود شفافیت و فرآیند تصمیم‌گیری متمرکز است. این خلا باعث شده تا اولویت‌بندی‌ها در برخی مواقع نادرست باشد و اهداف اعلامی نظیر رفع فقر، کاهش نابرابری و گسترش دموکراسی در عمل تحقق نیابد. در بسیاری از موارد، سیاست‌های اجرایی یا به نفع منافع سیاسی و ژئوپلیتیکی اروپا عمل کرده یا در خدمت منافع اقتصادی سرمایه‌گذاران خصوصی قرار گرفته است.

🔸علاوه بر این، تلاش‌های اروپا در یک سال اخیر برای تنوع‌بخشی به بازارهای خود و مشارکت دادن کشورهای جهان جنوب در زنجیره تأمین به‌منظور جبران بخشی از استقلال سیاسی و اقتصادی از دست رفته در روابط با آمریکا، نتایج ملموسی نداشته است. بازارهای کشورهای جهان جنوب نه به‌اندازه آمریکا ارزشمند هستند و نه به‌ویژه در حوزه فناوری، امکان استقلال از آمریکا از طریق مشارکت کشورهای جنوب وجود دارد. در نتیجه، اروپا نمی‌تواند جایگزین آمریکا شود و به استقلال اقتصادی-سیاسی دست یابد.

🔸شایان ذکر است، سابقه استعمارگری اروپا و فشار برای گنجاندن بندهای حقوق بشری و سیاسی در قراردادهای تجاری، مانع از علاقه‌مندی کشورهای جهان جنوبی که پیشتر با چین و روسیه همکاری داشتند به این طرح شده است. در نتیجه، چین و روسیه همچنان گزینه‌های جذاب‌تری برای این کشورها به شمار می‌روند.

ابتکار دروازه جهانی، با وجود سرمایه‌گذاری‌های قابل توجه و پروژه‌های متعدد، نتوانسته است به طور مؤثر و در مقیاس وسیع اهداف خود را تحقق بخشد. با اینکه این طرح از جنبه تبلیغاتی و سیاسی موفقیت‌هایی داشته است، در عمل با چالش‌های زیادی مواجه بوده که باعث شده به عنوان ابزاری برای سودجویی و سوءاستفاده سیاسی در نظر گرفته شود. اگرچه نمی‌توان این پروژه را کاملا شکست خورده دانست، اما مشخص است که موجب دستیابی به اهداف کلان ابتکار مخصوصا در خصوص مقابله با نفوذ چین و روسیه نشده است.

اندیشکده تهران

👨‍💻سایت|📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍9👌2😁1🆒1
🔵ترامپ و پایان هژمونی آمریکا
▪️پروجکت سیندیکیت
📝جوزف ای. استیگلیتز

#اکوتهران
#آمریکای_شمالی

🔸به پایان بردن هر سال با صحبت از وضعیت «چندبحرانی» و اذعان به دشواری پیش‌بینی آینده‌ای آبستن خطر جنگ‌های تازه، همه‌گیری‌ها، بحران‌های مالی و ویرانی‌های ناشی از تغییرات اقلیمی تقریباً به یک روال تبدیل شده است. با این حال، در سال ۲۰۲۵ یک عنصر یگانه و مسموم به این ترکیب افزوده شد: بازگشت دونالد ترامپ به کاخ سفید. سیاست‌های بی‌ثبات‌کننده و غیرقانونی او به آشوب در روند پساجنگِ جهانی‌شدن انجامیده است. پرسش این است که در معرض این همه آشوب و عدم‌قطعیت، آیا می‌توان با اطمینان درباره مسیر آینده اقتصاد آمریکا و اقتصاد جهانی صحبت کرد؟

🔹یک نکته را می‌توان با اطمینان گفت: اقتصاد آمریکا آن‌گونه که ترامپ، شیاد همیشگی، وانمود می‌کند وضعیت مناسبی ندارد. ایجاد شغل [جدید] تقریباً متوقف شده است؛ امری که با توجه به کاربست شیوه‌های بی‌سابقه برای کاشتن بذر عدم‌قطعیت و تضعیف اقتصاد توسط ترامپ، چندان تعجب‌آور نیست.

🔹در طرف عرضه، مخرب‌ترین سیاست ترامپ حمله مستقیم به کارگران مهاجر بوده است. اخراج‌های گسترده دولتی مهم‌ترین منبع عرضه بیرونی نیروی کار را درست در شرایطی از میان برده که [عرضه] نیروی کار داخلی رو به کاهش است. این مسئله برای همه مهم است؛ چرا که علاوه بر وابستگی به مهاجران در صنایع آمریکایی، این مهاجران خود به مثابه محرک و منبعی در طرف تقاضا نیز حضور دارند.

🔹تبعات منفی کاهش‌های بی‌ملاحظه ترامپ در هزینه‌های دولتی نیز در سراسر اقتصاد گسترش یافته است. همانگونه که برای گسترش دولت اثرات تکاثری قائل می‌شوند، انقباض نیز چنین اثراتی به دنبال دارد. رویکرد ناتوان و کورکورانه دولت، عدم‌قطعیت عمیق‌تری ایجاد کرده و رفتارهای احتیاطی شدیدی را در میان بنگاه‌ها و مصرف‌کنندگان برانگیخته است.

🔹تعرفه‌های ترامپ و سایر سیاست‌های تلافی‌جویانه وی باید به نام اصلی خود شناخته شوند: شوک‌های بزرگ طرف عرضه به اقتصاد. این سیاست‌ها بدون هیچ دلیل مشخص، عدم‌قطعیت را به هزینه‌های تولید و قیمت خرید مصرف‌کنندگان تزریق کرده‌اند و برنامه‌ریزی بلندمدت جدی را برای بنگاه‌ها ناممکن ساخته‌اند.

🔹این موارد تنها آثار کوتاه‌مدت هستند. چشم‌انداز بلندمدت اقتصاد آمریکا به‌واسطه رویکرد ترامپ تیره‌تر نیز به نظر می‌رسد. در حقیقت، مزیت نسبی آمریکا همواره بر فناوری و آموزش عالیِ آزاد و نامحدود استوار بوده است. با حمله به پژوهش و تلاش برای محروم‌کردن دانشگاه‌ها از بودجه فدرال، ترامپ عملاً به اقتصاد آمریکا شلیک می‌کند.

🔹همان‌گونه که بسیاری از نوبلیست‌های اقتصادی تأکید دارند، «ثروت ملت‌ها» در نهادهای آنها، به‌ویژه در حاکمیت قانون، نهفته است. اما ترامپ حاکمیت قانون را لگدمال می‌کند و آن را با رژیمی مبتنی بر باج‌گیریِ معامله‌محور جایگزین می‌سازد. خیل عظیمی از کشورها با درک خطر اتکا به ایالات متحده، از همین حالا در پی خلق ترتیبات تجاری جدید هستند.

🔹پس چرا تولید ناخالص داخلی هنوز در حال رشد است؟ چرا بازارهای سهام به رکوردهای تازه دست یافته‌اند و تورم پایین‌تر از سطحی است که منتقدان هشدار می‌دادند؟ درباره بازار سهام، رونق فعلی در واقع بسیار محدود است و عمدتاً در چند غول فناوری متمرکز است.

🔹با این حال، ارزش‌گذاری این شرکت‌ها بازتاب انتظاراتی از سودهای انحصاری بلندمدت است که ممکن است هرگز محقق نشود. مخارج سرمایه‌ای سنگین در حوزه هوش مصنوعی، ضعف موجود در بخش‌های دیگر اقتصاد را جبران کرده است. اما مانند همه حباب‌ها، این حباب نیز سرانجام خواهد ترکید. درباره چرایی عدم افزایش چشمگیر تورم نیز توضیح ساده‌ای وجود دارد. نخست اینکه تعرفه‌های ترامپ عموماً به بلندیِ آنچه ابتدا تهدید می‌کرد نرسیده‌اند. افزون بر این، آثار تعرفه‌ها اغلب با تأخیرهای طولانی ظاهر می‌شود.

🔹همان‌گونه که آدام اسمیت و دیوید ریکاردو به ما آموختند، رشد اقتصادی حاصل بهره‌گیری از مزیت‌های نسبی و صرفه‌های ناشی از مقیاس است. افزون بر این، آمریکا دیگر اهمیت گذشته را ندارد و اکنون، کمتر از ۱۰ درصد صادرات جهانی را به خود اختصاص می‌دهد.

بی‌تردید، تحولات دوره کوتاه‌مدت آسان نخواهند گذشت؛ اما در اقتصاد جهانی جدیدی که در بلندمدت شکل می‌گیرد، آمریکا هژمونی خود را از دست خواهد داد. دوره گذار از همین حالا آغاز شده است. ممکن است لحظه‌ای تعیین‌کننده با انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا در نوامبر ۲۰۲۶ فرا برسد. در هر صورت، آمریکا و جهان همچنان دست‌کم دو سال دیگر با بی‌کفایتی اقتصادی و عدم‌قطعیت دست به گریبان خواهند بود.

🔗برای مطالعه متن کامل کلیک کنید!🔗

اندیشکده تهران

👨‍💻سایت|📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍7😁4👌3👎2
🌐زمینه‌سازی ساختاری چین برای تصرف تایوان

#مقاله_تحلیلی
#چین #تایوان
#ژئوپلیتیک

📝مصطفی یوسفی

🔹چین طی دهه‌های اخیر تلاش کرده است تا با توجه به سیاست چین واحد و تنش‌های فزاینده با ایالات متحده، شرایط ساختاری لازم برای حتی تصرف تایوان را فراهم کند. این اقدام شامل اصلاحات نظامی، سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌های بندری و هوایی، توسعه ‏ناوگان نظامی و تجاری، و استفاده از راهبردهای منطقه خاکستری است. در ادامه به مهم‌ترین اقدامات چین در این راستا پرداخته ‏می‌شود.‏

💢زمینه تاریخی

🔸ریشه‌های تنش تایوان به جنگ سرد بازمی‌گردد. پس از جنگ داخلی چین که به پیروزی حزب کمونیست در سال ۱۹۴۹ و استقرار حزب ‏ناسیونالیست (کومینتانگ) در جزیره تایوان انجامید، ایالات متحده در دهه ۱۹۵۰ با تایوان معاهده دفاعی امضا ‏کرد، اما در ۱۹۷۹ سیاست چین واحد را پذیرفت و روابط دیپلماتیک با پکن برقرار کرد. از این پس تایوان در شرایطی ابهام‌آمیز قرار ‏گرفت: نه استقلال کامل و نه پیوستن به چین. این مسئله برای چین نماد یک زخم تاریخی است که طی سال‌ها با اقداماتی چون حملات ‏ژاپن و دخالت‌های ایالات متحده در طول تاریخ پیچیده‌تر شده است.‏

🔸از ۲۰۱۲، شی جین‌پینگ مسئله تایوان را به سطح ایدئولوژیک برده و در سخنرانی‌های خود اتحاد مجدد را به عنوان یک رویای ‏مشترک مطرح کرده است. سند سفید پکن در ۲۰۲۲ تایوان را به عنوان مانع احیای ملی توصیف کرده و از مدل یک کشور، دو سیستم ‏که در هنگ‌کنگ به کار رفته، برای تایوان دفاع کرده است.‏

💢چارچوب قانونی و سیاسی

🔸چین از منظر قانونی نیز ابزارهایی برای اعمال فشار دارد. قانون ضد جدایی‌طلبی ۲۰۰۵ به پکن اجازه می‌دهد در صورت لزوم از ‏اقدامات غیرمسالمت‌آمیز برای حفظ تمامیت ارضی استفاده کند. بر اساس گزارش‌ها، تعداد کشورهایی که اصل چین واحد را ‏پذیرفته‌اند، از ۵۱ کشور در ۲۰۲۳ به ۱۱۹ کشور در ۲۰۲۵ افزایش یافته که به چین امکان می‌دهد اقدامات خود را به‌طور مشروع توجیه ‏کند. در داخل چین، حزب کمونیست این موضوع را به عنوان بخشی از احیای ملی تبلیغ کرده و هرگونه مخالفت در تایوان را به عنوان ‏تهدید جدایی‌طلبانه ارزیابی می‌کند.‏

💢اصلاحات ساختاری در ارتش آزادی‌بخش خلق

🔸در عرصه نظامی، اصلاحات در ارتش آزادی‌بخش خلق چین منجر به تشکیل یگان‌های کوچک‌تر و چابک‌تر شده است. نیروی دریایی ‏چین همچنین کشتی‌های تهاجمی آبی-خاکی نوع ۰۷۵ ساخته که ظرفیت جابه‌جایی ۲۰ هزار سرباز را دارند. با این حال، به دلیل ‏شکاف‌های موجود در ظرفیت‌های نظامی، چین به ناوگان تجاری خود نیز متکی است.‏

💢استفاده از ناوگان مدنی و گسترش ظرفیت جابه‌جایی

🔸در تمرین‌های ۲۰۲۵، چین از ۱۲ شناور غیرنظامی برای تمرین فرود آبی-خاکی استفاده کرد. این شناورها بدون نیاز به اسکله، ‏خودروهای زرهی را به ساحل منتقل می‌کردند. استفاده از کشتی‌های تجاری می‌تواند ظرفیت انتقال نیروی چین را از ۲۰ هزار نفر به ۶۰ ‏هزار نفر افزایش دهد. همچنین، توسعه شناورهای جک‌آپ یا شویی‌چیاو به چین این امکان را می‌دهد تا در هر نقطه از ساحل‌های تایوان ‏عملیات انجام دهد. این شناورها قادر به ساخت پل‌های موقت از آب به ساحل هستند که از مهم‌ترین ابتکارات برای تسهیل تهاجم به ‏شمار می‌روند.‏

💢عملیات منطقه‌ی خاکستری و جنگ شناختی

🔸چین همچنین به فشارهای نظامی و اطلاعاتی خود در منطقه خاکستری ادامه می‌دهد. تعداد ورود هواپیماهای چین به منطقه شناسایی ‏دفاعی تایوان از ۲۰ مورد در ۲۰۱۹ به ۳۰۷۵ مورد در ۲۰۲۴ افزایش یافته است. این اقدامات برای عادی‌سازی حضور چین و فرسایش ‏اراده دفاعی تایوان انجام می‌شود. علاوه بر این، چین به افزایش نفوذ اطلاعاتی و جاسوسی در تایوان نیز پرداخته است.‏

💢ظرفیت‌ها و محدودیت‌ها


🔸در نهایت، با وجود پیشرفت‌ها در حوزه‌های مختلف، چین با چالش‌هایی نیز روبروست. مشکلاتی همچون آسیب‌پذیری کشتی‌های ‏غیرنظامی در برابر حملات نظامی، محدودیت‌های جغرافیایی ساحل غربی تایوان، و احتمال واکنش بین‌المللی در صورت حمله نظامی، ‏همگی از چالش‌های بزرگ در راه تصرف تایوان هستند.‏

💢نتیجه‌گیری

به‌طور کلی، چین مجموعه‌ای از اقدامات ساختاری، نظامی، و حقوقی را برای تهدید یا تصرف تایوان فراهم کرده است. با این حال، ‏همچنان محدودیت‌ها و چالش‌های متعددی پیش روی این عملیات وجود دارد.‏

🔗برای مطالعه متن کامل کلیک کنید!🔗


🔄 مطالب مرتبط:
◽️«جنگ‌های سه گانه» چین؛ استراتژی پیروزی بدون درگیری نظامی

اندیشکده تهران

👨‍💻سایت|📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍11🤔2👌21
♦️آیا لبنان می‌تواند به سمت خلع سلاح در شمال لیتانی حرکت کند؟
▪️الشرق الاوسط

#رویة_العربیة
#تحولات_منطقه #حزب_الله

🔸ارتش لبنان در انتظار تصمیمی است که بناست دولت در آغاز سال جدید برای اجرای مرحله دوم انحصار سلاح اتخاذ کند. اظهارات نواف سلام و اعلام قریب‌الوقوع بودن خلع سلاح در محدوده میان رودهای لیتانی و الاولی، تأیید می‌کند که هفته‌های نخست سال جدید در این زمینه تعیین‌کننده خواهد بود. با این حال، سرسختی حزب‌الله و مخالفت قاطع آن با تحویل سلاح‌هایش در شمال رود لیتانی، پرسش‌های جدی درباره نحوه مواجهه دولت با این موضوع برمی‌انگیزد؛ به‌ویژه آن‌که نزدیکان حزب‌الله موضع اخیر سلام را «امتیازدهی تازه‌ای از سوی دولت لبنان بدون هیچ گام متقابل از سوی اسرائیل» توصیف کرده‌اند.

🔹به نظر می‌رسد شیوه برخورد حزب‌الله با این «گام‌های امتیازدهنده» که در جنوب لیتانی چه از طریق تحویل سلاح‌ها و مواضع نظامی به ارتش، چه از طریق خودداری از پاسخ به حملات مستمر اسرائیل، و چه با تعیین یک غیرنظامی در هیئت مذاکره‌کننده با اسرائیل، ناچار به پذیرش آن‌ها شده، با نحوه برخوردش با گسترش اجرای طرح محدودسازی سلاح‌ها به شمال لیتانی، آن هم بدون رضایتش یکسان نخواهد بود.

🔹حزب‌الله هرگونه حرکت در این مسیر را به مجموعه‌ای از شروط پیوند می‌زند؛ مهم‌ترین آن‌ها عقب‌نشینی اسرائیل از سرزمین‌های اشغالی، آزادی اسرا، توقف حملات و آغاز بازسازی است. این حزب همچنین سرنوشت سلاح‌های خود در شمال رود را به «راهبرد دفاعی ملی»‌ای گره می‌زند که باید در داخل کشور بر سر آن توافق شود.

💢واقعیت میدانی

🔹بر اساس اطلاعات موجود، نیروها و افسران ارتش لبنان در دوره گذشته، در مأموریت‌های خود برای محدودسازی سلاح‌ها در جنوب رود لیتانی، به دستورالعمل‌های روشنی پایبند بوده‌اند که بر اساس آن‌ها نباید به مواضع شمال لیتانی نزدیک شوند. هم‌زمان با مأموریت‌های میدانی در جنوب رود، اقدامات قاطعی نیز در شمال یعنی در مناطق مختلف لبنان اتخاذ شده است؛ به‌ویژه در زمینه جلوگیری از انتقال سلاح و مقابله با هرگونه تلاش برای قاچاق آن از مرز لبنان و سوریه.

🔹در پاسخ به این پرسش که آیا ارتش برای حرکت به منطقه میان رودهای لیتانی و الاولی آمادگی دارد یا نه، منابع امنیتی به الشرق الاوسط گفته‌اند: «طرح برای اجرا آماده است و حرکت به این مرحله نیازمند تصمیمی سیاسی است.» آن‌ها افزوده‌اند: «سرسختی حزب‌الله و امتناع آن از تحویل سلاح‌ها، به معنای رویارویی ارتش با عناصر این حزب است؛ امری که تهدیدی برای صلح داخلی است و از دید ریاست‌جمهوری و فرماندهی ارتش خط قرمز محسوب می‌شود.»

💢احتیاط در برابر مصادره اجباری سلاح‌ها

🔹احتمال اعمال قهرآمیز دولت برای انحصار سلاح‌ها در شمال رود لیتانی منتفی است چرا که لبنان دولتی نرم است و همواره میان اتخاذ تصمیم و اجرای آن شکاف وجود دارد. دولت گزینه‌های چندانی ندارد و خواستار تمدید مهلتی است که برای محدودسازی سلاح‌ها تا پایان سال ۲۰۲۶ به آن داده شده است. تلاش برای خلع سلاح با زور به جنگ داخلی، ازهم‌پاشیدگی ارتش و جدایی افسران شیعه منجر خواهد شد. در حال حاضر نیز ارتش با ساختار و دکترین خود، علیه یک طایفه یا گروه بزرگ نمی‌جنگد.

🔹احساس غالبی در میان شیعیان لبنان علیه تحویل سلاح‌ها وجود دارد که به معنای از یین رفتن همه دستاوردهایی تلقی می‌شود که طی ۴۰ سال گذشته به دست آمده است. حزب همچنین علاقه‌ای به پیشنهادهایی که امتیازات سیاسی را در برابر سلاح‌ها عرضه می‌کنند ندارد. حزبی که سال‌ها بر حیات سیاسی لبنان سیطره داشته، به‌خوبی می‌داند این امتیازها پایدار نیستند.

🔹طرح موضوع راهبرد دفاعی از سوی حزب‌الله تلاشی برای خرید زمان است؛ با آگاهی از این‌که هرگونه گفت‌وگوی داخلی در این باره به نتیجه نخواهد رسید. هرچند این واقعیت می‌تواند به تشدید تنش از سوی اسرائیل بینجامد؛ تشدیدی که روشن نیست تا چه حد پیش خواهد رفت و آیا به سطح جنگ خواهد رسید یا نه.

💢موضع قطعی حزب

حزب به‌طور مطلق با خلع سلاح در شمال لیتانی مخالف است و مسئولیت را متوجه دولت، ارتش و حکومت لبنان می‌داند تا حملات اسرائیل را متوقف کنند، به اشغال پایان دهند و اسرا را آزاد سازند. هنوز روشن نیست روند رد این موضوع چگونه ترجمه خواهد شد؛ به‌ویژه پس از آن‌که شیخ نعیم قاسم در آخرین سخنرانی خود به‌صراحت گفت سلاح‌ها همچون جان و زمین‌اند و از آن‌ها دست کشیده نخواهد شد. حزب در برابر سلاح‌ها امتیاز سیاسی مطالبه نمی‌کند؛ بلکه خواهان توقف تجاوز و اشغالگری اسرائیل، آزادی اسرا و بازسازی است و آمادگی خود را برای گفت‌وگو درباره راهبرد دفاعی یا ملی اعلام می‌کند… فراتر از این، حزب هیچ مطالبه‌ای ندارد.

🔄 مطالب مرتبط:
◽️حزب‌الله چه جوابی به خلع سلاح می‌دهد؟
◽️وضعیت لبنان یک سال پس از ترور سیدحسن نصرالله

اندیشکده تهران

👨‍💻سایت|📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍72👏1
♦️نتیجه معکوس حمایت آمریکا؛ آیا اسرائیل هنوز به «برتری کیفی نظامی» نیاز دارد؟
◾️رسپانسیبل استیت‌کرفت
📝جاش پاول

🔸در تاریخ ۱۷ نوامبر ۲۰۲۵ دونالد ترامپ رئیس‌جمهور ایالات متحده اعلام کرد با فروش پیشرفته‌ترین هواپیمای جنگی سرنشین‌دار ایالات متحده، یعنی اف-35 به عربستان سعودی موافقت خواهد کرد. این خبر یک روز قبل از سفر محمد بن سلمان ولیعهد عربستان سعودی به کاخ سفید منتشر شد؛ سفر او به منظور خرید ۴۸ فروند از این جنگنده‌ها در یک توافق چند میلیارد دلاری است که می‌تواند وضعیت نظامی خاورمیانه را دستخوش تغییرات عمده‌ای کند. در حال حاضر، اسرائیل تنها دولتی است که در منطقه این جنگنده را در اختیار دارد.

🔹رویکرد دولت ترامپ در خصوص تعادل نظامی در خاورمیانه تنها بر پایه برنامه‌های سیاسی نیست، بلکه بر اساس الزامات قانونی ایالات متحده برای حفظ «برتری کیفی نظامی (QME)» اسرائیل نیز است. این سیاست تقریباً ۴۵ سال پیش به‌عنوان یک راهکار برای تضمین ثبات خاورمیانه و حفظ برتری نظامی اسرائیل نسبت به رقبای منطقه‌ای آن طراحی شد. اما الزامات این رویکرد موجب ایجاد انگیزه‌های معکوس شده است که می‌تواند به اقدامات نظامی بی‌ثبات‌کننده از سوی اسرائیل منجر شود، رقابت‌های تسلیحاتی را تشدید کند و در نهایت منافع استراتژیک ایالات متحده در خاورمیانه را تضعیف نماید.

💢ریشه‌های سیاست برتری کیفی نظامی

🔹تعهد رسمی ایالات متحده به حفاظت از برتری کیفی نظامی اسرائیل در دهه ۱۹۷۰ آغاز شد. این سیاست برای اولین بار تحت دولت ریگان در سال ۱۹۸۱ به‌عنوان سیاست رسمی ایالات متحده مطرح شد. در سال ۲۰۰۸ برتری کیفی نظامی اسرائیل برای اولین بار در قوانین ایالات متحده به‌طور رسمی تعریف شد. این قانون ایالات متحده را موظف به انجام ارزیابی‌های چهارساله از برتری کیفی اسرائیل کرد و قانون کنترل صادرات تسلیحات ۱۹۷۶ (AECA) را اصلاح نمود تا از انتقال تسلیحاتی که ممکن است به برتری کیفی اسرائیل آسیب بزند به کشورهای دیگر در خاورمیانه جلوگیری کند. اصلاحات سال ۲۰۱۴ نیز الزامی را افزود که در آن دولت باید «توانایی اسرائیل برای مقابله با قابلیت‌های بهبود یافته از چنین فروش‌ها یا صادراتی را تأیید کند.»

💢برتری کیفی نظامی در عمل

🔹از سال ۲۰۰۸ وزارت امور خارجه آمریکا مسئول است اطمینان حاصل کند که انتقال تسلیحات پیشنهادی به خاورمیانه با الزامات قانونی برای حفظ برتری کیفی نظامی اسرائیل در طول فرآیند بررسی انتقال تسلیحات مطابقت دارد. وزارت امور خارجه این منطقه را به‌عنوان کشورهای تحت پوشش دفتر امور خاور نزدیک (NEA) تعریف می‌کند که شامل کشورهای از مراکش تا ایران می‌شود. در عمل این قانون تنها به دنیای عرب اعمال می‌شود.

💢محدودیت‌های موجود بر انتقال تسلیحات

🔹هنگامی که انتقال تسلیحات پیشنهادی به منطقه ممکن است بر برتری کیفی اسرائیل تأثیر بگذارد، دولت ایالات متحده می‌تواند سه گزینه را مدنظر قرار دهد: گزینه اول این است که به اسرائیل قابلیت‌های نظامی اضافی ارائه شود تا در برتری باقی بماند. گزینه دوم اعمال محدودیت‌هایی برای فروش است. گزینه سوم رد فروش پیشنهادی به منظور حفظ برتری کیفی اسرائیل است که البته با سیاست لابی تسلیحات آمریکا در تضاد است.

💢پیامدهای منطقه‌ای

🔹برتری فناوری نظامی ایالات متحده به آن کشور نفوذ قابل توجهی بر کشورهای عربی می‌دهد، اما اگر این برتری کاهش یابد یا اقلام ساخت ایالات متحده از سیستم‌های تسلیحاتی شرکا حذف شوند، کشورهای عربی ممکن است به تأمین‌کنندگان جایگزین مانند چین، روسیه یا فرانسه روی آورند. نگرانی اصلی این است که اسرائیل به دلیل اطمینان از حمایت ایالات متحده در حفظ برتری نظامی‌اش، ممکن است از دیپلماسی فاصله بگیرد و تنها به نیروی نظامی تکیه کند، که این امر می‌تواند بی‌ثباتی منطقه‌ای را تشدید کرده و تهدیداتی را که QME قصد دارد از آن‌ها جلوگیری کند، افزایش دهد.

💢آیا برتری کیفی نظامی آینده‌ای دارد؟

🔹چشم‌انداز بهبود امنیت منطقه‌ای از طریق توافق ابراهیم ممکن است نیاز به تضمین ایالات متحده برای حفظ برتری کیفی اسرائیل را ضعیف کند، چرا که برخی مقامات اسرائیلی معتقدند نیازی به این برتری در برابر کشورهای دارای روابط دیپلماتیک با اسرائیل نیست. گسترش مفهوم QME به کشورهایی مانند ترکیه و افزایش مسئولیت ایالات متحده در قبال آن می‌تواند پیچیدگی‌های جدیدی ایجاد کرده و خطر افزایش مسابقات تسلیحاتی را به دنبال داشته باشد.

با ظهور سیستم‌های تسلیحاتی کم‌هزینه، ممکن است برتری نظامی اسرائیل دائمی نباشد و در آینده دیپلماسی، به ویژه در زمینه خودمختاری فلسطینی‌ها، تنها راه برای کاهش بی‌ثباتی و جلوگیری از مسابقات تسلیحاتی باشد.

اندیشکده تهران

👨‍💻سایت|📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍72👏1
🌐خرید سامانه اسرائیلی آرو۳ توسط آلمان به چه معناست؟

#مقاله_تحلیلی
#اروپا #اسرائیل
#میلیتاری

📝 سیدرضا میرطاهر

🔹پس از آغاز جنگ اوکراین در ۲۴ فوریه ۲۰۲۲، کشورهای اروپایی به شدت درگیر تقویت توان نظامی خود ‏شدند. تهدیدات فزاینده روسیه سبب شد تا آلمان بودجه دفاعی خود را با تزریق ۱۰۰ میلیارد یورو به ارتش این ‏کشور افزایش دهد. این وضعیت موجب شد تا آلمان به دنبال خرید سامانه‌های تسلیحاتی جدید باشد.‏

💢خرید سامانه آرو۳‏

🔸در همان زمان، آلمان در حال بررسی خرید یک سامانه ضد موشکی برای مقابله با سامانه‌های روسی همچون ‌‏«اسکندر» بود که در مناطق مختلف روسیه و به‌ویژه در کالینینگراد مستقر است. آلمان در نظر داشت سامانه‌های آرو۳ (ساخت اسرائیل) و تاد (ساخت آمریکا) را مورد بررسی ‏قرار دهد، اما در نهایت تصمیم به خرید سامانه آرو۳ گرفت.‏ در سال ۲۰۲۳، پارلمان آلمان موافقت خود را با خرید سه آتشبار سامانه آرو۳ به ارزش ۶۰۰ میلیون یورو اعلام ‏کرد و قرارداد ۳.۵ میلیارد دلاری را نهایی کرد. آلمان پس از کسب تأیید آمریکا که الزامی بود خرید خود را نهایی کرد.‏

💢عملیاتی شدن سامانه

🔸 آلمان قصد دارد سامانه آرو۳ را در نقاط مختلف کشور مستقر کند. ‏قرار است این سامانه تا سال ۲۰۳۰ به‌طور کامل در آلمان عملیاتی شود. اولین بخش از این سامانه در پایگاه ‏هوایی هولتس‌دورف در آلمان در ۳ دسامبر ۲۰۲۵ به بهره‌برداری ‌رسید و زیرساخت‌های لازم برای گسترش آن ‏تا سال ۲۰۳۰ تکمیل خواهد شد.‏

🔸آلمان به‌منظور ارتقای سیستم دفاعی خود در برابر تهدیدات روسی، سامانه آرو۳ را در چارچوب ابتکار «سپر ‏آسمان اروپا» خریداری کرده است. این سامانه نه‌تنها به افزایش توان دفاعی آلمان، بلکه به تقویت همکاری‌های ‏دفاعی اروپا کمک خواهد کرد. این سامانه با قابلیت‌های پیشرفته‌اش، قدرت دفاعی آلمان و اروپا را در برابر ‏تهدیدات موشکی فزاینده افزایش خواهد داد.‏

💢قرارداد جدید

🔸پس از عملیاتی شدن اولین بخش‌های سامانه آرو۳، دولت آلمان قرارداد جدیدی به ارزش ۳.۱ میلیارد دلار برای ‏افزایش ظرفیت عملیاتی این سامانه امضاء کرد. این قرارداد شامل افزایش تعداد آتشبارها، پرتابگرها، موشک‌های ‏رهگیر و رادارهای پیشرفته است. آلمان امیدوار است با این گسترش، سامانه آرو۳ به یکی از مؤثرترین سامانه‌های ‏دفاع موشکی در اروپا تبدیل شود.‏

💢مشخصات فنی

🔸سامانه آرو۳، برخلاف سامانه‌های پاتریوت و تاد، از «‏Kill Vehicle‏» استفاده می‌کند و قادر است موشک‌ها را در ‏ارتفاعات ۱۰۰ کیلومتری رهگیری کند. موشک‌های آرو۳ با سرعت ۷ ماخ قادر به انهدام اهداف خود هستند و ‏برد آن‌ها تا ۲۴۰۰ کیلومتر می‌رسد. هر آتشبار آرو۳ شامل چهار پرتابگر با ۲۴ موشک آماده شلیک است. ‏همچنین، رادار ‏EL/M-2080S "Super Green Pine‏" به‌منظور تأمین پوشش دقیق برای رهگیری موشک‌های بالستیک ‏به آلمان تحویل خواهد شد.‏

💢تأثیرات و پیامدها

1️⃣‏افزایش توان دفاعی آلمان: آرو‌۳ قادر است موشک‌های بالستیک را در خارج از جو زمین رهگیری کند. این ‏قابلیت، آلمان ‏را در برابر تهدیدات موشکی دوربرد روسیه مقاوم‌تر می‌سازد و شکاف موجود در سامانه‌های ‏دفاعی اروپا را پر می‌کند.‏
2️⃣‏تقویت امنیت جمعی اروپا: آلمان با استقرار این سامانه، بخشی از ابتکار «سپر آسمان اروپا» را عملیاتی می‌کند. ‏این امر ‏موجب افزایش هماهنگی دفاعی میان کشورهای اروپایی و کاهش وابستگی به چتر دفاعی آمریکا خواهد ‏شد.‏
3️⃣‏بازدارندگی در برابر روسیه: پیام سیاسی این اقدام روشن است؛ اروپا در حال سرمایه‌گذاری بر سامانه‌های دفاعی ‏مستقل ‏برای مقابله با تهدیدات احتمالی روسیه است. این بازدارندگی می‌تواند محاسبات راهبردی مسکو را تغییر ‏دهد و هزینه ‏هرگونه حمله موشکی را بالا ببرد.‏
4️⃣پیامدهای صنعتی و نظامی: قرارداد چند میلیارد دلاری با اسرائیل، علاوه بر تقویت همکاری‌های دفاعی دوجانبه، ‏به افزایش ظرفیت‌های صنعتی و نظامی آلمان نیز کمک می‌کند. رژیم صهیونیستی تجربه منحصر‌به‌فردی در زمینه ‏توسعه انواع سامانه‌های ضد‌موشکی دارد که اروپایی‌ها به‌خصوص در زمینه رهگیری موشک‌های بالستیک از آن ‏بهره چندانی ندارند.‏

💢جمع‌بندی

استقرار سامانه آرو۳ در آلمان نقطه‌عطفی در معماری امنیتی اروپا است. این سامانه نه‌تنها توان نظامی آلمان را ‏ارتقا می‌دهد، بلکه به تقویت شبکه دفاعی مشترک اروپا کمک می‌کند. با این حال، خرید آرو۳ از اسرائیل باعث ‏وابستگی آلمان به این رژیم در زمینه پشتیبانی و نگهداری این سامانه خواهد شد. این حرکت، پیام روشنی به ‏روسیه ارسال می‌کند که اروپا آماده است تهدیدات موشکی را به‌طور جدی پاسخ دهد و به ایجاد یک سیستم ‏دفاعی مستقل از آمریکا ادامه دهد.

🔗برای مطالعه متن کامل کلیک کنید!🔗


🔄 مطالب مرتبط:
◽️گنبد آهنین اروپایی؛ جاه‌طلبی نظامی جدید اتحادیه اروپا

اندیشکده تهران

👨‍💻سایت|📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍6👎42
🌐اعتراضات گسترده در بلغارستان؛ سقوط دولت و پیامدهای آن

#تحلیل_کوتاه
#اروپا #بلغارستان

🔹بلغارستان از نوامبر ۲۰۲۵ شاهد اعتراضات گسترده‌ای بود که به دلیل پیشنهاد جنجالی دولت برای افزایش مالیات‌ها بر بخش ‏خصوصی و تخصیص منابع بیشتر به بخش دولتی آغاز شد. این پیشنهاد، که با هدف تأمین منابع بیشتر برای دولت صورت گرفت، ‏تنها جرقه‌ای برای آغاز اعتراضات شد. اعتراضاتی که ریشه در بحران‌های سیاسی عمیق‌تر و سال‌ها بی‌ثباتی در این کشور داشت و ‏نهایتاً به سقوط دولت انجامید. این بحران نه تنها مختص مسائل داخلی بلغارستان است، بلکه تأثیرات آن بر وضعیت سیاسی و ‏اقتصادی منطقه اروپا نیز مشهود خواهد بود‎.‎

💢فساد: ریشه اصلی بحران

🔸اعتراضات عمومی در بلغارستان از سال ۲۰۲۰ آغاز شد، زمانی که تصاویر و اطلاعاتی از زندگی لاکچری نخست‌وزیر وقت در ‏رسانه‌ها منتشر گردید. این موضوع به اعتراضات عمومی دامن زد و در نهایت منجر به استعفای دولت آن زمان شد. از آن تاریخ تا ‏کنون، این کشور شاهد هفت انتخابات ملی بوده است که هیچ‌کدام نتایج پایداری نداشته‌اند. یا ائتلاف‌ها تشکیل نمی‌شد یا به ‏سرعت دچار فروپاشی می‌شدند.‏

🔸چالش اصلی در بلغارستان، ناتوانی دولت‌ها در مقابله با فساد ساختاری و الیگارش‌ها است. علی‌رغم اعتراضات گسترده و برگزاری ‏انتخابات متعدد، هیچ‌گونه مبارزه مؤثری علیه فساد در کشور مشاهده نمی‌شود. حزب راست میانه «شهروندان برای توسعه اروپایی ‏بلغارستان‎ (GERB)‌‏ » که یکی از احزاب اصلی این کشور است، همچنان محبوبیت زیادی دارد. اما شکاف‌های عمیق ایدئولوژیک ‏و سیاسی میان احزاب مختلف باعث شده است که ائتلاف‌های قوی و پایدار شکل نگیرند. بسیاری از احزاب ضد فساد، به رغم ‏حمایت از رویکرد اقتصادی و اروپایی، در مسائل داخلی با یکدیگر اختلاف دارند. همین امر باعث پیچیدگی در تشکیل دولت‌های ‏هم‌راستا و مؤثر شده است.‏

💢پیامدهای منطقه‌ای

🔸بی‌ثباتی سیاسی در بلغارستان نه تنها بر وضعیت داخلی این کشور تأثیر می‌گذارد بلکه به طور مستقیم بر موقعیت آن در ‏عرصه‌های بین‌المللی، به ویژه در اتحادیه اروپا و ناتو، اثرگذار است. اولین پیامد این بحران، تضعیف جایگاه بلغارستان در ناتو و ‏اتحادیه اروپا است. دولت بحران‌زده نمی‌تواند به طور مؤثر در تصمیم‌گیری‌های کلیدی قاره اروپا شرکت کند. این مسئله می‌تواند ‏تأثیرات منفی بر حمایت بلغارستان از اوکراین در زمینه‌های تسلیحاتی و بشردوستانه به همراه داشته باشد‎.‎

🔸دومین پیامد عمده این بحران، تأثیر آن بر یورو است. بلغارستان در حال آماده‌سازی برای پیوستن به منطقه یورو در ژانویه ۲۰۲۶ ‏است. اما بی‌ثباتی اقتصادی و فساد گسترده در دولت می‌تواند این روند را با چالش‌هایی جدی مواجه کند و بر ثبات اقتصادی ‏منطقه یورو تأثیر بگذارد. این بحران می‌تواند باعث تشدید نوسانات مالی و کاهش اعتماد به اقتصاد بلغارستان و به تبع آن تأثیر ‏منفی بر بازارهای مالی اروپا شود‎.‎

💢وضعیت احزاب و آینده سیاسی بلغارستان


🔸علیرغم اینکه اعتراضات اخیر به شدت جدی نبود و دولت هنوز اکثریت پارلمان را در دست داشت، تصمیم ناگهانی به استعفا از ‏سوی دولت، بسیاری را شگفت‌زده کرد. این استعفا ممکن است ناشی از پیش‌بینی بحران‌های اقتصادی در آینده و به ویژه از زمان ‏پیوستن بلغارستان به یورو باشد. دولت سعی داشت تا از مسئولیت‌پذیری در برابر مشکلات آتی که ممکن است ناشی از ورود به ‏یورو باشد، شانه خالی کند.‏

🔸در انتخابات اکتبر ۲۰۲۴، حزب حاکم همچنان محبوبیت خود را حفظ کرده بود، اما احزاب اپوزیسیون نسبت به دوره‌های گذشته ‏قوی‌تر شده بودند. با این حال، اختلافات عمیق و ریشه‌ای میان احزاب مختلف همچنان پابرجاست و تا زمانی که این اختلافات ‏حل نشود، آینده سیاسی بلغارستان همچنان در هاله‌ای از ابهام قرار خواهد داشت.‏

💢جمع‌بندی

با توجه به تحولات سیاسی و اقتصادی پیش رو، به ویژه بحران‌های ناشی از پیوستن بلغارستان به منطقه یورو، به نظر می‌رسد که ‏در صورت برگزاری انتخابات در بهار ۲۰۲۶، حزب حاکم ممکن است همچنان در موقعیت بهتری قرار داشته باشد. اما چالش‌های ‏سیاسی، فساد گسترده و بحران‌های اقتصادی، احتمالاً مانع از تشکیل دولتی با ثبات و کارآمد خواهند شد. در نتیجه، ممکن است ‏بلغارستان همچنان با دولتی شکننده مواجه باشد که توانایی اجرای سیاست‌های مؤثر داخلی و خارجی را نداشته و در عرصه ‏بین‌المللی منفعل باقی بماند.‏

🔄 مطالب مرتبط:
◽️صلح شکننده، وابستگی پایدار: آینده اروپا در نظم پسا ‌اوکراین

اندیشکده تهران

👨‍💻سایت|📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍82🔥1
🔵بازار غیررسمی «جانگمادانگ» کره شمالی چگونه کار می‌کند؟
▪️دیپلمات

#اکوتهران
#شرق_آسیا
#کره_شمالی

🔸برای دهه‌ها، بازار سیاه یکی از مسیرهای تنفس شهروندان در کره شمالی بوده است. این بازار امکان تجارت کالا و خدمات را به نحوی فراهم می‌کرد که همه افراد بتوانند بقای خود را تضمین کنند و همزمان، برای برخی افراد فرصت تحرک رو به بالا در یک نظم سلسله‌مراتبی سخت‌گیرانه فراهم شود. جانگمادانگ نام بازار یا بستری مستقل از اقتدار و نظارت دولتی است که این مبادلات در آن انجام می‌پذیرد.

🔹در حالی‌ که دولت کره شمالی تحت رهبری کیم جونگ اون برای سالیان متمادی، وجود این بازار به صورت ضمنی پذیرفته بود، قرنطینه کووید شرایط را تغییر داد و از آن زمان، دولت کره شمالی اقداماتی را برای محدودساختن این جنبه غیررسمی اقتصاد و بازسازی آن ذیل کنترل دولت آغاز کرده است. براساس آخرین گزارش‌های داخلی کره شمالی، قرار است این بازارها و کسب و کارهای خصوصی فعال در آن تا پایان سال در محیط‌هایی تحت نظارت دولت ادغام شوند.

💢جانگمادانگ چیست؟

🔹برای درک نحوه شکل‌گیری بازارهای سیاه موسوم به «جانگمادانگ» لازم است به میانه دهه نود میلادی و قحطی معروف به «مارس طاقت‌فرسا» بازگردیم. ترکیبی از محصول برداشتی بسیار ضعیف، قطع حمایت‌های غذایی خارجی و سوءمدیریت دولت باعث قحطی و گرسنگی سراسری شد. شرایط به قدری وخیم بود که دولت قادر نبود نیازهای اولیه را نیز باتکای نظام توزیع عمومی موجود در کشور تامین کند. تلفات این قحطی بسیار زیاد و از سوی برخی منابع معادل میلیون‌ها نفر برآورد شده است.

🔹در واکنش به قحطی و به منظور تضمین بقا، مردم تهاتر و مبادله کالاهای اولیه همچون ماهی و سبزیجات و خدمات اولیه مانند اصلاح مو را در این قالب آغاز کردند. بعدتر، قاچاق از مرز چین به توسعه این بازارهای سیاه کمک کرد و به مرور، فروش کالاهای قاچاق و تبادلات غیررسمی با استفاده از پیک در سراسر کشور رواج یافت. بدین ترتیب «جانگمادانگ» ایجاد شد.

💢چالش‌های برچیدن بازار غیررسمی

🔹علیرغم تعارض این بازارها با نظام اقتصادی رسمی کره‌شمالی، کیم جونگ اون در سال‌های ابتدایی حکومت از مقابله با این بازارها چشم پوشید؛ چرا که حذف یکباره آنها به چند دلیل دشوار بود. دلیل اول، نظام رشوه‌خواری‌ای بود که ذیل این بازارها پدیدار شده بود. مقامات محلی به اندازه افراد معامله‌کننده در این بازارها ذینفع بودند و علیرغم تلاش دولت برای سرکوب رشوه‌خواری، شبکه‌ای پیچیده برای تداوم فعالیت‌ها ایجاد شده بود.

🔹دلیل دوم، نفوذ «دونجوها» یا طبقه ثروتمند جدیدی بود که باتکای همین شبکه غیررسمی پدیدار شده بودند و در زمان قدرت‌یابی کیم جونگ اون، به عنوان دلالان نزدیک به دولت در اقتصاد کره شمالی نفوذ قابل‌توجهی داشتند. دلیل سوم و نهایی، این واقعیت بود که حذف یکباره این بازارهای موازی به سبب سهم قابل‌توجه آنها می‌توانست به بی‌ثباتی و بحرانی مشابه منجر شود.

🔹در عین حال، بازارهای غیررسمی برای حکومت کیم مشکل‌آفرین بودند؛ چرا که اقلامی را به کشور روانه می‌کردند که مطلوب حکومت نبود: حافظه‌های USB، تلفن‌های همراه، دستگاه‌های پخش DVD و موارد مشابه. برای دولت کره شمالی، مسئله این بازارها نه تنها سیاست اقتصادی یا صیانت از مقررات، که کنترل جریان اطلاعات نیز هست. ضمن اینکه کاهش وابستگی مردم به حکومت، ابزار کنترلی دولت کره‌شمالی را محدود می‌کند.

🔹کووید فرصت مناسبی برای برخورد با این بازارها فراهم کرد. دولت در ژانویه 2020 مرزهای خود را بست و برای مقابله با رواج رشوه و ایجاد اختلال در شبکه مذکور، واحدهای غیرنظامی را در مرز مستقر کرد. قاچاق متوقف شد و مبادلات دیگر نیز به شدت کُند شد؛ دولت حتی به شهروندان گفت که با توجه به احتمال انتقال بیماری، اجازه صید خرچنگ یا ماهی را نیز نخواهند داشت. در جریان بازگشایی این بازارها، دولت مراکز جدیدی را برای مبادله کالا راه‌اندازی کرد که امکان نظارت بیشتری را برای دولت فراهم می‌کرد.

💢جمع‌بندی

اکنون، گام نهایی برای این ادغام نظارتی برداشته شده است و دولت کره شمالی فعالین این بازارها را موظف نموده تا در مراکز دولتی ادغام شوند. علیرغم احتمال تضعیف این بازارها، بعید است دولت کره شمالی بتواند این بازارها را به طور کامل تحت نظارت خود بگیرد و همان ابتکارات و روزنه‌های مبتنی بر فساد اداری که موجب ظهور جانگمادانگ شد، احتمالا زمینه را برای تداوم فعالیت غیررسمی به شکلی جدید فراهم خواهند کرد.

اندیشکده تهران

👨‍💻سایت|📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍91🔥1👏1
♦️سومالی‌لند: جای پای اسرائیل در باب‌المندب و مقصد کوچ اجباری مردم غزه
▪️الشرق الاوسط

#رویة_العربیة
#آفریقا #سومالی‌لند
#تحولات_منطقه

🔸در اقدامی ناگهانی و غیرمنتظره، بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، «جمهوری سومالی‌لند» را به عنوان کشوری مستقل و دارای حاکمیت به رسمیت شناخت. این تصمیم متعاقب امضای بیانیه‌ای مشترک میان نخست‌وزیر اسرائیل و عبدالرحمن محمد عبداللهی، رئیس‌جمهور این منطقه خودمختار، مبنی بر شناسایی رسمی سومالی‌لند صورت گرفت. خبری که واکنش‌های متعددی را به دنبال داشت.

💢واکنش‎های بین‌المللی

🔹در واکنش به این تحول، کشورهای مصر، سومالی، ترکیه و جیبوتی بلافاصله مخالفت قاطع خود را با این اقدام تل‌آویو ابراز داشتند. وزرای امور خارجه این چهار کشور ضمن تأکید بر حمایت تمام‌عیار از وحدت و تمامیت ارضی سومالی، هرگونه اقدام یک‌جانبه‌ای را که حاکمیت ملی این کشور را خدشه‌دار کند، مردود دانستند. همزمان، دبیرکل شورای همکاری خلیج فارس با محکوم کردن این تصمیم، آن را نقض صریح قوانین بین‌المللی و تهدیدی برای امنیت قاره آفریقا برشمرد. سازمان همکاری اسلامی، اتحادیه آفریقا و اتحادیه عرب نیز در موضع‌گیری‌هایی مشابه، بر لزوم حفظ یکپارچگی سومالی تأکید کردند. وزارت امور خارجه عربستان سعودی نیز حمایت کامل خود را از حاکمیت ملی جمهوری سومالی اعلام داشت. علاوه بر این کشورها، دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور ایالات متحده، نیز تصریح کرد که واشنگتن، سومالی‌لند را به عنوان یک کشور مستقل به رسمیت نخواهد شناخت.

💢سومالی‌لند کجاست و چه اهمیتی دارد؟

🔹پیش از این، سومالی‌لند در ازای کسب شناسایی رسمی بین‌المللی، از آمادگی خود برای واگذاری پایگاه نظامی به ایالات متحده و انعقاد قراردادهای مربوط به مواد معدنی استراتژیک سخن گفته بود. منطقه سومالی‌لند که در شاخ آفریقا واقع شده، بخشی از سرزمینی است که در سال ۱۹۶۰ استقلال خود را از بریتانیا کسب کرد؛ اما در پی جنگ‌های داخلی ویرانگر که منجر به کشته شدن حدود ۲۵۰ هزار غیرنظامی شد، «جنبش ملی سومالی» (SNM) در سال ۱۹۹۰ کنترل این منطقه را به دست گرفت و اعلام استقلال کرد. این منطقه با مساحتی بالغ بر ۱۶۹ هزار کیلومتر مربع و جمعیتی حدود ۶.۲ میلیون نفر، به مرکزیت «هرگیسا»، یکی از بنادر حیاتی منطقه در جنوب خلیج عدن و نزدیکی باب‌المندب یعنی «بربره» را در خود جای داده است.

💢موقعیت سومالی‌لند و اهداف اسرائیل

🔹موقعیت ژئوپلیتیک سومالی‌لند در خلیج عدن و همجواری با اتیوپی و جیبوتی، پرسش‌های مهمی را درباره زمان‌بندی تصمیم نتانیاهو برمی‌انگیزد. ریشه‌های این تصمیم را می‌توان در حافظه تاریخی اسرائیل و نبرد ۶ اکتبر ۱۹۷۳ جستجو کرد؛ زمانی که نیروهای مصری با عبور از کانال سوئز و خط بارلو، تنگه باب‌المندب را به روی کشتیرانی اسرائیل بستند و واردات نفت از ایران را متوقف کردند. در آن مقطع، فاصله ۲۰۰۰ کیلومتری مانع از واکنش نظامی اسرائیل شد. تکرار این چالش در جریان جنگ اخیر با حماس در نوار غزه و نقش‌آفرینی انصارالله یمن در تهدید خطوط کشتیرانی به مقصد سرزمین‌های اشغالی، اسرائیل را به این جمع‌بندی رسانده است که حضور نظامی در منطقه باب‌المندب و شاخ آفریقا یک ضرورت استراتژیک است. شناسایی سومالی‌لند را نیز باید در قالب این موضوع تحلیل نمود.

🔹از سوی دیگر، گزارش‌هایی مبنی بر طرح اسرائیل برای جابه‌جایی بخشی از ساکنان نوار غزه (حدود ۱.۵ میلیون نفر) به سومالی‌لند منتشر شده است. واکنش وزارت امور خارجه سومالی که در بیانیه‌ای اعلام کرد: «سومالی هرگز نخواهد پذیرفت که مردم فلسطین بدون کشور بمانند» مویدی بر این موضوع است. از سوی دیگر به لحاظ تحولات سیاست داخلی اسرائیل نیز، نتانیاهو در آستانه انتخابات نیازمند دستاوردی در حوزه امنیت ملی است تا توجه افکار عمومی را از تعویق مرحله دوم توافقنامه صلح شرم‌الشیخ منحرف سازد.

💢یک تیر و چند نشان

هدف اسرائیل از به رسمیت شناختن سومالی‌لند، تغییر واقعیت‌های جغرافیایی و جمعیتی این منطقه است. علاوه بر موارد فوق، این تحرکات اسرائیل تهدیدی مستقیم علیه امنیت ملی مصر نیز تلقی می‌شود؛ چرا که حضور نظامی در بندر بربره، مکمل پایگاه‌های فعلی قدرت‌های بزرگ در جیبوتی شده و کنترل ورودی جنوبی کانال سوئز را تحت‌الشعاع قرار می‌دهد. انتظار می‌رود مصر با همکاری متحدان منطقه‌ای و نهادهای بین‌المللی، کارزاری دیپلماتیک را برای ابطال این اقدام یک‌جانبه در شورای امنیت سازمان ملل آغاز کند تا از ثبات مسیرهای تجارت جهانی و امنیت ملی کشورهای حوزه شاخ آفریقا صیانت شود.

اندیشکده تهران

👨‍💻سایت|📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍64🤯2
♦️عادی‌سازی با بنت ممکن است، با نتانیاهو؟ هرگز!
▪️اسرائیل هیوم

#تهران_ریویو
#تحولات_منطقه

🔹در حالی که گزارش‌های جدیدی از تلاش‌های ایالات متحده برای پیشبرد «پیمان ابراهیم» به گوش می‌رسد، یک پژوهشگر ارشد سیاست خارجی عربستان سعودی، در مصاحبه با «اسرائیل هیوم» سطح انتظارات در مورد عادی‌سازی روابط بین تل‌آویو و ریاض را کاهش داده است. این مصاحبه به بررسی نگاه موجود در سیاست خارجی عربستان سعودی در رابطه به موضوع عادی‌سازی می‌پردازد:

🔸در حال حاضر عادی‌سازی روابط با اسرائیل تقریباً غیرممکن است. اولاً، نتانیاهو روابط با اسرائیل و دولت خود را بیش از حد خطرناک کرده است. افکار عمومی در عربستان نگاه بسیار منفی به عادی‌سازی دارند و در واقع، عربستان سعودی در حال فاصله گرفتن از این مسیر است. ثانیاً، خواسته‌های عربستان از ایالات متحده به صورت مرحله‌بندی شده قابل دستیابی است؛ ریاض می‌تواند به یک اتحاد دفاعی دست یابد، زیرا این مورد نیازی به تأیید کنگره ندارد.

🔸علاوه بر این، از زمان حمله اسرائیل در قطر، ذهنیت عربستان نسبت به اسرائیل به شدت منفی شده است. از نگاه او، بسیاری تلاش می‌کنند بر اساس آرزوهای قلبی خود یا به عنوان بخشی از یک راهبرد خاص، به گمانه‌زنی‌ها پیرامون عادی‌سازی روابط عربستان و اسرائیل دامن بزنند. گمانه‌زنی درباره عادی‌سازی به یک هنجار تبدیل شده، گویی هیچ اتفاق دیگری جز این در منطقه در حال رخ دادن نیست.

💢متغیرهای عادی‌سازی

🔸متغیرهای بسیار زیادی در رابطه با عادی‌سازی در جریان هستند؛ از جمله انتخابات در اسرائیل، رفتار دولت ایالات متحده و حتی احتمال برگزاری انتخابات در تشکیلات خودگردان فلسطین. به همین دلیل بعید است که عربستان در شرایط فعلی حتی چنین اقدامی را بررسی کند.

🔸حمله به رهبران حماس در قطر از نظر عربستان اقدامی شدیدا منفی تلقی شد. این لزوماً به حماس مربوط نمی‌شود چرا که در عربستان علاقه چندانی به حماس وجود ندارد. آنچه سعودی‌ها را خشمگین کرد این بود که مذاکرات در مورد آتش‌بس و توافق آزادی گروگان‌ها به خواست آمریکا در قطر برگزار می‌شد. نتانیاهو و اطرافیانش از اینکه قطر میانجیگری می‌کرد و به عنوان کانال ارتباطی عمل می‌کرد، قدردانی می‌کردند. دلیل خشم این است که قطری‌ها میزبان تلاش‌های میانجی‌گرانه بودند اما نتانیاهو به دوحه حمله کرد.

🔸دلیل دیگر این است که در حال حاضر به نظر می‌رسد اسرائیل به هر جای خاورمیانه که بخواهد دسترسی دارد. اسرائیل این موضوع را نشان می‌دهد و پنهانش نمی‌کند. به همین دلیل عربستان فعلاً تمایلی به عادی‌سازی ندارد. هرگونه بحث درباره عادی‌سازی در شرایط کنونی، این‌گونه به نظر می‌رسد که عربستان از موضع ضعف عمل می‌کند یا تحت فشار مجبور به این کار شده است. صادقانه بگویم، این کار یک خودکشی سیاسی محسوب می‌شود. همچنین مسئله اعتماد به ایالات متحده مطرح است؛ چرا که آمریکایی‌ها تمایلی به مهار نتانیاهو ندارند.

💢مذاکره با دولت جدید؟

🔸اگر دولت جدیدی در اسرائیل روی کار بیاید و بتواند دستاوردی در موضوع فلسطین داشته باشد، ممکن است اتفاقاتی بیفتد، اما موضوع پیچیده‌تر از این حرف‌هاست. در حال حاضر حرکتی بزرگ لازم است تا هر دو طرف متقاعد شوند. پیش از هر چیز، افکار عمومی عربستان باید اقناع شود. اکنون دیگر باید افکار عمومی سعودی را در محاسبات لحاظ کرد؛ آن‌ها مدت‌هاست که بر خواسته‌ی «کشور مستقل فلسطین» تأکید می‌کنند.

🔸بر این اساس، هر چیزی کمتر از تشکیل دولت مستقل فلسطینی، باید به اندازه کافی معنادار و قابل توجه باشد. مسئله دیگر این است که تشکیلات خودگردان فلسطین نیز باید نسبت به این حرکت متقاعد شود و بگوید «بله، این به اندازه کافی خوب است». افرادی مثل لاپید، آیزنکوت و حتی بنت می‌توانند به آن نقطه برسند، اما شروط همین‌هاست. افکار عمومی عربستان اکنون بسیار بیشتر درباره تحولات اشغالگری و مسئله فلسطین و اسرائیل می‌دانند. به همین دلیل است که به اقدامی بزرگ نیاز است.

💢آل سعود و توجه به افکار عمومی

تأثیر افکار عمومی بر تصمیم‌گیری‌های آل سعود پدیده جدیدی نیست. عربستان همیشه افکار عمومی را در نظر داشته است. به همین دلیل است که سعودی‌ها از نظر تاریخی در روند برقراری رابطه با اسرائیل و به طور کلی در روابط خارجی خود، تدریجی و آرام عمل کرده‌اند. برخلاف تصور مردم که فکر می‌کنند عربستان در دوران محمد بن سلمان به سرعت باز شده است، واقعیت این است که این بخشی از یک فرآیند تدریجی است. در تصمیمات سیاست خارجی، آن‌ها همیشه افکار عمومی داخلی را لحاظ می‌کنند. به همین دلیل است که «فتواها» بسیار مهم بوده و خواهند بود. این موضوع را حتی در جریان عملیات «طوفان صحرا» (جنگ اول خلیج فارس) هم دیدیم.

🔄 مطالب مرتبط:
◽️ آینده روابط عربستان و آمریکا در دوره جدید ترامپ

اندیشکده تهران

👨‍💻سایت|📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍5👎3👏1
🌐گذار از «جیش‌العدل» به «جبهه مبارزین مردمی»

#تحلیل_کوتاه
#تروریسم

🔹در تحولی تازه پس از جنگ دوازده روزه میان ایران و اسرائیل، گروهک «جیش‌العدل» از ادغام خود با چند گروهک محلی با نام‌های «جبهه محمد رسول‌الله»، «حرکت نصر بلوچستان» و «پادا بلوچ» در استان سیستان و بلوچستان و تشکیل «جبهه مبارزین مردمی» خبر داد. با فاصله‌ چند روز از این اعلام، حمله‌ای تروریستی نیز توسط این ائتلاف ساماندهی شد که به شهادت چهار تن از نیروهای نظامی کشور انجامید.

🔸این گروهک همچنین اقدامات جدیدی را در سطح باصطلاح «مدنی» از قبیل معرفی و برافراشتن پرچم آغاز کرده است که علیرغم گستره محدود، با روش مرسوم جیش‌العدل تفاوت دارند. ائتلاف، تغییر نام و چهره سیاسی در میان گروهک‌ها و سازمان‌های تروریستی در محیط منطقه‌ای به کرات مشاهده شده است. به عنوان مثال، تغییر جبهه‌النصره به تحریرالشام و لشکر طیبه (LeT) به جبهه مقاومت (TRF) نمونه‌هایی متاخر از این تحول به حساب می‌روند که هر یک بسترها و اهداف خاص خود را داشته‌اند.

💢ظرفیت حمایت‌های خارجی

🔸از نظرگاه خارجی، نباید فراموش کرد که با استقرار طالبان در کابل و اوج‌گیری فعالیت‌های طالبان پاکستان (TTP)، در کنار تشدید تحرکات تروریستی گروه‌های تجزیه‌طلب در ایالت بلوچستان پاکستان و انتقال بخشی از گروهک‌های تروریستی مستقر در سوریه به افغانستان در حقیقت خط لجستیک و پشتیبانی گروهک‌های تروریستی در مجاورت جنوب شرق به شکل قابل‌توجهی تقویت شده است. همزمان، سرویس‌های خارجی متعددی وجود دارند که مایلند از این گروهک‌ها برای منافع خود اهرم‌سازی کنند. در راس این موارد می‌توان به نقش پررنگ سرویس خارجی هند (RA&W) در تحریک گروهک‌های بلوچ و طالبان پاکستان اشاره کرد.

🔸به نظر می‌رسد که همگام با تحولات متاخر در محیط منطقه‌ای (اعم از جنگ غزه و جنگ دوازده‌روزه)، ارتقای سطح قابل‌توجهی در ارتباط میان گروهک‌های تروریستی ضدایرانی و سرویس‌های اطلاعاتی اسرائیلی پدیدار شده باشد. ناکامی اسرائیل در ایجاد آشوب فراگیر داخلی به عنوان مکمل حملات خارجی در جنگ دوازده روزه، به طور حتم این بازیگر را به تحریک بیشتر و تقویت حمایت‌های مالی-لجستیکی از گروهک‌های تروریستی ترغیب خواهد کرد.

🔸گروهک‌های فعال در مناطق بلوچ‌نشین ایران و پاکستان، به دلایل متعدد مناسب‌ترین نامزد اسرائیل برای افزایش حمایت و تحریک به حساب می‌روند که مهم‌ترین موارد آن را می‌توان توسعه‌نایافتگی اقتصادی در سطح محلی، وجود خط لجستیکی تقویت شده برای حمایت، امکان دسترسی به شبکه پیشینی موجود از طریق سرویس امنیتی هند به عنوان یک شریک نزدیک، و جذابیت اهرم‌سازی بلندمدت علیه پاکستان دانست.

💢خلق نام و هویت جدید

🔸در موارد مشابه، گریز از نام و هویت تحریم‌شده توسط کشورها و سازمان‌های بین‌المللی یکی از محرک‌های مهم تلقی شده است. جیش‌العدل به عنوان یک گروهک تروریستی، علاوه بر ایران از سوی کشورهایی همچون ایالات متحده و ژاپن نیز تحت تحریم است و این تغییر نام، می‌تواند مسیری برای تسهیل حمایت‌های خارجی محسوب شود. با توجه به عدم محبوبیت عمومی جریان‌های تکفیری در افکار عمومی جهان، تغییر چهره این گروهک‌ها احتمالا فارغ از مسئله تحریم، در تصویرسازی مطلوب برای کارفرمای خارجی نیز اهمیت پیدا می‌کند.

🔸از طرف دیگر، این سازمان تروریستی به وضوح نزد افکار عمومی ایرانیان به عنوان یک حرکت سلفی-جهادی با تمایلات افراط‌گرایانه و تجزیه‌طلبانه شناخته می‌شد. این تحول ظاهری می‌تواند نوعی انفصال ذهنی از آن سابقه تیره برای جیش‌العدل ایجاد کند و بستری برای گفتمان‌سازی جدید تلقی شود.

🔸با مرور بیانیه‌ها و پیام‌های تصویری منتشر شده از سوی این جبهه می‌توان دریافت که بازنمایی منازعه با جمهوری اسلامی ایران در قالبی جدیدتر و نزدیک‌تر به گفتمان گروهک‌هایی مانند مجاهدین خلق انجام پذیرفته است. ذکر این نکته نیز خالی از لطف نخواهد بود که از میان گروهک‌های ادغام شده، اخبار تحرکات «پادا بلوچ» منحصرا توسط پایگاه‌های خبری سازمان مجاهدین خلق بازتاب داشته است. بر همین اساس ممکن است فصلی از همسویی منافع و همکاری میان مجاهدین و این گروهک‌ها در محیط سیستان و بلوچستان آغاز شده باشد.

💢جمع‌بندی

جامعه ایرانی، فارغ از نارضایتی‌ها و اختلافات احتمالی در درون خود، هیچگاه به تروریسم روی خوش نشان نداده است و اسلاف این گروهک‌ها نیز از جندالله و مجاهدین گرفته تا پژاک، مسیرهای متعددی را با مختصات مشابه طی کرده و شکست خورده‌اند. با این وجود، نباید از پیشران خارجی قدرتمندی که پس از جنگ دوازده روزه برای تحریک این گروهک‌ها ایجاد شده غافل شد. به همان اندازه که افکار عمومی محلی و ملی بعید است با «جبهه مبارزین مردمی» همراهی نشان دهند، پروژه ناامن‌سازی جنوب شرق کشور توسط این جبهه ذی‌نفع خارجی خواهد داشت.

اندیشکده تهران

👨‍💻سایت|📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍113👏1
🌐جنگ تجاری آمریکا با چین به کجا رسیده است؟

#مقاله_تحلیلی
#شرق_آسیا #آمریکا #چین
#جنگ_تجاری

📝مصطفی یوسفی

🔹جنگ تجاری بین ایالات متحده و چین از سال ۲۰۱۸ با اعمال تعرفه‌های گسترده توسط دولت دونالد ترامپ ‏آغاز شد و به تدریج به یک رقابت جامع اقتصادی، فناوری و ژئوپولیتیکی تبدیل گردید. این تنش‌ها ابتدا بر ‏کاهش کسری تجاری آمریکا تمرکز داشت، اما به سرعت به حوزه‌های فناوری پیشرفته، امنیت ملی، کنترل ‏داده‌ها و منابع معدنی گسترش یافت. در آخرین تحول اخیراً در ۹ دسامبر ۲۰۲۵، لغو ممنوعیت صادرات ‏تراشه‌های پیشرفته H۲۰۰ انویدیا به چین توسط ترامپ، بار دیگر مسیری که ‏این جنگ طی می‌کند را به کانون توجهات بازگرداند.‏

💢روند جنگ تجاری؛ از آغاز تا اکنون

🔸جنگ در مارس ۲۰۱۸ با تعرفه‌های ۲۵ درصدی بر فولاد و ۱۰ درصدی بر آلومینیوم آغاز شد. در ژوئیه همان ‏سال، آمریکا تعرفه ۲۵ درصدی بر ۳۴ میلیارد دلار کالای چینی اعمال کرد و چین پاسخ متقابل داد. در ‏سپتامبر، تعرفه‌ها بر ۲۰۰ میلیارد دلار کالا به ۲۵ درصد افزایش یافت و چین بر ۶۰ میلیارد دلار کالای ‏آمریکایی تعرفه وضع کرد. در ۲۰۱۹، تحریم هوآوی و قرار گرفتن آن در لیست سیاه، رقابت را به حوزه ‏فناوری کشاند. در ژانویه ۲۰۲۰، توافق فاز اول امضا شد که چین را به خرید ۲۰۰ میلیارد دلار کالا از آمریکا ‏متعهد کرد و آمریکا برخی تعرفه‌ها را کاهش داد.‏

🔸در دوران بایدن، سیاست‌های سختگیرانه ادامه یافت. ممنوعیت اپلیکیشن‌های تیک‌تاک و وی‌چت در ۲۰۲۰، ‏کنترل صادرات نیمه‌هادی‌ها در ۲۰۲۲، و محدودیت سرمایه‌گذاری در فناوری‌های حساس چین در ۲۰۲۳ از ‏اقدامات کلیدی بودند. چین نیز با تقویت صنعت بومی نیمه‌هادی و محدودیت صادرات عناصری مانند گالیوم ‏و گرافیت پاسخ داد. در آوریل ۲۰۲۵، چین صادرات هفت عنصر معدنی کمیاب (مانند دیسپروزیم و ترابیوم) ‏را مشروط به مجوز کرد، که اهرمی ژئوپولیتیکی بود.‏

🔸در اکتبر ۲۰۲۵، دیدار شی جین‌پینگ و ترامپ در بوسان کره جنوبی (حاشیه نشست APEC) به آتش‌بس ‏موقت منجر شد. چین متعهد به توقف محدودیت‌های معدنی کمیاب برای یک سال، ازسرگیری واردات سویا ‏و همکاری در کنترل فنتانیل شد. آمریکا تعرفه‌ها را ۱۰ درصد کاهش داد. ترامپ این دیدار را موفقیت‌آمیز ‏خواند، اما تحلیلگران آن را تاکتیکی و موقت دانستند، زیرا مسائل ریشه‌ای مانند ظرفیت مازاد تولید چین حل ‏نشد.‏

🔸در دسامبر ۲۰۲۵، آمریکا اجازه صادرات تراشه H۲۰۰ انویدیا به مشتریان تأییدشده چینی را با پرداخت ۲۵ ‏درصد عوارض به خزانه آمریکا داد. این تراشه شش برابر قدرتمندتر از گزینه‌های موجود در چین است، اما ‏فروش آن با نظارت شدید برای جلوگیری از کاربرد نظامی همراه است. منتقدان آمریکایی این تصمیم را ‏عقب‌نشینی از سیاست مهار دانستند، در حالی که چین ممکن است دسترسی داخلی به آن را محدود کند.‏

💢مؤلفه‌های اصلی

1️⃣تعرفه‌ها و مقابله‌به‌مثل: آمریکا بر ۵۵۰ میلیارد دلار کالای چینی و چین بر ۱۸۵ میلیارد دلار کالای ‏آمریکایی تعرفه وضع کرد. این امر قیمت‌ها را افزایش داد و زنجیره تأمین را بی‌ثبات کرد. سهم چین در ‏واردات آمریکا از ۲۲ درصد در سال۲۰۱۷ به ۱۷ درصد در سال ۲۰۲۲ کاهش یافت، و آمریکا تولید را به به ‏ویتنام، هند، تایوان و مکزیک انتقال داد. اما جداسازی کامل رخ نداده، زیرا وابستگی به قطعات چینی باقی ‏است.‏

2️⃣جنگ تراشه‌ها و کنترل صادرات: آمریکا صادرات نیمه‌هادی‌های پیشرفته را ممنوع کرد تا پیشرفت ‏چین در هوش مصنوعی و کاربردهای نظامی را کند کند. این سیاست‌ها چین را به خودکفایی مانند برنامه ‏ساخت چین ۲۰۲۵، ترغیب کرد، هرچند کوتاه‌مدت اختلال ایجاد کرد.‏

3️⃣محدودیت سرمایه‌گذاری و فناوری دیجیتال: ممنوعیت سرمایه‌گذاری آمریکایی در بخش‌های ‏حساس چین و نزاع بر سر تیک‌تاک که در نهایت در ۲۰۲۵ به واگذاری سهام عمده به کنسرسیوم آمریکایی ‏منجر شد.‏

4️⃣ منابع معدنی کمیاب: چین با کنترل بیش از ۸۰ درصد تولید جهانی، از آن به عنوان سلاح استفاده ‏کرد، اما پس از توافق بوسان تعلیق شد.‏

5️⃣تغییر زنجیره تأمین: استراتژی‌های نزدیک‌سپاری و دوست‌سپاری توسط شرکت‌ها، که رشد اقتصادی ‏کشورهای ثالث را افزایش داد، اما رشد جهانی را کاهش و عدم اطمینان را بالا برد.‏

💢جمع‌بندی و چشم‌انداز

جنگ تجاری از تعرفه‌های ساده به رقابتی چندبعدی تبدیل شده است. ‏آمریکا از برتری فناوری و چین از بازار بزرگ و منابع معدنی بهره می‌برد. با وجود آتش‌بس موقت، رقابت ‏ادامه خواهد داشت و تشدید تنش در فناوری، استفاده از منابع معدنی به عنوان ابزار چانه‌زنی و همچنین متنوع‌سازی ‏زنجیره‌ها بدون قطع کامل وابستگی ادامه خواهد داشت. کاهش دائمی تنش‌ها بعید به نظر می‌رسد و این ‏رقابت احتمالاً دهه‌ها پایدار خواهد ماند.‏

🔗برای مطالعه متن کامل کلیک کنید🔗

اندیشکده تهران

👨‍💻سایت|📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍53👏1
🔵قوش‌تپه؛ بازتعریف دیپلماسی زور و تنش‌های هیدروپلیتیک در حوضه آمودریا

#اکوتهران

📝شهرام پیرانی


🔸پروژه عظیم کانال «قوش‌تپه» در شمال افغانستان، فراتر از یک طرح عمرانی، امروزه به‌مثابه یک «بیانیه سیاسی» مقتدرانه از سوی حکومت طالبان قلمداد می‌شود. این کانال که وظیفه انحراف حجم وسیعی از آب رودخانه مرزی آمودریا را بر عهده دارد، در زمانی احداث می‌شود که تغییرات اقلیمی، آب را به ارزشمندترین دارایی استراتژیک منطقه تبدیل کرده است. حرکت سریع و یک‌جانبه طالبان، بدون در نظر گرفتن پروتکل‌های دیپلماتیک مرسوم، اساس روابط کابل با پایتخت‌های آسیای مرکزی را وارد مرحله‌ای از نااطمینانی و تقابل کرده و آمودریا را به صحنه‌ای برای رقابت بر سر حاکمیت تبدیل نموده است.

💢انزوای دیپلماتیک و تولد دیپلماسی زور

🔹کانال قوش‌تپه ابزاری است که طالبان با آن درصدد است «حقانیت ملی» و توان مدیریتی خود را به نمایش بگذارد. ازبکستان و ترکمنستان که دهه‌ها بر اساس سهمیه‌بندی‌های دوران شوروی از آمودریا بهره‌برداری کرده‌اند، اکنون با حکومتی روبه‌رو هستند که خود را متعهد به هیچ‌یک از توافقات پیشین نمی‌داند. طالبان با بهره‌گیری از خلأ معاهدات حقوقی بین‌المللی، سیاست «عمل انجام‌یافته» را در پیش گرفته و دیپلماسی سنتی منطقه را با بن‌بست مواجه کرده‌اند.

🔹برای طالبان، تکمیل این کانال به معنای خروج از انزوای سیاسی و تحمیل اراده بر همسایگانی است که هنوز در به رسمیت شناختن این حکومت تردید دارند. بدین ترتیب، آب به اهرم فشاری تبدیل شده است که کشورهای منطقه را وادار می‌سازد میان «بحران کم‌آبی» و «تعامل رسمی با کابل» دست به انتخاب بزنند.

💢فرسایش روابط با ازبکستان و ترکمنستان

🔹تنش در روابط سیاسی کابل با تاشکند و عشق‌آباد به اوج خود رسیده است. ازبکستان که پیش‌تر پیشگام در تعاملات اقتصادی با طالبان بود، اکنون سکوت در برابر قوش‌تپه را برابر با پذیرش نابودی تدریجی کشاورزی و اقتصاد خود می‌داند. این مسئله، گفتمان دیپلماتیک منطقه را به هشدارهای امنیتی مبدل ساخته است. ترکمنستان نیز که معمولاً سیاست بی‌طرفی را دنبال می‌کند، با نگرانی از کاهش آب ورودی به کانال «قره‌قوم»، ناچار به بازنگری در روابط خود با کابل شده است. این تقابل هیدروپلیتیک، پروژه‌های بزرگ منطقه‌ای و اعتماد متقابل را به‌شدت خدشه‌دار کرده است.

💢نقش قدرت‌های منطقه‌ای؛ روسیه و چین در میانه میدان

🔹در این میدان، قدرت‌های بزرگی چون روسیه و چین نقشی تعیین‌کننده و در عین حال پیچیده ایفا می‌کنند. روسیه که آسیای مرکزی را حیاط‌خلوت تاریخی خود می‌پندارد، میان دو جبهه گرفتار آمده است: حفظ روابط با طالبان و جلوگیری از بی‌ثباتی متحدانش در تاشکند و عشق‌آباد. مسکو به‌خوبی آگاه است که بحران آب می‌تواند به سقوط دولت‌های باثبات بینجامد؛ لذا می‌کوشد تا نقش میانجی را ایفا کند. از سوی دیگر، چین نگران است که تنش‌های آبی، اجرای طرح‌های کلان زیرساختی‌اش در چارچوب ابتکار «کمربند و جاده» را مختل سازد. پکن تمایل دارد با سرمایه‌گذاری در فناوری‌های نوین آبیاری از شدت تنش بکاهد، اما واقعیت سیاسی قوش‌تپه فراتر از راهکارهای فنی است و مستقیماً با موازنه قوای منطقه گره خورده است.

💢میلیتاریزه شدن حوضه آمودریا

🔹تبدیل آب به یک موضوع امنیتی، خطر درگیری فیزیکی در مرزها را افزایش داده است. گزارش‌ها از تقویت پاسگاه‌های مرزی و برگزاری رزمایش‌های نظامی در مجاورت حوضه آمودریا حکایت دارد. طالبان نیز با تشکیل یگان‌های نظامی ویژه برای حفاظت از این پروژه، پیامی صریح مخابره کرده‌اند که هرگونه مداخله را تجاوز به حاکمیت ملی خود قلمداد خواهند کرد. این وضعیت، منطقه را در آستانه یک منازعه مسلحانه قرار داده است. همزمان، تضعیف دولت‌های پایین‌دست در نتیجه بحران‌های اقتصادی ناشی از کم‌آبی، می‌تواند بستری برای رشد گروه‌های افراطی فراهم آورد.

💢نتیجه‌گیری

🔹کانال قوش‌تپه برای افغانستانِ تحت حاکمیت طالبان، نماد «استقلال و حق توسعه» و برای کشورهای آسیای مرکزی «تهدیدی وجودی» است. فقدان یک نهاد ناظر بین‌المللی کارآمد و عدم پایبندی به کنوانسیون‌های مربوط به آب‌های فرامرزی، این پروژه را به جرقه‌ای در انبار باروت منطقه تبدیل کرده است. آینده سیاسی آسیای مرکزی امروز بیش از هر زمان دیگری به جریان آب در آمودریا گره خورده است.

تداوم مسیر کنونی که مبتنی بر نادیده گرفتن منافع متقابل است، نه‌تنها مزارع افغانستان را سبز نخواهد کرد، بلکه سرچشمه‌ای برای خشکسالی دیپلماتیک و بی‌ثباتی پایدار خواهد شد. تنها راه برون‌رفت، عبور از منطق تقابل و حرکت به سمت یک پیمان هیدروپلیتیک نوین است که در آن افغانستان به‌عنوان شریکی مسئولیت‌پذیر پذیرفته شود.

🔄مطالب مرتبط:
◽️خشکسالی چگونه منازعات هیدروپلیتیک را در پیرامون ایران تشدید کرده است؟

اندیشکده تهران

👨‍💻سایت|📲بله |🌐اینستاگرام|📱تلگرام
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍82👏1