تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی – Telegram
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
2.8K subscribers
63 photos
10 videos
56 files
704 links
درباره: اسلام‌شناسی، تاریخ، اندیشه‌ی سیاسی

* صفحه‌ی من در سایت آکادمیا:
http://independent.academia.edu/AdnanFallahi
* لینک نخستین مطلب کانال:
https://news.1rj.ru/str/AdnanFallahi/2
Download Telegram
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
در نظر ماکیاولی عملی که بیش از همه خداوند را خشنود می‌ساخت نه کار معنوی یا دینی، بلکه دولتمداری در عالی‌ترین سطح بود... به عقیدۀ ماکیاولی خداوند تشخیص می‌دهد که شهریاران باید به اعمالی شریرانه دست زنند تا دولتی بسامان را بنیان نهند و حفظ کنند. امری که عالی‌ترین…
لوتر تاریخ را نه از منظری سکولار بلکه به شیوه ای عمیقاً الهیاتی می‌نگریست. تاریخ نه صرفاً مجموعه ای از اتفاقات بلکه برنامه‌ی از پیش تعیین‌شده‌ای بود که از خلقت تا ظهور دوباره مسیح را در بر می‌گرفت. تحلیل لوتر از وقایع جاری همواره در چارچوب جهان‌بینی فرجام شناسانه قرار داشت. در این خوانش از تاريخ او عميقاً تحت تأثیر برنارد اهل کلرو بود که استدلال کرده بود تاریخ مسیحیت از سه دوره‌ی خطرِ فزاینده تشکیل می‌شود: نخست دوره آبا بود که طی آن کلیسا از خشونت امپراتورهایی صدمه دید که مسیحیان بیشماری را به شهادت رساندند، دوم دوره ملحدانی بود که خرابکاری معنویشان حتی خطرناک تر از سپاهیان روم بود، آخرین و خطرناکترین دوره در آخرالزمان رخ می‌داد زمانی که خود کلیسا مسیحیان را تهدید می‌کرد. مناقشه‌ی فروش آمرزش قبلاً در سال ۱۵۱۴ لوتر را ظنین کرده بود که آخرالزمان نزدیک است.

مایکل آلن گیلسپی،
ریشه‌های الهیاتی مدرنیته،
ص191،
ترجمه زانیار ابراهیمی،
تهران: انتشارات روزگار نو، چـ2، 1401.


@AdnanFallahi
👍9
مارتین لوتر اگرچه با نظم دینی دوران خود درافتاد اما دغدغه‌ی اصلاح سیاسی نداشت. مساله‌ی اصلی لوتر، رستگاری اخروی بود. اما جنبش اصلاحاتی که لوتر به راه انداخت در وی متوقف نماند و خیلی زود وارد فاز انقلاب و شورش سیاسی شد.
   توماس مونتسر (Thomas Müntzer) الهیدان و کشیش رفورمیست آلمانی معاصر لوتر، از حامیان اصلی جنبش دهقانان در اروپای مرکزی بود که در سال‌های ۱۵۲۴و۱۵۲۵ به جنگ‌های خونینی انجامید (موسوم به جنگ رعایای آلمان) و نهایتا به شکست سنگین دهقانان با ده‌ها هزار کشته منجر شد. مونتسر خیلی زود مسیر خود را از لوتر جدا کرد و خواهان نابودی شهریاران و دگرگونی سیاسی عمیق شد (چیزی که لوتر به شدت با آن مخالف بود و هرج و مرج و شورش سیاسی را از اعمال شیطان تلقی می‌کرد).
مونتسر پس از شکست و دستگیری، و بعد از تحمل شکنجه، در ۲۷ می ۱۵۲۵ (در حالی‌که فقط ۳۵ سال سن داشت) اعدام شد. سر او را تا سال‌ها بعد از اعدامش در شهر مولهاوزن (Mühlhausen) آلمان برای عبرت بقیه در ملأ عام به نمایش گذاشتند.
    در تصویر پیوست مونتسر در حال موعظه برای کشاورزان و دهقانان است و وعده‌ی نزدیکی آخرالزمان می‌دهد.


@AdnanFallahi
👍11👎2
يشير مصطلح التقليدية والرسمية [orthodoxy] إلى مجموعة من التعاليم التي تعتبر معتقدات صحيحة ومعصومة من الخطأ. فعاشت الحضارة الإسلامية في القرنين الأول والثاني فترة سيولة وتعدد في الآراء، وكذلك قبول مختلف الأفكار الكلامية والفقهية والحديثية وغيرها، لكن منذ القرن الثالث بدأ ترسيخ بعض الأفكار شيئًا فشيئًا، التي أصبحت في النهاية تقليدية/رسمية. على سبيل المثال، يذكر الشافعي أنه خلال حياته لم يكن هناك اتفاق أو إجماع على من هم "أهل الفقه"، كما نحت مجموعة من العلماء إلى اعتبار أن مالكا بن أنس لم يكن فقيها (ينظر: محمد بن إدريس الشافعي، جماع العلم (القاهرة: دار الآثار، 2002)، ص 27.) أما الآن، وبعد قرون، أصبح مالك بن أنس (ت. 179هـ) صاحب أحد المذاهب الفقهية الرئيسية، وبالتالي من أهل الفقه والتفقه بالتأكيد. هذا مثال بسيط جدا على كيفية تكوّن المعتقد التقليدي/الرسمي ونشأته.

عدنان فلّاحي،
الحديثية المتخيلة؛ انقطاع بين أبي حنيفة وأبي حنيفة المتخيّل،
ص15،
قطر: المرکز العربي للأبحاث ودراسة السياسات، 2023.


@AdnanFallahi
👍5
به پیروی از سنت‌های آسیای مرکزی، ایرانی و اسلامی، علمای عثمانی نیز از آغاز امپراتوری، نصیحت‌نامه‌هایی را برای اندرز دادن به طبقه‌ی حاکم و راهنمایی آن‌ها تألیف کرده بودند. تعداد این قبیل آثار خاصه از نیمه‌ی دوم قرن شانزدهم میلادی ناگهان افزایش یافت. مؤلفین این آثار عموما از اَسباب "انحطاط" نظام امپراتوری [عثمانی] سخن گفته‌اند و پیشنهاداتی را برای جلوگیری از این رویه پیشنهاد کرده‌اند.

M. Fatih ÇALIŞIR,
Decline of A “Myth”: Perpectives on the Ottoman “Decline”, The History School, January-April 2011, Number IX, pp. 37-60.


@AdnanFallahi
👍12
یکی از دهشتناک‌ترین کشتارهای سلسله جنگ‌های موسوم به جنگ سی ساله‌ی بین پروتستان‌ها و کاتولیک‌ها (۱۶۴۸-۱۶۱۸)، کشتار ماگدبورگ (شهری در آلمان امروزی) در سال ۱۶۳۱ است.
ماگدبورگ در آن زمان از کانون‌های اصلی جنبش پروتستانتیسم بود و بعد از محاصره به دست سپاهیان کاتولیک غارت شد. شهر را به آتش کشیدند و به صغیر و کبیر رحم نشد. به زنان تجاوز کردند و کودکان طعمه‌ی آتش شدند‌. سپاهیان کاتولیک ۲۵۰۰۰ پروتستان را به جرم ارتداد و زندقه قتل عام کرده یا در آتش سوزاندند‌.
تصویر پیوست، روایتی است که نقاش آلمانی قرن نوزدهم، کارل اشتاینبروک (Carl Eduard Steinbrück) از این رخداد ترسیم کرده است.


@AdnanFallahi
👍10🤔2
اشکان زارع
فراموش نکنید که لیبرالیسم بخشی از جهان مسیحی است؛ و نمی‌توان‌ ادیان دیگر را در این قالب به دیگران انداخت. هر دینی جز مسیحیت در بستر لیبرالیسم توضیح داده شود، نتایج آن را باور نکنید و گوینده را شیرین عقل یا مغرض بدانید!
در یک معنای مضیق و صوری، نه تنها لیبرالیسم، بلکه میهن‌دوستی (Patriotism)، سوسیالیسم، محافظه‌کاری، فاشیسم، ناسیونالیسم، کمونیسم، کاپیتالیسم و... نیز بخشی از جهان مسیحی (اروپایی) است و ربطی به آیین‌ها، فرهنگ‌ها و سنت‌های دیگر ندارد!
    در حالی‌که عملا چنین نیست. ما سوسیالیسم چینی و کوبایی، ناسیونالیسم یهودی (صهیونیسم) و ترکی (کمالیسم)، میهن‌دوستی ژاپنی و ایرانی، محافظه‌کاری روسی و اسلامی، کاپیتالیسم کره‌ای و تایوانی و ... هم داریم!
    اما چرا چنین می‌شود؟ چون خود ایده‌ی مادر، سیر تکوینی و تکاملی داشته است. مثلا لیبرالیسمِ جان لاک جز تاکید بر حقوق فردی و مالکیت، در حدود و ثغور خود هیچ ربطی به لیبرالیسم میزسی ندارد! جان لاک از مویدان و عاملان برده‌داری، مدافع سرسخت مسیحیت و قوانین موضوعه‌ی کتاب مقدس، نامداراگر با بی‌خدایان و شکاکان، و ضد برابری حقوق زنان و همجنسگرایان و‌... بود‌. و با این وجود هم‌چنان او را لیبرال می‌خوانند. در حالی‌که با لنز لیبرال معاصری مثل جان رالز، لاک اگر امروز زنده بود احتمالا مرتجع خوانده می‌شد!
    نسبت مسیحیت با لیبرالیسم را نیز باید به همین شیوه‌ فهمید. بله! لیبرالیسم از دل متفکران مسیحی زاییده شد و نسبتی با الهیات مسیحی برقرار کرد. اما تدریجا روایت‌های متنوع خود را برساخت. این هرگز بدین معنا نیست که لیبرالیسم الی‌الابد در چنبره‌ی الهیات مسیحی قرار دارد و راهی به بازتفسیر آن در چهارچوب‌های دیگر در کار نیست! چیزی که عملا هم رخ داده است.


@AdnanFallahi
👍21🤔3
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
لوتر تاریخ را نه از منظری سکولار بلکه به شیوه ای عمیقاً الهیاتی می‌نگریست. تاریخ نه صرفاً مجموعه ای از اتفاقات بلکه برنامه‌ی از پیش تعیین‌شده‌ای بود که از خلقت تا ظهور دوباره مسیح را در بر می‌گرفت. تحلیل لوتر از وقایع جاری همواره در چارچوب جهان‌بینی فرجام…
در سال۱۵۲۷ هفتاد هزار هوگناتِ فرانسوی [= پروتستان‌های فرانسوی] در روز موسوم به قتل‌عام در سن‌بارتولومه، از دم تیغ گذرانده شدند. راهبان فرانسیسکنی که در موعظه‌هایشان کشتار مرتدان را مطمئن‌ترین راه رسیدن به رستگاری می‌دانستند خشنود بودند. اما پاپ گرگوری سیزدهم از همه خوشحال‌تر بود چون پس از دریافت سر بریده کولینی [= رهبر هوگنات‌های فرانسوی] در جعبه ای که دستور داده بود نشانی ویژه در یادبود این اتفاق بر آن ضرب کنند، سر از پا نمی‌شناخت. و سرانجام برای اینکه سبعیت‌ها را یک سویه تصور نکنید بد نیست بدانید که سپاهیان کراموِل [= پروتستان انگلیسی] در سال ۱۶۴۹ شهر درویدا در ایرلند را غارت کردند و تقریباً حتی یک نفر را زنده نگذاشتند. آنان همه کسانی را که در کلیسای جامع سن‌ماری پناه گرفته بودند زنده در آتش سوزاندند. زنانی را که در سرداب‌های زیر کلیسا پنهان شده بودند قصابی کردند. از کودکان ایرلندی به عنوان سپر انسانی استفاده کردند. همۀ کشیش‌ها را قلع و قمع کردند و سی مدافعِ بازمانده را به بردگی فروختند. کرامول با جدیت و صراحت تمام از خداوند سپاسگزار بود که فرصت نابودی این مرتدان بربر را به او داده است.
این روایت‌ها تکان‌دهنده‌اند اما تنها گوشه ای از خشونتِ جنگهای مذهبی را نشان می‌دهند که بیش از پنج نسل در سراسر اروپا ادامه داشت. آمارهای تقریبی حاکی از این است که جنگ‌های مذهبی ۱۰ درصد از جمعیت انگلستان ۱۵ درصد از مردم فرانسه ۳۰ درصد از اهالی آلمان و بیش از ۵۰ درصد از ساکنان بوهم را به کام مرگ فرستاد. در مقام مقایسه جنگ جهانی دوم به کشتار بیش از ۱۰ درصد مردم آلمان و شوروی انجامید.


مایکل آلن گیلسپی،
ریشه‌های الهیاتی مدرنیته،
صص218,219
ترجمه زانیار ابراهیمی،
تهران: انتشارات روزگار نو، چـ2، 1401.


@AdnanFallahi
👍11
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
تهدید جدید مغول را غازان خان حاکم ایلخانی رهبری می کرد. امپراتوری ایلخانی بیش از 35 سال توسط غیرمسلمانان اداره می شد، اما غازان به سرعت اوضاع را تغییر داد. او به اسلامِ سنّی گروید و در سال 1295 بر تخت سلطنت نشست و خود را پاسدار اسلام معرفی کرد. او ممالیک را…
فقه مالکی، برای بدعت، مجازات مرگ را تجویز می کرد و [قاضی] ابن مخلوف [مالکی] از تحمیل آن هراسی نداشت. او قبلاً در سال 1301م شخصی را به جرم اهانت به احکام الهی به اعدام محکوم کرده بود. المَنبِجی [مرشد روحی بیبرس جاشنَکر پیشکار اصلی خاندان سلطان ناصر بن قلاوون مملوکی] بدون شک ابن مخلوف را به مثابه راهی برای انتقام از ابن تیمیه می‌دید. ابن مخلوف، المنبجی را مجاب کرد و تدبیری پیش روی او نهاد. او به المنبجی توصیه کرد که به بایبرس الجشنکر معتمد خود متوسل شود تا ابن تیمیه را به اتهاماتی عقیدتی، به ویژه جسم‌گرایی (تجسیم) ـ یعنی نسبت دادن اوصاف جسمانی به خداوند ـ محاکمه کند. این همان اتهامی بود که در سال 1298م به ابن تیمیه وارد شد. ابن الدواداری تاریخ‌نگار مصری از ابن مخلوف نقل می کند که گفت: «به من خبر رسیده که [ابن تیمیه] عقول بسیاری را فاسد کرده است. او تجسیم را تایید می کند. به نظر ما [در مذهب مالکی]، هر کس از آن نظریه دفاع کند، کافر شده و باید کشته شود» (کنز الدرر وجامع الغرر 9: 144). آشکارا این نگرانی وجود داشت که تعالیم ابن تیمیه در حال گسترش به خارج از محدوده‌ی لایه‌های حوزوی است. مخالفت با ابن تیمیه، آن گونه که مورخان قرون میانی و مورخان معاصر پیش کشیده‌اند، صرفاً موضوع رقابت میان علما نبود. اختلافات ماهوی کلامی و رقابت بر سر عقاید مردم عادی در مرکز این تنش قرار داشت. المنبجی موضوع را به بایبرس الجشنکر رساند و سلطان الناصر محمد بن قلاوون نامه‌ای به دمشق فرستاد و خواستار محاکمه‌ی ابن تیمیه شد.

Jon Hoover,
Ibn Taymiyya (Makers of the Muslim World),
Oneworld Academic, 2020.


@AdnanFallahi
👍6
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
پرهیزگاری شرط رسیدن به جایگاه اجتهاد نیست. ابو المعالي الجویني (478ق)، غیاث الأُمَم في التّیاثِ الظُّلَم، ص291، الإسکندریة: دار الدعوة. @AdnanFallahi
... هر گاه ببینند که کسی متمایل به تقلید نیست و گردنش را به سمت اساس علوم بالا می‌برد و درصدد گریز از رسوب جهل است، مانند وحوش رَم می‌کنند و چونان گورخرهای رمیده صدا را در بینی خود می‌اندازند و از تفکر و نظرورزی امتناع می‌ورزند و طعنه‌زدن به کسی که در پی حقایق و زدودن مشکلات است را ترجیح می‌دهند و گروهی از علما را راضی می‌کنند که با کسی که در پی علم و فرارفتن از نادانی‌ها و پژوهش درباره‌ی حقیقتِ نظرات است، ابراز مخالفت کنند.

ابو المعالي الجویني (478ق)،
غیاث الأُمَم في التّیاثِ الظُّلَم،
ص293،
الإسکندریة: دار الدعوة.


@AdnanFallahi
👍13🤔1
🩰ایده‌‌ی ناب و ایده‌ی کمتر ناب: مورد لیبرالیسم

وقتی یک کلان‌روایت‌ یا ایدیولوژی فربه و صاحب نفوذ و پرطرفدار ـ از جمله ادیان ـ با نقدی عموما متکی بر تجربه و آزمون مواجه می‌شود، یکی از پاسخ‌ها و واکنش‌های مرسوم این است که ایده‌ی مذکور خوب اجرا نشده یا اینکه تفسیر درستی از آن ارائه نشده است. به عبارت دیگر، مدافعان ایده‌ی مورد نقد همواره فاصله‌ای بین "اصل" ایده و یکی از تجلیات تاریخی آن قائل می‌شوند تا بتوانند دستکم هسته‌ی سخت ایده را ـ با احتمالا پاره‌ای جرح و تعدیلات ـ هم‌چنان حفظ کنند. یکی از مصادیق مشهور چنین پدیده‌ای، رویکردی است که متفکران چپ، به نسبت انتقادات وارد بر نظام‌های سیاسی منتسب به مارکسیسم اتخاذ کردند که منجر به تداوم نحله‌های جدیدی از چپ (چپ نو) حتی بعد از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی شد. و البته پر بیراه نیست که حتی توفیقاتِ خط‌مشی اقتصاد چین معاصر را نیز محصول نوعی بازاندیشی در همان اصل ایده‌ی کمونیسم (چینی) بدانیم و آن را نیز ذیل عنوان "چپ نو" طبقه‌بندی کنیم. چنین منازعه‌ای بر سر مسیحیت واقعی، یهودیت واقعی، اسلام واقعی و... در برابر نسخه‌های کمتر واقعی یا حتی مخدوش از این کلان‌روایت‌ها نیز همواره وجود داشته و احتمالا وجود خواهد داشت. اما آیا در سنت لیبرالیسم هم چنین مضمونی در کار است؟
پیش از پاسخ به این پرسش باید یک نکته‌ی مهم را در نظر گرفت: مهم‌ترین دلیل برجسته شدن این منازعه‌ی بین ایده‌ی راستین و ناب در برابر نسخه‌های مخدوش یا کمترناب، اتخاذ ایده‌ی مذکور به دست یک دولت یا نهاد سیاسی و پیامدهای انتساب این ایده به آن نهاد است. برای مثال هنگامی که ما درباره‌ی سیاست لیبرال و آزمون تجربی آن سخن می‌گوییم عموما و ناخودآگاه خط‌مشی داخلی و خارجی بعضی دولت‌ها را محک سنجش ایده‌ی لیبرالیسم قرار می‌دهیم.
اما فارغ از این نکته، سخن از اختلافات تفسیری حول اندیشه‌ی لیبرالیسم و نسخه‌های متعدد آن ـ برخلاف مشهورات و متخیلات رایج ـ بحثی رایج و دامنه‌دار در سنت سیاسی غربی بوده است. برای مثال فردریش فون‌هایک در مقاله‌ی مفصل خود با عنوان "لیبرالیسم"[1] به تفاوت‌های چشمگیر بین نسخه‌های گوناگون لیبرالیسم اشاره کرده و حتی با استفاده از اوصافی چون "افراطی"(extreme) برای برخی از جریان‌های لیبرال، تمایز بین این نسخه‌ها را محل ارزش‌داوری هم قرار داده است[2]. این گسست‌ها و شکاف‌ها تا جایی عمق پیدا می‌کند که مثلا برخی از هواداران لودویگ فون‌میزس ـ از مفسران برجسته‌ی لیبرالیسم در قرن بیستم ـ با صحه گذاشتن ضمنی بر انتقادات وارد بر آنچه که ماحصل لیبرالیسم دانسته می‌شود، این اشکالات را در اصل متوجه "لیبرالیسم جعلی" می‌دانند و نه لیبرالیسم ناب و اصیل[3]؛ رویکردی که البته به خود میزس نَسب می‌برد. میزس معتقد بود که سیاست‌هایی که امروزه تحت عنوان لیبرالیسم مشهورند ـ هم در اروپا و هم در امریکا ـ عموما نسخه‌ی جعلی و تحریفی از لیبرالیسم (ناب) است[4].
ـــــــ
[1]. مشخصات کتاب‌شناختی این مقاله ـ که ما پیش‌تر بخش‌هایی از آن را در همین کانال قرار دادیم ـ به قرار زیر است:
Friedrich Hayek, New Studies in Philosophy, Politics, Economics, and the History of Ideas, pp. 119-151, Routledge, 1990.
[2]. Ibid, p. 144
[3]. نک. یادداشت آلن مندنهال (استاد دانشگاه و پژوهشگر انستیتو میزس). مندنهال در این مرور انتقادی بر کتاب مشهور پاتریک دنین ـ چرا لیبرالیسم شکست خورد؟ ـ معتقد است که دنین اساسا با یک نسخه‌ی جعلیِ لیبرالیسم (a Fake Version of Liberalism) مواجه شده است:
https://mises.org/mises-wire/deneens-why-liberalism-failed-attacks-fake-version-liberalism#footnoteref4_qGps5w3lt10U8l1QmSng9nIc6OZGcl6FfoevhBAfYA_eUY22BwMXEyX
[4]. Ludwig von Mises, Liberalism In The Classical Tradition (3th edition), pp. xvi, xvii, Translated by Ralph Raico, The Foundation for Economic Education&Cobden Press, 1985.

✍️عدنان فلّاحی


https://news.1rj.ru/str/AdnanFallahi
👍7
روزنامه‌ی اسراییلی جِروسِلم‌پست می‌گوید احمد الاحمد شهروند ۴۳ساله و عرب‌تبار اهل ادلب سوریه که در سیدنی میوه‌فروشی می‌کرده و در حادثه‌ی تیراندازی به جشن یهودیان، در عملی متهورانه یکی از مهاجمان را خلع سلاح کرده و خود نیز اکنون زخمی و در بیمارستان است را باید قهرمانی دانست که اگر جایزه‌ای تحت عنوان "نوبل نجات یهودیان" وجود می‌داشت قطعا به او تعلق می‌گرفت.
    کلیپ منتشر شده از این عمل احمد الاحمد را می‌توان در اینجا دید.


@AdnanFallahi
👍8👎3
وقد ابتليت هذه الأمة بتقديس الأموات والتسليم لهم بكل ما قالوا، ولولا أن حالة العصر أنارت بعض الأذهان وأعدتها لقبول الحقائق ورفض الخرافات لما كان لنا أن نكتب ما كتبنا، والله الهادي إلى سواء السبيل

محمد رشید رضا،
مجلة المنار،
2/545


@AdnanFallahi
👎1
بیگانه بودن واژۀ زندقه برای هر عربی که آن را می شنید، واضح بود. ساخت واژۀ آن تردیدی باقی نمی‌گذاشت که واژه ای پارسی است. زندیق مشتق است از زند تفسیر اوستا در عهد ساسانیان. مانویان به عرضه تفسیری کاملاً شخصی از عقیده زردشتی شهرت یافتند که شهرتی تردید برانگیز بود. نخست این نکته برای مسلمانان چندان اهمیت نداشت. امویان با مانویان به تسامح رفتار می کردند و حتی برای مقابله با دیوان‌سالاری دیرپای ساسانی از آنها بهره می‌گرفتند. اما وقتی عباسیان مرکز امپراتوری شام را به عراق منتقل کردند و پایتخت جدید خود بغداد را در نزدیکی ویرانه های شهر باستانی تیسفون بنا نهادند، جریان امور تغییر کرد و در سرکوبهای بعدی این اصطلاح موهن که ساسانیان ابداع کرده بودند به کار گرفته شد. بسیاری از عربها چیزی از ریشه‌شناسی آن نمی‌دانستند و خیلی زود در منابع در اشاره به هر صورتی از ارتداد به کار رفت. اما سرانجام این واژه برای نامیدن چیزی بیش از یک خطای ساده به کار رفت: برای نامیدن کفر یا بی ایمانی. به همین سبب، مجازات آن نیز می بایست چیزی می‌بود در خور ارتداد و برگشتن از دین. در این مرحله بود که متکلمان به جریان درگیری و نزاع پیوستند.
   در درجه اول فقها مسئول تعیین مجازات بودند. حال آنکه متکلمان به تعریف ارتداد و تعیین حدود و ثغور آن و ردّ ادله طرفداران آن موظف بودند...
   دیگر وقت تکفیرِ ننگین فرا رسیده بود اما منشأ بیزاری از این طرز تلقی چه بود؟ یک پاسخ همان است که پیش تر در قرآن و در عبارت «لا اکراه فی الدین» - در دین هیچ اجباری نیست - در آیه ۲۵۶ سوره بقره آمده بود. اما این استدلال در اسلام کلاسیک هرگز به کار گرفته نشده بود و آیه یاد شده نقش در خور توجهی نداشت. در عوض عامل تعیین کننده در میانه‌روی مسلمانان قرون میانه واقعه ای تاریخی بود: خارجی‌گری.


یوزف فان‌اس‌،
شکوفایی کلام اسلامی،
صص۳۴-۳۶،
ترجمه سارا مسگر،
انتشارات حکمت.


@AdnanFallahi
👍6
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
مشورت با چنین کسانی [= فقها و قضات] درباره همان مسائل احکام دین است که از آنها اطلاع دارند و آنهم بویژه در خصوص استفتا است. ولی آنها از مرحله مشاوره در کارهای سیاسی دوراند زیرا فاقد عصبیت میباشند و به احوال و احکام سیاست آشنایی ندارند و بزرگ‌داشت ایشان از…
همانا قوی‌ترین عامل آبادکردن [سرزمین‌ها]، کاستن از مقدار تکالیف [= مالیات] آبادگران ـ تا جای ممکن ـ است. بدین ترتیب است که روان افراد به سبب اطمینان از منفعت این کاستن، شور و شوق آبادکردن پیدا می‌کند.

ابن خلدون،
ديوان المبتدأ والخبر،
1/345،
بیروت: دار الفکر، 1988.


@AdnanFallahi
👍15🤔1
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
همانا برای ـ تا حد امکان ـ بسط بازارِ تحت حمایت، کوشش‌هایی رخ داد تا حتی سرزمین‌هایی که مناسب اِسکان اروپایی نبود فراچنگ آورده شوند. ما می‌توانیم آغاز امپریالیسم مدرن را اواخر دهه‌ی هفتاد قرن گذشته [= قرن نوزدهم] تاریخ‌گذاری کنیم؛ یعنی زمانی که کشورهای صنعتی…
اندیشه‌ی لیبرال همواره کل بشریت را مد نظر دارد و نه فقط بخش‌هایی از آن. این تفکر، در گروه‌های محدود متوقف نمی‌شود؛ به مرز روستا، استان، ملت یا قاره ختم نمی‌شود. اندیشه‌ی لیبرال، جهان‌وطن (cosmopolitan) و وحدت‌اُمت‌گرا (ecumenical) است: همه‌ی انسان‌ها و کل جهان را در بر می‌گیرد. لیبرالیسم، در این معنا، معادل اومانیسم است؛ و انسان لیبرال یعنی شهروندی از جهان، یک جهان‌وطن.
امروزه که ایده‌های ضِدلیبرال بر جهان حاکم‌اند، جهان‌‌وطن‌گرایی در نظر توده‌ها مشکوک است. در آلمان، میهن‌دوستانِ پرشوری (overzealous patriots) هستند که نمی‌توانند شاعران بزرگ آلمانی ـ به ویژه گوته ـ را ببخشند که چرا تفکر و احساس آن‌ها به جای محدود شدن به مرزهای ملی، یک جهت‌گیری جهان‌وطن داشت. تصور می‌شود که تضاد آشتی‌ناپذیری بین منافع ملت و منافع نوع بشر در کار است و کسی که آمال و تلاش‌های خود را متوجه رفاه کل بشریت می‌کند، منافع ملت خود را نادیده می‌گیرد. هیچ باوری نادرست‌تر از این نیست.


Ludwig von Mises,
Liberalism In The Classical Tradition (3th edition),
pp. 105,106,
Translated by Ralph Raico,
The Foundation for Economic Education&Cobden Press, 1985.
#لیبرالیسم_و_لیبرالیسم_متخیل


@AdnanFallahi
👍9🤔1
فكل قول ليس عليه برهان من كتاب الله فهو ضلالة.

الحسن البصري (110ق)،
رسالة إلی عبد الملک بن مروان (مخطوطة مكتبة كوبريللي، إسطنبول)
Manunoscript 1589. K6priiii Library, Istanbul, Turkey. Folios 428b-31b.
Now in: Suleiman Ali Mourad, Early Islam Between Myth and History: Al-hasan Al-basri (D. 110h/728ce) and the Formation on His Legacy in Classical Islamic Scholarship, p. 285, Brill Academic Pub. 2006.


@AdnanFallahi
👍8👎2
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
وقتی می‌خوانیم که یک مهماندار هواپیما به دلیل پوشیدن صلیب، یا یک پرستار به دلیل دعا در بستر بیمار خود، یا یک معلم مدرسه به سبب آموزش مخلوق بودن جهان به کلاس درسش، اخراج می‌شوند و در هیچ یک از این موارد قانون طرف قربانی را نمی گیرد، ما به سادگی سر در گریبان…
... دین مسیحی ـ که البته بسیاری از حقایق بزرگ معنوی و اخلاقی یهودیت را در بر می‌گیرد ـ بخش بنیادینی از میراث ملی ماست. و من معتقدم که آرزوی اکثریت قاطع مردم آن است که این میراث را باید حفظ و حمایت کرد [تشویق حضار]. این میراث، قرن‌ها دقیقا عصاره‌ی حیات ما بوده است. و در واقع ما ملتی هستیم که آرمان‌هایش مبتنی بر کتاب مقدس است.
هم‌چنین، درک تاریخ یا ادبیات ما بدون فهم این واقعیت، کاملاً غیرممکن است. و همین قضیه، یک استدلال قوی عملی به سود اطمینان حاصل کردن از این مسأله به دست می‌دهد که در مدرسه، آموزش کافی‌ای درباره‌ی نقشی که سنت یهودی ـ مسیحی در شکل دادن به قوانین، آداب و نهادهای ما ایفا کرده است، به دانش آموزان ارائه شود...
اما من [حتی] فراتر از این می‌روم. حقایق سنت یهودی ـ مسیحی بی‌نهایت ارزشمندند، نه فقط به سبب اینکه من اعتقاد دارم که صادقند، بلکه نیز به این دلیل که انگیزه‌ی اخلاقی‌ای را فراهم می‌کنند که می‌تواند به تنهایی به سمت صلح رهنمون شود...


Margaret Thatcher,
Speech to General Assembly of the Church of Scotland ("The Sermon on the Mound"), 1988 May 21 Sa.
https://www.margaretthatcher.org/document/107246
#محافظه‌کاری_انگلیسی


@AdnanFallahi
👍8👎4🤔1
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
در سال۱۵۲۷ هفتاد هزار هوگناتِ فرانسوی [= پروتستان‌های فرانسوی] در روز موسوم به قتل‌عام در سن‌بارتولومه، از دم تیغ گذرانده شدند. راهبان فرانسیسکنی که در موعظه‌هایشان کشتار مرتدان را مطمئن‌ترین راه رسیدن به رستگاری می‌دانستند خشنود بودند. اما پاپ گرگوری سیزدهم…
در نظر هابز، بُزدلی نه تنها رذیلت نیست بلکه سرچشمه بزرگترین فضایل است، چون ریشه در عاطفه ای دارد که خرد و علم را به حرکت وا می دارد، دو امری که برای تأمین صلح و رونق و تداوم آنها ضروری‌اند.

مایکل آلن گیلسپی،
ریشه‌های الهیاتی مدرنیته،
ص327،
ترجمه زانیار ابراهیمی،
تهران: انتشارات روزگار نو، چـ2، 1401.


@AdnanFallahi
👍11👎6
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
... بسیاری از اهل علم و سخن، و بسیاری از اهل عبادت و حال [= جذبه‌ی عرفانی] گرفتار شدند، پس چه‌بسا سخنان اینان که خلاف کتاب و سنت است... وچه‌بسا که اینان وارد جنگ‌هایی خلاف جنگ‌های واجب می‌شوند و یا در جنگ‌هایی وارد می‌شوند که متضمن امور حرام است. ابن تیمیة،…
عدالت، سر و سامان همه چیز است. پس اگر کسی امور دنیا را بر عدالت استوار کند، امر قوام می‌یابد - ولو اینکه آن شخص بهره‌ای هم از آخرت نداشته باشد؛ و هرگاه که فرد امور دنیا را بر عدالت استوار نکند، امر قوام نمی‌یابد - ولو اینکه آن شخص، ایمانی داشته باشد که در آخرت او را کفایت کند.

ابن تیمیة،
الأمر بالمعروف والنهي عن المنكر،
ص۲۹،
السعودية: وزارة الشئون الإسلامية والأوقاف والدعوة والإرشاد.


@AdnanFallahi
👍12👎1
... تمایز میان وطن‌پرستی و ناسیونالیسم واجد اهمیت است، زیرا در حالی که اولی ـ عشق به کشور ـ کاملا با اسلام سازگار است، دومی را نمی توان به آسانی با اسلام کلاسیک در سده‌های میانه منطبق ساخت... این موضوع که وطن پرستی می‌تواند کاملا متاثر از پان‌اسلامیسم باشد و به وساطت آن تقویت شود، از [ اقدامات] جمال الدین افغانی روشن می‌شود که اتحاد تمام مسلمانان را با دستاورد پیشین مربوط به استقلال سیاسی پیوند می‌زد. این واکنش وی به تعدی و دست‌اندازی اروپاییان به شرق است.

اروین روزنتال،
اندیشه‌ی سیاسی اسلام در سده‌های جدید (اسلام در دولت ملی مدرن)،
ص86،
ترجمه علی اردستانی،
تهران: نشر قومس، 1396.


@AdnanFallahi
👍8
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
دولت ترامپ بعد از بازگشت مجدد به قدرت ـ خاصه وزارت خارجه ـ در موضوع خواست آزادی بیان که در متمم اول قانون اساسی این کشور تضمین شده است (اگر محافظت از این اصل، محافظه‌کاری نیست من نمی‌دانم چه چیزی محافظه‌کاری است)، از نفوذ خود برای تلاش در راستای تحدید و تهدید…
منازعه‌ی جریان محافظه‌کاری امریکایی بر سر اینکه نسخه‌ی واقعی یا واقعی‌تر محافظه‌کاری کدام است، شدت بیشتری گرفته است. عمده‌ی اختلافات هم بر سر نسبت ایده‌ی "اول امریکا" با حمایت نامقید از دولت اسراییل است. گزارش مختصری از این منازعات در کنفرانس اخیر سازمان محافظه‌کار TPUSA - که به جنگ داخلی جنبش MAGA تعبیر شده است - را می‌توانید از اینجا بخوانید.


@AdnanFallahi
👍6