تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی – Telegram
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
2.81K subscribers
63 photos
10 videos
56 files
704 links
درباره: اسلام‌شناسی، تاریخ، اندیشه‌ی سیاسی

* صفحه‌ی من در سایت آکادمیا:
http://independent.academia.edu/AdnanFallahi
* لینک نخستین مطلب کانال:
https://news.1rj.ru/str/AdnanFallahi/2
Download Telegram
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
لوتر تاریخ را نه از منظری سکولار بلکه به شیوه ای عمیقاً الهیاتی می‌نگریست. تاریخ نه صرفاً مجموعه ای از اتفاقات بلکه برنامه‌ی از پیش تعیین‌شده‌ای بود که از خلقت تا ظهور دوباره مسیح را در بر می‌گرفت. تحلیل لوتر از وقایع جاری همواره در چارچوب جهان‌بینی فرجام…
در سال۱۵۲۷ هفتاد هزار هوگناتِ فرانسوی [= پروتستان‌های فرانسوی] در روز موسوم به قتل‌عام در سن‌بارتولومه، از دم تیغ گذرانده شدند. راهبان فرانسیسکنی که در موعظه‌هایشان کشتار مرتدان را مطمئن‌ترین راه رسیدن به رستگاری می‌دانستند خشنود بودند. اما پاپ گرگوری سیزدهم از همه خوشحال‌تر بود چون پس از دریافت سر بریده کولینی [= رهبر هوگنات‌های فرانسوی] در جعبه ای که دستور داده بود نشانی ویژه در یادبود این اتفاق بر آن ضرب کنند، سر از پا نمی‌شناخت. و سرانجام برای اینکه سبعیت‌ها را یک سویه تصور نکنید بد نیست بدانید که سپاهیان کراموِل [= پروتستان انگلیسی] در سال ۱۶۴۹ شهر درویدا در ایرلند را غارت کردند و تقریباً حتی یک نفر را زنده نگذاشتند. آنان همه کسانی را که در کلیسای جامع سن‌ماری پناه گرفته بودند زنده در آتش سوزاندند. زنانی را که در سرداب‌های زیر کلیسا پنهان شده بودند قصابی کردند. از کودکان ایرلندی به عنوان سپر انسانی استفاده کردند. همۀ کشیش‌ها را قلع و قمع کردند و سی مدافعِ بازمانده را به بردگی فروختند. کرامول با جدیت و صراحت تمام از خداوند سپاسگزار بود که فرصت نابودی این مرتدان بربر را به او داده است.
این روایت‌ها تکان‌دهنده‌اند اما تنها گوشه ای از خشونتِ جنگهای مذهبی را نشان می‌دهند که بیش از پنج نسل در سراسر اروپا ادامه داشت. آمارهای تقریبی حاکی از این است که جنگ‌های مذهبی ۱۰ درصد از جمعیت انگلستان ۱۵ درصد از مردم فرانسه ۳۰ درصد از اهالی آلمان و بیش از ۵۰ درصد از ساکنان بوهم را به کام مرگ فرستاد. در مقام مقایسه جنگ جهانی دوم به کشتار بیش از ۱۰ درصد مردم آلمان و شوروی انجامید.


مایکل آلن گیلسپی،
ریشه‌های الهیاتی مدرنیته،
صص218,219
ترجمه زانیار ابراهیمی،
تهران: انتشارات روزگار نو، چـ2، 1401.


@AdnanFallahi
👍11
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
تهدید جدید مغول را غازان خان حاکم ایلخانی رهبری می کرد. امپراتوری ایلخانی بیش از 35 سال توسط غیرمسلمانان اداره می شد، اما غازان به سرعت اوضاع را تغییر داد. او به اسلامِ سنّی گروید و در سال 1295 بر تخت سلطنت نشست و خود را پاسدار اسلام معرفی کرد. او ممالیک را…
فقه مالکی، برای بدعت، مجازات مرگ را تجویز می کرد و [قاضی] ابن مخلوف [مالکی] از تحمیل آن هراسی نداشت. او قبلاً در سال 1301م شخصی را به جرم اهانت به احکام الهی به اعدام محکوم کرده بود. المَنبِجی [مرشد روحی بیبرس جاشنَکر پیشکار اصلی خاندان سلطان ناصر بن قلاوون مملوکی] بدون شک ابن مخلوف را به مثابه راهی برای انتقام از ابن تیمیه می‌دید. ابن مخلوف، المنبجی را مجاب کرد و تدبیری پیش روی او نهاد. او به المنبجی توصیه کرد که به بایبرس الجشنکر معتمد خود متوسل شود تا ابن تیمیه را به اتهاماتی عقیدتی، به ویژه جسم‌گرایی (تجسیم) ـ یعنی نسبت دادن اوصاف جسمانی به خداوند ـ محاکمه کند. این همان اتهامی بود که در سال 1298م به ابن تیمیه وارد شد. ابن الدواداری تاریخ‌نگار مصری از ابن مخلوف نقل می کند که گفت: «به من خبر رسیده که [ابن تیمیه] عقول بسیاری را فاسد کرده است. او تجسیم را تایید می کند. به نظر ما [در مذهب مالکی]، هر کس از آن نظریه دفاع کند، کافر شده و باید کشته شود» (کنز الدرر وجامع الغرر 9: 144). آشکارا این نگرانی وجود داشت که تعالیم ابن تیمیه در حال گسترش به خارج از محدوده‌ی لایه‌های حوزوی است. مخالفت با ابن تیمیه، آن گونه که مورخان قرون میانی و مورخان معاصر پیش کشیده‌اند، صرفاً موضوع رقابت میان علما نبود. اختلافات ماهوی کلامی و رقابت بر سر عقاید مردم عادی در مرکز این تنش قرار داشت. المنبجی موضوع را به بایبرس الجشنکر رساند و سلطان الناصر محمد بن قلاوون نامه‌ای به دمشق فرستاد و خواستار محاکمه‌ی ابن تیمیه شد.

Jon Hoover,
Ibn Taymiyya (Makers of the Muslim World),
Oneworld Academic, 2020.


@AdnanFallahi
👍6
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
پرهیزگاری شرط رسیدن به جایگاه اجتهاد نیست. ابو المعالي الجویني (478ق)، غیاث الأُمَم في التّیاثِ الظُّلَم، ص291، الإسکندریة: دار الدعوة. @AdnanFallahi
... هر گاه ببینند که کسی متمایل به تقلید نیست و گردنش را به سمت اساس علوم بالا می‌برد و درصدد گریز از رسوب جهل است، مانند وحوش رَم می‌کنند و چونان گورخرهای رمیده صدا را در بینی خود می‌اندازند و از تفکر و نظرورزی امتناع می‌ورزند و طعنه‌زدن به کسی که در پی حقایق و زدودن مشکلات است را ترجیح می‌دهند و گروهی از علما را راضی می‌کنند که با کسی که در پی علم و فرارفتن از نادانی‌ها و پژوهش درباره‌ی حقیقتِ نظرات است، ابراز مخالفت کنند.

ابو المعالي الجویني (478ق)،
غیاث الأُمَم في التّیاثِ الظُّلَم،
ص293،
الإسکندریة: دار الدعوة.


@AdnanFallahi
👍13🤔1
🩰ایده‌‌ی ناب و ایده‌ی کمتر ناب: مورد لیبرالیسم

وقتی یک کلان‌روایت‌ یا ایدیولوژی فربه و صاحب نفوذ و پرطرفدار ـ از جمله ادیان ـ با نقدی عموما متکی بر تجربه و آزمون مواجه می‌شود، یکی از پاسخ‌ها و واکنش‌های مرسوم این است که ایده‌ی مذکور خوب اجرا نشده یا اینکه تفسیر درستی از آن ارائه نشده است. به عبارت دیگر، مدافعان ایده‌ی مورد نقد همواره فاصله‌ای بین "اصل" ایده و یکی از تجلیات تاریخی آن قائل می‌شوند تا بتوانند دستکم هسته‌ی سخت ایده را ـ با احتمالا پاره‌ای جرح و تعدیلات ـ هم‌چنان حفظ کنند. یکی از مصادیق مشهور چنین پدیده‌ای، رویکردی است که متفکران چپ، به نسبت انتقادات وارد بر نظام‌های سیاسی منتسب به مارکسیسم اتخاذ کردند که منجر به تداوم نحله‌های جدیدی از چپ (چپ نو) حتی بعد از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی شد. و البته پر بیراه نیست که حتی توفیقاتِ خط‌مشی اقتصاد چین معاصر را نیز محصول نوعی بازاندیشی در همان اصل ایده‌ی کمونیسم (چینی) بدانیم و آن را نیز ذیل عنوان "چپ نو" طبقه‌بندی کنیم. چنین منازعه‌ای بر سر مسیحیت واقعی، یهودیت واقعی، اسلام واقعی و... در برابر نسخه‌های کمتر واقعی یا حتی مخدوش از این کلان‌روایت‌ها نیز همواره وجود داشته و احتمالا وجود خواهد داشت. اما آیا در سنت لیبرالیسم هم چنین مضمونی در کار است؟
پیش از پاسخ به این پرسش باید یک نکته‌ی مهم را در نظر گرفت: مهم‌ترین دلیل برجسته شدن این منازعه‌ی بین ایده‌ی راستین و ناب در برابر نسخه‌های مخدوش یا کمترناب، اتخاذ ایده‌ی مذکور به دست یک دولت یا نهاد سیاسی و پیامدهای انتساب این ایده به آن نهاد است. برای مثال هنگامی که ما درباره‌ی سیاست لیبرال و آزمون تجربی آن سخن می‌گوییم عموما و ناخودآگاه خط‌مشی داخلی و خارجی بعضی دولت‌ها را محک سنجش ایده‌ی لیبرالیسم قرار می‌دهیم.
اما فارغ از این نکته، سخن از اختلافات تفسیری حول اندیشه‌ی لیبرالیسم و نسخه‌های متعدد آن ـ برخلاف مشهورات و متخیلات رایج ـ بحثی رایج و دامنه‌دار در سنت سیاسی غربی بوده است. برای مثال فردریش فون‌هایک در مقاله‌ی مفصل خود با عنوان "لیبرالیسم"[1] به تفاوت‌های چشمگیر بین نسخه‌های گوناگون لیبرالیسم اشاره کرده و حتی با استفاده از اوصافی چون "افراطی"(extreme) برای برخی از جریان‌های لیبرال، تمایز بین این نسخه‌ها را محل ارزش‌داوری هم قرار داده است[2]. این گسست‌ها و شکاف‌ها تا جایی عمق پیدا می‌کند که مثلا برخی از هواداران لودویگ فون‌میزس ـ از مفسران برجسته‌ی لیبرالیسم در قرن بیستم ـ با صحه گذاشتن ضمنی بر انتقادات وارد بر آنچه که ماحصل لیبرالیسم دانسته می‌شود، این اشکالات را در اصل متوجه "لیبرالیسم جعلی" می‌دانند و نه لیبرالیسم ناب و اصیل[3]؛ رویکردی که البته به خود میزس نَسب می‌برد. میزس معتقد بود که سیاست‌هایی که امروزه تحت عنوان لیبرالیسم مشهورند ـ هم در اروپا و هم در امریکا ـ عموما نسخه‌ی جعلی و تحریفی از لیبرالیسم (ناب) است[4].
ـــــــ
[1]. مشخصات کتاب‌شناختی این مقاله ـ که ما پیش‌تر بخش‌هایی از آن را در همین کانال قرار دادیم ـ به قرار زیر است:
Friedrich Hayek, New Studies in Philosophy, Politics, Economics, and the History of Ideas, pp. 119-151, Routledge, 1990.
[2]. Ibid, p. 144
[3]. نک. یادداشت آلن مندنهال (استاد دانشگاه و پژوهشگر انستیتو میزس). مندنهال در این مرور انتقادی بر کتاب مشهور پاتریک دنین ـ چرا لیبرالیسم شکست خورد؟ ـ معتقد است که دنین اساسا با یک نسخه‌ی جعلیِ لیبرالیسم (a Fake Version of Liberalism) مواجه شده است:
https://mises.org/mises-wire/deneens-why-liberalism-failed-attacks-fake-version-liberalism#footnoteref4_qGps5w3lt10U8l1QmSng9nIc6OZGcl6FfoevhBAfYA_eUY22BwMXEyX
[4]. Ludwig von Mises, Liberalism In The Classical Tradition (3th edition), pp. xvi, xvii, Translated by Ralph Raico, The Foundation for Economic Education&Cobden Press, 1985.

✍️عدنان فلّاحی


https://news.1rj.ru/str/AdnanFallahi
👍7
روزنامه‌ی اسراییلی جِروسِلم‌پست می‌گوید احمد الاحمد شهروند ۴۳ساله و عرب‌تبار اهل ادلب سوریه که در سیدنی میوه‌فروشی می‌کرده و در حادثه‌ی تیراندازی به جشن یهودیان، در عملی متهورانه یکی از مهاجمان را خلع سلاح کرده و خود نیز اکنون زخمی و در بیمارستان است را باید قهرمانی دانست که اگر جایزه‌ای تحت عنوان "نوبل نجات یهودیان" وجود می‌داشت قطعا به او تعلق می‌گرفت.
    کلیپ منتشر شده از این عمل احمد الاحمد را می‌توان در اینجا دید.


@AdnanFallahi
👍8👎3
وقد ابتليت هذه الأمة بتقديس الأموات والتسليم لهم بكل ما قالوا، ولولا أن حالة العصر أنارت بعض الأذهان وأعدتها لقبول الحقائق ورفض الخرافات لما كان لنا أن نكتب ما كتبنا، والله الهادي إلى سواء السبيل

محمد رشید رضا،
مجلة المنار،
2/545


@AdnanFallahi
👎1
بیگانه بودن واژۀ زندقه برای هر عربی که آن را می شنید، واضح بود. ساخت واژۀ آن تردیدی باقی نمی‌گذاشت که واژه ای پارسی است. زندیق مشتق است از زند تفسیر اوستا در عهد ساسانیان. مانویان به عرضه تفسیری کاملاً شخصی از عقیده زردشتی شهرت یافتند که شهرتی تردید برانگیز بود. نخست این نکته برای مسلمانان چندان اهمیت نداشت. امویان با مانویان به تسامح رفتار می کردند و حتی برای مقابله با دیوان‌سالاری دیرپای ساسانی از آنها بهره می‌گرفتند. اما وقتی عباسیان مرکز امپراتوری شام را به عراق منتقل کردند و پایتخت جدید خود بغداد را در نزدیکی ویرانه های شهر باستانی تیسفون بنا نهادند، جریان امور تغییر کرد و در سرکوبهای بعدی این اصطلاح موهن که ساسانیان ابداع کرده بودند به کار گرفته شد. بسیاری از عربها چیزی از ریشه‌شناسی آن نمی‌دانستند و خیلی زود در منابع در اشاره به هر صورتی از ارتداد به کار رفت. اما سرانجام این واژه برای نامیدن چیزی بیش از یک خطای ساده به کار رفت: برای نامیدن کفر یا بی ایمانی. به همین سبب، مجازات آن نیز می بایست چیزی می‌بود در خور ارتداد و برگشتن از دین. در این مرحله بود که متکلمان به جریان درگیری و نزاع پیوستند.
   در درجه اول فقها مسئول تعیین مجازات بودند. حال آنکه متکلمان به تعریف ارتداد و تعیین حدود و ثغور آن و ردّ ادله طرفداران آن موظف بودند...
   دیگر وقت تکفیرِ ننگین فرا رسیده بود اما منشأ بیزاری از این طرز تلقی چه بود؟ یک پاسخ همان است که پیش تر در قرآن و در عبارت «لا اکراه فی الدین» - در دین هیچ اجباری نیست - در آیه ۲۵۶ سوره بقره آمده بود. اما این استدلال در اسلام کلاسیک هرگز به کار گرفته نشده بود و آیه یاد شده نقش در خور توجهی نداشت. در عوض عامل تعیین کننده در میانه‌روی مسلمانان قرون میانه واقعه ای تاریخی بود: خارجی‌گری.


یوزف فان‌اس‌،
شکوفایی کلام اسلامی،
صص۳۴-۳۶،
ترجمه سارا مسگر،
انتشارات حکمت.


@AdnanFallahi
👍6
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
مشورت با چنین کسانی [= فقها و قضات] درباره همان مسائل احکام دین است که از آنها اطلاع دارند و آنهم بویژه در خصوص استفتا است. ولی آنها از مرحله مشاوره در کارهای سیاسی دوراند زیرا فاقد عصبیت میباشند و به احوال و احکام سیاست آشنایی ندارند و بزرگ‌داشت ایشان از…
همانا قوی‌ترین عامل آبادکردن [سرزمین‌ها]، کاستن از مقدار تکالیف [= مالیات] آبادگران ـ تا جای ممکن ـ است. بدین ترتیب است که روان افراد به سبب اطمینان از منفعت این کاستن، شور و شوق آبادکردن پیدا می‌کند.

ابن خلدون،
ديوان المبتدأ والخبر،
1/345،
بیروت: دار الفکر، 1988.


@AdnanFallahi
👍15🤔1
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
همانا برای ـ تا حد امکان ـ بسط بازارِ تحت حمایت، کوشش‌هایی رخ داد تا حتی سرزمین‌هایی که مناسب اِسکان اروپایی نبود فراچنگ آورده شوند. ما می‌توانیم آغاز امپریالیسم مدرن را اواخر دهه‌ی هفتاد قرن گذشته [= قرن نوزدهم] تاریخ‌گذاری کنیم؛ یعنی زمانی که کشورهای صنعتی…
اندیشه‌ی لیبرال همواره کل بشریت را مد نظر دارد و نه فقط بخش‌هایی از آن. این تفکر، در گروه‌های محدود متوقف نمی‌شود؛ به مرز روستا، استان، ملت یا قاره ختم نمی‌شود. اندیشه‌ی لیبرال، جهان‌وطن (cosmopolitan) و وحدت‌اُمت‌گرا (ecumenical) است: همه‌ی انسان‌ها و کل جهان را در بر می‌گیرد. لیبرالیسم، در این معنا، معادل اومانیسم است؛ و انسان لیبرال یعنی شهروندی از جهان، یک جهان‌وطن.
امروزه که ایده‌های ضِدلیبرال بر جهان حاکم‌اند، جهان‌‌وطن‌گرایی در نظر توده‌ها مشکوک است. در آلمان، میهن‌دوستانِ پرشوری (overzealous patriots) هستند که نمی‌توانند شاعران بزرگ آلمانی ـ به ویژه گوته ـ را ببخشند که چرا تفکر و احساس آن‌ها به جای محدود شدن به مرزهای ملی، یک جهت‌گیری جهان‌وطن داشت. تصور می‌شود که تضاد آشتی‌ناپذیری بین منافع ملت و منافع نوع بشر در کار است و کسی که آمال و تلاش‌های خود را متوجه رفاه کل بشریت می‌کند، منافع ملت خود را نادیده می‌گیرد. هیچ باوری نادرست‌تر از این نیست.


Ludwig von Mises,
Liberalism In The Classical Tradition (3th edition),
pp. 105,106,
Translated by Ralph Raico,
The Foundation for Economic Education&Cobden Press, 1985.
#لیبرالیسم_و_لیبرالیسم_متخیل


@AdnanFallahi
👍9🤔1
فكل قول ليس عليه برهان من كتاب الله فهو ضلالة.

الحسن البصري (110ق)،
رسالة إلی عبد الملک بن مروان (مخطوطة مكتبة كوبريللي، إسطنبول)
Manunoscript 1589. K6priiii Library, Istanbul, Turkey. Folios 428b-31b.
Now in: Suleiman Ali Mourad, Early Islam Between Myth and History: Al-hasan Al-basri (D. 110h/728ce) and the Formation on His Legacy in Classical Islamic Scholarship, p. 285, Brill Academic Pub. 2006.


@AdnanFallahi
👍8👎2
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
وقتی می‌خوانیم که یک مهماندار هواپیما به دلیل پوشیدن صلیب، یا یک پرستار به دلیل دعا در بستر بیمار خود، یا یک معلم مدرسه به سبب آموزش مخلوق بودن جهان به کلاس درسش، اخراج می‌شوند و در هیچ یک از این موارد قانون طرف قربانی را نمی گیرد، ما به سادگی سر در گریبان…
... دین مسیحی ـ که البته بسیاری از حقایق بزرگ معنوی و اخلاقی یهودیت را در بر می‌گیرد ـ بخش بنیادینی از میراث ملی ماست. و من معتقدم که آرزوی اکثریت قاطع مردم آن است که این میراث را باید حفظ و حمایت کرد [تشویق حضار]. این میراث، قرن‌ها دقیقا عصاره‌ی حیات ما بوده است. و در واقع ما ملتی هستیم که آرمان‌هایش مبتنی بر کتاب مقدس است.
هم‌چنین، درک تاریخ یا ادبیات ما بدون فهم این واقعیت، کاملاً غیرممکن است. و همین قضیه، یک استدلال قوی عملی به سود اطمینان حاصل کردن از این مسأله به دست می‌دهد که در مدرسه، آموزش کافی‌ای درباره‌ی نقشی که سنت یهودی ـ مسیحی در شکل دادن به قوانین، آداب و نهادهای ما ایفا کرده است، به دانش آموزان ارائه شود...
اما من [حتی] فراتر از این می‌روم. حقایق سنت یهودی ـ مسیحی بی‌نهایت ارزشمندند، نه فقط به سبب اینکه من اعتقاد دارم که صادقند، بلکه نیز به این دلیل که انگیزه‌ی اخلاقی‌ای را فراهم می‌کنند که می‌تواند به تنهایی به سمت صلح رهنمون شود...


Margaret Thatcher,
Speech to General Assembly of the Church of Scotland ("The Sermon on the Mound"), 1988 May 21 Sa.
https://www.margaretthatcher.org/document/107246
#محافظه‌کاری_انگلیسی


@AdnanFallahi
👍8👎4🤔1
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
در سال۱۵۲۷ هفتاد هزار هوگناتِ فرانسوی [= پروتستان‌های فرانسوی] در روز موسوم به قتل‌عام در سن‌بارتولومه، از دم تیغ گذرانده شدند. راهبان فرانسیسکنی که در موعظه‌هایشان کشتار مرتدان را مطمئن‌ترین راه رسیدن به رستگاری می‌دانستند خشنود بودند. اما پاپ گرگوری سیزدهم…
در نظر هابز، بُزدلی نه تنها رذیلت نیست بلکه سرچشمه بزرگترین فضایل است، چون ریشه در عاطفه ای دارد که خرد و علم را به حرکت وا می دارد، دو امری که برای تأمین صلح و رونق و تداوم آنها ضروری‌اند.

مایکل آلن گیلسپی،
ریشه‌های الهیاتی مدرنیته،
ص327،
ترجمه زانیار ابراهیمی،
تهران: انتشارات روزگار نو، چـ2، 1401.


@AdnanFallahi
👍11👎6
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
... بسیاری از اهل علم و سخن، و بسیاری از اهل عبادت و حال [= جذبه‌ی عرفانی] گرفتار شدند، پس چه‌بسا سخنان اینان که خلاف کتاب و سنت است... وچه‌بسا که اینان وارد جنگ‌هایی خلاف جنگ‌های واجب می‌شوند و یا در جنگ‌هایی وارد می‌شوند که متضمن امور حرام است. ابن تیمیة،…
عدالت، سر و سامان همه چیز است. پس اگر کسی امور دنیا را بر عدالت استوار کند، امر قوام می‌یابد - ولو اینکه آن شخص بهره‌ای هم از آخرت نداشته باشد؛ و هرگاه که فرد امور دنیا را بر عدالت استوار نکند، امر قوام نمی‌یابد - ولو اینکه آن شخص، ایمانی داشته باشد که در آخرت او را کفایت کند.

ابن تیمیة،
الأمر بالمعروف والنهي عن المنكر،
ص۲۹،
السعودية: وزارة الشئون الإسلامية والأوقاف والدعوة والإرشاد.


@AdnanFallahi
👍12👎1
... تمایز میان وطن‌پرستی و ناسیونالیسم واجد اهمیت است، زیرا در حالی که اولی ـ عشق به کشور ـ کاملا با اسلام سازگار است، دومی را نمی توان به آسانی با اسلام کلاسیک در سده‌های میانه منطبق ساخت... این موضوع که وطن پرستی می‌تواند کاملا متاثر از پان‌اسلامیسم باشد و به وساطت آن تقویت شود، از [ اقدامات] جمال الدین افغانی روشن می‌شود که اتحاد تمام مسلمانان را با دستاورد پیشین مربوط به استقلال سیاسی پیوند می‌زد. این واکنش وی به تعدی و دست‌اندازی اروپاییان به شرق است.

اروین روزنتال،
اندیشه‌ی سیاسی اسلام در سده‌های جدید (اسلام در دولت ملی مدرن)،
ص86،
ترجمه علی اردستانی،
تهران: نشر قومس، 1396.


@AdnanFallahi
👍8
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
دولت ترامپ بعد از بازگشت مجدد به قدرت ـ خاصه وزارت خارجه ـ در موضوع خواست آزادی بیان که در متمم اول قانون اساسی این کشور تضمین شده است (اگر محافظت از این اصل، محافظه‌کاری نیست من نمی‌دانم چه چیزی محافظه‌کاری است)، از نفوذ خود برای تلاش در راستای تحدید و تهدید…
منازعه‌ی جریان محافظه‌کاری امریکایی بر سر اینکه نسخه‌ی واقعی یا واقعی‌تر محافظه‌کاری کدام است، شدت بیشتری گرفته است. عمده‌ی اختلافات هم بر سر نسبت ایده‌ی "اول امریکا" با حمایت نامقید از دولت اسراییل است. گزارش مختصری از این منازعات در کنفرانس اخیر سازمان محافظه‌کار TPUSA - که به جنگ داخلی جنبش MAGA تعبیر شده است - را می‌توانید از اینجا بخوانید.


@AdnanFallahi
👍6
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
اندیشه‌ی لیبرال همواره کل بشریت را مد نظر دارد و نه فقط بخش‌هایی از آن. این تفکر، در گروه‌های محدود متوقف نمی‌شود؛ به مرز روستا، استان، ملت یا قاره ختم نمی‌شود. اندیشه‌ی لیبرال، جهان‌وطن (cosmopolitan) و وحدت‌اُمت‌گرا (ecumenical) است: همه‌ی انسان‌ها و کل…
وقتی در حکومتی مردمی، معلوم می‌شود مرزهای کشور ـ آن‌گونه که در جریان تاریخ شکل گرفته و در زمان گذار به لیبرالیسم برقرار شده است ـ دیگر با اراده سیاسی شهروندان مطابقت ندارد، این مرزها باید طبق نتایج همه‌پرسی‌هایی که بیان‌کننده‌ی ارادهٔ شهروندان است به شکل صلح‌آمیز تغییر کند. وقتی خواست شهروندانِ یک منطقه مبنی بر این که به کشور دیگری غیر از کشور کنونی‌شان تعلق داشته باشند، به شکل واضحی اعلام شد باید این امکان وجود داشته باشد که مرزهای کشوری جابجا شود...
بنابراین حق تعیین سرنوشت در مورد مسئلهٔ تعلق به کشور به این معناست که وقتی ساکنان منطقه‌ای ـ چه یک روستا باشد و چه یک منطقه یا مجموعه‌ای از مناطق به هم پیوسته ـ در همه‌پرسی‌هایی بدون اِعمال نفوذ بیرونی اعلام کرده باشند نمی‌خواهند متعلق به کشوری بمانند که هم‌اکنون به آن تعلق دارند بلکه می‌خواهند کشوری مستقل تشکیل دهند یا خواستار تعلق به کشور دیگری‌اند، باید این خواسته محترم شمرده شود. تنها این راه می‌تواند به شکل مؤثری از جنگهای داخلی، انقلاب‌ها و جنگ‌ها میان کشورها جلوگیری کند.


لودویگ فون‌میزس،
لیبرالیسم،
ترجمه مهدی تدینی،
تهران: بنگاه ترجمه و نشر کتاب پارسه، 1401.
نسخه‌ی الکترونیکی
#لیبرالیسم_و_لیبرالیسم_متخیل


@AdnanFallahi
👎11👍6
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
🩰ایده‌‌ی ناب و ایده‌ی کمتر ناب: مورد لیبرالیسم وقتی یک کلان‌روایت‌ یا ایدیولوژی فربه و صاحب نفوذ و پرطرفدار ـ از جمله ادیان ـ با نقدی عموما متکی بر تجربه و آزمون مواجه می‌شود، یکی از پاسخ‌ها و واکنش‌های مرسوم این است که ایده‌ی مذکور خوب اجرا نشده یا اینکه…
🩰ایده‌‌ی ناب و ایده‌ی کمتر ناب: مورد محافظه‌کاری (روایت میلتون فریدمن)

   نه تنها در منازعه بر سر فهم لیبرالیسم واقعی - در برابر نسخه‌های کمتر واقعی یا کاملا مجعول - بلکه درباره‌ی مفهوم و مصداق ایده‌ی محافظه‌کاری هم اختلافات چشمگیری در کار است. میلتون فریدمن اقتصاددان مشهور امریکایی برنده‌ی جایزه‌ی نوبل اقتصاد و ازمدافعان سرسخت اقتصاد موسوم به بازار آزاد در مصاحبه‌ای که در دسامبر ۱۹۷۵ با مجله‌ی اکونومیست انجام داده است می‌گوید:
آن‌گونه که من زبان انگلیسی را می‌فهمم، محافظه‌کار به معنای محافظت و نگهداری از اشیاء به همان شکلی است که هستند. من نمی‌خواهم چیزها را همان‌طور که هستند نگه دارم. محافظه‌کاران واقعی امروزه افرادی هستند که هوادار دولت همواره بزرگترند"[۱].

   بنابراین فریدمن در اینجا این انگاره‌ی مشهور که اندیشه‌ی محافظه‌کاری معادل با دولت کمینه و حداقل دخالت‌ها در حوزه‌ی اقتصاد است را به چالش کشیده و آن را انگاره‌ای غیر واقعی و متخیل (imagined) می‌داند.
ـــــــ
ارجاعات:
[۱]. https://www.thirteen.org/openmind-archive/public-affairs/living-within-our-means/


@AdnanFallahi
👍6👎4🤔1
یکی از اشتباهات بزرگ این است که سیاست‌ها و برنامه‌ها را به جای اینکه بر اساس نتایج‌شان بسنجیم، بر مبنای نیت‌های [عاملان]شان قضاوت کنیم.

میلتون فریدمن (اقتصاددان و برنده‌ی نوبل اقتصاد 1976)
https://www.thirteen.org/openmind-archive/public-affairs/living-within-our-means/


@AdnanFallahi
👍13🤔1
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
اگر فرتوتی و فرسودگی (بحران و انحطاط) به دولتی راه یابد به هیچ‌رو برطرف نمی‌شود. ابن خلدون، مقدِّمه، 1/566، ترجمه محمد پروین گنابادی، انتشارات علمی و فرهنگی، چـ4، 1362. @AdnanFallahi
باید دانست که سیاست عقلی که آنرا یادآور شدیم بر دو گونه است: یکی آنکه در آن مصالح «مردم» بطور عموم و مصالح پادشاه در استقامت نگاه داشتن ملک او بخصوص مراعات شود و این سیاست به ایرانیان اختصاص داشت و متکی بر روش حکمت بود. و البته خدای تعالی ما را از آن در مذهب اسلام و در دوران خلافت بی نیاز کرده است... گونۀ دوم اینست که در آن مصلحت سلطان و کیفیت استوار شدن پادشاهی از راه قهر و غلبه و دست‌درازی مراعات میشود و مصالح عمومی در این روش، متفرع بر مصالح سلطان است و این سیاست از آن دیگر پادشاهان جهان خواه مسلمان یا کافر است...

ابن خلدون،
مقدِّمه،
1/590،591،
ترجمه محمد پروین گنابادی،
انتشارات علمی و فرهنگی، چـ4، 1362.


@AdnanFallahi
👍5
تـُراث📚کانال عدنان فلّاحی
در میان نظم نوین جوامع دموکراتیک مهم‌ترین عنصر مورد توجه، مذهب است. [الکسی دو]توکویل در آمریکا به‌خوبی نسبت به‌اين موضوع آگاه شد. جامعه‌ی دموکرات بی‌شک به ساده‌سازی مذهب می‌پردازند. اما مذهب همچنان می‌تواند به‌عنوان نیرویی پایدار باقی مانده و به مقابله با…
من معتقدم که ایمان و مذهب نقش مهمی ـ و همیشه هم نقش داشته است ـ در زندگی سیاسی ملت ما ایفا می کند و کلیسا ـ و مرادم همه‌ی کلیساها و همه‌ی فرقه‌ها[ی مسیحی] است ـ تأثیر سترگی بر دولت داشته است. و این جریان، به سود ما ـ به مثابه یک ملت ـ عمل کرده است.
کسانی که کشور ما را ایجاد کردند ـ پدران و مادران بنیانگذار [امریکا] ـ فهمیدند که یک نظم الهی در کار است که از نظم انسانی فراتر می‌رود. آنها دولت را در واقع نوعی نظم اخلاقی می‌دانستند و احساس می‌کردند که شالوده‌ی نظم اخلاقی‌، دین است.


Ronald Reagan,
Remarks at an Ecumenical Prayer Breakfast in Dallas, Texas (August 23, 1984)
https://www.reaganlibrary.gov/archives/speech/remarks-ecumenical-prayer-breakfast-dallas-texas
#محافظه‌کاری_امریکایی


@AdnanFallahi
👍4👎1