احسان‌نامه – Telegram
احسان‌نامه
7.93K subscribers
3.35K photos
558 videos
104 files
1.43K links
برگزیده‌ها، خوانده‌ها و نوشته‌های یک احسان رضایی. اینجا یادداشت‌ها، مقالات و داستان‌هایم را در معرض دل و دیده شما می‌گذارم، خبر کتاب‌ها و کارهایم را می‌دهم و از کتابهایی که خوانده‌ام می‌گویم، شاید قبول طبع مردم صاحب‌نظر شود
Download Telegram
📙کتاب «آداب کتابخواری» مجموعه یادداشتها و تأملاتی است در باب خواندن و بلکه بسیار خواندن. در حد وسع و سواد و توانم سعی کردم کتاب طوری شود که به کار همۀ کسانی که به این فن شریف علاقمند هستند، افرادی که می‌خواهند در آینده کتابخوان حرفه‌ای بشوند، گروه‌هایی که همین حالا حلقه و باشگاه کتابخوانی دارند، ... و آنهایی که مدام می‌پرسند چند کتابی که باید پیش از مردن خواند؟ ... بیاید. قبل از سفارش کتاب از فروشگاه‌های حقیقی یا مجازی (مثل ایران کتاب یا کتابرسان)، مقدمۀ کتاب را در اینجا بخوانید تا با محتوایش بیشتر آشنا شوید:
@ehsanname
✍️در طول تاریخ، کسانی بوده‌اند که جدی جدی کتاب را می‌خوردند. یعنی موریانه‌وار، با میل و رغبت صفحات کتاب را می‌کندند و به نیش می‌کشیدند و کاری هم به توانایی معده در هضم سلولز کاغذ نداشتند. چند مورد از این اتفاق در مجلات پزشکی دنیا ثبت و ضبط شده است. همین اواخر، در سال ۲۰۱۷ یک کمدین آمریکایی (به نام جامی لوفتوس) رمان «شوخی بی‌پایان» دیوید فاستر والاس را که به حجم زیاد و ساختار آشفته‌اش معروف است، جلوی دوربین‌ها خورد. یک مورد بامزه هم ماجرای مِنِلیک دوم، امپراتور اتیوپی است. او در اواخر عمر و بعد از پشت سر گذاشتن چند حمله قلبی، حسابی ضعیف شده بود و خیال می‌کرد با خوردن انجیل، می‌تواند خودش را شفا دهد. عاقبت جناب امپراتور در دسامبر ۱۹۱۳، پس از یک حمله قلبی دیگر و هنگام تلاش برای خوردن انجیل مرد.
طبیعتاً مخاطب ما در این کتاب، این دوستان نیستند. با آنهایی که کتاب یک نویسنده را به زور و برای تنبیه به خورد خودش می‌دادند (مجازاتی محبوب در اروپای قرن هفدهم) هم کاری نداریم. این کتاب، برای آنهاست که مفهوم خوردن یا بلعیدن را به معنای استعاریِ تلاش برای نزدیک شدن بیشتر به چیزی و بهره‌برداری حداکثری از آن استفاده می‌کنند. آنچه که در این کتاب می‌خوانید، خاطرات و تأملات یک کتابخوار با همین معنای اخیر است که آنها را با بقیه دوستداران کتاب و کتابخوانی و مطالعه به اشتراک گذاشته است.
در دهه‌های مختلف عمر، خواننده، خریدار، نویسنده، ویراستار، خبرنگار، مسئول تبلیغ و ... سایر شغل‌های مرتبط با کتاب بوده‌ام و همۀ خاطرات کتابی من اینها نیست. می‌شد حرفهای بیشتری هم در مورد کتابها زد، اما به تجربه دیده‌ام که این سی یادداشت و روایت، مهمترین موضوعاتی هستند که هر کتابخوان حرفه‌ای با آنها مواجه بوده یا خواهد شد. بعضی از موارد مثل تشخیص قیمت کتاب، پیدا کردن کتاب مناسب یا موضوع امانت دادن، شمول بیشتری دارد و برای همین مفصلتر هستند، بعضی از موارد هم در دل یادداشت‌ها و حرفهای دیگر بیان شده‌اند. اما به هر حال، تمام این موضوعات آن مقدار اهمیت دارند تا هر کسی که دوست دارد بیشتر و بهتر بخواند، در موردشان فکر کند.
مطالب کتاب هم به همدیگر پیوسته هستند، هم هر کدام را به تنهایی و فال قال می‌شود خواند. خیلی واضح و بدیهی است که نظر همۀ خوانندگان در مورد تمام مطالب این کتاب یکسان نباشد. مثلاً حدس می‌زنم یادداشت حاشیه‌نویسی بر کتاب از همین دسته باشد و افراد دیگری هستند که برخلاف من که دوست دارم کتابهایم را تر و تمیز نگه دارم، نوشتن در کتاب یا خط کشیدن داخل صفحات را دوست می‌دارند و از آن دفاع می‌کنند. این، اتفاق مبارکی است که نظرات متفاوت در این مورد، و در هر مورد دیگری، طرح شود. هدف اصلی کتابخوانی و کتابخواری، همین پیدا کردن دیدگاه شخصی در مورد موضوعات متفاوت است. به گمانم یکی از مشکلات اصلی امر کتاب در کشور و جامعه ما، این است که در مورد کتابها کمتر از سایر امور با هم حرف می‌زنیم. امیدوارم مطالب این کتاب، فتح بابی برای گفتگو در همین موضوعات باشند.
این کتاب را پس از دو سه جلسه گفتگو با یک کتابخوار دیگر، جناب مهدی قزلی، مدیر نشر جام‌جم نوشته‌ام. چندتایی از یادداشت‌ها قبلاً در مطبوعات منتشر شده بودند که برای قرار گرفتن در یک مجموعه، بازخوانی و به‌روز شدند. کتاب را به همۀ آنهایی تقدیم می‌کنم که همیشۀ خدا، آن ته مه‌های دلشان شوقِ خواندن و خوردن یک کتاب دیگر دارند.
«آداب کتابخواری»، احسان رضایی، نشر جام‌جم
@ehsanname
📚رمان خواندن با بیل گیتس
@ehsanname
بیل گیتس، غول دنیای دیجیتال، از آن کتابخوان‌های حرفه‌ای است که از سال ۲۰۱۰ دارد هر تابستان و زمستان یک لیست کتاب پیشنهادی از بهترین خوانده‌های خودش ارایه می‌دهد و معمولاً این کتابها پرفروش هم می‌شوند. تعداد این کتابهای پیشنهادی در این یازده سال خودش یک کتابخانه بزرگ با ۲۲۰ عنوان کتاب شده. فهرست پیشنهادی او اغلب درباره آثاری است که مفاهیم و موضوعاتی مثل ثروت، ناعدالتی، و کمک‌های خارجی را پوشش می‌دهد. اما او تعدادی داستان هم معرفی کرده، داستان‌هایی که برای یک آدم غیرداستان‌خوان جذاب بوده. (بیل گیتس البته یک دوست داستان‌نویس هم دارد: نیل استیونسون، کسی که در سال ۱۹۹۲ در داستان «سقوط برف»ش یک دنیای مجازیِ سه بعدی و متشکل از آواتارهای افراد به نام «متاورس» را توصیف کرده بود، اصطلاحی که امروزه برای توصیف آیندۀ اینترنت استفاده می‌شود.) داستان‌های محبوب بیل گیتس طیف وسیعی از سوژه‌ها را پوشش می‌دهند و داستان‌های علمی-تخیلی کمی در آنهاست. از بین رمان‌های پیشنهادی گیتس، فهرست آنهایی که به فارسی ترجمه شده‌اند، از این قرار است:
@ehsanname
🔹«آسوده از جنگ» جان نولز (ترجمه امیر رئیس اوژن، انتشارات راه معاصر) ماجرای دو پسر در یک مدرسۀ شبانه‌روزی که جنگ جهانی دوم دنیایشان را زیر و رو می‌کند
🔸«پروژه هیل مری» اندی وییر (ترجمل حسین شهرابی، کتابسرای تندیس) رمانی علمی-تخیلی دربارۀ فضانوردی که باید جلوی مرگ خورشید را بگیرد
🔹سه‌گانۀ «بازی‌های گرسنگی» سوزان کالینز (با عنوان‌های «عطش مبارزه» «اشتعال» و «زاغ مقلّد» - ترجمه شبنم سعادت، نشر افراز) داستانی پساآخرالزمانی که در آن آمریکا به یک منطقۀ حکومتی ثروتمند و دوازده بخش فقیر تقسیم شده و در رویدادی سالانه، یک نماینده از هر بخش باید در مسابقه‌ای تا سرحد مرگ شرکت کند
🔸سه‌گانۀ «پروژه رُزی»، «تاثیر/ پدیده رُزی» و «نتیجه رُزی» گریم سیمسیون (سه جلدش با ترجمۀ نرگس جلالتی، کتابسرای تندیس/ دو جلد اولش با ترجمۀ مهدی نسرین، نشر مرکز) یک پروفسور ژنتیک که هیچ‌وقت قرارهایش به نوبت دوم نرسیده «پروژۀ همسریابی» را کلید می‌زند
🔹«تا چشم کار می‌کند لاک‌پشت‌» جان گرین (ترجمۀ شهره نورصالحی، نشر پیدایش) دو نوجوان دارند سعی می‌کنند معمای میلیارد گمشده‌ای را حل کنند، و این وسط مفاهیمی مثل وسواس و عشق هم مطرح می‌شود (سه ترجمۀ دیگر با عنوان‌های «زمین بر پشت/ دوش لاک‌پشت‌ها» و «لاک‌پشت رو لاک‌پشت» هم دارد)
🔸«تاج جنگل» ریچارد پاورز (ترجمه جواد همایون‌پور، نشر یوبان) نُه شخصیت مختلف با مهارت‌های متفاوت شیفتۀ شکوه درختان می‌شوند و سعی در نجات جنگل دارند (عنوان اصلی کتاب Overstory است و ترجمۀ دیگری با عنوان «چتر سبز» هم دارد)
🔹«کلارا و خورشید» کازئو ایشی‌گورو (ترجمۀ امیرمهدی حقیقت، نشر چشمه / ترجمۀ شیوا مقانلو، نشر نیماژ) رمانی علمی-تخیلی از زاویه دید و روایت رباتی به نام کلارا که قرار است دوست مصنوعی بچه‌ها باشد
🔸«لینکلن در برزخ» جورج ساندرز (ترجمه رعنا موقعی، نشر ستاک) آبراهام لینکلن و مسایل خانوادگی‌اش در زمان جنگ داخلی (با عنوان «لینکلن در باردو» هم ترجمه شده)
🔹«میز گربه» (مایکل اونداتیه، ترجمه نادر قبله‌ای، نشر مروارید) داستان سفر دریایی چهار کودک به لندن که به تأثیرات از دست دادن معصومیت کودکی می‌پردازد
🔸«ناتور دشت» جی دی سلینجر (ترجمه محمد نجفی، انتشارات نیلا) پسری شانزده ساله به نام هولدن کالفیلد از مدرسه‌اش زده بیرون و سه روز را مخفیانه در نیویورک می‌گذراند و یک بند حرف می‌زند (ترجمه‌های متعدد دیگری هم دارد)
🔹«نجیب‌زاده‌ای در مسکو» آمور تولز (ترجمۀ مصطفی احمدی، کتاب کوله‌ پشتی) دادگاه بلشویک، یک اشرافزاده را به حبس در هتلی در نزدیکی های کرملین محکوم کرده است
🔸«همدرد» ویت تان نون (ترجمه معصومه عسگری، انتشارات کتاب کوله پشتی) جاسوسی که درگیر یک ماجرای عاشقانه می‌شود و تردید بین وظیفه یا عاطفه (ترجمه دیگری با عنوان «هواخواه» هم دارد)
🔹«همنت» مگی اوفارل (ترحمۀ مریم رئیسی، انتشارات خوب) رمانی تاریخی دربارۀ همسر شکسپیر و مرگ پسر خانواده در همه‌گیری طاعون
🔸«یک ازدواج آمریکایی» تایاری جونز (ترجمۀ یاسمن ثانوی، نشر روزگار) موضوع، بی‌عدالتی‌های نژادپرستانه در سیستم قضایی آمریکاست و مردی که به خاطر جرم نکرده به زندان می‌افتد (دو ترجمۀ دیگر هم دارد)

📌سال مطالعه هر کدام از این رمان‌ها و توضیحات خود بیل گیتس تا ۲۰۱۸ را در + و بعد از آن را در +، +، +، + و + می‌توانید پیدا کنید.
این مطلب در بهخوان منتشر شده است
@ehsanname
📚این روزها نمایشگاه کتاب برپاست و برای یک کتاب‌دوست، هیچ چیز مفیدتر از فهرست خرید نیست. در این کانال قبلاً فهرستهای متعددی را منتشر کرده‌ایم، از پیشنهادهای کتابی استاد علی نصیریان و سایر اساتید برجسته، از کتابهای محبوب چهره‌های تاریخی مثل ناصرالدین شاه و کمال‌الملک و سیدجمال اسدآبادی، تا فهرست کتابخانه اسامه بن لادن، از پولدارترین شخصیتهای داستانی، راهنمای خواندن آثار مارکز و داستایوسکی و انتخاب بهترین تصحیح حافظ و سعدی، از کتابخانه برندگان نوبل سالهای اخیر تا پرفروشهای هر سال بازار نشر و اپلیکیشن‌ها، ... با این حال به نظرم ۲۰ فهرست پایینی کاربردی‌تر و مناسبتر هستند. ببینید و بر اساس سلیقه و پسند خودتان انتخاب کنید:
🔸@ehsanname
🗓فهرست کتاب پیشنهادی جناب تولستوی

🗒کتابهای محبوب گابو مارکز

🗓کتابهای عمرِ جویس کرول اوتس

🗒رمان‌های محبوب بیل گیتس

🗓پرفروش‌ترین کتابهای داستانی تاریخ

🗒بهترین داستان‌های کوتاه تاریخ به انتخاب برندگان جایزه ملی داستان کوتاه بی‌بی‌سی

🗓بهترین کتابهای قرن ۲۱ به انتخاب گاردین (طبیعتاً منظورشان همین دو دهۀ ابتدایی قرن است)

🗒بهترین کتابهای قرن ۲۱ به انتخاب انترتینمنت ویکلی

🗓بهترین داستان‌های مدرسه‌ای و محبوبترین معلم‌های ادبیات

🗒فهرست جوایز ادبی ایرانی داستان در ۱۳۹۶

🗓فهرست جوایز ادبی ایرانی داستان در ۱۳۹۷

🗒فهرست جوایز ادبی ایرانی داستان در ۱۳۹۸

🗓فهرست جوایز ادبی ایرانی داستان در ۱۳۹۹

🗒فهرست جوایز ادبی ایرانی داستان در ۱۴۰۰

🗓پرفروش‌ترین رمان‌های ایرانی دهه ۱۳۹۰ (با توضیحات تکمیلی)

🗒پرفروش‌ترین دفتر شعرهای دهه ۱۳۹۰

🗓 ۱۰ رمان خارجی و ۲۰ رمان ایرانی به پیشنهاد احمد دهقان

🗒فهرست (به قول خودش: سیاهه) صدتایی رمان پیشنهادی رضا امیرخانی

🗓فهرست (سیاهه) صدتایی دوم کتابهای پیشنهادی رضا امیرخانی

🗒کتابهایی که حالمان را خوش می‌کنند به پیشنهاد احسان رضایی
📚 @ehsanname
📜

🔴سه لذت حلال در ارتباط با کتاب
(از آداب کتاب‌خواری)


#کتاب_پاره

@KetabPare
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📹 مثنوی‌خوانی استاد علی نصیریان به درخواست آقای مجری، از لحظات حال خوب‌کن این روزها. بیت‌های این آوازِ افشاری از دفتر چهارم مثنوی است و توصیه به سلیمان نبی برای مدارا با گروه‌های مختلف مردم:

ای سلیمان در میان زاغ و باز
حِلم حق شو، با همه مرغان بساز

مرغِ جبری را زبانِ جبر گو
مرغِ پر اشکسته را از صبر گو

مرغِ صابر را تو خوش دار و معاف
مرغِ عنقا را بخوان اوصافِ قاف

مر کبوتر را حذر فرما ز باز
باز را از حلم گو و احتراز

وآن خفاشی را که ماند او بی‌نوا
می‌کنش با نور، جفت و آشنا

کبکِ جنگی را بیاموزان تو صلح
مَر خروسان را نما اشراطِ صبح

همچنان می‌رو ز هدهد تا عقاب
ره نما والله اعلم بالصواب
@ehsanname
Forwarded from احسان‌نامه
👨‍👩‍👦‍👦معروفترین شخصیت‌های مخلوق چارلز دیکنز
احسان رضایی: چارلز دیکنز استاد شخصیت‌پردازی است. او انبوهی از شخصیت‌های فقیر، یتیم و بدعاقبتی را که انگار هیچ کدامشان یک وعده غذای سیر نخورده بودند به دنیای ادبیات اضافه کرد. جالیش اینجاست که دیکنز معمولاً شخصیت‌های اول بی‌خاصیت و منفعل خلق می‌کرد و شخصیت‌های فرعی فوق‌العاده. او حدود هزار شخصیت مختلف در رمان‌هایش خلق کرده که خیلی‌هایشان را همه می‌شناسیم و بارها از تلویزیون به تماشایشان نشسته‌ایم. اینها معروفترین مخلوقات ذهن آقای دیکنز طبق نظرسنجی‌ها هستند:
@ehsanname
🔟 آقای کِراچِت (رمان «سرود کریسمس»)
منشی فقیر اما خوش‌قلب اسکروچ، که پسر کوچکش تیم، معلول است و قرار است اگر فقر آنها ادامه پیدا کند سال دیگر بمیرد، اما اسکروچ متحول می‌شود و او دیگر نمی‌میرد و به خوبی و خوشی سالهای سال.
9️⃣ نل کوچولو (رمان «عتیقه‌فروشی قدیمی»)
در روزگاری که اینترنت نبود، مردم در بندرهای دنیا جمع می‌شدند تا از ملوان‌های کشتی‌هایی که از انگلیس می‌آمدند بپرسند نل زنده است؟ آخر دیکنز این داستانِ پرآب چشم را به شکل پاورقی در روزنامه منتشر می‌کرد.
8️⃣ الیور توئیست (رمان «الیور توئیست»)
«آقا، لطفا!، من باز هم میخوام.» این جمله الیور با کاسه خالی غذایش که آن را جلو آورده، یکی از معروفترین دیالوگ‌های دنیای ادبیات است. الیور توئیست یتیم و فقیر و مریض هم یکی از دوست‌داشتنی‌ترین پسربچه‌های دنیا.
7️⃣ استِلا (رمان «آرزوهای بزرگ»)
دختری که خانم هاویشام او را برای شکستن قلب مردها تربیت کرده است و پیپ در آرزوی وصالش دربه‌در و آواره است و اولش هم دیکنز این دوتا را به هم نرساند، اما سردبیر روزنامه‌ای که پاورقی در آن چاپ می‌شد، او را مجبور به پایان خوش کرد.
6️⃣ فاگین (رمان «الیور توئیست»)
روباه پیر و مکاری که در خیابان‌های تاریک لندن به شکار طعمه‌هایش، یعنی بچه‌ها می‌رود تا بتواند از طریق آنها سکه‌ای به دست بیاورد و بعد اصل بودن آن سکه را با دندان‌های زرد و خرابش امتحان کند.
5️⃣ آقای کیلپ (رمان «عتیقه‌فروشی قدیمی»)
همان آدم بدجنسی که همراه دستیارش، نل و پدربزرگ را دنبال می‌کند. یکی از بهترین توصیف‌های دیکنز در ترسیم یک شخصیت طمعکار، آوردن این خصوصیت برای کیلپ است که تخم‌مرغ را با پوستش می‌بلعد.
4️⃣ آقای ویکفیلد (رمان «دیوید کاپرفیلد»)
وکیل چاق و خوشقلبی که به دیوید کاپرفیلد (که دیکنز می‌گفت شبیه‌ترین آدم به خودش است) پناه داد، اما دیوید به جای ازدواج با دختر او اگنس، رفت و دورا را گرفت و آقای ویکفیلد را هم با هِیپ حقه‌باز تنها گذاشت.
3️⃣ خانم هاویشام (رمان «آرزوهای بزرگ»)
اصلاح می‌کنم: دوشیزه هاویشام. یک ملکه یخی و سنگدل که هنوز لباس عروسی‌اش را عوض نکرده، ساعت‌ها را در ۲۰ دقیقه به ۹ نگه داشته و به نور اجازه ورود به خانه را نمی‌دهد تا گذشت زمان را نفهمد و یادش نیاید که عاشق جفاکار چه رذلی بود.
2️⃣ داجرِ هنرمند (رمان «الیور توئیست»)
او همان پسربچه‌ای است که فاگین از او می‌خواهد جیب‌بری را به الیور یاد بدهد. داجر شاهزادۀ یتیم‌ها و بچه‌های خیابانی است، پیتر پنی که از سایر بچه‌های یتیم تا پای جان حمایت می‌کند.
1️⃣ ابنِرز اسکروچ (رمان «سرود کریسمس»)
رباخواری که خون مردم را در شیشه کرده، هرچی هم توی شیشه جا نشده را روی زمین می‌ریخت، اما وقتی روح سه کریسمس گذشته و حال و آینده سراغش می‌آیند به خودش می‌آید و می‌رود آن بالای فهرست معروفترین شخصیت‌های داستانی تاریخ، جایی کنار هملت و دون کیشوت.
@ehsanname
🔻تابلوی «رویای دیکنز» اثر یکی از معاصران دیکنز، آقای نویسنده با شخصیتهای توی سرش
Forwarded from احسان‌نامه
🔺دو طرح جلد برای «اولیور توئیست» دیکنز، از محمد تجویدیِ مینیاتوریست (راست) و صادق صندوقیِ نقاش (چپ). الیور توئیست دهه سی به ایران آمد و ترجمه‌های مسعود برزین با نام «پسر یتیم» (کانون معرفت، ۱۳۳۳) و یوسف قریب با عنوان «ماجراهای اولیور توایست» (کتابخانه گوتمبرگ‏ ،۱۳۳۷) قدیمی‌ترین ترجمه‌های این اثر معروف هستند. ماهنامۀ معروف «سخن» نقدی بر ترجمۀ اول (ترجمۀ برزین) منتشر کرد که جزو قدیمی‌ترین نمونه‌های نقد ترجمه است @ehsanname
Forwarded from احسان‌نامه
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔺نگاهی به زندگی و زمانۀ چارلز دیکنز. نوشتۀ احسان رضایی با صدای حسین امیری، از برنامه تلویزیونی «کتاب‌باز» (۱۳ آذر ۹۸) @ehsanname
🗓امروز (۹ ژوئن) سالمرگ چارلز دیکنز، یکی از معروفترین نویسندگان تاریخ است. دیکنز از آنهایی بود که ذاتاً قصه‌گو هستند، در احوالاتش نوشته‌اند که داخل اتاق کتابخانه‌اش در مخفی داشت که با جلدهای الکی آن را پوشانده بود. عناوین این کتابهای تقلبی را خودش ساخته و برای صحاف فرستاده بود: چیزهایی مثل «زندگی گربه» (در نه جلد)، «پنج دقیقه در چین» (سه جلد)؛ «تاریخچه یک کت و شلوار اعیانیِ کوتاه» (۲۱ جلد)؛ «حکمت نیاکان ما» (یک سری ۷ جلدی با این عناوین: جهل، خرافات، تعصب، قمار، شکنجه، کثافت و بیماری) و یک کتاب نازکِ «فضایل اجداد ما»! (منبع +)

@ehsanname
آیا روزهای خوشی در انتظار بشر است؟

«آیا روزهای خوشی در انتظار بشر است؟» محور مناظره‌ای بود که در پاییز ۲۰۱۵ در تورنتو برگزار شد. متن این مناظره به صورت کتاب درآمده و به فارسی نیز ترجمه شده است(اینجا و اینجا). ویدئوی مناظره هم در یوتیوب موجود است(اینجا).

در این مناظره استیون پینکر و مت ریدلی، مدافع دیدگاه خوشبینانه‌اند و آلن دوباتن و مالکوم گلدون منتقد این نگرش.

استیون پینکر در این مناظره می‌گوید: «یک قرن و نیم پیش، میانگین عمر انسان، حدود سی سال بود. امروزه به هفتاد سال رسیده...دو قرن پیش، ۸۵ درصد از مردم در فقر شدید به سر می‌بُردند. امروزه این عدد به ده درصد رسیده است... در سال ۱۸۲۰، فقط ۲۰ درصد از مردم تحصیلات ابتدایی داشتند و امروزه این درصد به ۸۲ رسیده.»

آلن دوباتن که منتقد این دیدگاه است می‌گوید: «بسیاری از چیزها در شبکه آمار و ارقام از زیر چشم پنهان می‌مانند، به سادگی نمی‌توانید خطی از وضعیت سلامت، درآمد، وضعیت اجتماعی بکشید و بگویید مردمی که بالای این خط قرار دارند خشنودند... نمی‌توانید از طریق ثروتمند کردن مردم، ناخشنودی مالی آنها را از بین ببرید.»

از استیون پینکر که قائل به ایده‌ی پیشرفت است کتابی به فارسی ترجمه شده با نام «فرشتگان بهتر ذات ما» با عنوان فرعیِ «چرا خشونت کاهش یافته است؟». مترجم این کتاب دکتر مرتضی مردیها است که از همراهان و مروّجان این دیدگاه است. استیون پینکر دو سخنرانی مرتبط با این مسأله در TEDدارد: «افول شگفت‌انگیز خشونت» و «جهان رو به بهتر شدن است یا بدتر شدن؟ بیایید نگاهی به اعداد بیندازیم

دکتر ایمان فانی در یک پادکست با نام «آلن دوباتن و روح زمانه: چرا مطالعه این فیلسوف در دوران ما مفید است؟» روایتی شنیدنی از این مناظره ارائه می‌دهد و به تقریر همدلانه‌ی دیدگاه آلن دوباتن می‌پردازد. شنیدن این پادکست برای آشنایی با هندسه فکری آلن دوباتن سودمند است.

مصطفی ملکیان در ضمن درس‌گفتارهای «سنت‌گرایی، تجددگرایی، پساتجددگرایی» اشاره‌ای دارد به «انسان مدرن و اندیشه‌ی پیشرفت». در این گفتار، ایده‌ی پیشرفت را نقد می‌کند و آن را از اثرات علم‌زدگی می‌داند. مصطفی ملکیان می‌گوید از شش حیث می‌توان قائل به پیشرفت انسان بود: «علوم تجربی»، «فناوری و صنعت»، «نیازهای اولیه و جنبه‌های رفاهی زندگی»، «آرمان‌های اجتماعی»، «آرمان‌های اخلاقی» و «ظرفیت‌های روانی». و قائلان به پیشرفت در اینکه پیشرفت بشر ناظر به کدام یک از این حیثیات است اختلاف دارند.

دکتر آذرخش مُکری در اختتامیه‌ سومین کنگره روانکاوی و روان‌درمانی پویای ایران(۳۱ فروردین ۹۸) سخنرانی جذابی دارد با نام «آیا بشر پیروز می‌شود؟». که عنوان آن را از کتاب «آیا انسان پیروز خواهد شد؟» اثر اریک فروم برگرفته است. آذرخش مُکری در این سخنرانی به شیوه مدافعان ایده پیشرفت از بهبود وضع بشر در زمینه‌ی امید به زندگی، کاهش بی‌سوادی، فقر، نابرابری و خشونت سخن می‌گوید. تقریباً همان دلایل استیون پینکر.

دکتر مرتضی مردیها در سال ۱۳۹۱ (یا ۱۳۹۲) سخنرانی‌ای دارد با نام «نوستالژی» که در آن می‌کوشد نشان دهد گذشته بهتر نیست. در قسمت پرسش و پاسخ، مصطفی ملکیان نیز ملاحظاتی طرح می‌کند(از زمان ۰۲:۵۸ تا زمان ۰۳:۰۹) و می‌گوید به نظر می‌رسد اگر چه در گذشته لذات زندگی ما کمتر بود، اما رضایت ما از زندگی بیشتر بود. مرتضی مردیها در امتداد همین نگاه، مقاله‌‌ی «بازنماییِ اخبار؛ تبیینی شناخت‌شناسانه» را نوشته است تا نشان دهد چگونه اخبار، دنیا را بدتر از آنچه هست نشان می‌دهند: «با توجه به این که اخبار بد شانس بیشتری برای حادثه‌ای و جذاب بودن دارند، به تدریج مخاطبان رسانه، دنیا را مکانی سیاه و غیراخلاقی و نامطلوب می‌انگارند؛ یعنی سیاه‌تر و غیراخلاقی‌تر و نارضایت‌بخش‌تر از آنی که واقعاً هست؛ چیزی که یک پیامد منفی و یک عارضه‌ی منفی است. منفی، چون انسان‌ها با تصور جهانی بدتر از آنی که هست دچار ناامیدی و افسردگی می‌شوند، و شاید حتی به روش‌های افراطی و خشن در مقابله با آن گرایش پیدا کنند». در همین ارتباط، مقاله دیگری از مرتضی مردیها در اندیشه پویا(شماره ۱۹، شهریور ۱۳۹۳) منتشر شده است: «آیا دنیا همان‌طور است که اخبار می‌گوید؟». مت ریدلی هم در مناظره‌ای که در آغاز این یادداشت به آن اشاره شد به نقش اخبار اشاره می‌کند: «بیشتر اقسام پیشرفت به صورت تدریجی هستند و بنابراین خبرساز نیستند. اخبار بد اما ناگهان می‌آیند. تصادف اتومبیل خبرساز است. کاهش مرگ و میر کودکان اینگونه نیست.»

محمدمنصور هاشمی نیز سخنرانی‌ای شنیدنی دارد با نام: «اخلاق، انحطاط، مدرنیته، دین؛ نقد چند تصور»(ویدئو ؛ فایل صوتی)
او می‌گوید هم ایده‌ی انحطاط و هم ایده‌ی پیشرفت یک افسانه است. محمدمنصور هاشمی این تصّور را که عصر جدید، عصر انحطاط اخلاقی است نقد می‌کند.

آیا جهان ما رو به بهتر شدن است؟ آیا روزهای خوشی در انتظار ما است؟


@sedigh_63
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دلتنگی دکتر احمد مهدوی دامغانی، استاد برجستۀ ادبیات فارسی و ادبیات عرب که دیروز درگذشت، برای ایران. دکتر مهدوی دامغانی، زادۀ ۱۳۰۵ در مشهد بود، هم تحصیلات حوزوی داشت (آیت‌الله سیستانی از همدرس‌های اوست) و هم دانشگاهی. سال ۴۲ از دانشگاه تهران دکترای زبان و ادبیات فارسی گرفت و پس از آن به تدریس در همین دانشگاه مشغول بود. چون نمی‌خواست کار دولتی کند، سردفتر اسناد رسمی شد و چون دفترش محل رجوع خاندان پهلوی بود، همین بعد از انقلاب مایۀ گرفتاری‌اش شد. شرح دادگاهش را خودش با آن نثر ویژه و انصاف در سخن (در روزنامه اطلاعات) نوشته است. او در دادگاه تبرئه شد ولی سال ۶۶ از ایران رفت و مقیم آمریکا و استاد دانشگاه‌های هاروارد و پنسیلوانیا شد. او آخرین شاگرد زندۀ علامه محمد قزوینی بود و خودش هم پژوهشگری برجسته. عشقش به ایران را می‌توانید در آثارش، مثل مقالۀ «ایوان مدائن در متون عربی» (در روزنامه اطلاعات) بیابید. این ویدیو برای ابتدای برنامۀ تلویزیونی «شوكران» (۱۴ بهمن ۹۸، نسخۀ کامل در آپارات) است @ehsanname
📊یک‌کم آمار: روزنامه فرهیختگان گزارشی دارد از آمارهای کتاب در ده سال اخیر. بعضی نکاتش مثل آب رفتن شمارگان و افزایش قیمت، تغییر نسبت تالیف و ترجمه، یا تعداد کم ناشران باسابقه (فقط ۱۵ ناشر با ۴۰سال سابقه) را همه می‌دانیم. اما چند نکتۀ آماری جدید: از بین ۷ ناشر پرکار با مجموع شمارگان کتاب بالای ۳۰میلیون نسخه در این دهه، جز کانون پرورش فکری و هنری، بقیه کمک‌آموزشی هستند (رکورد برای گاج است با ۶۷میلیون و ۶۶۱هزار نسخه کتاب). بیشترین تعداد کتاب چاپ‌شده از یک نویسنده ظرف این دهه هم برای شیخ عباس قمی صاحب «مفاتیح الجنان» با ۲۷میلیون و ۳۴۵هزار نسخه است. اغلب رتبه‌های بعدی هم برای نویسندگان مذهبی یا کمک‌درسی‌ها است (از جمله سه مؤلف آثار آموزش زبان). پرتیراژترین ادیب ایران در یک دهه اخیر، جناب حافظ است با چاپ ۵میلیون و ۹۱۰هزار نسخه از دیوانش. پرتیراژترین نویسندۀ خارجی شاگا هیراتا، تصویرگر ژاپنی کتابهای کودک است با ۵میلیون و ۴۰۴هزار نسخه. تونی گراس، نویسندۀ آمریکایی کودک با مجموعه «فسقلی‌ها»یش ۵میلیون و ۳۵۸هزار نسخه تیراژ داشته. سیدمهدی شجاعی با ۴میلیون و ۴۴۰هزار نسخه هم پرتیراژترین داستان‌نویس معاصر است @ehsanname
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔺استاد سروش حبیبی، مترجم معروف در کتابخانه‌اش. حبیبی که خرداد امسال ۹۰ساله شد، مترجم چیره‌دستی است که نویسندگانی مثل رومن گاری، ایوان گنچاروف و اریک امانوئل اشمیت را به ما معرفی کرد و بسیاری از آثار مهم و شاخص ، ترجمه‌های دلنشین منتشر ساخت. او نیم‌قرنی است که ساکن پاریس شده و با این وجود، یکی از فصیح‌ترین مترجمان عصر ماست. مدام کار می‌کند و در در دهه هفتم عمرش زبان روسی یاد گرفت تا کلاسیک‌های روس را از زبان اصلی برگرداند. این ویدیو کوتاه از «مسیو اَبیبی» را مصطفی خلجی به تازگی منتشر کرده است @ehsanname
احسان‌نامه
📊یک‌کم آمار: روزنامه فرهیختگان گزارشی دارد از آمارهای کتاب در ده سال اخیر. بعضی نکاتش مثل آب رفتن شمارگان و افزایش قیمت، تغییر نسبت تالیف و ترجمه، یا تعداد کم ناشران باسابقه (فقط ۱۵ ناشر با ۴۰سال سابقه) را همه می‌دانیم. اما چند نکتۀ آماری جدید: از بین ۷ ناشر…
📚 نیمه پنهان کاهش شمارگان کتاب

احسان رضایی: پای صحبت اهالی فرهنگ که بنشینی، همه از پایین آمدن تیراژ کتاب و سرانۀ مطالعه گلایه دارند که خب حرف درستی هم هست. هم عددهای توی صفحات شناسنامه کتابها همه چیز را نشان می‌دهند و هم آمارها و نمودارها گویا هستند. اگر در نیمۀ اول دهه شصت، تیراژ متوسط کتابها ۸۴۰۰ نسخه در هر نوبت چاپ بود، حالا این عدد به هزار رسیده که البته همین هم از صدقه سر ناشران کمک‌آموزشی است. از بین هفت ناشر پرکاری که مجموع شمارگان کتابهایشان در طول دهه اخیر بالای ۳۰میلیون نسخه بوده، جز کانون پرورش فکری و هنری، بقیه کمک‌آموزشی هستند و اهل فن می‌دانند که یک دلیل تیراژ بهتر کتابهای کانون هم شبکه کتابخانه‌ای عظیم این نهاد در سرتاسر کشور است که حداقل از چاپ اول هر کتاب کانون، هزار نسخه برای این کتابخانه‌ها می‌رود - وگرنه هر هفت ناشر پرکار و پرتیراژ ما از کمک‌آموزشی‌ها بودند. کاهش تیراژ کتابهای عمومی و غیردرسی، واقعیتی است. بخشی از عوامل این اتفاق، البته ناگزیر هستند که کاری نمی‌شود و اصلأ نباید برایشان کرد، اما بخش دیگر عوامل چنین نیست. آن بخش ناگزیر ماجرا، پیشرفت تکنولوژی و تبعات آن است. حالا گروهی از کتابخوان‌ها، کتاب مورد علاقه‌شان را به شکل الکترونیک و روی دستگاه‌های دیجیتال می‌خوانند و گروهی دیگر هم از کتاب صوتی استفاده می‌کنند. به علاوه پیشرفتهای حوزه چاپ باعث شده تا دیگر نیازی به فیلم و زینک و سایر تجهیزات نباشد که زمانی هزینۀ همین‌ها باعث می‌شد چاپ در زیر تعداد مشخصی به صرفه نباشد. حالا روش چاپ بر اساس تقاضا ( print on demand) شکل گرفته که اتفاقاً برای کتابهای تخصصی در حوزه‌های کم‌مخاطب بسیار هم مفید و کار راه‌انداز است. به اینها اضافه کنید رواج انواع و اقسام روشهای سرگرمی و وقت گذراندن را که قبلاً یا نبود یا این‌همه نبود. بخشی از افرادی که قبلاً اوقات فراغتشان را با کتاب پر می‌کردند و با دل به دل شخصیتهای یک داستان خوب دادن، سر خودشان را گرم می‌کردند، حالا با فیلم و سریال و شبکه‌های اجتماعی وقت می‌گذرانند. و درست همینجاست که دستۀ دوم دلایل افت تیراژ خودشان را نشان می‌دهند. وقتی یک نفر رقیب قدر پیدا می‌کند، طبیعتاً باید خودش را تقویت کند تا زورش بر حریف بچربد. آیا چنین اتفاقی در حوزه نشر ما افتاده است؟ کتابها در روزگار دیجیتال جذابتر از قبل شده‌اند؟ جوابش واضح است. در همۀ این سال‌ها ما شاهد توسعۀ کمی و عددی بوده‌ایم. طبق آمارها، در سال ۹۷ در مجموع ۱۰۰هزار و ۹۲۷ عنوان کتاب منتشر شده که فقط ۳۸٪ چاپ مجدد بودند که یعنی در آن سال ۶۱هزار و ‌۳۵۰ عنوان کتاب جدید منتشر شده است. در سال ۹۸ هم ۱۰۵ هزار و ۵۸ عنوان کتاب منتشر شده که ۵۷ هزار و ۸۸۴، کتاب چاپ اول و الباقی تجدید چاپ بوده‌اند. به زبان ساده‌اش، سالی حدود ۶۰هزار عنوان کتاب جدید منتشر می‌شود و ۴۰هزار کتاب تجدید چاپ. اگر فرض کنیم که بازچاپ‌های هر سال، فقط از تازه‌های سال قبل است، یعنی هر سال ۲۰هزار عنوان کتابی چاپ می‌شود که ارزش دوباره خواندن ندارد. درحالی که می‌دانیم چنین نیست و تجدید چاپی‌ها از مجموع آثار چاپ اول همۀ سالیان قبل است. یعنی تعداد کتابهای بی‌کیفیت و کم‌ارزش هر سال، خیلی بیشتر از عدد ۲۰هزار عنوان است. وقتی از پایین آمدن تیراژ کتاب و سرانه مطالعه حرف می‌زنیم، یادمان باشد که بخشی از تولیدات نشر ما چنین کتابهای بنجل و ایضاً کتاب‌سازی‌های کاسبکارانه است. آثاری که باعث شلوغ شدن پیشخوان نشر و کمتر دیده شدن کتاب‌های خوب و خواندنی هستند.

🔸این یادداشت در روزنامه فرهیختگان منتشر شده است
@ehsanname
احسان‌نامه
🔹دیروز در یک کتابفروشی، بحثی را شاهد بودم که خریداری می‌گفت قیمت‌ها بالاست و ترجیح می‌دهد از مراکزی که کتاب را با ۵۰درصد تخفیف می‌فروشند بخرد. توضیحی را که آنجا دادم، به نظرم خوب است اینجا هم بنویسم: 🔻ماجرا از این قرار است که چون در کشور ما قانون کپی‌رایت…
🗞روزنامه «شهروند» پرونده‌ای منتشر کرده در مورد پدیدۀ کتابسازی با انتشار ترجمه‌های جعلی. در این پرونده ابتدا گفته شده که ناشرانی هستند که کتابهای موفق و پرفروش را با مترجم‌هایی خیالی یا گمنام چاپ و با تخفیف بالا ارایه می‌کنند، درحالی‌که ترجمۀ آنها صرفاً رونویسی از ترجمه‌های مشهور است. در این مقدمه سه نشر آتیسا، آزرمیدخت و نیک‌فرجام به عنوان نمونه‌ای از این دست ناشرها معرفی شده‌اند. (+) سپس با ارسلان فصیحی، مترجم «ملت عشق» و مریم مفتاحی مترجم رمان‌های جوجو مویز به عنوان قربانیان این پدیده مصاحبه شده است. (+ و +) در بخشی از مصاحبه ارسلان فصیحی می‌خوانیم که اسم اصلی رمان الیف شافاک در ترکی Aşk (عشق) و در انگلیسی Forty rules of love (چهل قانون عشق) است و فصیحی خودش عنوان «ملت عشق» را برای ترجمه‌اش انتخاب کرده، اما کتابهای جعلی با این نام آن‌قدر زیاد شدند که ارشاد دیگر به اسم «ملت عشق» مجوز نداد، اما باز ناشرهای کاسبکار اسامی روی کتابشان گذاشتند تا مجوز بگیرند و مخاطب را فریب بدهند: چیزهایی مثل «ملت عشق مصور»، «چهل قانون ملت عشق» و «علت عشق»! کاریکاتور این پرونده (تصویر بالا) اثر هادی حیدری است @ehsanname
احسان‌نامه
🔹دیروز در یک کتابفروشی، بحثی را شاهد بودم که خریداری می‌گفت قیمت‌ها بالاست و ترجیح می‌دهد از مراکزی که کتاب را با ۵۰درصد تخفیف می‌فروشند بخرد. توضیحی را که آنجا دادم، به نظرم خوب است اینجا هم بنویسم: 🔻ماجرا از این قرار است که چون در کشور ما قانون کپی‌رایت…
❗️مترجمی که همه نوع کتابی در کارنامه دارد: از متن‌های فلسفی نیچه، تا رمان‌های روانشناسی، رمان کلاسیک و آثار حوزۀ خودیاری و موفقیت. تمام این کتابها قبلاً توسط مترجمهای دیگری ارایه شده‌اند، همگی در یک نشر خاص منتشر شده و در سایتها با تخفیفهای ۵۰ درصد فروخته می‌شوند (به نقل از استوریهای صفحه اینستاگرام پیمان خاکسار) @ehsanname
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔺در جریان مسابقه اوپن شطرنج مسکو، روبات شطرنج‌باز انگشت یک پسربچه هفت ساله را شکست. علت قاطی کردن روبات این بوده که پسرک بعد از انجام حرکت خودش، عجله کرده و به روبات فرصت انجام حرکت نداده و بازوی روباتی هم انگشت او را گرفته و فشار داده. آیزاک آسیموف، نویسنده معروف داستان‌های علمی-تخیلی هشتاد سال پیش در یک داستان کوتاه (و بعد هم در رمانِ «من، روبات») سه قانون برای ساخت روبات‌ها وضع کرد که هنوز هم مبنای کار تمام دانشمندان حوزه هوش مصنوعی است. قانون اول این بود: روبات نباید به انسان آسیب بزند. نویسندگان بعدی اما اصلاً نسبت به روبات‌ها خوشبین نبودند. انبوهی روبات قاتل، روبات جنایتکار و ... در داستان‌ها و بعد پرده سینما ظاهر شدند. معمولاً از روباتهای قاتل رمان «آیا آدم مصنوعی‌ها خواب گوسفند برقی می‌بینند؟» فیلیپ کی. دیک به عنوان شرورترین روباتها یاد می‌شود (نسخۀ سینمایی این داستان «بلید رانر»‌است) ولی من خبیث‌ترین روبات ادبیات را شهر روباتی می‌دانم که در داستان کوتاه «شهر» از کتاب «مرد مصور» ری بردبری تصویر شده است. شهری که تماماً یک روبات است که ۲۰هزار سال انتظار کشیده تا نوع بشر را از بین ببرد. @ehsanname
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
درگذشت #سایه، شاعر بزرگ روزگار ما، مرگ دوره‌ای از ادبیات و فرهنگ است. با او نوعی از سخنسرایی برای همیشه رفت. شیوه‌ای که ریشه‌‌های عمیقی در سنت داشت و حتی در بیان امروزی‌ترین حرفها هم از زبان و خیال کهن استفاده می‌کرد. شعری که خواندنش برای ما، طعم خوش و امنیت‌بخش سر زدن به خانۀ پدری و سرزمین مادری را داشت. شعر او، تجسم زندۀ شعرای بزرگ ما بود. هانری کربن به سیدجلال‌الدین آشتیانی لقب ملاصدرای زمان ما داده بود و برای همین زمان درگذشتش، روزنامه‌ای تیتر زده بود: ملاصدرا دوباره مرد. بی‌وجه نیست که امروز بگوییم: حافظ دوباره مرد. @ehsanname
Forwarded from احسان‌نامه
🔻چند اجرا از مثنوی «بانگ نی» هوشنگ ابتهاج #سایه. این اجراها از ابیاتِ مندرج در صفحات ۵۷ تا ۶۵ کتاب است @ehsanname
Bang Ney
MReza Shajarian
🎼 بخشهایی از مثنوی «بانگ نی» #سایه با صدای محمدرضا شجریان و نیِ حسن ناهید، از گروه پایور. این کار سال ۱۳۵۸ و ظاهرا به مناسبت افتتاح مجلس شورای اسلامی اول اجرا شد @ehsanname