Forwarded from احساننامه
🗓۲۵ فروردین به نام شیخ عطار نامگذاری شده است. نمیدانم چرا این روز انتخاب شده. دکتر شفیعی کدکنی، از روی قراین و شواهد، تاریخ تولد عطار را ۶ شعبان ۵۵۳ قمری تعیین کرده و شهادت او در حملۀ مغول به نیشابور هم ۱۰ جمادی الثانی ۶۱۸ است که هیچکدام مطابق ۲۵ فروردین نیست. اما به هر حال این یک روز را خوب است دربارۀ این معلم بزرگ حرف زد. عطار از معدود شاعرانی است که برای مخاطب خاص شعر نگفته و در آثارش برای مردم عادی حرف زده. شش کتاب دارد که به «سِتۀ عطار» معروفند: پنج دفتر شعر به اضافۀ «تذکره الاولیا». معروفترین اثرش «منطق الطیر» است. داستان گروهی از پرندگان که برای دیدن سیمرغ به سفری طولانی میروند. آن «هفت شهر عشق» که میگویند عطار، قبل از عبور ما از خم کوچه در آنها گشت، همین هفت وادی است که سی مرغ در «منطق الطیر» از آن میگذرند و میفهمند، سیمرغِ افسانهای خودشان هستند/هستیم. در ادامه دربارۀ «منطق الطیر» و ماجراهای آن بخوانید.
@ehsanname
@ehsanname
Telegraph
منطق الطیر، یک دورِ سریع
عطار، در کنار سنایی و مولانا، یکی از سه معلم بزرگِ ادبیات فارسی است. آثار این سه معلم بزرگ عرفان، برای مخاطبهای معمولی است. برای اینکه به بقیه بگویند عرفان و اندیشه و این حرفها، چیزهای چندان پیچیدهای نیست. مثلاً «منطق الطیر» عطار، یک مضمون عرفانیِ مهم…
📚آخرین اخبار از نمایشگاه کتاب امسال: سی و سومین نمایشگاه بینالمللی کتاب تهران، بعد از دو سال وقفه به خاطر کرونا، از ۲۱ تا ۳۱ اردیبهشت در مصلای تهران و همزمان (با حضور همان ناشران) به شکل مجازی در سایت ketab.ir برگزار خواهد شد. طبق اعلام رسمی، حداقل تخفیف الزامی برای ناشرها ۱۰ درصد است و از بن کتاب فقط میشود در نمایشگاه مجازی خرید کرد. @ehsanname
Forwarded from احساننامه
🗓روز اول اردیبهشت به نام شاعرِ شاعران، سعدی است. معمولاً وقتی اساتید فن از سعدی حرف میزنند از شعر و هنر او میگویند. فوقش گاهی در مورد اطلاعات زندگی او و اینکه از فلان بیت میشود فهمید که سعدی چه کار کرده و چند سالش بوده یا نه. اما یک چیز مهم در مورد سعدی که معمولاً یادمان میرود، این است که سعدی این اشعار مثل قند خودش را در یکی از سختترین دورانهای حیات ملت ایران سروده است. سعدی در عصر پرآشوب حملۀ مغول زندگی میکرد. عصری پر از خشونت. جایی در ابتدای باب پنجم از «بوستان» سعدی دربارۀ یک دوست اصفهانیاش میگوید که «جنگاور و شوخ و عیار» بوده و «نه در مردی او را نه در مردمی/ دوم در جهان کس شنید آدمی» و خلاصه خیلی کارش درست بوده. سعدی میگوید وقتی بعد از یک مدت بیخبری رفیقش را دوباره دیده، دیده تمام موی سرش سفید شده: «چو کوه سفیدش سر از برف موی/ دوان آبش از برفِ پیری به روی». سعدی علت را میپرسد و جوان میگوید «جنگِ تَتَر» او را به این روز انداخته و بعد سعدی تصویری هولناک از ایلغار مغولها (احتمالاً جنگ رمضان ۶۲۵ در حوالی اصفهان) به دست میدهد. منظور اینکه سعدی با چنین وحشت دایمی روزگار میگذرانده و احتمالاً بسیاری از سفرهای متعددش برای دور شدن از جنگ بوده. اما چیزی که سعدی در آن زمانۀ عسرت به دست داده، اصلا شباهتی به دورانش ندارد. سعدی کتاب «گلستان» را دقیقاً در سال ۶۵۶ نوشت، همان سالی که بغداد، شهر عاشقی و جوانیِ او به دست مغول سوخت و سعدی معتقد بود که «آسمان را حق بُوَد گر خون بگرید بر زمین». سعدی در چنین حالی، در ستایش عشق و زیبایی و خوبی نوشته است. همان طور که دیگر شاعر بزرگ ما، حافظ هم درست همزمان با وقتی که تیمور داشت از سرهای کشتگان مناره میساخت، آن غزلیات شاهکار را سرود. این روزها که با همهگیری کرونا و مصایبش دست به گریبان هستیم، گاهی به سعدی و حافظ فکر میکنم. به آن ذهنهای روشنی که در سختترین لحظات هم باور داشتند که «زندگی زیباست»./ احسان رضایی
@ehsanname
@ehsanname
Forwarded from احساننامه
📚کدام چاپ سعدی را بخریم؟
سعدی، به اندازۀ حافظ تصحیحهای مختلف و متنوع ندارد. ولی انتخاب از بین همین چند تصحیح موجود هم کار دشواری است که خیلی وقتها مخاطبان را گیج میکند. دوست عزیز، دکتر رضا ضیاء در اینجا توضیحات مفیدی دربارۀ انواع چاپهای آثار سعدی داده است. مطلب را به نقل از کانال «اوراق پریشان» @oragheparishan بخوانید:
✍️محمدرضا ضیاء: اوّلین قدم برای ارتباط با متون کهن، اینست که یک چاپ معتبر از آنها در دست داشته باشیم. یعنی اوّل از همه مطمئن باشیم که اینهایی که در این متن آمده، از شاعر یا نویسندۀ مزبور هست یا نه. مثلاً اکثرِ قریب به اتّفاقِ اشعاری که به خیام و باباطاهر و ابوسعید نسبت میدهند، از ایشان نیست.
دربارۀ سعدی هم باید گفت متأسفانه با وجودِ این همه هیاهو و سروصدایی که برای شیخ راه انداختهایم، هنوز یک متنِ درجه اوّل و دقیق از او در دست نداریم و هرکدام از چاپها اشکالاتی دارند. البته اوضاع کلیّات سعدی مثلِ ابوسعید و اینها نیست، ولی هنوز هم مقداری شعر الحاقی از شعرایِ دیگر در دیوان او موجود است و از طرفی ضبطِ برخی اشعار سعدی غلط است و دچار تحریف شده.
📘کلیّات سعدی: کلیّات، آن است که همۀ آثارِ سعدی را در خود دارد. یعنی در یک کتاب هم بوستان و گلستان هست، هم غزلیات و قصائد و رباعیات و مفردات و رسائلِ نثر (که البته بعضی از این رسالهها قطعاً از سعدی نیست). اگر میخواهید یک کلیّات سعدی خوب بخرید، چند گزینه هست. یکی همان تصحیح مرحوم محمدعلی فروغی است. البته چاپِ اصلی این اثر را امروز از انتشارات امیرکبیر میتوانید بخرید (چاپهای انتشارات ققنوس و هرمس هم خوب است). بهاءالدّین خرمشاهی، همین تصحیح را با رفع مقداری از اغلاط و افزودنِ چند فهرستِ کارآمد و مقداری توضیحات (انتشارات دوستان) به چاپ رساند، که در مجموع بهتر از چاپ فروغیست.
این را هم بگویم که اگر به دنبالِ هزلیات سعدی میگردید، بدانید که چاپ و عدمِ چاپِ این بخش ربطی به سانسور و انقلاب ندارد. یعنی پیش از انقلاب هم مرحوم فروغی آن را مناسب تشخیص نداد و حتی گفت که نسبت دادنِ اینها به سعدی قبیح است و از چاپِ آن سر باز زد. البته اگر از بنده بپرسید، عرض میکنم که هزلیات، قطعاً از شیخ شیراز صادر شده و قوّتی که در برخی از این اشعار هست، نشان میدهد که کارِ احدی جز او نمیتواند باشد. متأسّفانه این رویه در دیگر تصحیحهای کلیّات هم ادامه یافت و از چاپهای در دسترس، این بخش فقط در چاپِ انتشارات زوّار هست.
کلیات سعدی دیگری هم دکتر حسن انوری (نشر قطره) منتشر ساخته است که یکی از محاسنش دارا بودن کشفالابیات همۀ اشعارست. دکتر مظاهر مصفّا هم کلیات سعدی دارد (انتشارات روزنه) که از نظر ظاهری بسیار شکیل و خوشدست است، معنی کلماتِ دشوار نیز در پایین متن آمده. بعضی ورژنهایِ این چاپ فهرست دارد و بعضی فاقد فهرست است، اگر فهرستها برایتان مهم است، در هنگام خرید به این نکته دقّت کنید. (این کتاب «از روی نسخۀ تصحیح شدۀ انجمن فارس» چاپ شده و شاید نتوان آن را یک تصحیح مستقل دانست) هیچ یک از چاپهای بالا دارای توضیحات اشعار نیست. (مگر در موارد معدودی که گفته شد).
📗غزلیات سعدی: همانگونه که گفتیم، کلیات سعدی شاملِ غزلیات هم هست، ولی اگر میخواهید غزلها را به صورتِ جداگانه داشته باشید، چند گزینه در اختیار دارید: غزلهای سعدی، به تصحیح دکتر غلامحسین یوسفی (انتشارات سخن) که چند فهرست سودمند هم ضمیمۀ خود دارد. غزلیات سعدی به تصحیح حبیب یغمایی نیز سالها نایاب بود و مدّتی پیش پژوهشگاه علوم انسانی آن را منتشر ساخت. این چاپ، یکی از تصحیحهای خوب و مغفول غزلیات است، البته اشکالِ عمدۀ این چاپ فهرستهای متعدد و به درنخورِ آن است که پرداختن به آن مجالی جداگانه میطلبد. اگر هم غزلیاتی با شرح و توضیح و معنی کلمات میخواهید، در درجۀ اوّل «شرح غزلیات سعدی» خانم فرح نیازکار مناسب است (انتشارات هرمس). مرحوم خطیبرهبر هم غزلیات سعدی را شرح کرده که شهرتی تمام دارد (انتشارات صفیعلی شاه). نیز مرحوم برگنیسی غزلیات را شرح نموده (انتشارات فکر روز)، ولی گویا چندان در بازار یافت مینشود!
📕بوستان و گلستان: مشهورترین چاپ این دو کتاب، تصحیح مرحوم دکتر یوسفی است (انتشارات خوارزمی). این را هم بگویم که با وجودِ شهرتِ فراوان، این تصحیح، صورتِ نهایی نیست و هنوز هم این دو کتاب از تصحیح و شرح بینیاز نیست. اگر میخواهید توضیحاتِ عباراتِ گلستان همان پای صفحه درج شده باشد، شرحِ گلستانِ خطیبرهبر (انتشارات صفیعلیشاه) را توصیه میکنم که با فونت درشت چاپ شده و برای چشمهای ضعیف آسانخوانترست. مرحوم محمد خزائلی هم شرح مشهوری بر گلستان دارد که در جایِ خود بسیار سودمند است. استاد جویا جهانبخش هم گزیدۀ گلستان را شرح کرده که در قطع جیبی و همراه با فایل صوتی به وسیلۀ نشر معین منتشر شده.
@ehsanname
سعدی، به اندازۀ حافظ تصحیحهای مختلف و متنوع ندارد. ولی انتخاب از بین همین چند تصحیح موجود هم کار دشواری است که خیلی وقتها مخاطبان را گیج میکند. دوست عزیز، دکتر رضا ضیاء در اینجا توضیحات مفیدی دربارۀ انواع چاپهای آثار سعدی داده است. مطلب را به نقل از کانال «اوراق پریشان» @oragheparishan بخوانید:
✍️محمدرضا ضیاء: اوّلین قدم برای ارتباط با متون کهن، اینست که یک چاپ معتبر از آنها در دست داشته باشیم. یعنی اوّل از همه مطمئن باشیم که اینهایی که در این متن آمده، از شاعر یا نویسندۀ مزبور هست یا نه. مثلاً اکثرِ قریب به اتّفاقِ اشعاری که به خیام و باباطاهر و ابوسعید نسبت میدهند، از ایشان نیست.
دربارۀ سعدی هم باید گفت متأسفانه با وجودِ این همه هیاهو و سروصدایی که برای شیخ راه انداختهایم، هنوز یک متنِ درجه اوّل و دقیق از او در دست نداریم و هرکدام از چاپها اشکالاتی دارند. البته اوضاع کلیّات سعدی مثلِ ابوسعید و اینها نیست، ولی هنوز هم مقداری شعر الحاقی از شعرایِ دیگر در دیوان او موجود است و از طرفی ضبطِ برخی اشعار سعدی غلط است و دچار تحریف شده.
📘کلیّات سعدی: کلیّات، آن است که همۀ آثارِ سعدی را در خود دارد. یعنی در یک کتاب هم بوستان و گلستان هست، هم غزلیات و قصائد و رباعیات و مفردات و رسائلِ نثر (که البته بعضی از این رسالهها قطعاً از سعدی نیست). اگر میخواهید یک کلیّات سعدی خوب بخرید، چند گزینه هست. یکی همان تصحیح مرحوم محمدعلی فروغی است. البته چاپِ اصلی این اثر را امروز از انتشارات امیرکبیر میتوانید بخرید (چاپهای انتشارات ققنوس و هرمس هم خوب است). بهاءالدّین خرمشاهی، همین تصحیح را با رفع مقداری از اغلاط و افزودنِ چند فهرستِ کارآمد و مقداری توضیحات (انتشارات دوستان) به چاپ رساند، که در مجموع بهتر از چاپ فروغیست.
این را هم بگویم که اگر به دنبالِ هزلیات سعدی میگردید، بدانید که چاپ و عدمِ چاپِ این بخش ربطی به سانسور و انقلاب ندارد. یعنی پیش از انقلاب هم مرحوم فروغی آن را مناسب تشخیص نداد و حتی گفت که نسبت دادنِ اینها به سعدی قبیح است و از چاپِ آن سر باز زد. البته اگر از بنده بپرسید، عرض میکنم که هزلیات، قطعاً از شیخ شیراز صادر شده و قوّتی که در برخی از این اشعار هست، نشان میدهد که کارِ احدی جز او نمیتواند باشد. متأسّفانه این رویه در دیگر تصحیحهای کلیّات هم ادامه یافت و از چاپهای در دسترس، این بخش فقط در چاپِ انتشارات زوّار هست.
کلیات سعدی دیگری هم دکتر حسن انوری (نشر قطره) منتشر ساخته است که یکی از محاسنش دارا بودن کشفالابیات همۀ اشعارست. دکتر مظاهر مصفّا هم کلیات سعدی دارد (انتشارات روزنه) که از نظر ظاهری بسیار شکیل و خوشدست است، معنی کلماتِ دشوار نیز در پایین متن آمده. بعضی ورژنهایِ این چاپ فهرست دارد و بعضی فاقد فهرست است، اگر فهرستها برایتان مهم است، در هنگام خرید به این نکته دقّت کنید. (این کتاب «از روی نسخۀ تصحیح شدۀ انجمن فارس» چاپ شده و شاید نتوان آن را یک تصحیح مستقل دانست) هیچ یک از چاپهای بالا دارای توضیحات اشعار نیست. (مگر در موارد معدودی که گفته شد).
📗غزلیات سعدی: همانگونه که گفتیم، کلیات سعدی شاملِ غزلیات هم هست، ولی اگر میخواهید غزلها را به صورتِ جداگانه داشته باشید، چند گزینه در اختیار دارید: غزلهای سعدی، به تصحیح دکتر غلامحسین یوسفی (انتشارات سخن) که چند فهرست سودمند هم ضمیمۀ خود دارد. غزلیات سعدی به تصحیح حبیب یغمایی نیز سالها نایاب بود و مدّتی پیش پژوهشگاه علوم انسانی آن را منتشر ساخت. این چاپ، یکی از تصحیحهای خوب و مغفول غزلیات است، البته اشکالِ عمدۀ این چاپ فهرستهای متعدد و به درنخورِ آن است که پرداختن به آن مجالی جداگانه میطلبد. اگر هم غزلیاتی با شرح و توضیح و معنی کلمات میخواهید، در درجۀ اوّل «شرح غزلیات سعدی» خانم فرح نیازکار مناسب است (انتشارات هرمس). مرحوم خطیبرهبر هم غزلیات سعدی را شرح کرده که شهرتی تمام دارد (انتشارات صفیعلی شاه). نیز مرحوم برگنیسی غزلیات را شرح نموده (انتشارات فکر روز)، ولی گویا چندان در بازار یافت مینشود!
📕بوستان و گلستان: مشهورترین چاپ این دو کتاب، تصحیح مرحوم دکتر یوسفی است (انتشارات خوارزمی). این را هم بگویم که با وجودِ شهرتِ فراوان، این تصحیح، صورتِ نهایی نیست و هنوز هم این دو کتاب از تصحیح و شرح بینیاز نیست. اگر میخواهید توضیحاتِ عباراتِ گلستان همان پای صفحه درج شده باشد، شرحِ گلستانِ خطیبرهبر (انتشارات صفیعلیشاه) را توصیه میکنم که با فونت درشت چاپ شده و برای چشمهای ضعیف آسانخوانترست. مرحوم محمد خزائلی هم شرح مشهوری بر گلستان دارد که در جایِ خود بسیار سودمند است. استاد جویا جهانبخش هم گزیدۀ گلستان را شرح کرده که در قطع جیبی و همراه با فایل صوتی به وسیلۀ نشر معین منتشر شده.
@ehsanname
▪️«افسوس که افسانهسرایان همه خفتند/ اندوه که اندوهگساران همه رفتند ...» استاد محمدعلی اسلامی ندوشن هم درگذشت. این پژوهشگر نامدار ادبیات، متولد ۱۳۰۴ بود و دکترای حقوق بینالملل از دانشگاه سوربن داشت. قاضی، استاد دانشگاه، مترجم، شاعر و از بهترین نویسندگان نثر فارسی در دوران معاصر بود. آثار بسیاری از او به جا مانده که معروفترینهایش «زندگی و مرگ پهلوانان در شاهنامه»، «داستان داستانها» (دربارۀ رستم و اسفندیار)، «ماجرای پایانناپذیر حافظ»، «روزها» (زندگینامه خودنوشت) و «ایران را از یاد نبریم» (مجموعه مقاله) است @ehsanname
📚دکتر اسلامی ندوشن، ادیب پرکاری بود که در کارنامهاش شعر و نمایشنامه و داستان و سفرنامه و مقاله و ترجمه دارد. در میان ۶۰ عنوان کتاب او، از ترجمه رمان «شور زندگی» ایروینگ استون (درباره ونگوگ) و ترجمه اشعار شارل بودلر («ملال پاریس و گلهای بدی») تا گزیده شاهنامه (با عنوان «نامۀ نامور») و گزیده مثنوی (با عنوان «باغ سبز عشق») دیده میشود. اما پرتکرارترین عنوان در میان آثار او، نام ایران است: «ایران را از یاد نبریم»، «ایران و تنهاییاش»، «ایران چه حرفی برای گفتن دارد؟»، «ایران، لوکِ پیر»، «ارمغان ایرانی» و ... او ایران را عاشقانه دوست داشت و ایران، مسالهاش بود. نمونهای از ایرانیات او را (که معرف نثر پرشورش هم هست) به نقل از کتاب «کلمهها»یش بخوانیم (ادامهاش هم در + و +):
@ehsanname
➖ گرفتاریهای روزانه، دلمشغولیها و بهتزدگیهای قرن، مانع از آن است که بسیاری از ما به عمق ماجرایی که در روح ایران است، توجه کنیم. در روزگاری که گویی ایران در ابری از فراموشی پیچیده شده است، اگر کار دیگری از دست ما برنیاید، لااقل خوب است بکوشیم تا فکر او و غم او را در دل خود زنده نگاه داریم و اعتقاد به زایندگی دوران را در سینه نپژمرانیم.
➖ من در قعر ضمیر خود احساسی دارم، چون گواهی گوارا و مبهمی که گاه به گاه بر دل میگذرد و آن این است که: رسالت ایران به پایان نرسیده است و شکوه و خرّمی او به او بازخواهد گشت.
➖ ایران سزاوار آن است که خوشبخت و سرفراز باشد، و برای آنکه خوشبخت و سرفراز گردد، باید هم به خود وفادار بماند و هم به استیلای علم بر جهان کنونی ایمان بیاورد، و در آموختن آنچه نمیداند، غفلت نورزد.
➖ ما از زمانی که میخواستیم آنچه خود بودیم دیگر نباشیم، یعنی از زمان برخورد با تمدن غرب ـ که در مقابل آن خیره شدیم ـ لنگر خود را گم کردهایم. باید این لنگر، یعنی تعادل، بازیافته شود.
➖ گمان میکنم زیاد نیست در جهان، پارۀ خاکی که به اندازۀ ایران حوادث به چشم دیده باشد: جنگ، شهربندان، قحطی، خشکسالی، هوسبازی شاهان و امیران، سالوس موبدان و زاهدنمایان، جشن و ماتم، عشق، ایثار، روزهای خوش و روزهای ناخوش، از بوی خوش گل سرخ تا بوی خون...
بدینگونه ایران یک گورستان پهناور تاریخ است. چه تعداد انسان در طی این چند هزار سال بر این خاک زندگی کرده و رفتهاند، خدا میداند. هماکنون ردّ پایشان هست؛ عشق ورزیدند و امیدوار بودند و رنج کشیدند و تلاش کردند و گذشتند.
➖ ویژگیهای روحی ایرانی را به این آسانی نمیشود برشمرد؛ زیرا یکی از پیچیدهترین نمونههای دنیاست. اگر در دو کلمه بخواهیم بگوییم: تقیه و ترس. ایرانی گویی از چیزی میترسیده. چیزی داشته که پنهان کند. سینهاش صندوق رازی بوده. اگر دلیل میخواهید، به ادب فارسی رجوع کنید؛ به شعر. تاریخْ او را به این وضع انداخته، مارگزیده است؛ نه یک بار، که بارها. اثری از زهر تاریخ در اوست که باید بیرون کشیده شود. تقیه در او به حدی است که چیزهایی را نه تنها از دیگران، بلکه از خود هم پنهان میدارد. علاجش این است که محیط را برای خود نامحرم نبیند؛ یعنی دلش قرص شود که ولو در حد امر گذر، آزادی و مرجعی هست.
➖ نتیجۀ دیگر این طبیعت احساسی، تسلط افراط و تفریط بر امور است، یا به عبارت دیگر نقص توزان. این عارضه، موجب گردیده که ایرانی یا چیزی را زیاد دوست بدارد و یا زیاد دشمن؛ و توقف در حد وسط برایش بسیار دشوار بشود!
➖ وضع ایران که در نیمۀ دوم تاریخش از لحاظ سیاسی بیثبات بوده، کمتر اجازۀ سازندگیهای دامنهدار و ماندنی را میداده. از این رو بزرگترین درخشش خود را در شعر یافته که یک کار فردی است، نه جمعی. گذشته از این، شعر زبان شکوه و اعتراض است، و نمایانترین تبلور فکری ایرانی شکوه و اعتراض بوده است.
➖ ما امروزه قومی هستیم که تا حدی «شعرزده» است. «شعر زدگی» یعنی آنکه نزد آدمی لطافت و آن طیف انسانی از شعر دور گردد و دُردهایش بر جای بماند. منظورم از «دُردهای شاعرانه»آن است که مقداری از این اندیشۀ رها، اندیشۀ بیمنطق، بیقید، و همراه با گزافه بر شخص مستولی گردد.
➖ یکی از دلایلی که ایرانی در برابر خارجی بیشتر انعطاف به خرج میداده تا مقاومت، آن بوده است که به تمدن و فرهنگ خود اطمینان داشته و میاندیشیده که دیر یا زود این مهاجم به رنگ او درخواهد آمد؛ ولی این به چه قیمتی و در ازای از دست دادن چه چیزهایی؟ آن حرف دیگری است.
➖ مسئولیت ما سنگینتر و نابخشودنیتر میشود، وقتی میبینیم که این مملکت ذاتاً هیچ کم نداشته است؛ ولی از جهتی همین اعتماد و دلگرمی به اینکه همه چیز هست، میتواند ما را تا آستانۀ «هیچ» جلو ببرد.
@ehsanname
@ehsanname
➖ گرفتاریهای روزانه، دلمشغولیها و بهتزدگیهای قرن، مانع از آن است که بسیاری از ما به عمق ماجرایی که در روح ایران است، توجه کنیم. در روزگاری که گویی ایران در ابری از فراموشی پیچیده شده است، اگر کار دیگری از دست ما برنیاید، لااقل خوب است بکوشیم تا فکر او و غم او را در دل خود زنده نگاه داریم و اعتقاد به زایندگی دوران را در سینه نپژمرانیم.
➖ من در قعر ضمیر خود احساسی دارم، چون گواهی گوارا و مبهمی که گاه به گاه بر دل میگذرد و آن این است که: رسالت ایران به پایان نرسیده است و شکوه و خرّمی او به او بازخواهد گشت.
➖ ایران سزاوار آن است که خوشبخت و سرفراز باشد، و برای آنکه خوشبخت و سرفراز گردد، باید هم به خود وفادار بماند و هم به استیلای علم بر جهان کنونی ایمان بیاورد، و در آموختن آنچه نمیداند، غفلت نورزد.
➖ ما از زمانی که میخواستیم آنچه خود بودیم دیگر نباشیم، یعنی از زمان برخورد با تمدن غرب ـ که در مقابل آن خیره شدیم ـ لنگر خود را گم کردهایم. باید این لنگر، یعنی تعادل، بازیافته شود.
➖ گمان میکنم زیاد نیست در جهان، پارۀ خاکی که به اندازۀ ایران حوادث به چشم دیده باشد: جنگ، شهربندان، قحطی، خشکسالی، هوسبازی شاهان و امیران، سالوس موبدان و زاهدنمایان، جشن و ماتم، عشق، ایثار، روزهای خوش و روزهای ناخوش، از بوی خوش گل سرخ تا بوی خون...
بدینگونه ایران یک گورستان پهناور تاریخ است. چه تعداد انسان در طی این چند هزار سال بر این خاک زندگی کرده و رفتهاند، خدا میداند. هماکنون ردّ پایشان هست؛ عشق ورزیدند و امیدوار بودند و رنج کشیدند و تلاش کردند و گذشتند.
➖ ویژگیهای روحی ایرانی را به این آسانی نمیشود برشمرد؛ زیرا یکی از پیچیدهترین نمونههای دنیاست. اگر در دو کلمه بخواهیم بگوییم: تقیه و ترس. ایرانی گویی از چیزی میترسیده. چیزی داشته که پنهان کند. سینهاش صندوق رازی بوده. اگر دلیل میخواهید، به ادب فارسی رجوع کنید؛ به شعر. تاریخْ او را به این وضع انداخته، مارگزیده است؛ نه یک بار، که بارها. اثری از زهر تاریخ در اوست که باید بیرون کشیده شود. تقیه در او به حدی است که چیزهایی را نه تنها از دیگران، بلکه از خود هم پنهان میدارد. علاجش این است که محیط را برای خود نامحرم نبیند؛ یعنی دلش قرص شود که ولو در حد امر گذر، آزادی و مرجعی هست.
➖ نتیجۀ دیگر این طبیعت احساسی، تسلط افراط و تفریط بر امور است، یا به عبارت دیگر نقص توزان. این عارضه، موجب گردیده که ایرانی یا چیزی را زیاد دوست بدارد و یا زیاد دشمن؛ و توقف در حد وسط برایش بسیار دشوار بشود!
➖ وضع ایران که در نیمۀ دوم تاریخش از لحاظ سیاسی بیثبات بوده، کمتر اجازۀ سازندگیهای دامنهدار و ماندنی را میداده. از این رو بزرگترین درخشش خود را در شعر یافته که یک کار فردی است، نه جمعی. گذشته از این، شعر زبان شکوه و اعتراض است، و نمایانترین تبلور فکری ایرانی شکوه و اعتراض بوده است.
➖ ما امروزه قومی هستیم که تا حدی «شعرزده» است. «شعر زدگی» یعنی آنکه نزد آدمی لطافت و آن طیف انسانی از شعر دور گردد و دُردهایش بر جای بماند. منظورم از «دُردهای شاعرانه»آن است که مقداری از این اندیشۀ رها، اندیشۀ بیمنطق، بیقید، و همراه با گزافه بر شخص مستولی گردد.
➖ یکی از دلایلی که ایرانی در برابر خارجی بیشتر انعطاف به خرج میداده تا مقاومت، آن بوده است که به تمدن و فرهنگ خود اطمینان داشته و میاندیشیده که دیر یا زود این مهاجم به رنگ او درخواهد آمد؛ ولی این به چه قیمتی و در ازای از دست دادن چه چیزهایی؟ آن حرف دیگری است.
➖ مسئولیت ما سنگینتر و نابخشودنیتر میشود، وقتی میبینیم که این مملکت ذاتاً هیچ کم نداشته است؛ ولی از جهتی همین اعتماد و دلگرمی به اینکه همه چیز هست، میتواند ما را تا آستانۀ «هیچ» جلو ببرد.
@ehsanname
Forwarded from احساننامه
حافظ منشین بی می و معشوق زمانی
کایامِ گل و یاسمن و عیدِ صیامست
@ehsanname
🔹غزلی از حافظ از قدیمیترین نسخه دیوان خواجه، کتابت ۸۰۱ هجری (بیتها به صورت افقی و دنبال هم نوشته شده). عید فطر مبارک 🌺
کایامِ گل و یاسمن و عیدِ صیامست
@ehsanname
🔹غزلی از حافظ از قدیمیترین نسخه دیوان خواجه، کتابت ۸۰۱ هجری (بیتها به صورت افقی و دنبال هم نوشته شده). عید فطر مبارک 🌺
Forwarded from احساننامه
📝 احسان رضایی: روز ۱۲ اردیبهشت به نام معلمهاست. در ادبیات ما، معلمهای معروفی هستند. از شمس تبریزی بگیرید تا «مدیر مدرسه» جلال آلاحمد. در ادبیات جهان هم معلمهای معروف و ایضاً محبوب زیاد هستند. سال ۲۰۱۴، هفتهنامه آموزشی معروف TES از ۱۲۰۰ معلم انگلیسی نظرسنجی کرد تا محبوبترین معلم دنیای ادبیات و سینما را معرفی کنند. طبیعتاً نتایج بیشتر در حول و حوش آثار ادبی و هنری انگلیسیزبان بود، اما باز هم اسمهای جالبی مطرح شده. در این نظرسنجی پروفسور آلبوس دامبلدور، با اختلاف، نفر اول شد. استاد درس جادوی تغییر شکل در مدرسۀ هاگوارتز که میتوانست با بذلهگویی و شکلاتهای توی جیبش، از پسربچههای ترسو و مردنی، یک ارتش بسازد. از بین بقیۀ معلمهای هاگوارتز، مینروا مکگونگال و سوروس اسنیپ (رتبه ۳و۷) هم در فهرست ۱۰تای اول بودند. معلمهای رمان «ماتیلدا» رولد دال، خانم هانی (رتبه ۲) و خانم ترانچبال (رتبه ۲۰) هم پرطرفدار بودند. حضور خانم هانی که طبیعی است چون رابطۀ خیلی خوبی با دانشآموزهایش داشت و مثلاً وقتی دید ماتیلدا درس را بلد است به او گفت هر کتابی دوست دارد با خودش بیاورد و سر کلاس بخواند، اما حضور مدیر فوقالعاده سختگیر مدرسه، خانم ترانچبال که مال و اموال خانم هانی را هم بالا کشیده، جالب است. یک چهرۀ معروف دیگر در این فهرست، جان کیتینگ «انجمن شاعران مرده» است که رتبۀ چهارم را دارد. معلمی که به داشنآموزهایش یاد میداد دنیا را جور دیگر ببینند و دم را غنیمت بشمارند. از دیگر چهرههای ادبی این فهرست، یکی خانم برودی از «بهار زندگی دوشیزه جین برودی» موریل اسپارک (رتبه ۶) است، یکی هم آقای چیپس از «خداحافظ آقای چیپس» نوشته جیمز هیلتون (رتبه ۸). این دومی معلم سختگیری است که بعد از ازدواجش به یکی از معلمهای همراه با دانشآموزها تبدیل میشود. آن شرلی که در بزرگسالی شغل معلمی را انتخاب کرد و جین ایر که معلم سرخانه بود هم در این فهرست هستند (رتبههای ۱۳ و ۱۵). جالب است که در بین رتبههای اول، معلمهای ادبیات بیشتر از معلمهای دنیای فیلم و سریال هستند (در ۱۰تای اول فقط دو چهرۀ سینمایی هست). از اسمهای جالب فهرست، مرلین جادوگر، معلم شاه آرتور (رتبه ۲۵) و والتر وایت، معلم شیمی سریال «بریکینگ بد» است که جزو ۱۰تای اول هم هست.
@ehsanname
📌این مطلب، همراه با اطلاعات دیگری دربارۀ داستانهای مدرسهای و نویسندگانی که معلم بودند در روزنامه «جام جم» منتشر شده است
@ehsanname
📌این مطلب، همراه با اطلاعات دیگری دربارۀ داستانهای مدرسهای و نویسندگانی که معلم بودند در روزنامه «جام جم» منتشر شده است
حینَ وُلِدْنَا، کانتِ الحیاةُ ملوّنةً
و کانتِ الصورُ بالاسودِ و الابیض.
الیوم اصبحتِ الصورُ ملوّنةً
و اصبحتْ الحیاهُٔ بالاسودِ و الابیض.
وقتی ما به دنیا آمدیم
زندگی رنگی بود و عکسها سیاه و سفید
حالا عکسها رنگیاند و زندگی سیاه و سفید.
(#غیاث_المدهون، ترجمۀ سارا رحمتی)
@ehsanname
و کانتِ الصورُ بالاسودِ و الابیض.
الیوم اصبحتِ الصورُ ملوّنةً
و اصبحتْ الحیاهُٔ بالاسودِ و الابیض.
وقتی ما به دنیا آمدیم
زندگی رنگی بود و عکسها سیاه و سفید
حالا عکسها رنگیاند و زندگی سیاه و سفید.
(#غیاث_المدهون، ترجمۀ سارا رحمتی)
@ehsanname
📙کتاب «آداب کتابخواری» مجموعه یادداشتها و تأملاتی است در باب خواندن و بلکه بسیار خواندن. در حد وسع و سواد و توانم سعی کردم کتاب طوری شود که به کار همۀ کسانی که به این فن شریف علاقمند هستند، افرادی که میخواهند در آینده کتابخوان حرفهای بشوند، گروههایی که همین حالا حلقه و باشگاه کتابخوانی دارند، ... و آنهایی که مدام میپرسند چند کتابی که باید پیش از مردن خواند؟ ... بیاید. قبل از سفارش کتاب از فروشگاههای حقیقی یا مجازی (مثل ایران کتاب یا کتابرسان)، مقدمۀ کتاب را در اینجا بخوانید تا با محتوایش بیشتر آشنا شوید:
@ehsanname
✍️در طول تاریخ، کسانی بودهاند که جدی جدی کتاب را میخوردند. یعنی موریانهوار، با میل و رغبت صفحات کتاب را میکندند و به نیش میکشیدند و کاری هم به توانایی معده در هضم سلولز کاغذ نداشتند. چند مورد از این اتفاق در مجلات پزشکی دنیا ثبت و ضبط شده است. همین اواخر، در سال ۲۰۱۷ یک کمدین آمریکایی (به نام جامی لوفتوس) رمان «شوخی بیپایان» دیوید فاستر والاس را که به حجم زیاد و ساختار آشفتهاش معروف است، جلوی دوربینها خورد. یک مورد بامزه هم ماجرای مِنِلیک دوم، امپراتور اتیوپی است. او در اواخر عمر و بعد از پشت سر گذاشتن چند حمله قلبی، حسابی ضعیف شده بود و خیال میکرد با خوردن انجیل، میتواند خودش را شفا دهد. عاقبت جناب امپراتور در دسامبر ۱۹۱۳، پس از یک حمله قلبی دیگر و هنگام تلاش برای خوردن انجیل مرد.
طبیعتاً مخاطب ما در این کتاب، این دوستان نیستند. با آنهایی که کتاب یک نویسنده را به زور و برای تنبیه به خورد خودش میدادند (مجازاتی محبوب در اروپای قرن هفدهم) هم کاری نداریم. این کتاب، برای آنهاست که مفهوم خوردن یا بلعیدن را به معنای استعاریِ تلاش برای نزدیک شدن بیشتر به چیزی و بهرهبرداری حداکثری از آن استفاده میکنند. آنچه که در این کتاب میخوانید، خاطرات و تأملات یک کتابخوار با همین معنای اخیر است که آنها را با بقیه دوستداران کتاب و کتابخوانی و مطالعه به اشتراک گذاشته است.
در دهههای مختلف عمر، خواننده، خریدار، نویسنده، ویراستار، خبرنگار، مسئول تبلیغ و ... سایر شغلهای مرتبط با کتاب بودهام و همۀ خاطرات کتابی من اینها نیست. میشد حرفهای بیشتری هم در مورد کتابها زد، اما به تجربه دیدهام که این سی یادداشت و روایت، مهمترین موضوعاتی هستند که هر کتابخوان حرفهای با آنها مواجه بوده یا خواهد شد. بعضی از موارد مثل تشخیص قیمت کتاب، پیدا کردن کتاب مناسب یا موضوع امانت دادن، شمول بیشتری دارد و برای همین مفصلتر هستند، بعضی از موارد هم در دل یادداشتها و حرفهای دیگر بیان شدهاند. اما به هر حال، تمام این موضوعات آن مقدار اهمیت دارند تا هر کسی که دوست دارد بیشتر و بهتر بخواند، در موردشان فکر کند.
مطالب کتاب هم به همدیگر پیوسته هستند، هم هر کدام را به تنهایی و فال قال میشود خواند. خیلی واضح و بدیهی است که نظر همۀ خوانندگان در مورد تمام مطالب این کتاب یکسان نباشد. مثلاً حدس میزنم یادداشت حاشیهنویسی بر کتاب از همین دسته باشد و افراد دیگری هستند که برخلاف من که دوست دارم کتابهایم را تر و تمیز نگه دارم، نوشتن در کتاب یا خط کشیدن داخل صفحات را دوست میدارند و از آن دفاع میکنند. این، اتفاق مبارکی است که نظرات متفاوت در این مورد، و در هر مورد دیگری، طرح شود. هدف اصلی کتابخوانی و کتابخواری، همین پیدا کردن دیدگاه شخصی در مورد موضوعات متفاوت است. به گمانم یکی از مشکلات اصلی امر کتاب در کشور و جامعه ما، این است که در مورد کتابها کمتر از سایر امور با هم حرف میزنیم. امیدوارم مطالب این کتاب، فتح بابی برای گفتگو در همین موضوعات باشند.
این کتاب را پس از دو سه جلسه گفتگو با یک کتابخوار دیگر، جناب مهدی قزلی، مدیر نشر جامجم نوشتهام. چندتایی از یادداشتها قبلاً در مطبوعات منتشر شده بودند که برای قرار گرفتن در یک مجموعه، بازخوانی و بهروز شدند. کتاب را به همۀ آنهایی تقدیم میکنم که همیشۀ خدا، آن ته مههای دلشان شوقِ خواندن و خوردن یک کتاب دیگر دارند.
➖«آداب کتابخواری»، احسان رضایی، نشر جامجم
@ehsanname
@ehsanname
✍️در طول تاریخ، کسانی بودهاند که جدی جدی کتاب را میخوردند. یعنی موریانهوار، با میل و رغبت صفحات کتاب را میکندند و به نیش میکشیدند و کاری هم به توانایی معده در هضم سلولز کاغذ نداشتند. چند مورد از این اتفاق در مجلات پزشکی دنیا ثبت و ضبط شده است. همین اواخر، در سال ۲۰۱۷ یک کمدین آمریکایی (به نام جامی لوفتوس) رمان «شوخی بیپایان» دیوید فاستر والاس را که به حجم زیاد و ساختار آشفتهاش معروف است، جلوی دوربینها خورد. یک مورد بامزه هم ماجرای مِنِلیک دوم، امپراتور اتیوپی است. او در اواخر عمر و بعد از پشت سر گذاشتن چند حمله قلبی، حسابی ضعیف شده بود و خیال میکرد با خوردن انجیل، میتواند خودش را شفا دهد. عاقبت جناب امپراتور در دسامبر ۱۹۱۳، پس از یک حمله قلبی دیگر و هنگام تلاش برای خوردن انجیل مرد.
طبیعتاً مخاطب ما در این کتاب، این دوستان نیستند. با آنهایی که کتاب یک نویسنده را به زور و برای تنبیه به خورد خودش میدادند (مجازاتی محبوب در اروپای قرن هفدهم) هم کاری نداریم. این کتاب، برای آنهاست که مفهوم خوردن یا بلعیدن را به معنای استعاریِ تلاش برای نزدیک شدن بیشتر به چیزی و بهرهبرداری حداکثری از آن استفاده میکنند. آنچه که در این کتاب میخوانید، خاطرات و تأملات یک کتابخوار با همین معنای اخیر است که آنها را با بقیه دوستداران کتاب و کتابخوانی و مطالعه به اشتراک گذاشته است.
در دهههای مختلف عمر، خواننده، خریدار، نویسنده، ویراستار، خبرنگار، مسئول تبلیغ و ... سایر شغلهای مرتبط با کتاب بودهام و همۀ خاطرات کتابی من اینها نیست. میشد حرفهای بیشتری هم در مورد کتابها زد، اما به تجربه دیدهام که این سی یادداشت و روایت، مهمترین موضوعاتی هستند که هر کتابخوان حرفهای با آنها مواجه بوده یا خواهد شد. بعضی از موارد مثل تشخیص قیمت کتاب، پیدا کردن کتاب مناسب یا موضوع امانت دادن، شمول بیشتری دارد و برای همین مفصلتر هستند، بعضی از موارد هم در دل یادداشتها و حرفهای دیگر بیان شدهاند. اما به هر حال، تمام این موضوعات آن مقدار اهمیت دارند تا هر کسی که دوست دارد بیشتر و بهتر بخواند، در موردشان فکر کند.
مطالب کتاب هم به همدیگر پیوسته هستند، هم هر کدام را به تنهایی و فال قال میشود خواند. خیلی واضح و بدیهی است که نظر همۀ خوانندگان در مورد تمام مطالب این کتاب یکسان نباشد. مثلاً حدس میزنم یادداشت حاشیهنویسی بر کتاب از همین دسته باشد و افراد دیگری هستند که برخلاف من که دوست دارم کتابهایم را تر و تمیز نگه دارم، نوشتن در کتاب یا خط کشیدن داخل صفحات را دوست میدارند و از آن دفاع میکنند. این، اتفاق مبارکی است که نظرات متفاوت در این مورد، و در هر مورد دیگری، طرح شود. هدف اصلی کتابخوانی و کتابخواری، همین پیدا کردن دیدگاه شخصی در مورد موضوعات متفاوت است. به گمانم یکی از مشکلات اصلی امر کتاب در کشور و جامعه ما، این است که در مورد کتابها کمتر از سایر امور با هم حرف میزنیم. امیدوارم مطالب این کتاب، فتح بابی برای گفتگو در همین موضوعات باشند.
این کتاب را پس از دو سه جلسه گفتگو با یک کتابخوار دیگر، جناب مهدی قزلی، مدیر نشر جامجم نوشتهام. چندتایی از یادداشتها قبلاً در مطبوعات منتشر شده بودند که برای قرار گرفتن در یک مجموعه، بازخوانی و بهروز شدند. کتاب را به همۀ آنهایی تقدیم میکنم که همیشۀ خدا، آن ته مههای دلشان شوقِ خواندن و خوردن یک کتاب دیگر دارند.
➖«آداب کتابخواری»، احسان رضایی، نشر جامجم
@ehsanname
📚رمان خواندن با بیل گیتس
@ehsanname
بیل گیتس، غول دنیای دیجیتال، از آن کتابخوانهای حرفهای است که از سال ۲۰۱۰ دارد هر تابستان و زمستان یک لیست کتاب پیشنهادی از بهترین خواندههای خودش ارایه میدهد و معمولاً این کتابها پرفروش هم میشوند. تعداد این کتابهای پیشنهادی در این یازده سال خودش یک کتابخانه بزرگ با ۲۲۰ عنوان کتاب شده. فهرست پیشنهادی او اغلب درباره آثاری است که مفاهیم و موضوعاتی مثل ثروت، ناعدالتی، و کمکهای خارجی را پوشش میدهد. اما او تعدادی داستان هم معرفی کرده، داستانهایی که برای یک آدم غیرداستانخوان جذاب بوده. (بیل گیتس البته یک دوست داستاننویس هم دارد: نیل استیونسون، کسی که در سال ۱۹۹۲ در داستان «سقوط برف»ش یک دنیای مجازیِ سه بعدی و متشکل از آواتارهای افراد به نام «متاورس» را توصیف کرده بود، اصطلاحی که امروزه برای توصیف آیندۀ اینترنت استفاده میشود.) داستانهای محبوب بیل گیتس طیف وسیعی از سوژهها را پوشش میدهند و داستانهای علمی-تخیلی کمی در آنهاست. از بین رمانهای پیشنهادی گیتس، فهرست آنهایی که به فارسی ترجمه شدهاند، از این قرار است:
@ehsanname
🔹«آسوده از جنگ» جان نولز (ترجمه امیر رئیس اوژن، انتشارات راه معاصر) ماجرای دو پسر در یک مدرسۀ شبانهروزی که جنگ جهانی دوم دنیایشان را زیر و رو میکند
🔸«پروژه هیل مری» اندی وییر (ترجمل حسین شهرابی، کتابسرای تندیس) رمانی علمی-تخیلی دربارۀ فضانوردی که باید جلوی مرگ خورشید را بگیرد
🔹سهگانۀ «بازیهای گرسنگی» سوزان کالینز (با عنوانهای «عطش مبارزه» «اشتعال» و «زاغ مقلّد» - ترجمه شبنم سعادت، نشر افراز) داستانی پساآخرالزمانی که در آن آمریکا به یک منطقۀ حکومتی ثروتمند و دوازده بخش فقیر تقسیم شده و در رویدادی سالانه، یک نماینده از هر بخش باید در مسابقهای تا سرحد مرگ شرکت کند
🔸سهگانۀ «پروژه رُزی»، «تاثیر/ پدیده رُزی» و «نتیجه رُزی» گریم سیمسیون (سه جلدش با ترجمۀ نرگس جلالتی، کتابسرای تندیس/ دو جلد اولش با ترجمۀ مهدی نسرین، نشر مرکز) یک پروفسور ژنتیک که هیچوقت قرارهایش به نوبت دوم نرسیده «پروژۀ همسریابی» را کلید میزند
🔹«تا چشم کار میکند لاکپشت» جان گرین (ترجمۀ شهره نورصالحی، نشر پیدایش) دو نوجوان دارند سعی میکنند معمای میلیارد گمشدهای را حل کنند، و این وسط مفاهیمی مثل وسواس و عشق هم مطرح میشود (سه ترجمۀ دیگر با عنوانهای «زمین بر پشت/ دوش لاکپشتها» و «لاکپشت رو لاکپشت» هم دارد)
🔸«تاج جنگل» ریچارد پاورز (ترجمه جواد همایونپور، نشر یوبان) نُه شخصیت مختلف با مهارتهای متفاوت شیفتۀ شکوه درختان میشوند و سعی در نجات جنگل دارند (عنوان اصلی کتاب Overstory است و ترجمۀ دیگری با عنوان «چتر سبز» هم دارد)
🔹«کلارا و خورشید» کازئو ایشیگورو (ترجمۀ امیرمهدی حقیقت، نشر چشمه / ترجمۀ شیوا مقانلو، نشر نیماژ) رمانی علمی-تخیلی از زاویه دید و روایت رباتی به نام کلارا که قرار است دوست مصنوعی بچهها باشد
🔸«لینکلن در برزخ» جورج ساندرز (ترجمه رعنا موقعی، نشر ستاک) آبراهام لینکلن و مسایل خانوادگیاش در زمان جنگ داخلی (با عنوان «لینکلن در باردو» هم ترجمه شده)
🔹«میز گربه» (مایکل اونداتیه، ترجمه نادر قبلهای، نشر مروارید) داستان سفر دریایی چهار کودک به لندن که به تأثیرات از دست دادن معصومیت کودکی میپردازد
🔸«ناتور دشت» جی دی سلینجر (ترجمه محمد نجفی، انتشارات نیلا) پسری شانزده ساله به نام هولدن کالفیلد از مدرسهاش زده بیرون و سه روز را مخفیانه در نیویورک میگذراند و یک بند حرف میزند (ترجمههای متعدد دیگری هم دارد)
🔹«نجیبزادهای در مسکو» آمور تولز (ترجمۀ مصطفی احمدی، کتاب کوله پشتی) دادگاه بلشویک، یک اشرافزاده را به حبس در هتلی در نزدیکی های کرملین محکوم کرده است
🔸«همدرد» ویت تان نون (ترجمه معصومه عسگری، انتشارات کتاب کوله پشتی) جاسوسی که درگیر یک ماجرای عاشقانه میشود و تردید بین وظیفه یا عاطفه (ترجمه دیگری با عنوان «هواخواه» هم دارد)
🔹«همنت» مگی اوفارل (ترحمۀ مریم رئیسی، انتشارات خوب) رمانی تاریخی دربارۀ همسر شکسپیر و مرگ پسر خانواده در همهگیری طاعون
🔸«یک ازدواج آمریکایی» تایاری جونز (ترجمۀ یاسمن ثانوی، نشر روزگار) موضوع، بیعدالتیهای نژادپرستانه در سیستم قضایی آمریکاست و مردی که به خاطر جرم نکرده به زندان میافتد (دو ترجمۀ دیگر هم دارد)
📌سال مطالعه هر کدام از این رمانها و توضیحات خود بیل گیتس تا ۲۰۱۸ را در + و بعد از آن را در +، +، +، + و + میتوانید پیدا کنید.
➖این مطلب در بهخوان منتشر شده است
@ehsanname
@ehsanname
بیل گیتس، غول دنیای دیجیتال، از آن کتابخوانهای حرفهای است که از سال ۲۰۱۰ دارد هر تابستان و زمستان یک لیست کتاب پیشنهادی از بهترین خواندههای خودش ارایه میدهد و معمولاً این کتابها پرفروش هم میشوند. تعداد این کتابهای پیشنهادی در این یازده سال خودش یک کتابخانه بزرگ با ۲۲۰ عنوان کتاب شده. فهرست پیشنهادی او اغلب درباره آثاری است که مفاهیم و موضوعاتی مثل ثروت، ناعدالتی، و کمکهای خارجی را پوشش میدهد. اما او تعدادی داستان هم معرفی کرده، داستانهایی که برای یک آدم غیرداستانخوان جذاب بوده. (بیل گیتس البته یک دوست داستاننویس هم دارد: نیل استیونسون، کسی که در سال ۱۹۹۲ در داستان «سقوط برف»ش یک دنیای مجازیِ سه بعدی و متشکل از آواتارهای افراد به نام «متاورس» را توصیف کرده بود، اصطلاحی که امروزه برای توصیف آیندۀ اینترنت استفاده میشود.) داستانهای محبوب بیل گیتس طیف وسیعی از سوژهها را پوشش میدهند و داستانهای علمی-تخیلی کمی در آنهاست. از بین رمانهای پیشنهادی گیتس، فهرست آنهایی که به فارسی ترجمه شدهاند، از این قرار است:
@ehsanname
🔹«آسوده از جنگ» جان نولز (ترجمه امیر رئیس اوژن، انتشارات راه معاصر) ماجرای دو پسر در یک مدرسۀ شبانهروزی که جنگ جهانی دوم دنیایشان را زیر و رو میکند
🔸«پروژه هیل مری» اندی وییر (ترجمل حسین شهرابی، کتابسرای تندیس) رمانی علمی-تخیلی دربارۀ فضانوردی که باید جلوی مرگ خورشید را بگیرد
🔹سهگانۀ «بازیهای گرسنگی» سوزان کالینز (با عنوانهای «عطش مبارزه» «اشتعال» و «زاغ مقلّد» - ترجمه شبنم سعادت، نشر افراز) داستانی پساآخرالزمانی که در آن آمریکا به یک منطقۀ حکومتی ثروتمند و دوازده بخش فقیر تقسیم شده و در رویدادی سالانه، یک نماینده از هر بخش باید در مسابقهای تا سرحد مرگ شرکت کند
🔸سهگانۀ «پروژه رُزی»، «تاثیر/ پدیده رُزی» و «نتیجه رُزی» گریم سیمسیون (سه جلدش با ترجمۀ نرگس جلالتی، کتابسرای تندیس/ دو جلد اولش با ترجمۀ مهدی نسرین، نشر مرکز) یک پروفسور ژنتیک که هیچوقت قرارهایش به نوبت دوم نرسیده «پروژۀ همسریابی» را کلید میزند
🔹«تا چشم کار میکند لاکپشت» جان گرین (ترجمۀ شهره نورصالحی، نشر پیدایش) دو نوجوان دارند سعی میکنند معمای میلیارد گمشدهای را حل کنند، و این وسط مفاهیمی مثل وسواس و عشق هم مطرح میشود (سه ترجمۀ دیگر با عنوانهای «زمین بر پشت/ دوش لاکپشتها» و «لاکپشت رو لاکپشت» هم دارد)
🔸«تاج جنگل» ریچارد پاورز (ترجمه جواد همایونپور، نشر یوبان) نُه شخصیت مختلف با مهارتهای متفاوت شیفتۀ شکوه درختان میشوند و سعی در نجات جنگل دارند (عنوان اصلی کتاب Overstory است و ترجمۀ دیگری با عنوان «چتر سبز» هم دارد)
🔹«کلارا و خورشید» کازئو ایشیگورو (ترجمۀ امیرمهدی حقیقت، نشر چشمه / ترجمۀ شیوا مقانلو، نشر نیماژ) رمانی علمی-تخیلی از زاویه دید و روایت رباتی به نام کلارا که قرار است دوست مصنوعی بچهها باشد
🔸«لینکلن در برزخ» جورج ساندرز (ترجمه رعنا موقعی، نشر ستاک) آبراهام لینکلن و مسایل خانوادگیاش در زمان جنگ داخلی (با عنوان «لینکلن در باردو» هم ترجمه شده)
🔹«میز گربه» (مایکل اونداتیه، ترجمه نادر قبلهای، نشر مروارید) داستان سفر دریایی چهار کودک به لندن که به تأثیرات از دست دادن معصومیت کودکی میپردازد
🔸«ناتور دشت» جی دی سلینجر (ترجمه محمد نجفی، انتشارات نیلا) پسری شانزده ساله به نام هولدن کالفیلد از مدرسهاش زده بیرون و سه روز را مخفیانه در نیویورک میگذراند و یک بند حرف میزند (ترجمههای متعدد دیگری هم دارد)
🔹«نجیبزادهای در مسکو» آمور تولز (ترجمۀ مصطفی احمدی، کتاب کوله پشتی) دادگاه بلشویک، یک اشرافزاده را به حبس در هتلی در نزدیکی های کرملین محکوم کرده است
🔸«همدرد» ویت تان نون (ترجمه معصومه عسگری، انتشارات کتاب کوله پشتی) جاسوسی که درگیر یک ماجرای عاشقانه میشود و تردید بین وظیفه یا عاطفه (ترجمه دیگری با عنوان «هواخواه» هم دارد)
🔹«همنت» مگی اوفارل (ترحمۀ مریم رئیسی، انتشارات خوب) رمانی تاریخی دربارۀ همسر شکسپیر و مرگ پسر خانواده در همهگیری طاعون
🔸«یک ازدواج آمریکایی» تایاری جونز (ترجمۀ یاسمن ثانوی، نشر روزگار) موضوع، بیعدالتیهای نژادپرستانه در سیستم قضایی آمریکاست و مردی که به خاطر جرم نکرده به زندان میافتد (دو ترجمۀ دیگر هم دارد)
📌سال مطالعه هر کدام از این رمانها و توضیحات خود بیل گیتس تا ۲۰۱۸ را در + و بعد از آن را در +، +، +، + و + میتوانید پیدا کنید.
➖این مطلب در بهخوان منتشر شده است
@ehsanname
📚این روزها نمایشگاه کتاب برپاست و برای یک کتابدوست، هیچ چیز مفیدتر از فهرست خرید نیست. در این کانال قبلاً فهرستهای متعددی را منتشر کردهایم، از پیشنهادهای کتابی استاد علی نصیریان و سایر اساتید برجسته، از کتابهای محبوب چهرههای تاریخی مثل ناصرالدین شاه و کمالالملک و سیدجمال اسدآبادی، تا فهرست کتابخانه اسامه بن لادن، از پولدارترین شخصیتهای داستانی، راهنمای خواندن آثار مارکز و داستایوسکی و انتخاب بهترین تصحیح حافظ و سعدی، از کتابخانه برندگان نوبل سالهای اخیر تا پرفروشهای هر سال بازار نشر و اپلیکیشنها، ... با این حال به نظرم ۲۰ فهرست پایینی کاربردیتر و مناسبتر هستند. ببینید و بر اساس سلیقه و پسند خودتان انتخاب کنید:
🔸@ehsanname
🗓فهرست کتاب پیشنهادی جناب تولستوی
🗒کتابهای محبوب گابو مارکز
🗓کتابهای عمرِ جویس کرول اوتس
🗒رمانهای محبوب بیل گیتس
🗓پرفروشترین کتابهای داستانی تاریخ
🗒بهترین داستانهای کوتاه تاریخ به انتخاب برندگان جایزه ملی داستان کوتاه بیبیسی
🗓بهترین کتابهای قرن ۲۱ به انتخاب گاردین (طبیعتاً منظورشان همین دو دهۀ ابتدایی قرن است)
🗒بهترین کتابهای قرن ۲۱ به انتخاب انترتینمنت ویکلی
🗓بهترین داستانهای مدرسهای و محبوبترین معلمهای ادبیات
🗒فهرست جوایز ادبی ایرانی داستان در ۱۳۹۶
🗓فهرست جوایز ادبی ایرانی داستان در ۱۳۹۷
🗒فهرست جوایز ادبی ایرانی داستان در ۱۳۹۸
🗓فهرست جوایز ادبی ایرانی داستان در ۱۳۹۹
🗒فهرست جوایز ادبی ایرانی داستان در ۱۴۰۰
🗓پرفروشترین رمانهای ایرانی دهه ۱۳۹۰ (با توضیحات تکمیلی)
🗒پرفروشترین دفتر شعرهای دهه ۱۳۹۰
🗓 ۱۰ رمان خارجی و ۲۰ رمان ایرانی به پیشنهاد احمد دهقان
🗒فهرست (به قول خودش: سیاهه) صدتایی رمان پیشنهادی رضا امیرخانی
🗓فهرست (سیاهه) صدتایی دوم کتابهای پیشنهادی رضا امیرخانی
🗒کتابهایی که حالمان را خوش میکنند به پیشنهاد احسان رضایی
📚 @ehsanname
🔸@ehsanname
🗓فهرست کتاب پیشنهادی جناب تولستوی
🗒کتابهای محبوب گابو مارکز
🗓کتابهای عمرِ جویس کرول اوتس
🗒رمانهای محبوب بیل گیتس
🗓پرفروشترین کتابهای داستانی تاریخ
🗒بهترین داستانهای کوتاه تاریخ به انتخاب برندگان جایزه ملی داستان کوتاه بیبیسی
🗓بهترین کتابهای قرن ۲۱ به انتخاب گاردین (طبیعتاً منظورشان همین دو دهۀ ابتدایی قرن است)
🗒بهترین کتابهای قرن ۲۱ به انتخاب انترتینمنت ویکلی
🗓بهترین داستانهای مدرسهای و محبوبترین معلمهای ادبیات
🗒فهرست جوایز ادبی ایرانی داستان در ۱۳۹۶
🗓فهرست جوایز ادبی ایرانی داستان در ۱۳۹۷
🗒فهرست جوایز ادبی ایرانی داستان در ۱۳۹۸
🗓فهرست جوایز ادبی ایرانی داستان در ۱۳۹۹
🗒فهرست جوایز ادبی ایرانی داستان در ۱۴۰۰
🗓پرفروشترین رمانهای ایرانی دهه ۱۳۹۰ (با توضیحات تکمیلی)
🗒پرفروشترین دفتر شعرهای دهه ۱۳۹۰
🗓 ۱۰ رمان خارجی و ۲۰ رمان ایرانی به پیشنهاد احمد دهقان
🗒فهرست (به قول خودش: سیاهه) صدتایی رمان پیشنهادی رضا امیرخانی
🗓فهرست (سیاهه) صدتایی دوم کتابهای پیشنهادی رضا امیرخانی
🗒کتابهایی که حالمان را خوش میکنند به پیشنهاد احسان رضایی
📚 @ehsanname
Forwarded from کتابپارهها
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
📹 مثنویخوانی استاد علی نصیریان به درخواست آقای مجری، از لحظات حال خوبکن این روزها. بیتهای این آوازِ افشاری از دفتر چهارم مثنوی است و توصیه به سلیمان نبی برای مدارا با گروههای مختلف مردم:
ای سلیمان در میان زاغ و باز
حِلم حق شو، با همه مرغان بساز
مرغِ جبری را زبانِ جبر گو
مرغِ پر اشکسته را از صبر گو
مرغِ صابر را تو خوش دار و معاف
مرغِ عنقا را بخوان اوصافِ قاف
مر کبوتر را حذر فرما ز باز
باز را از حلم گو و احتراز
وآن خفاشی را که ماند او بینوا
میکنش با نور، جفت و آشنا
کبکِ جنگی را بیاموزان تو صلح
مَر خروسان را نما اشراطِ صبح
همچنان میرو ز هدهد تا عقاب
ره نما والله اعلم بالصواب
@ehsanname
ای سلیمان در میان زاغ و باز
حِلم حق شو، با همه مرغان بساز
مرغِ جبری را زبانِ جبر گو
مرغِ پر اشکسته را از صبر گو
مرغِ صابر را تو خوش دار و معاف
مرغِ عنقا را بخوان اوصافِ قاف
مر کبوتر را حذر فرما ز باز
باز را از حلم گو و احتراز
وآن خفاشی را که ماند او بینوا
میکنش با نور، جفت و آشنا
کبکِ جنگی را بیاموزان تو صلح
مَر خروسان را نما اشراطِ صبح
همچنان میرو ز هدهد تا عقاب
ره نما والله اعلم بالصواب
@ehsanname
Forwarded from احساننامه
👨👩👦👦معروفترین شخصیتهای مخلوق چارلز دیکنز
احسان رضایی: چارلز دیکنز استاد شخصیتپردازی است. او انبوهی از شخصیتهای فقیر، یتیم و بدعاقبتی را که انگار هیچ کدامشان یک وعده غذای سیر نخورده بودند به دنیای ادبیات اضافه کرد. جالیش اینجاست که دیکنز معمولاً شخصیتهای اول بیخاصیت و منفعل خلق میکرد و شخصیتهای فرعی فوقالعاده. او حدود هزار شخصیت مختلف در رمانهایش خلق کرده که خیلیهایشان را همه میشناسیم و بارها از تلویزیون به تماشایشان نشستهایم. اینها معروفترین مخلوقات ذهن آقای دیکنز طبق نظرسنجیها هستند:
@ehsanname
🔟 آقای کِراچِت (رمان «سرود کریسمس»)
منشی فقیر اما خوشقلب اسکروچ، که پسر کوچکش تیم، معلول است و قرار است اگر فقر آنها ادامه پیدا کند سال دیگر بمیرد، اما اسکروچ متحول میشود و او دیگر نمیمیرد و به خوبی و خوشی سالهای سال.
9️⃣ نل کوچولو (رمان «عتیقهفروشی قدیمی»)
در روزگاری که اینترنت نبود، مردم در بندرهای دنیا جمع میشدند تا از ملوانهای کشتیهایی که از انگلیس میآمدند بپرسند نل زنده است؟ آخر دیکنز این داستانِ پرآب چشم را به شکل پاورقی در روزنامه منتشر میکرد.
8️⃣ الیور توئیست (رمان «الیور توئیست»)
«آقا، لطفا!، من باز هم میخوام.» این جمله الیور با کاسه خالی غذایش که آن را جلو آورده، یکی از معروفترین دیالوگهای دنیای ادبیات است. الیور توئیست یتیم و فقیر و مریض هم یکی از دوستداشتنیترین پسربچههای دنیا.
7️⃣ استِلا (رمان «آرزوهای بزرگ»)
دختری که خانم هاویشام او را برای شکستن قلب مردها تربیت کرده است و پیپ در آرزوی وصالش دربهدر و آواره است و اولش هم دیکنز این دوتا را به هم نرساند، اما سردبیر روزنامهای که پاورقی در آن چاپ میشد، او را مجبور به پایان خوش کرد.
6️⃣ فاگین (رمان «الیور توئیست»)
روباه پیر و مکاری که در خیابانهای تاریک لندن به شکار طعمههایش، یعنی بچهها میرود تا بتواند از طریق آنها سکهای به دست بیاورد و بعد اصل بودن آن سکه را با دندانهای زرد و خرابش امتحان کند.
5️⃣ آقای کیلپ (رمان «عتیقهفروشی قدیمی»)
همان آدم بدجنسی که همراه دستیارش، نل و پدربزرگ را دنبال میکند. یکی از بهترین توصیفهای دیکنز در ترسیم یک شخصیت طمعکار، آوردن این خصوصیت برای کیلپ است که تخممرغ را با پوستش میبلعد.
4️⃣ آقای ویکفیلد (رمان «دیوید کاپرفیلد»)
وکیل چاق و خوشقلبی که به دیوید کاپرفیلد (که دیکنز میگفت شبیهترین آدم به خودش است) پناه داد، اما دیوید به جای ازدواج با دختر او اگنس، رفت و دورا را گرفت و آقای ویکفیلد را هم با هِیپ حقهباز تنها گذاشت.
3️⃣ خانم هاویشام (رمان «آرزوهای بزرگ»)
اصلاح میکنم: دوشیزه هاویشام. یک ملکه یخی و سنگدل که هنوز لباس عروسیاش را عوض نکرده، ساعتها را در ۲۰ دقیقه به ۹ نگه داشته و به نور اجازه ورود به خانه را نمیدهد تا گذشت زمان را نفهمد و یادش نیاید که عاشق جفاکار چه رذلی بود.
2️⃣ داجرِ هنرمند (رمان «الیور توئیست»)
او همان پسربچهای است که فاگین از او میخواهد جیببری را به الیور یاد بدهد. داجر شاهزادۀ یتیمها و بچههای خیابانی است، پیتر پنی که از سایر بچههای یتیم تا پای جان حمایت میکند.
1️⃣ ابنِرز اسکروچ (رمان «سرود کریسمس»)
رباخواری که خون مردم را در شیشه کرده، هرچی هم توی شیشه جا نشده را روی زمین میریخت، اما وقتی روح سه کریسمس گذشته و حال و آینده سراغش میآیند به خودش میآید و میرود آن بالای فهرست معروفترین شخصیتهای داستانی تاریخ، جایی کنار هملت و دون کیشوت.
@ehsanname
🔻تابلوی «رویای دیکنز» اثر یکی از معاصران دیکنز، آقای نویسنده با شخصیتهای توی سرش
احسان رضایی: چارلز دیکنز استاد شخصیتپردازی است. او انبوهی از شخصیتهای فقیر، یتیم و بدعاقبتی را که انگار هیچ کدامشان یک وعده غذای سیر نخورده بودند به دنیای ادبیات اضافه کرد. جالیش اینجاست که دیکنز معمولاً شخصیتهای اول بیخاصیت و منفعل خلق میکرد و شخصیتهای فرعی فوقالعاده. او حدود هزار شخصیت مختلف در رمانهایش خلق کرده که خیلیهایشان را همه میشناسیم و بارها از تلویزیون به تماشایشان نشستهایم. اینها معروفترین مخلوقات ذهن آقای دیکنز طبق نظرسنجیها هستند:
@ehsanname
🔟 آقای کِراچِت (رمان «سرود کریسمس»)
منشی فقیر اما خوشقلب اسکروچ، که پسر کوچکش تیم، معلول است و قرار است اگر فقر آنها ادامه پیدا کند سال دیگر بمیرد، اما اسکروچ متحول میشود و او دیگر نمیمیرد و به خوبی و خوشی سالهای سال.
9️⃣ نل کوچولو (رمان «عتیقهفروشی قدیمی»)
در روزگاری که اینترنت نبود، مردم در بندرهای دنیا جمع میشدند تا از ملوانهای کشتیهایی که از انگلیس میآمدند بپرسند نل زنده است؟ آخر دیکنز این داستانِ پرآب چشم را به شکل پاورقی در روزنامه منتشر میکرد.
8️⃣ الیور توئیست (رمان «الیور توئیست»)
«آقا، لطفا!، من باز هم میخوام.» این جمله الیور با کاسه خالی غذایش که آن را جلو آورده، یکی از معروفترین دیالوگهای دنیای ادبیات است. الیور توئیست یتیم و فقیر و مریض هم یکی از دوستداشتنیترین پسربچههای دنیا.
7️⃣ استِلا (رمان «آرزوهای بزرگ»)
دختری که خانم هاویشام او را برای شکستن قلب مردها تربیت کرده است و پیپ در آرزوی وصالش دربهدر و آواره است و اولش هم دیکنز این دوتا را به هم نرساند، اما سردبیر روزنامهای که پاورقی در آن چاپ میشد، او را مجبور به پایان خوش کرد.
6️⃣ فاگین (رمان «الیور توئیست»)
روباه پیر و مکاری که در خیابانهای تاریک لندن به شکار طعمههایش، یعنی بچهها میرود تا بتواند از طریق آنها سکهای به دست بیاورد و بعد اصل بودن آن سکه را با دندانهای زرد و خرابش امتحان کند.
5️⃣ آقای کیلپ (رمان «عتیقهفروشی قدیمی»)
همان آدم بدجنسی که همراه دستیارش، نل و پدربزرگ را دنبال میکند. یکی از بهترین توصیفهای دیکنز در ترسیم یک شخصیت طمعکار، آوردن این خصوصیت برای کیلپ است که تخممرغ را با پوستش میبلعد.
4️⃣ آقای ویکفیلد (رمان «دیوید کاپرفیلد»)
وکیل چاق و خوشقلبی که به دیوید کاپرفیلد (که دیکنز میگفت شبیهترین آدم به خودش است) پناه داد، اما دیوید به جای ازدواج با دختر او اگنس، رفت و دورا را گرفت و آقای ویکفیلد را هم با هِیپ حقهباز تنها گذاشت.
3️⃣ خانم هاویشام (رمان «آرزوهای بزرگ»)
اصلاح میکنم: دوشیزه هاویشام. یک ملکه یخی و سنگدل که هنوز لباس عروسیاش را عوض نکرده، ساعتها را در ۲۰ دقیقه به ۹ نگه داشته و به نور اجازه ورود به خانه را نمیدهد تا گذشت زمان را نفهمد و یادش نیاید که عاشق جفاکار چه رذلی بود.
2️⃣ داجرِ هنرمند (رمان «الیور توئیست»)
او همان پسربچهای است که فاگین از او میخواهد جیببری را به الیور یاد بدهد. داجر شاهزادۀ یتیمها و بچههای خیابانی است، پیتر پنی که از سایر بچههای یتیم تا پای جان حمایت میکند.
1️⃣ ابنِرز اسکروچ (رمان «سرود کریسمس»)
رباخواری که خون مردم را در شیشه کرده، هرچی هم توی شیشه جا نشده را روی زمین میریخت، اما وقتی روح سه کریسمس گذشته و حال و آینده سراغش میآیند به خودش میآید و میرود آن بالای فهرست معروفترین شخصیتهای داستانی تاریخ، جایی کنار هملت و دون کیشوت.
@ehsanname
🔻تابلوی «رویای دیکنز» اثر یکی از معاصران دیکنز، آقای نویسنده با شخصیتهای توی سرش
Forwarded from احساننامه
🔺دو طرح جلد برای «اولیور توئیست» دیکنز، از محمد تجویدیِ مینیاتوریست (راست) و صادق صندوقیِ نقاش (چپ). الیور توئیست دهه سی به ایران آمد و ترجمههای مسعود برزین با نام «پسر یتیم» (کانون معرفت، ۱۳۳۳) و یوسف قریب با عنوان «ماجراهای اولیور توایست» (کتابخانه گوتمبرگ ،۱۳۳۷) قدیمیترین ترجمههای این اثر معروف هستند. ماهنامۀ معروف «سخن» نقدی بر ترجمۀ اول (ترجمۀ برزین) منتشر کرد که جزو قدیمیترین نمونههای نقد ترجمه است @ehsanname
Forwarded from احساننامه
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔺نگاهی به زندگی و زمانۀ چارلز دیکنز. نوشتۀ احسان رضایی با صدای حسین امیری، از برنامه تلویزیونی «کتابباز» (۱۳ آذر ۹۸) @ehsanname
🗓امروز (۹ ژوئن) سالمرگ چارلز دیکنز، یکی از معروفترین نویسندگان تاریخ است. دیکنز از آنهایی بود که ذاتاً قصهگو هستند، در احوالاتش نوشتهاند که داخل اتاق کتابخانهاش در مخفی داشت که با جلدهای الکی آن را پوشانده بود. عناوین این کتابهای تقلبی را خودش ساخته و برای صحاف فرستاده بود: چیزهایی مثل «زندگی گربه» (در نه جلد)، «پنج دقیقه در چین» (سه جلد)؛ «تاریخچه یک کت و شلوار اعیانیِ کوتاه» (۲۱ جلد)؛ «حکمت نیاکان ما» (یک سری ۷ جلدی با این عناوین: جهل، خرافات، تعصب، قمار، شکنجه، کثافت و بیماری) و یک کتاب نازکِ «فضایل اجداد ما»! (منبع +)
@ehsanname
@ehsanname
Forwarded from عقل آبی | صدّیق قطبی
آیا روزهای خوشی در انتظار بشر است؟
«آیا روزهای خوشی در انتظار بشر است؟» محور مناظرهای بود که در پاییز ۲۰۱۵ در تورنتو برگزار شد. متن این مناظره به صورت کتاب درآمده و به فارسی نیز ترجمه شده است(اینجا و اینجا). ویدئوی مناظره هم در یوتیوب موجود است(اینجا).
در این مناظره استیون پینکر و مت ریدلی، مدافع دیدگاه خوشبینانهاند و آلن دوباتن و مالکوم گلدون منتقد این نگرش.
استیون پینکر در این مناظره میگوید: «یک قرن و نیم پیش، میانگین عمر انسان، حدود سی سال بود. امروزه به هفتاد سال رسیده...دو قرن پیش، ۸۵ درصد از مردم در فقر شدید به سر میبُردند. امروزه این عدد به ده درصد رسیده است... در سال ۱۸۲۰، فقط ۲۰ درصد از مردم تحصیلات ابتدایی داشتند و امروزه این درصد به ۸۲ رسیده.»
آلن دوباتن که منتقد این دیدگاه است میگوید: «بسیاری از چیزها در شبکه آمار و ارقام از زیر چشم پنهان میمانند، به سادگی نمیتوانید خطی از وضعیت سلامت، درآمد، وضعیت اجتماعی بکشید و بگویید مردمی که بالای این خط قرار دارند خشنودند... نمیتوانید از طریق ثروتمند کردن مردم، ناخشنودی مالی آنها را از بین ببرید.»
از استیون پینکر که قائل به ایدهی پیشرفت است کتابی به فارسی ترجمه شده با نام «فرشتگان بهتر ذات ما» با عنوان فرعیِ «چرا خشونت کاهش یافته است؟». مترجم این کتاب دکتر مرتضی مردیها است که از همراهان و مروّجان این دیدگاه است. استیون پینکر دو سخنرانی مرتبط با این مسأله در TEDدارد: «افول شگفتانگیز خشونت» و «جهان رو به بهتر شدن است یا بدتر شدن؟ بیایید نگاهی به اعداد بیندازیم.»
دکتر ایمان فانی در یک پادکست با نام «آلن دوباتن و روح زمانه: چرا مطالعه این فیلسوف در دوران ما مفید است؟» روایتی شنیدنی از این مناظره ارائه میدهد و به تقریر همدلانهی دیدگاه آلن دوباتن میپردازد. شنیدن این پادکست برای آشنایی با هندسه فکری آلن دوباتن سودمند است.
مصطفی ملکیان در ضمن درسگفتارهای «سنتگرایی، تجددگرایی، پساتجددگرایی» اشارهای دارد به «انسان مدرن و اندیشهی پیشرفت». در این گفتار، ایدهی پیشرفت را نقد میکند و آن را از اثرات علمزدگی میداند. مصطفی ملکیان میگوید از شش حیث میتوان قائل به پیشرفت انسان بود: «علوم تجربی»، «فناوری و صنعت»، «نیازهای اولیه و جنبههای رفاهی زندگی»، «آرمانهای اجتماعی»، «آرمانهای اخلاقی» و «ظرفیتهای روانی». و قائلان به پیشرفت در اینکه پیشرفت بشر ناظر به کدام یک از این حیثیات است اختلاف دارند.
دکتر آذرخش مُکری در اختتامیه سومین کنگره روانکاوی و رواندرمانی پویای ایران(۳۱ فروردین ۹۸) سخنرانی جذابی دارد با نام «آیا بشر پیروز میشود؟». که عنوان آن را از کتاب «آیا انسان پیروز خواهد شد؟» اثر اریک فروم برگرفته است. آذرخش مُکری در این سخنرانی به شیوه مدافعان ایده پیشرفت از بهبود وضع بشر در زمینهی امید به زندگی، کاهش بیسوادی، فقر، نابرابری و خشونت سخن میگوید. تقریباً همان دلایل استیون پینکر.
دکتر مرتضی مردیها در سال ۱۳۹۱ (یا ۱۳۹۲) سخنرانیای دارد با نام «نوستالژی» که در آن میکوشد نشان دهد گذشته بهتر نیست. در قسمت پرسش و پاسخ، مصطفی ملکیان نیز ملاحظاتی طرح میکند(از زمان ۰۲:۵۸ تا زمان ۰۳:۰۹) و میگوید به نظر میرسد اگر چه در گذشته لذات زندگی ما کمتر بود، اما رضایت ما از زندگی بیشتر بود. مرتضی مردیها در امتداد همین نگاه، مقالهی «بازنماییِ اخبار؛ تبیینی شناختشناسانه» را نوشته است تا نشان دهد چگونه اخبار، دنیا را بدتر از آنچه هست نشان میدهند: «با توجه به این که اخبار بد شانس بیشتری برای حادثهای و جذاب بودن دارند، به تدریج مخاطبان رسانه، دنیا را مکانی سیاه و غیراخلاقی و نامطلوب میانگارند؛ یعنی سیاهتر و غیراخلاقیتر و نارضایتبخشتر از آنی که واقعاً هست؛ چیزی که یک پیامد منفی و یک عارضهی منفی است. منفی، چون انسانها با تصور جهانی بدتر از آنی که هست دچار ناامیدی و افسردگی میشوند، و شاید حتی به روشهای افراطی و خشن در مقابله با آن گرایش پیدا کنند». در همین ارتباط، مقاله دیگری از مرتضی مردیها در اندیشه پویا(شماره ۱۹، شهریور ۱۳۹۳) منتشر شده است: «آیا دنیا همانطور است که اخبار میگوید؟». مت ریدلی هم در مناظرهای که در آغاز این یادداشت به آن اشاره شد به نقش اخبار اشاره میکند: «بیشتر اقسام پیشرفت به صورت تدریجی هستند و بنابراین خبرساز نیستند. اخبار بد اما ناگهان میآیند. تصادف اتومبیل خبرساز است. کاهش مرگ و میر کودکان اینگونه نیست.»
محمدمنصور هاشمی نیز سخنرانیای شنیدنی دارد با نام: «اخلاق، انحطاط، مدرنیته، دین؛ نقد چند تصور»(ویدئو ؛ فایل صوتی)
او میگوید هم ایدهی انحطاط و هم ایدهی پیشرفت یک افسانه است. محمدمنصور هاشمی این تصّور را که عصر جدید، عصر انحطاط اخلاقی است نقد میکند.
آیا جهان ما رو به بهتر شدن است؟ آیا روزهای خوشی در انتظار ما است؟
@sedigh_63
«آیا روزهای خوشی در انتظار بشر است؟» محور مناظرهای بود که در پاییز ۲۰۱۵ در تورنتو برگزار شد. متن این مناظره به صورت کتاب درآمده و به فارسی نیز ترجمه شده است(اینجا و اینجا). ویدئوی مناظره هم در یوتیوب موجود است(اینجا).
در این مناظره استیون پینکر و مت ریدلی، مدافع دیدگاه خوشبینانهاند و آلن دوباتن و مالکوم گلدون منتقد این نگرش.
استیون پینکر در این مناظره میگوید: «یک قرن و نیم پیش، میانگین عمر انسان، حدود سی سال بود. امروزه به هفتاد سال رسیده...دو قرن پیش، ۸۵ درصد از مردم در فقر شدید به سر میبُردند. امروزه این عدد به ده درصد رسیده است... در سال ۱۸۲۰، فقط ۲۰ درصد از مردم تحصیلات ابتدایی داشتند و امروزه این درصد به ۸۲ رسیده.»
آلن دوباتن که منتقد این دیدگاه است میگوید: «بسیاری از چیزها در شبکه آمار و ارقام از زیر چشم پنهان میمانند، به سادگی نمیتوانید خطی از وضعیت سلامت، درآمد، وضعیت اجتماعی بکشید و بگویید مردمی که بالای این خط قرار دارند خشنودند... نمیتوانید از طریق ثروتمند کردن مردم، ناخشنودی مالی آنها را از بین ببرید.»
از استیون پینکر که قائل به ایدهی پیشرفت است کتابی به فارسی ترجمه شده با نام «فرشتگان بهتر ذات ما» با عنوان فرعیِ «چرا خشونت کاهش یافته است؟». مترجم این کتاب دکتر مرتضی مردیها است که از همراهان و مروّجان این دیدگاه است. استیون پینکر دو سخنرانی مرتبط با این مسأله در TEDدارد: «افول شگفتانگیز خشونت» و «جهان رو به بهتر شدن است یا بدتر شدن؟ بیایید نگاهی به اعداد بیندازیم.»
دکتر ایمان فانی در یک پادکست با نام «آلن دوباتن و روح زمانه: چرا مطالعه این فیلسوف در دوران ما مفید است؟» روایتی شنیدنی از این مناظره ارائه میدهد و به تقریر همدلانهی دیدگاه آلن دوباتن میپردازد. شنیدن این پادکست برای آشنایی با هندسه فکری آلن دوباتن سودمند است.
مصطفی ملکیان در ضمن درسگفتارهای «سنتگرایی، تجددگرایی، پساتجددگرایی» اشارهای دارد به «انسان مدرن و اندیشهی پیشرفت». در این گفتار، ایدهی پیشرفت را نقد میکند و آن را از اثرات علمزدگی میداند. مصطفی ملکیان میگوید از شش حیث میتوان قائل به پیشرفت انسان بود: «علوم تجربی»، «فناوری و صنعت»، «نیازهای اولیه و جنبههای رفاهی زندگی»، «آرمانهای اجتماعی»، «آرمانهای اخلاقی» و «ظرفیتهای روانی». و قائلان به پیشرفت در اینکه پیشرفت بشر ناظر به کدام یک از این حیثیات است اختلاف دارند.
دکتر آذرخش مُکری در اختتامیه سومین کنگره روانکاوی و رواندرمانی پویای ایران(۳۱ فروردین ۹۸) سخنرانی جذابی دارد با نام «آیا بشر پیروز میشود؟». که عنوان آن را از کتاب «آیا انسان پیروز خواهد شد؟» اثر اریک فروم برگرفته است. آذرخش مُکری در این سخنرانی به شیوه مدافعان ایده پیشرفت از بهبود وضع بشر در زمینهی امید به زندگی، کاهش بیسوادی، فقر، نابرابری و خشونت سخن میگوید. تقریباً همان دلایل استیون پینکر.
دکتر مرتضی مردیها در سال ۱۳۹۱ (یا ۱۳۹۲) سخنرانیای دارد با نام «نوستالژی» که در آن میکوشد نشان دهد گذشته بهتر نیست. در قسمت پرسش و پاسخ، مصطفی ملکیان نیز ملاحظاتی طرح میکند(از زمان ۰۲:۵۸ تا زمان ۰۳:۰۹) و میگوید به نظر میرسد اگر چه در گذشته لذات زندگی ما کمتر بود، اما رضایت ما از زندگی بیشتر بود. مرتضی مردیها در امتداد همین نگاه، مقالهی «بازنماییِ اخبار؛ تبیینی شناختشناسانه» را نوشته است تا نشان دهد چگونه اخبار، دنیا را بدتر از آنچه هست نشان میدهند: «با توجه به این که اخبار بد شانس بیشتری برای حادثهای و جذاب بودن دارند، به تدریج مخاطبان رسانه، دنیا را مکانی سیاه و غیراخلاقی و نامطلوب میانگارند؛ یعنی سیاهتر و غیراخلاقیتر و نارضایتبخشتر از آنی که واقعاً هست؛ چیزی که یک پیامد منفی و یک عارضهی منفی است. منفی، چون انسانها با تصور جهانی بدتر از آنی که هست دچار ناامیدی و افسردگی میشوند، و شاید حتی به روشهای افراطی و خشن در مقابله با آن گرایش پیدا کنند». در همین ارتباط، مقاله دیگری از مرتضی مردیها در اندیشه پویا(شماره ۱۹، شهریور ۱۳۹۳) منتشر شده است: «آیا دنیا همانطور است که اخبار میگوید؟». مت ریدلی هم در مناظرهای که در آغاز این یادداشت به آن اشاره شد به نقش اخبار اشاره میکند: «بیشتر اقسام پیشرفت به صورت تدریجی هستند و بنابراین خبرساز نیستند. اخبار بد اما ناگهان میآیند. تصادف اتومبیل خبرساز است. کاهش مرگ و میر کودکان اینگونه نیست.»
محمدمنصور هاشمی نیز سخنرانیای شنیدنی دارد با نام: «اخلاق، انحطاط، مدرنیته، دین؛ نقد چند تصور»(ویدئو ؛ فایل صوتی)
او میگوید هم ایدهی انحطاط و هم ایدهی پیشرفت یک افسانه است. محمدمنصور هاشمی این تصّور را که عصر جدید، عصر انحطاط اخلاقی است نقد میکند.
آیا جهان ما رو به بهتر شدن است؟ آیا روزهای خوشی در انتظار ما است؟
@sedigh_63
فروشگاه اینترنتی ایران کتاب
کتاب آیا روزهای خوشی در انتظار بشر است؟ اثر آلن دوباتن | ایران کتاب
خرید کتاب آیا روزهای خوشی در انتظار بشر است؟ نویسنده آلن دوباتن نویسنده مالکوم گلدول مترجم محمدرضا مردانیان نویسنده استیون پینکر انتشارات علم
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
➖دلتنگی دکتر احمد مهدوی دامغانی، استاد برجستۀ ادبیات فارسی و ادبیات عرب که دیروز درگذشت، برای ایران. دکتر مهدوی دامغانی، زادۀ ۱۳۰۵ در مشهد بود، هم تحصیلات حوزوی داشت (آیتالله سیستانی از همدرسهای اوست) و هم دانشگاهی. سال ۴۲ از دانشگاه تهران دکترای زبان و ادبیات فارسی گرفت و پس از آن به تدریس در همین دانشگاه مشغول بود. چون نمیخواست کار دولتی کند، سردفتر اسناد رسمی شد و چون دفترش محل رجوع خاندان پهلوی بود، همین بعد از انقلاب مایۀ گرفتاریاش شد. شرح دادگاهش را خودش با آن نثر ویژه و انصاف در سخن (در روزنامه اطلاعات) نوشته است. او در دادگاه تبرئه شد ولی سال ۶۶ از ایران رفت و مقیم آمریکا و استاد دانشگاههای هاروارد و پنسیلوانیا شد. او آخرین شاگرد زندۀ علامه محمد قزوینی بود و خودش هم پژوهشگری برجسته. عشقش به ایران را میتوانید در آثارش، مثل مقالۀ «ایوان مدائن در متون عربی» (در روزنامه اطلاعات) بیابید. این ویدیو برای ابتدای برنامۀ تلویزیونی «شوكران» (۱۴ بهمن ۹۸، نسخۀ کامل در آپارات) است @ehsanname