خرد سنجشگر – Telegram
خرد سنجشگر
494 subscribers
888 photos
256 videos
122 files
755 links
تلاشی برای جاانداختن تفکر نقاد و ساختن مبانی اندیشیدن مستقل و پویا
سلوک ذهنی، روانی در بهره گیری از موهبت کوتاه زندگی
ID:@mansahand
https://news.1rj.ru/str/CriticalDialogue

آغاز کانال:

https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker/3
Download Telegram
🟩◽️روانشناسی باور ▫️🟩 - بیست وشش

✍️ محمدحسین ناجی

🔵 تعارض باورها


🔹 گفتیم که باورها مجموعه ای دینامیک هستند یعنی بر اساس قانونمندی خاصی همواره در تغییر و اصلاح هستند.

🔸 اما مراد از اصلاح در اینجا لزوما به معنی پیشرفت و بهبود نیست بلکه صرفا به معنای رفع ناسازگاری و آفریدن تعادلی نو می باشد.

🔹 جهت تغییر متناسب با قویترین و ریشه دارترین باورها می باشد.

🔸 قبلا اشاره کردیم که باورها همه دارای ارزش و قدرتی برابر نیستند ،
مثل وزنی که یک فرد در یک جامعه دارد باورها هم در داخل سیستم چنین وضعیتی دارند.

🔹 همانگونه که مثلا وزن رهبر در نظام جمهوری اسلامی شاید میلیونها برابر وزن یک هموطن کارگر بوده باشد برخی باورها هم در درون سیستم باورها دارای چنین وضعیتی هستند.
این بدین معناست که برخی باورها آنچنان ریشه دار هستند که برای تغییر آنها باید میلیونها باور به هم کمک کنند تا بتوانند چنان باوری را تغییر دهند یا از درون سیستم حذف کنند.

🔸وزن هر باور را

-طول عمر باور ،
-میزان تکرارها و
- تأییدهایی که در طول زندگیش گرفته است و
-تعداد اتوریته هایی که آن باور را تأیید کرده اند ضرب در وزن هر اتوریته و نیز
-همراهی برخی امیال و آرزوهای انسان

تعیین می کند.

🔹 تعجب نکنید ، امیال ما در ماندگاری باورها نقش بزرگی بازی می کنند.

برای مثال سرنوشت دو گزاره را در تقابل با هم بررسی کنیم:
الف) انسان فانی است
ب) انسان جاودانی است

اگر فرض کنیم که هیچ دلیلی له نفع یا به ضرر یکی از دو گزاره وجود نداشته باشد ذهن ما در برابر این دو گزاره چه رفتاری نشان می دهد؟
نگویید که به هیچ یک میل نمی کند.
ذات انسان به دنبال تحقق آمال و آرزوهای خود است و یکی از مهمترین امیال انسانی میل به بقاست و ازینرو با تمام وجود آرزو دارد که گزینۀ ب درست باشد ، ازینرو گزینه ی (ب) را انتخاب می کند
نگویید که : نه من اینگونه نمی اندیشم، منظورم از شما ، خودآگاه شمانیست بلکه سیستم اصلی تفکر یعنی ناخودآگاه است و این باورها معمولا وقتی در وجود انسان رخنه می کنند که هنوز خودآگاه به قدر کافی رشد نکرده است.

پس در تعارض باورها همیشه اصل قدرت حاکم است، یعنی هر باوری که قدرتمندتر است خودش را بر دیگر باورها مسلط می کند و دیگران را وادار می کند که خودشان را به مقتضای باور قدرتمندتر اصلاح کند.
متدلوژی_دیالوگ_از_شماره_یازده_تا_بیست_وشش.pdf
1.1 MB
📒📕📗📘📗📕📒

سری بحث های (متدلوژی دیالوگ ) از شماره یازده تا بیست و شش

📒📕📗📘📗📕📒

https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker
خرد سنجشگر
متدلوژی دیالوگ-45 💧🔥💧🔥💧🔥💧🔥💧 🟤 اهداف دیالوگ 🟤 🔳 بیاییم و از خود سؤال کنیم که وقتی ما با شخص دیگری وارد یک دیالوگ اقناعی می شویم و به عبارت ساده تر تلاش می کنیم که او را در موضوع خاصی با خود همنظر و همرأی سازیم چه اهدافی را دنبال می کنیم؟ البته روشن…
متدلوژی دیالوگ – 46 (سرآغاز جدید)

💧🔥💧🔥💧🔥💧🔥💧

✍️ محمدحسین ناجی

📕بیش از سه سال از وقتی که شماره چهل و پنج این سری از بحثها نوشته شده، گذشته است
مدت زیادی است ، در این فاصله جهان و کشور از بحرانهای زیادی گذشته است از جمله کرونا و نیز مشکلات و بحرانهای داخل کشور .

📘جملگی کم و بیش به زبان بی زبانی این اصل را دوباره به ما گوشزد کرده اند که تنها راه چاره برای رفع مشکلات اجتماعی از طریق همکاری جمعی در جهت حل مشکل است و همکاری جمعی جز با گفت و گوی همدلانه و همکارانه و همگرایانه ممکن نیست.

📒 این روزها با توجه به وضعیت روانی که در حاضران و فعالان فضای مجازی حس می کنم و امیدوارم که درکم از این فضا نادرست بوده باشد ، احساس ضرورت می کنم که از زاویه ای دیگر به این بحث بپردازم با این امید که در حد خودم چیزی بر سفره ی اندیشه و عقلانیت نهاده باشم.

📗نویسندگان کتاب ( دیالوگ استراتژیک) جورجیو ناردونه ( Giorgio Nardone ) و الساندرو سالوینی ( Alessandro Salvini ) در فصل اول کتاب مقدمه ای کوتاه اما جالب در مورد دیالوگ آورده اند.

📘نکته جالبی که در ابتدای کتاب به آن اشاره کرده اند این بود که دانشمندان یونانی به اهمیت اقناع عقلانی در برابر اقناع روانی پی بردند و در مقابل ساحران و جادوگران و خطیبان و کاهنان به پی ریزی مکاتب فکری اقدام کردند و نیز پی بردند که برای اقناع باید با مردم ارتباط فکری مستدل برقرار کرد و دیالوگ محصول توجه به اهمیت اقناع عقلانی بود در ادامه ی آن پس از توضیح معنای عبارت یونانی دیالوگ (dia-logos) یعنی از طریق کلمه و گفتگو به تعریف بدیعی از دیالوگ می پردازد:

دیالوگ یک کنش ارتباطی و یک مبادله یا مواجهه کلامی بین دو هوشمند است که از طریق آن دانش جدیدی حاصل می شود ، به کشف چیزی نایل می شوند که هرگز ممکن نبود هیچ از طرفین به تنهایی بدان دست یازند.

📕به نظر من تعریفی بسیار غنی و هوشمندانه با نشانهایی روشن است که هر فردی که وارد بحث با دیگری می شود در نهایت می تواند داوری کند که این گفت و گو دیالوگ بوده است یا نه
اگر به دانش جدیدی بیش از آنچه قبل از مکالمه داشته اند رسیده باشند یعنی آنها موفق به دیالوگ شده اند و اگر چیز جدیدی درنیافته اند هرچقدر زحمت و تلاش و وقت صرف کرده باشند ، نام آن کنش ارتباطی دیالوگ نمی باشد.

📒 برای اولین بار دیدم که قدمت دیالوگ را بر خلاف اکثر راویان فلسفه نه به سقراط بلکه به پروتاگوراس که شاگرد دموکریتوس بود و جزو سوفسطائیان قلمداد می شود رسانده است.
مولف مدعی شده است که پروتاگوراس دیالوگ اریستیک را بنا نهاد.

📗 دیالوگ اریستیک به گفت و گو و محاجه و دلیل آوری متقابلی گویند که در آن مخاطب اساس را بر روی استدلال گوینده می نهد و در چند و چون و کیفیت استدلال مخاطب و نقائص و اشکالات احتمالی آن متمرکز می شود. در ضمن توضیح می دهد که اصل این واژه در یونان قدیم (eristikè tèchne ) بوده است که به معنای هنر و فن ارتباطی بحث و استدلال متقابل می باشد.
در این روش هدف از بحث و گفت و گو متقاعد کردن طرف صحبت به تز و نظریه خودش می باشد اما نه از طریق پاسخ دادن و یا توضیح مدعا بلکه صرفا از طریق یک سری پرسشهای متوالی و هدفدار
✔️✔️ و از این جهت بسیار به سبک سقراط بسیار نزدیک است گرچه سقراط دشمن سرسخت پروتاگوراس بود اما می توان فهمید که از دشمن هم می توان آموخت.
🔸سندی خواندنی و ماندنی از فروغی در یاری مردانِ علم (مایۀ سرشکستگی حاکمان فعلی)

لابد این روزها مکرّر خوانده و شنیده‌اید اخباری مرتبط با حذف و طرد بعضی اساتید دانشگاه را. من نیز خوانده‌ و شنیده‌ام و شاید انتظار می‌رفت چیزی هم در این باب بنویسم. علی الخصوص که تعدادی از این بزرگواران در شمار دوستان من‌اند. اما راستش را بخواهید به رغم اهمیت موضوع ندانستم و اکنون هم نمی‌دانم چه باید نوشت؟ اینکه بنویسم فلانی مَلَکی است در هیئت بشری خوب است؟ بنویسم آن یکی در فن خود وحید روزگار است چطور؟ یا آن دیگری عظیم القدر است و قدرش را بدانید؟
اصلا مگر کسی گوشش به این حرف‌ها بدهکار است؟ تو بگو هزار دلیل و برهان بیاورم که کارشان خطاست، آیا التفاتی خواهند کرد؟ از سر لجاجت بدتر می‌کنند. این را به حزر و گمان نمی‌گویم بلکه به تجربه دریافته‌ام. به قول علما اظهر من الشمس و ابین من الامس است که پند و اندرز و راهنمایی و دلسوزی در اموری از این دست، لااقل از جانب همچو منی، موضوعیت ندارد. لذا نگارنده برای نجات دوستانی که در چنگ امثال سیف گرفتارند وسیله‌ای جز قرائت دعای سیفی نمی‌شناسد:

اللهم انی اسالک الثبات فی الامور و العزیمة علی الرشد و الشکر علی النعمه و اعوذ بک من جور کل جایر و بغی کل باغ و حسد کل حاسد و کید کل کاید و غدر کل غادر بک اصول علی الاعداء و ایاک ارجو لولایة الاحبّاء...

🔸هم اینک به خاطرم رسید در این بلبشو، عرضۀ تحفه‌ای تاریخی خالی از لطف نیست. احتمالا تاریخ گواهی خواهد داد مواجهۀ پهلوی با اهل علم به مراتب قابل قبول‌تر از معاملۀ ج ا با این طایفه بود. این قصه البته سر دراز دارد و مصادیق بسیار. بهتر است وارد آن نشوم و تنها تحفه‌ای را عرضه کنم که خود گواه فضیلتی است علی حده. گو هر که هر چه خواست برداشت کند. سندی که در ادامه ملاحظه خواهید کرد و برای نخستین بار در این کانال منتشر می‌شود پيش‌نويسِ نامه‌ای است از محمدعلی فروغی به تاريخ 12 مرداد 1321ش (برابر با 20 رجب 1361ق/ 3 آگوست 1942م) خطاب به ادارۀ نگارش وزارت فرهنگ به رياست علی فرهمندی در آخرين روزهای صدارت مصطفی عدل. در این ایام فروغی پس از برنشاندن و تثبیت محمدرضا بر تخت پادشاهی در صدد عزیمت به سفارت ایران در امریکاست که البته پیش از این سفر حیاتی به سفر آخرت می‌رود. موضوع نامه استرداد چك وزارت فرهنگ و تقاضای داوطلبانۀ تقسيم حق‌الزحمۀ فروغی است بين آقایان احمد بهمنيار، فاضل تونی و محمد مشكوة كه هر سه از وزارت فرهنگ آن روز طلبكارند.
چنانکه می‌دانیم این هر سه بزرگوار در کسوت روحانیت بودند. حتی بهمنیار تا مدت‌ها در زمرۀ ارباب عمائم بود. نیز دو تن از این بزرگواران را بی آنکه دوره‌های تحصیل دانشگاهی را از سر گذرانده باشند تنها با تألیف یک رساله به عنوان استاد دانشگاه تهران پذیرفتند و قدر شناختند و بر صدر نشاندند.
و اما بنده تمام اسناد مرتبط را ضمیمه کرده‌ام تا تصور نشود نامه‌ای بوده و معلوم نیست منتج به نتیجه‌ای شده باشد. از این قبیل اسناد و حکایات بسیار است. خوب است بدانیم که اتفاقاً فروغی در آن دوره از اشخاص بذول و بخشنده محسوب نمی‌شد. همه می‌دانند پدر فروغی اهل کدام دیار بود. بی‌نمکی نیست اگر ماجرایی را نقل کنم؛ یک بار فروغی در سفر فرنگ با اینکه از مقامات رسمی و مرتبط با شاهنشاهی مملکت ایران بود با عزم جزم و پافشاری و وساطت، پولی را که سلمانیِ هتل، بیشتر از حدّ معمول از او ستانده بود بازپس گرفت و ملاحظۀ مقام و موقعیت خود را نکرد (و شاید حق با او بود). در هر حال می‌خواهم بگویم آنچه می‌بینید و می‌خوانید از چون اویی سر زده و از این جنس برخوردهای جوانمردانه با اهل علم در عهد پهلوی اندک‌شمار نبوده است. اکنون متن نامه:

ادارۀ نگارش وزارت فرهنگ
دو سه ماه قبل آقايان فاضل تونی و سيد محمد مشكاة و احمد بهمنيار را ديدم كه از جهت دستمزدی كه برای كتاب‌های تأليف خودشان بايد از وزارت فرهنگ دريافت دارند اظهار نگرانی می‌كردند. با جناب آقای عدل وزير فرهنگ در اين باب مذاكره كردم اظهار داشتند اين آقايان قراردادهايی با وزارت فرهنگ دارند وليكن در بودجۀ وزارت فرهنگ ترتيباتی پيش آمده كه اعتباری برای پرداخت دستمزدشان فعلاً موجود نيست اينجانب اظهار داشتم من حاضرم از اقساطی كه از كنترات‌های خودم باقی مانده است مساعدت كنم كه وزارت فرهنگ بتواند تعهّد خود را نسبت به آقايان نامبرده وفا كند. اينك كه قسط قرارداد اينجانب راجع به شاهنامۀ فردوسي حواله داده شده به وعدۀ خود وفا می‌كنم و چك را امضاشده (بيست و چهار هزار و دويست ريال پس از وضع ماليات) ارسال می‌دارم كه وجه آن را ميان آقايان فاضل توني، محمّد مشكوة و احمد بهمنيار به نحوی كه مقتضی بدانند بابت دستمزد تأليفاتی كه به موجب قرارداد برای وزارت فرهنگ بايد دريافت دارند تقسيم فرماييد.

نقل از کانال پیاله متعلق به آقای رضا موسوی طبری
🟩◽️روانشناسی باور ▫️🟩 -بیست و هفت
✍️ محمدحسین ناجی
💠 برخی شواهد در تأیید نظریه وحدت جان و تن


🔸 در این سری نوشته ها بیان شد که تفکر در انسان محدود به آنچه در خودآگاه ما جریان دارد نیست بلکه بخش اعظم آن در ناخودآگاه ما جریان دارد که خودآگاه ما از آنها غافل است و در جریان جزئیات آن نیست.

خودآگاه تنها به چیزهایی آگاه می شود که مدیر نهان وجودمان که دور از چشم خودآگاه تمام فرایندهای وجودی ما را مدیریت می کند نیاز به همراهی خودآگاه داشته باشد و از آن جهت او را به امور خاصی واقف سازد.
🔹 برای مثال سیستم هشدار که فرایند احساس درد هم بخشی از آن است مکانیزمی است که مدیر وجودمان از آن برای یاری گرفتن از خودآگاه بهره می برد و مثلا برای اینکه خودآگاه به فکر درمان بیفتد فرد احساس درد کمر یا سردرد می کند که نشان از نقیصه ای در کمر یا سر انسان است.

🔸به غیر از این موارد خود فرد می تواند با تقویت مهارت تأمل و تفکر نقادانه خودش مستقلا برای درک بیشتر از فرایندهای وجودی وارد عمل شود و روز به روز با زیر سوال بردن باورهای خود و یافتن پاسخهایی که در خزانه ی ناخودآگاه نگهداری می شود اطلاعات بیشتری از وجودش کسب کند.

🔹برای اینکه این ادعا ملموستر شود من اطلاعاتی از فرایندهای مغزی را به نقل از سخنرانی دکتر حسین استکی دکترای نوروفیزیولوژی از دانشگاه تگزاس و استاد تمام دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی نقل می کنم.

🔸به عنوان مقدمه عرض می کنم که تئوری ترجیح یافته امروزی در باره رابطه ی تفکر و فرایندهای الکتریکی و شیمیایی در مغز این نظریه است که :
نسبت این دو فرایند همان نسبتی است که بین نرم افزارهای اجرا شده در کامپیوتر با فرایندهایی است که توسط کدهای به صورت الکترونیکی در پردازشگر کامپیوتر وجود دارد
آنچه در لایه زیرین و توسط سخت افزارها در کامپیوتر اتفاق می افتد مبنایی است که ظهورش برای ما شکل اجرای نرم افزارهای کامپیوتری و انجام عملیاتی است که به خواست ما و به زبان قابل فهم ما در مونیتور کامپیوتر ظاهر می شود.

📘می گوید:

در مغز انسان 86 میلیارد نورون وجود دارد که شانزده میلیارد آن در قشر خاکستری مغز است.
کار نورونها با ایجاد جریانهای الکتریکی است که طول آن شش هزارم ثانیه است
در مغز ما در حالت عادی در هر ثانیه یک هزار میلیارد پالس الکتریکی ایجاد می شود

با مبنایی که عرض کردم این پالسها نشانگر تفکر در سطح ناخودآگاه ماست و بسیار روشن است که نه ذهن ما قدرت مونیتورینگ با این سرعت را داراست و نه برای ادراک چنین حجمی از فعالیت تواناست و همین نکته دلیلی بر تایید مدعای ماست که بخش اعظم تفکرات در سطح ناخودآگاه دور از دسترس خودآگاه ما اتفاق می افتد.

فاصله زمانی بین پالسهایی که در نورونها ایجاد می شود دو نانومتر است در حالی که با تجربیات هر یک از ما روشن است که خودآگاه ما حتی قادر به تفکیک فریم های فیلم سینمایی هایی نیست که با عکسبرداری شانزده عکس در ثانیه به نمایش در می آمدند

🟢بدین معنا که اگر خودآگاه ما قادر به درک با سرعت شانزده فریم در ثانیه بود فیلم های سینمایی که با متد سابق در سینما نمایش داده می شدند را باید به صورت تک فریمها مشاهده می کرد و نه به صورت متحرک.

در این سخنرانی ایشان تجربیاتی شخصی خود را در مورد اینکه چگونه با القای جریان الکتریکی به نقاط خاص مغز میمون موجب تغییر ادراکات حسی میمون شده اند را باز می گوید
این تجربه نشان می دهد که وجود ما هم مثل کامپییوترها دو سطح وجودی دارد سطح زیرین که پایه هستند
و سطح رویین که سطح پدیداری برای خودآگاه ما تلقی می شود.

آنچه جان نامیده می شود همان سطح زیرین است.


سخنرانی دکتر استکی:

https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker/3578
🔷 چرا ما نمی‌توانیم به این آسانی مفهوم‌ها، سازه‌ها و نهادهای غربی را چون پیچ و مهرهٔ ساخته‌شده به جامعه خود آورده، از آن استفاده کنیم؟

✍️ عیسی خندان

مفهوم‌ها تاریخ دارند. نهادها تاریخ دارند. آنها عمیق‌تر از درختان در خاک سرزمین خود ریشه دارند. ریشه‌هایی به عمق تاریخ.

ما تکنولوژی را از غرب می‌خریم و در اینجا بکار می‌بریم. خودِ علم، تفکر، خلاقیت را که پشت تکنولوژی است، نمی‌توانیم بخریم. آنها خریدنی نیست. فقط می‌توانیم چرخ ساخته شده را بخریم. اما تا به خانه برسیم می‌شنویم که تکنولوژی جدیدتری به بازار آمده و باز باید تکنولوژی جدید را بخریم.

کلمه ناشناخته دموکراسی را آوردیم. آقای خاتمی آن را مردم‌سالاری ترجمه کرد. آقای خامنه‌ای مردم‌سالاری را گرفت گذاشت پشت ولایت‌فقیه و حکومت خود را تنها حکومت واقعی مردم‌سالار جهان نامید!

دموکراسی روی مفهوم اُتونومی سوار است. دموکراسی را بیاوری و اُتونومی را نیاوری آنوقت گند می‌زنیم به دموکراسی و ولایت‌فقیه مردم‌سالار از آن بیرون می‌زند!

اُتونومی را استقلال (فرد)٫ خودآیینی و خودقانون‌گذاری ترجمه کرده‌اند که برای ما نامانوس است. اُتونومی را نیاوری دموکراسی می‌شود مردم‌سالاری ما یا جمهوری صدام!

فکر نکنید اُتونومی یکی از قطعات دموکراسی است، نه. دموکراسی یک از خروجی‌های اُتونومی است. بنیاد اتونومی است. اصلا همه محصولات مدرنیته روی این اُتونومی سوارند.

خودقانون‌گذاری یعنی همه چیز متکی به فرد است. در یک معنایش یعنی قانون از خود فرد بیرون می‌آید. شهروند قانون‌گذار است. نه خدا و نایب امام زمان و نه خبرگان و نخبگان. قانون آن است که فرد و نهایتا اراده عمومی طلب می‌کند. شیخ‌فضل‌الله همین را فهمید با مشروطیت مخالف شد.

قانونِ پوشش دختران را خود دختران بیان می‌کنند. نماینده و پارلمان، بروکراسی انتقال این قانون به مرحله رسمیت است.
تصور کنید به یک پادشاهی جدید سفر می‌کنید. از تپه ها به سمت دره روانه می‌شوید. این پادشاهی بدان مشهور است که به دست حاکمی مهربان، خردمند و قدرتمند اداره می‌شود و این حاکم اطمینان حاصل می‌کند سرزمین تحت حاکمیت‌ش جای معرکه ای است. با اینکه این سرزمین بزرگ نیست، وقتی از تپه ها به طرف پایین روانه می‌شوید می‌توانید آن را در برابر خود ببینید و از فاصله دور بسیار خوشایند به نظر میرسد؛ زمین‌های سرسبز، شهرهای زیبا با تابش آفتاب و غیره. بنابراین، انتظارات و توقعات شما با گذر کردن از مرز این سرزمین در حال بالا رفتن است، اما وقتی وارد آن می‌شوید، می‌بینید اجساد مردان، زنان و کودکان از تیرهای چراغ برق آویزان است. پس پیش خود به شک می افتید که این سرزمین نمی‌تواند توسط حاکمی مهربان، خردمند و قدرتمند اداره شود. با خود می‌گویید شاید این بخشی دور افتاده در حکومت وی است یا شاید به حاکم به درستی اطلاع رسانی نشده است، شاید آن قدر که فکر می‌کردیم خردمند نیست یا شاید آنقدرها قدرتمند نیست. یعنی درباره این اجساد و قتل‌ها آگاهی دارد، اما جلوگیری از آن‌ها از توانش خارج است و در نتیجه شاید او واقعاً قدرتمند نباشد. شاید او در مورد اجساد می‌داند و می‌تواند از این کار جلوگیری کند، ولی چنین نمی‌کند که در چنین حالتی، احتمالاً نتیجه می‌گیریم او آنقدرها هم خوب نیست؛ شاید از نظر اخلاقی بی تفاوت است و برایش اهمیتی ندارد یا شاید برایش مهم است و خودش در پس این قتل‌هاست. اگر از این سرزمین فرار نکنیم و به حرکت در آن ادامه دهیم برایمان معلوم خواهد شد که مشخصاً تحت کنترل حاکمی همه‌کار توان، همه‌چیزدان و مطلقاً خوب نیست.

علی نظری ۱
متدلوژی دیالوگ-47

📒نظری و نقدی📕

متنی از کانال پولیتیکه👇
◾️ عادی‌سازی از طریق طرح گفتگو

اجتماع سالم نیاز به اصول اخلاقی و طبیعی خدشه‌ناپذیر دارد. خطوط قرمزی که از آن نمی‌توان تخطی کرد و مجازات آن باید مرگ باشد. اگرچه افلاطون می‌گفت حتی اگر این اصول نیازمند بازنگری باشند، باید به‌دور از چشم و گوش جوانان و میان بزرگان مطرح شوند.
پارادایم مدرنیته با عادی‌سازی هر موضوعی از جمله خیانت، همجنسبازی، فحشا، اباحی‌گری، و تقدس‌زدایی از خانواده، والدین، الگو‌های قدسی، خداوند، ایمان و غیره تلاش می‌کند جامعۀ متساهلِ مصرف‌گرایی بسازد که همه به خوبی و خوشی در کنار یکدیگر مصرف کنند؛ زیرا تداخل عقیدتی و آرمانی میان شهروندان برای اقتصاد مضر است و عاملیت اخلاقی باعث خلل در جامعۀ مصرفی می‌شود.
ازاین‌رو باید همه‌چیز به «گفتگو» برسد. «جوانان پرسش دارند». «بگذارید کرسی‌های آزاداندیشی برگزار شود». «فضا را باز کنید». تمام این‌ها نام رمز شروع جامعۀ تخدیری است. در جامعۀ گفتگومحور هیچ‌کس بر حق نیست و هرکس نظری دارد. فرومایه می‌‍تواند در کافه و دانشگاه بر سر ستون‌های اجتماعی بحث کند و در انتها همه به خانۀ خود باز گردند. جامعۀ متساهل رقیق و بی‌چیز است. مصرف‌گرا و بی‌آرمان است.
عادی سازی پلیدترین رخدادهای اجتماعی با گفتگو آغاز می‌شود. دانشگاه‌های زنجیره‌ای و رسانه‌های متجدد در روند این مسیر نقش مهمی ایفا کردند.


✍️ محمدحسین ناجی

متن فوق را خوب بخوانید.

ادعایش در باره گفتگو و فلسفۀ آن چیست؟
مدعی است که گفتگو تاکتیک مدرنیته است برای ترویج اباحیگری!
دلیلش چیست؟
چون اصل موضوع گفتگو این است که: هر نظری محترم است!
و وقتی هر نظری محترم باشد هیچکس برحق نیست!

گمان می کنم نویسنده یا از اساس جاهل به مبانی دیالوگ یا گفت و گوی عقلانی است یا رندانه یک امر اساسا باطل را حق جلوه می دهد تا از آن مدعایی باطل را اثبات کند.
گزاره ( هر نظری محترم است) دو گونه می تواند تفسیر شود که در یک تفسیر یک گزاره باطل و نادرست است
و در تفسیر دیگر یک گزاره مبتنی بر اخلاق انسان محور

اگر این گزاره به این مبنا تلقی شود که:
هر گزاره ای که توسط هر فردی اظهار می شود ، درست است
در این صورت این تفسیر واضح البطلان است زیرا چه بسا دو گزاره متناقض توسط دو نفر اظهار می شود و لازمه نظر بالا این خواهد بود که دو گزاره متناقض هر دو درست باشند.

اما اگر تفسیر ( هر نظری محترم است) این باشد که هر نظر از آن حیث که حکایت از باور انسانی دارد و باور هر انسانی در سیستم شناختی خود وی معقول است از آن رو باید به رسمیت شناخته شود و قابل بحث باشد
باید هیچکس از آن نظر که دارای باور خاصی است داوری اخلاقی نشود و جامعه به وی فرصت دفاع از نظرش را به رسمیت بشناسد و از وی طلب دلیل نماید
در این تفسیر این سخنی مقبول و متناسب با حرمت انسان است و در واقع معنای این سخن این است که هر انسانی باید در جامعه انسانی به رسمیت شناخته شود و داشتن باور یا نظر خاصی او را از منزلت انسانیش محروم نمی کند.
Forwarded from Mohammadreza Mokhtari
هوالمحبوب

فَبَشِّرْ عِبَادِ
الَّذِينَ یَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ
فَیَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ
أُوْلَئِكَ الَّذِينَ هَدَاهُمُ اللَّهُ
وَأُوْلَئِكَ هُمْ أُوْلُوا الْأَلْبَآب

جناب آقای اکبر اعلمی نماینده ادوار ششم و هفتم مجلس شورای اسلامی

با سلام و  عرض ادب خدمت شما

هر گونه فعالیت جمعی بدون تشکل های قانونی  به دو راه ختم می شود یا فرد محوری و کیش شخصیت و ایجاد کاریزمای فردی که نتیجه اش مشهود است و لازم به توضیح نیست که چقدر زیان بار است .
منجر به یک همکاری جمعی می شود که در کوتاه مدت ممکن هست پاسخگو باشد ولی دراز مدت به دلیل عدم وجود سازمان و برنامه به صورت خسته کننده در می آید و فعالان را دلسرد می کند .

نتیجه همان چیزی که الان در گروه مشهود است و اکثریت  اعضا رغبتی به افزودن دوستان به گروه و یا فعالیت مفید و منسجم نشان نمی دهند .

درخواست اینجانب از شما این است که ایجاد این تشکل را به عنوان  باقیات صالحات در نظر آورید و دلسوزان واقعی گردهم آیند و بتوان به صورت مستمر این فعالیت اجتماعی را بسط داد و ادامه داد .
در این شرایط تاکید روی فرد محوری  و حرکت جمعی به تابعیت از یک  فرد را در مسیر تحکیم ارزشهای دموکراتیک نمی بینم و وظیفه خود می دانم  به استحضار شما برسانم .

محمدرضا مختاری
شهریور ۱۴۰۲
🟩◽️روانشناسی باور ▫️🟩 -بیست و هشت

✍️ محمدحسین ناجی

💠برخی از مبانی غیرمعرفتی باور

در شماره های پیشین به برخی از مبانی غیرمعرفتی باور اشاره کردیم.

گفتیم مراد از مبانی غیرمعرفتی باور ، آن دسته از علل ایجادی باور است که به لحاظ ساختار ذهن انسان سبب ایجاد باور می شود ولی دلیلی بر درستی باور نمی گردد و چه بسا در تحلیل عقلانی به نادرستی آن آگاه شویم و در واقع به ارث مانده از اجداد حیوان خویش است ، وقتی هنوز زبان و تفکر شکل نگرفته بود.

این موارد را روانشناسان از گرایشهای مختلف روانشناسی در بحثهای مختلف اشاره کرده اند حتی بی آنکه بخواهند به غیرمعرفتی بودن آنها اشاره کنند و حتی برخی از این نحله های روانشناسی از جمله رفتارگرایان افراطی ( برای مثال جان واتسون) اساسا این راکه چیزی به نام معرفت در انسان وجود دارد منکر هستند.(روانشناسی شناختی رابرت استرنبرگ-27)

✔️ از جمله این عوامل به تکرار اشاره کردیم.

🎈روانشناسان تداعی کرا مدعی هستند که تکرار بیش از حد گزاره ای ، حتی تکرار خود فرد به خودش به تدریج سبب رسوخ آن گزاره در روان وی گشته و به باور تبدیل می شود بخصوص اگر برای حفظ آن پاداشی داده شود.

🎈همین روش است که به صورت یک متد آموزشی در نظامهای آموزش رسمی در اکثر کشورها مورد استفاده قرار می گیرد و دانش آموز باید هر آنچه را که در کتابهای رسمی درسی آمده است مو به مو حفظ کرده و به حافظه ی خود بسپارد، این افراد وقتی خود را درمی یابند همان اطلاعات ذخیره شده در حافظه را به عنوان بخشی از خود به رسمیت می شناسند و برطبق آن رفتار می کنند.
🎈این روشی است که سبب می شود رفتار دانش آموزان که مدیران آینده کشور در تمام سطوح خواهند بود در حد زیادی هم شکل و هم فرم گردد بی آنکه سببش را متوجه شوند.

🎈گزاره هایی که در دوره های آموزش رسمی حفظ کرده اند و به عنوان یک باور در حافظه شان ذخیره شده است درستی اش آنچنان بدیهی و روشن می نماید که مبنای داوری آنها در فهم درستی یا نادرستی گزاره هایی می گردد که تازه با آن مواجه می شوند.

🎈تاریخ را آنچنان می فهمند که در کتابهای درسی به آنها یاد داده اند و در حافظه شان کاشته اند و باورهای اعتقادی و ایدئولوژیک و.....

♦️اما روشن است که تکرار یک گزاره حتی اگر میلیونها بار تکرار شود گزاره نادرست را درست نمی کند.
مثلا اگر گزاره( ماست سیاه است) را نادرست بدانیم اگر آن را یک میلیارد بار تکرار کنیم سبب نخواهد شد که ارزش صدقش عوض شود و به یک گزاره درست تبدیل شود.

✔️ از جمله عوامل غیر معرفتی باور ، شرطی شدن است.

تداعی گرایان و نیز رفتارگرایان شرطی شدن را عامل مهمی در تبیین رفتار انسان دانسته اند،
یعنی اگر موجود زنده ای برای انجام کاری از محیط پاداش بگیرد به تدریج به درستی آن کار باور می رساند.
برای مثال اگر کودکی برای بوسیدن دست پدرش یک شکلات که خیلی خوشش می آید پاداش بگیرد و این رفتار به شکلی منظم تکرار شود به تدریج به درستی بوسیدن دست پدر باور می رساند و در طول زمان بخشی از هویت وی می گردد.
◽️البته این روانشناسان در بیان این وضعیت از لفظ باور استفاده نکرده اند زیرا اساسا مشی آنها بسنده کردن به تبیین رفتار موجودات زنده بر اساس محرکهای بیرونی است.
تنها روانشناسان شناختی هستند که پایه ی رفتار انسان را معرفت و معلومات وی می دانند و تلاش می کنند که تحولات رفتاری و احساسی یا شناختی وی را بر اساس ذهن و قوای ادراکی وی تبیین و تشریح کنند.
حال می توان تمام پاداش و کیفرهایی را که به صورت رسمی از طرف حکومتها اعمال می شود را از این زاویه تحلیل کرد.
وقتی حجاب دینی به عنوان یک تکلیف اجتماعی بر کودک و نوجوان تحمیل می شود هم تکرار روزمره آن و هم سیستم پاداش و کیفری که با آن همراه است به تدریج آنگونه از پوشش را به عنوان باور صادق آن افراد وارد شخصیت آنها می کند و آنها وقتی خود را بازمی شناسند درمی یابند که به آنگونه پوشش باور دارند.
یا وقتی اجبارا تفکیک جنسیتی بین دختر و پسر در سیستم آموزشی کشور از سنین خردسالی اعمال می شود دهها و صدها باور را در مغز این انسانها می کارد که در کل زندگی در سایه ی آن قرار می گیرند.
آدرس سلسله پست های

🟩◽️روانشناسی باور ▫️🟩

پیش شماره https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker/3605
شماره یک https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker/3976
شماره دو https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker/3977
شماره سه https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker/3979
شماره چهار https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker/3981
شماره پنج https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker/3982
شماره شش https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker/3984
شماره هفت https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker/3987
شماره هشت https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker/3988
شماره نه https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker/3989
شماره ده https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker/3990
شماره یازده https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker/3993
شماره دوازده https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker/3994
شماره سیزده https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker/3998
شماره چهارده https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker/4006
شماره پانزده https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker/4007
شماره شانزده https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker/4008
شماره هفده https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker/4017
شماره هجده https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker/4018
شماره نوزده https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker/4027
شماره بیست https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker/4030
بیست و یک https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker/4035
بیست و دو https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker/4038
بیست و سه https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker/4041
بیست و چهار https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker/4042
بیست و پنج https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker/4044
بیست و شش https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker/4047
بیست و هفت https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker/4052
بیست و هشت https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker/4057
بیست و نه https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker/4064
شماره سی https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker/4065
خرد سنجشگر
🟪 علم به زبان ساده 🟪 -13 https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker ◾️▫️◾️▫️◾️▫️◾️▫️◾️ 🔶حواس و نقش آنها در زندگی🔶 تک تک ما به حواس خود و نقش آنها در زندگی کم و بیش آگاهیم. بیایید از خود در مورد این نقش سؤال کنیم: حواس چه نقش یا نقشهایی در زندگی ما بازی می کنند؟ الف…
🟪علم به زبان ساده🟪- 14

✍️ محمدحسین ناجی

نمونه ای از ساختار علم مدرن از زبان انیشتین

💢 انیشتین در اوایل کتاب ( تکامل فیزیک) در معرفی علم نوین با طرح مساله حرکت و مقایسه نگاه سنتی و مدرن به حرکت ، تلاش می کند که برای خوانندگان کتاب با زبانی ساده بخشی از تغییر در مبانی علم را به تصویر بکشد.

💢 می گوید : قبل از گالیله نگاه شهودی به حرکت ایجاب می کرد که انسان بگوید هر حرکت محرکی دارد و هرچه حرکتی قویتر باشد ، سرعتش بیشتر باشد طبیعتا عامل حرکت نیرومندتر است.

از همین تفکر شهودی نتیجه می گرفت که: مادامی که حرکت ادامه دارد علت و عامل حرکت هم موجود است، به عبارت دیگر حرکت هم در پیدایش نیازمند علت است و هم در بقا و پایداری و ماندگاری

این استنتاج از حرکت را حکما صرفا از راه تعقل و شهود عقلی به دست آورده بودند، عقل می دانست که هر معلولی نیازمند به علت است و حرکت به عنوان معلول لابد علتی دارد که گاهی این علت فشار دستان یک انسان است وقتی گاری را هل می دهد و گاهی کشش اسبی که به درشکه وصل است و ...
وقتی هم که حرکت متوقف می شد نتیجه می گرفت که عامل حرکت منتفی شده است و مثلا اسب از حرکت باز ایستاده است و همین سبب توقف گاری شده است.

💢 حال بیاییم مثال را تغییر دهیم.
این بار حرکتی را در نظر بگیریم که علت حرکت به یکباره ایجاد شده و ادامه ندارد مثلا فردی یک گاری را با نیروی خاصی با فشار دست هل می دهد و رها می کند، هل دادن دفعی کاری است که یکباره و در لحظه اتفاق می افتد و سبب حرکتی در گاری می شود، گاری مقدار محدودی پیش رانده شده سپس متوقف می شود،

💢در این مثال وقتی سوال می کنیم که چرا حرکت متوقف شد، پاسخ عقل شهودی این است که نیرویی که دست فرد داشت به اندازه ی ای بود که گاری را به مدت محدودی به مسافت خاصی پیش براند و وقتی علت ناپدید می شود معلولش هم که حرکت گاری است منتفی خواهد شد.

💢اما گالیله به شکلی دیگر اندیشید؛ به تجربیات دیگر خود متوسل شد
به خاطر آورد که اگر این گاری در زمینی سنگلاخ بود ، مسافت کمتری پیش می رفت و در زمان کوتاهتری متوقف می شد، از این نتیجه گرفت که یکی از عوامل موثر در توقف گاری موانعی است که پیش روی حرکت قرار دارد، از این نتیجه گرفت که اکر نیروهای مانع کمتر بشود زمان حرکت و مسافت حرکت بیشتر خواهد شد

💢بعد از این مرحله به یک آزمایش خیالی دست زد:
اگر هیچ نیروی مانعی در مقابل حرکت گاری وجود نداشت ، نه اصطکاکی بین چرخهای گاری و زمین ،و نه بین چرخ با محور حرکت چرخ ، و نه مقاومت هوای موجود در محیط و ...ن اگر هیچ مانعی برای ادامه حرکت نباشد چه اتفاقی پیش می آید؟

💢طبیعی است که این آزمایش کاملا خیالی است و امکان تجربه عملی آن وجود ندارد ،
اما به هر صورت چه پاسخی باید به این سوال داد؟

🔱باید یادآوری کنیم که پاسخی که قدما به این سوال هم می دادند قابل اثبات نبود و صرفا بر اساس یک اصل فلسفی بنا شده بود : اینکه معلول در بقا هم نیازمند علت است.

پاسخی که گالیله می توانست بدهد می توانست اینها باشد:

1️⃣الف- چون آزمایش ممکن نیست نتیجه واقعی برای ما نامعلوم است

2️⃣ب- حرکت ممکن است مدت زیادی ادامه یابد اما نهایتا متوقف می شد چون نیروی محرکه محدود

3️⃣ج- حرکت متوقف نمی شود و تا وقتی نیروی بازدارنده ای نباشد ادامه می یابد

طبیعی است که هر پاسخ را که برگزینیم ، راهی برای اثبات آن نخواهیم داشت و در واقع یکی از سه گزینه محتمل را انتخاب کرده ایم بی آنکه دلیلی بر درستی آن داشته باشیم.

💢 گالیله احتمال سوم را برگزید و همین انتخاب شجاعانه راه را برای علمی نوین باز کرد علمی که در واقع مثل دکانی بود در مقابل دکان سنتی حکما

☢️ لازم به توضیح است که از زمان ارسطو تا زمان گالیله هیچ تقسیم بندی بین علم و فلسفه وجود نداشت و تمام معارف را با هم و در کنار هم تحصیل و مطالعه می کردند و متخصصین را حکیم یا فیلسوف می نامیدند و فلسفه شعبه هایی داشت؛ فیزیک، متافیزیک و ریاضی

💢همین تصمیم تاریخی گالیله راه و رسم سنتی را در هم شکست و راهی جدید برای نوع خاصی از معرفت گشود.
اما چرا این انتخاب مقبول افتاد، چون با تأملاتی که نیوتن در ادامه ی نبوغ گالیله انجام داد ، روشن شد که با قبول این پاسخ راهی بس فراخ برای فهم مکانیزم رفتار موجودات به روی انسان باز می شود و طبیعت برای انسان قابل پیش بینی می شود و انسان می تواند با فهم زبان طبیعت از آن برای بهتر کردن زندگی خویش استفاده کند
خرد سنجشگر
🟪علم به زبان ساده🟪- 14 ✍️ محمدحسین ناجی نمونه ای از ساختار علم مدرن از زبان انیشتین 💢 انیشتین در اوایل کتاب ( تکامل فیزیک) در معرفی علم نوین با طرح مساله حرکت و مقایسه نگاه سنتی و مدرن به حرکت ، تلاش می کند که برای خوانندگان کتاب با زبانی ساده بخشی از…
🟪علم به زبان ساده🟪 - 15

✍️ محمدحسین ناجی

💠علم تجربی نوین معطوف به فایده است و نه حقیقت

اکثر مردم امروزه در مورد علم چنین می اندیشند که علم جهان را آنگونه که هست به انسان بازمی نماید حال آنکه از همان گفتار انیشتین و تشریح روندی که گالیله برای قواعد حرکت پیمود می شد فهمید که برخی اصول در مبانی علم وجود دارد که قابل اثبات تجربی نیست و صرفا به عنوان فرض اولیه یا اصل موضوع در نظر گرفته می شوند . مثالش همان اصل ماند نیوتن است که بر اساس نگاه اولیه گالیله شکل گرفت.
یادم هست وقتی که درس منطق جدید را در دوره لیسانس می گذراندیم.
استادمان جناب دکتر محمدجواد لاریجانی بود، ایشان برای تشریح وضعیت علم جدید از مثالی استفاده کرد که برایم بسیار تازگی داشت و من مدتها طول کشید که عمق این مثال را درک کنم.
ایشان علم هیأت یا نجوم قدیم را مثال آوردند.

گفتند در علم هیأت برای شناسایی مسیر و جهت کشتی ها برای دسته های از ستاره ها و سیارات اسمهایی تعیین کرده اند مثل خوشۀ پروین ، دب اکبر ، دب اصغر که اسمشان را گذاشته اند صور فلکی
گویی خرس بزرگی در آسمان وجود دارد و خرس کوچکی
ایا واقعا چنین تصاویری در آسمان وجود دارد که ستاره شناسان آنها را شناسایی کرده و اسمی برایشان برگزیده اند؟
روشن است که پاسخ منفی است و اینها صرفا یک سری تصاویر خیالی است که تنها کاربردشان این است که به ما کمک می کند از آنها در جهت منافع خاصی بهره برداری کنیم.
آیا اینها صرفا توهم هستند و هیچ پایه ای از واقعیت را بازگو نیستند؟
پاسخ این سوال هم منفی است، اینها بر اساس یک سری مشاهدات ما از آسمان و ستاره ها و سیارات تنظیم شده اند
پس هم ریشه در مشاهدات حسی ما دارند و هم تمام واقعیت را منعکس نمی کنند.
علم تجربی هم چنین وضعیتی دارد ، علم تجربی در واقع مدلهایی است که ذهن ما بر اساس یافته های حسی ما از جهان ساخته است که به ما کمک می کنند تا بتوانیم از موجودات اطراف خود به شکل بهتری بهره ببریم اما مدلها در واقع مثل همان صور فلکی هستند ، یعنی ساخته ی قدرت خیال ما هستند.
🟪 بیداری ۱

✍️ عیسی خندان

بی‌مقدمه بگویم اگر مخالفان حرفه‌ای ج. ا. دست از مبارزه بکشند این حکومت یا ساقط می‌شود و یا حداقل قابل تحمل می‌شود.
این حرف کاملا جدی است. وقتی با نیرویی مبارزه می‌کنی و توان از کار انداختن آن را نداری این زورآزمایی آن نیرو را تقویت می‌کند. حکومت از مبارزات اپوزیسیون (نه فقط پهلوی) مشروعیت می‌گیرد. همان تقویت بخش‌های اطلاعاتی و سرکوب را موجه می‌کند.

مشهور است که در آستانه جام جهانی تیم‌ها برای قوی‌تر کردن خود به مقابله و بازی با تیم‌های دیگر می‌روند. این اپوزیسیون بی‌تردید در خدمت نظام استبداد حاکم است. چطور؟

به سالگرد کشته شدن مهسا و آغاز جنبش زن، زندگی نزدیک می‌شویم. در این جنبش زنان با رژیم مبارزه نکردند. آنها با ترس خود مقابله کردند. به این آگاه شدند که ما می‌توانیم روسری خود را کنار بگذاریم و آزاد باشیم. آزادی محصول مقابله با ترس خود و به نوعی خودآگاهی آنها بود. آنها با رژیم مبارزه نکردند. این اصطلاحی است که ما روی چنین ایستادگی‌ها و بیدارشدن‌ها می‌گذاریم و حرف دقیقی نیست.

زنان نه به ماموری حمله کردند، نه کلانتری گرفتند، نه اعلامیه تهدید نوشتند، نه شعار مرگ دادند. این، طرف مقابل و نیروی حاکم بود که تا جایی که می‌توانست زد و کشت ولی زنان تنها ایستادند و کار و مبارزه‌ای علیه دولت نکردند. تبلیغات ماهواره‌های خارج، آتش‌ زدن موردی، عمامه پرانی و شعارهای براندازی از طرف اپوزیسیون و در ادامه و مجزا از حرکت زن، زندگی و آزادی بود که هزینه تداوم جنبش را افزایش داد و باعث توقف آن شد.
🟪 بیداری ۲

✍️ عیسی خندان

هر چقدر به جامعه ایران ناامیدانه نگاه کنیم باز امکانی هست که خوش‌بین باشیم.

در حالی که جامعه ایران ۴۰ سال پس از انقلاب خود را در بن‌بست می‌دید، جوانانی با شعار زن، زندگی، آزادی مسیر جدیدی باز کردند. تغییری رادیکال از دوره‌ای که شاید بتوان آن را تحت عبارت ان‌ّ الحیات عقیدة و جهاد بیان کرد.

ما نسل گذشته زندگی را با شعار عقیدة و جهاد تعریف کرده بودیم. زندگی (حیات) در تسخیر عقیده و جهاد بود و زندگی برای زندگی بی‌معنا و عقیده چیزی بود که از بیرون بر ما وارد می‌شد.

امروزه اپوزیسیون حتی اگر حرف‌های جدیدی بزنند باز زیر تابلو عقیدة و جهاد هستند. در حالیکه نسل جدید پارادایم را عوض کردند و زندگی را به گونه‌ای دیگر تعریف کردند.

امروزه دیگر زندگی برای زندگی بی‌معنا نیست. زندگی خود پر از معناست. همین که کسی زندگی می‌کند کار اخلاقی می‌کند. همین که کسی برای خودش خوب زندگی می‌کند مبارزه می‌کند. خودسازی و خودشناسی و مبارزه در داخل زندگیست، نه در دوری از زندگی.

حال باید همه مفاهیم معنای خود را عوض کنند. همه چیز باید باز تفسیر شوند و ما بیش از هر چیز به معناسازی و باز تفسیر خود زندگی نیاز داریم.

آزادسازی ذهن از الگوی عقیدة و جهاد و آوردن آن به زندگی و ایجاد ارتباط‌های جدید با اطرافیان همان الگوسازی جدید است.
♠️وقتی مقوله فرهنگ و امنیت را به هم گره می زنند

✍️ محمدحسین ناجی

دیروز در گروهی شاهد جر و بحث هایی بودم که دو نفر از ترولهای جناح اقتدار راه انداخته بودند.

از جمله آنها فردی بود که قبلا در گروهی که بنده مدیریت می کنم سال گذشته به طور مکرر جنجال آفرینی کرده بود و خود را عمیقا معتقد به مبانی دینی اعلام می کرد ، فردی که در شناسه تلگرامش نوشته بود: خدا را سپاس که در سایه ی انسان کامل زندگی می کنم
اما به وقت جر و بحث آنچنان حرفهای زشت و زننده ، حرفهایی که نه تنها از نگاه اسلام فقاهتی گناه کبیره هستند در میان آمد بلکه سخنانی گفته شد که مستوجب و حد و تعزیر هم بود.

این سخن را بر قلم جاری می کنم ازآن رو که شاید مدیران فرهنگی این کشور که عملا مراجع و آیت الله ها هستند و بنا بر ادعای خود به هدف ساختن جامعه ای اخلاقی و دور از فحشا فعالیت می کنند متوجه شوند که برنامه ریزی های عملی در لایه های زیرین برچه منوالی است.

وقتی قدرت به عنوان یک هدف مطرح می شود هر روشی برای سرکوب مخالفان مباح می شود و سرانجام روزی فرا می رسد که بنی امیه نمایندگی رسمی اسلام را عهده دار می شوند.

این جنبه امروز اماره ها و سمپتومهایش در گوشه و کنار جامعه دیده می شود، فرصتها گذرا هستند و عجول ، به سرعت سپری می شوند و از دسترس دور می شوند.
به عنوان فردی که معنویت را از حلاوتهای زندگی می دانم ، وظیفه دارم به افرادی که در هر سطحی مسئولیتی دارند ، صمیمانه عرض کنم که کاری نکنید که نتیجه اش خیانت به مقدساتی باشد که در راه آن تلاش می کنید.
دین با اخلاق و امید و محبت زنده است ، اگر این سه را از دین بگیرید جز پاره ای مناسک فاقد معنا از آن باقی نمی ماند
🟩◽️روانشناسی باور ▫️🟩 - بیست و نه

✍️ محمدحسین ناجی

🔵 باور در خدمت زندگی و نه حقیقت

📌 باورها درزندگی انسان نقشی ابزاری دارند و به خودی خودی هدف زندگی نیستند.
به تعبیری دیگر باورها در خدمت زندگی هستند و نه زندگی در خدمت باورها

📌این امر گاهی درست برعکس فهم ، تعبیر و تفسیر می شود

گاهی نمودهایی از زندگی انسانها ظهور می یابد که این سوء فهم را برمی انگیزد
برای مثال رفتار داعشی های خودانتحار چنین تفسیر می شود که فرد برای زنده ماندن باورهای خود مرگ را بر زندگی ترجیح داده است.
اما این یک تفسیر ساده لوحانه و نگاه سطحی به این پدیدار است.
اگر به عمق روان فرد انتحاری بتوانیم نفوذ کنیم درخواهیم یافت که فرد در همان لحظه ی خودانتحاری در واقع خودش را می کشد برای نیل به یک زندگی جاودانی سعادتمند، زندگی بی رنج و پایان ناپذیر

📌پس او در واقع کاری می کند برای کسب یک زندگی بهتر و بلکه بهترین نوع زندگی
اینکه او در باورش صائب است یا خطاکار بحثی دیگر است اما او در آن لحظه از درستی باورش مطمئن است و کوچکترین شکی به دل ندارد.

پس حتی وقتی فردی تصمیم به خودکشی می گیرد وضعیت ذهنی - روانیش به گونه ای است که او باور دارد راه برون رفت از رنجهای اکنونش یا رسیدن به لذت بی پایان کاری است که مصمم به انجام آن است یعنی پایان دادن به ادراک هستی به شکلی که تصمیم گرفته است.

📌باورها نقش واسطه میان زندگی و میلهای اساسی انسان از یک سو و واقعیت خارجی مستقل از انسان ولی مهم در تأمین نیازهای زندگی از سوی دیگر بازی می کنند.

📌در واقع باورها در یک رابطه سیستماتیک با هم سمت و سوی رفتار انسان را تعیین می کنند رفتاری که همواره در جهت تأمین بخشی از نیازهای فرد و فراهم کردن خشنودی او یا کاهش رنج می باشد.

📌ازینرو عامل تعیین کننده نهایی در باورهای انسان حقیقت به تنهایی نیست بلکه گاهی برعکس ، حتی حقیقت برای انسان چیزی است که در جهت تأمین نیازهای اوست.

مثالهای روشنی می توان برای این ادعا پیدا کرد:
مساله جبر و اختیار و بلکه تمام مسائلی که اختلافی بین انسانها هستند از مسائلی هستند که بشر دلیل قطعی برای درستی یا نادرستی آنها نیافته است و الا اگر دلایل قطعی به نفع یکی از دو گزاره متناقض وجود داشت ، حکمش مثل بی ضرر بودن خوردن نان ، بین تمام مردم اجماعی می شد و همه انسانها در آن متفق القول بودند.
چرا در اینگونه مسائل هر کسی به راهی رفته اند؟
روشن است سبب باور در اینگونه موارد وجود برهان و دلیل قاطع نبوده است، پس چه بوده است؟
به احتمال قوی یکی از مهمترین علل باور گرایشهای روانی انسانها می باشد ، چه تعلق خاطر به یک مرجع فکری خاص و چه اینکه آن را مناسبتر برای خواستهای بالفعل وجود خویش ارزیابی کرده اند.

📌 مثال دیگر: وقتی نیازهای جنسی انسان شدید است حس عاشقانه سرریز می شود و فرد باور شدیدی به عشق در خود حس می کند و باور دارد که عشق مهمترین معنای زندگی است.
اما انسانی که طرف کسی خیانت می بیند نفرت جای عشق را پر می کند و به این باور می رسد که عشق بی معناست و ارزش هزینه دادن ندارد.

حیات بر محور تمایلات خاصی در ذات موجود زنده بنا شده است و به تعبیر امروزی می توان گفت که یک بسته انرژی حهت دار است و مثل هر نیروی دیگر کمیتی برداری است و تمام افعال وی در راستای جهتی است که بردار انرژی در لحظه به خود می پذیرد و طبیعی است که جمع برداری باورها هم دقیقا به سمت و سوی بردار انرژی باشد.

با این وصف این انسان می تواند به راحتی آیینی را بپذیرد که مدعی می شود او می تواند زندگی جاودانه داشته باشد و هرگز نمیرد.
🟩◽️روانشناسی باور ▫️🟩 - سی

✍️ محمدحسین ناجی

💢رابطه باور و اعتماد

یکی از مهمترین حیث های التفاتی در روان انسان، اعتماد است

🔸اعتماد در لغت به معنای تکیه کردن است و نشانگر حالتی در انسان است نسبت به چیزی ، حالتی که نشانگر آن است که آن موجود زنده می تواند در مسیر زندگی و حیات بر آن چیز تکیه کند و بر اساس آن عمل کند.
انسانی که با عصا راه می رود در واقع به عصا اعتماد می کند همچنانکه به پاهای خود اعتماد دارد.
این مهمترین وصفی است که بین یک موجود زنده و اعضای خود و حواس خود و در واقع بین تمام بخشهای ارگانیسم زنده وجود دارد.
🔹انسان می داند که چشمش در خدمت اوست و می تواند به عنوان یک یار امین و صادق و وفادار به او اعتماد کند، باور دارد که هرگز به او گزارش دروغ نمی دهد، اگر می گوید هوا تاریک است بدین معناست که واقعا هوا تاریک است ، اگر می گوید در مقابلت یک پرتگاه است به او نیرنگ نمی زند و وقتی می گوید آنچه در دستت داری نان است ، می تواند به گفته ی او اعتماد کند و از آن برای سد جوع و رفع گرسنگی بهره ببرد.

🔸اعتماد در واقع پایه و بنیاد باور است، انسان وقتی به گزاره ای باور می رساند که بدان اعتماد بیابد.
وقتی انسان بر طبق گزاره ای می تواند عمل کند ، در واقع به آن اعتماد کرده است. مثلا به وقت تشنگی بر اساس گزارۀ ( آب تشنگی را از بین می برد) عمل کرده و آب می خورد یعنی به آن گزاره اعتماد کرده است.وقتی بخشی از مسئولیت حیات خویش را به فردی واگذار می کند و مثلا با اطمینان از اینکه دوستش در شرایط خطر از او حمایت خواهد کرد، می خوابد بدین معناست که به او اعتماد کرده است.

🔹با این تعریف از اعتماد می توانیم بگوییم که انسان به تمام باورهای خویش اعتماد دارد.
مساله اینجاست که باورها گاهی برای قابل اعتماد بودن نیازمند دلایل و علتهای دیگری هستند.
انسان وقتی برای چندمین بار به هنگام گرسنگی نان می خورد اعتمادش به گزاره ( نان گرسنگی را رفع می کند) از تجربیات قبلی وی در مورد نان ناشی می شود
🔸اما برخی از باورها هستند که هیچ مبنای دیگری به جز اعتماد برای یک باور وجود ندارد.
اگر فردی گسی را به عنوان پدر خویش می شناسد و باور دارد که ( فلانی پدر من است) هیچ دلیلی برای درستی آن باور جز اعتماد روانی به خود پدر و مادر و اینکه در شرایط حاضر آن دو برای او پدر و مادری می کنند ،ندارد.
در واقع برخی گزاره ها هستند که ما آنها را با وجود احتمال خطا درست می پنداریم .
خصوصا اگر به چندصد سال پیش برگردیم که ابزار ضبط ویدئویی یا تشخیص دی ان ای یا گواهی بیمارستان و ... دیگر ابزار علمی برای تشخیص هویت وجود نداشت، چون به هنگام تولد خویش هنوز دارای قدرت بهره برداری از حواس خویش را نداشت ، لاجرم تمام مواردی که زمان وقوعش دوران نوزادی و کودکی و قبل از آن بوده ، یافتن باور صرفا از راه اعتماد به دیگران ممکن می شد.
🔹اگر به این مطلب ، مقدمه دیگری اضافه کنیم اینکه( تمام انسانها قابلیت خطا و نیز قدرت دروغ بافی را دارند )
نتیجه این می شود که این بخش از باورها دارای درصدی از احتمال خطا و کذب هستند .
اگر انسانی به احتمال نادرستی این باورها آگاهی ندارد ، در واقع باید در دقت ترازوی عقل خویش تردید کند، اما نکته ای دیگر هم وجود دارد ، اینکه انسان باید زندگی در میان احتمال خطاها ها را هم یاد بگیرد، چیزی که حیوانات دیگر به خوبی بلدند اما جامعه انسانی با ایجاد حس امنیت کاذب این حس را در انسانها بسیار ضعیف ساخته است.
🔸اگر به آب خوردن یک پرنده دقت کنید در فاصله هر قطره آبی که می خورد بارها اطرافش را رصد می کند ، این نشانگر دقت او و آگاهی او از وضعیت این دنیای نیرنگ باز و جفا پیشه است.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نوزاد مبارک عصر نوین یعنی مدارا و تساهل در دامن مذهب را باید گرامی داشت.

اگر روحانیت سنتی بتواند خود را با این فرهنگ هماهنگ کند بسیاری از مشکلات فرهنگی به سادگی برچیده می شود.
خرد سنجشگر
🟩◽️روانشناسی باور ▫️🟩 -یک ✍🏼 محمدحسین ناجی بخشی از وجود هر انسانی مملو است از پاره هایی که ما نام باور یا عقیده به آن داده ایم. البته باور به دو معنا به کار برده می شود: 💠باور به معنای عام: مراد از این واژه هر گزاره ای است که فرد می تواند آن را پس از عبارت(…
توضیحی برای این شماره ( https://news.1rj.ru/str/CriticalThinker/3976 ) لازم است:

مراد از باور صرفا آن گزاره هایی نیست که انسانها به صورت بالفعل و در لحظه به درستی آن آگاه هستند، این دسته از جمله باورهای انسان هستند اما باورها محدود به این دسته نیست، برخی از باورها ممکن است در این لحظه در ذهن فرد حاضر نباشند و حتی به طور مقطعی فراموش شده باشند یا حتی هنوز به خودآگاه وی منتقل نشده باشند ولی اگر از وی در مورد درستی آن گزاره پرسش شود ، پاسخ آنها نمی دانم نخواهد بود و به شما پاسخ بله یا خیر خواهند داد ، آنها هم جزو باورهای فرد به شمار می آیند با اینکه در حال حاضر در خودآگاه شخص حاضر نیستند.

برخی از باورها حتی به چیزی بیش از به یادآوردن و تذکار نیازمند هستند، ممکن است برخی از گزاره ها پیشفرضها یا لوازم ضروری باورهای یک فرد باشند ولی شخص متوجه این رابطه منطقی نباشد ولی با اندک توضیحی متوجه این استلزام بشود و فورا درستی آن گزاره را تایید کند ، این دسته از گزاره ها هم جزو باورهای فرد به شمار می آیند.


برای مثال:
ممکن است فردی باور داشته باشد که گرما سبب به جوش آمدن آب است ، اما اصلا تا به حال این گزاره را نشنیده باشد که:
هر پدیده مادی علتی مادی دارد (*)
اما اگر کسی به او توضیح دهد که لازمه ی باور یقینی به اینکه علت جوشیدن آب گرماست ، این است که باور داشته باشی که هر پدیده مادی علتی مادی دارد، به درستی آن گزاره اذعان خواهد کرد
با این وصف می توان گفت که: گزاره (*) یکی از باورهای آن شخص است.